احکام قضایا

5 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

مربع تقابل و رابطه تناقض

در منطق صوری، قضایای حملی محصوره بر اساس کمیت (کلی و جزئی) و کیفیت (موجبه و سالبه) با یکدیگر روابطی دارند که در نموداری به نام مربع تقابل نمایش داده می‌شود. یکی از قوی‌ترین این روابط، تناقض است. دو قضیه متناقض هم در سور (کمیت) و هم در نسبت (کیفیت) با هم تفاوت دارند، اما موضوع و محمول آن‌ها کاملاً یکسان است.

ویژگی‌های رابطه تناقض

رابطه تناقض به گونه‌ای است که دو قضیه متناقض هرگز نمی‌توانند همزمان صادق یا همزمان کاذب باشند. به عبارت دیگر، صدق یکی لزوماً کذب دیگری را در پی دارد و کذب یکی لزوماً صدق دیگری را نتیجه می‌دهد. عقل در پذیرش قضایای وجوبی مضطر است و از پذیرش نقیض آن‌ها ابا دارد، چرا که اجتماع و ارتفاع نقیضین محال است.

قضیه اصلقضیه متناقض (نقیض)
موجبه کلی (هر الف ب است)سالبه جزئی (بعضی الف ب نیست)
سالبه کلی (هیچ الف ب نیست)موجبه جزئی (بعضی الف ب است)
صادق (T)کاذب (F)
کاذب (F)صادق (T)

برای نقیض کردن یک قضیه شخصیه (مانند "این گل قرمز است")، تنها تغییر در نسبت (ایجاب به سلب یا برعکس) کافی است، اما در قضایای محصوره باید حتماً سور نیز تغییر کند.

واژگان کلیدی

تناقض
رابطه‌ای بین دو قضیه که در سور و نسبت متفاوت‌اند و صدق یکی مستلزم کذب دیگری است.
نقیض
قضیه‌ای که از نظر صدق و کذب کاملاً مخالف قضیه اصلی است؛ نقیضِ نقیض هر قضیه با خود آن قظم برابر است.
اجتماع و ارتفاع نقیضین
محال بودنِ همزمان درست بودن یا همزمان غلط بودن دو قضیه متناقض.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه گرفتن تناقض با تضاد: در تناقض هم سور و هم نسبت عوض می‌شود، اما در تضاد فقط نسبت تغییر می‌کند.
  • تصور اینکه نقیض «هر الف ب است»، «هیچ الف ب نیست» می‌باشد؛ در حالی که نقیض آن «بعضی الف ب نیست» است.
  • فراموش کردن تغییر سور هنگام نقیض کردن قضایای محصوره.

جمع‌بندی این مفهوم

  • رابطه تناقض میان قضایایی برقرار می‌شود که در سور و نسبت متفاوت و در موضوع و محمول یکسان باشند.
  • دو قضیه متناقض هرگز همزمان صادق یا همزمان کاذب نمی‌شوند (محال بودن اجتماع و ارتفاع نقیضین).
  • نقیض موجبه کلی، سالبه جزئی و نقیض سالبه کلی، موجبه جزئی است.
  • در قضایای شخصیه برای ایجاد تناقض تنها تغییر کیفیت (نسبت) کافی است.
  • صدق هر طرف رابطه تناقض، کذب طرف دیگر را به صورت قطعی و دوطرفه ثابت می‌کند.

نکتهٔ تکمیلی

مفهوم «خودمتناقض» در منطق به جملاتی اطلاق می‌شود که در دل خود، نقض‌کننده خودشان هستند. مشهورترین مثال آن «پارادوکس دروغگو» است: فردی می‌گوید «من همین الان دروغ می‌گویم». اگر این حرف درست باشد، پس او دروغ می‌گوید (پس حرفش غلط است) و اگر حرفش غلط باشد، یعنی دروغ نمی‌گوید (پس حرفش درست است). این بن‌بست منطقی ناشی از نقض قواعد تناقض در ساختار یک جمله است.

رابطه تضاد و تداخل تحت تضاد

روابط تضاد و تداخل تحت تضاد بر روی اضلاع بالا و پایین مربع تقابل قرار دارند. تضاد رابطه‌ای میان دو قضیه کلی است که در کیفیت (ایجاب و سلب) متفاوت هستند. در مقابل، تداخل تحت تضاد رابطه‌ای میان دو قضیه جزئی است که در کیفیت تفاوت دارند.

قواعد صدق و کذب در تضاد

در رابطه تضاد، صدق یک قضیه کلی موجب کذب قطعی قضیه کلی دیگر می‌شود. اما نکته مهم اینجاست که کذب یک قضیه کلی، لزوماً صدق دیگری را ثابت نمی‌کند (هر دو می‌توانند کاذب باشند). به این وضعیت جمع ضدین می‌گویند که محال است، اما رفع ضدین (کاذب بودن همزمان) ممکن است.

رابطه تضاد فقط مخصوص قضایای کلیه است؛ قضایای جزئیه هرگز با هم رابطه تضاد ندارند.

تداخل تحت تضاد

این رابطه بین موجبه جزئی و سالبه جزئی برقرار است. برعکس تضاد، در اینجا کذب یکی موجب صدق دیگری می‌شود، اما صدق یکی لزوماً کذب دیگری را در پی ندارد. یعنی این قضایا می‌توانند همزمان صادق باشند اما نمی‌توانند همزمان کاذب باشند.

قضایای «هر مثلثی متساوی‌الاضلاع است» و «هیچ مثلثی متساوی‌الاضلاع نیست» متضاد و هر دو کاذب هستند (رفع ضدین)؛ زیرا مثلث‌های مختلف‌الاضلاع هم وجود دارند.

واژگان کلیدی

تضاد
رابطه بین دو قضیه کلی که در کیفیت متفاوت‌اند؛ صدق یکی مستلزم کذب دیگری است.
تداخل تحت تضاد
رابطه بین دو قضیه جزئی که در کیفیت متفاوت‌اند؛ کذب یکی مستلزم صدق دیگری است.
جمع ضدین
فرضِ نادرستِ همزمان صادق بودن دو قضیه متضاد که منجر به تناقض می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اینکه قضایای جزئی می‌توانند متضاد باشند؛ تضاد مختص قضایای کلی است.
  • فکر کردن به اینکه اگر یک قضیه کلی کاذب باشد، متضاد آن حتماً صادق است (ارزش صدق در این حالت نامعلوم است).
  • اشتباه گرفتن «تداخل» با «تداخل تحت تضاد».

جمع‌بندی این مفهوم

  • تضاد رابطه‌ای میان دو قضیه کلی (موجبه کلی و سالبه کلی) است.
  • صدق یک قضیه کلی در رابطه تضاد، کذب قطعی متضاد آن را ثابت می‌کند.
  • دو قضیه متضاد می‌توانند هر دو کاذب باشند اما نمی‌توانند هر دو صادق باشند.
  • تداخل تحت تضاد رابطه‌ای میان دو قضیه جزئی است که نمی‌توانند همزمان کاذب باشند.
  • وجود و ماهیت تأثیری بر قواعد تضاد ندارد و قضایای متضاد حتی در فرض وجود هم می‌توانند کاذب باشند.

نکتهٔ تکمیلی

در منطق سنتی، رابطه تضاد را به «سیاه و سفید» تشبیه می‌کنند. شما نمی‌توانید بگویید یک شئ همزمان کاملاً سیاه و کاملاً سفید است (صدق همزمان محال)، اما می‌توانید بگویید آن شئ نه سیاه است و نه سفید، بلکه قرمز است (کذب همزمان ممکن). این دقیقاً همان قاعده‌ای است که در مربع تقابل برای قضایای کلی صادق است.

رابطه تداخل در قضایا

رابطه تداخل در مربع تقابل میان قضایایی برقرار است که در کیفیت (موجبه یا سالبه بودن) یکسان هستند، اما در کمیت (کلی یا جزئی بودن) تفاوت دارند. این رابطه بر روی اضلاع عمودی مربع تقابل دیده می‌شود.

قوانین استنتاج در تداخل

قاعده طلایی تداخل این است: صدق از کل به جزء سرایت می‌کند و کذب از جزء به کل. یعنی اگر قضیه کلی (مانند «هر الف ب است») صادق باشد، قضیه جزئی متناظر آن («بعضی الف ب است») حتماً صادق است. همچنین اگر قضیه جزئی کاذب باشد، قضیه کلی متناظر آن نیز حتماً کاذب خواهد بود.

وضعیت اصلنتیجه در متداخلحکم منطقی
کلی صادقجزئی صادق✓ (قطعی)
جزئی صادقکلی صادق؟ (نامعلوم)
جزئی کاذبکلی کاذب✓ (قطعی)
کلی کاذبجزئی کاذب؟ (نامعلوم)

نکته بسیار مهم این است که از کذب قضیه کلی یا صدق قضیه جزئی نمی‌توان به صورت قطعی نتیجه‌گیری کرد؛ در این حالات ارزش صدق قضیه متناظر نامعلوم (نامشخص) باقی می‌ماند. مثال نقض ابزاری است که برای ابطال قضایای کلی به کار می‌رود و در واقع نشان‌دهنده صدق یک قضیه جزئی نقیض است.

واژگان کلیدی

تداخل
رابطه بین دو قضیه هم‌کیفیت که فقط در کمیت (سور) متفاوت هستند.
نامعلوم (نامشخص)
وضعیتی که در آن با اطلاعات موجود نمی‌توان به طور قطعی درباره صدق یا کذب یک قضیه حکم داد.
مثال نقض
موردی جزئی که کلیت یک حکم را زیر سؤال برده و آن را ابطال می‌کند.

اشتباه‌های رایج

  • نتیجه‌گیری صدق کلی از صدق جزئی: اگر برخی سنگ‌ها رسوبی باشند، لزوماً هر سنگی رسوبی نیست.
  • نتیجه‌گیری کذب جزئی از کذب کلی: اگر «هر الف ب است» غلط باشد، لزوماً «بعضی الف ب است» غلط نیست.
  • فراموش کردن اینکه مثال نقض فقط برای ابطال قضایای کلی کاربرد دارد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • تداخل رابطه بین قضایای هم‌کیفیت است که در سور (کلی/جزئی) تفاوت دارند.
  • در صورت صدق قضیه کلی، صادق بودن قضیه جزئی متناظر واجب است.
  • در صورت کذب قضیه جزئی، کاذب بودن قضیه کلی متناظر واجب است.
  • از صدق جزئی یا کذب کلی، نمی‌توان حکم قطعی صادر کرد و ارزش صدق نامعلوم است.
  • نظریه‌های علمی را می‌توان با قیاس اثبات یا با مثال نقض ابطال کرد.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که در ریاضیات و علوم تجربی، ما مدام از رابطه تداخل استفاده می‌کنیم. دانشمندان هزاران مورد جزئی (تداخل جزئی) را مشاهده می‌کنند، اما تا زمانی که اثبات قطعی نداشته باشند، نمی‌توانند حکم کلی صادر کنند. اما تنها یک مثال نقض کافی است تا یک نظریه علمی که سال‌ها کلی پنداشته می‌شد، به کل فرو بریزد و ابطال شود.

عکس مستوی و قواعد آن

در منطق، عکس مستوی به فرایندی گفته می‌شود که در آن جای موضوع و محمول یک قضیه با حفظ کیفیت (ایجابی یا سلبی) و صدق جابه‌جا می‌شود. در این عملیات، باید عین الفاظ موضوع و محمول جابه‌جا شوند، نه صرفاً معنای آن‌ها؛ همچنین رعایت وحدت زمان و شرایط دیگر قضیه ضروری است.

قواعد جابه‌جایی در انواع قضایا

هر قضیه‌ای به شکل خاصی به عکس مستوی تبدیل می‌شود:

  • موجبه کلی (هر الف ب است): به موجبه جزئی (بعضی ب الف است) تبدیل می‌شود.
  • موجبه جزئی (بعضی الف ب است): به موجبه جزئی (بعضی ب الف است) تبدیل می‌شود.
  • سالبه کلی (هیچ الف ب نیست): به سالبه کلی (هیچ ب الف نیست) تبدیل می‌شود.
  • سالبه جزئی (بعضی الف ب نیست): این قضیه عکس مستوی لازم‌الصدق ندارد.

در عکس مستوی، از صدق اصل می‌توان به صدق عکس رسید، اما از صدق عکس نمی‌توان لزوماً به صدق اصل رسید.

نکته فنی: بین تقابل و عکس مستوی نسبت تباین برقرار است، زیرا در تقابل جای موضوع و محمول تغییر نمی‌کند اما در عکس مستوی تغییر می‌کند.

عکس مستوی قضیه «هر انسانی حیوان است» می‌شود «بعضی حیوانات انسان هستند». اگر بگوییم «هر حیوانی انسان است»، دچار خطا شده‌ایم.

واژگان کلیدی

عکس مستوی
جابه‌جا کردن موضوع و محمول قضیه با حفظ کیفیت و ارزش صدق.
لازم‌الصدق
قضیه‌ای که در صورت صادق بودن اصل، همواره و لزوماً صادق باشد.
کیفیت قضیه
موجبه یا سالبه بودن قضیه که در عکس مستوی باید ثابت بماند.

اشتباه‌های رایج

  • تبدیل موجبه کلی به موجبه کلی در عکس مستوی (مثلاً از هر الف ب است به هر ب الف است).
  • تصور اینکه سالبه جزئی عکس مستوی لازم‌الصدق دارد.
  • تغییر کیفیت قضیه (مثبت به منفی یا بالعکس) در هنگام ساخت عکس مستوی.
  • نتیجه‌گیری صدق قضیه اصلی از روی صدقِ عکس آن.

جمع‌بندی این مفهوم

  • عکس مستوی جابه‌جایی موضوع و محمول با حفظ صدق و کیفیت قضیه است.
  • موجبه کلی و موجبه جزئی هر دو به موجبه جزئی منعکس می‌شوند.
  • سالبه کلی به سالبه کلی منعکس می‌شود و ارزش معنایی آن کاملاً یکسان باقی می‌ماند.
  • سالبه جزئی تنها قضیه‌ای است که عکس مستوی لازم‌الصدق ندارد.
  • جابه‌جایی باید بر روی عین الفاظ موضوع و محمول صورت گیرد تا استدلال معتبر باشد.

نکتهٔ تکمیلی

عبارت «عکس لازم‌الصدق ندارد» به این معنا نیست که آن قضیه اصلاً عکس ندارد؛ بلکه به این معناست که منطق تضمین نمی‌کند اگر اصلِ آن درست باشد، حتماً عکسش هم درست باشد. در مورد سالبه جزئی، گاهی عکس آن درست از آب درمی‌آید و گاهی غلط. به همین دلیل در استدلال‌های دقیق منطقی، از سالبه جزئی برای عکس مستوی استفاده نمی‌شود چون نتیجه‌اش نامشخص است.

مغالطات احکام قضایا

در مبحث احکام قضایا، دو مغالطه بسیار رایج وجود دارد که شناخت آن‌ها برای جلوگیری از خطای فکری ضروری است: ایهام انعکاس و استثنای قابل چشم‌پوشی.

مغالطه ایهام انعکاس

این مغالطه زمانی رخ می‌دهد که قواعد ساخت عکس مستوی به درستی رعایت نشود. رایج‌ترین شکل آن، منعکس کردن موجبه کلی به موجبه کلی (مثلاً تبدیل «هر گردویی گرد است» به «هر گردی گردو است») یا تلاش برای عکس کردن سالبه جزئی است که اصلاً عکس لازم‌الصدق ندارد. همچنین جابه‌جا نکردن دقیق موضوع و محمول یا نادیده گرفتن وحدت زمان در قضایا می‌تواند منجر به این مغالطه شود.

مغالطه استثنای قابل چشم‌پوشی

این مغالطه زمانی اتفاق می‌افتد که فرد یک حکم کلی صادر کند، اما در واقعیت یک یا چند مورد استثنا (مثال نقض) وجود داشته باشد که فرد آگاهانه یا ناآگاهانه آن‌ها را نادیده گرفته و همچنان بر کلی بودن حکم خود اصرار ورزد.

نوع مغالطهعلت خطا
ایهام انعکاسعدم رعایت قواعد عکس مستوی
استثنای قابل چشم‌پوشینادیده گرفتن مثال نقض در حکم کلی
عدم رعایت تقابلاستنتاج غلط از مربع تقابل

گوینده می‌گوید: «تمام کالاهای این مغازه ارزان است.» شما یک کالای گران پیدا می‌کنید و او می‌گوید: «خب آن یک مورد استثناست و به حساب نمی‌آید!» این مغالطه استثنای قابل چشم‌پوشی است.

واژگان کلیدی

ایهام انعکاس
خطای ذهنی ناشی از جابه‌جایی نادرست موضوع و محمول یا رعایت نکردن قواعد تغییر سور در عکس مستوی.
استثنای قابل چشم‌پوشی
اصرار بر یک حکم کلی با وجود آگاهی از وجود مثال‌های نقضی که آن حکم را ابطال می‌کنند.
توسل به معنای ظاهری
توجه به معنای تحت‌اللفظی کلمات به جای درک مقصود اصلی گوینده (متفاوت با استثنای قابل چشم‌پوشی).

اشتباه‌های رایج

  • ترکیب مغالطه استثنای قابل چشم‌پوشی با تعمیم شتاب‌زده (تعمیم شتاب‌زده نتیجه‌گیری کلی از موارد اندک است، اما استثنای قابل چشم‌پوشی نادیده گرفتنِ یک موردِ نقض است).
  • تصور اینکه اصرار بر احکام ریاضی بدون استثنا (مثل زوج بودن اعداد) مغالطه است.
  • فکر کردن به اینکه ایهام انعکاس فقط در قضایای کلی رخ می‌دهد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • مغالطه ایهام انعکاس نتیجه رعایت نکردن قواعد منطقی در عملیات عکس مستوی است.
  • تبدیل نادرست موجبه کلی به موجبه کلی، نمونه بارز ایهام انعکاس است.
  • مغالطه استثنای قابل چشم‌پوشی یعنی اصرار بر حکم کلی با وجود مثال نقض.
  • عمل کردن برخلاف قاعده به معنای ابطال آن قاعده نیست، بلکه صرفاً اشتباه در عمل است.
  • برای بررسی قضایا در احکام، باید موضوع و محمول جابه‌جا شده و محمول‌ها دقیقاً یکسان باشند.

نکتهٔ تکمیلی

مغالطه استثنای قابل چشم‌پوشی در دنیای تبلیغات بسیار پرکاربرد است. برندها اغلب از جملاتی مثل «بهترین در جهان» یا «بدون هیچ عارضه‌ای» استفاده می‌کنند. وقتی مشتری با یک مورد عارضه یا کیفیت پایین مواجه می‌شود، شرکت‌ها آن را به «شرایط خاص نگهداری مشتری» یا «موردی نادر» نسبت می‌دهند. در واقع آن‌ها با ایجاد یک استثنای ساختگی، سعی می‌کنند از ابطال حکم کلی تبلیغاتی خود جلوگیری کنند.

خلاصهٔ درس

مربع تقابل چه می‌گوید؟

Logic · Categorical Propositions

مربع تقابل و رابطه تناقض

  • تناقض: تفاوت در سور (کمیت) و کیفیت (نسبت)، موضوع/محمول یکسان
  • دو قضیه متناقض هرگز همزمان صادق یا کاذب نمی‌شوند
  • نقیض «هر الف ب است» ← «بعضی الف ب نیست»
  • نقیض «هیچ الف ب نیست» ← «بعضی الف ب است»
  • در قضایای شخصیه تغییر کیفیت (نسبت) برای نقیض‌سازی کافی است
تناقض (Contradiction)
دو قضیه که صدق یکی مستلزم کذب دیگری و بالعکس است

نکته: پارادوکس دروغگو («من همین الان دروغ می‌گویم») نمونه نقض قواعد تناقض در یک جمله است.

تضاد و تداخل تحت تضاد

  • تضاد: میان دو قضیه کلی (موجبه کلی ↔ سالبه کلی) — فقط مختص کلیات
  • صدق یکی ← کذب قطعی دیگری؛ کذب یکی ← ارزش نامعلوم
  • دو متضاد می‌توانند همزمان کاذب باشند (رفع ضدین ممکن است)
  • تداخل تحت تضاد: میان دو قضیه جزئی (موجبه ↔ سالبه جزئی)
  • دو قضیه زیرمتضاد می‌توانند همزمان صادق؛ نمی‌توانند همزمان کاذب باشند
جمع ضدین
فرضِ نادرستِ همزمان صادق بودن دو قضیه متضاد کلی

نکته: مثل سیاه و سفید: شئ نمی‌تواند هر دو باشد، اما می‌تواند هیچ‌کدام نباشد — رفع ضدین ممکن است.

رابطه تداخل در قضایا

  • تداخل: میان قضایای هم‌کیفیت با تفاوت سور (کلی ↔ جزئی)
  • صدق کلی ← صدق جزئی (قطعی)؛ کذب جزئی ← کذب کلی (قطعی)
  • صدق جزئی یا کذب کلی ← ارزش صدق نامعلوم است
  • در علم: هزار مثال، حکم کلی نمی‌دهد؛ یک نقض، نظریه را می‌شکند
  • مثال نقض: صدق یک جزئی نقیض که کذب حکم کلی را ثابت می‌کند
مثال نقض
موردی جزئی که کلیت یک حکم را ابطال می‌کند

نکته: دانشمندان هزاران مشاهده جمع می‌کنند ولی یک مثال نقض کافی است نظریه‌ای را براندازد.

عکس مستوی و قواعد آن

  • عکس مستوی: جابه‌جایی موضوع و محمول با حفظ کیفیت و صدق
  • موجبه کلی → موجبه جزئی (هر الف ب است → بعضی ب الف است)
  • موجبه جزئی → موجبه جزئی؛ سالبه کلی → سالبه کلی
  • سالبه جزئی: تنها قضیه‌ای که عکس مستوی لازم‌الصدق ندارد
  • از صدق اصل می‌توان به صدق عکس رسید؛ از عکس به اصل نه
لازم‌الصدق
قضیه‌ای که اگر اصلش درست باشد، همواره درست است

نکته: «عکس لازم‌الصدق ندارد» یعنی صدق عکس تضمین نشده است، نه اینکه عکس وجود ندارد.

مغالطات احکام قضایا

  • ایهام انعکاس: رعایت نکردن قواعد عکس مستوی (مثلاً کلی → کلی)
  • جابه‌جا نکردن دقیق الفاظ یا نادیده گرفتن وحدت زمان ← ایهام انعکاس
  • استثنای قابل چشم‌پوشی: اصرار بر حکم کلی با وجود مثال نقض
  • تعمیم شتاب‌زده ≠ استثنای قابل چشم‌پوشی (دو مغالطه متفاوت‌اند)
  • ایهام انعکاس به سور/کیفیت ربط دارد؛ استثنا به نادیده گرفتن نقض
ایهام انعکاس
خطای ساخت عکس مستوی با نقض قواعد سور یا کیفیت

نکته: تبلیغات «بدون هیچ عارضه‌ای» نمونه استثنای قابل چشم‌پوشی است؛ یک مورد نقض را «استثنا» می‌خوانند.

نکات کلیدی — دام‌های رایج آزمون

  • تناقض: هم سور هم کیفیت عوض می‌شود؛ تضاد: فقط کیفیت — اشتباه نگیرید
  • نقیض «هر الف ب است»، «هیچ الف ب نیست» نیست — سالبه جزئی است
  • کذب یک قضیه کلی متضاد → ارزش دیگری نامعلوم است، نه لزوماً صادق
  • از صدق جزئی نمی‌توان صدق کلی نتیجه گرفت (خطای رایج در تداخل)
  • موجبه کلی در عکس مستوی → جزئی می‌شود، نه کلی
  • استثنای قابل چشم‌پوشی ≠ تعمیم شتاب‌زده؛ اولی نقض را می‌دانند و نادیده می‌گیرند

یک تست از این درس

خودت را بسنج

در رابطهٔ «تداخل تحت تضاد» میان قضایای جزئیه در مربع تقابل، ارزش صدق قضایا چگونه تعیین می‌شود؟

  1. دو قضیهٔ تحت‌تضاد هیچ‌گاه نمی‌توانند همزمان صادق باشند؛ بنابراین با صدق یکی، کذب دیگری قطعی است.
  2. دو قضیهٔ تحت‌تضاد می‌توانند همزمان کاذب باشند؛ بنابراین با کاذب بودن یکی، ارزش صدق قضیهٔ متناظر دیگر در تمام حالت‌ها کاملاً نامشخص است.
  3. با صادق بودن یکی از قضایا، دیگری قطعاً کاذب می‌شود، اما با کاذب بودن یکی، ارزش صدق دیگری نامشخص است.
  4. دو قضیهٔ تحت‌تضاد هیچ‌گاه نمی‌توانند همزمان کاذب باشند؛ بنابراین با کاذب بودن یکی، صدق دیگری قطعی است.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۴

رابطهٔ تداخل تحت تضاد (تحت‌تضاد) مخصوص قضایای جزئیه (موجبهٔ جزئیه و سالبهٔ جزئیه) است: ۱. قانون این رابطه این است که «این دو قضیه هیچ‌گاه همزمان کاذب نمی‌شوند، اما می‌توانند همزمان صادق باشند». ۲. بنابراین، اگر بدانیم یکی از قضایا کاذب است، قضیهٔ دیگر قطعاً صادق خواهد بود. بنابراین، گزینهٔ ۴ درست است. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینهٔ ۱: دو قضیهٔ تحت‌تضاد می‌توانند همزمان صادق باشند. گزینهٔ ۲: این قضایا نمی‌توانند همزمان کاذب باشند. گزینهٔ ۳: با صادق بودن یکی، دیگری نامشخص است، نه کاذب.

درس‌های دیگر این بخش · منطق