صلاحیت

7 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

ماهیت و ویژگی‌های صلاحیت ذاتی

صلاحیت ذاتی کلیدی‌ترین تقسیم‌بندی در سازمان قضایی است که بر اساس سه معیار صنف (قضایی یا اداری)، نوع (عمومی یا اختصاصی) و درجه (بدوی یا عالی) تعیین می‌شود. برای مثال، اختلاف بین دادگاه عمومی و دادگاه انقلاب یا اختلاف بین مرجع قضایی و اداری، اختلافی در صلاحیت ذاتی است.

قواعد آمره و زمان اجرا

قواعد صلاحیت ذاتی از قوانین آمره و مربوط به نظم عمومی هستند. به همین دلیل، تغییر در این قواعد اصولاً فوراً اجرا شده و بر پرونده‌های در جریان نیز اثر می‌گذارد. برخلاف صلاحیت محلی، دادگاه مکلف است به محض اطلاع از عدم صلاحیت ذاتی خود، در هر مرحله‌ای از دادرسی (حتی پس از جلسه اول یا در مرحله واخواهی)، قرار عدم صلاحیت صادر کند.

صلاحیت ذاتی از قواعد آمره است؛ بنابراین حتی با تراضی طرفین نیز نمی‌توان از آن عدول کرد یا به دادگاه فاقد صلاحیت ذاتی مراجعه نمود.

تأثیر بر اعتبار آراء

اگر دادگاهی فاقد صلاحیت ذاتی حکم صادر کند، این حکم از نظر قانونی باطل است. با این حال، اگر مهلت‌های شکایت سپری شود، رأی قابل اجراست مگر اینکه از طریق راهکارهای ویژه مانند اعاده دادرسی خلاف بین شرع (ماده ۴۷۷ ق.آ.د.ک) مورد نقض قرار گیرد.

واژگان کلیدی

صلاحیت ذاتی
صلاحیتی است که بر اساس صنف، نوع و درجه مرجع رسیدگی تعیین می‌شود و قابل تغییر با توافق نیست.
قواعد آمره
قوانینی که به دلیل ارتباط با نظم عمومی، تخلف از آن‌ها جایز نیست و اراده افراد بر آن‌ها حاکم نمی‌باشد.
صنف قضایی
تقسیم مراجع به دو دسته کلی قضایی (زیرمجموعه قوه قضاییه) و اداری (خارج از قوه قضاییه).

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است اگر فکر کنیم ایراد به صلاحیت ذاتی فقط تا پایان جلسه اول ممکن است؛ این ایراد در هر مرحله‌ای تا ختم دادرسی قابل طرح است.
  • برخلاف تصور، رأی صادر شده از مرجع فاقد صلاحیت ذاتی پس از قطعی شدن لزوماً خودبه‌خود باطل نمی‌شود و تا زمان نقض قانونی، قابل اجراست.

جمع‌بندی این مفهوم

  • صلاحیت ذاتی بر اساس سه عامل صنف، نوع و درجه تعیین می‌شود و مربوط به نظم عمومی است.
  • قواعد مربوط به تشکیلات و تعداد قضات آمره بوده و بلافاصله بر پرونده‌های جاری نیز تسری می‌یابند.
  • دادگاه موظف است در صورت اطلاع از عدم صلاحیت ذاتی، در هر مرحله‌ای از دادرسی قرار عدم صلاحیت صادر کند.
  • تراضی اصحاب دعوا برای رسیدگی در مرجعی که صلاحیت ذاتی ندارد، فاقد اعتبار قانونی است.
  • آراء صادر شده از مراجع فاقد صلاحیت ذاتی تنها از طرق ویژه مانند ماده ۴۷۷ ق.آ.د.ک قابل نقض هستند.

اصول حاکم بر صلاحیت محلی و مناط آن

قاعده اصلی در صلاحیت محلی، اقامه دعوا در دادگاه محل اقامت خوانده است (ماده ۱۱ ق.آ.د.م). این قاعده برای تسهیل دفاع خوانده وضع شده است. با این حال، در دعاوی بازرگانی و دعاوی ناشی از قراردادها، خواهان حق انتخاب دارد و می‌تواند به دادگاه محل وقوع عقد یا محل اجرای تعهد نیز مراجعه کند.

اصل مناط صلاحیت

بر اساس ماده ۲۶ قانون آیین دادرسی مدنی، تاریخ تقدیم دادخواست ملاک تعیین صلاحیت است. این بدان معناست که اگر در زمان ثبت دادخواست، دادگاه صالح باشد، تغییرات بعدی (مانند تغییر محل اقامت خوانده یا تأسیس دادگاه جدید در آن حوزه) تأثیری در صلاحیت دادگاه ندارد و آن مرجع باید به رسیدگی ادامه دهد.

نوع دعوامرجع صالح اصلیگزینه اختیاری
دعاوی منقولمحل اقامت خواندهمحل عقد/اجرا
دعاوی غیرمنقولمحل وقوع مالندارد
دعاوی شرکتمرکز اصلی شرکتندارد

تعدد خواندگان و اموال

در صورتی که خواندگان در حوزه‌های مختلف مقیم باشند، خواهان می‌تواند در محل اقامت هر یک از آن‌ها اقامه دعوا کند. نکته مهم این است که اگر خواهان دعوا را نسبت به آن خوانده‌ای که صلاحیت بر اساس او تعیین شده مسترد کند، این امر موجب سلب صلاحیت از دادگاه نخواهد شد.

اگر فردی علیه ۳ نفر که در تهران، شیراز و اصفهان مقیم هستند دعوایی مطرح کند، می‌تواند به انتخاب خود در هر یک از این ۳ شهر دادخواست بدهد.

واژگان کلیدی

مناط صلاحیت
ملاک و زمانی که بر اساس آن صلاحیت دادگاه سنجیده می‌شود که همان زمان تقدیم دادخواست است.
صلاحیت محلی (نسبی)
توزیع پرونده‌ها بین دادگاه‌های هم‌عرض بر اساس محدوده جغرافیایی.
مجهول‌المکان
خوانده‌ای که اقامتگاه مشخصی در ایران ندارد و ابلاغ به وی از طریق نشر آگهی صورت می‌گیرد.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است اگر تصور شود با استرداد دعوا نسبت به یکی از خواندگان، دادگاه صلاحیت محلی خود را نسبت به سایرین از دست می‌دهد.
  • بسیاری به غلط فکر می‌کنند تأسیس دادگاه جدید در اثنای رسیدگی، صلاحیت دادگاه فعلی را از بین می‌برد، در حالی که ملاک زمان تقدیم دادخواست است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • مبنای اصلی صلاحیت محلی، محل اقامت خوانده است اما در دعاوی قراردادی خواهان حق انتخاب دادگاه محل عقد یا اجرا را نیز دارد.
  • ملاک تشخیص صلاحیت، زمان تقدیم دادخواست است و تغییرات بعدی در قلمرو یا اقامتگاه، صلاحیت را تغییر نمی‌دهد.
  • در تعدد خواندگان، اقامتگاه هر یک از آن‌ها می‌تواند ملاک تعیین دادگاه صالح برای کل پرونده باشد.
  • اگر خوانده در ایران مجهول‌المکان باشد، دادگاه محل اقامت خواهان برای رسیدگی صالح خواهد بود.
  • تقسیم‌بندی داخلی شهرهای بزرگ به مجتمع‌های قضایی، تأثیری در صلاحیت واحد و عام آن حوزه قضایی ندارد.

صلاحیت در دعاوی اموال غیرمنقول

بر اساس ماده ۱۲ ق.آ.د.م، تمامی دعاوی مربوط به اموال غیرمنقول (مالکیت، خلع ید، تصرف عدوانی، حقوق ارتفاقی و انتفاعی) باید در دادگاه محل وقوع ملک مطرح شوند، حتی اگر طرفین در آنجا اقامت نداشته باشند. نکته کلیدی اینجاست که برخی دعاوی مانند مطالبه اجرت‌المثل ملک یا خسارت وارده به ساختمان نیز به دلیل احتیاج به معاینه محل و کارشناسی، در حکم دعوای غیرمنقول بوده و تابع همین صلاحیت هستند.

تفکیک منقول از غیرمنقول در صلاحیت

مطابق ماده ۲۰ قانون مدنی، دیون و مطالبات (مانند ثمن معامله یا اجور معوقه) حتی اگر مربوط به مال غیرمنقول باشند، از حیث صلاحیت محاکم در حکم منقول هستند. همچنین اموال منقولی که به عمل زراعت اختصاص نیافته‌اند (مانند موتور برق مخصوص پرورش ماهی)، همچنان منقول باقی می‌مانند.

دعوای «الزام به تنظیم سند رسمی» یک ساختمان در مشهد، حتماً باید در دادگاه مشهد مطرح شود، ولو اینکه خوانده ساکن تهران باشد.

تجمیع دعاوی مرتبط

اگر موضوع دعوا هم شامل مال منقول و هم غیرمنقول باشد (مانند تحویل یک آپارتمان و یک خودرو) و هر دو از یک منشأ واحد ناشی شده باشند، بر اساس ماده ۱۵ ق.آ.د.م، کل دعوا باید در دادگاه محل وقوع مال غیرمنقول اقامه شود.

واژگان کلیدی

حق ارتفاق
حقی برای شخص در ملک دیگری، مانند حق عبور یا حق مجری که تابع احکام اموال غیرمنقول است.
اجرت‌المثل
بهای استفاده از مال در مواردی که قراردادی وجود ندارد؛ در املاک دعوای غیرمنقول محسوب می‌شود.
دیون در حکم منقول
تعهدات پولی ناشی از معاملات املاک که برخلاف اصل ملک، تابع قواعد اموال منقول هستند.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است اگر دعوای مطالبه اجرت‌المثل ملک را دعوای منقول بدانیم؛ این دعوا در صلاحیت محل وقوع ملک است.
  • نباید تصور کرد که چون ثمن معامله مربوط به زمین است، دعوای مطالبه آن غیرمنقول است؛ ثمن معامله همواره منقول است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • دعاوی اصلی مربوط به املاک و حقوق راجع به آن‌ها در دادگاه محل وقوع ملک رسیدگی می‌شوند.
  • دعاوی مطالبه خسارت وارده به ملک و اجرت‌المثل به تبعیت از اصل ملک، غیرمنقول محسوب می‌شوند.
  • ثمن معامله و اجور معوقه (بدهی پولی) از حیث صلاحیت در حکم مال منقول هستند.
  • در دعوای توأمان منقول و غیرمنقول با منشأ واحد، دادگاه محل وقوع مال غیرمنقول صالح است.
  • اموال منقول تخصیص یافته به غیر زراعت (مانند پرورش ماهی) وصف غیرمنقول پیدا نمی‌کنند.

حل اختلاف در صلاحیت و مراجع عالی

زمانی که بین دو مرجع قضایی در مورد صلاحیت اختلاف ایجاد شود (هر دو خود را صالح بدانند یا نفی صلاحیت کنند)، مرجع عالی وظیفه حل اختلاف را بر عهده دارد. طبق ماده ۲۷ و ۲۸ ق.آ.د.م، اگر دو دادگاه در حوزه یک استان باشند، دادگاه تجدیدنظر همان استان و اگر در دو استان مختلف باشند، دیوان عالی کشور حل اختلاف می‌کند.

تعیین مرجع صالح (دیوان عالی کشور)

در برخی موارد، دیوان عالی کشور مستقیماً مرجع صالح را تعیین می‌کند بدون اینکه لزوماً اختلافی شکل گرفته باشد. برای مثال، هرگاه مرجع قضایی از خود نفی صلاحیت به شایستگی مرجع غیرقضایی (مانند اداره ثبت یا هیأت‌های اداری) کند، پرونده برای تعیین مرجع صالح مستقیماً به دیوان عالی کشور ارسال می‌شود و نظر دیوان لازم‌الاتباع است.

حل اختلاف صلاحیت بین دادگاه‌های عمومی، نظامی و انقلاب همواره در صلاحیت دیوان عالی کشور است (حتی اگر در یک استان باشند).

سلسله مراتب در اختلاف

در صورت بروز اختلاف بین دیوان عالی کشور و دادگاه تجدیدنظر استان، نظر دیوان عالی کشور به عنوان مرجع عالی‌تر، حاکم و لازم‌الاتباع خواهد بود. همچنین دادگاهی که پرونده به آن ارجاع می‌شود مکلف است خارج از نوبت به صلاحیت خود رسیدگی کند.

واژگان کلیدی

لازم‌الاتباع
تصمیمی که مراجع پایین‌تر قانونی مکلف به پیروی و اجرای بی‌چون و چرای آن هستند.
احاله
انتقال پرونده از یک دادگاه صالح به دادگاه صالح دیگر به دلایل قانونی (مانند حفظ نظم) که از وظایف دیوان عالی کشور است.
نفی صلاحیت
اینکه دادگاه اعلام کند صلاحیت رسیدگی به پرونده را ندارد و مرجع دیگری را صالح بداند.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه رایج این است که فکر کنیم اختلاف بین دادگاه عمومی و انقلاب یک استان را دادگاه تجدیدنظر حل می‌کند؛ مرجع حل این اختلاف همواره دیوان عالی کشور است.
  • نباید تصور کرد که دیوان عالی کشور فقط در صورت بروز اختلاف بین مراجع قضایی دخالت می‌کند؛ نفی صلاحیت به مرجع غیرقضایی هم موجب دخالت دیوان می‌شود.

جمع‌بندی این مفهوم

  • حل اختلاف بین دادگاه‌های تالی یک استان با دادگاه تجدیدنظر همان استان است.
  • حل اختلاف بین دادگاه‌های دو استان مختلف و همچنین مراجع عمومی با انقلاب یا نظامی با دیوان عالی کشور است.
  • نفی صلاحیت مرجع قضایی به نفع مرجع غیرقضایی، پرونده را مستقیماً راهی دیوان عالی کشور می‌کند.
  • در اختلاف بین دیوان عالی کشور و دادگاه تجدیدنظر، نظر دیوان عالی کشور قاطع و لازم‌الاتباع است.
  • رأی وحدت رویه دیوان عالی کشور تنها با قانون یا رأی وحدت رویه مؤخر قابل تغییر است.

صلاحیت در دعاوی خانوادگی و مهریه

دادگاه خانواده مرجع اختصاصی رسیدگی به امور و دعاوی خانوادگی است. در صورتی که در حوزه‌ای دادگاه خانواده تشکیل نشده باشد، دادگاه عمومی حقوقی همان حوزه موظف به رسیدگی است. با این حال، در بخش‌هایی که دادگاه خانواده ندارند، رسیدگی به دعاوی حساس مانند اصل نکاح و انحلال آن (طلاق، فسخ نکاح) در صلاحیت نزدیک‌ترین دادگاه خانواده است.

تسهیلات قانونی برای زوجه

بر اساس ماده ۱۲ قانون حمایت خانواده، زوجه در دعاوی خانوادگی (به جز مهریه غیرمنقول) اختیار دارد علاوه بر محل اقامت خوانده، در محل سکونت خود یا محل عقد نکاح نیز اقامه دعوا کند.

نوع مهریهصلاحیت محلی
مهریه منقول (وجه/سکه)محل اقامت خوانده / کل سکونت زوجه / محل وقوع عقد
مهریه غیرمنقول (زمین)فقط محل وقوع ملک

موارد خاص در دعاوی خانواده

ادعای اشتباه در ثبت نوع نکاح (دائم یا موقت) در شناسنامه به دلیل ماهیت ترافعی، در صلاحیت دادگاه خانواده است و نه اداره ثبت احوال. همچنین اگر زوجین مقیم خارج باشند و در ایران سکونت موقت داشته باشند، محل سکونت موقت زوجه ملاک صلاحیت است.

اگر زوجه در شیراز ساکن باشد و همسرش در تهران، او می‌تواند برای مطالبه مهریه ۱۰۰ سکه طلا، در همان دادگاه شیراز طرح دعوا کند.

واژگان کلیدی

ترافعی
دعوایی که دارای نزاع و کشمکش بین دو طرف است و نیاز به قضاوت و صدور حکم دارد.
اصل نکاح
وجود یا عدم وجود رابطه زوجیت بین دو نفر که از دعاوی بسیار مهم است.
دعاوی خانوادگی
مجموعه دعاوی بیست‌گانه‌ای (نکاح، طلاق، مهریه و...) که طبق قانون در صلاحیت دادگاه خانواده است.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است اگر زوجه بخواهد مهریه غیرمنقول (مثلاً یک آپارتمان) را در محل سکونت خود مطالبه کند؛ این دعوا فقط در محل وقوع ملک قابل طرح است.
  • تصور اینکه اشتباه در ثبت نوع نکاح یک خطای اداری ساده است و باید به اداره ثبت احوال رفت غلط است؛ این موضوع ترافعی و در صلاحیت دادگاه خانواده است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • با تشکیل دادگاه خانواده، دادگاه عمومی صلاحیت ذاتی خود را در امور خانوادگی از دست می‌دهد.
  • زوجه در اکثر دعاوی خانواده (بجز مهریه غیرمنقول) حق انتخاب بین محل اقامت خوانده یا محل سکونت خود را دارد.
  • رسیدگی به اصل نکاح و انحلال آن در بخش‌های فاقد دادگاه خانواده، با نزدیک‌ترین حوزه قضایی دارای این دادگاه است.
  • مهریه از حیث صلاحیت محاکم در حکم مال منقول است، مگر اینکه خود مهریه یک عین غیرمنقول باشد.
  • شکایت از اجراییه ثبتی مهریه باید در دادگاه محل صدور دستور اجرا (اداره ثبت مربوطه) اقامه شود.

صلاحیت دیوان عدالت اداری و مراجع اختصاصی غیرقضایی

دیوان عدالت اداری بر اساس ماده ۱۰ قانون خود، مرجع رسیدگی به شکایات مردم از تصمیمات و اقدامات واحدهای دولتی است. بر اساس الحاقات سال ۱۴۰۲، رسیدگی به تخلفات در مرحله انعقاد قرارداد توسط دستگاه‌های اجرایی در صلاحیت دیوان است؛ اما دعاوی ناشی از اجرای قرارداد (مانند تخلیه ملک یا مطالبه طلب قراردادی) همچنان در صلاحیت دادگاه‌های عمومی باقی مانده است.

کمیسیون‌ها و هیأت‌های اداری

برخی مراجع اختصاصی برای رسیدگی به امور خاص ایجاد شده‌اند:

  • کمیسیون ماده ۷۷ شهرداری: رفع اختلاف بین مؤدی و شهرداری در مورد عوارض (تصمیمات آن قطعی است و از طریق اداره ثبت اجرا می‌شود).
  • هیأت‌های تشخیص و حل اختلاف کار: رسیدگی به اختلافات کارگر و کارفرما (مهلت اعتراض به رأی هیأت تشخیص ۱۵ روز است).
  • دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت: صرفاً برای رسیدگی به جرائم روحانیون (دعاوی حقوقی علیه روحانیت در دادگاه عمومی رسیدگی می‌شود).

در دعاوی مربوط به تخلفات قانونی دستگاه‌های دولتی، دیوان عدالت اداری صلاحیت تصدیق ورود خسارت و تعیین میزان آن را دارد.

نظارت بر رفتار قضات

تمامی قضات منصوب از سوی رئیس قوه قضاییه، حتی اگر در هیأت‌های حل اختلاف مالیاتی شاغل باشند، مشمول قانون نظارت بر رفتار قضات هستند. با این حال، رسیدگی به تخلفات اعضای غیرقاضی این هیأت‌ها در محاکم عمومی دادگستری صورت می‌گیرد.

واژگان کلیدی

عوارض شهرداری
وجوهی که مالکان املاک باید به شهرداری بپردازند و مرجع حل اختلاف آن کمیسیون ماده ۷۷ است.
صلاحیت ترافعی
صلاحیت دادگاه عمومی برای رسیدگی به اختلافات حقوقی که ماهیت اداری ندارند.
تصدیق ورود خسارت
تأیید رسمی این مطلب که از سوی یک نهاد دولتی به فرد خسارتی وارد شده است.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه رایج این است که تصور شود دیوان عدالت اداری به تمام دعواهای علیه دولت رسیدگی می‌کند؛ دعاوی ناشی از اجرای قراردادها در صلاحیت دادگاه عمومی است.
  • نباید تصور کرد که دادگاه ویژه روحانیت به دعوای مطالبه وجه از یک روحانی هم رسیدگی می‌کند؛ این دادگاه فقط مخصوص جرائم است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • دیوان عدالت اداری به تخلفات مرحله انعقاد قرارداد رسیدگی می‌کند ولی اجرای قراردادها در صلاحیت محاکم عمومی است.
  • تصمیمات کمیسیون ماده ۷۷ شهرداری قطعی بوده و از طریق اجراییه ثبتی قابل وصول است.
  • در دعاوی کار، هیأت تشخیص مرجع بدوی و هیأت حل اختلاف مرجع تجدیدنظر محسوب می‌شود.
  • دعاوی حقوقی علیه روحانیون مطابق آیین دادرسی مدنی در دادگاه‌های عمومی رسیدگی می‌شود.
  • تخلفات قضات شاغل در هیأت‌های اداری در دادسرای انتظامی قضات بررسی می‌شود.

صلاحیت در امور ثبتی، حسبی و ویژه

تقسیم و افراز املاک مشاعی دارای دو مرجع متفاوت است: اگر جریان ثبتی ملک خاتمه یافته باشد، اداره ثبت محل صالح است. اما اگر بین شرکا شخص محجور یا غایب مفقودالاثر وجود داشته باشد یا بخشی از ملک مجهول‌المالک باشد، افراز صرفاً در صلاحیت دادگاه عمومی حقوقی است.

دعاوی ناشی از اجرای اسناد

مطابق ماده ۲ قانون اصلاح برخی مواد ثبت، شکایت از دستور اجرای اسناد رسمی (مثل ابطال اجراییه) در صلاحیت دادگاه محلی است که دستور اجرا را صادر کرده است. این مرجع ممکن است با محل تنظیم سند یا محل اقامت خوانده متفاوت باشد.

اعتراض به تصمیم اداره ثبت در مورد افراز ملک، ظرف مدت ۱۰ روز در دادگاه عمومی محل وقوع ملک قابل رسیدگی است.

دعاوی طاری و امور اتفاقی

دعاوی طاری (مانند دعوای متقابل یا ورود ثالث) اگر با دعوای اصلی مرتبظ یا هم‌منشأ باشند، در همان دادگاه رسیدگی‌کننده به دعوای اصلی مطرح می‌شوند. همچنین تأمین دلیل بر اساس قانون جدید شوراهای حل اختلاف ۱۴۰۲ در صلاحیت دادگاه صلح قرار گرفته است، حتی اگر در آن محل دادگاه عمومی وجود داشته باشد.

اگر یکی از مالکان مشاعی یک زمین ثبتی، کودکی صغیر (محجور) باشد، شرکای دیگر نمی‌توانند برای افراز به اداره ثبت بروند و باید حتماً در دادگاه دادخواست بدهند.

واژگان کلیدی

افراز
جدا کردن سهم مشاع شرکا از یکدیگر در اموال غیرمنقول.
تأمین دلیل
حفظ و صورت‌برداری از دلایل موجود برای جلوگیری از بین رفتن آن‌ها در آینده.
ترکه
مجموعه اموال و بدهی‌های به جا مانده از متوفی که پیش از تقسیم، در محل آخرین اقامت متوفی رسیدگی می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است اگر مهلت اعتراض به تصمیم افراز ثبت را ۲۰ روز بدانیم؛ این مهلت طبق قانون ۱۰ روز است.
  • تصور اینکه تأمین دلیل فقط وقتی در صلاحیت صلح است که دادگاه عمومی نباشد غلط است؛ دادگاه صلح صلاحیت مطلق در این امر دارد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • افراز املاک دارای سابقه ثبتی با اداره ثبت است، مگر در حضور محجور یا غایب که با دادگاه است.
  • دعاوی مربوط به ترکه تا قبل از تقسیم، در دادگاه آخرین محل اقامت متوفی در ایران مطرح می‌شوند.
  • شکایت از دستور اجرای اسناد رسمی در صلاحیت دادگاه محل صدور دستور اجراست.
  • درخواست تأمین دلیل در صلاحیت دادگاه صلح و درخواست دستور موقت می‌تواند در دادگاه محل وقوع موضوع مطرح شود.
  • دعوای استرداد شناسنامه علیه اشخاص، دعوایی غیرمالی و در صلاحیت دادگاه عمومی است.

خلاصهٔ درس

صلاحیت دادگاه‌ها: کدام مرجع؟

Civil Procedure · Jurisdiction

صلاحیت ذاتی: قواعد آمره

  • بر اساس سه معیار صنف، نوع و درجه مرجع تعیین می‌شود
  • ← از قوانین آمره است؛ تراضی طرفین آن را تغییر نمی‌دهد
  • دادگاه در هر مرحله از دادرسی موظف به صدور قرار عدم صلاحیت است
  • رأی مرجع فاقد صلاحیت ذاتی باطل است؛ تا نقض قانونی قابل اجراست
  • تغییر قواعد آن ← فوراً بر پرونده‌های در جریان هم اثر می‌گذارد
صلاحیت ذاتی
صلاحیتی که بر پایهٔ صنف، نوع و درجهٔ مرجع تعیین می‌شود

نکته: برخلاف صلاحیت محلی، ایراد به صلاحیت ذاتی در هر مرحله‌ای حتی پس از جلسه اول قابل طرح است.

صلاحیت محلی: ملاک و قواعد

  • اصل: دادگاه محل اقامت خوانده (ماده ۱۱ ق.آ.د.م)
  • دعاوی قراردادی ← خواهان حق انتخاب محل وقوع عقد یا اجرای تعهد را دارد
  • مناط صلاحیت: تاریخ تقدیم دادخواست (ماده ۲۶)؛ تغییرات بعدی بی‌اثر است
  • خوانده مجهول‌المکان در ایران ← دادگاه محل اقامت خواهان صالح است
  • تعدد خواندگان ← محل اقامت هر یک می‌تواند ملاک کل پرونده باشد
مناط صلاحیت
زمان تقدیم دادخواست؛ ملاک سنجش صلاحیت دادگاه

نکته: استرداد دعوا نسبت به یکی از خواندگان، صلاحیت محلی دادگاه را نسبت به سایرین از بین نمی‌برد.

حل اختلاف در صلاحیت

  • اختلاف دادگاه‌های یک استان ← دادگاه تجدیدنظر همان استان حل می‌کند
  • اختلاف دو استان یا عمومی با انقلاب/نظامی ← دیوان عالی کشور
  • نفی صلاحیت به مرجع غیرقضایی ← پرونده مستقیم به دیوان عالی
  • نظر دیوان عالی کشور لازم‌الاتباع و قاطع است
  • دادگاه دریافت‌کننده ← موظف به رسیدگی به صلاحیت خارج از نوبت است
لازم‌الاتباع
تصمیمی که مراجع پایین‌تر مکلف به پیروی بی‌چون و چرا از آن هستند

نکته: اختلاف بین دادگاه عمومی و انقلاب، حتی اگر در یک استان باشند، فقط در صلاحیت دیوان عالی کشور است.

صلاحیت در دعاوی خانوادگی

  • دادگاه خانواده مرجع اختصاصی؛ در غیاب آن، دادگاه عمومی حقوقی
  • زوجه حق انتخاب: محل اقامت خوانده، محل سکونت خود یا محل عقد نکاح
  • مهریه منقول (سکه/وجه) ← تسهیلات صلاحیتی برای زوجه اعمال می‌شود
  • مهریه غیرمنقول (زمین/آپارتمان) ← فقط محل وقوع ملک صالح است
  • اشتباه در ثبت نوع نکاح ← ترافعی است؛ دادگاه خانواده صالح است
ترافعی
دعوایی با نزاع بین دو طرف که نیاز به قضاوت و صدور حکم دارد

نکته: زوجین مقیم خارج از ایران با سکونت موقت در ایران، محل سکونت موقت زوجه ملاک صلاحیت است.

مراجع اختصاصی، ثبتی و ویژه

  • دیوان عدالت اداری ← تخلف در انعقاد قرارداد دولتی (نه اجرای آن)
  • کمیسیون ماده ۷۷ شهرداری ← اختلاف عوارض؛ تصمیم قطعی و از طریق اجراییه ثبتی
  • افراز ملک: اداره ثبت ← اما با محجور، غایب یا مجهول‌المالک فقط دادگاه
  • شکایت از اجرای اسناد رسمی ← دادگاه محل صدور دستور اجرا
  • تأمین دلیل ← صلاحیت مطلق دادگاه صلح (حتی با وجود دادگاه عمومی)
افراز
جدا کردن سهم مشاع شرکا از یکدیگر در اموال غیرمنقول

نکته: دعاوی حقوقی علیه روحانیون در دادگاه عمومی رسیدگی می‌شود؛ دادگاه ویژه روحانیت فقط جرائم است.

نکات کلیدی و دام‌های آزمونی

  • صلاحیت ذاتی آمره است؛ ایراد آن در هر مرحله مسموع است نه فقط جلسه اول
  • ثمن معامله ملک = منقول؛ اجرت‌المثل ملک = غیرمنقول (محل وقوع ملک ملاک است)
  • اختلاف عمومی با انقلاب/نظامی ← همیشه دیوان عالی کشور، حتی در یک استان
  • مهریه غیرمنقول ← تسهیل صلاحیتی برای زوجه ندارد؛ فقط محل وقوع ملک صالح است
  • مهلت اعتراض به تصمیم اداره ثبت در افراز ملک ۱۰ روز است نه ۲۰ روز
  • دعاوی طاری (متقابل/ورود ثالث) مرتبط با دعوای اصلی ← در همان دادگاه رسیدگی می‌شود

یک تست از این درس

خودت را بسنج

در جریان رسیدگی به مالکیت و منافع اموال واقع در یک مزرعه کشاورزی، تفکیک صلاحیت محاکم بر اساس منقول یا غیرمنقول بودن خواسته چگونه انجام می‌گیرد؟

  1. دعوای اجرت‌المثل تصرف ملک مغصوب منقول است؛ مطالبه اجور معوقه و خسارت تأخیر تأدیه آن در صلاحیت دادگاه محل اقامت خوانده است؛ دعوای مطالبه وجه عبور موقت از ملک، دعوایی منقول محسوب می‌شود.
  2. دعوای اجرت‌المثل تصرف ملک مغصوب غیرمنقول است؛ مطالبه خسارت وارده به ساختمان در صلاحیت دادگاه محل وقوع ملک است؛ دعوای مالکیت موتور برقِ پرورش ماهیِ مزرعه در صلاحیت دادگاه اقامت خوانده است.
  3. دعوای الزام به تحویل ملک در حکم غیرمنقول محسوب می‌شود؛ مطالبه وجه ناشی از توافق بر عبور موقت لزوماً در صلاحیت دادگاه محل وقوع ملک است؛ حق ارتفاق نسبت به ملک تابع احکام غیرمنقول است.
  4. موتور برقیِ پرورش ماهیِ مزرعه به دلیل ارتباط با زراعت غیرمنقول است؛ دعوای شناسایی حق مجرا در ملک همسایه غیرمنقول است؛ دعوای خلع ید علیه شعبه فاقد شخصیت حقوقی شرکت در دادگاه محل وقوع ملک اقامه می‌شود.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۲

دعوای مطالبه اجرت‌المثل ناشی از غصب مال غیرمنقول و دعوای مطالبه خسارت وارده به ساختمان هر دو در زمره دعاوی غیرمنقول هستند و در صلاحیت دادگاه محل وقوع ملک قرار دارند. همچنین موتور برقی که برای پرورش ماهی استفاده می‌شود، چون به عمل زراعت اختصاص نیافته، منقول است و دعوای مالکیت آن در صلاحیت دادگاه محل اقامت خوانده است. بنابراین گزینه ۲ صحیح است. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه ۱: دعوای مطالبه اجرت‌المثل غصب مال غیرمنقول، دعوای غیرمنقول محسوب می‌شود، نه منقول. گزینه ۳: مطالبه وجه ناشی از توافق عبور موقت، دعوایی منقول است و دادگاه محل وقوع ملک صلاحیت انحصاری برای آن ندارد. گزینه ۴: موتور برقی پرورش ماهی به عمل زراعت اختصاص ندارد، لذا مشمول ماده ۱۷ قانون مدنی نبوده و منقول محسوب می‌شود.

تمرین بیشتر در اپ

درس‌های دیگر این بخش · آیین دادرسی مدنی