اعتراض شخص ثالث

5 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

ماهیت و شرایط اعتراض ثالث

اعتراض شخص ثالث یکی از طرق فوق‌العاده شکایت از آراء است که به افرادی اختصاص دارد که خود یا نماینده‌شان در دادرسی منجر به صدور رأی، به عنوان اصحاب دعوا (خواهان، خوانده، وارد یا مجلوب ثالث) دخالت نداشته‌اند. طبق اصل نسبی بودن احکام، رأی دادگاه اصولاً نباید علیه کسانی که طرف دعوا نبوده‌اند اجرا شود، اما اگر رأی صادره به هر نحوی به حقوق شخص ثالث خللی وارد آورد، وی حق دارد نسبت به آن اعتراض کند.

محدوده آراء قابل اعتراض

برخلاف بسیاری از روش‌های شکایت، اعتراض ثالث محدود به احکام قطعی نیست. ثالث می‌تواند نسبت به هرگونه رأی اعم از حکم، قرار، آرای قطعی یا غیرقطعی، و حتی تصمیمات مراجع غیردادگستری اعتراض کند.

اعتراض ثالث نسبت به آرای دادگاه‌های عمومی، انقلاب، تجدیدنظر، داوری، دیوان عدالت اداری و حتی تصمیمات حسبی امکان‌پذیر است.

نکته مهم این است که برای اعتراض ثالث، فعلیت ضرر شرط نیست؛ یعنی لازم نیست حتماً حکم اجرا شده باشد، بلکه صرف وجود خلل (حتی بالقوه) به حقوق ثالث برای ایجاد حق اعتراض کافی است.

اعتراض به آرای خاص

در مورد حکم داور، تنها کسانی می‌توانند اعتراض کنند که در تعیین داور شرکت نداشته‌اند. همچنین طبق نظریه شورای عالی ثبت، حتی تصمیمات واحد ثبتی در دعوای افراز ملک نیز مشمول اطلاق ماده ۴۱۸ قانون آیین دادرسی مدنی بوده و قابل اعتراض ثالث است.

واژگان کلیدی

طرق فوق‌العاده شکایت
روش‌هایی برای اعتراض به آراء که خارج از روال عادی (واخواهی و تجدیدنظر) هستند، مانند فرجام‌خواهی و اعتراض ثالث.
اصحاب دعوا
طرفین اصلی دادرسی شامل خواهان و خوانده و کسانی که در طول دادرسی وارد دعوا شده یا جلب شده‌اند.
تصمیمات حسبی
اموری که دادگاه در آن‌ها به حقوق عمومی یا امور شخصی رسیدگی می‌کند بدون اینکه لزوماً دعوا و منازعه‌ای بین طرفین باشد.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است اگر تصور کنیم اعتراض ثالث فقط نسبت به احکام قطعی ممکن است؛ این اعتراض نسبت به آرای غیرقطعی و حتی قرارها نیز پذیرفته می‌شود.
  • برخلاف تصور، برای اعتراض ثالث لازم نیست حتماً حکم اجرا شده باشد؛ صرف تضییع حق ولو پیش از اجرا کافی است.
  • شخصی که در دادرسی حضور داشته (مثلاً مجلوب ثالث بوده) نمی‌تواند بعداً به همان رأی اعتراض ثالث کند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • اعتراض ثالث ویژه اشخاصی است که در دادرسی اصلی به عنوان طرف دعوا حضور نداشته‌اند.
  • برخلاف سایر روش‌ها، اعتراض ثالث نسبت به تمامی آراء (حکم، قرار، داوری، حسبی) مسموع است.
  • شرط اساسی برای پذیرش این اعتراض، وارد شدن خلل به حقوق قانونی معترض است.
  • در مورد داوری، عدم شرکت در انتخاب داور شرط لازم برای اعتراض ثالث به رأی اوست.
  • این اعتراض جزو طرق فوق‌العاده شکایت از آراء محسوب می‌شود.

انواع اعتراض ثالث و صلاحیت دادگاه

اعتراض شخص ثالث بر اساس نحوه و زمان طرح به دو دسته اصلی تقسیم می‌شود:

۱. اعتراض ثالث اصلی

این اعتراض زمانی است که شخص ثالث مستقلاً از وجود حکمی مطلع شده و به آن اعتراض می‌کند. مرجع صالح برای رسیدگی، دادگاهی است که رأی قطعی مورد اعتراض را صادر کرده است. اگر حکمی در مرحله بدوی صادر و در تجدیدنظر تایید (ابرام) شده باشد، مرجع رسیدگی به اعتراض ثالث همان دادگاه تجدیدنظر خواهد بود.

۲. اعتراض ثالث طاری

زمانی رخ می‌دهد که در جریان یک دادرسی (دعوای اصلی)، یکی از طرفین برای اثبات ادعای خود به حکمی که قبلاً صادر شده استناد کند و طرف مقابل (که ثالثِ آن حکم محسوب می‌شود) به آن اعتراض نماید. در مورد صلاحیت رسیدگی به اعتراض طاری، قواعد ذیل حاکم است:

درجه دادگاه‌هامرجع رسیدگی
هم‌عرض یا بالاتردادگاه رسیدگی‌کننده به دعوای اصلی
دادگاه معترض‌عنه بالاتر باشددادگاه صادرکننده حکم اولیه (تجدیدنظر)

نکته حقوقی بسیار مهم این است که نقض حکم توسط دادگاه هم‌عرض در موارد اعتراض ثالث طاری، یک استثنا بر ماده ۸ ق.آ.د.م (قاعده عدم تغییر حکم توسط مرجع هم‌عرض) محسوب می‌شود.

تشریفات و مهلت

اعتراض ثالث اصلی همواره مستلزم تقدیم دادخواست و پرداخت هزینه دادرسی است و ترتیب رسیدگی آن مانند دادرسی نخستین است. اما اعتراض ثالث طاری اصولاً بدون دادخواست و در همان جلسه دادرسی به عمل می‌آید، مگر اینکه درجه دادگاه صادرکننده رأی بالاتر باشد.

به‌عنوان مثال، اگر در یک دعوای مالکیت در دادگاه بدوی، خوانده به حکمی استناد کند که قبلاً در دادگاه تجدیدنظر صادر شده، خواهان برای اعتراض به آن حکم باید دادخواست خود را به همان دادگاه تجدیدنظر تقدیم کند.

واژگان کلیدی

اعتراض ثالث اصلی
اعتراضی که بدون وجود دعوای در جریان، مستقلاً توسط ثالث علیه یک حکم صادر می‌شود.
اعتراض ثالث طاری
اعتراضی که در اثنای رسیدگی به یک دعوا نسبت به حکمی که در آن دعوا به عنوان دلیل ابراز شده، مطرح می‌گردد.
دادگاه هم‌عرض
دادگاه‌هایی که از نظر سلسله مراتب قضایی در یک سطح قرار دارند (مثلاً دو شعبه از دادگاه عمومی حقوقی).

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که فکر کنیم اعتراض طاری همواره در دادگاهِ در حال رسیدگی انجام می‌شود؛ اگر حکم مورد اعتراض از دادگاهی با درجه بالاتر باشد، حتماً باید به همان مرجع بالاتر مراجعه کرد.
  • ترتیب دادرسی اعتراض اصلی برخلاف اعتراض طاری، عیناً مانند دادرسی در مرحله نخستین (بدوی) است.
  • اعتراض ثالث برخلاف ورود و جلب ثالث، جزء دعاوی طاری (ماده ۱۷) محسوب نمی‌شود، بلکه یک طریق شکایت از آراء است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • اعتراض ثالث اصلی همواره نیازمند تقدیم دادخواست به دادگاه صادرکننده رأی قطعی است.
  • ترتیب رسیدگی به اعتراض اصلی مانند دادرسی نخستین و اعتراض طاری موافق اصول دادرسی است.
  • اگر دادگاهِ دعوای اصلی پایین‌تر از دادگاه صادرکننده رأی باشد، اعتراض طاری باید با دادخواست به مرجع بالاتر برود.
  • اعتراض ثالث برخلاف تجدیدنظر یا فرجام، اصولاً مهلت زمانی مشخصی برای طرح ندارد.
  • نقض حکم توسط مرجع هم‌عرض در اعتراض طاری، استثنایی قانونی برای حفظ حقوق ثالث است.

آثار اعتراض ثالث بر اجرای حکم

بر اساس قاعده کلی در حقوق، شکایت از آراء (به جز واخواهی و تجدیدنظر در برخی موارد) اثر تعلیقی بر اجرای حکم ندارد. بنابراین، صرف تقدیم دادخواست اعتراض ثالث موجب توقف اجرای حکم نمی‌شود. اما قانون‌گذار برای جلوگیری از خسارات جبران‌ناپذیر به ثالث، شرایطی را برای تأخیر در اجرای حکم پیش‌بینی کرده است.

تأخیر در اجرای حکم (ماده ۴۲۴ ق.آ.د.م)

دادگاه تنها در صورتی قرار تأخیر اجرای حکم را صادر می‌کند که شرایط ذیل همزمان برقرار باشند:

  • ارائه درخواست توسط معترض ثالث.
  • اثبات این موضوع که اجرای حکم باعث ورود ضرر و زیانی می‌شود که جبران آن در آینده ناممکن یا بسیار دشوار است.
  • اخذ تأمین مناسب از معترض ثالث برای جبران خسارات احتمالی محکوم‌له اصلی.

قرار تأخیر اجرای حکم باید همواره دارای مدت معین باشد و دادگاه نمی‌تواند اجرای حکم را برای زمان نامحدود متوقف کند.

تأثیر بر دعوای اصلی در اعتراض طاری

در اعتراض ثالث طاری، اگر دادگاه تشخیص دهد که نتیجه اعتراض بر سرنوشت دعوای اصلی موثر است، می‌تواند رسیدگی به دعوای اصلی را تا زمان تعیین تکلیف اعتراض ثالث به تأخیر بیندازد (ماده ۴۲۳).

پس از اجرای حکم

اعتراض ثالث حتی پس از اجرای کامل حکم نیز مسموع است، به شرطی که معترض ثابت کند حقوق موضوع اعتراض او به روش‌های قانونی ساقط نشده است. اگر حق ساقط شده باشد، امکان اعتراض ثالث وجود ندارد اما ثالث می‌تواند دعوای مستقل مطالبه خسارت علیه عامل زیان مطرح کند.

واژگان کلیدی

اثر تعلیقی
توقف خودکار عملیات اجرایی حکم به محض ثبت شکایت یا اعتراض.
تأمین مناسب
مال یا مبلغی که معترض به صندوق دادگاه می‌سپارد تا در صورت رد ادعای او، خسارات طرف مقابل از آن جبران شود.
سقوط حق
از بین رفتن دائمی یک حق قانونی به دلیل انتقال، ابراء یا سایر جهات قانونی.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که فکر کنیم دادگاه می‌تواند بدون اخذ تأمین، اجرای حکم را به تأخیر بیندازد.
  • بسیاری تصور می‌کنند با پایان اجرای حکم دیگر نمی‌توان اعتراض ثالث کرد، در حالی که تا زمانی که حق اصلی باقیست، اعتراض مسموع است.
  • تأخیر در اجرای حکم نباید بدون مدت باشد؛ دادگاه موظف است مهلت مشخصی را در قرار قید کند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • اعتراض ثالث به خودی خود مانع اجرای حکم نیست و فاقد اثر تعلیقی است.
  • توقف اجرا مستلزم درخواست معترض، اخذ تأمین و احراز خطر ضرر جبران‌ناپذیر توسط دادگاه است.
  • در اعتراض طاری، دادگاه می‌تواند رسیدگی به اصل دعوا را تا مشخص شدن نتیجه اعتراض معلق کند.
  • اعتراض ثالث حتی بعد از اجرای حکم نیز تا زمانی که حق معترض ساقط نشده باشد، جایز است.
  • آرای صادره در نتیجه اعتراض ثالث، از نظر امکان شکایت، تابع مقررات عمومی سایر احکام هستند.

صدور رأی و اعتراض ثالث اجرایی

در صورتی که دادگاه اعتراض ثالث را وارد تشخیص دهد، باید وارد ماهیت موضوع شده و بررسی کند که رأی مورد اعتراض تا چه حد به حقوق ثالث لطمه زده است.

لغو و نقض رأی (ماده ۴۲۵)

نتیجه پذیرش اعتراض ثالث با سایر روش‌ها متفاوت است. دادگاه در اینجا رأی را نقض نمی‌کند، بلکه آن را لغو یا بی‌اثر می‌کند. قاعده اصلی این است که فقط آن قسمتی از حکم که به ضرر ثالث است لغو شود.

اگر حکم مورد اعتراض از نظر موضوعی غیرقابل تجزیه و تفکیک باشد، دادگاه مجبور است تمام حکم را لغو نماید.

اعتراض ثالث اجرایی (مواد ۱۴۶ و ۱۴۷ ق.ا.ا.م)

این نوع اعتراض با اعتراض ثالث حقوقی متفاوت است. اعتراض ثالث اجرایی زمانی مطرح می‌شود که حکمی صادر شده و در مرحله اجرا، مالی توقیف می‌شود که ثالث ادعای مالکیت یا حقی بر آن مالِ خاص دارد.

ویژگیاعتراض ثالث حقوقیاعتراض ثالث اجرایی
هدفابطال خودِ رأیرفع توقیف از مال
هزینهداردندارد
تشریفاتدادخواست رسمیبدون تشریفات (درخواست)

نکته حیاتی: اگر موضوع حکم، تحویل عین معین (مثلاً یک خودروی مشخص) باشد، ادعای ثالث نسبت به آن، اعتراض به خودِ رأی محسوب می‌شود نه اعتراض اجرایی. اما اگر حکم مالی باشد و برای اجرای آن هر مالی توقیف شود، اعتراض ثالث اجرایی است. در شکایت اجرایی، اگر ادعای ثالث مستند به سند رسمی یا حکم قطعی مقدم بر توقیف باشد، دادگاه سریعاً رفع توقیف می‌کند.

واژگان کلیدی

غیرقابل تجزیه و تفکیک
حکمی که ماهیت آن به گونه‌ای است که نمی‌توان بخشی از آن را اجرا کرد و بخش دیگر را لغو نمود (مثل حکم تخلیه یک اتاق از خانه).
عین معین
مال مشخص و منحصر بفردی که در عالم خارج وجود دارد (مثل پلاک ثبتی یا شماره شاسی خاص).
رفع توقیف
آزاد کردن مالی که توسط دایره اجرا برای پرداخت بدهی ضبط شده است.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است اگر فکر کنیم در صورت ورود اعتراض ثالث، همیشه تمام حکم لغو می‌شود؛ اصل بر لغوِ بخشی است.
  • نباید اعتراض به «نحوه اجرای حکم» را با اعتراض به «خودِ حکم» اشتباه گرفت؛ اولی هزینه دادرسی ندارد اما دومی دارد.
  • اگر معترض ثالث در جلسه حاضر نشود و رسیدگی بدون او ممکن نباشد، دادگاه قرار «ابطال دادخواست» صادر می‌کند، نه قرار رد دعوا.

جمع‌بندی این مفهوم

  • با پذیرش اعتراض، دادگاه وارد ماهیت شده و بخش زیان‌بار حکم برای ثالث را لغو می‌کند.
  • لغو کل حکم تنها زمانی صورت می‌گیرد که تجزیه و تفکیک آن غیرممکن باشد.
  • شکایت اجرایی ثالث به نحوه اجرا مربوط است و برخلاف اعتراض اصلی، تشریفات و هزینه ندارد.
  • اگر ادعای ثالث مستند به سند رسمی مقدم بر توقیف باشد، رفع توقیف فوری انجام می‌شود.
  • رأی صادره در مورد اعتراض ثالث قابل واخواهی نیست اما قابل تجدیدنظر و فرجام (تحت شرایط) است.

اعتراض ثالث در دعاوی خاص (وقف، افراز و شرکت‌ها)

قواعد اعتراض ثالث در دعاوی خاص مانند وقف، ثبت املاک و شرکت‌های تجاری دارای ظرافت‌های ویژه‌ای است که در آزمون‌های حقوقی بسیار مورد توجه قرار می‌گیرد.

موقوفات و اداره اوقاف

حفظ موقوفات مجهول‌التولیه (آن‌هایی که متولی‌شان معلوم نیست) بر عهده اداره اوقاف است. بنابراین اگر شخصی ادعای تولیت ملکی را کند و حکمی بگیرد، اداره اوقاف تنها در صورتی می‌تواند به عنوان ثالث اعتراض کند که تولیت شخص مذکور را تکذیب نماید.

اگر اداره اوقاف تولیت فرد را قبول داشته باشد اما فرد در دعوا شکست بخورد (مثلاً حکم به عدم وقفیت صادر شود)، اداره اوقاف حق اعتراض ندارد، چون حقوق قانونی‌اش تضییع نشده است.

افراز و واحد ثبتی

اعتراض به تصمیم واحد ثبتی در مورد افراز ملک مشاع باید ظرف ۱۰ روز به دادگاه تقدیم شود. این دعوا باید به طرفیت کلیه شرکا اقامه گردد. حکم دادگاه در این خصوص قابل فرجام‌خواهی در دیوان عالی کشور است.

شرکت‌های تضامنی

در شرکت‌های تضامنی، شخصیت حقوقی شرکت از شرکا مستقل است. لذا:

  • اگر حکمی علیه یکی از شرکا صادر شود که به اموال شرکت لطمه بزند، شرکت می‌تواند اعتراض ثالث کند.
  • برعکس، برای اجرای حکمِ بدهی شرکت علیه شرکا، باید ابتدا شرکت منحل شود و اموالش کافی نباشد.

طلبکاران شخصی شریک می‌توانند در صورت عدم کفایت اموال او، درخواست انحلال شرکت تضامنی را بدهند تا طلب خود را از سهم شریک بردارند.

واژگان کلیدی

مجهول‌التولیه
مال وقفی که در حال حاضر کسی به عنوان متولی قانونی برای اداره آن مشخص نشده است.
افراز
جدا کردن سهم مشاع شرکا در مال غیرمنقول (ملک) و تبدیل آن به سهم مفروز.
شرکت تضامنی
شرکتی که در آن اگر دارایی شرکت کافی نباشد، هر یک از شرکا مسئول پرداخت تمام دیون شرکت هستند.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است اگر فکر کنیم اداره اوقاف در هر دعوای وقفی حق اعتراض ثالث دارد؛ شرط آن تکذیب تولیت طرف دعواست.
  • مهلت اعتراض به افراز ۱۰ روز است، نه ۲۰ روز.
  • برای مراجعه به شرکای شرکت تضامنی، حتماً باید انحلال شرکت صورت گرفته باشد.
  • در دعوای اعتراض به افراز، نباید فقط کسی که با او اختلاف داریم را خوانده قرار دهیم، بلکه تمام شرکا باید طرف دعوا باشند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • اداره اوقاف برای حفظ موقوفات مجهول‌التولیه، در صورت عدم تایید تولیت طرفین، حق اعتراض ثالث دارد.
  • اعتراض به تصمیم افراز ثبتی باید با رعایت مهلت ۱۰ روزه و به طرفیت تمامی شرکا باشد.
  • حکم دادگاه در مورد اعتراض به افراز ثبتی، برخلاف بسیاری از قرارها، قابل فرجام‌خواهی است.
  • شخصیت مستقل شرکت تضامنی به آن اجازه می‌دهد به عنوان ثالث علیه احکام صادره بر ضد شرکایش اقدام کند.
  • اجرای حکم بدهی شرکت علیه شرکا مستلزم طی تشریفات انحلال و احراز عدم کفایت دارایی شرکت است.

خلاصهٔ درس

وقتی رأی دیگران به تو ضرر می‌زند!

Civil Procedure · Third-Party Objection

ماهیت و شرایط پذیرش اعتراض

  • راهی برای اشخاصِ غایب از دادرسی که رأی به حقوقشان خلل وارد کرده
  • اصل «نسبی بودن احکام»: حکم اصولاً نباید علیه غیرطرفین اجرا شود
  • قابل طرح در برابر هر رأیی: حکم، قرار، قطعی، غیرقطعی، داوری، حسبی
  • شامل آرای دیوان عدالت اداری و تصمیمات واحد ثبتی (ماده ۴۱۸) نیز می‌شود
  • شرط: خلل به حق ثالث — فعلیت ضرر لازم نیست؛ خطر بالقوه کافی است
طرق فوق‌العاده شکایت
روش‌های خارج از تجدیدنظر و واخواهی معمول

نکته: کسی که خود در دادرسی حضور داشته (مجلوب ثالث بوده) حق اعتراض ثالث به همان رأی را ندارد.

اعتراض اصلی در برابر اعتراض طاری

  • اعتراض اصلی: ثالث مستقلاً دادخواست به دادگاهِ صادرکننده رأی قطعی می‌دهد
  • رسیدگی اصلی ← مانند مرحله نخستین (دادخواست + هزینه دادرسی)
  • اعتراض طاری: در اثنای دعوای دیگر، طرف به حکمی استناد و مقابل اعتراض می‌کند
  • دادگاه دعوای اصلی هم‌عرض یا بالاتر از دادگاه معترض‌عنه ← همان دادگاه رسیدگی می‌کند
  • دادگاه معترض‌عنه بالاتر باشد ← اعتراض طاری باید با دادخواست به مرجع بالاتر برود
اعتراض طاری
اعتراض به حکمِ استنادشده در جریان دادرسی دیگر

نکته: نقض حکم توسط مرجع هم‌عرض در اعتراض طاری، استثنایی صریح بر ماده ۸ ق.آ.د.م است.

آثار اعتراض بر اجرای حکم

  • اعتراض ثالث به‌خودیِ خود اثر تعلیقی ندارد — حکم اجرا می‌شود
  • تأخیر در اجرا (ماده ۴۲۴): نیاز به درخواست ثالث + تأمین مناسب + خطر ضرر جبران‌ناپذیر
  • قرار تأخیر اجرا حتماً باید مدت معین داشته باشد؛ تعلیق نامحدود ممنوع است
  • در اعتراض طاری: دادگاه می‌تواند رسیدگی به دعوای اصلی را تا روشن شدن اعتراض معلق کند
  • حتی پس از اجرای کامل حکم، اعتراض ثالث تا زمانی که حق ساقط نشده مسموع است
اثر تعلیقی
توقف خودکار اجرای حکم به محض اعتراض (که اعتراض ثالث فاقد آن است)

نکته: اگر حق ثالث ساقط شده باشد، راه اعتراض بسته است اما دعوای مستقل مطالبه خسارت ممکن است.

صدور رأی و اعتراض ثالث اجرایی

  • با پذیرش اعتراض، دادگاه وارد ماهیت می‌شود و فقط بخشِ زیان‌بار را لغو می‌کند
  • لغو کل حکم تنها اگر تجزیه و تفکیک آن غیرممکن باشد (ماده ۴۲۵)
  • اعتراض ثالث اجرایی (مواد ۱۴۶-۱۴۷ ق.ا.ا.م): ادعا بر مالِ توقیف‌شده در مرحله اجرا
  • اعتراض اجرایی ← بدون دادخواست و بدون هزینه (فقط درخواست)
  • اگر ادعای ثالث مستند به سند رسمی یا حکم قطعی مقدم بر توقیف باشد ← رفع توقیف فوری
عین معین
مال مشخص و منحصربه‌فرد در عالم خارج (مثل پلاک ثبتی خاص)

نکته: اگر موضوع حکم تحویل عین معین باشد، ادعای ثالث، اعتراض به خود رأی است نه اعتراض اجرایی.

اعتراض در دعاوی خاص (وقف، افراز، شرکت)

  • اداره اوقاف فقط اگر تولیت طرف دعوا را تکذیب کند حق اعتراض ثالث دارد
  • اعتراض به تصمیم افراز ثبتی: مهلت ۱۰ روزه + به طرفیت تمامی شرکا
  • حکم دادگاه در اعتراض به افراز ثبتی قابل فرجام‌خواهی در دیوان عالی است
  • شرکت تضامنی به‌مثابه ثالث می‌تواند علیه حکمِ صادره بر ضد شرکایش اعتراض کند
  • اجرای حکم بدهی شرکت علیه شرکا: مشروط به انحلال و احراز کمبود دارایی شرکت
مجهول‌التولیه
موقوفه‌ای که متولی قانونی مشخصی ندارد

نکته: طلبکاران شخصی شریک می‌توانند در صورت کمبود اموال او، درخواست انحلال شرکت تضامنی بدهند.

نکات کلیدی — دام‌های آزمونی

  • اعتراض ثالث فقط برای احکام قطعی نیست — قرارها و آرای غیرقطعی هم قابل اعتراضند
  • اجرای حکم شرط اعتراض ثالث نیست؛ خلل بالقوه به حق ثالث کافی است
  • تأخیر اجرا: دادگاه بدون اخذ تأمین نمی‌تواند قرار تأخیر صادر کند
  • اعتراض اجرایی (۱۴۶-۱۴۷ ق.ا.ا.م) نه دادخواست دارد نه هزینه — اعتراض به رأی دارد
  • مهلت اعتراض به افراز ثبتی ۱۰ روز است نه ۲۰ روز
  • اداره اوقاف اگر تولیت طرف را قبول داشته باشد حق اعتراض ندارد — حتی اگر حکم بد باشد

یک تست از این درس

خودت را بسنج

حکمی مبنی بر محکومیت مالی یک شرکت تضامنی به پرداخت مبلغی مشخص صادر شده است. دارایی شرکت برای پرداخت بدهی کافی نیست. در خصوص نحوه وصول این مبلغ از شرکا، کدام مورد صحیح است؟

  1. طلبکار پیش از انحلال شرکت می‌تواند با اثبات عدم کفایت دارایی شرکت، حکم صادره را علیه اموال شخصی هر یک از شرکا به اجرا بگذارد.
  2. طلبکار تنها پس از انحلال شرکت تضامنی می‌تواند برای وصول طلب خود، اقدام به طرح دعوای جداگانه علیه هر یک از شرکا در دادگاه نماید.
  3. طلبکار پس از انحلال شرکت می‌تواند همان حکم محکومیت شرکت را بدون نیاز به تحصیل حکم جدید، علیه اموال شرکا به صورت تضامنی اجرا کند.
  4. طلبکاران شخصی شرکا می‌توانند پیش از انحلال شرکت، طلب خود را مستقیماً از اموال شرکت تضامنی معادل سهم آن شریک وصول و توقیف نمایند.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۳

به موجب ماده ۱۲۴ قانون تجارت، در صورت انحلال شرکت تضامنی و عدم کفایت دارایی آن، طلبکاران می‌توانند برای وصول مابقی طلب خود به شرکا مراجعه کنند. در این حالت، با توجه به مسئولیت تضامنی شرکا، می‌توان همان حکم محکومیت شرکت را بدون نیاز به اقامه دعوای مجدد علیه شرکا اجرا کرد. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه اول: مراجعه به شرکا برای دیون شرکت پیش از انحلال شرکت تضامنی امکان‌پذیر نیست. گزینه دوم: پس از انحلال شرکت، نیازی به طرح دعوای جداگانه و تحصیل حکم جدید علیه شرکا وجود ندارد. گزینه چهارم: طلبکاران شخصی شرکا حق وصول طلب خود از اموال شرکت تضامنی را پیش از انحلال آن ندارند.

تمرین بیشتر در اپ

درس‌های دیگر این بخش · آیین دادرسی مدنی