تنوع و درک جهانهای اجتماعی
بسیاری از افراد در ابتدا گمان میکنند که جهان اجتماعی تنها یک شکل واحد دارد؛ این تصور معمولاً ناشی از محدود شدن نگاه فرد به جهانی است که در آن متولد شده است. برای رهایی از این سادهانگاری و پی بردن به تنوع جهانهای اجتماعی، دو راهکار اصلی وجود دارد: نخست، مقایسه جهان اجتماعی خود با جوامع موجود در نقاط دیگر دنیا و دوم، رجوع به تاریخ گذشته برای مشاهده تغییرات زمانی.
عوامل پیدایش تنوع
پیدایش جهانهای اجتماعی مختلف معلول یک عامل واحد نیست، بلکه ترکیبی از دو ویژگی بنیادین انسانی است:
- تنوع آگاهی و معرفت: تفاوت در نوع نگاه انسانها به هستی و دانش آنها.
- تنوع اراده و اختیار: انتخابهای متفاوت انسانها بر اساس ارزشهایشان.
برخلاف موجودات دیگر که رفتاری غریزی (کشش درونی ناخودآگاه برای رفتارهای معین) دارند، انسانها ابتدا موقعیت را تعریف کرده، سپس به آن معنا داده و در نهایت دست به عمل میزنند. همین چرخه آگاهانه باعث ایجاد جوامع متفاوتی مانند جامعه آپارتاید (مبتنی بر نژاد) یا جامعه اسلامی میشود.
انسان در برابر فرهنگ، موجودی منفعل و صرفاً پذیرنده نیست، بلکه کنشگری فعال و تأثیرگذار است که جهان اجتماعی را با آگاهی و خلاقیت خود پدید میآورد.
واژگان کلیدی
- غریزه
- کشش یا تمایل ذاتی و ناخودآگاه در موجودات زنده که آنها را به سمت الگوهای رفتاری ثابت (مانند ساختن کندو) سوق میدهد.
- کنشگر فعال
- انسانی که در مواجهه با فرهنگ و محیط، آگاهانه تصمیم میگیرد و بر آن تأثیر میگذارد، نه اینکه صرفاً پذیرنده باشد.
اشتباههای رایج
- اشتباه است که فکر کنیم تنوع جوامع «تنها» ناشی از آگاهی است؛ اراده و اختیار نیز به همان اندازه نقش دارند.
- ترتیب مواجهه انسان با موقعیتها «تعریف -> معنا -> عمل» است، نه اینکه ابتدا عمل کند و بعد معنا دهد.
- صرف نگریستن به جامعه خود، منجر به درک تنوع نمیشود، بلکه باعث تصور تکشکلی بودن جهان میگردد.
جمعبندی این مفهوم
- تنوع جهانهای اجتماعی از طریق مقایسه با جوامع دیگر یا رجوع به تاریخ گذشته آشکار میشود.
- دو عامل اصلی پیدایش این تنوع، تفاوت در آگاهی (معرفت) و اراده (اختیار) انسانها است.
- رفتار انسان برخلاف سایر موجودات بر پایه آگاهی و معنا است، نه صرفاً غریزه و رفتارهای ثابت.
- انسان موجودی خلاق و فعال است که در قبال فرهنگ، نقشی فراتر از یک پذیرنده منفعل ایفا میکند.