الکتروکاردیوگرام و آریتمی‌های قلبی

6 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

مبانی الکتروکاردیوگرام و فواصل زمانی

الکتروکاردیوگرام (ECG) بازتابی دقیق از فعالیت الکتریکی قلب در طی یک دوره کامل قلبی (cardiac cycle) است. مدت زمان این دوره کامل با فاصله بین دو موج R متوالی یا همان RR interval سنجیده می‌شود. برای تحلیل دقیق نوار قلب، بررسی امواج، قطعات و فواصل زمانی ضروری است. موج P wave نشان‌دهنده شروع دپولاریزاسیون دهلیزها است و مدت زمان طبیعی آن حدود ۰/۱ تا ۰/۱۲ ثانیه است. جالب اینجاست که موج مربوط به ریپولاریزاسیون دهلیزها همزمان با دپولاریزاسیون بطن‌ها رخ می‌دهد و به دلیل ولتاژ بسیار قوی‌تر دپولاریزاسیون بطنی، در کمپلکس QRS complex محو می‌شود و ثبت نمی‌گردد. خود کمپلکس QRS که نشان‌دهنده دپولاریزاسیون بطن‌ها است، مدت زمان طبیعی حدود ۰/۰۸ ثانیه دارد. در این کمپلکس، ایجاد موج S wave ناشی از دپولاریزاسیون قاعده بطن‌ها (base of the ventricles) است و نه دیواره بطن راست. پس از دپولاریزاسیون، نوبت به ریپولاریزاسیون بطنی می‌رسد که با موج T wave مشخص می‌شود. مدت زمان این موج حدود ۰/۱۲ تا ۰/۱۶ ثانیه است که به طور مشخصی از موج P و کمپلکس QRS طولانی‌تر است. انقباض مکانیکی بطن‌ها بلافاصله پس از اتمام موج T به پایان نمی‌رسد، بلکه انقباض بطن‌ها تا مدتی بعد از اتمام ریپولاریزاسیون بطنی (پایان موج T) همچنان ادامه می‌یابد.

موجمدت زمان طبیعی
P wave۰/۱ تا ۰/۱۲ ثانیه
QRS complex۰/۰۸ ثانیه
T wave۰/۱۲ تا ۰/۱۶ ثانیه

فاصله PR interval که نشان‌دهنده زمان انتقال پیام از دهلیز به بطن است، از شروع موج P تا شروع کمپلکس QRS را در بر می‌گیرد و به طور طبیعی حدود ۰/۱۶ ثانیه طول می‌کشد. این فاصله شامل دپولاریزاسیون دهلیز، AV node و His bundle است، اما دپولاریزاسیون فیبرهای Purkinje بطنی در آن رخ نمی‌دهد. از سوی دیگر، فاصله QT interval از شروع موج Q تا پایان موج T را در بر می‌گیرد و بطن‌ها در این فاصله منقبض می‌شوند. مدت زمان طبیعی آن حدود ۰/۳۵ ثانیه است. در یک فرد سالم با ضربان قلب ۷۰ بار در دقیقه، طولانی‌ترین زمان در بین اجزای الکتروکاردیوگرام مربوط به همین فاصله QT است که از فاصله PR (حدود ۰/۱۶ ثانیه) و کمپلکس QRS بسیار طولانی‌تر است. همچنین قطعه ST segment معادل فاز ۲ (فاز کفه یا plateau) پتانسیل عمل سلول‌های عضله قلبی است که روندی کند دارد و نباید آن را با فاز ۳ که ریپولاریزاسیون سریع است اشتباه گرفت.

انقباض مکانیکی بطن‌های قلب تا بعد از اتمام کامل موج T در الکتروکاردیوگرام ادامه دارد و بلافاصله با پایان موج T قطع نمی‌شود.

برای محاسبه تعداد ضربان قلب در دقیقه از روی نوار قلب منظم، دو روش ریاضی وجود دارد. در روش اول، عدد ۶۰ بر فاصله بین دو موج R متوالی (بر حسب ثانیه) تقسیم می‌شود. به عنوان مثال، اگر این فاصله ۰/۶ ثانیه باشد، ضربان قلب ۱۰۰ بار در دقیقه خواهد بود. در روش دوم، عدد ۱۵۰۰ بر تعداد خانه‌های کوچک بین دو موج R متوالی تقسیم می‌شود. مثلاً اگر تعداد خانه‌های کوچک برابر ۲۰ باشد، ضربان قلب معادل ۷۵ بار در دقیقه به دست می‌آید.

به عنوان مثال، برای محاسبه ضربان قلب، اگر فاصله دو موج R متوالی ۰/۶ ثانیه باشد، ضربان قلب برابر ۱۰۰ بار در دقیقه (۶۰ تقسیم بر ۰/۶) است. همچنین اگر ۲۰ خانه کوچک بین دو موج R باشد، ضربان ۷۵ بار در دقیقه (۱۵۰۰ تقسیم بر ۲۰) خواهد بود.

واژگان کلیدی

RR interval
فاصله بین دو موج R متوالی که نشان‌دهنده مدت زمان یک دوره کامل قلبی است.
PR interval
فاصله بین شروع موج P تا شروع کمپلکس QRS که زمان انتقال پیام از دهلیز به بطن را نشان می‌دهد.
QT interval
فاصله بین شروع موج Q تا پایان موج T که نشان‌دهنده کل زمان انقباض بطن‌ها است.
ST segment
قطعه‌ای در الکتروکاردیوگرام که معادل فاز ۲ (فاز کفه یا plateau) پتانسیل عمل عضله قلبی است.

اشتباه‌های رایج

  • انقباض بطن‌ها بلافاصله پس از اتمام موج T به پایان می‌رسد؛ در حالی که انقباض بطن‌ها تا بعد از اتمام موج T نیز ادامه دارد.
  • قطعه ST معادل فاز ۳ (ریپولاریزاسیون سریع) پتانسیل عمل قلبی است؛ در حالی که این قطعه با فاز ۲ یا همان فاز کفه همخوانی دارد.
  • موج ریپولاریزاسیون دهلیزی در نوار قلب ثبت نمی‌شود چون وجود ندارد؛ در حالی که این موج وجود دارد اما به دلیل همزمانی با ولتاژ قوی‌تر کمپلکس QRS بطنی محو می‌شود.
  • ایجاد موج S ناشی از دپولاریزاسیون دیواره بطن راست است؛ در حالی که دپولاریزاسیون قاعده بطن‌ها باعث ایجاد موج S می‌شود.

جمع‌بندی این مفهوم

  • فاصله RR نشان‌دهنده طول زمان یک دوره کامل قلبی است و برای محاسبه ضربان قلب به کار می‌رود.
  • فاصله PR زمان انتقال پیام از دهلیز به بطن را نشان می‌دهد و شامل دپولاریزاسیون دهلیز، گره AV و باندل هیس است.
  • انقباض بطن‌ها در فاصله زمانی QT رخ می‌دهد و تا بعد از اتمام موج T نیز ادامه دارد.
  • قطعه ST در الکتروکاردیوگرام نشان‌دهنده فاز کفه (فاز ۲) پتانسیل عمل سلول‌های عضله قلبی است.
  • موج ریپولاریزاسیون دهلیزها به دلیل همزمانی با دپولاریزاسیون بطنی قوی‌تر، در کمپلکس QRS محو و ناپدید می‌شود.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که در دستگاه‌های پایش سلامت مدرن و ساعت‌های هوشمند، از تحلیل فاصله RR برای سنجش میزان استرس استفاده می‌شود. به این شاخص، «تغییرپذیری ضربان قلب» یا HRV می‌گویند. اگر فواصل RR کاملاً یکنواخت و بدون تغییر باشند، نشان‌دهنده استرس بالا و تسلط سیستم سمپاتیک است؛ در حالی که تغییرات جزئی و طبیعی در این فواصل، نشان‌دهنده سلامت سیستم عصبی خودکار و سازگاری بالای قلب با شرایط مختلف است.

تنظیم عصبی الکتروفیزیولوژی قلب

سیستم عصبی خودکار شامل بخش‌های سمپاتیک و پاراسمپاتیک، نقش حیاتی در تنظیم فعالیت الکتریکی و مکانیکی قلب ایفا می‌کند. تحریک عصب vagus (سیستم پاراسمپاتیک) تأثیرات مهارکننده شدیدی بر قلب دارد. پایانه‌های این عصب با ترشح انتقال‌دهنده عصبی acetylcholine، نفوذپذیری غشای سلول‌های قلبی به یون potassium را افزایش می‌دهند. با خروج یون‌های پتاسیم از سلول، پتانسیل غشا دچار هایپرپلاریزاسیون (hyperpolarization) شده و تحریک‌پذیری آن کاهش می‌یابد؛ بنابراین ادعای افزایش نفوذپذیری به سدیم توسط استیل‌کولین نادرست است. تحریک عصب واگ علاوه بر کاهش ضربان قلب و سرعت هدایت، می‌تواند قدرت انقباضی عضله قلب را نیز تا حدودی کاهش دهد. در سطح نوار قلب، افزایش شدید فعالیت پاراسمپاتیک به طور همزمان باعث افزایش مدت زمان RR interval (ناشی از کاهش ضربان قلب) و افزایش فاصله PR interval (به دلیل کاهش سرعت هدایت در گره دهلیزی-بطنی) می‌شود. در واقع، تحریک عصب واگ با کند کردن سرعت هدایت پیام در AV node، مدت زمان انتقال پیام را افزایش داده و در نتیجه فاصله PR را زیاد می‌کند، نه کم.

ویژگیسیستم سمپاتیکسیستم پاراسمپاتیک
ضربان قلبافزایشکاهش
سرعت هدایتافزایشکاهش
قدرت انقباضافزایشکاهش
فاصله PRکاهشافزایش

در مقابل، سیستم عصبی سمپاتیک با ترشح norepinephrine از پایانه‌های خود، اثرات تحریکی بر قلب اعمال می‌کند. این ناقل عصبی باعث افزایش نفوذپذیری غشای میوسیت‌ها به یون‌های سدیم و کلسیم می‌شود. افزایش جریان ورود کلسیم به درون غشا، مستقیماً قدرت انقباضی بطن‌ها را افزایش می‌دهد. همچنین، سمپاتیک با افزایش سرعت هدایت پیام از دهلیزها به بطن‌ها، مدت زمان انتقال پیام را کوتاه‌تر کرده و در نتیجه فاصله PR interval را کاهش می‌دهد.

برای درک بهتر تأخیر پیام در مسیر دهلیز به بطن، باید بدانیم که مسیرهای بین گره‌ای دهلیز سرعت هدایت بسیار بالایی دارند و کمترین نقش را در ایجاد فاصله PR ایفا می‌کنند. بیشترین سهم از این تأخیر مربوط به خود گره دهلیزی-بطنی یا AV node است. مقاومت الکتریکی بالا و هدایت کند در این گره، ناشی از کم بودن تعداد اتصالات شکافی (gap junctions) بین سلول‌های عضلانی متوالی است که سد بزرگی در برابر جریان سریع یون‌ها ایجاد می‌کند.

کندی هدایت در AV node عمدتاً به دلیل تعداد کم اتصالات شکافی (gap junctions) بین سلول‌هاست که مقاومت الکتریکی مسیر را بالا می‌برد.

واژگان کلیدی

vagus
عصب مغزی متعلق به سیستم پاراسمپاتیک که وظیفه کاهش ضربان و قدرت انقباضی قلب را بر عهده دارد.
acetylcholine
ناقل عصبی آزادشده از عصب واگ که نفوذپذیری غشا به پتاسیم را افزایش داده و غشا را هایپرپلاریزه می‌کند.
gap junctions
اتصالات سلولی که عبور جریان الکتریکی را تسهیل می‌کنند و کمبود آن‌ها در AV node عامل اصلی تأخیر هدایت است.
norepinephrine
ناقل عصبی سمپاتیک که با افزایش نفوذپذیری به کلسیم، قدرت انقباض و ضربان قلب را افزایش می‌دهد.

اشتباه‌های رایج

  • استیل‌کولین با افزایش نفوذپذیری به سدیم قلب را هایپرپلاریزه می‌کند؛ در حالی که استیل‌کولین نفوذپذیری غشا به پتاسیم را افزایش می‌دهد و خروج پتاسیم عامل هایپرپلاریزاسیون است.
  • تحریک عصب واگ سرعت هدایت پیام را در AV node افزایش داده و فاصله PR را کوتاه می‌کند؛ در حالی که واگ سرعت هدایت را کاهش داده و فاصله PR را افزایش می‌دهد.
  • تأخیر در فاصله PR ناشی از سرعت هدایت کند در مسیرهای بین گره‌ای دهلیز است؛ در حالی که مسیرهای بین گره‌ای سرعت بالایی دارند و مقصر اصلی تأخیر، AV node است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • تحریک عصب واگ (پاراسمپاتیک) با ترشح استیل‌کولین و خروج پتاسیم، غشای سلول‌های قلبی را هایپرپلاریزه می‌کند.
  • پاراسمپاتیک ضربان قلب، سرعت هدایت پیام و قدرت انقباضی عضله قلب را کاهش می‌دهد که منجر به افزایش فواصل RR و PR می‌شود.
  • سیستم سمپاتیک با ترشح نوراپی‌نفرین و افزایش جریان ورود کلسیم، قدرت انقباض بطن‌ها را بالا برده و فاصله PR را کوتاه می‌کند.
  • تأخیر انتقال پیام در AV node ناشی از تعداد کم اتصالات شکافی (gap junctions) بین سلول‌های متوالی آن است.

نکتهٔ تکمیلی

یک حقیقت شگفت‌انگیز در مورد عصب واگ این است که اگر این عصب به شدت تحریک شود، ضربان قلب می‌تواند به طور کامل متوقف شود. با این حال، قلب مکانیسم حفاظتی به نام «گریز بطنی» دارد که در آن پس از چند ثانیه توقف، بطن‌ها خودبه‌خود با ریتمی کندتر شروع به انقباض می‌کنند تا زندگی فرد حفظ شود. این پدیده نشان‌دهنده انعطاف‌پذیری فوق‌العاده سیستم‌های حیاتی بدن است.

اشتقاق‌های الکتروکاردیوگرام

ثبت الکتروکاردیوگرام با استفاده از ۱۲ اشتقاق (Lead) استاندارد انجام می‌شود که فعالیت الکتریکی قلب را از زوایای مختلف به تصویر می‌کشند. این اشتقاق‌ها به سه گروه اصلی تقسیم می‌شوند: اشتقاق‌های دو قطبی استاندارد اندامی، اشتقاق‌های تقویت‌شده تک‌قطبی اندامی، و اشتقاق‌های پیش‌سینه‌ای. اشتقاق‌های دوقطبی استاندارد (I و II و III) اختلاف پتانسیل بین دو اندام را می‌سنجند. در اشتقاق Lead II، الکترود منفی روی دست راست و الکترود مثبت روی پای چپ قرار می‌گیرد. در اشتقاق Lead III، بازوی چپ به قطب منفی و پای چپ به قطب مثبت متصل می‌شود. دست چپ تنها اندامی است که در این سه اشتقاق به هر دو قطب مثبت (در اشتقاق I) و منفی (در اشتقاق III) وصل می‌شود؛ در حالی که دست راست همیشه منفی و پای چپ همیشه مثبت است. در یک فرد سالم و در شرایط طبیعی، برآیند کمپلکس QRS در هر سه اشتقاق استاندارد (I و II و III) مثبت ثبت می‌شود. ارتباط ولتاژ این اشتقاق‌ها توسط قانون اینتهوون (Einthoven) توصیف می‌شود که بیان می‌کند: مجموع پتانسیل‌های اشتقاق I و III برابر با پتانسیل اشتقاق II است (Lead I + Lead III = Lead II).

اشتقاققطب مثبتقطب منفی
Lead Iدست چپدست راست
Lead IIپای چپدست راست
Lead IIIپای چپدست چپ

اشتقاق‌های تقویت‌شده تک‌قطبی شامل aVR، aVL و aVF هستند. در ثبت aVL، الکترود مثبت به دست چپ متصل می‌شود (اتصال الکترود مثبت به پای چپ مربوط به aVF است). یک ویژگی منحصر‌به‌فرد در اشتقاق aVR این است که به دلیل جهت‌گیری بردار الکتریکی قلب به سمت دور از دست راست، تمامی امواج قلبی (P، QRS و T) در آن به صورت معکوس و منفی ثبت می‌شوند.

طبق قانون اینتهوون (Einthoven)، در هر لحظه مجموع اختلاف پتانسیل‌های ثبت‌شده در اشتقاق‌های I و III برابر با اشتقاق II است: Lead I + Lead III = Lead II.

گروه سوم، اشتقاق‌های پیش‌سینه‌ای یا سینه ای (V۱ to V۶) هستند. الکترودهای این اشتقاق‌ها به قلب بسیار نزدیک‌ترند؛ به همین دلیل سیگنال‌های الکتریکی در آن‌ها ولتاژ قوی‌تری نسبت به اشتقاق‌های استاندارد دارند. در حالت طبیعی، کمپلکس QRS در اشتقاق‌های V۱ and V۲ به دلیل نزدیکی به قاعده قلب به صورت منفی (با موج S عمیق) ثبت می‌شود. همچنین در نوار قلب طبیعی، روند رشد موج R از سینه به این صورت است که اشتقاق دارای کوچک‌ترین موج R بوده و بلندترین موج R در اشتقاق ثبت می‌شود.

واژگان کلیدی

Lead II
اشتقاقی استاندارد که در آن الکترود مثبت به پای چپ و الکترود منفی به دست راست متصل می‌شود.
Einthoven
قانونی که بیان می‌کند پتانسیل اشتقاق II حاصل‌جمع پتانسیل‌های اشتقاق‌های I و III است.
aVR
اشتقاق تقویت‌شده تک‌قطبی بازوی راست که در حالت طبیعی تمام امواج آن منفی ثبت می‌شوند.
V۱ to V۶
اشتقاق‌های پیش‌سینه‌ای که به دلیل نزدیکی به قلب، سیگنال‌هایی با ولتاژ بالا ثبت می‌کنند.

اشتباه‌های رایج

  • طبق قانون اینتهوون حاصل‌جمع لید I و II برابر با لید III است؛ در حالی که قانون صحیح به صورت Lead I + Lead III = Lead II است.
  • الکترود مثبت اشتقاق aVL به پای چپ متصل می‌شود؛ در حالی که الکترود مثبت آن به دست چپ وصل می‌شود و پای چپ متعلق به aVF است.
  • سیگنال‌های پیش‌سینه‌ای ولتاژ کمتری نسبت به لیدهای اندامی دارند؛ در حالی که به دلیل نزدیکی الکترودها به قلب، ولتاژ آن‌ها بیشتر است.
  • بلندترین موج R پیش‌سینه‌ای در اشتقاق V۱ ثبت می‌شود؛ در حالی که V۱ کوچک‌ترین موج R را دارد و بلندترین موج R متعلق به V۵ است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • اشتقاق‌های دوقطبی استاندارد (I، II و III) اختلاف پتانسیل اندام‌ها را با برآیند QRS مثبت ثبت می‌کنند.
  • قانون اینتهوون رابطه بین لیدهای استاندارد را به صورت Lead I + Lead III = Lead II توصیف می‌کند.
  • در اشتقاق aVR به دلیل جهت بردار الکتریکی قلب، تمامی امواج به صورت معکوس و منفی ظاهر می‌شوند.
  • اشتقاق‌های پیش‌سینه‌ای (V۱ تا V۶) به علت نزدیکی به قلب دارای ولتاژ قوی‌تری نسبت به لیدهای استاندارد هستند.
  • در لیدهای سینه، کمپلکس QRS در V۱ و V۲ منفی است و بلندترین موج R در V۵ ثبت می‌شود.

نکتهٔ تکمیلی

شاید برایتان جالب باشد که بدانید چرا دست راست همیشه منفی و پای چپ همیشه مثبت است. قلب انسان در سمت چپ سینه قرار دارد و بردار دپولاریزاسیون اصلی آن به سمت پایین و چپ هدایت می‌شود. با قرار دادن الکترود منفی در بالا و راست (دست راست) و الکترود مثبت در پایین و چپ (پای چپ)، محور اشتقاق II دقیقاً در جهت جریان الکتریکی طبیعی قلب قرار می‌گیرد و واضح‌ترین سیگنال را ثبت می‌کند.

محور الکتریکی قلب و انحرافات آن

محور الکتریکی قلب نشان‌دهنده جهت برآیند بردار الکتریکی دپولاریزاسیون بطن‌ها در طی انقباض است. تعیین موقعیت این محور و تغییرات آن اطلاعات تشخیصی بسیار مهمی در اختیار پزشکان قرار می‌دهد. محور قلب تحت تأثیر عوامل فیزیولوژیک (مانند فیزیک بدنی و وضعیت قرارگیری) و عوامل پاتولوژیک دچار انحراف می‌شود. عوامل متعددی می‌توانند محور قلب را به راست یا چپ منحرف کنند. انحراف محور به راست (RAD) می‌تواند به صورت فیزیولوژیک در پایان یک دم عمیق، در حالت ایستاده و در افراد بلندقد و لاغر رخ دهد. همچنین بیماری‌هایی مانند تترالوژی فالوت یا تنگی دریچه شریان ریوی که بار اضافی روی بطن راست ایجاد می‌کنند، با ایجاد هایپرتروفی بطن راست (RVH) محور را به راست منحرف می‌نمایند. بلوک شاخه راست (RBBB) نیز علت دیگر انحراف به راست است. در مقابل، انحراف محور به چپ (LAD) در پایان بازدم عمیق، در حالت درازکشیده و در افراد چاق رخ می‌دهد. بیماری‌هایی نظیر فشار خون بالا و تنگی دریچه آئورت با ایجاد hypertrophy بطن چپ (LVH) و همچنین بلوک شاخه چپ (LBBB)، محور الکتریکی قلب را به سمت چپ منحرف می‌کنند.

انحراففیزیولوژیکپاتولوژیک
راست (RAD)ایستادن، دم عمیقRVH، RBBB
چپ (LAD)دراز کشیدن، چاقیLVH، LBBB

برای تعیین دقیق زاویه محور الکتریکی از روابط هندسی بین اشتقاق‌ها استفاده می‌شود. برای مثال، اگر کمپلکس QRS در اشتقاق Lead I مثبت و در اشتقاق aVF منفی باشد، به این معنی است که محور بین ۰ تا ۹۰- درجه قرار گرفته و دچار انحراف به چپ (LAD) شده است. همچنین اگر محور در زاویه ۱۲۰+ درجه (منطبق بر Lead III) باشد، چون بر اشتقاق aVR (در زاویه ۳۰+ یا ۱۵۰- درجه) عمود است، حاصل‌جمع جبری QRS در aVR صفر (ایزوالکتریک) می‌شود. اگر QRS در اشتقاق aVL (زاویه ۳۰- درجه) ایزوالکتریک باشد، محور عمود بر آن یعنی زاویه ۶۰+ درجه (منطبق بر Lead II) خواهد بود و نه ۹۰ درجه. در نهایت، اگر بردار لحظه‌ای در زاویه ۷۵ درجه قرار گیرد، به دلیل اختلاف زاویه ۱۰۵ درجه‌ای با محور aVL (که بیشتر از ۹۰ درجه است)، ولتاژ در aVL منفی ثبت می‌شود؛ اما از آنجا که اختلاف زاویه این بردار با لید II (زاویه ۶۰ درجه) و aVF (زاویه ۹۰ درجه) یکسان و برابر ۱۵ درجه است، ولتاژ ثبت‌شده در هر دو لید کاملاً با هم برابر خواهد بود.

اگر حاصل‌جمع جبری QRS در Lead I مثبت و در aVF منفی باشد، محور قلب بین ۰ تا ۹۰- درجه بوده و نشان‌دهنده انحراف به چپ (LAD) است.

واژگان کلیدی

RAD
انحراف محور الکتریکی قلب به سمت راست که به دلیل هایپرتروفی بطن راست یا بلوک شاخه راست رخ می‌دهد.
LAD
انحراف محور الکتریکی قلب به سمت چپ که ناشی از هایپرتروفی بطن چپ یا بلوک شاخه چپ است.
isoelectric
حالتی در نوار قلب که در آن حاصل‌جمع جبری موج‌های مثبت و منفی یک کمپلکس برابر صفر می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • ایستادن و دم عمیق باعث انحراف محور قلب به سمت چپ می‌شوند؛ در حالی که این عوامل فیزیولوژیک محور را به سمت راست منحرف می‌کنند.
  • بلوک شاخه چپ باعث انحراف به راست و بلوک شاخه راست باعث انحراف به چپ می‌شود؛ در حالی که LBBB باعث LAD و RBBB باعث RAD می‌شود.
  • اگر کمپلکس QRS در aVL ایزوالکتریک باشد، محور قلب در زاویه ۹۰ درجه قرار دارد؛ در حالی که محور عمود بر aVL زاویه ۶۰+ درجه است.
  • اگر بردار دپولاریزاسیون بطنی در زاویه ۷۵ درجه باشد، ولتاژ ثبت‌شده در aVL مثبت خواهد بود؛ در حالی که به دلیل زاویه بیش از ۹۰ درجه، ولتاژ منفی ثبت می‌شود.

جمع‌بندی این مفهوم

  • انحراف محور به راست (RAD) ناشی از ایستادن، دم عمیق، لاغری، RVH و RBBB است.
  • انحراف محور به چپ (LAD) به دلیل خوابیدن، چاقی، LVH و LBBB ایجاد می‌شود.
  • مثبت بودن QRS در Lead I و منفی بودن آن در aVF نشان‌دهنده انحراف محور به چپ است.
  • ایزوالکتریک بودن کمپلکس در aVR به معنی قرارگیری محور در زاویه ۱۲۰+ درجه (عمود بر آن) است.
  • اگر بردار دپولاریزاسیون در ۷۵ درجه باشد، ولتاژ ثبت‌شده در لید II و aVF به دلیل زاویه یکسان با بردار، برابر است.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که پزشکان با نگاه کردن به نوار قلب نوزادان تازه متولد شده معمولاً متوجه انحراف محور به راست (RAD) می‌شوند. این یک پدیده کاملاً طبیعی است؛ زیرا در دوران جنینی، بطن راست وظیفه سنگین‌تری برای پمپاژ خون به سمت بند ناف بر عهده دارد و بزرگ‌تر از بطن چپ رشد می‌کند. با تولد نوزاد و شروع تنفس ریوی، به مرور زمان بطن چپ بزرگ‌تر شده و محور قلب به سمت چپ و حالت طبیعی بزرگسالان متمایل می‌شود.

اختلالات ولتاژ، مدت QRS و ایسکمی

تغییر در ولتاژ امواج، طولانی شدن مدت زمان کمپلکس‌ها و بروز الگوهای غیرعادی در الکتروکاردیوگرام، نشان‌دهنده اختلالات ساختاری، هدایتی یا آسیب‌های بافتی در قلب است. بررسی این تغییرات به تشخیص بیماری‌های جدی کمک می‌کند. ولتاژ کمپلکس QRS می‌تواند تحت تأثیر بیماری‌های مختلف افزایش یا کاهش یابد. بیماری hypertrophy بطن چپ (LVH) به دلیل افزایش توده عضلانی بطن، باعث افزایش ولتاژ QRS در نوار قلب می‌شود. در مقابل، بیماری‌هایی که مایع یا هوا بین قلب و الکترودها ایجاد می‌کنند، به عنوان عایق الکتریکی عمل کرده و باعث کاهش ولتاژ امواج ECG می‌شوند. برای مثال، تجمع مایع اطراف قلب در پریکاردیت (pericarditis) یا هوای ریه‌ها در آمفیزم ریوی (emphysema) ولتاژ را به شدت کاهش می‌دهند. همچنین عارضه تامپوناد قلبی (cardiac tamponade) که به علت تجمع سریع مایع در کیسه پریکارد رخ می‌دهد، از علل اصلی کاهش ولتاژ امواج است و برخلاف تصور، ارتباطی با طولانی شدن مدت زمان کمپلکس QRS ندارد.

اختلالتغییر در نوارعلت
هایپرتروفی بطنافزایش ولتاژتوده عضلانی بالا
پریکاردیتکاهش ولتاژمایع (عایق)
بلوک پورکنژافزایش زمان QRSعبور پیام از عضله

مدت زمان کمپلکس QRS بازتاب‌دهنده سرعت دپولاریزاسیون بطن‌ها است. در حالت طبیعی، پیام الکتریکی با سرعت بالا از طریق سیستم پورکنژ هدایت می‌شود. اما انسداد و بلوک در سیستم پورکنژ (Purkinje system) یا تأخیر هدایت در بطن‌ها باعث می‌شود پیام الکتریکی به جای فیبرهای سریع پورکنژ، از طریق عضلات بطنی با سرعت کم منتقل شود. این امر زمان دپولاریزاسیون کل بطن‌ها را طولانی کرده و مدت زمان کمپلکس QRS را به بیش از ۰/۱۲ ثانیه افزایش می‌دهد.

در نهایت، آسیب‌های بافتی و داروها الگوهای خاصی ایجاد می‌کنند. در قلبی که دچار آسیب ایسکمی موضعی شده است، ناحیه آسیب‌دیده به صورت پاتولوژیک دپولاریزه باقی می‌ماند. در زمان استراحت کامل قلب یعنی فاصله بین ضربان‌ها (T-P interval)، اختلاف پتانسیل بین ناحیه آسیب‌دیده و نواحی سالم موجب برقراری جریان ضایعه (current of injury) می‌شود. همچنین مسمومیت با داروی دیژیتال (digitalis) به دلیل نامنظم کردن زمان دپولاریزاسیون در بخش‌های مختلف بطن، در نوار قلب به صورت تغییرات غیراختصاصی نظیر موج T دوفازی یا وارونه ظاهر می‌گردد.

جریان ضایعه (current of injury) در قلب ایسکمیک به دلیل دپولاریزه ماندن بافت آسیب‌دیده، در زمان استراحت کامل قلب (فاصله T-P interval) برقرار می‌شود.

واژگان کلیدی

current of injury
جریان الکتریکی بین بافت آسیب‌دیده دپولاریزه و بافت سالم قلب که در فاصله T-P نمایان می‌شود.
cardiac tamponade
عارضه‌ای ناشی از تجمع مایع در اطراف قلب که باعث کاهش ولتاژ امواج نوار قلب می‌شود.
Purkinje system
شبکه هدایتی سریع در بطن‌ها که بروز بلوک در آن زمان دپولاریزاسیون بطنی را طولانی می‌کند.
digitalis
دارویی که مصرف بیش از حد آن باعث تغییرات غیراختصاصی مانند موج T وارونه یا دوفازی می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • هایپرتروفی بطن چپ باعث کاهش ولتاژ QRS می‌شود؛ در حالی که این بیماری به دلیل افزایش توده عضلانی ولتاژ را افزایش می‌دهد.
  • تامپوناد قلبی با طولانی کردن مسیر هدایت، زمان کمپلکس QRS را افزایش می‌دهد؛ در حالی که تامپوناد فقط ولتاژ را کاهش می‌دهد و مدت زمان QRS را طولانی نمی‌کند.
  • جریان ضایعه در زمان انقباض فعال قلب نمایان می‌شود؛ در حالی که این جریان در زمان استراحت کامل قلب یعنی فاصله T-P بروز می‌کند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • هایپرتروفی بطن چپ (LVH) به دلیل توده عضلانی بیشتر، ولتاژ کمپلکس QRS را افزایش می‌دهد.
  • تجمع مایع (پریکاردیت و تامپوناد) یا هوا (آمفیزم) بین قلب و الکترودها به عنوان عایق عمل کرده و ولتاژ ECG را کاهش می‌دهد.
  • انسداد در سیستم پورکنژ باعث هدایت کند از طریق عضله بطن و افزایش زمان QRS به بیش از ۰/۱۲ ثانیه می‌شود.
  • در ایسکمی قلبی، دپولاریزه ماندن بافت آسیب‌دیده در فاصله T-P منجر به ایجاد جریان ضایعه می‌شود.
  • مسمومیت با دیژیتال دپولاریزاسیون بطنی را نامنظم کرده و موجب ایجاد موج T دوفازی یا وارونه می‌شود.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که اثر داروی دیژیتال بر نوار قلب به قدری مشخص است که در پزشکی به آن «اثر قاشقی» یا Digitalis effect می‌گویند. این دارو که از گیاه گل انگشتانه (Foxglove) استخراج می‌شود، از قرن هجدهم برای درمان نارسایی قلبی کاربرد داشته است. پزشکان با دیدن تغییر شکل موج T و نزول قطعه ST که شبیه به گودی قاشق می‌شود، می‌توانند بدون آزمایش خون متوجه شوند که بیمار تحت درمان با این دارو قرار دارد.

بلوک‌های قلبی و گریز بطنی

بلوک‌های دهلیزی-بطنی (AV blocks) اختلالاتی هستند که در آن‌ها انتقال پیام الکتریکی از دهلیزها به بطن‌ها با تأخیر یا انسداد مواجه می‌شود. این بلوک‌ها بر اساس شدت آسیب به سه درجه تقسیم می‌شوند و تغییرات مشخصی در الکتروکاردیوگرام ایجاد می‌کنند. در بلوک دهلیزی-بطنی درجه اول (first-degree AV block)، هدایت پیام تنها با تأخیر مواجه می‌شود اما تمامی پیام‌ها به بطن می‌رسند. در این حالت، فاصله PR interval از حد نرمال (۰/۱۶ ثانیه) فراتر رفته و به بیش از ۰/۲ ثانیه می‌رسد. در بلوک درجه دوم (second-degree AV block)، هدایت در گره AV به قدری کند می‌شود که برخی پیام‌ها نمی‌توانند عبور کنند؛ در نتیجه، برخی امواج P بدون همراهی کمپلکس QRS-T ثبت می‌شوند که نشان‌دهنده ضربان حذف‌شده بطن است. شدیدترین حالت، بلوک کامل قلبی یا درجه سوم (third-degree AV block) است که در آن هیچ ارتباط و هماهنگی بین ریتم امواج دهلیزی (P) و بطنی (QRS-T) وجود ندارد؛ دهلیزها با سرعت خود و بطن‌ها نیز به طور مستقل با ضربان‌ساز خود منقبض می‌شوند.

درجه بلوکتغییر نوار قلبوضعیت بطن
درجه اولPR بیش از ۰/۲ ثانیهمنظم ولی با تأخیر
درجه دومموج P بدون QRSحذف برخی انقباض‌ها
درجه سومعدم هماهنگی P و QRSانقباض مستقل و کند

پس از وقوع بلوک کامل، پدیده نجات‌بخشی به نام گریز بطنی (ventricular escape) رخ می‌دهد. از آنجا که پیام‌های دهلیز به بطن نمی‌رسند، بخش‌هایی از سیستم پورکنژ (Purkinje system) در ناحیه دیستال به محل بلوک، شروع به خودتحریکی کرده و بطن‌ها را با ریتم مستقل ۱۵ تا ۴۰ بار در دقیقه منقبض می‌کنند. جالب اینجاست که تحریک بسیار شدید عصب واگ نیز می‌تواند با مهار کامل گره‌های فوق بطنی، باعث توقف موقت انقباض بطن‌ها و متعاقباً وقوع همین پدیده گریز بطنی گردد.

با این حال، شروع گریز بطنی آنی نیست. پس از وقوع بلوک کامل، حدود ۵ تا ۳۰ ثانیه طول می‌کشد تا کانون‌های دیستال پورکنژ ضربان‌سازی مستقل خود را آغاز کنند. در این فاصله زمانی کوتاه، بطن‌ها منقبض نشده و خون‌رسانی به مغز متوقف می‌شود. این موضوع باعث غش کردن موقت بیمار می‌شود که به عنوان سندرم استوکس-آدامز (Stokes-Adams syndrome) شناخته می‌شود.

در سندرم Stokes-Adams، تأخیر ۵ تا ۳۰ ثانیه‌ای در شروع گریز بطنی پس از بلوک کامل، باعث قطع موقت خون‌رسانی به مغز و غش کردن بیمار می‌شود.

واژگان کلیدی

first-degree AV block
اختلالی که در آن تمام پیام‌ها به بطن می‌رسند اما فاصله PR به بیش از ۰/۲ ثانیه افزایش می‌یابد.
second-degree AV block
نوعی بلوک که در آن برخی از امواج P به دلیل هدایت بسیار کند، موفق به عبور به بطن نمی‌شوند.
third-degree AV block
بلوک کامل قلبی که در آن دهلیزها و بطن‌ها به صورت کاملاً مستقل و بی‌ارتباط با هم منقبض می‌شوند.
ventricular escape
انقباظ مستقل بطن‌ها با ریتم ۱۵ تا ۴۰ بار در دقیقه که توسط سیستم پورکنژ دیستال به بلوک راه‌اندازی می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • در بلوک کامل قلبی (درجه سوم)، دهلیزها و بطن‌ها با ضربان بسیار پایین ولی هماهنگ منقبض می‌شوند؛ در حالی که دهلیزها و بطن‌ها کاملاً مستقل و بدون هیچ هماهنگی ضربان دارند.
  • پدیده گریز بطنی بلافاصله و بدون تأخیر پس از وقوع بلوک کامل آغاز می‌شود؛ در حالی که ۵ تا ۳۰ ثانیه تأخیر وجود دارد که در این مدت بیمار ممکن است غش کند.
  • تحریک شدید عصب واگ مانع از بروز گریز بطنی می‌شود؛ در حالی که مهار شدید گره‌های دهلیزی توسط واگ خود یکی از عوامل محرک گریز بطنی است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • بلوک درجه اول AV با افزایش فاصله PR به بیش از ۰/۲ ثانیه مشخص می‌شود.
  • در بلوک درجه دوم AV، به علت کندی شدید هدایت، برخی کمپلکس‌های QRS-T پس از موج P حذف می‌شوند.
  • در بلوک درجه سوم (کامل)، دهلیزها و بطن‌ها بدون هیچ هماهنگی و کاملاً مستقل از یکدیگر منقبض می‌شوند.
  • پس از قطع ارتباط، گریز بطنی با ریتم ۱۵ تا ۴۰ ضربان در دقیقه توسط سیستم پورکنژ دیستال آغاز می‌شود.
  • سندرم استوکس-آدامز غش کردن بیمار به دلیل تأخیر ۵ تا ۳۰ ثانیه‌ای در شروع گریز بطنی و قطع خون مغز است.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که امروزه پزشکان برای درمان بلوک‌های قلبی کامل و پیشگیری از حملات خطرناک استوکس-آدامز، از ضربان‌سازهای مصنوعی (Pacemakers) استفاده می‌کنند. این دستگاه‌های الکترونیکی کوچک که زیر پوست سینه کاشته می‌شوند، با فرستادن پالس‌های الکتریکی منظم به بطن‌ها، ریتم طبیعی قلب را شبیه‌سازی می‌کنند. پیش از ابداع این ضربان‌سازها در دهه ۱۹۵۰، مبتلایان به بلوک کامل قلبی امید به زندگی بسیار کوتاهی داشتند و مدام دچار حملات سنکوپ (غش) می‌شدند.

خلاصهٔ درس

نوار قلب را مثل آب خوردن بخوان!

Physiology · ECG and Arrhythmia

امواج و فواصل نوار قلب

  • موج P: دپولاریزاسیون دهلیزها (مدت ۰/۱ تا ۰/۱۲ ثانیه)
  • کمپلکس QRS: دپولاریزاسیون بطن‌ها (مدت طبیعی ۰/۰۸ ثانیه)
  • موج T: ریپولاریزاسیون بطن‌ها (مدت ۰/۱۲ تا ۰/۱۶ ثانیه)
  • فاصله PR: انتقال پیام دهلیز به بطن (طبیعی ۰/۱۶ ثانیه)
  • محاسبه ضربان منظم: تقسیم ۶۰ بر RR یا ۱۵۰۰ بر خانه‌های کوچک
قطعه ST (ST segment)
فاز ۲ (کفه) پتانسیل عمل قلبی

نکته: تغییرات جزئی فواصل RR نشان‌دهنده سلامت سیستم عصبی خودکار است.

اشتقاق‌ها و محور الکتریکی

  • قانون اینتهوون: مجموع ولتاژ لید I و III برابر لید II است.
  • در لید aVR به دلیل جهت بردار قلب، تمام امواج منفی ثبت می‌شوند.
  • لیدهای پیش‌سینه‌ای (V۱-V۶) به دلیل نزدیکی به قلب، ولتاژ بالایی دارند.
  • انحراف محور به راست: ناشی از ایستادن، دم عمیق، لاغری، RVH یا RBBB.
  • انحراف محور به چپ: با خوابیدن، چاقی، LVH، LBBB یا QRS منفی در aVF.
انحراف به چپ (LAD)
انحراف محور قلبی به چپ به علت LVH یا LBBB

نکته: در نوزادان به دلیل بزرگی بطن راست در جنینی، انحراف محور به راست طبیعی است.

تنظیم عصبی الکتروفیزیولوژی

  • تحریک واگ با استیل‌کولین و خروج پتاسیم، غشا را هایپرپلاریزه می‌کند.
  • فعالیت پاراسمپاتیک سرعت هدایت را کاهش و فواصل RR و PR را افزایش می‌دهد.
  • سیستم سمپاتیک با نوراپی‌نفرین و ورود کلسیم، انقباض را قوی‌تر می‌کند.
  • تحریک سمپاتیک با تسریع هدایت، فاصله PR را کاهش می‌دهد.
  • تأخیر هدایت در AV node ناشی از تعداد کم اتصالات شکافی بین سلول‌هاست.
اتصال شکافی (Gap junction)
تسهیل عبور جریان الکتریکی بین سلول‌ها

نکته: تحریک شدید واگ ضربان را متوقف کرده اما با گریز بطنی انقباض از سر گرفته می‌شود.

ولتاژ، مدت QRS و ایسکمی

  • هایپرتروفی بطن چپ با افزایش توده عضلانی، ولتاژ QRS را بالا می‌برد.
  • تجمع مایع (تامپوناد، پریکاردیت) یا هوا (آمفیزم) ولتاژ QRS را کاهش می‌دهد.
  • بلوک پورکنژ با هدایت عضلانی، مدت QRS را به بیش از ۰/۱۲ ثانیه می‌رساند.
  • در ایسکمی، دپولاریزه ماندن بافت عامل جریان ضایعه در فاصله T-P است.
  • مسمومیت با دیژیتال موجب ایجاد موج T دوفازی یا وارونه در نوار قلب می‌شود.
جریان ضایعه (Current of injury)
جریان بین بافت آسیب‌دیده و سالم

نکته: اثر دیژیتال به صورت تغییر موج T و نزول ST شبیه گودی قاشق (اثر قاشقی) است.

بلوک‌های قلبی و گریز بطنی

  • در بلوک درجه اول AV، هدایت کند شده و فاصله PR به بیش از ۰/۲ ثانیه می‌رسد.
  • در بلوک درجه دوم AV، برخی امواج P فاقد کمپلکس QRS همراه هستند.
  • در بلوک کامل قلبی، دهلیز و بطن مستقل و بدون هماهنگی منقبض می‌شوند.
  • در گریز بطنی، پورکنژ دیستال ضربان مستقل ۱۵ تا ۴۰ در دقیقه ایجاد می‌کند.
  • سندرم استوکس-آدامز: غش بیمار به دلیل تأخیر ۵ تا ۳۰ ثانیه‌ای شروع گریز بطنی.
گریز بطنی (Ventricular escape)
انقباض مستقل بطن‌ها با ریتم ۱۵ تا ۴۰

نکته: ضربان‌ساز مصنوعی در دهه ۱۹۵۰ امید به زندگی بیماران بلوک کامل را به شدت افزایش داد.

نکات کلیدی (تله‌های آزمون)

  • انقباض بطن‌ها تا بعد از اتمام موج T ادامه دارد، نه اینکه بلافاصله قطع شود.
  • قطعه ST معادل فاز ۲ پتانسیل عمل (فاز کفه) است، نه فاز ۳ ریپولاریزاسیون.
  • تحریک واگ سرعت هدایت AV را کاهش و فاصله PR را زیاد می‌کند، نه اینکه آن را کوتاه کند.
  • قانون اینتهوون به صورت لید ۱ + لید ۳ = لید ۲ است، نه مجموع لیدهای ۱ و ۲.
  • تامپوناد قلبی فقط ولتاژ QRS را کاهش می‌دهد و مدت کمپلکس را طولانی نمی‌کند.
  • در بلوک کامل، دهلیز و بطن کاملاً مستقل منقبض می‌شوند، نه با ریتم هماهنگ و پایین.

یک تست از این درس

خودت را بسنج

ویژگی‌های الکتروفیزیولوژیک انواع بلوک‌های دهلیزی-بطنی و پدیده‌های همراه با آن‌ها کدام است؟

  1. در بلوک دهلیزی-بطنی درجه اول فاصله PR به بیش از ۰/۲ ثانیه افزایش می‌یابد و در بلوک کامل (درجه سوم) نیز دهلیزها و بطن‌ها به صورت هماهنگ اما با ضربان بسیار پایین منقبض می‌شوند.
  2. در بلوک درجه دوم برخی از امواج P بدون همراهی کمپلکس QRS-T ثبت می‌شوند و پس از وقوع بلوک کامل نیز بخش‌های دیستال پورکنژ با سرعت بالا حدود ۷۰ بار در دقیقه شروع به ضربان‌سازی مستقل می‌کنند.
  3. وقوع سندرم استوکس-آدامز ناشی از تأخیر ۵ تا ۳۰ ثانیه‌ای در شروع پدیده گریز بطنی است و در طی این سندرم، دهلیزها و بطن‌ها با ریتم‌های کاملاً مستقل ولی هماهنگ با ضربان‌ساز گره سینوسی منقبض می‌شوند.
  4. در بلوک درجه دوم شاهد حذف برخی از کمپلکس‌های QRS-T پس از موج P هستیم و در بلوک درجه سوم نیز قطع کامل هدایت پیام، منجر به شروع ضربان‌سازی مستقل کانون‌های دیستال پورکنژ با ریتم بسیار کند می‌شود.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۴

گزینه ۴ درست است. در بلوک درجه دوم، هدایت گره AV کند شده و برخی پتانسیل‌های عمل عبور نمی‌کنند، لذا برخی امواج P فاقد کمپلکس QRS-T (ضربان حذف‌شده بطن) خواهند بود. در بلوک کامل (درجه سوم)، هدایت بین دهلیز و بطن کاملاً قطع می‌شود و بطن‌ها به طور مستقل با ضربان‌ساز پورکنژ خود (گریز بطنی) با ریتم بسیار کند (۱۵ تا ۴۰ بار در دقیقه) منقبض می‌شوند.\n\nبررسی سایر گزینه‌ها:\nگزینه ۱: در بلوک درجه سوم، دهلیزها و بطن‌ها هیچ‌گونه ارتباط و هماهنگی ندارند و هرکدام با ضربان‌ساز مستقل خود کار می‌کنند.\nگزینه ۲: سرعت ضربان‌سازی مستقل سیستم پورکنژ دیستال بسیار کند و حدود ۱۵ تا ۴۰ بار در دقیقه است، نه ۷۰ بار.\nگزینه ۳: در سندرم استوکس-آدامز و بلوک درجه سوم، بطن‌ها با ریتم گریز بطنی (۱۵ تا ۴۰ بار در دقیقه) منقبض می‌شوند و انقباض آن‌ها هیچ ارتباط و هماهنگی با گره سینوسی دهلیز ندارد.

تمرین بیشتر در اپ

درس‌های دیگر این بخش · فیزیولوژی