اموال و مالکیت (مواد ۱ تا ۱۸۲)

13 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

قواعد عمومی و لازم‌الاجرا شدن قوانین

نظام حقوقی ایران بر پایه سلسله‌مراتبی از قوانین بنا شده است که از قانون اساسی تا مصوبات عادی را در بر می‌گیرد. مطابق ماده ۱ قانون مدنی، مصوبات مجلس شورای اسلامی و نتایج همه‌پرسی پس از طی مراحل قانونی به رئیس‌جمهور ابلاغ می‌شوند. رئیس‌جمهور موظف است ظرف ۵ روز آن‌ها را امضا و به روزنامه رسمی ابلاغ کند.

در صورت استنکاف رئیس‌جمهور از ابلاغ مصوبه در مهلت قانونی، رئیس مجلس شورای اسلامی دستور چاپ و انتشار آن را ظرف ۷۲ ساعت به روزنامه رسمی صادر می‌کند.

اعتبار زمانی قوانین طبق ماده ۲ قانون مدنی، اصولاً ۱۵ روز پس از انتشار در سراسر کشور است، مگر آنکه در خود قانون ترتیب خاصی برای زمان اجرا مقرر شده باشد. همچنین مطابق ماده ۹ قانون مدنی، مقررات عهودی که طبق قانون اساسی بین دولت ایران و سایر دول منعقد شده باشد، در حکم قانون است و تمامی آثار قانونی از جمله قابلیت تعارض با سایر قوانین داخلی را دارا می‌باشد. در خصوص قلمرو اجرای قوانین، ماده ۵ بیان می‌دارد که کلیه سکنه ایران، اعم از اتباع داخله و خارجه، مطیع قوانین ایران هستند مگر در مواردی که قانون استثنا کرده باشد.

موضوعمهلت/مرجع
امضای رئیس‌جمهور۵ روز
انتشار توسط رئیس مجلس۷۲ ساعت
مهلت پیش‌فرض اجرا۱۵ روز

واژگان کلیدی

روزنامه رسمی
مرجع قانونی انتشار قوانین و مقررات در کشور برای آگاهی عموم و شروع مهلت لازم‌الاجرا شدن.
در حکم قانون
عبارتی حقوقی ناظر بر موادی که اگرچه مستقیماً توسط قوه مقننه وضع نشده‌اند، اما از اعتبار و قدرت اجرایی مشابه قانون برخوردارند.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه در تصور اینکه عدم امضای رئیس‌جمهور مانع اجرای قانون می‌شود؛ در حالی که رئیس مجلس می‌تواند دستور انتشار را صادر کند.
  • باور به اینکه قوانین بلافاصله پس از تصویب یا انتشار لازم‌الاجرا می‌شوند؛ در حالی که رعایت مهلت ۱۵ روزه اصل است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • رئیس‌جمهور ۵ روز فرصت دارد تا قوانین مصوب را جهت انتشار ابلاغ کند.
  • در صورت استنکاف رئیس‌جمهور، رئیس مجلس ظرف ۷۲ ساعت دستور انتشار در روزنامه رسمی را صادر می‌کند.
  • قوانین اصولاً ۱۵ روز پس از انتشار در روزنامه رسمی لازم‌الاجرا می‌شوند.
  • معاهدات بین‌المللی مصوب طبق قانون اساسی، در حکم قانون داخلی هستند.
  • کلیه اتباع اعم از ایرانی و بیگانه در خاک ایران تابع قوانین جاری کشور هستند.

قراردادهای خصوصی و عقود نامعین

آزادی اراده طرفین در تنظیم روابط قراردادی یکی از اصول بنیادین حقوق مدنی است. ماده ۱۰ قانون مدنی به عنوان زیربنای عقود نامعین بیان می‌دارد که قراردادهای خصوصی نسبت به کسانی که آن را منعقد نموده‌اند، در صورتی که مخالف صریح قانون نباشد، نافذ است. منظور از «قانون» در این ماده، قوانین امری است؛ یعنی قوانینی که توافق برخلاف آن‌ها جایز نیست و با نظم عمومی یا اخلاق حسنه در تضادند.

ماده ۱۰ قانون مدنی ناظر بر عقود نامعین (بی‌نام) است و قراردادهای مخالف با قوانین تکمیلی (قوانین غیرامری) صحیح و نافذ هستند.

عقود در یک تقسیم‌بندی کلی به «معین» و «نامعین» تقسیم می‌شوند. عقود معین قراردادهایی هستند که در قوانین موضوعه (نه فقط قانون مدنی) دارای عنوان و احکام خاص پیش‌بینی شده هستند؛ مانند بیع، اجاره، رهن، وقف، نکاح، بیمه و شرکت‌های سهامی. اما عقود نامعین عناوینی هستند که در قانون احکام خاص ندارند و اعتبار خود را از ماده ۱۰ می‌گیرند. نمونه‌هایی چون «قولنامه»، «قراردادهای خصوصی» و «قرارداد توزیع انحصاری کالا» در این دسته قرار می‌گیرند. نفوذ این قراردادها وابسته به گنجاندن آن‌ها به صورت شرط ضمن عقد لازم نیست و به طور مستقل معتبرند.

برای مثال، «قولنامه» یک عقد نامعین است که در قانون مدنی احکام اختصاصی ندارد، اما طبق قواعد عمومی قراردادها و ماده ۱۰، برای طرفین لازم‌الاجراست.

واژگان کلیدی

عقد معین
قراردادی که نام و قواعد آن به طور مشخص در قانون (مانند قانون مدنی یا قانون تجارت) ذکر شده است.
عقد نامعین
قراردادی که تحت هیچ‌یک از عناوین قانونی قرار نمی‌گیرد اما طبق ماده ۱۰ قانون مدنی معتبر است.
قانون امری
قواعدی که اراده افراد نمی‌تواند بر خلاف آن‌ها توافق کند و رعایتشان برای نظم عمومی الزامی است.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اینکه قراردادهای خصوصی باید حتماً مخالف عرف نباشند تا معتبر گردند؛ در حالی که تنها مخالفت با قانون امری موجب بطلان است.
  • باور به اینکه عقد معین فقط به عقود مذکور در قانون مدنی محدود می‌شود؛ در حالی که عقودی مثل بیمه در قوانین خاص نیز معین محسوب می‌شوند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • ماده ۱۰ قانون مدنی مبنای اعتبار قراردادهای خصوصی یا عقود نامعین است.
  • قراردادها نباید با نظم عمومی، اخلاق حسنه و قوانین امری در تضاد باشند.
  • مخالفت با قوانین تکمیلی و تفسیری خللی به صحت قرارداد وارد نمی‌کند.
  • قولنامه و قراردادهای توزیع انحصاری کالا از مصادیق مهم عقود نامعین هستند.
  • عقودی مانند نکاح، بیمه و شرکت‌های سهامی به دلیل وجود احکام قانونی، معین محسوب می‌شوند.

تقسیم‌بندی انواع اموال و دعاوی

بر اساس ماده ۱۱ قانون مدنی، اموال به دو دسته کلی منقول و غیرمنقول تقسیم می‌شوند. این تقسیم‌بندی شامل اموال مادی (اشیاء) و اموال غیرمادی (حقوق مالی) می‌گردد. اموال غیرمنقول شامل دو بخش عمده هستند: ذاتی (مانند زمین) و به واسطه عمل انسان (مانند ساختمان، لوله‌ها، آلات و ادواتی که در بنا نصب شده یا محصولاتی که هنوز چیده نشده‌اند). همچنین حقوق عینی بر اموال غیرمنقول (مثل حق انتفاع و ارتفاق) غیرمنقول تبعی نامیده می‌شوند.

کلیه دیون و حقوق دینی (مانند ثمن معامله، قرض و اجاره‌بها) حتی اگر منشأ آن‌ها مال غیرمنقول باشد، در حکم مال منقول محسوب می‌شوند.

استثناء مهم بر قاعده منقول بودن دیون، در ماده ۲۰ قانون مدنی ذکر شده است. دعوای راجع به اجرت‌المثل استفاده از مال غیرمنقول و همچنین خسارات وارده به اموال غیرمنقول، برخلاف سایر دیون، غیرمنقول محسوب می‌شوند. همچنین طبق ماده ۱۷، اموال منقولی (مانند گاو، بذر یا ماشین‌آلات) که مالک برای امر زراعت در زمین خود اختصاص داده باشد، از جهت صلاحیت محاکم و توقیف، در حکم غیرمنقول هستند. در مقابل، مصالح ساختمانی تا زمانی که در بنا به کار نرفته‌اند و کشتی‌های بزرگ، منقول محسوب می‌شوند.

موردماهیت حقوقی
ثمن ملکمنقول حکمی
اجرت‌المثل ملکغیرمنقول
بذر اختصاصیدر حکم غیرمنقول
حق سرقفلیمخلوط (غلبه غیرمنقول)

واژگان کلیدی

غیرمنقول تبعی
حقوق عینی که بر روی مال غیرمنقول برقرار می‌شوند، مانند حق انتفاع، حق ارتفاق و حق مرتهن بر ملک.
غیرمنقول حکمی
اموال منقولی که به دلیل اختصاص به زراعت یا اتصال به زمین، قانوناً تابع احکام اموال غیرمنقول می‌شوند.
ثمن مبیع
بهایی که خریدار در مقابل کالای خریداری شده می‌پردازد.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه در منقول دانستن دعوای اجرت‌المثل ملک؛ در حالی که این دعوا استثنائاً غیرمنقول است.
  • تصور اینکه چون کشتی ارزش بالایی دارد غیرمنقول است؛ در حالی که طبق قانون صراحتاً منقول محسوب می‌شود.
  • فرض غیرمنقول بودن مصالح ساختمانی گردآوری شده؛ این مصالح تا قبل از نصب، منقول هستند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • اموال منقول قابل جابجایی هستند و اموال غیرمنقول استقرار دائمی دارند.
  • ساختمان و هر آنچه به آن متصل است، غیرمنقول به واسطه عمل انسان محسوب می‌شود.
  • دیون و مطالبات (مثل ثمن و اجاره‌بها) همواره منقول حکمی هستند.
  • دعاوی اجرت‌المثل و خسارات وارده به ملک، استثنائاً غیرمنقول محسوب می‌شوند.
  • اموال منقول اختصاص یافته به کشاورزی در ملک مالک، در حکم غیرمنقول هستند.

وضعیت حقوقی اموال بر اساس مالکیت

اموال از حیث مالکیت به سه گروه اصلی تقسیم می‌شوند: اموال دارای مالک خاص (ملک)، اموال بدون مالک خاص (مباحات و مشترکات عمومی) و اموال مجهول‌المالک. طبق ماده ۲۷ قانون مدنی، مباحات اموالی هستند که مالک خاص ندارند و افراد می‌توانند با رعایت قوانین (حیازت)، مالک آن‌ها شوند؛ مانند زمین‌های موات و ماهی‌های دریا. مشترکات عمومی مانند خیابان‌ها و رودخانه‌ها قابل تملک نیستند و افراد تنها حق انتفاع از آن‌ها را دارند.

اموال مجهول‌المالک در عالم ثبوت دارای مالک هستند اما هویت او مشخص نیست؛ در حالی که مباحات از ابتدا فاقد مالک بوده‌اند.

اموال خصوصی دولت (مانند کارخانجات دولتی) ملک دولت محسوب می‌شوند و با مشترکات عمومی متفاوت هستند. در مورد مجهول‌المالک (ماده ۲۸)، این اموال باید با اذن حاکم به مصرف فقرا برسند. همچنین «لقطه» یا اشیای گمشده، شاخه‌ای از اموال مجهول‌المالک هستند که به دلیل امید به یافتن مالک، احکام تبلیغ و شناسایی خاصی دارند. اراضی موات شهری امروزه برخلاف اراضی موات بیابانی، در اختیار دولت قرار دارند و قابل حیازت شخصی نیستند.

اگر شخصی در دریای آزاد ماهی صید کند، به دلیل حیازت مال مباح با قصد تملک، مالک آن می‌شود. اما اگر در نهری که دیگری احداث کرده ماهی وارد شود، ماهی‌ها همچنان مباح باقی می‌مانند و به تبع آب، ملک صاحب نهر نمی‌شوند.

واژگان کلیدی

حیازت مباحات
تصرف و استیلای مادی بر مال مباح به همراه قصد تملک که موجب مالکیت می‌شود.
اموال موات
زمین‌هایی که معطل افتاده و آبادی و زراعت در آن‌ها نشده و مالک خاص ندارند.
لقطه
مال گمشده‌ای که پیدا شده و مالک آن معلوم نیست، اما امید به یافتن مالک وجود دارد.

اشتباه‌های رایج

  • یکسان انگاشتن اموال مجهول‌المالک با مباحات؛ در حالی که مجهول‌المالک در واقع صاحب دارد.
  • تصور اینکه صرف تصرف مادی در مباحات موجب مالکیت است؛ در حالی که قصد تملک (قصد انشا) ضروری است.
  • باور به اینکه اموال متوفای بلاوارث جزو مباحات است؛ در حالی که این اموال به حاکم تعلق می‌گیرد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • اموال دارای مالک خاص «ملک» نامیده می‌شوند و سایر اموال در زمره مباحات یا مشترکات هستند.
  • تملک مباحات (مثل دفینه بدون مالک یا ماهی دریا) مستلزم حیازت و قصد تملک است.
  • اموال عمومی و مشترکات عمومی (مثل راه) قابل تملک خصوصی نیستند.
  • دفینه‌ای که جزو میراث فرهنگی باشد، عتیقه محسوب شده و متعلق به دولت است.
  • اموال مجهول‌المالک تحت نظارت حاکم به مصرف فقرا می‌رسند.

احوال شخصیه و اهلیت اقلیت‌های دینی

مطابق ماده ۶ قانون مدنی، قوانین مربوط به احوال شخصیه (نکاح، طلاق، ارث و اهلیت) در مورد کلیه اتباع ایران، حتی در صورت اقامت در خارج، مجری است. اما برای ایرانیان غیرشیعه، قانون اجازه رعایت احوال شخصیه (مصوب ۱۳۱۲) استثنائاتی قائل شده است. طبق این قانون، در مسائل ارث و وصیت، قواعد معتبر در مذهب متوفی ملاک عمل است، نه مذهب ورثه. در دعاوی نکاح و طلاق نیز، قواعد مذهب شوهر جاری خواهد بود.

در دعاوی نکاح و طلاق ایرانیان غیرشیعه، ملاک عمل دادگاه مذهب شوهر است، حتی اگر زن پیرو مذهب دیگری باشد.

نکته حیاتی این است که رعایت قواعد مذهبی شامل اقلیت‌هایی است که مذهبشان به رسمیت شناخته شده و شامل تمام فرقه‌ها نمی‌شود؛ برای مثال، ارث شیعیان اسماعیلی تابع قانون عمومی (قانون مدنی) است. همچنین در خصوص اهلیت، چون قانون سال ۱۳۱۲ ساکت است، کلیه اتباع ایران (اعم از شیعه و غیرشیعه) تابع مقررات عام قانون مدنی هستند. بنابراین، برای صحت معاملات (مانند فروش آپارتمان) توسط فرد زیر ۱۸ سال، حتی اگر طبق مذهب خود رشید باشد، اخذ حکم رشد از دادگاه ضروری است، در غیر این صورت معامله غیرنافذ خواهد بود.

موضوع دعواملاک قانون
ارث و وصیتمذهب متوفی
نکاح و طلاقمذهب شوهر
اهلیت معاملاتیقانون مدنی

واژگان کلیدی

احوال شخصیه
مجموعه صفات و عناوین حقوقی که وضع فرد را در خانواده و جامعه مشخص می‌کند؛ مثل تجرد، تأهل و حجر.
مذهب متوفی
کیش و آیین فرد در زمان فوت که تعیین‌کننده تقسیم ارث اوست.
حکم رشد
گواهی دادگاه مبنی بر اینکه فرد زیر ۱۸ سال توانایی مدیریت امور مالی خود را دارد.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اینکه مذهب ورثه در تقسیم ارث ملاک است؛ در حالی که فقط مذهب شخصِ متوفی اهمیت دارد.
  • باور به اینکه ایرانیان غیرشیعه در مورد سن قانونی معامله تابع مذهب خود هستند؛ در حالی که همگی تابع سن ۱۸ سال قانون مدنی‌اند.
  • اشتباه در اعمال قواعد مذهبی برای شیعیان غیر جعفری (مثل اسماعیلی)؛ آن‌ها تابع قانون مدنی هستند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • ایرانیان مقیم خارج در امور احوال شخصیه کماکان تابع قانون ایران هستند.
  • ارث و وصیت ایرانیان غیرشیعه طبق قواعد مذهب متوفی تقسیم می‌شود.
  • نکاح و طلاق در این اقلیت‌ها بر اساس مذهب زوج (شوهر) مدیریت می‌گردد.
  • سن اهلیت برای معامله برای تمامی ایرانیان فارغ از مذهب، ۱۸ سال تمام یا اخذ حکم رشد است.
  • اتباع خارجه مقیم ایران در امور ارثی تابع قوانین دولت متبوع خود هستند.

حقوق عینی، حقوق دینی و اماره تصرف

حقوق مالی به دو جبهه بزرگ تقسیم می‌شوند: حقوق عینی (رابطه شخص با مال) و حقوق دینی (رابطه شخص با شخص). حق عینی دارای ۲ عنصر (صاحب حق و مال) است و متضمن حق تعقیب و حق تقدم می‌باشد؛ به این معنا که صاحب حق می‌تواند مال را در دست هر کسی باشد دنبال کند. حق عینی خود به دو نوع اصلی (مانند مالکیت و حق انتفاع) و تبعی (مانند رهن که به تبع یک دین ایجاد می‌شود) تقسیم می‌گردد.

حق عینی در برابر همه (مطلق) قابل استناد است، اما حق دینی تنها در برابر مدیون (نسبی) اثر دارد.

در مقابل، حق دینی دارای ۳ عنصر (صاحب حق، مدیون و موضوع حق) است. موضوع آن انجام یا ترک یک فعل یا تسلیم مالی کلی است. از مباحث بسیار مهم در این بخش، اماره تصرف (قاعده ید) است که طبق ماده ۳۵ قانون مدنی، تصرف به عنوان مالکیت را دلیل مالکیت می‌داند. این اماره تا زمانی معتبر است که مدعی نتواند مالکیت سابق خود را با بینه یا اقرار متصرف ثابت کند. اگر متصرف فعلی اقرار نماید که مال سابقاً متعلق به مدعی بوده، اماره ید او ساقط می‌شود، مگر اینکه انتقال جدیدی را ثابت کند.

اگر شخصی ساعتی در دست داشته باشد، اماره بر مالکیت اوست. اما اگر فردی با شاهد ثابت کند که هفته پیش این ساعت را خریده است (اثبات مالکیت سابق)، اماره تصرفِ فرد فعلی از اعتبار می‌افتد.

واژگان کلیدی

حق تعقیب
اختیار قانونی صاحب حق عینی برای دنبال کردن مال و بازپس‌گیری آن از دست هر متصرف غیرمجاز.
حق عینی تبعی
حقی که بر مال دیگری به عنوان وثیقه طلب برقرار می‌شود و با سقوط دین، حق نیز از بین می‌رود.
اماره ید
فرضی قانونی که تصرف بر یک مال را نشان‌دهنده مالکیت متصرف می‌داند.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه در تصور اینکه دارایی فقط شامل اموال مثبت است؛ در حالی که دیون (بخش منفی) نیز جزیی از دارایی غیرقابل انفکاک هر شخص هستند.
  • باور به اینکه در حق عینی تبعی، منافع مال به طلبکار تعلق دارد؛ در حالی که منافع متعلق به مالک اصلی است.
  • تصور اینکه تصرف سابق مدعی بر تصرف فعلی مقدم است؛ در حالی که تصرف فعلی مقدم است مگر مالکیت سابق ثابت شود.

جمع‌بندی این مفهوم

  • حق عینی رابطه‌ای مستقیم با مال است و در برابر همگان قابل استناد است.
  • حق دینی متضمن مطالبه عمل یا مال از یک شخص خاص است و حق تعقیب ندارد.
  • هر فرد تنها یک دارایی دارد که شامل مجموع اموال (مثبت) و بدهی‌ها (منفی) اوست.
  • تصرف فعلی بر مال، اماره قانونی مالکیت است (ماده ۳۵).
  • اثبات مالکیت سابق توسط مدعی، اماره تصرف فعلی را ساقط می‌کند.

حق انتفاع، اذن و مالکیت منفعت

حق انتفاع حقی است که به موجب آن شخص می‌تواند از مالی که عین آن ملک دیگری است یا مالک خاصی ندارد استفاده کند. این حق با مالکیت منفعت متفاوت است؛ در مالکیت منفعت (مثل اجاره)، ذرات منافع در ملکِ مالکِ منفعت ایجاد می‌شود و او می‌تواند آن را به دیگری منتقل کند، اما در حق انتفاع، منتفع تنها حق بهره‌برداری دارد و مالک منافع نیست. حق انتفاع یک حق عینی است و فوت صاحب آن اصولاً موجب زوالش نمی‌شود، مگر در نوع عمری.

قبض در حق انتفاع (به عنوان یک عقد عینی) شرط صحت عقد است و تا زمانی که مال تحویل نشود، عقد محقق نمی‌گردد.

انواع حق انتفاع از حیث مدت عبارتند از: عمری (به مدت عمر مالک، منتفع یا ثالث)، رقبی (برای مدت معین)، حبس مطلق (بدون تعیین مدت که تا فوت مالک یا رجوع او ادامه دارد) و حبس مؤبد. تفاوت بزرگ میان حق انتفاع و اذن در انتفاع این است که اذن صرفاً یک «اباحه» و رفع مانع است، ایقاعی است و اصولاً قابل رجوع، و با فوت یا حجرِ اذن‌دهنده از بین می‌رود. اما حق انتفاع عقدی لازم است. هزینه نگاهداری مال بر عهده مالک است، اما هزینه‌های بهره‌برداری بر عهده منتفع می‌باشد.

ویژگیحق انتفاعاذن در انتفاع
ماهیتعقد لازمایقاع (اباحه)
قابلیت رجوع
اثر فوت/حجرباقی می‌ماندزایل می‌شود

واژگان کلیدی

حبس مطلق
نوعی حق انتفاع که مالک بدون ذکر مدت به دیگری می‌دهد و تا زمان فوت مالک یا رجوع او معتبر است.
مبایعه‌له/مباح‌له
کسی که از طرف مالک اذن در استفاده از مال را دارد بدون اینکه حقی برای او ایجاد شده باشد.
ید امانی
وضعیت منتفع که باید مانند یک امین از مال نگهداری کند و تنها در صورت تعدی یا تفریط ضامن است.

اشتباه‌های رایج

  • برابر دانستن حق انتفاع با مالکیت منفعت؛ در حالی که منتفع مالک منافع نیست و نمی‌تواند آن را به تنهایی اجاره دهد.
  • تصور اینکه سوءاستفاده منتفع موجب زوال خودبه‌خودی حق می‌شود؛ در حالی که فقط موجب تبدیل ید به ضمانی می‌گردد.
  • اشتباه در مسئولیت هزینه‌ها؛ هزینه‌های «نگاهداری مال» با مالک است، نه منتفع.

جمع‌بندی این مفهوم

  • حق انتفاع حق استفاده از مال دیگری با حفظ عین آن است.
  • قبض در کلیه عقود موجد حق انتفاع (عمری، رقبی و حبس) شرط صحت است.
  • انواع زمانی شامل عمری (عمر شخص)، رقبی (مدت معین) و حبس مطلق (تا فوت مالک) است.
  • اذن در انتفاع بر خلاف حق انتفاع، همواره قابل رجوع است و با فوت مالک از بین می‌رود.
  • در صورت تلف مال بدون تعدی و تفریط، منتفع هیچ مسئولیتی در قبال مالک ندارد.

عقد وقف و مدیریت موقوفات

وقف به معنای حبس کردن عین مال و تسبیل (صرف کردن) منافع آن در راه خداست. برای تحقق وقف، ایجاب، قبول و قبض شرط است. در وقف خاص، قبول و قبض با طبقه اول موقوف‌علیهم است، اما در وقف عام (بر مصالح عامه)، قبول با حاکم و قبض با متولی (در صورت تعیین) وگرنه با حاکم است. وقف پس از قبض، دایمی و لازم است و واقف حق رجوع ندارد. همچنین شخصیت حقوقی موقوفه مستقل است و وقف سهم مشاع یا ملکی که در اجاره است، کاملاً صحیح می‌باشد.

وقف بر معدوم باطل است، مگر به تبع موجود. (مثلاً وقف بر فرزندان فعلی و نسل‌های آینده آن‌ها).

اداره موقوفه با متولی است که توسط واقف تعیین می‌شود. واقف می‌تواند خود را متولی قرار دهد یا حق عزل او را شرط کند. در صورت خیانت متولی، حاکم او را عزل نمی‌کند بلکه یک امین به او ضمیمه (ضم امین) می‌نماید. اگر متولی فوت کند و وقف دارای دو متولی مشترک باشد، حاکم شخص دیگری را به متولی زنده ضمیمه می‌کند. منافع موقوفات مجهول‌المصرف طبق قانون فعلی صرف تحقیق و معارف اسلامی می‌شود و اگر مصرفی متعذر شود (مثلاً آب‌انباری که دیگر لازم نیست)، منافع صرف امور اقرب به غرض واقف می‌گردد.

اگر شخصی کتابخانه‌ای را وقف عموم کند، اما شرایط نگهداری آن ناممکن شود، سازمان اوقاف می‌تواند منافع ساختمان را صرف خرید کتاب برای مدارس همان منطقه کند (اقرب به غرض واقف).

واژگان کلیدی

تسبیل منافع
قرار دادن منافع مال در راهی که واقف تعیین کرده است (معمولاً امور خیریه).
موقوف‌علیهم
کسانی که منافع مال موقوفه طبق نظر واقف به آن‌ها می‌رسد.
نظارت استصوابی
نوعی از نظارت که در آن اعمال متولی باید به تأیید قبلی ناظر برسد.

اشتباه‌های رایج

  • تصور بطلان وقف ملکی که مستأجر دارد؛ در حالی که وقف صحیح است و به حق مستأجر لطمه نمی‌زند.
  • باور به اینکه حاکم می‌تواند متولی خائن را فوراً عزل کند؛ در حالی که اصل بر «ضم امین» است مگر حق عزل شرط شده باشد.
  • اشتباه در مورد وقف بر نفس؛ وقف بر نفس در وقف خاص باطل، اما در وقف عام (اگر واقف جزیی از عموم باشد) صحیح است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • وقف عقدی عینی است که قبض در آن شرط صحت تحقق عقد است.
  • وقف بر معدوم تنها به تبع موجود صحیح است و انقراض طبقه اول موجب بطلان نیست.
  • فروش مال موقوفه ممنوع است مگر در موارد خرابی عین یا بیم سلب منفعت.
  • متولی خیانتکار عزل نمی‌شود، بلکه توسط حاکم فردی امین به او ضمیمه می‌گردد.
  • در صورت تعذر مصرف منافع، وجوه باید در راه‌هایی که به نیت اصلی واقف نزدیک‌تر است خرج شود.

حق ارتفاق و احکام دیوارها

حق ارتفاق حقی است که شخص به اعتبار مالکیت خود بر ملکی، در ملک دیگری پیدا می‌کند (مثل حق عبور یا حق مجری). این حق منحصراً در اموال غیرمنقول ذاتی ایجاد می‌شود و حقی عینی، دایمی و قائم به ملک است؛ به طوری که با انتقال ملک، حق ارتفاق نیز منتقل شده و مستقلاً قابل واگذاری نیست. همچنین مخارج بهره‌برداری از این حق بر عهده صاحب حق ارتفاق است.

حق ارتفاق قائم به ملک است؛ یعنی با انتقال ملک به خریدار جدید منتقل می‌شود و تصریح به عدم انتقال آن به منزله اسقاط حق است.

در مورد ساختمان‌ها و دیوارها، قواعد همسایگی حاکم است. طبق ماده ۱۲۴، اگر سرتیر عمارتی از قدیم روی دیوار همسایه بوده، در صورت خرابی و بازسازی، صاحب عمارت حق تجدید آن را دارد مگر اینکه همسایه ثابت کند وضعیت سابق صرفاً با اجازه او بوده است. مالک دیوار مختصی می‌تواند در آن روزنه یا شبکه باز کند و همسایه حق منع ندارد، اما باز کردن در یا پنجره به سمت خانه همسایه بدون اذن او ممنوع است. در صورت خرابی دیوار مشترک، شرکا موظف به تجدید بنا در مبنای مشترک نیستند، مگر تضرر ثابت شود.

اگر خانه‌ای بخرید که در حیاط پشت آن راهی برای عبور عشایر وجود دارد (حق ارتفاق عبور)، شما نمی‌توانید پس از خرید، مسیر آن‌ها را مسدود کنید، زیرا این حق به تبع زمین باقی مانده است.

واژگان کلیدی

حق مجری
نوعی حق ارتفاق که به موجب آن مالک یک زمین حق دارد مجرای آب خود را از زمین دیگری عبور دهد.
روزنه و شبکه
سوراخ‌های کوچکی در دیوار که برای ورود نور یا هوا استفاده می‌شوند و برخلاف پنجره، امکان دید کامل همسایه را فراهم نمی‌کنند.
تجدید سرتیر
قرار دادن مجدد تیرهای سقف بر روی دیوار همسایه پس از بازسازی بنا.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه در تصور اینکه حق ارتفاق با فوت صاحب آن از بین می‌رود؛ در حالی که به ورثه منتقل می‌شود.
  • باور به اینکه مالک دیوار مشترک می‌تواند بدون اجازه در آن رف یا تاقچه ایجاد کند؛ در حالی که هر تصرفی نیاز به اذن شریک دارد.
  • تصور اینکه همسایه می‌تواند مانع باز کردن روزنه در دیوار اختصاصی شود؛ او فقط حق دارد جلوی آن پرده بیاویزد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • حق ارتفاق حقی عینی است که برای بهره‌برداری بهتر از یک ملک در ملک دیگر ایجاد می‌شود.
  • این حق جدای از ملک قابل انتقال نیست و همواره با اصل ملک جابجا می‌شود.
  • سابقه تصرف (مانند وجود سرتیر قدیمی) اماره‌ای بر وجود قانونی حق ارتفاق است.
  • مالک دیوار مختصی حق باز کردن در و پنجره به خانه همسایه را بدون اذن او ندارد.
  • در دیوار مشترک، شرکا بدون اذن یکدیگر مجاز به هیچ‌گونه تغییر مادی (مثل ایجاد رف) نیستند.

مالکیت تبعی و محصولات اموال

مالکیت تبعی به این معناست که مالک یک مال، به طور خودکار مالک کل ثمرات و متعلقات آن مال (اعم از طبیعی یا مصنوعی) می‌شود. طبق ماده ۳۲ قانون مدنی، میوه درخت، نتاج حیوانات و محصولات کشاورزی متعلق به صاحب اصلی مال هستند. قاعده طلایی در نتاج حیوانات این است که نتاج در ملکیت تابع «مادر» هستند؛ یعنی اگر پدر و مادر حیوان متعلق به دو نفر باشند، نتاج متعلق به مالک مادر است.

در انتقال حیوان حامله، حمل (نتاج) از توابع مبیع نیست و به تبع آن منتقل نمی‌شود، مگر اینکه شرط شده باشد.

این قاعده در مورد کشاورزی نیز جاری است. طبق ماده ۳۳، اگر شخصی با بذر خود در زمین دیگری زراعت کند، محصول متعلق به صاحب بذر است و او باید اجرت‌المثل زمین را به مالک بدهد. اما اگر بذر متعلق به مالک باشد و غاصب آن را بکارد، محصول به مالک زمین تعلق می‌گیرد و عمل غاصب لغو تلقی می‌شود. همچنین در مورد درختان، اگر درختی از دانه‌ای که باد آورده در زمینی بروید، درخت متعلق به صاحب بذر یا نهال اولیه است، نه صاحب زمین.

اگر اسب حامله‌ای فروخته شود، اسب به خریدار تعلق می‌گیرد اما کره‌ای که به دنیا می‌آید همچنان در مالکیت فروشنده باقی می‌ماند، مگر اینکه در قرارداد ذکری از آن شده باشد.

واژگان کلیدی

نتاج
فرزندان و زاده‌های حیوانات که معمولاً در ملکیت تابع مادر هستند.
حمل
جنین داخل رحم حیوان یا نوزادی که هنوز متولد نشده است.
مالکیت اصلی
مالکیتی که مستقیماً بر عین یک مال برقرار می‌شود، برخلاف مالکیت تبعی که فرع بر مال دیگر است.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه در تعلق نتاج حیوان به مالک پدر؛ در حالی که قانوناً متعلق به مالک مادر است.
  • تصور اینکه محصولِ بذر غاصب متعلق به مالک زمین است؛ در حالی که به صاحب بذر تعلق می‌گیرد و او مدیون اجرت‌المثل است.
  • فرضِ انتقالِ حمل به همراه مادر در عقد بیع بدون تصریح در قرارداد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • مالکیت تبعی شامل تمامی ثمرات و متعلقات مال اصلی (طبیعی یا غیرطبیعی) است.
  • نتاج حیوانات همواره متعلق به مالک مادر حیوان است.
  • در معامله حیوانات، جنین داخل رحم یا فرزند متولد نشده جزیی از مورد معامله نیست.
  • محصولات کشاورزی متعلق به صاحب بذر است، حتی اگر در زمین دیگری روییده باشد.
  • اگر ثابت شود بذر یا دانه توسط باد آورده شده، باز هم درخت متعلق به مالک دانه است.

شرایط انعقاد و تنفیذ معامله

برای صحت هر معامله، وجود ارکان اساسی شامل قصد و رضای طرفین، اهلیت، موضوع معین و مشروعیت جهت الزامی است. ماده ۳۶۱ قانون مدنی بیان می‌دارد که اگر مورد معامله عین معین یا کلی در معین باشد، باید در زمان عقد موجود باشد، در غیر این صورت معامله باطل است. اما اگر مورد معامله «کلی فی‌الذمه» باشد، وجود آن در زمان عقد شرط نیست. همچنین کالا باید از اموال مثلی باشد تا بتوان آن را به صورت «کلی» معامله کرد؛ معامله کلیِ اموال قیمی (مثل یک ساختمان خاص) به دلیل غرر و ابهام، باطل است.

شرط خلاف مقتضای ذات عقد، نه تنها باطل است، بلکه موجب بطلان کل عقد می‌شود.

در خصوص وضعیت نفوذ، عقود ممکن است نافذ، باطل یا غیرنافذ باشند. در عقود غیرنافذ (مانند معامله فضولی)، عقد منعقد شده اما اثر حقوقی آن معلق به «اجازه» است که به آن شرط نفوذ گفته می‌شود. همچنین در برخی عقود مانند وقف، رهن، هبه، بیع صرف و جعاله، قبض (تسلیم مادی مال) نقش حیاتی دارد. قبض در چهار عقد اول شرط صحت (تشکیل عقد) و در جعاله و وصیت تملیکی شرط لزوم است.

مورد معاملهشرط وجود در زمان عقد
عین معین✓ ضروری است
کلی در معین✓ ضروری است
کلی فی‌الذمه✗ ضروری نیست

واژگان کلیدی

مقتضای ذات عقد
ماهیت اصلی و هدفی که عقد برای آن وضع شده (مثلاً تملیک در عقد بیع)؛ به طوری که حذف آن ماهیت عقد را نابود می‌کند.
عقد غیرنافذ
قراردادی که فاقد یکی از ارکان رضایت است و برای اعتبار نهایی نیاز به تنفیذ (اجازه) بعدی دارد.
مال مثلی
اموالی که نمونه‌های مشابه و فراوان دارند و تعیین مصداق آن‌ها با توصیف جنس و مقدار ممکن است.

اشتباه‌های رایج

  • باور به اینکه قبض در همه عقود موجب انتقال ضمان معاوضی است؛ در حالی که قبض اصولاً فقط برای تسلیم است.
  • تصور اینکه فروش مال آینده باطل است؛ در حالی که طبق ماده ۸۴۲ معامله مالی که بعداً به وجود می‌آید صحیح است.
  • اشتباه در تفاوت شرط نفوذ و شرط صحت؛ اجازه بعد از عقد شرط نفوذ است، اما قبض قبل از تکمیل عقد عینی، شرط صحت است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • در معامله عین معین، عدم وجود کالا در لحظه عقد منجر به بطلان مطلق می‌گردد.
  • معامله اموال قیمی به صورت «کلی» باطل و به صورت «عین معین» صحیح است.
  • شرطی که با جوهره و مقتضای ذات عقد در تضاد باشد، تمام قرارداد را منهدم می‌کند.
  • در معامله فضولی، اجازه مالک شرط نفوذ است و تا پیش از آن معامله معلق می‌ماند.
  • قبض در عقودی چون رهن، وقف، هبه و بیع صرف، شرط اساسی برای انعقاد قانونی عقد است.

حقوق پدیدآورندگان و مالکیت معنوی

مالکیت بر آثار ادبی و هنری شامل دو بخش متمایز است: حقوق مادی و حقوق معنوی. طبق قانون حمایت از حقوق مؤلفان و مصنفان، حقوق مادی نظیر حق نشر، پخش و اجرا قابل انتقال به غیر (از طریق قرارداد یا ارث) هستند. مدت حمایت از حقوق مادی پس از واگذاری به شخص حقوقی ۳۰ سال از تاریخ نشر است. اما حقوق معنوی پدیدآورنده (شامل حق حرمت نام و حق حرمت اثر) غیرقابل انتقال و از نظر زمانی و مکانی نامحدود هستند.

هرگونه تغییر، تحریف یا نشر آثار تحت حمایت قانون بدون اجازه صریح پدیدآورنده ممنوع است (حتی پس از واگذاری حقوق مادی).

نکته مهم در صلاحیت حمایتی این قانون، رعایت شرط انتشار اولیه است؛ به این معنا که آثار اتباع بیگانه تنها در صورتی در ایران مورد حمایت قرار می‌گیرند که برای نخستین بار در خاک ایران چاپ یا اجرا شده باشند. در صورت فوت پدیدآورنده و فقدان ورثه، حقوق مادی اثر به نفع عموم آزاد نمی‌شود، بلکه در اختیار حاکم اسلامی (ولی فقیه) قرار می‌گیرد. انتقال‌گیرنده حق تألیف مکلف است همواره نام پدیدآورنده اصلی را بر روی اثر درج نماید.

نوع حققابلیت انتقالمدت زمان
مادی✓ داردمحدود (۳۰-۵۰ سال)
معنوی✗ نداردنامحدود (ابدی)

واژگان کلیدی

حق حرمت نام
حق پدیدآورنده برای اینکه نام او همواره بر روی اثرش درج شده و از انتساب آن به دیگران جلوگیری شود.
حاکم اسلامی
مرجع نهایی قانونی که در صورت نبود وارث، مالکیت حقوق مادی آثار را بر عهده می‌گیرد.

اشتباه‌های رایج

  • باور به اینکه با فروش حق تألیف، خریدار می‌تواند نام خود را به جای نویسنده بزند؛ این نقض حق معنوی است.
  • تصور اینکه حقوق مادی آثار تا ابد باقی می‌ماند؛ در حالی که قانون برای نفع عموم، محدودیت زمانی قائل شده است.
  • اشتباه در مورد اتباع خارجی؛ تصور اینکه همه آثار خارجی تحت حمایت هستند، در حالی که شرط انتشار اولیه در ایران ملاک است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • حقوق مادی آثار (مثل نشر) قابل فروش و واگذاری به غیر هستند.
  • حقوق معنوی (مثل اصالت اثر) هرگز قابل انتقال یا اسقاط نیستند.
  • مدت حمایت از حقوق مادی واگذار شده به اشخاص حقوقی ۳۰ سال است.
  • تغییر یا تحریف اثر بدون اذن پدیدآورنده تحت هر شرایطی غیرقانونی است.
  • در صورت نبود وارث، حقوق مادی اثر در اختیار ولی فقیه قرار می‌گیرد.

تملک آپارتمان‌ها و اداره مشاعات

قانون تملک آپارتمان‌ها قواعد خاصی را برای مدیریت ساختمان‌های دارای چندین مالک وضع کرده است. طبق ماده ۶ این قانون، در صورتی که قراردادی بین مالکین وجود نداشته باشد، تصمیمات مربوط به اداره قسمت‌های مشترک بر عهده اکثریت مالکین است. نکته مهم این است که این اکثریت، اکثریت عددی نیست؛ بلکه مالکانی ملاک هستند که بیش از نصف مساحت کل قسمت‌های اختصاصی را در اختیار داشته باشند.

در صورت امتناع مالک از پرداخت شارژ، مدیر می‌تواند از طریق اداره ثبت اجراییه صادر کند و نیازی به مراجعه مستقیم به دادگاه نیست.

فرآیند قانونی وصول بدهی طبق ماده ۱۰ مکرر به این ترتیب است: ۱. ابلاغ اظهارنامه توسط مدیر با ذکر مبلغ و ریز بدهی. ۲. مهلت پرداخت ۱۰ روزه به بدهکار. ۳. در صورت عدم پرداخت، مدیر مجاز به قطع خدمات مشترک (مثل آب گرم یا برق عمومی) است. به محض تسویه حساب یا ارائه دستور موقت از سوی مراجع قضایی، مدیر موظف است فوراً نسبت به برقراری مجدد خدمات اقدام نماید. تأخیر در برقراری خدمات پس از وصول وجه، تخلف محسوب می‌شود.

اگر مالکی ۵ سال شارژ نپرداخته باشد، مدیر ساختمان ابتدا اظهارنامه رسمی می‌فرستد. اگر پس از ۱۰ روز باز هم پرداخت نشد، مدیر می‌تواند برق پارکینگ یا آب گرم آن واحد را قطع کند.

واژگان کلیدی

قسمت‌های اختصاصی
بخش‌هایی از ساختمان مثل داخل خانه یا انباری که مالکیت آن منحصر به یک نفر است.
اظهارنامه
سند رسمی که از طریق مراجع قضایی یا اداره ثبت برای مطالبه حق به طرف مقابل ابلاغ می‌شود.
اجراییه ثبتی
دستوری که اداره ثبت برای توقیف اموال یا وصول طلب صادر می‌کند و قدرت اجرایی مشابه حکم دادگاه دارد.

اشتباه‌های رایج

  • باور به اینکه رای اکثریت نفرات (تعداد مالکین) در جلسات ساختمان کافی است؛ در حالی که مساحت واحدها ملاک تعیین اکثریت است.
  • تصور اینکه مدیر ساختمان برای قطع خدمات یا اجراییه باید حتماً به دادگاه برود؛ در حالی که از طریق اداره ثبت سریع‌تر انجام می‌شود.
  • اشتباه در مهلت قانونی؛ مهلت پرداخت پس از اظهارنامه ۱۰ روز است، نه یک ماه.

جمع‌بندی این مفهوم

  • اداره مشاعات آپارتمان با اکثریت مالکانی است که صاحب بیش از نیمی از زیربنای اختصاصی هستند.
  • اولین گام برای وصول شارژ معوق، ابلاغ اظهارنامه رسمی با جزئیات بدهی است.
  • مالک بدهکار تنها ۱۰ روز پس از ابلاغ مهلت دارد تا بدهی خود را تسویه کند.
  • در صورت اصرار بر عدم پرداخت، مدیر حق قطع دسترسی واحد به خدمات مشترک را دارد.
  • به محض تسویه بدهی یا صدور قرار قانونی، خدمات باید بی‌درنگ وصل گردند.

خلاصهٔ درس

رازهای حقوقی اموال و مالکیت!

Civil Law · Property & Ownership

اعتبار قوانین و قراردادها

  • رئیس‌جمهور ۵ روز فرصت ابلاغ دارد؛ وگرنه رئیس مجلس ظرف ۷۲ ساعت ابلاغ می‌کند
  • قوانین اصولاً ۱۵ روز پس از انتشار در روزنامه رسمی، لازم‌الاجرا می‌شوند
  • عهود بین‌المللی مصوب طبق قانون اساسی، در حکم قانون داخلی هستند
  • قراردادهای خصوصی در صورت عدم مخالفت با قوانین امری نافذ هستند
  • احوال شخصیه اقلیت‌ها: ارث بر اساس مذهب متوفی و نکاح و طلاق طبق مذهب شوهر است
عقد نامعین (Unnamed contract)
قراردادی که احکام خاص در قانون ندارد

نکته: برای صحت معامله فرد زیر ۱۸ سال از اقلیت‌ها، اخذ حکم رشد از دادگاه الزامی است.

تقسیم اموال و مالکیت تبعی

  • زمین غیرمنقول ذاتی است؛ ولی بنا و درخت به واسطه عمل انسان غیرمنقولند
  • دیون و مطالبات مانند اجاره‌بها و ثمن، منقول حکمی محسوب می‌شوند
  • دعاوی اجرت‌المثل ملک و خسارات وارده به آن، استثنائاً غیرمنقول محسوب می‌شوند
  • بذر و حیوان اختصاص‌یافته به زراعت مالک، در حکم غیرمنقول است
  • مالکیت نتاج: نتاج و زاده‌های حیوانات، در مالکیت همواره تابع مادر هستند
حیازت مباحات (Appropriation)
تصرف مال مباح با قصد تملک

نکته: ماهی ورودی به نهر احداثی دیگری، ملک صاحب نهر نمی‌شود و همچنان جزو مباحات است.

حقوق مالی و حق انتفاع

  • حق عینی رابطه با مال (مطلق) و حق دینی رابطه با شخص (نسبی) است
  • اماره ید: تصرف مالکانه دلیل مالکیت است، مگر اینکه مالکیت سابق مدعی اثبات شود
  • حق انتفاع: منتفع فقط حق استفاده دارد و برخلاف اجاره، مالک منفعت نمی‌شود
  • در تمامی عقود موجد حق انتفاع، قبض مال شرط صحت و تحقق عقد است
  • اذن در انتفاع قابل رجوع است و با فوت یا حجر مالک زایل می‌شود
اماره ید (Possession presumption)
فرض قانونی بر مالکیت متصرف مال

نکته: با اقرار متصرف به مالکیت سابق مدعی، اماره ید ساقط شده و متصرف باید انتقال جدید را اثبات کند.

وقف، حق ارتفاق و احکام مجاورت

  • عقد وقف: حبس عین و تسبیل منفعت است که در آن قبض مال شرط صحت عقد می‌باشد
  • خیانت متولی: در صورت خیانت متولی، حاکم او را عزل نکرده و فقط ضم امین می‌کند
  • حق ارتفاق قائم به ملک است و جداگانه قابل انتقال نیست
  • سابقه سرتیر عمارتی روی دیوار همسایه، اماره‌ای بر حق ارتفاق صاحب عمارت است
  • دیوار اختصاصی: باز کردن روزنه مجاز ولی در و پنجره نیازمند اذن است
حق مجری (Right of channel)
حق عبور دادن مجرای آب از زمین دیگری

نکته: فروش مال موقوفه اصولاً ممنوع است، مگر در موارد خرابی عین یا بیم سلب منفعت از آن.

عقود، مالکیت معنوی و آپارتمان

  • عین معین: موجود بودن مال در زمان عقد شرط صحت و تشکیل معامله است
  • قبض عینی: در عقود رهن، وقف، هبه و بیع صرف، تسلیم مادی مال شرط صحت و انعقاد است
  • حقوق مادی واگذارشده به شخص حقوقی ۳۰ سال است، ولی حق معنوی ابدی است
  • اداره مشاعات: تصمیم‌گیری با مالکان صاحب بیش از نصف مساحت کل بخش‌های اختصاصی است
  • وصول شارژ: مدیر پس از اظهارنامه و مهلت ۱۰ روزه می‌تواند خدمات را قطع کند
مقتضای ذات عقد (Contract essence)
اثر اصلی که بدون آن عقد باطل است

نکته: برای وصول شارژ معوقه و صدور اجراییه، مدیر می‌تواند مستقیماً از طریق اداره ثبت اقدام کند.

نکات کلیدی (تله‌های آزمون)

  • دعوای اجرت‌المثل و خسارت ملک، استثنائاً غیرمنقول است؛ نه منقول (برخلاف اصل دیون)
  • اماره تصرف فعلی مقدم است؛ مگر آنکه مدعی بتواند مالکیت سابق خود را اثبات کند
  • نتاج حیوان در مالکیت تابع مادر است؛ نه پدر (حتی اگر پدر متعلق به شخص دیگری باشد)
  • در حق انتفاع، منتفع مالک منافع نیست؛ برخلاف مالکیت منفعت در عقد اجاره
  • وقف ملکی که مستأجر دارد صحیح است؛ وقف به حق مستأجر لطمه‌ای وارد نمی‌کند
  • اکثریت اداره مشاعات آپارتمان بر اساس مساحت واحدها تعیین می‌شود؛ نه تعداد عددی مالکان

یک تست از این درس

خودت را بسنج

در خصوص تفاوت نحوهٔ مصرف درآمد موقوفات در حالت «مجهول‌المصرف» و «متعذرالمصرف»، کدام عبارت صحیح است؟

  1. عواید موقوفات مجهول‌المصرف طبق قانون اوقاف مصوب ۱۳۶۳ باید صرف بریات عمومی شود؛ اما درآمد موقوفات متعذرالمصرف بر اساس تشخیص شعب تحقیق اوقاف صرف اقرب به غرض واقف می‌گردد.
  2. عواید موقوفات مجهول‌المصرف طبق قانون مدنی صرف اقرب به غرض واقف می‌گردد؛ اما درآمد موقوفات متعذرالمصرف بر اساس قانون اوقاف مصوب ۱۳۶۳ برای تحقیق و تبلیغ معارف اسلامی هزینه می‌شود.
  3. عواید موقوفات مجهول‌المصرف به دلیل ابهام در مصرف موجب بطلان عقد وقف می‌گردد؛ اما درآمد موقوفات متعذرالمصرف طبق قانون مدنی در امور مربوط به بریات عمومی هزینه خواهد شد.
  4. عواید موقوفات مجهول‌المصرف بر اساس قانون اوقاف مصوب ۱۳۶۳ صرف نشر معارف اسلامی و عمران موقوفه می‌شود؛ اما درآمد موقوفات متعذرالمصرف در موارد اقرب به غرض واقف به مصرف می‌رسد.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۴

طبق قانون مدنی (ماده ۹۱)، عواید موقوفات مجهول‌المصرف به بریات عمومی می‌رسید، اما با تصویب ماده ۸ قانون تشکیلات و اختیارات سازمان حج و اوقاف و امور خیریه مصوب ۱۳۶۳، عواید موقوفات مجهول‌المصرف صرف تبلیغ معارف اسلامی و عمران موقوفات می‌شود. از طرفی، طبق تبصره همان ماده، عواید موقوفات متعذرالمصرف (که مصرف آن‌ها غیرممکن شده) باید صرف اقرب به غرض واقف گردد. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه ۱: طبق قانون اوقاف ۱۳۶۳، عواید مجهول‌المصرف صرف معارف اسلامی و عمران موقوفه می‌شود، نه بریات عمومی. گزینه ۲: عواید مجهول‌المصرف طبق قانون مدنی صرف بریات عمومی می‌شد، نه اقرب به غرض واقف. عواید متعذرالمصرف نیز صرف اقرب به غرض واقف می‌شود، نه لزوماً معارف اسلامی. گزینه ۳: مجهول‌المصرف بودن موجب بطلان وقف نمی‌گردد، و عواید متعذرالمصرف نیز صرف اقرب به غرض واقف می‌شود نه بریات عمومی.

تمرین بیشتر در اپ

درس‌های دیگر این بخش · حقوق مدنی