اجزا و لایه های جهان اجتماعی

5 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

ماهیت و ابعاد پدیده‌های اجتماعی

پدیده‌های اجتماعی که اجزای سازنده جهان اجتماعی هستند، دارای ابعاد گوناگونی می‌باشند. یکی از کلیدی‌ترین تقسیم‌بندی‌ها، تفکیک پدیده‌ها بر اساس بعد عینی (محسوس) و بعد ذهنی (معنایی) است. تمامی پدیده‌های اجتماعی بدون استثنا دارای هویت معنایی و ذهنی هستند؛ به این معنا که هیچ جزئی از جهان اجتماعی فاقد معنا نیست. با این حال، همه این پدیده‌ها دارای بعد عینی و محسوس (مانند اشیاء مادی) نمی‌باشند.

طیف عینی و ذهنی

پدیده‌ها در یک طیف قرار می‌گیرند. برخی پدیده‌ها مانند نفت یا ساختمان‌ها، بعد مادی و محسوس قوی‌تری دارند، در حالی که پدیده‌هایی مثل عقاید، ارزش‌ها و کنش‌های درونی (مانند فکر کردن و تصمیم‌گیری) صرفاً ذهنی و نامحسوس هستند.

تمامی پدیده‌های اجتماعی دارای هویت معنایی هستند، اما لزوماً همۀ آن‌ها بعد عینی و محسوس ندارند.

غفلت از ابعاد ذهنی می‌تواند پیامدهای بزرگی داشته باشد. برای مثال، فروش نفت به قیمت ارزان توسط کشورهای نفت‌خیز در بحران‌های اقتصادی، ناشی از مفقود بودن بعد معنایی و اهمیت ذهنی نفت در محاسبات آن‌هاست، نه فقدان بعد مادی آن.

برای مثال، «خودکار آبی» یک پدیده عینی (مادی) است، اما «مفهوم آزادی» یا «تفکر درباره دیروز» پدیده‌هایی صرفاً ذهنی و نامحسوس تلقی می‌شوند.

واژگان کلیدی

بعد معنایی (ذهنی)
هویت و مفهومی که انسان‌ها به پدیده‌ها نسبت می‌دهند و اساس درک جهان اجتماعی است.
بعد عینی (محسوس)
جنبه مادی و قابل لمس پدیده‌های اجتماعی مانند کنش‌های بیرونی، ساختمان‌ها و اشیاء.
کنش فردی درونی
فعالیت‌های ذهنی یک فرد مانند تفکر و تصمیم‌گیری که پدیده‌ای خرد و ذهنی محسوب می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه رایج: تصور اینکه برخی اجزای جهان اجتماعی فاقد معنا هستند. حقیقت: هیچ جزیی فاقد معنا نیست.
  • اشتباه در تشخیص علت ارزان‌فروشی نفت: برخی گمان می‌کنند ارزان‌فروشی ناشی از فقدان بعد عینی است، در حالی که ناشی از غفلت از بعد معنایی و ذهنی (اهمیت راهبردی) است.
  • اشتباه در ماهیت کنش‌های بیرونی: کنش‌های بیرونی بعد محسوس (عینی) دارند، نه اینکه صرفاً ذهنی باشند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • هر پدیده اجتماعی دارای یک هویت معنایی است که آن را از اشیاء طبیعی متمایز می‌کند.
  • پدیده‌ها بر اساس میزان مادی بودن در طیفی از عینی (محسوس) تا ذهنی (نامحسوس) قرار می‌گیرند.
  • پدیده‌هایی مانند ارزش‌ها، عقاید و تفکرات فردی، فاقد بعد محسوس و فیزیکی هستند.
  • درک صحیح جهان اجتماعی در گرو توجه همزمان به هر دو بعد عینی و ذهنی پدیده‌هاست.
  • غفلت از بعد ذهنی پدیده‌های مادی (مثل منابع ملی) منجر به تصمیمات نادرست راهبردی می‌شود.

لایه‌بندی و پایداری جهان اجتماعی

جهان اجتماعی دارای لایه‌های مختلفی است که از نظر عمق، پایداری و میزان تأثیرگذاری با هم تفاوت دارند. این لایه‌ها به دو دسته کلی عمیق و سطحی تقسیم می‌شوند.

لایه‌های عمیق (ریشه‌ها)

لایه‌های عمیق شامل عقاید و ارزش‌های اساسی هستند. باور انسان‌ها نسبت به اصل جهان (مبدأ خلق)، جایگاه انسان در هستی و تفسیر از زندگی و مرگ، از عمیق‌ترین پدیده‌های اجتماعی محسوب می‌شوند. این لایه‌ها کمتر تغییر می‌کنند و تأثیری همه‌جانبه و فراگیر بر کل جامعه دارند. هویت اصلی هر جهان اجتماعی تابع این لایه‌هاست.

لایه‌های سطحی (شاخ و برگ‌ها)

هنجارها و نمادها لایه‌های سطحی را تشکیل می‌دهند. این بخش‌ها راحت‌تر تغییر می‌کنند و تأثیرات محدودتری دارند. هیچ جامعه‌ای بی‌نیاز از هنجار و نماد نیست، اما این عناصر بر حسب شرایط زمانی و مکانی تغییرپذیرند.

ویژگیلایه عمیقلایه سطحی
مثالعقاید/ارزشهنجار/نماد
تغییردشوار و دیرپاآسان و سریع
تأثیرفراگیرمحدود

تغییر در لایه‌های سطحی (نمادها) تنها زمانی منجر به تحول بنیادین می‌شود که به لایه‌های عمیق (عقاید) سرایت کند.

واژگان کلیدی

عقاید اساسی
بنیادی‌ترین باورهای یک جامعه درباره هستی و انسان که زیربنای ارزش‌ها را می‌سازد.
ارزش‌های اجتماعی
امور مطلوب و خواستنی که اعضای جامعه نسبت به آن‌ها گرایش دارند.
هنجارها
قواعد و شیوه‌های پذیرفته شده برای انجام کنش‌های اجتماعی در جهت تحقق ارزش‌ها.
نمادها
آشکارترین و سطحی‌ترین نشانه‌های دیداری یا رفتاری که حامل معنای خاصی در جامعه هستند.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اینکه ارزش‌ها عمیق‌تر از عقاید هستند؛ در حالی که عقاید کلان بر ارزش‌ها تأثیر می‌گذارند و عمیق‌ترند.
  • فکر کردن به اینکه لایه‌های سطحی بی‌اهمیت هستند؛ در حالی که هیچ جامعه‌ای بدون هنجار و نماد پایدار نمی‌ماند.
  • فرض اینکه هر تغییری در نمادها (مثل مد لباس) باعث تغییر بنیادین جامعه می‌شود.
  • اشتباه گرفتن تفسیر مرگ و زندگی با پدیده‌های سطحی؛ این‌ها از عمیق‌ترین پدیده‌ها هستند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • جهان اجتماعی از لایه‌هایی با اعماق متفاوت تشکیل شده است که اهمیت یکسانی ندارند.
  • عقاید و ارزش‌ها (لایه عمیق) اساس هویت و پایداری جامعه را تشکیل می‌دهند.
  • حذف لایه‌های عمیق برخلاف لایه‌های سطحی، منجر به فروپاشی و نابودی جهان اجتماعی می‌شود.
  • هنجارها و نمادها (لایه سطحی) علی‌رغم ضرورت، بیشترین نرخ تغییر و کمترین دامنه تأثیر را دارند.
  • باور به اصل جهان و جایگاه انسان، زیربنای تمامی ارزش‌ها و رفتارهای اجتماعی است.

طبقه‌بندی پدیده‌ها بر اساس اندازه و دامنه

پدیده‌های اجتماعی را می‌توان بر اساس ابعاد، اندازه و دامنه تأثیرگذاری‌شان در یک طیف از خرد تا کلان دسته‌بندی کرد. این دسته‌بندی به ما کمک می‌کند تا روابط میان اجزای جامعه را بهتر درک کنیم.

فایده‌های تقسیم‌بندی

تقسیم‌بندی پدیده‌ها به خرد و کلان دارای دو فایده اساسی است:
۱. فهم میزان اثرگذاری ما بر پدیده‌های اجتماعی (مثلاً اثرگذاری ما بر یک دوست بیشتر از اثرگذاری بر نظام بانکی است).
۲. فهم میزان اثرپذیری ما از پدیده‌های اجتماعی.

سطوح پدیده‌ها

  • سطح خرد: پدیده‌های کوچک با دامنه محدود؛ مانند یک کنش اجتماعی ساده (سلام کردن)، یک دانش‌آموز یا یک کلاس درس.
  • سطح میانه: پدیده‌هایی که میان فرد و ساختارهای کلان قرار دارند؛ مانند یک مدرسه خاص، بانک ملی یا صله‌رحم در عید نوروز.
  • سطح کلان: پدیده‌های گسترده با تأثیرات عمومی؛ مانند نظام آموزش و پرورش، بازارهای فارکس، فرهنگ یک ملت یا مفاهیم انتزاعی مثل آزادی و حقوق شهروندی.

خرید یک پالتو توسط شما پدیده‌ای «خرد و عینی» است، اما نظام اقتصادی یا بازار جهانی نفت پدیده‌ای «کلان» محسوب می‌شود.

کنش اجتماعی، خشت بنای تمامی پدیده‌های خرد و کلان اجتماعی است و اساس شکل‌گیری آن‌ها محسوب می‌شود.

واژگان کلیدی

پدیده اجتماعی کلان
ساختارها و فرآیندهای گسترده‌ای که بر کل جامعه یا نظام‌های بین‌المللی تأثیر می‌گذارند.
پدیده اجتماعی خرد
کنش‌ها و فرآیندهای در مقیاس کوچک که معمولاً در ارتباطات فردی و گروه‌های کوچک شکل می‌گیرند.
دسته‌بندی (طبقه‌بندی)
ابزاری ذهنی برای نظم بخشیدن به جهان اجتماعی و رهایی از سردرگمی در مواجهه با کثرت پدیده‌ها.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه در تشخیص پدیده‌های عینی: تصور اینکه پدیده‌های عینی حتماً کلان هستند. حقیقت: یک خودکار هم عینی است اما خرد محسوب می‌شود.
  • اشتباه در دامنه حقوق شهروندی: برخی آن را خرد می‌دانند، اما چون ناظر بر کل جامعه است، پدیده‌ای ذهنی و کلان است.
  • نادیده گرفتن اهمیت کنش اجتماعی: فرض بر این است که کنش فقط یکی از عوامل است، در حالی که کنش اجتماعی «اساس و خشت بنای» تمام سطوح جامعه است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • پدیده‌های اجتماعی بر اساس مقیاس به سه سطح خرد، میانه و کلان تقسیم می‌شوند.
  • هدف از این تقسیم‌بندی، سنجش میزان اثرگذاری و اثرپذیری متقابل فرد و جامعه است.
  • پدیده‌های خرد بر کنش‌های فردی و میانه بر سازمان‌ها و کلان بر کل ساختارها تمرکز دارند.
  • انسان‌ها برای ایجاد نظم و رهایی از سردرگمی ذهنی، پدیده‌ها را دسته‌بندی می‌کنند.
  • کنش فردی درونی و دیدگاه‌های شخصی همواره در دسته پدیده‌های خرد و ذهنی قرار می‌گیرند.

ساختار و کارکرد نهادهای اجتماعی

نهاد اجتماعی مجموعه‌ای است که از چهار عنصر عقاید، ارزش‌ها، هنجارها و نمادها تشکیل می‌شود. هدف از شکل‌گیری نهادها، رفع نیازهای اساسی و معینی از افراد و جهان اجتماعی است. مهم‌ترین نهادهای اجتماعی شامل خانواده، تعلیم و تربیت، اقتصاد و سیاست هستند.

کارکرد نهادها

نهادها زمانی آشکار می‌شوند که اجزا و لایه‌های جهان اجتماعی را در ارتباط با یکدیگر بررسی کنیم. هر نهادی موظف است شیوه‌های قابل قبول تأمین نیازها را مشخص کرده و شیوه‌های غیرقابل قبول را طرد نماید. برای مثال، نهاد اقتصاد راه‌های مقبول کسب ثروت را تعیین کرده و کژراهه‌ها را پس می‌زند.

در نهاد تعلیم و تربیت، گزاره «انسان تربیت‌پذیر است» عقیده، «دانایی بهتر از نادانی است» ارزش، و «لزوم مدرسه رفتن» هنجار محسوب می‌شود.

نهاد اجتماعی صرفاً مجموعه‌ای از ارزش‌ها نیست؛ بلکه ترکیبی همگرا از عقاید، ارزش‌ها، هنجارها و نمادها برای رفع نیاز است.

نمادهای هر نهاد، آشکارترین بخش آن هستند؛ به عنوان مثال، در نظام تعلیم و تربیت، مواردی مثل دانش‌آموز، کلاس درس، دفتر، قلم و تخته‌سیاه نماد محسوب می‌شوند.

واژگان کلیدی

نهاد اجتماعی
ساختارهای سازمان‌یافته‌ای شامل عقاید و قواعد که نیازهای حیاتی جامعه را برطرف می‌کنند.
نهاد اقتصاد
نهادی که مسئولیت تعیین شیوه‌های تولید، توزیع و کسب ثروت را بر عهده دارد.
نهاد سیاست
نهادی که به مسائل قدرت، حکمرانی و مدیریت کلان جامعه می‌پردازد.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه در تشخیص نهاد و پدیده: بانک یک پدیده اجتماعی است، اما «اقتصاد» نهاد است. جشن فارغ‌التحصیلی نماد است، نه نهاد.
  • تداخل وظایف نهادها: تعیین راه‌های کسب ثروت وظیفه نهاد اقتصاد است، نه سیاست.
  • اشتباه در دسته‌بندی گزاره‌ها: «دانایی بهتر از نادانی است» یک ارزش است، اما بسیاری آن را به اشتباه عقیده یا هنجار می‌دانند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • نهادهای اجتماعی از ترکیب هماهنگ عقاید، ارزش‌ها، هنجارها و نمادها ایجاد می‌شوند.
  • آشکار شدن نهادها مستلزم بررسی روابط متقابل بین لایه‌های مختلف جهان اجتماعی است.
  • هر نهاد اجتماعی کارکرد دوگانه دارد: تعیین مسیرهای درست و طرد مسیرهای نادرست.
  • خانواده، سیاست، اقتصاد و آموزش و پرورش، چهار ستون اصلی نهادی در هر جامعه‌ای هستند.
  • اشیاء فیزیکی مانند ساختمان مدرسه یا ابزار تحصیل، در لایه نمادین نهادها جای می‌گیرند.

تشریح، عقلانیت و آرمان‌های بشری

در مطالعه جهان اجتماعی، گاهی از تشابهات با موجود زنده استفاده می‌شود. با این حال، مقایسه جزء‌به‌جزء «کالبدشناسی» پزشکی با «تحلیل اجتماعی» نادرست است؛ چرا که جامعه فاقد کالبد مادی قابل تشریح به سبک بدن انسان است و نادیده گرفتن تفاوت‌ها منجر به آسیب‌های تحلیلی می‌شود.

زوال معنا و عقلانیت ذاتی

در جهان متجدد، اگر تنها علوم تجربی علم محسوب شوند، امکان ارزیابی عقلانی ارزش‌ها و آرمان‌های فراتجربی (مثل عدالت یا کمال) از دست می‌رود. این موضوع باعث می‌شود داوری درباره آرمان‌ها به تمایلات و سلیقه‌های شخصی واگذار شود، که به آن زوال معنا و عقلانیت ذاتی می‌گویند.

افول علوم عقلانی و وحیانی، بشر را در ارزیابی آرمان‌های فراتجربی ناتوان ساخته و داوری را به سلیقه شخصی واگذار می‌کند.

اهداف کالبدشناسی اصیل

کالبدشناسی در نگاه سنتی و درست خود، صرفاً برای تشریح فیزیکی نبود، بلکه اهداف متعالی‌تری را دنبال می‌کرد: شناخت علل بیماری‌ها و معرفت یافتن به کمال صنع الهی (زیبایی و نظم آفرینش).

واژگان کلیدی

عقلانیت ذاتی
توانایی عقل برای درک معانی و غایات زندگی و داوری درباره درستی ارزش‌ها و آرمان‌ها.
پدیده‌های فراتجربی
مفاهیمی که با حواس پنج‌گانه و آزمایشگاه قابل تجربه نیستند، مانند ارزش‌های اخلاقی و آرمان‌های بشری.
کالبدشناسی
علمی که در کنار شناخت بدن، راهی برای پی بردن به حکمت و کمال آفرینش پروردگار است.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه در مقایسه: تصور اینکه جامعه‌شناسان می‌توانند دقیقاً مثل پزشکان جامعه را «تشریح» کنند.
  • منشأ داوری آرمان‌ها: برخی فکر می‌کنند با نبود عقلانیت، داوری به علوم تجربی سپرده می‌شود؛ اما حقیقت این است که به «تمایلات افراد» سپرده می‌شود.
  • اشتباه در پیامد زوال علوم وحیانی: این اتفاق باعث زوال «عقلانیت ذاتی» می‌شود، نه گسترش عقلانیت ابزاری.

جمع‌بندی این مفهوم

  • مقایسه صرف جهان اجتماعی با موجود زنده بدون در نظر گرفتن تفاوت‌ها، خطای تحلیلی است.
  • هدف کالبدشناسی علاوه بر پزشکی، درک کمال الهی و شناخت ریشه بیماری‌هاست.
  • آرمان‌های بشری پدیده‌هایی فراتجربی هستند که با متر و معیار تجربی قابل سنجش نیستند.
  • انحصار علم در علوم تجربی باعث تهی شدن جامعه از معنا و عقلانیت ذاتی می‌شود.
  • ارزیابی درست ارزش‌های کلان جامعه نیازمند بهره‌گیری از علوم عقلانی و وحیانی است.

خلاصهٔ درس

جهان اجتماعی چه ساختاری دارد؟

Sociology · Social World Structure

دو بُعد هر پدیدهٔ اجتماعی

  • هر پدیده بعد معنایی (ذهنی) دارد — بدون استثنا
  • بعد عینی (محسوس) در همهٔ پدیده‌ها نیست
  • پدیده‌ها در طیفی از «کاملاً عینی» تا «کاملاً ذهنی» قرار دارند
  • غفلت از بعد ذهنی ← تصمیمات راهبردی نادرست
  • ارزش‌ها و عقاید: ذهنی محض؛ ساختمان: عینی غالب
بعد معنایی
هویت معنایی که انسان‌ها به پدیده نسبت می‌دهند

نکته: ارزان‌فروشی نفت نه از فقدان مادهٔ آن، بل از غفلت از بعد معنایی‌اش ناشی می‌شود.

لایه‌های عمیق و سطحی جامعه

  • عقاید و ارزش‌ها = لایهٔ عمیق؛ دیرپا و فراگیر
  • هنجارها و نمادها = لایهٔ سطحی؛ تغییرپذیر و محدود
  • هویت اصلی جامعه تابع لایه‌های عمیق است
  • هیچ جامعه‌ای بی‌نیاز از هنجار و نماد نیست
  • تغییر نمادها ← تحول بنیادین فقط اگر به عقاید سرایت کند
عقاید اساسی
بنیادی‌ترین باورهای جامعه دربارهٔ هستی و انسان

نکته: حذف لایهٔ عمیق (عقاید) جامعه را نابود می‌کند؛ حذف لایهٔ سطحی فقط آن را دگرگون می‌سازد.

طیف خرد تا کلان پدیده‌ها

  • خرد: کنش‌های فردی و گروه‌های کوچک (سلام کردن)
  • میانه: سازمان‌ها و نهادهای خاص (بانک ملی، یک مدرسه)
  • کلان: ساختارهای فراگیر (نظام آموزشی، فرهنگ ملی)
  • هدف تقسیم‌بندی: سنجش میزان اثرگذاری و اثرپذیری ما
  • کنش اجتماعی ← «خشت بنای» همهٔ سطوح است
پدیدهٔ کلان
ساختارهایی که بر کل جامعه یا نظام‌های بین‌المللی تأثیر دارند

نکته: حقوق شهروندی پدیده‌ای ذهنی است، اما چون ناظر بر کل جامعه است، کلان محسوب می‌شود.

نهادهای اجتماعی و کارکردشان

  • نهاد = ترکیب عقاید + ارزش‌ها + هنجارها + نمادها
  • هدف: رفع نیازهای اساسی جامعه
  • چهار نهاد اصلی: خانواده، تعلیم و تربیت، اقتصاد، سیاست
  • هر نهاد راه‌های درست را تعیین و راه‌های نادرست را طرد می‌کند
  • نمادها آشکارترین بخش هر نهاد هستند
نهاد اجتماعی
ساختار سازمان‌یافته برای رفع نیازهای حیاتی جامعه

نکته: بانک یک «پدیده» است، نه نهاد؛ «اقتصاد» نهاد است — جشن فارغ‌التحصیلی نماد است، نه نهاد.

عقلانیت ذاتی و آرمان‌های فراتجربی

  • آرمان‌هایی مثل عدالت با معیار تجربی سنجیده نمی‌شوند
  • انحصار علم در تجربه ← زوال عقلانیت ذاتی
  • داوری آرمان‌ها بدون علوم عقلانی/وحیانی → سلیقهٔ شخصی
  • مقایسهٔ تشریح پزشکی با تحلیل اجتماعی: قیاس نادرست
  • کالبدشناسی اصیل: شناخت بیماری و درک کمال صنع الهی
عقلانیت ذاتی
توانایی عقل در داوری دربارهٔ ارزش‌ها و آرمان‌های بشری

نکته: افول علوم وحیانی داوری را نه به علم تجربی، بلکه به تمایلات شخصی افراد واگذار می‌کند.

نکات کلیدی

  • همهٔ پدیده‌های اجتماعی بعد معنایی دارند؛ بعد عینی لزوماً ندارند
  • عقاید عمیق‌تر از ارزش‌ها هستند — عقاید بر ارزش‌ها تأثیر می‌گذارند
  • تغییر نماد (مثل مد لباس) به‌تنهایی تحول بنیادین ایجاد نمی‌کند
  • «دانایی بهتر از نادانی است» ارزش است، نه عقیده و نه هنجار
  • کنش بیرونی بعد عینی (محسوس) دارد، نه صرفاً ذهنی
  • زوال عقلانیت ذاتی داوری را به تمایلات می‌سپارد، نه به علوم تجربی

یک تست از این درس

خودت را بسنج

بر اساس مبانی معرفت‌شناختی جهان متجدد، کدام عبارت در ارتباط با ارزیابی ارزش‌ها و آرمان‌های بشری درست است؟

  1. ارزش‌ها و آرمان‌ها پدیده‌هایی فراتجربی هستند که با علوم تجربی قابل مطالعه نبوده و با انحصار علم به روش‌های تجربی در جهان متجدد، داوری دربارهٔ آن‌ها به یافته‌های تجربی و آماری علوم اجتماعی سپرده می‌شود.
  2. ارزش‌ها و آرمان‌ها پدیده‌هایی تجربی هستند که با ابزارهای حسی قابل مطالعه بوده و با انحصار علم به روش‌های تجربی در جهان متجدد، داوری دربارهٔ آن‌ها به تمایلات افراد و گروه‌ها سپرده می‌شود.
  3. ارزش‌ها و آرمان‌ها پدیده‌هایی فراتجربی هستند که با علوم تجربی قابل مطالعه نبوده و با رسمیت یافتن علوم عقلانی در جهان متجدد، داوری دربارهٔ آن‌ها به یافته‌های تجربی و آماری علوم اجتماعی سپرده می‌شود.
  4. ارزش‌ها و آرمان‌ها پدیده‌هایی فراتجربی هستند که با علوم تجربی قابل مطالعه نبوده و با انحصار علم به روش‌های تجربی در جهان متجدد، داوری دربارهٔ آن‌ها به تمایلات افراد و گروه‌ها سپرده می‌شود.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۴

ارزش‌ها و آرمان‌های بشری پدیده‌هایی فراتجربی هستند که با علوم تجربی نمی‌توان آن‌ها را مطالعه کرد. از آنجا که جهان متجدد تنها روش‌های تجربی را علم می‌شناسد، با افول علوم عقلانی و وحیانی، امکان ارزیابی این آرمان‌ها از بین رفته و داوری به تمایلات افراد و گروه‌های متفرق سپرده شده است. بنابراین گزینه ۴ درست است. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه ۱: در جهان متجدد داوری درباره ارزش‌ها به تمایلات افراد سپرده می‌شود، نه یافته‌های تجربی علوم اجتماعی. گزینه ۲: ارزش‌ها و آرمان‌ها پدیده‌هایی فراتجربی هستند، نه تجربی و حسی. گزینه ۳: جهان متجدد علوم عقلانی و فراتجربی را به عنوان علم نمی‌پذیرد و داوری به تمایلات افراد سپرده می‌شود.

درس‌های دیگر این بخش · جامعه شناسی دهم