تجدید نظر

5 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

قابلیت تجدیدنظرخواهی و آرای قطعی

در نظام دادرسی مدنی ایران، اصل بر قابل تجدیدنظر بودن آرا است، اما مقنن بر اساس اهمیت موضوع یا توافق طرفین، استثنائاتی قائل شده است. در دعاوی مالی، ملاک اصلی «ارزش خواسته» است. طبق ماده ۳۳۱ قانون آیین دادرسی مدنی، تنها احکامی که خواسته یا بهای آن بیش از ۳,۰۰۰,۰۰۰ ریال (سیصد هزار تومان) باشد، قابل تجدیدنظر هستند.

برخی آرا به دلیل ماهیت خود یا توافق اصحاب دعوا قطعی محسوب می‌شوند. برای مثال، اگر طرفین کتباً حق تجدیدنظرخواهی خود را اسقاط کرده باشند، رأی قطعی است، مگر در خصوص صلاحیت دادگاه یا قاضی. همچنین، گزارش اصلاحی صادر شده از شوراهای حل اختلاف طبق قانون جدید مصوب ۱۴۰۲، قطعی و غیرقابل اعتراض است.

استثنائات مبتنی بر توافق و ادله

اگر حکمی مستند به اقرار در دادگاه (شامل اقرار در لایحه یا دادخواست) باشد، یا مستند به نظر کارشناسانی باشد که طرفین کتباً نظر آن‌ها را قاطع دعوا قرار داده‌اند، آن حکم قطعی است. با این حال، حتی در این موارد نیز اعتراض به صلاحیت قاضی یا صلاحیت ذاتی/محلی دادگاه مسموع خواهد بود.

تصمیم‌گیری نهایی در مورد قطعی یا غیرقطعی بودن رأی بدوی، بر عهده دادگاه تجدیدنظر است، حتی اگر دادگاه بدوی خود را قطعی توصیف کرده باشد.

واژگان کلیدی

گزارش اصلاحی
توافق‌نامه‌ای که با نظارت شورا یا دادگاه میان طرفین تنظیم شده و در حکم حکم قطعی است.
اقرار در دادگاه
اعتراف به حقی برای غیر بر ضرر خود که در دادخواست، لایحه یا جلسه دادرسی مطرح شود.
نصاب تجدیدنظرخواهی
حداقل ارزش مالی خواسته (بیش از ۳ میلیون ریال) برای امکان اعتراض در مرحله تجدیدنظر.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه در محاسبه نصاب: اگر خواسته دقیقاً ۳ میلیون ریال باشد، قابل تجدیدنظر نیست؛ باید بیش از این مبلغ باشد.
  • تصور اینکه توافق بر انتخاب کارشناس به معنای قطعیت رأی است؛ در حالی که باید کتباً قاطع بودن نظر او پذیرفته شود.
  • پنداشت اینکه رأی قاضی مجتهد قابل تجدیدنظر نیست؛ در حالی که قانون تفاوتی بین قاضی مجتهد و غیرمجتهد قائل نشده است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • آرای مالی با خواسته بیش از ۳ میلیون ریال و تمامی آرای غیرمالی اصولاً قابل تجدیدنظر هستند.
  • اسقاط کتبی حق تجدیدنظرخواهی توسط طرفین، موجب قطعیت رأی می‌شود.
  • احکام مستند به اقرار قاطع در دادگاه یا سوگند بتی، اصولاً غیرقابل تجدیدنظر (جز در بحث صلاحیت) هستند.
  • گزارش‌های اصلاحی شورای حل اختلاف (مصوب ۱۴۰۲) به طور کلی قطعی محسوب می‌شوند.
  • دادگاه تجدیدنظر مرجع نهایی تشخیص قابلیت یا عدم قابلیت تجدیدنظرخواهی از یک رأی است.

مهلت‌ها و مواعد تجدیدنظرخواهی

مهلت تجدیدنظرخواهی به محل اقامت شخص بستگی دارد. طبق ماده ۳۳۶ قانون آیین دادرسی مدنی، این مهلت برای اشخاص مقیم ایران ۲۰ روز و برای اشخاص مقیم خارج از کشور ۲ ماه است. آغاز این مهلت از تاریخ ابلاغ واقعی رأی (در احکام حضوری) یا انقضای مهلت واخواهی (در احکام غیابی) محاسبه می‌شود.

مهلت‌های خاص ابلاغ و رفع نقص

اگر دادخواست تجدیدنظر ناقص ارایه شود، مدیر دفتر دادگاه بدوی موظف است ظرف ۲ روز از وصول دادخواست، اخطار رفع نقص صادر کند. تجدیدنظرخواه از تاریخ ابلاغ اخطار، ۱۰ روز فرصت دارد تا نقص را برطرف کند. در صورتی که وکیل پس از ابلاغ رأی و پیش از انقضای مهلت فوت کند، مهلت تجدیدنظرخواهی مجدداً از تاریخ ابلاغ به خود موکل آغاز می‌شود.

وضعیت شخصمهلت تجدیدنظرمبدا محاسبه
مقیم ایران۲۰ روزابلاغ یا پایان واخواهی
مقیم خارج۲ ماهابلاغ یا پایان واخواهی
رفع نقص۱۰ روزابلاغ اخطار دفتر

در صورتی که مهلت تجدیدنظر منقضی شود اما فرد دارای عذر موجه (مانند مرگ اقربای درجه یک، حوادث غیرمترقبه یا بیماری ناتوان‌کننده) باشد، می‌تواند درخواست خود را به دادگاه بدوی صادرکننده رأی تقدیم کند تا به عذر او رسیدگی شود.

به عنوان مثال، اگر فردی در هفته آخر مهلت تجدیدنظرخواهی بر اثر بیماری در بیمارستان بستری و زمین‌گیر شود، این موضوع عذر موجه محسوب شده و می‌تواند پس از بهبود، دادخواست خود را خارج از مهلت ارایه دهد.

واژگان کلیدی

عذر موجه
شرایطی قهری یا اضطراری که مانع از انجام عمل حقوقی در موعد قانونی می‌شود و مورد پذیرش دادگاه است.
ابلاغ واقعی
تسلیم اوراق قضایی به شخص مخاطب در محل اقامت یا هر جای دیگر.
رفع نقص
فرآیندی که در آن به دادخواست‌دهنده فرصت داده می‌شود تا اشکالات شکلی دادخواست خود را برطرف سازد.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه در مبدا مهلت: مهلت تجدیدنظر از تاریخ ابلاغ شروع می‌شود، نه تاریخ صدور رأی.
  • تصور اینکه تعطیلی دادگاه تجدیدنظر (مثلاً بخاطر زلزله) همیشه عذر موجه است؛ در حالی که می‌توان دادخواست را به دادگاه بدوی نیز تسلیم کرد.
  • فرض اینکه مهلت رفع نقص ۱ ماه است؛ مهلت قانونی رفع نقص در تجدیدنظر تنها ۱۰ روز است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • مهلت عمومی تجدیدنظرخواهی ۲۰ روز برای مقیمین ایران و ۲ ماه برای مقیمین خارج است.
  • در صورت فوت، حجر یا ورشکستگی محکوم‌علیه، مهلت جدید برای قائم‌مقام قانونی او آغاز می‌شود.
  • رسیدگی به عذر موجه برای تجدیدنظرخواهی خارج از مهلت در صلاحیت دادگاه بدوی است.
  • مهلت رفع نقص مشخصات تجدیدنظرخوانده یا هزینه دادرسی ۱۰ روز از تاریخ ابلاغ اخطار است.
  • اگر نام یا نشانی تجدیدنظرخواه نامعلوم باشد، دادخواست پس از انقضای مهلت رد می‌شود.

فرآیند رسیدگی و ساختار دادگاه تجدیدنظر

دادگاه تجدیدنظر استان، مرجعی عالی برای بازنگری در آرای دادگاه‌های نخستین است. بر اساس ماده ۲۰ قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب، هر شعبه از دادگاه تجدیدنظر دارای یک رئیس و دو مستشار است، اما جلسه با حضور ۲ قاضی نیز رسمیت می‌یابد. رعایت این نصاب قضایی از قواعد آمره است.

اختیارات دادگاه تجدیدنظر در ورود به ماهیت

دادگاه تجدیدنظر برخلاف دیوان عالی کشور، مرجع رسیدگی ماهوی است. بدین معنا که می‌تواند خود تحقیقات را تکمیل کند، قرار معاینه محل صادر کند یا موضوع را به کارشناسی جدید ارجاع دهد. طبق ماده ۳۵۸ قانون آیین دادرسی مدنی، اگر دادگاه تجدیدنظر حکم بدوی را به دلیل نقص تحقیقات نقض کند، نباید آن را به دادگاه بدوی برگرداند، بلکه باید خود تحقیقات را انجام داده و رأی صادر کند.

اگر دادگاه تجدیدنظر قرار رد دعوا صادر شده از دادگاه بدوی را فسخ کند، باید پرونده را جهت رسیدگی ماهوی به همان دادگاه بدوی عودت دهد.

یکی از نکات مهم، استقلال دادگاه تجدیدنظر در توصیف حقوقی رأی است. این دادگاه می‌تواند تصمیمی را که دادگاه بدوی «حکم» نامیده، «قرار» تشخیص دهد یا برعکس. همچنین اگر رأی صرفاً دارای غلط نگارشی باشد، دادگاه ضمن اصلاح آن، رأی را تأیید می‌کند.

مثلاً اگر دادگاه بدوی به دلیل عدم توجه دعوا به خوانده، به اشتباه «حکم به بطلان دعوا» صادر کرده باشد، دادگاه تجدیدنظر آن را «قرار رد دعوا» تلقی کرده و بر این اساس تصمیم مقتضی می‌گیرد.

واژگان کلیدی

مستشار
قاضی عضو دادگاه تجدیدنظر یا دیوان عالی کشور که در صدور رأی با رئیس شعبه مشارکت دارد.
نیابت قضایی
واگذاری انجام برخی اقدامات تحقیقاتی از سوی یک دادگاه به دادگاه محل اقامت طرفین یا وقوع مال.
رسمیت جلسه
حداقل نصاب حضور قضات برای معتبر بودن مذاکرات و تصمیمات قضایی.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه در مرجع صدور قرار رد تجدیدنظر: صدور این قرار در صورت عدم رفع نقص بر عهده دادگاه بدوی است، نه مدیر دفتر دادگاه تجدیدنظر.
  • تصور اینکه دادخواست تجدیدنظر را می‌توان به هر شعبه‌ای سپرد؛ دادخواست باید به دفتر کل بدوی یا دفتر شعبه اول تجدیدنظر ارایه شود.
  • پنداشت اینکه دادگاه تجدیدنظر می‌تواند پرونده را بخاطر نقص تحقیقات به بدوی برگرداند؛ دادگاه مکلف است خود تحقیقات را تکمیل کند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • هر شعبه دادگاه تجدیدنظر از ۳ قاضی تشکیل شده و با حضور ۲ نفر رسمیت می‌یابد.
  • در صورت فسخ قرار بدوی، پرونده برای رسیدگی ماهوی به دادگاه نخستین برمی‌گردد.
  • در صورت نقض حکم بدوی (حتی بخاطر نقص تحقیقات)، دادگاه تجدیدنظر خود رأساً رسیدگی ماهوی می‌کند.
  • دادگاه تجدیدنظر در توصیف نوع رای (حکم یا قرار) و ماهیت خواسته (مالی یا غیرمالی) مستقل است.
  • وظیفه اخطار رفع نقص در مرحله تجدیدنظر عموماً بر عهده مدیر دفتر دادگاه بدوی است.

محدودیت‌های مرحله تجدیدنظر و اعتراض طاری

مرحله تجدیدنظر جایگاهی برای بررسی مجدد همان دعوایی است که در مرحله نخستین مطرح شده؛ لذا طبق ماده ۳۶۲ قانون آیین دادرسی مدنی، طرح ادعای جدید در این مرحله مسموع نیست. این ممنوعیت شامل دعوای متقابل و دعاوی مرتبطی است که در مرحله بدوی مطرح نشده‌اند.

مستثنیات ادعای جدید

برخی موارد علیرغم ظاهرشان، ادعای جدید محسوب نمی‌شوند و در تجدیدنظر قابل طرح هستند: مطالبه اقساط جدید، اجاره‌بها یا متفرعات دعوا که در جریان رسیدگی تعلق گرفته‌اند، و همچنین تغییر عنوان خواسته از اجرت‌المسمی به اجرت‌المثل یا بالعکس. ارائه دلیل جدید نیز برخلاف ادعای جدید، بر اساس ملاک ماده ۳۶۲ و رویه قضایی، در مرحله تجدیدنظر مجاز است.

موضوعقابلیت طرحعلت قانونی
دعوای متقابل✗ ممنوعادعای جدید است
تغییر عنوان اجرت✓ مجازاستثنای ماده ۳۶۲
دلیل جدید✓ مجازملاک ماده ۳۶۲

یکی دیگر از حقوق طرفین، جلب یا ورود شخص ثالث است. برخلاف ممنوعیت ادعای جدید، ورود و جلب ثالث حتی در مقطع تجدیدنظر نیز (به جهت حفظ حقوق افراد) به طور استثنایی مجاز است. همچنین در مورد قرارهای صادره، اگر قرار رد دعوا به دلیل عدم سمت صادر شود، دادگاه تجدیدنظر بدون اخطار رفع نقص، مستقیم رأی را نقض و قرار رد دعوا صادر می‌کند.

اگر خواهان در مرحله بدوی اجاره‌بهای ماه اول را خواسته باشد، در مرحله تجدیدنظر می‌تواند اجاره‌بهای ماه‌هایی را که در طول زمان رسیدگی اضافه شده‌اند نیز مطالبه کند و این ادعای جدید نیست.

واژگان کلیدی

ادعای جدید
هر خواسته‌ای که از نظر ماهوی و سببی در مرحله بدوی مطرح نشده و موجب تغییر در چارچوب دعوا شود.
اجرت‌المسمی
مبلغی که طرفین در قرارداد برای استفاده از چیزی تعیین کرده‌اند.
اجرت‌المثل
مبلغی که بر اساس نظر کارشناس برای استفاده از مال در صورت نبود قرارداد تعیین می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه گرفتن «دلیل جدید» با «ادعای جدید»؛ اولی مجاز و دومی ممنوع است.
  • تصور اینکه تغییر عنوان خواسته همیشه مجاز است؛ این استثنا فقط معطوف به تغییر بین اجرت‌المسمی و اجرت‌المثل است.
  • پنداشت اینکه دعوای متقابل را می‌توان در تجدیدنظر مطرح کرد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • طرح ادعای جدید (مانند دعوای متقابل) در مرحله تجدیدنظر مطلقاً ممنوع است.
  • مطالبه متفرعات دعوا که در طول دادرسی ایجاد شده، ادعای جدید محسوب نمی‌شود.
  • تغییر عنوان خواسته از اجرت‌المسمی به اجرت‌المثل یا بالعکس در تجدیدنظر مسموع است.
  • ورود و جلب شخص ثالث از استثنائات اثر انتقالی بوده و در تجدیدنظر مجاز است.
  • ارائه دلایل جدید برای اثبات همان ادعای سابق در مرحله تجدیدنظر پذیرفته می‌شود.

آثار تجدیدنظرخواهی و حقوق اشخاص

تجدیدنظرخواهی دو اثر مهم دارد: اثر تعلیقی و اثر انتقالی. اثر تعلیقی یعنی تا زمانی که مهلت تجدیدنظرخواهی منقضی نشده یا به اعتراض رسیدگی نشده، اجرای حکم متوقف می‌ماند. البته استثنائاتی وجود دارد؛ برای مثال، اعتراض به حکم «ممانعت از حق» طبق ماده ۱۷۵ ق.آ.د.م مانع اجرای آن نیست.

قاعده عدم اضرار تجدیدنظرخواه

دادگاه تجدیدنظر نمی‌تواند وضعیت تجدیدنظرخواه را بدتر از آنچه در رای بدوی بوده کند، مگر اینکه طرف مقابل هم تجدیدنظرخواهی کرده باشد. طبق ماده ۳۴۹ قانون آیین دادرسی مدنی، اگر تنها یک طرف اعتراض کرده باشد، دادگاه نمی‌تواند محکومیت طرفی را که اعتراض نکرده کاهش دهد یا حق جدیدی به او بدهد.

حق تجدیدنظرخواهی نسبی است؛ یعنی رأی تنها در مورد کسانی مؤثر است که اصحاب دعوا در آن مرحله بوده‌اند، مگر در آرای غیرقابل تجزیه.

یکی از مباحث چالش‌برانگیز، «واخواهی در مرحله تجدیدنظر» است. طبق ماده ۳۶۴ قانون آیین دادرسی مدنی، اگر رأی تجدیدنظر علیه خوانده‌ای صادر شود که در هیچ مرحله‌ای حضور نداشته و ابلاغ واقعی هم نشده باشد، او می‌تواند ظرف ۲۰ روز در همان دادگاه تجدیدنظر اعتراض کند. این اعتراض ماهیت رسیدگی مجدد دارد.

در مورد هزینه‌های دادرسی، پرداخت دستمزد کارشناس در مرحله تجدیدنظر اصولاً بر عهده تجدیدنظرخواه است، حتی اگر کارشناس توسط خود دادگاه تعیین شده باشد. عدم پرداخت هزینه کارشناسی یا عدم تهیه وسیله اجرای قرار، موجب توقف رسیدگی می‌شود.

واژگان کلیدی

اثر تعلیقی
تعویق اجرای حکم بدوی تا زمان صدور رای قطعی در مرحله تجدیدنظر.
رأی غیرقابل تجزیه
رأیی که ماهیت آن به گونه‌ای است که نقض آن نسبت به یک نفر، لزوماً باید نسبت به سایر محکوم‌علیهم نیز اعمال شود.
تجدیدنظر تبعی
حقی که در قانون قدیم برای تجدیدنظرخوانده وجود داشت تا در مقابل تجدیدنظرخواه اعتراض کند (در قانون فعلی صراحتاً ذکر نشده است).

اشتباه‌های رایج

  • تصور اینکه تجدیدنظرخواهی همیشه مانع اجراست؛ در دعاوی تصرف (ممانعت از حق) اجرا متوقف نمی‌شود.
  • اشتباه در مورد اثر تعلیقی خارج از مهلت: اگر اعتراض خارج از مهلت باشد، اثر تعلیقی ندارد.
  • فرض اینکه دادستان همیشه به جای محجور تجدیدنظرخواهی می‌کند؛ این وظیفه بر عهده قیم است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • تجدیدنظرخواهی در مهلت قانونی موجب توقف اجرای حکم بدوی می‌شود (اثر تعلیقی).
  • دادگاه تجدیدنظر نمی‌تواند محکومیت تجدیدنظرخواه را بدتر کند اگر طرف مقابل اعتراض نکرده باشد.
  • رأی تجدیدنظر نسبت به اشخاص غایب (با شرایط خاص) ظرف ۲۰ روز در همان دادگاه قابل اعتراض است.
  • نقض رای نسبت به کسانی که اعتراض نکرده‌اند نیز تسری می‌یابد اگر رای غیرقابل تجزیه باشد.
  • پرداخت دستمزد کارشناسی در این مرحله همواره بر عهده تجدیدنظرخواه است.

خلاصهٔ درس

تجدیدنظر را اشتباه می‌زنی؟

Civil Procedure · Appeals

کدام رأی قابل تجدیدنظر است؟

  • اصل: همه آرا قابل تجدیدنظرند مگر استثنا
  • دعوای مالی: خواسته باید بیش از ۳ میلیون ریال باشد (ماده ۳۳۱)
  • اسقاط کتبی حق اعتراض ← رأی قطعی می‌شود؛ جز در بحث صلاحیت
  • حکم مستند به اقرار در دادگاه یا نظر کارشناس قاطعِ کتبی ← غیرقابل تجدیدنظر
  • تشخیص قطعی یا غیرقطعی بودن رأی بر عهده دادگاه تجدیدنظر است
نصاب تجدیدنظرخواهی
خواسته بیش از ۳٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال (ماده ۳۳۱)

نکته: گزارش اصلاحی شورای حل اختلاف (مصوب ۱۴۰۲) کاملاً قطعی است، حتی اگر طرفین حق صلاحیت را اسقاط نکرده باشند.

مهلت‌ها و مواعد اعتراض

  • مقیم ایران: ۲۰ روز از تاریخ ابلاغ واقعی یا پایان واخواهی
  • مقیم خارج: ۲ ماه از همان مبدأ (ماده ۳۳۶)
  • رفع نقص دادخواست: ۱۰ روز از ابلاغ اخطار دفتر دادگاه بدوی
  • عذر موجه (بیماری، حوادث) ← درخواست مهلت جدید ← دادگاه بدوی رسیدگی می‌کند
  • فوت وکیل پیش از انقضای مهلت ← مهلت از ابلاغ به موکل مجدداً آغاز می‌شود
ابلاغ واقعی
تسلیم اوراق مستقیم به شخص مخاطب (نه ابلاغ قانونی)

نکته: مبدأ مهلت تاریخ ابلاغ است، نه تاریخ صدور رأی؛ این اشتباه رایج‌ترین دام آزمون در این فصل است.

ساختار و اختیارات دادگاه تجدیدنظر

  • هر شعبه: ۱ رئیس + ۲ مستشار؛ رسمیت با ۲ قاضی
  • مرجع ماهوی است نه شکلی ← می‌تواند کارشناس جدید تعیین کند
  • نقض حکم بدوی ← دادگاه تجدیدنظر خود رأی صادر می‌کند (نه بازگشت به بدوی)
  • فسخ قرار رد دعوا بدوی ← پرونده برای رسیدگی ماهوی به دادگاه نخستین برمی‌گردد
  • تغییر توصیف «حکم» به «قرار» یا بالعکس ← در اختیار دادگاه تجدیدنظر است
مستشار
قاضی عضو دادگاه تجدیدنظر که با رئیس شعبه رأی می‌دهد

نکته: فرق کلیدی با دیوان عالی: دیوان ماهیت ندارد؛ دادگاه تجدیدنظر تحقیقات را خود تکمیل می‌کند.

ممنوعیت ادعای جدید و استثناها

  • ادعای جدید در تجدیدنظر مطلقاً ممنوع (ماده ۳۶۲)
  • دعوای متقابل در این مرحله مسموع نیست
  • مطالبه اقساط/اجاره‌بها که در جریان رسیدگی ایجاد شده ← ادعای جدید نیست
  • تغییر از اجرت‌المسمی به اجرت‌المثل یا برعکس ← استثنای مجاز
  • دلیل جدید (نه ادعا) برای اثبات همان خواسته ← پذیرفتنی است
اجرت‌المسمی
مبلغ توافقی قرارداد؛ اجرت‌المثل = ارزش کارشناسی بدون قرارداد

نکته: ورود و جلب ثالث استثنائاً در مرحله تجدیدنظر نیز مجاز است، برخلاف سایر ادعاهای جدید.

آثار تجدیدنظرخواهی

  • اثر تعلیقی: اجرای حکم تا رسیدگی متوقف می‌شود
  • استثنا: دعوای «ممانعت از حق» ← اجرا متوقف نمی‌شود (ماده ۱۷۵)
  • اثر انتقالی: دادگاه فقط در محدوده اعتراض رسیدگی می‌کند
  • قاعده عدم اضرار (ماده ۳۴۹): وضع تجدیدنظرخواه بدتر نمی‌شود اگر طرف مقابل اعتراض نکرده باشد
  • غایب در تجدیدنظر: ۲۰ روز در همان دادگاه تجدیدنظر اعتراض می‌کند (ماده ۳۶۴)
اثر تعلیقی
تعویق اجرای حکم بدوی تا صدور رأی قطعی در مرحله تجدیدنظر

نکته: دستمزد کارشناس در این مرحله همواره بر عهده تجدیدنظرخواه است، حتی اگر دادگاه خود کارشناس تعیین کند.

نکات کلیدی

  • نصاب دقیقاً ۳ میلیون ریال ← قابل تجدیدنظر نیست؛ باید بیش از این مبلغ باشد
  • مهلت رفع نقص ۱۰ روز است نه ۱ ماه؛ اخطار از دفتر دادگاه بدوی صادر می‌شود
  • انتخاب کارشناس به تنهایی رأی را قطعی نمی‌کند؛ باید قاطع بودن نظرش کتباً پذیرفته شود
  • رأی قاضی مجتهد هم قابل تجدیدنظر است؛ قانون میان مجتهد و غیرمجتهد تفاوتی قائل نشده
  • «دلیل جدید» مجاز است؛ «ادعای جدید» ممنوع — این دو را اشتباه نگیر
  • تجدیدنظرخواهی خارج از مهلت ← اثر تعلیقی ندارد

یک تست از این درس

خودت را بسنج

واخواهی و تجدیدنظرخواهی با فرجام‌خواهی و اعاده دادرسی از حیث آثار تعلیقی و انتقالی دادرسی مقایسه می‌شوند. درصورت اقدام قانونی متقاضی در مهلت مقرر، قابلیت جریان این آثار در هریک از طرق یادشده چگونه است؟

  1. طرق عادی فاقد اثر تعلیقی و انتقالی هستند، اما طرق فوق‌العاده در صورت طرح در مهلت قانونی دارای هر دو اثر مذکور می‌باشند.
  2. طرق عادی و طرق فوق‌العاده در صورت طرح در مهلت قانونی همگی به طور یکسان دارای اثر تعلیقی و انتقالی در دادرسی هستند.
  3. طرق عادی در صورت طرح در مهلت قانونی دارای اثر تعلیقی و انتقالی هستند، اما طرق فوق‌العاده اصولاً فاقد این آثار می‌باشند.
  4. طرق عادی دارای اثر انتقالی بوده ولی فاقد اثر تعلیقی هستند، در حالی که طرق فوق‌العاده دارای اثر تعلیقی و فاقد اثر انتقالی هستند.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۳

واخواهی و تجدیدنظر از طرق عادی شکایت از آرا هستند که در صورت طرح در مهلت، اصولاً دارای اثر تعلیقی (توقف اجرای حکم) و اثر انتقالی (انتقال پرونده به مرجع بالاتر) می‌باشند. در مقابل، فرجام‌خواهی و اعاده دادرسی از طرق فوق‌العاده هستند که اصولاً فاقد اثر تعلیقی و انتقالی می‌باشند. بنابراین گزینه سوم صحیح است. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه اول: برعکس است؛ طرق عادی واجد آثار تعلیقی و انتقالی هستند و طرق فوق‌العاده اصولاً فاقد این آثار می‌باشند. گزینه دوم: طرق فوق‌العاده شکایت از آرا برخلاف طرق عادی، فاقد اثر تعلیقی و انتقالی در دادرسی هستند. گزینه چهارم: طرق عادی دارای هر دو اثر تعلیقی و انتقالی بوده و طرق فوق‌العاده نیز اصولاً فاقد هر دو اثر مذکور هستند.

تمرین بیشتر در اپ

درس‌های دیگر این بخش · آیین دادرسی مدنی