اشخاص و ادله اثبات دعوی (مواد ٩٥٦ تا ١٣٣٥)

21 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

شناسنامه، تغییرات سجلی و نام خانوادگی

اسناد سجلی به عنوان مدارک رسمی هویت، تحت حمایت خاص قانون‌گذار قرار دارند. هرگونه تغییر در مندرجات این دفاتر، از جمله تاریخ تولد یا نام، نیازمند طی مراحل قانونی دقیق است. طبق ماده ۹۹۵ قانون مدنی، تغییر مطالبی که در دفاتر سجل احوال ثبت شده است، تنها به موجب حکم محکمه صادر می‌شود و ادوات اداری به تنهایی صلاحیت این تغییر را ندارند.

یکی از پرتکرارترین مباحث آزمونی، اصلاح سن است. مطابق قانون حفظ اعتبار اسناد سجلی، صاحب شناسنامه در طول عمر خود تنها یک بار می‌تواند تقاضای اصلاح سن را مطرح کند. این درخواست در کمیسیون مخصوصی با حضور اعضایی چون پزشک منتخب، مدیرعامل سازمان بهداری استان و رئیس شورای اسلامی شهر بررسی می‌شود.

تغییر نام کوچک تنها در صورتی مجاز است که نام فعلی جزو نام‌های ممنوع باشد یا متقاضی نفع عقلایی و مشروع خود را برای تغییر ثابت کند.

در خصوص نام خانوادگی، اصل بر استقلال است؛ اما ماده ۹۸۷ قانون مدنی و ماده ۴۲ قانون ثبت احوال حق ویژه‌ای برای زوجه در نظر گرفته‌اند. زن می‌تواند با موافقت همسرش، از نام خانوادگی او استفاده کند. نکته مهم این است که این حق یک‌طرفه است و زوج حق استفاده از نام خانوادگی زوجه را ندارد.

اگر زنی بخواهد پس از ازدواج نام خانوادگی شوهرش را برگزیند، نیازی به کسب اجازه از سایر دارندگان آن نام که حق تقدم دارند نیست و صرف موافقت شوهر کافی است.

واژگان کلیدی

اسناد سجلی
دفاتر و مدارک رسمی که وقایع حیاتی شامل ولادت، فوت، نکاح و طلاق در آن ثبت می‌شود.
کمیسیون اصلاح سن
مرجع قانونی نیمه‌قضایی که مسئولیت بررسی درخواست‌های تغییر تاریخ تولد در شناسنامه را بر عهده دارد.
حق تقدم نام خانوادگی
حقی که به موجب آن فرد می‌تواند از استفاده دیگران از نام خانوادگی مشابه جلوگیری کند، مگر در موارد استثنایی مانند حق زوجه.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که فکر کنیم اداره ثبت احوال می‌تواند مستقلاً مندرجات شناسنامه را تغییر دهد؛ این کار لزوماً نیازمند حکم دادگاه است.
  • بسیاری تصور می‌کنند حق استفاده از نام خانوادگی همسر متقابل است، در حالی که این حق منحصراً متعلق به زوجه است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • تغییر در دفاتر سجل احوال صرفاً با حکم قطعی محکمه امکان‌پذیر است (ماده ۹۹۵).
  • تقاضای اصلاح سن در شناسنامه تنها یک بار در کل طول عمر فرد مجاز است.
  • وقوع نکاح (حتی موقت)، ولادت و فوت باید به اطلاع اداره سجل احوال برسد (ماده ۹۹۳).
  • زوجه حق استفاده از نام خانوادگی زوج را با موافقت او دارد، اما زوج چنین حقی ندارد.

اهلیت، حجر و مسئولیت مدنی محجورین

اهلیت در حقوق به دو شاخه اصلی تقسیم می‌شود: اهلیت تمتع (شایستگی دارا شدن حق) و اهلیت استیفا (شایستگی اجرای حق). مطابق ماده ۹۵۶ قانون مدنی، شخصیت و اهلیت تمتع با زنده متولد شدن انسان آغاز و با مرگ او پایان می‌یابد. حتی جنین (حمل) نیز به شرط زنده متولد شدن، از اهلیت تمتع برخوردار است.

در مقابل، اهلیت استیفا نیازمند سه شرط بلوغ، عقل و رشد است. فقدان هر یک از این‌ها موجب حجر می‌شود. نکته بسیار مهم در آزمون‌ها، تفاوت سن بلوغ و رشد است. سن بلوغ برای دختر ۹ سال و برای پسر ۱۵ سال تمام قمری است. اما مطابق تبصره ۲ ماده ۱۲۱۰ و رویه قضایی، خروج از حجر در امور مالی علاوه بر بلوغ، منوط به احراز رشد در دادگاه است.

نوع محجورامور مالیامور غیرمالی
صغیر غیرممیزباطلباطل
سفیهغیرنافذصحیح
مجنون دایمیباطلباطل

برخلاف تصور عمومی، صغیر و مجنون در صورت ورود خسارت به دیگران، از مسئولیت مدنی معاف نیستند. طبق ماده ۱۲۱۶ قانون مدنی، هرگاه محجور (حتی صغیر غیرممیز یا مجنون) به دیگری ضرر بزند، خود او ضامن است و خسارت از اموال او پرداخت می‌شود. این مسئولیت شامل هر دو مورد اتلاف و تسبیب می‌گردد.

ورشکسته و مفلس محجور قانونی محسوب نمی‌شوند؛ آن‌ها اهلیت دارند اما به حکم قانون، اختیار تصرف در اموال خود را ندارند.

واژگان کلیدی

اهلیت تمتع
توانایی قانونی شخص برای دارا شدن حقوق مدنی که از زمان تولد تا مرگ ادامه دارد.
اهلیت استیفا
توانایی شخص برای اعمال و اجرای حقوقی که دارد، مانند انجام معاملات.
سفیه (غیر رشید)
شخصی که عاقل است اما توانایی تشخیص مصلحت مالی خود را ندارد و تصرفات مالی او غیرنافذ است.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه رایج: تصور اینکه مسئولیت محجور فقط در صورت "اتلاف" است؛ در حالی که محجور در "تسبیب" نیز ضامن است.
  • تردید در اهلیت ورشکسته: ورشکسته محجور نیست، بلکه فقط ممنوع‌التصرف است.
  • سن بلوغ دختر برای اهلیت استیفا ۹ سال قمری است، نه شمسی.

جمع‌بندی این مفهوم

  • شخصیت افراد با زنده متولد شدن آغاز و با مرگ پایان می‌یابد (ماده ۹۵۶).
  • جنین به شرط زنده متولد شدن دارای اهلیت تمتع است (ماده ۹۵۷).
  • صغیر پس از بلوغ برای مداخله در امور مالی باید رشدش در دادگاه احراز شود.
  • محجورین (صغیر و مجنون) مسئول جبران خساراتی هستند که به دیگران وارد می‌کنند (ماده ۱۲۱۶).
  • سفیه می‌تواند در امور غیرمالی (مثل طلاق) مستقلاً اقدام کند، اما در امور مالی غیرنافذ است.

اقامتگاه؛ اقسام و احکام

اقامتگاه به محلی گفته می‌شود که شخص در آنجا سکونت داشته و مرکز مهم امور او نیز در همان جا باشد. مطابق ماده ۱۰۰۲ قانون مدنی، اگر محل سکونت شخصی با مرکز امور مهم او متفاوت باشد، مرکز امور مهم او اقامتگاه محسوب می‌شود. قانونگذار اصل را بر وحدت اقامتگاه گذاشته است، یعنی هیچ‌کس نمی‌تواند بیش از یک اقامتگاه ارادی داشته باشد.

اقامتگاه به سه دسته اصلی تقسیم می‌شود:
۱. ارادی (اختیاری): محلی که فرد به میل خود برمی‌گزیند.
۲. قانونی (اجباری): محلی که قانون برای گروه‌های خاص تعیین می‌کند. مثلاً اقامتگاه مأموران دولت، محل مأموریت ثابت آن‌هاست و اقامتگاه نظامیان، محل پادگان یا ارتش محل خدمت آن‌هاست.
۳. انتخابی (قراردادی): محلی که طرفین معامله برای اجرای تعهدات یا ابلاغ اوراق قضایی ناشی از یک قرارداد خاص انتخاب می‌کنند (ماده ۱۰۱۰).

نوع اقامتگاهمبنای تعیینقابلیت تغییر
ارادیاراده شخص
قانونیحکم قانون
انتخابیقرارداد

در خصوص زن شوهردار، اقامتگاه وی تابع شوهر است. اما این قاعده مطلق نیست؛ اگر شوهر محجور باشد یا زن با اجازه دادگاه یا توافق، مسکن علیحده (جداگانه) داشته باشد، اقامتگاه وی مرکز مهم امور خودش خواهد بود.

اقامتگاه اشخاص حقوقی، مرکز عملیات آن‌هاست. اقامتگاه تاجر نیز علی‌رغم تصورات، از نوع اجباری نیست و تابع مرکز امور مهم اوست.

واژگان کلیدی

مرکز مهم امور
محلی که شخص فعالیت‌های مالی، اداری و حرفه‌ای اصلی خود را در آنجا متمرکز کرده است.
اقامتگاه علیحده
حق زن برای داشتن محل سکونت مجزا در موارد عسر و حرج یا توافق که موجب استقلال اقامتگاه وی می‌شود.
اقامتگاه قراردادی
آدرسی که صرفاً برای یک رابطه حقوقی معین بین طرفین توافق می‌شود و بر اقامتگاه حقیقی مقدم است.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که فکر کنیم اقامتگاه زن شوهردار همیشه تابع شوهر است؛ در صورت حجر شوهر، اقامتگاه زن مستقل می‌شود.
  • تغییر اقامتگاه حقیقی، باعث بی‌اعتباری اقامتگاه انتخابی در قرارداد نمی‌شود.
  • اقامتگاه اشخاص حقوقی نباید با محل اقامت مدیران اشتباه شود؛ ملاک مرکز عملیات است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • اقامتگاه، محل سکونت و مرکز مهم امور شخص است؛ در صورت تعارض، مرکز امور مهم ملاک است.
  • هیچ‌کس نمی‌تواند بیش از یک اقامتگاه ارادی داشته باشد (ماده ۱۰۰۳).
  • اقامتگاه مأموران دولت و نظامیان به دلیل شغل آن‌ها اجباری محسوب می‌شود.
  • طرفین معامله می‌توانند اقامتگاه انتخابی را برای دعاوی ناشی از قرارداد تعیین کنند.
  • اقامتگاه محجور (صغیر و مجنون) تابع اقامتگاه ولی یا قیم آن‌هاست.

آزادی قراردادها و محدودیت‌های سلب حق

اصل بر آزادی قراردادهاست (ماده ۱۰ ق.م.)؛ اما این آزادی مطلق نیست. یکی از محدودیت‌های بنیادین، عدم امکان سلب حقوق مدنی است. مطابق ماده ۹۵۹ قانون مدنی، هیچ‌کس نمی‌تواند به طور کلی حق متمتع شدن یا اجرای تمام یا قسمتی از حقوق مدنی را از خود سلب کند. چنین قراردادی به دلیل مخالفت با نظم عمومی، باطل و بلااثر است.

نکته کلیدی در تمایز بین سلب حق "کلی" و "جزئی" است. سلب حق به صورت جزئی یا موقت صحیح است. برای مثال، سلب حق انتقال یک ملک خاص برای مدت ۲ سال صحیح است، اما تعهد به اینکه فرد هرگز در عمرش معامله نکند، باطل است.

تعهد تاجر به دست کشیدن به طور کلی از تجارت، به دلیل سلب کلی حق، باطل است.

در حوزه حقوق شخصی، استفاده از تصویر افراد برای تبلیغات یا شرط مجرد ماندن در برخی قراردادهای خاص (مانند مهمانداری هواپیما)، لزوماً باطل نیست؛ زیر این موارد سلب کلی حق محسوب نشده و جنبه جزئی یا قراردادی دارند. مگر اینکه با اخلاق حسنه در تعارض باشند.

نوع سلب حقوضعیت حقوقیمثال
کلی/دائمیباطلسلب حق ازدواج برای همیشه
جزئی/موقتصحیحسلب حق فروش ملک به مدت ۱ سال

رابطه بین نظم عمومی و اخلاق حسنه نیز در اینجا اهمیت دارد. اخلاق حسنه بخشی از نظم عمومی محسوب می‌شود. بنابراین هر قراردادی که مخالف اخلاق حسنه باشد، لزوماً مخالف نظم عمومی نیز هست (رابطه عموم و خصوص مطلق).

واژگان کلیدی

سلب حق مدنی
چشم‌پوشی از توانایی دارا شدن یا اجرای حقوقی که قانون برای افراد پیش‌بینی کرده است.
نظم عمومی
مجموعه قواعدی که حفظ آن‌ها برای بقای جامعه و حاکمیت ضرورت دارد و توافق بر خلاف آن‌ها ممکن نیست.
حقوق شخصیت
حقوقی که هر انسان به اعتبار شخصیت خود داراست، مانند حق بر آزادی، سلامت جسمی و نام.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که فکر کنیم سلب حق مدنی به طور جزئی هم ممنوع است؛ سلب جزئی و موقت کاملاً صحیح است.
  • برخی تصور می‌کنند شرط عدم ازدواج در یک بازه کاری سلب کلی حق است، در حالی که این یک سلب جزئی و صحیح تلقی می‌شود.

جمع‌بندی این مفهوم

  • سلب کلی حق تمتع یا اجرای حقوق مدنی تحت هر شرایطی باطل است (ماده ۹۵۹).
  • سلب جزئی حقوق مدنی (مانند محدودیت موقت در فروش یک کالا) صحیح و نافذ است.
  • قراردادهای مخالف نظم عمومی یا اخلاق حسنه حتی با رضایت طرفین باطل هستند.
  • تولیت و ریاست خانواده از احکام نظم عمومی است و نمی‌توان در قرارداد آن را به طور کامل واگذار کرد.
  • حقوق شخصیت از انسان حمایت می‌کند نه از منافع مادی او.

حقوق بیگانگان و تعارض قوانین

اتباع بیگانه در ایران اصولاً از حقوق مدنی برخوردارند، مگر در مواردی که قانون صراحتاً استثنا کرده باشد. طبق ماده ۷ قانون مدنی، اتباع خارجه مقیم ایران در مسائل مربوط به احوال شخصیه (مانند نکاح، طلاق، اهلیت و ارث) تابع قوانین دولت متبوع خود هستند. این قاعده در مورد ایرانیان غیرشیعه نیز جاری است و آن‌ها در احوال شخصیه تابع مذهب خود می‌باشند.

در حوزه اموال، ماده ۹۶۶ قانون مدنی مقرر می‌دارد که تصرف و مالکیت بر اشیای منقول و غیرمنقول، تابع قانون محل وقوع آن‌هاست. با این حال، در خصوص ارث و وصیت متوفای بیگانه، ماده ۹۶۷ تصریح دارد که ترکه (اعم از منقول و غیرمنقول) تابع قانون کشور متبوع متوفی است.

اتباع بیگانه در ایران مطلقاً از تملک اراضی مزروعی محروم هستند و این ممنوعیت حتی با اجازه دولت نیز قابل رفع نیست.

در بحث قراردادها، مطابق ماده ۹۶۸، تعهدات ناشی از عقود تابع قانون محل وقوع عقد است، مگر اینکه متعاقدین هر دو خارجی باشند و به قانون دیگری توافق کنند. در مورد اهلیت، اصل بر تبعیت از قانون دولت متبوع است؛ اما یک استثنای طلایی وجود دارد: اگر شخصی طبق قانون کشور خود فاقد اهلیت باشد اما طبق قانون ایران اهلیت داشته باشد، معامله او در ایران صحیح است (ماده ۹۶۲).

اگر یک مرد فرانسوی ۱۹ ساله در ایران فرشی بخرد، در حالی که در فرانسه سن اهلیت ۲۱ سال است، این معامله صحیح است چون در ایران سن اهلیت ۱۸ سال تمام است.

واژگان کلیدی

احوال شخصیه
موضوعاتی مانند نکاح، طلاق، نسب، اهلیت و ارث که مستقیماً با وضعیت فردی شخص در ارتباط است.
قانون دولت متبوع
قوانین کشوری که شخص تابعیت آن را دارد.
محل وقوع مال (Lex Rei Sitae)
قاعده‌ای که بر اساس آن قوانین محل فیزیکی قرارگیری مال بر حقوق ناشی از آن حاکم است.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه اینجاست که فکر کنیم ارث بیگانه در ایران تابع قانون ایران است؛ ارث و وصیت او تابع قانون کشور خودش است.
  • تصور غلط: قرارداد در ایران همواره تابع قانون ایران است. خیر؛ اگر طرفین خارجی باشند می‌توانند قانون دیگری را انتخاب کنند.
  • منع تملک اراضی مزروعی برای بیگانگان تحت هیچ شرایطی (حتی اجازه دولت) برطرف نمی‌شود.

جمع‌بندی این مفهوم

  • بیگانگان در احوال شخصیه (ارث، نکاح، اهلیت) تابع قوانین دولت متبوع خود هستند (ماده ۷).
  • تملک اراضی مزروعی در ایران برای تمامی اتباع بیگانه ممنوع است.
  • تعهدات ناشی از عقود اصولاً تابع قانون محل انعقاد عقد است (ماده ۹۶۸).
  • صلاحیت دادگاه و اصول محاکمات همواره تابع قانون محل اقامه دعوا (ایران) است.
  • اگر بیگانه در ایران طبق قانون ایران اهلیت داشته باشد، معامله‌اش صحیح است (ماده ۹۶۲).

تابعیت ایران؛ کسب و ترک آن

تابعیت رابطه‌ای سیاسی، معنوی و حقوقی بین شخص و دولت است. در حقوق ایران، تابعیت به دو نوع اصلی و اکتسابی تقسیم می‌شود. کسانی که تابعیت ایرانی را تحصیل (کسب) می‌کنند، از حقوق کاملاً مشابه با اتباع اصلی برخوردار نیستند. مطابق ماده ۹۸۲ قانون مدنی، این افراد از تصدی برخی مشاغل حساس محرومند.

مشاغل ممنوعه برای اتباع اکتسابی عبارتند از: ریاست جمهوری، معاونین او، عضویت در شورای نگهبان، نمایندگی مجلس، وزارت، قضاوت، سفارت و فرماندهی در ارتش یا سپاه. این محدودیت‌ها برای حفظ امنیت ملی وضع شده است.

تحصیل تابعیت خارجی توسط تبعه ایرانی بدون رعایت تشریفات قانونی، فاقد اثر است و فرد همچنان ایرانی شناخته می‌شود و اموال غیرمنقول او فروخته می‌شود.

ترک تابعیت ایران نیز فرآیندی دشوار است. مطابق ماده ۹۸۸، چهار شرط اساسی برای آن وجود دارد:
۱. رسیدن به سن ۲۵ سال تمام.
۲. اجازه هیأت وزیران.
۳. انجام خدمت وظیفه عمومی یا داشتن معافیت.
۴. تعهد به انتقال کلیه اموال غیرمنقول در ایران به اتباع ایرانی ظرف یک سال.

ویژگیتابعیت اصلیتابعیت اکتسابی
تصدی قضاوت
تصدی وزارت
سلب تابعیتممنوعممکن

واژگان کلیدی

تابعیت اکتسابی
تابعیتی که شخص پس از تولد و از طریق درخواست و موافقت دولت کسب می‌کند.
ترک تابعیت
خروج داوطلبانه از تابعیت یک کشور با رعایت ضوابط قانونی و موافقت دولت.
اموال غیرمنقول اتباع مشمول ماده ۹۸۹
اموالی که تبعه ایرانی دارای تابعیت خارجی غیرقانونی باید تحت نظارت دادستان بفروشد.

اشتباه‌های رایج

  • باور غلط: فردی که تابعیت ایران را کسب کرده می‌تواند قاضی شود. خیر، او طبق ماده ۹۸۲ محروم است.
  • اشتباه در سن ترک تابعیت: سن لازم برای ترک تابعیت ۲۵ سال است، نه سن بلوغ یا ۱۸ سال.
  • محکومیت کیفری جزو شرایط قانونی ترک تابعیت در ماده ۹۸۸ نیست.

جمع‌بندی این مفهوم

  • اتباع اکتسابی از مقامات ارشد دولتی مانند وزارت، قضاوت و سفارت محرومند (ماده ۹۸۲).
  • ترک تابعیت ایران منوط به اجازه هیأت وزیران و رسیدن به سن ۲۵ سال تمام است (ماده ۹۸۸).
  • تحصیل تابعیت خارجی بدون تشریفات، موجب زوال تابعیت ایرانی نمی‌شود (ماده ۹۸۹).
  • انجام خدمت نظام وظیفه، پیش‌شرط الزامی برای پذیرش درخواست ترک تابعیت است.
  • اموال غیرمنقول ایرانیانی که غیرقانونی تابعیت خارجی گرفته‌اند، باید به فروش برسد.

نامزدی (وعده ازدواج) و هدایای آن

نامزدی یا وعده ازدواج، قراردادی اساسی نیست و طبق ماده ۱۰۳۵ قانون مدنی، بر انجام وصلت الزام‌آور نمی‌باشد. بنابراین هر یک از طرفین می‌تواند تا زمانی که عقد نکاح جاری نشده است، از وصلت امتناع کند. هرگونه توافقی که فرد را به ازدواج مجبور کند یا حق رجوع را سلب نماید، باطل و بلااثر است.

نکته مهم در آزمون، مسئولیت ناشی از بر هم زدن نامزدی است. صرف خودداری از وصلت موجب ضمان نیست؛ اما اگر یکی از نامزدها از حق خود سوءاستفاده کند و از این راه خسارتی به طرف دیگر بزند (مثلاً با فریبکاری باعث شود طرف مقابل هزینه‌های گزاف تدارک عروسی را بپردازد و سپس بدون دلیل بر هم بزند)، ملزم به جبران خسارت خواهد بود.

نامزدی مانع ازدواج با شخص ثالث نیست؛ ازدواج با دیگری به معنای فسخ ضمنی نامزدی قبلی است.

در مورد هدایا، مطابق ماده ۱۰۳۷، در صورت بر هم خوردن نامزدی، طرفین می‌توانند عین هدایایی را که به یکدیگر یا والدین یکدیگر داده‌اند، پس بگیرند. اگر عین وجود نداشته باشد، قیمت آن قابل مطالبه است؛ به شرطی که:
۱. هدیه مصرف‌نشدنی باشد (مانند طلا یا ساعت). قیمت هدایای مصرف‌شدنی (مثل میوه و شیرینی) قابل مطالبه نیست.
۲. تلف شدن هدیه با تقصیر گیرنده باشد. اگر بدون تقصیر (مثلاً حوادث طبیعی) تلف شود، قیمت آن قابل مطالبه نیست.

اگر نامزدی به دلیل فوت یکی از طرفین بر هم بخورد، بر اساس ماده ۱۰۳۸، رجوع به بدل (قیمت) هدایای تلف شده ممکن نیست، حتی اگر گیرنده مقصر باشد.

واژگان کلیدی

وعده ازدواج
توافق بین دو نفر برای نکاح در آینده که فاقد اثر الزام‌آور حقوقی برای انجام خود عقد است.
هدیه مصرف‌نشدنی
اموالی که با استفاده کردن از بین نمی‌روند و در صورت بر هم خوردن نامزدی، تحت شرایطی قیمت آن‌ها قابل مطالبه است.
سوءاستفاده از حق
اعمال حق به گونه‌ای که هدف آن تنها ضرر رساندن به دیگری باشد و موجب مسئولیت مدنی می‌گردد.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که فکر کنیم چون نامزد هستیم، طرف مقابل اجازه ازدواج با دیگری را ندارد؛ نامزدی ایجاد "مانع نکاح" نمی‌کند.
  • فراموش نکنید که در صورت فوت، قیمت هدایای تلف شده تحت هیچ شرایطی (حتی با تقصیر) قابل مطالبه نیست.
  • قیمت هدایای مصرف‌شده (مانند لباس پوشیده شده یا گل پلاسیده) قابل پس گرفتن نیست.

جمع‌بندی این مفهوم

  • وعده ازدواج ایجاد علقه زوجیت نمی‌کند و هر زمان قابل فسخ است (ماده ۱۰۳۵).
  • هدایای نامزدی در صورت موجود بودن عین، همیشه قابل استرداد هستند.
  • قیمت هدایای مصرف‌نشدنی تلف شده تنها در صورت تقصیر گیرنده قابل مطالبه است.
  • در صورت فوت هر یک از نامزدها، حق مطالبه قیمت هدایای تلف شده ساقط می‌شود (ماده ۱۰۳۸).
  • هبه هدایای نامزدی با بر هم خوردن نامزدی منفسخ نمی‌شود، بلکه حق فسخ ایجاد می‌گردد.

نکاح؛ سن، وکالت و شروط ضمن عقد

عقد نکاح یکی از مهم‌ترین عقود در حقوق مدنی است که آثار غیرمالی و مالی فراوانی دارد. طبق ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی، سن نکاح برای دختر ۱۳ سال و برای پسر ۱۵ سال تمام شمسی است. نکاح قبل از این سن منوط به اذن ولی و تشخیص مصلحت توسط دادگاه صالح است. نکاح دختر باکره (حتی اگر سابقه ازدواج داشته باشد اما دخول صورت نگرفته باشد) منوط به اجازه پدر یا جد پدری است.

وکالت در نکاح نیز احکام خاصی دارد. اختیارات وکیل باید دقیقاً مشخص باشد؛ اگر وکیل از حدود اختیارات یا رعایت مصلحت خارج شود، عقد غیرنافذ است و نیاز به تنفیذ موکل دارد. همچنین وکالت با حجر هر یک از طرفین منفسخ می‌شود.

در نکاح منقطع (موقت)، ذکر دقیق مدت و مهر شرط صحت است؛ عدم ذکر مدت موجب بطلان عقد می‌شود.

شروط ضمن عقد نکاح نباید با مقتضای ذات عقد یا نظم عمومی معارض باشند. مثلاً شرط سقوط ریاست خانواده از مرد یا شرطی که حق ازدواج مجدد را کلاً سلب کند، باطل است. اما شرط وکالت زن در طلاق (حتی به صورت مطلق) صحیح و رایج است.

شرط ضمن عقدوضعیت شرطوضعیت نکاح
خیار فسخ خود نکاحباطلصحیح
عدم مهر در نکاح دائمباطلصحیح
تعلیق اصل نکاحباطلباطل

نکته مهم در خصوص تعلیق: تعلیق عقد نکاح حتی بر یکی از شرایط صحت آن موجب بطلان است (ماده ۱۰۶۸). همچنین تعلیق انحلال یا انفساخ نکاح نیز باطل و نامشروع است.

واژگان کلیدی

مفوضة البضع
زنی که در عقد دائم او مهریه ذکر نشده یا بر عدم آن توافق شده است.
شرط خیار نسبت به مهر
شرطی که به یکی از طرفین اجازه می‌دهد قرارداد مهریه را فسخ کند؛ این شرط فقط در نکاح دائم صحیح است.
اذن ولی
اجازه پدر یا جد پدری که برای نکاح دختر باکره الزامی است.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه در سن بلوغ: سن نکاح در ماده ۱۰۴۱ بر اساس سال شمسی است نه قمری.
  • خطای رایج: تصور اینکه بطلان مهر یا شرط مهر باعث بطلان خود نکاح می‌شود؛ در صورتی که نکاح دائم اصولاً پایدار می‌ماند.
  • تخلف وکیل از مصلحت در نکاح، برخلاف سایر موارد، عقد را غیرنافذ می‌کند نه باطل.

جمع‌بندی این مفهوم

  • سن نکاح برای دختر ۱۳ و برای پسر ۱۵ سال تمام شمسی با رعایت مصلحت است (ماده ۱۰۴۱).
  • نکاح دختر باکره منوط به اذن پدر یا جد پدری است، مگر اینکه با آمیزش بکارت زایل شده باشد.
  • شرط خیار برای اصل عقد نکاح باطل است، اما نکاح را باطل نمی‌کند (ماده ۱۰۶۹).
  • در نکاح موقت، عدم تعیین مهریه یا اجمال در مدت موجب بطلان کل عقد می‌گردد.
  • شرط وکالت در طلاق برای زن از نوع شرط نتیجه بوده و صحیح و نافذ است.

انواع مهریه و الزامات مالی نکاح

مهریه به محض وقوع عقد ملکیت زن در می‌آید (ماده ۱۰۸۲). انواع مهریه شامل مهرالمسمی (تعیین شده در عقد)، مهرالمثل (بر اساس عرف و شأن زوجه) و مهرالمتعه (بر اساس وضعیت مالی زوج) می‌باشد. در نکاح دائم، شرط عدم مهر باطل است اما عقد صحیح است و در صورت نزدیکی مهرالمثل تعلق می‌گیرد.

شرایط انحلال قبل نزدیکیاستحقاق زوجه
طلاقنصف مهرالمسمی
فسخ (به جز عنن)هیچ مهری
فسخ به دلیل عنن زوجنصف مهرالمسمی
فوت در مفوضة البضعهیچ مهری

نکته آزمونی بسیار مهم: اگر مهریه عین معین باشد و قبل از تسلیم تلف شود، شوهر ضامن قیمت یا مثل آن است (ضمان بدلی)؛ حتی اگر تلف بدون تقصیر باشد. همچنین اگر مهریه وجه رایج باشد، مطابق تبصره ماده ۱۰۸۲، باید به نرخ روز محاسبه گردد، اما این تبصره شامل موارد غیرنقدی (مثل سکه) نمی‌شود.

حق حبس: زن می‌تواند تا زمان دریافت کامل مهریه (اگر حال باشد)، از تمکین و انجام مطلق وظایف زناشویی خودداری کند و در عین حال مستحق نفقه بماند.

در طلاق قبل از نزدیکی، اگر شوهر مالی غیر از مهر اصلی (مثلاً خودرو بجای سکه) داده باشد، فقط حق استرداد نصف مهر اصلی یا ارزش آن را دارد.

واژگان کلیدی

مهرالمتعه
مهریه‌ای که در صورت طلاق قبل از نزدیکی و عدم تعیین مهر در عقد، با توجه به غنا و فقر مرد تعیین می‌شود.
مفوضة المهر
زنی که تعیین مقدار مهریه او در عقد به عهده یکی از طرفین یا شخص ثالث واگذار شده است.
ضمان بدلی
مسئولیت پرداخت قیمت یا مثل مالی که پیش از تسلیم تلف شده است.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که فکر کنیم فوت شوهر قبل از نزدیکی باعث تنصیف (نصف شدن) مهر می‌شود؛ در فوت، زن مالک تمام مهر است.
  • حق حبس فقط برای مهریه عندالمطالبه و حال است؛ مهریه عندالاستطاعه حق حبس ایجاد نمی‌کند.
  • تصور غلط: محاسبه به نرخ روز شامل سکه طلا هم می‌شود. خیر، فقط شامل وجه رایج است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • زن به مجرد عقد، مالک تمام مهر و منافع آن می‌شود (ماده ۱۰۸۲).
  • در طلاق قبل از نزدیکی، نصف مهریه به شوهر برمی‌گردد (ماده ۱۰۹۲).
  • محاسبه مهریه به نرخ روز مختص وجه رایج است و شامل ازدواج‌های قبل از سال ۷۶ نیز می‌شود.
  • اگر مهر مستحق‌للفغیر درآید، زن مستحق مثل یا قیمت آن است (ماده ۱۱۰۰).
  • اعسار شوهر یا تقسیط مهریه توسط دادگاه، حق حبس زن را از بین نمی‌برد.

نفقه؛ واجب‌النفقه و اولویت‌ها

انفاق تعهدی مالی است که ریشه در حمایت از خانواده دارد. نفقه شامل مسکن، لباس، غذا، اثاث منزل و حتی هزینه‌های درمانی و بهداشتی است (اصلاحیه ماده ۱۱۰۷). در حقوق ایران، دو نوع رابطه انفاق وجود دارد:
۱. نفقه زوجه: که در نکاح دائم مطلقاً بر عهده شوهر است، مگر اینکه زن ناشزه باشد. این نفقه ربطی به فقر زن یا غنای مرد ندارد و بر اساس شأن زن تعیین می‌شود.
۲. نفقه اقارب: که فقط میان خویشاوندان نسبی در خط عمودی (پدر، مادر، فرزندان، اجداد) جاری است. شرط این نفقه، تمکن منفق و احتیاج منفق‌علیه است.

ویژگینفقه زوجهنفقه اقارب
مطالبه گذشته
شرط فقر گیرنده
شرط تمکن دهنده

سلسله مراتب ملزم به انفاق در اقارب به ترتیب عبارتند از: پدر، اجداد پدری (الاقرب فالاقرب) و سپس مادر. نکته مهم این است که جده مادری در صورت نبود اجداد پدری مقدم بر برادر و خواهر است. در صورت تعدد افراد واجب‌النفقه و عدم تمکن کافی، اولویت با خود شخص، سپس زوجه، سپس اولاد و در نهایت ابوین است.

پدر طبیعی طفل متولد از زنا ملزم به پرداخت نفقه طفل است، هرچند بین آن‌ها توارث برقرار نیست.

در نکاح موقت، زن اصولاً حق نفقه ندارد مگر اینکه در عقد شرط شده باشد. در صورت شرط، تمکن مالی مرد اثری در حق زن ندارد.

واژگان کلیدی

ناشزه
زنی که بدون مانع مشروع قانونی یا شرعی، از انجام وظایف زناشویی و تمکین از شوهر خودداری می‌کند.
اقارب در خط عمودی
خویشاوندانی که یکی از نسل دیگری است، شامل صعودی (والدین و اجداد) و نزولی (اولاد و نوادگان).
تعهد به ارزش
تعهدی که در آن مقدار پول ثابت نیست، بلکه باید به میزان رفع حاجت و تأمین نیاز روزانه پرداخت شود.

اشتباه‌های رایج

  • تصور غلط: برادر و خواهر ملزم به انفاق یکدیگرند. خیر؛ الزام فقط در خط عمودی است.
  • اشتباه رایج: فکر می‌کنند زن فقط نفقه آینده را می‌تواند بگیرد؛ زن برخلاف اقارب، حق مطالبه نفقه گذشته را هم دارد.
  • اشتباه در اولویت: در صورت کمبود بودجه، نفقه زوجه بر نفقه فرزندان مقدم است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • نفقه زوجه شامل تمام نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت اوست (ماده ۱۱۰۷).
  • در نکاح دائم، نفقه از لحظه عقد به زن تعلق می‌گیرد، مگر اینکه نشوز او ثابت شود.
  • پدر اولویت اول در پرداخت نفقه اولاد است و پس از او اجداد پدری (الاقرب فالاقرب) قرار دارند.
  • فرزندان بر والدین در دریافت نفقه تقدم دارند (ماده ۱۲۰۲).
  • زن در عده طلاق رجعی و عده فسخ نکاح (در صورت بارداری) مستحق نفقه است.

انحلال نکاح؛ طلاق و فسخ

انحلال نکاح به سه صورت عمده رخ می‌دهد: فسخ، طلاق و فوت. طلاق خود به دو نوع رجعی و بائن تقسیم می‌شود. اصل بر رجعی بودن طلاق است، یعنی در مدت عده، مرد حق رجوع دارد. اما در موارد استثنایی مانند طلاق یائسه، طلاق غیرمدخوله (قبل از نزدیکی)، طلاق خلع و مبارات، و طلاق سوم (ماده ۱۱۴۵)، طلاق بائن است و حق رجوع وجود ندارد.

موردنوع انحلالحق رجوع
عنن زوجفسخ
طلاق خلعبائن✗*
طلاق رجعیرجعی

*در طلاق خلع، تنها در صورتی که زن به فدیه رجوع کند، طلاق رجعی شده و مرد حق رجوع پیدا می‌کند.

فسخ نکاح با طلاق تفاوت‌های بنیادینی دارد: فسخ نیازی به صیغه خاص طلاق یا گواهی عدم امکان سازش (در ابتدا) ندارد و به دلیل عیوب مصرح در قانون (ماده ۱۱۲۲ و ۱۱۲۳) مثل جنون، عنن، قرن و... صورت می‌گیرد. نکته مهم این است که جنون مرد حتی اگر بعد از عقد حادث شود به زن حق فسخ می‌دهد، اما جنون زن بعد از عقد به مرد چنین حقی نمی‌دهد.

طلاق صادر شده به حکم دادگاه (مانند طلاق به دلیل عسر و حرج) همواره بائن محسوب می‌شود تا از سوءاستفاده مرد و رجوع یک‌جانبه او جلوگیری شود.

در تمام موارد طلاق، دادگاه مکلف است تکلیف حقوق مالی زوجه (مهریه، اجرت‌المثل، جهیزیه) را در رأی خود مشخص کند و ثبت طلاق منوط به تأدیه این حقوق یا رضایت زوجه یا احراز اعسار زوج است.

واژگان کلیدی

طلاق خلع
طلاقی که در آن زن به دلیل کراهت از شوهر، مالی (فدیه) به او می‌بخشد تا طلاق بگیرد.
طهر غیرمواقه
پاکیزگی از عادت ماهانه که در آن نزدیکی صورت نگرفته باشد؛ شرط لازم برای صحت طلاق (نه فسخ).
اجرت‌المثل ایام زوجیت
مبلغی که زن بابت کارهایی که در منزل شوهر شرعاً وظیفه او نبوده و به دستور شوهر انجام داده، دریافت می‌کند.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه رایج: تصور اینکه فسخ نکاح باید در طهر غیرمواقعه باشد؛ این شرط فقط برای طلاق است.
  • اشتباه در عده: زن یائسه عده طلاق ندارد اما عده وفات دارد.
  • تصور غلط: طلاق صادر شده به حکم دادگاه رجعی است؛ خیر، این طلاق بائن است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • طلاق رجعی در مدت عده، زن را در حکم زوجه نگه می‌دارد و توارث برقرار است.
  • طلاق بائن شامل طلاق غیرمدخوله، یائسه، خلع، مبارات و طلاق سوم است (ماده ۱۱۴۵).
  • فسخ نکاح به هر لفظ یا فعلی که دلالت بر آن نماید واقع می‌شود و تشریفات طلاق را ندارد.
  • رجوع از طلاق ایقاعی غیرتشریفاتی است که با هر لفظ یا فعلی مقرون به قصد حاصل می‌شود.
  • گواهی عدم امکان سازش تنها ۳ ماه از تاریخ ابلاغ برای تسلیم به دفترخانه اعتبار دارد.

اقسام عده و احکام آن

عده مدتی است که زن پس از انحلال نکاح (به دلیل طلاق، فسخ، بذل مدت یا فوت) باید صبر کند و نمی‌تواند با دیگری ازدواج کند. فلسفه عده جلوگیری از اختلاط نسل و احترام به زوجیت سابق است.

انواع عده بر اساس دلیل انحلال عبارتند از:
۱. عده طلاق و فسخ (نکاح دائم): برای زوجه غیرحامل ۳ طهر است. اگر به اقتضای سن عادت نبیند، عده او ۳ ماه است.
۲. عده بذل یا انقضای مدت (نکاح موقت): برای زوجه غیرحامل ۲ طهر است. اگر عادت نبیند، ۴۵ روز است.
۳. عده وفات: برای تمامی زنان (دائم، موقت، یائسه، غیرمدخوله) ۴ ماه و ده روز است.

نوع انحلالزن غیرمدخولهزن یائسه
طلاقنداردندارد
فسخ نکاحنداردندارد
وفات۴ ماه و ۱۰ روز۴ ماه و ۱۰ روز

نکته بسیار مهم برای زن حامله: در طلاق و فسخ، عده او تا زمان وضع حمل است. اما در وفات، عده او طولانی‌ترین مدت بین وضع حمل و ۴ ماه و ۱۰ روز است (قاعده ابعدالاجلین).

زنی که شوهرش غایب مفقودالاثر بوده و طبق حکم دادگاه طلاق گرفته است، باید عده وفات نگه دارد، نه عده طلاق.

واژگان کلیدی

طهر
پاکیزگی زن از خون حیض؛ واحد اندازه‌گیری عده در اکثر موارد.
ابعد الاجلین
طولانی‌ترین زمان ممکن بین دو موعد قانونی که برای تعیین پایان عده وفات زن حامل استفاده می‌شود.
عده وفات
مدت انتظاری که زن پس از مرگ شوهر باید نگاه دارد و رعایت آن بر هر زنی واجب است.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است اگر فکر کنیم زن یائسه هیچ عده‌ای ندارد؛ او فقط عده طلاق ندارد اما عده وفات دارد.
  • بسیاری مدت عده زن غیرحامل در فسخ نکاح موقت را با دائم اشتباه می‌گیرند؛ در موقت ۲ طهر (یا ۴۵ روز) است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • عده وفات برای همه زنان (حتی یائسه و غیرمدخوله) ۴ ماه و ۱۰ روز است (ماده ۱۱۵۴).
  • عده طلاق و فسخ در نکاح دائم ۳ طهر و در نکاح موقت ۲ طهر است.
  • زن غیرمدخوله و یائسه در طلاق و فسخ نکاح عده ندارند (ماده ۱۱۵۵).
  • عده وفات زن حامل مطابق قاعده ابعدالاجلین محاسبه می‌گردد.
  • زوجه غایب مفقودالاثر پس از طلاق قضایی ملزم به رعایت عده وفات است (ماده ۱۱۵۶).

ولایت قهری، وصایت و حضانت

اداره امور محجورین بر عهده سه نهاد است: ولایت قهری، وصایت و قیمومت. ولایت قهری مخصوص پدر و جد پدری است که در عرض یکدیگرند؛ یعنی هر یک مستقلاً حق ولایت دارند. ولایت پدر و جد پدری بر مجنونی که جنونش متصل به صغر باشد نیز برقرار است.

وصایت زمانی است که پدر یا جد پدری برای بعد از فوت خود، شخصی را برای اداره امور مولی‌علیه تعیین می‌کنند. وصی تنها در صورتی می‌تواند منصوب شود که طرف دیگر (پدر یا جد پدری) زنده نباشد. ولایت و وصایت فقط در قرابت نسبی معنا دارد.

نهادمسئولنظارت دادستان
ولایت قهریپدر / جد پدریحداقلی
قیمومتمنصوب دادگاهحداکثری
وصایتمنصوب ولیمتوسط

حضانت حق و تکلیف والدین برای نگهداری طفل است. طبق ماده ۱۱۶۹، اولویت حضانت برای هر دو جنس (پسر و دختر) تا هفت سالگی با مادر است و پس از آن با پدر. در صورت فوت پدر، حضانت در هر حال با مادر است، حتی اگر مادر ازدواج مجدد کند، مگر اینکه دادگاه خلاف مصلحت تشخیص دهد.

اگر ولی قهری رعایت مصلحت صغیر را نکند، دادگاه او را عزل می‌کند. اما اگر به دلیل پیری یا بیماری ناتوان شود، برای او امین منضم می‌کند.

واژگان کلیدی

ولایت در عرض هم
وضعیتی که در آن پدر و جد پدری هر دو به طور همزمان و مستقل دارای تمام اختیارات قانونی هستند.
ضم امین
اضافه کردن یک ناظر و همکار به ولی قهری یا متولی توسط دادگاه هنگامی که فرد اول ناتوان از انجام وظیفه باشد.
حضانت
نگهداری فیزیکی و تربیت کودک که تا سنینی خاص در اولویت مادر و سپس پدر است.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که فکر کنیم با فوت پدر، حضانت به جد پدری می‌رسد؛ حضانت در هر حال با مادر زنده است.
  • تصور غلط: ولی قهری برای معاملات مالی باید از دادستان اجازه بگیرد؛ او نیاز به اجازه ندارد (برخلاف قیم).
  • اشتباه در عزل و منعزل: ولی قهری با خیانت "منعزل" نمی‌شود، بلکه باید توسط دادگاه عزل شود.

جمع‌بندی این مفهوم

  • پدر و جد پدری ولی قهری صغیر هستند و هر یک مستقلاً عمل می‌کنند (ماده ۱۱۸۱).
  • حضانت فرزندان تا ۷ سالگی با مادر و پس از آن با پدر است (ماده ۱۱۶۹).
  • در صورت فوت یکی از والدین، حضانت تماماً با والد دیگر که زنده است خواهد بود.
  • ولی مسلمان نمی‌تواند وصی غیرمسلمان تعیین کند، اما وکیل غیرمسلمان مانعی ندارد.
  • ضم امین برای ولی ناتوان است، اما عزل ولی برای ولی خاطی و آسیب‌رسان (ماده ۱۱۸۴).

قیمومت؛ اختیارات، مسئولیت‌ها و عزل

قیمومت سمتی است که دادگاه برای اداره امور محجورینی که ولی خاص ندارند، تعیین می‌کند. قیم بر اموال مولی‌علیه ید امانی دارد (ماده ۶۳۱). اختیارات قیم در اداره امور مالی عام است؛ اما قانونگذار برای جلوگیری از تضییع حقوق محجور، برخی اقدامات قیم را منوط به تصویب دادستان کرده است: از جمله فروش اموال غیرمنقول صغیر، صلح دعاوی و ضمانت از دین دیگری.

اگر محجوری (مولی‌علیه) مالک یک زمین زراعی باشد، قیم حق ندارد بدون اجازه کتبی دادستان آن را بفروشد یا با شخص دیگری در مورد مالکیت آن صلح کند.

یکی از بارزترین تفاوت‌های میان ولی قهری و قیم، در نحوه پایان مسئولیت است. قیم در مواردی مانند سفه یا جنون خودبه‌خود منعزل می‌شود (ماده ۱۲۴۹)؛ اما در موارد خیانت یا عدم امانت، توسط دادگاه عزل می‌گردد. حکم عزل قیم جنبه تأسیسی دارد و آثار قیمومت وی تا پیش از ابلاغ حکم برای اشخاص ثالث معتبر و نافذ است.

موردولی قهریقیم
نیاز به نصب
اجازه دادستان برای فروش ملک
ارائه حساب سالانه

مطابق ماده ۱۲۴۴، قیم مکلف است حداقل سالی یک‌بار حساب دوره تصدی خود را به دادستان ارائه دهد. تأخیر بیش از یک ماه در ارائه حساب پس از مطالبه دادستان، موجب عزل قیم خواهد شد.

واژگان کلیدی

ید امانی
وضعیتی که در آن اموال دیگری در اختیار شخص است و فرد تنها در صورت تقصیر (تعدی یا تفریط) مسئول تلف مال خواهد بود.
حکم تأسیسی
حکمی که از زمان صدور، وضعیت حقوقی جدیدی (مثل برکناری قیم) را ایجاد می‌کند و به گذشته عطف نمی‌شود.
مولی‌علیه
شخص محجوری که تحت سرپرستی و قیمومت قرار گرفته است.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است فکر کنیم قیمومت مادر با ازدواج او باطل می‌شود؛ فقط دادستان حق دارد در مورد ابقاء یا نصب ناظر تصمیم بگیرد.
  • تلف مال در دست قیم بدون تقصیر، او را مدیون نمی‌کند؛ چون ید او امانی است.
  • قیم به تنهایی نمی‌تواند دعوا را به داوری ارجاع دهد و نیاز به اذن دادستان دارد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • قیم برای انجام اعمال مالی حساس (مانند فروش ملک یا صلح) نیاز به تصویب دادستان دارد.
  • تصرفات قیم از تاریخ نصب او (حتی قبل از ابلاغ) نافذ و معتبر است (ماده ۷۵ ق.ا.ح).
  • قیم باید حداقل سالی یک بار گزارش مالی خود را به دادستان ارائه دهد.
  • جنون یا سفه قیم موجب انعزال خودبه‌خودی او می‌گردد (ماده ۱۲۴۹).
  • زن شوهردار برای پذیرش سمت قیمومت نیازمند رضایت همسر خود است.

غایب مفقودالاثر و موت فرضی

غایب مفقودالاثر شخصی است که از اقامتگاه خود دور شده و از زنده بودن یا نبودن او خبری در دست نیست. قانونگذار برای حمایت از اموال و حقوق خانوادگی وی، مقررات دقیقی وضع کرده است. برای اداره اموال غایب، دادگاه در صورتی امین تعیین می‌کند که او تکلیفی برای اموالش معین نکرده باشد و شخصی هم قانوناً حق تصدی نداشته باشد.

حکم موت فرضی زمانی صادر می‌شود که مدتی از آخرین خبر غایب گذشته باشد که عادتاً احتمال زنده ماندن وی وجود ندارد (ماده ۱۰۱۹ ق.م).

در حوزه خانواده، مطابق ماده ۱۰۲۹، زوجه غایب می‌تواند پس از گذشت چهار سال تمام از آخرین خبر، تقاضای طلاق کند. دادگاه پیش از صدور حکم باید آگهی‌هایی مطابق ماده ۱۰۲۳ منتشر کند. اگر پس از طلاق و قبل از انقضای عده، شوهر بازگردد، حق رجوع دارد؛ اما پس از عده، حق رجوع ساقط است.

اگر غایب پس از تقسیم اموالش میان ورثه پیدا شود، ورثه موظفند هر آنچه از عین اموال یا عوض (پول فروش) یا منافع موجود آن اموال در دست دارند به او مسترد کنند.

نکته مهم این است که ورثه غایب، وصی و موصی‌له حق درخواست حکم موت فرضی را دارند؛ اما طلبکاران غایب چنین حقی ندارند و فقط می‌توانند طلب خود را از اموال وی (از طریق امین یا ورثه) مطالبه کنند.

واژگان کلیدی

موت فرضی
وضعیتی قانونی که در آن شخص غایب مرده فرض می‌شود و آثار فوت حقیقی (مثل تقسیم ارث) بر او بار می‌گردد.
امین غایب
شخصی که توسط دادگاه برای حفظ و اداره اموال غایب مفقودالاثر تا زمان تعیین تکلیف نهایی منصوب می‌شود.
موصی‌له
شخصی که وصیتی به نفع او شده است و در بحث غایب مفقودالاثر، ذینفع در صدور حکم موت فرضی است.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که فکر کنیم طلاق زوجه غایب رجعی است؛ این طلاق به دلیل نوع عده (وفات)، آثار خاص خود را دارد.
  • غایب پس از بازگشت فقط نسبت به اعیان حق ندارد؛ او نسبت به منافع موجود اموالش نیز حق مطالبه دارد.
  • تصور غلط: طلبکاران می‌توانند تقاضای موت فرضی کنند. خیر، فقط ورثه، وصی و موصی‌له مجازند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • زوجه غایب پس از ۴ سال بی‌خبری می‌تواند تقاضای طلاق قضایی کند (ماده ۱۰۲۹).
  • صدور حکم موت فرضی منوط به انقضای مدتی است که عادتاً فرد در آن زنده نمی‌ماند.
  • در صورت پیدا شدن غایب پس از موت فرضی، ورثه باید عین یا عوض اموال را مسترد کنند (ماده ۱۰۲۷).
  • تعیین امین برای غایب مستلزم نبودِ ولی، قیم یا نماینده قراردادی است.
  • زوجه غایب مفقودالاثر باید پس از طلاق قضایی، عده وفات نگه دارد.

ادله اثبات دعوا؛ اقرار، اسناد و امارات

ادله اثبات دعوا شامل اقرار، اسناد، امارات، شهادت و قسم است. اقرار قاطع‌ترین دلیل است و به معنای اخبار به حقی برای دیگری و بر ضرر خود می‌باشد (ماده ۱۲۵۹). اقرار باید منجز (قطعی) باشد و اقرار معلق باطل است. اقرار سفیه در امور غیرمالی (مانند نسب) معتبر اما در امور مالی بی‌اثر است. ورشکسته نیز نمی‌تواند اقراری کند که به ضرر طلبکاران باشد.

اقرار به نفع متوفی صحیح است و در حق ورثه او مؤثر خواهد بود، بدون اینکه نیاز به تصدیق آن‌ها باشد.

اسناد به دو دسته رسمی و عادی تقسیم می‌شوند. اسنادی که در دفاتر اسناد رسمی یا نزد مأمورین رسمی در حدود صلاحیت تنظیم شوند، رسمی هستند (ماده ۱۲۸۷). اعتبار سند رسمی شامل تاریخ آن نیز می‌شود که علیه اشخاص ثالث معتبر است؛ در حالی که تاریخ سند عادی فقط بین طرفین اعتبار دارد. در مقابل سند رسمی فقط ادعای جعلیت پذیرفته می‌شود، اما در مقابل سند عادی ادعای انکار و تردید نیز مسموع است.

نوع سندانکار و تردیدجعلیتاعتبار تاریخ برای ثالث
رسمی
عادی

اماره اوضاع و احوالی است که قانون یا قاضی آن را دلیل بر امری قرار می‌دهند. مبنای اماره، قاعده غلبه است. مثلاً «تصرف به عنوان مالکیت» (ماده ۳۵) یک اماره قانونی است که خلاف آن قابل اثبات می‌باشد.

واژگان کلیدی

اقرار مرکب
اقراری که شامل دو جزء است؛ مثلاً پذیرش بدهی (جزء اول) و ادعای بازپرداخت بخشی از آن (جزء دوم) که قابل تجزیه است.
انکار و تردید
پاسخی حقوقی به سند عادی که در آن فرد انتساب امضا یا خط به خود یا دیگری را رد می‌کند.
قاعده غلبه
مبنای عقلانی اماره که بر اساس آن، رویدادی که در اکثر موارد رخ می‌دهد، ملاک قضاوت قرار می‌گیرد.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است فکر کنیم اقرار به ضرر دیگری است؛ اقرار همیشه به ضرر خود فرد است.
  • تصور غلط: چک یا سند تجاری سند رسمی است. خیر؛ این‌ها سند عادی هستند.
  • اشتباه در تجزیه اقرار: اقرار موصوف (مقید به وصف) برخلاف اقرار مرکب، قابل تجزیه نیست.

جمع‌بندی این مفهوم

  • اقرار باید منجز باشد و هرگونه تعلیق در آن موجب بطلان است (ماده ۱۲۶۸).
  • در مقابل اسناد رسمی، ادعای انکار و تردید مسموع نیست (ماده ۱۲۹۲).
  • تاریخ اسناد رسمی علیه اشخاص ثالث معتبر است (ماده ۱۳۰۵).
  • مبنای حجیت امارات قانونی، قاعده غلبه و شیوع یک امر در جامعه است.
  • دفتر تاجر علیه خودش سندیت دارد اما به نفع او تنها در دعوای با تاجر دیگر معتبر است.

نسب و اولاد؛ مشروعیت و اماره فراش

نسب رابطه‌ای است که از طریق خون بین دو نفر به واسطه تولد ایجاد می‌شود. پله اول در تشخیص نسب، اماره فراش است. مطابق ماده ۱۱۵۸ قانون مدنی، طفلی که در زمان زوجیت متولد شود ملحق به شوهر است، مشروط بر اینکه از تاریخ نزدیکی تا تولد کمتر از ۶ ماه و بیشتر از ۱۰ ماه نگذشته باشد.

اگر زنی پس از طلاق، مجدداً ازدواج کند و ۶ ماه پس از عقد دوم فرزندی به دنیا آورد، طفل طبق اماره فراش به شوهر دوم ملحق می‌شود تا از تداخل نسب جلوگیری شود.

در صورتی که شوهر ادعا کند طفل فرزند او نیست، باید دعوای نفی ولد مطرح کند. مهلت این دعوا بسیار کوتاه و دو ماه از تاریخ اطلاع از تولد طفل است (ماده ۱۱۶۲). اگر تاریخ تولد بر او مشتبه شده باشد، مهلت دو ماه از تاریخ کشف خدعه محاسبه می‌شود.

اگر الحاق طفل به هر دو شوهر (سابق و فعلی) بر طبق اماره فراش ممکن باشد، طفل ملحق به شوهر دوم است (ماده ۱۱۶۰).

در خصوص اطفال نامشروع، مطابق رای وحدت رویه، پدر طبیعی ملزم به اخذ شناسنامه و پرداخت نفقه است، اما موضوع توارث (ارث بردن یکی از دیگری) کماکان منتفی است. همچنین طفلی که از طریق اهدای جنین متولد می‌شود، نسبت به اهداگیرندگان دارای حقوق نفقه و حضانت است اما از ارث و ولایت محروم است.

واژگان کلیدی

نفی ولد
دعوایی که شوهر برای رد نسبت طفل به خود در مراجع قضایی مطرح می‌کند.
اماره فراش
فرضی قانونی که بر اساس آن طفل متولد در دوران ازدواج، فرزند شوهر محسوب می‌گردد.
کشف خدعه
لحظه‌ای که شوهر متوجه فریبکاری در خصوص زمان واقعی تولد طفل می‌شود؛ مبدأ محاسبه مهلت دعوا.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است فکر کنیم آزمایش DNA می‌تواند جایگزین مهلت ۲ ماهه نفی ولد شود؛ اگر از مهلت بگذرد، حتی با آزمایش هم دعوا مسموع نیست.
  • تصور غلط: طفل ناشی از اهدای جنین فرزند نامشروع است. خیر؛ او فرزند قانونی و مشروع زوجین نابارور است.
  • اشتباه در الحاق: اگر به هر دو شوهر بخورد، به اولی نمی‌رسد، بلکه به دومی ملحق می‌شود.

جمع‌بندی این مفهوم

  • اماره فراش شرط حداقل ۶ ماه و حداکثر ۱۰ ماه فاصله از نزدیکی را دارد (ماده ۱۱۵۸).
  • مهلت اقامه دعوای نفی ولد توسط شوهر، ۲ ماه از تاریخ اطلاع از تولد است.
  • توارث بین فرزند نامشروع و ابوین طبیعی منتفی است (ماده ۸۸۴).
  • اهدای جنین حقوق حضانت و نفقه ایجاد می‌کند اما موجب ارث و ولایت نمی‌شود.
  • نام خانوادگی پدر طبیعی برای طفل نامشروع در صورت اعلام مشترک ثبت می‌شود.

وصیت و اشخاص حقوقی در حقوق خصوصی

وصیت عملی حقوقی است که طی آن فرد اموال یا اموری را برای پس از مرگ خود تعیین می‌کند. طبق ماده ۸۴۱ قانون مدنی، وصیت به مال غیر (مالی که متعلق به دیگری است) حتی با اجازه مالک، باطل است؛ زیرا موصی باید در زمان وصیت مالک مال باشد. میزان ثلث معتبر در وصیت، بر اساس دارایی موصی در زمان فوت سنجیده می‌شود، نه زمان تنظیم وصیت.

اگر موصی‌له (ذینفع وصیت) در زمان حیات موصی وصیت را رد کند، همچنان می‌تواند پس از فوت او آن را قبول کند.

در مبحث شخص حقوقی، حقوق خصوصی ایران نظریه وجود اعتباری را پذیرفته است. اشخاص حقوقی خصوصی شامل شرکت‌های تجاری و مؤسسات غیرتجارتی هستند. شرکت‌های تجاری به محض تشکیل شخصیت می‌یابند، اما مؤسسات غیرتجارتی (مثل انجمن‌ها) تنها از تاریخ ثبت در دفتر مخصوص واجد شخصیت حقوقی می‌شوند.

نوع شخص حقوقینیاز به ثبت برای وجود
اشخاص حقوق عمومی
مؤسسات غیرتجارتی
شرکت‌های تجاری✗ (ثبت برای کمال است)

نکته مهم در مورد وقف: متولی منصوب از سوی واقف، در صورت خیانت منعزل نمی‌شود؛ بلکه دادگاه یک امین به او منضم می‌کند (ماده ۷۹ ق.م). دیون متوفی نیز با فوت او حال می‌شوند، اما مطالبات او کماکان طبق مواعد قبلی باقی می‌مانند.

واژگان کلیدی

موصی
شخصی که وصیت می‌کند.
وجود اعتباری
نظریه‌ای که به موجب آن شخصیت حقوقی یک موجودیت واقعی نیست بلکه ساخته و پرداخته قانون برای نظم اجتماعی است.
دین مؤجل
بدهی که زمان پرداخت آن فرا نرسیده است و با فوت بدهکار فوراً سررسید می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است فکر کنیم ثلث مال در زمان نوشتن وصیت حساب می‌شود؛ ملاک ارزش اموال در لحظه مرگ است.
  • تصور غلط: رد وصیت در زمان حیات قطعی است. خیر؛ فرد می‌تواند نظرش را پس از فوت موصی عوض کند.
  • خیانت متولی وقف موجب عزل او نیست، بلکه موجب ضم امین است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • وصیت به مال غیر باطل است و اجازه بعدی هم آن را نافذ نمی‌کند (ماده ۸۴۱).
  • میزان یک‌سوم (ثلث) مال بر اساس دارایی زمان فوت موصی تعیین می‌گردد.
  • مؤسسات غیرتجارتی تنها از تاریخ ثبت دارای شخصیت حقوقی هستند (ماده ۵۸۴ ق.ت).
  • با فوت بدهکار، تمام بدهی‌های مدت‌دار او فوراً سررسید (حال) می‌شوند.
  • اشخاص حقوقی عمومی نیازی به ثبت برای کسب هویت قانونی ندارند.

اموال منقول و غیرمنقول در حکم

اموال در یک تقسیم‌بندی سنتی به منقول (قابل جابجایی) و غیرمنقول (غیرقابل جابجایی) تقسیم می‌شوند. اما قانونگذار برای حمایت از برخی فعالیت‌ها مثل زراعت، استثنائاتی قائل شده است. طبق ماده ۱۷ قانون مدنی، برخی اموال منقول هنگامی که برای زراعت اختصاص داده شوند، در حکم غیرمنقول هستند.

این اموال شامل حیواناتی که برای زراعت استفاده می‌شوند و ابزاری مانند بذر و کود هستند؛ به شرطی که متعلق به مالک زمین باشند. این مورد یک فرض قانونی است، به این معنی که خلاف آن به هیچ وجه قابل اثبات نیست و با این اموال از نظر صلاحیت دادگاه و توقیف، مانند زمین برخورد می‌شود.

اشیای منقولی که برای زراعت اختصاص یافته‌اند، تا زمانی که به این کار تخصیص دارند، غیرمنقول محسوب می‌شوند.

واژگان کلیدی

در حکم غیرمنقول
اموال منقولی که به دلیل تخصیص به یک زمین یا ملک، قانوناً تحت احکام اموال غیرمنقول قرار می‌گیرند.
تخصیص
اختصاص دادن یک مال منقول برای خدمت یا استفاده در یک ملک غیرمنقول معین.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است فکر کنیم این اموال واقعاً غیرمنقول می‌شوند؛ آن‌ها فقط "در حکم" غیرمنقول هستند و به محض اینکه از زراعت جدا شوند، دوباره منقول می‌گردند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • ابزار زراعی و بذر و کود در صورتی که تحت مالکیت صاحب زمین باشند در حکم غیرمنقول‌اند.
  • این قاعده یک فرض قانونی غیرقابل ابطال است (ماده ۱۷).
  • هدف از این قانون، جلوگیری از توقف عملیات زراعی در اثر توقیف ابزارآلات است.

نکاح با اقارب و موانع آن

موانع نکاح شامل قرابت نسبی، سببی و رضاعی است. یکی از این موارد، مصاهره (خویشاوندی ناشی از ازدواج) است. مطابق ماده ۱۰۴۷، نکاح با برخی افراد به دلیل مصاهره دایماً ممنوع است: مانند نکاح با مادرزن یا همسر نوه. همچنین نکاح با زن مطلقه در دوران عده رجعیه ممنوع است (ماده ۱۰۵۳).

ازدواج با دو خواهر در یک زمان ممنوع است، حتی اگر یکی از آن‌ها در عده طلاق رجعی باشد.

نکته آزمونی: نکاح با خواهر زن در دوران عده طلاق بائن صحیح است، زیرا در طلاق بائن پیوند زوجیت کاملاً گسسته شده و زن در حکم همسر نیست. همچنین نکاح در حال احرام با علم به حرمت، موجب حرمت ابدی می‌شود، اما این موضوع ربطی به مصاهره ندارد.

واژگان کلیدی

مصاهره
خویشاوندی که بین یکی از زوجین با بستگان طرف دیگر به واسطه عقد نکاح ایجاد می‌شود.
حرمت ابدی
ممنوعیت دائمی و غیرقابل رفع برای ازدواج دو نفر با یکدیگر.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که فکر کنیم ممنوعیت نکاح در حال احرام به دلیل مصاهره است؛ این دو عنوانِ مستقل هستند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • نکاح با همسر سابق نوه به دلیل مصاهره دایماً ممنوع است (ماده ۱۰۴۷).
  • مرد تا پایان عده طلاق رجعی نمی‌تواند با خواهر همسر سابقش ازدواج کند.
  • در طلاق بائن، ازدواج با خواهر زن در ایام عده بلامانع است.
  • نکاح در حال احرام با آگاهی از حرمت، موجب ممنوعیت ابدی ازدواج می‌گردد.

احکام و آثار هبه در نکاح

هبه عقدی است که به موجب آن فرد مالی را رایگان به دیگری می‌بخشد. در روابط زوجیت، هبه کاربرد زیادی دارد. طبق ماده ۸۰۳ قانون مدنی، واهب (بخشنده) می‌تواند از هبه خود رجوع کند، مگر در موارد خاص. نکته کلیدی این است که رجوع از هبه یک حکم شرعی است و حتی اگر هبه شرطِ ضمن یک عقد لازم باشد، باز هم واهب حق رجوع دارد.

حق رجوع از هبه قائم به شخص واهب است؛ یعنی پس از فوت واهب، ورثه او نمی‌توانند از هبه رجوع کنند.

واژگان کلیدی

واهب
شخصی که مال خود را به صورت رایگان به دیگری می‌بخشد.
رجوع از هبه
پس گرفتن مال بخشیده شده توسط واهب که در اکثر موارد مجاز است.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است فکر کنیم ورثه می‌توانند هبه‌های متوفی را پس بگیرند؛ این حق با فوت از بین می‌رود.

جمع‌بندی این مفهوم

  • رجوع از هبه یک حکم است و با شرط ضمن عقد لازم به "عقد لازم" تبدیل نمی‌شود.
  • پس از فوت بخشنده، ورثه او حق رجوع از مال موهوبه را ندارند (ماده ۸۰۵).

خلاصهٔ درس

وقتی «حق» داری اما «اهلیت» نه!

Civil Law · Persons & Evidence

شخصیت، اهلیت و اسناد سجلی

  • شخصیت حقوقی با زنده متولد شدن آغاز و با مرگ پایان می‌یابد (ماده ۹۵۶)
  • اهلیت استیفا ← سه شرط: بلوغ، عقل و رشد؛ فقدان هر یک = حجر
  • سفیه در امور غیرمالی (مثل طلاق) مستقل است؛ در مالی غیرنافذ
  • تغییر مندرجات دفاتر سجل احوال فقط با حکم دادگاه ممکن است (ماده ۹۹۵)
  • سلب کلی حقوق مدنی همیشه باطل است؛ سلب جزئی یا موقت صحیح
اهلیت تمتع (Capacity to Enjoy Rights)
شایستگی دارا شدن حق از تولد تا مرگ

نکته: اصلاح سن در شناسنامه تنها یک بار در عمر مجاز است — نه دو بار، هرچند دلیل پزشکی داشته باشی.

تابعیت و حقوق بیگانگان

  • بیگانگان در احوال شخصیه (نکاح، ارث، اهلیت) تابع قانون دولت متبوع خود
  • تملک اراضی مزروعی برای اتباع بیگانه مطلقاً ممنوع — حتی با اجازه دولت
  • اگر بیگانه در ایران طبق قانون ایران اهلیت داشته باشد، معامله صحیح است (ماده ۹۶۲)
  • اتباع اکتسابی از وزارت، قضاوت و ریاست‌جمهوری محرومند (ماده ۹۸۲)
  • ترک تابعیت ← سن ۲۵ سال + اجازه هیأت وزیران + خدمت نظام وظیفه
احوال شخصیه (Personal Status)
نکاح، طلاق، نسب، اهلیت و ارث که تابع قانون دولت متبوع است

نکته: کسب غیرقانونی تابعیت خارجی تابعیت ایرانی را از بین نمی‌برد؛ اما اموال غیرمنقول فروخته می‌شود (ماده ۹۸۹).

نکاح؛ انعقاد، مهریه و نفقه

  • سن نکاح: دختر ۱۳ و پسر ۱۵ سال شمسی با تشخیص مصلحت دادگاه (ماده ۱۰۴۱)
  • زن به مجرد عقد مالک تمام مهر می‌شود؛ طلاق قبل از نزدیکی ← نصف مهر
  • نفقه زوجه از لحظه عقد واجب است؛ فقط نشوز آن را ساقط می‌کند
  • وعده ازدواج (نامزدی) الزام‌آور نیست؛ هر زمان قابل فسخ (ماده ۱۰۳۵)
  • نکاح در حال احرام با آگاهی از حرمت ← ممنوعیت ابدی ازدواج
مهرالمثل
مهری که در صورت عدم تعیین یا بطلان مهر، بر اساس شأن زوجه تعیین می‌شود

نکته: اعسار شوهر یا تقسیط مهریه توسط دادگاه حق حبس زن را از بین نمی‌برد — او می‌تواند از تمکین امتناع کند.

انحلال نکاح، عده و غایب

  • طلاق بائن ← غیرمدخوله، یائسه، خلع، مبارات و طلاق سوم (ماده ۱۱۴۵)
  • فسخ نکاح به هر لفظ/فعل واقع می‌شود؛ تشریفات طلاق را ندارد
  • عده وفات برای همه زنان (حتی یائسه و غیرمدخوله) ← ۴ ماه و ۱۰ روز
  • عده طلاق دائم ۳ طهر؛ موقت ۲ طهر (یا ۴۵ روز اگر عادت نبیند)
  • زوجه غایب پس از ۴ سال بی‌خبری ← درخواست طلاق قضایی (ماده ۱۰۲۹)
ابعدالاجلین
طولانی‌ترین مدت بین وضع حمل و ۴ ماه و ۱۰ روز؛ ملاک عده وفات زن حامل

نکته: طلاق صادر شده به حکم دادگاه همیشه بائن است — حتی اگر در ظاهر رجعی به نظر برسد.

ولایت، ادله و نسب

  • پدر و جد پدری در عرض هم ولی قهری‌اند؛ هر یک مستقلاً عمل می‌کنند
  • حضانت تا ۷ سالگی با مادر؛ پس از آن با پدر (ماده ۱۱۶۹)
  • قیم برای فروش ملک یا صلح نیاز به تصویب دادستان دارد — ولی قهری نه
  • اقرار همیشه به ضرر خود فرد است؛ تعلیق در اقرار موجب بطلان (ماده ۱۲۶۸)
  • اماره فراش: الحاق طفل به شوهر اگر از نزدیکی ۶ تا ۱۰ ماه گذشته باشد (ماده ۱۱۵۸)
ید امانی
مسئولیت قیم فقط در صورت تعدی یا تفریط؛ تلف بدون تقصیر ضمان ندارد

نکته: با فوت پدر، حضانت به جد پدری نمی‌رسد — حضانت تماماً با مادر زنده خواهد بود.

نکات کلیدی آزمون

  • سن بلوغ دختر ۹ سال قمری است، اما سن نکاح ۱۳ سال شمسی (ماده ۱۰۴۱)
  • ورشکسته محجور نیست — فقط ممنوع‌التصرف است؛ اهلیت دارد
  • فوت شوهر قبل از نزدیکی مهر را نصف نمی‌کند — زن مالک تمام مهر است
  • یائسه عده طلاق ندارد اما عده وفات دارد (۴ ماه و ۱۰ روز)
  • مهلت دعوای نفی ولد تنها ۲ ماه از تاریخ اطلاع از تولد است (ماده ۱۱۶۲)
  • طلبکاران غایب حق درخواست موت فرضی ندارند — فقط ورثه، وصی و موصی‌له

یک تست از این درس

خودت را بسنج

پس از فوت «احمد»، فرزندی صغیر از او باقی می‌ماند که فاقد ترکه است. مادر طفل نیز معسر است. برادر طفل و جده مادری او هر دو متمکن هستند. با اذن دادگاه، جده مادری نفقه صغیر را پرداخت می‌کند. وضعیت مسئولیت پرداخت و حق رجوع جده مادری چگونه است؟

  1. پرداخت نفقه صغیر بر عهده برادر اوست؛ جده مادری حق رجوع به مدیون را ندارد؛ و این پرداخت مشمول ماده ۲۶۷ قانون مدنی است.
  2. پرداخت نفقه صغیر بر عهده جده مادری است؛ جده مادری حق رجوع به مدیون را ندارد؛ و این پرداخت مشمول ماده ۲۶۷ قانون مدنی است.
  3. پرداخت نفقه صغیر بر عهده جده مادری است؛ جده مادری حق رجوع به مدیون را دارد؛ و این پرداخت مشمول ماده ۲۶۷ قانون مدنی نیست.
  4. پرداخت نفقه صغیر بر عهده برادر اوست؛ جده مادری حق رجوع به مدیون را دارد؛ و این پرداخت مشمول ماده ۲۶۷ قانون مدنی نمی‌باشد.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۳

طبق ماده ۱۱۹۹ قانون مدنی، در صورت فوت پدر و عدم وجود ترکه و اعسار مادر، پرداخت نفقه طفل بر عهده اجداد است و جده مادری به دلیل قرابت نزدیک‌تر عمودی صعودی نسبت به برادر (که قرابت در خط اطراف است) مسئول پرداخت است. از آنجا که جده مادری با اذن حاکم (دادگاه) اقدام به پرداخت نموده، مشمول ماده ۲۶۷ قانون مدنی (پرداخت فضولی دین بدون اذن) نبوده و حق رجوع به مدیون اصلی را دارا می‌باشد. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه اول: ادعای مسئولیت برادر صغیر در حضور جده مادری و عدم حق رجوع نادرست است. گزینه دوم: ادعای عدم حق رجوع جده مادری و شمول ماده ۲۶۷ قانون مدنی بر این پرداخت نادرست است. گزینه چهارم: ادعای مسئولیت برادر صغیر در پرداخت نفقه نادرست است.

تمرین بیشتر در اپ

درس‌های دیگر این بخش · حقوق مدنی