گردش خون ریوی و اصول فیزیکی تبادل گازها

4 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

تنظیم قطر مجاری هوایی و مقاومت ریوی

تنظیم عصبی مجاری هوایی

تنظیم قطر مجاری هوایی و نایژه‌ها یک فرآیند فیزیولوژیک بسیار مهم است که تحت کنترل مستقیم سیستم عصبی خودمختار و عوامل شیمیایی محیطی قرار دارد. سیستم عصبی خودمختار از طریق دو شاخه اصلی خود، یعنی مسیرهای سمپاتیک و پاراسمپاتیک، نقش تعیین‌کننده‌ای در تغییرات قطر مجاری هوایی و کنترل مقاومت در برابر جریان هوا ایفا می‌کند. تحریک شاخه پاراسمپاتیک که از طریق اعصاب واگ صورت می‌پذیرد، با آزاد شدن انتقال‌دهنده عصبی استیل‌کولین همراه است. استیل‌کولین پس از ترشح، به گیرنده‌های اختصاصی خود متصل شده و عضلات صاف مجاری تنفسی را تحریک می‌کند که این امر منجر به انقباض برونش‌ها و تنگی شدید مجاری تنفسی می‌شود. در مقابل این اثر انقباضی، تحریک سیستم عصبی سمپاتیک با گشاد کردن و شل کردن عضلات صاف، باعث اتساع مجاری تنفسی و گشاد شدن نایژه‌ها می‌گردد تا هوا راحت‌تر جریان یابد.

عاملانقباضاتساع
پاراسمپاتیک
سمپاتیک
آتروپین
هیستامین

نقش داروها و عوامل محیطی

داروی آتروپین به عنوان یک عامل دارویی کلیدی در درمان‌های تنفسی کاربرد دارد. این دارو با مهار اختصاصی تحریک پاراسمپاتیک و مسدود کردن گیرنده‌های استیل‌کولین (که به طور طبیعی پیام انقباض برونش‌ها را هدایت می‌کنند) عمل می‌کند. زمانی که اثرات انقباضی استیل‌کولین توسط آتروپین خنثی می‌شود، عضلات صاف مجاری تنفسی شل شده و در نتیجه مجاری تنفسی دچار اتساع و گشادی فراوان می‌شوند. بنابراین، این گزاره که آتروپین با مهار گیرنده‌های سمپاتیک مانع گشاد شدن برونش‌ها می‌شود کاملاً نادرست است؛ زیرا آتروپین نه با مهار سمپاتیک، بلکه دقیقاً با مهار پاراسمپاتیک باعث خنثی شدن انقباض و در نتیجه اتساع مجاری هوایی می‌شود.

به عنوان مثال، ورود دود سیگار یا مواجهه با هیستامین در پاسخ‌های آلرژیک، سریعاً با تحریک انقباض عضلات صاف درخت برونشی، نفس کشیدن را دشوار می‌کند.

علاوه بر تنظیم عصبی توسط سیستم خودمختار، عوامل موضعی، ایمنی و محیطی متعددی نیز بر قطر مجاری هوایی و انقباض درخت برونشی اثر می‌گذارند. برای نمونه، هیستامین و سایر فاکتورهای التهابی که در جریان واکنش‌های حساسیت‌زا و التهاب آزاد می‌شوند، در کنار ذرات و سموم موجود در دود سیگار، به طور مستقیم عضلات صاف درخت برونشی را تحریک می‌نمایند و با ایجاد انقباض در عضلات صاف درخت برونشی موجب تنگی مجاری تنفسی و کاهش قطر آن‌ها می‌شوند.

مقاومت مجاری هوایی در برابر جریان هوا

بیشترین مقاومت در برابر جریان هوا در برونش‌های سگمنتال و مجاری بزرگتر نزدیک تراشه رخ می‌دهد، نه در برونشیول‌های انتهایی.

در نهایت، بررسی فیزیکی مکانیک تنفس نشان می‌دهد که بیشترین میزان مقاومت در برابر عبور جریان هوا در مجاری تنفسی کاملاً طبیعی مربوط به برونش‌های سگمنتال و مجاری بزرگتر نزدیک به تراشه (نای) است. این موضوع برای بسیاری از دانشجویان تعجب‌آور است زیرا به اشتباه گمان می‌برند که برونشیول‌های انتهایی و تنفسی به دلیل قطر کوچک تک‌تک آن‌ها باید بیشترین مقاومت را داشته باشند. اما حقیقت فیزیولوژیک این است که تعداد برونشیول‌های انتهایی بسیار زیاد و میلیونی بوده و چیدمان موازی آن‌ها با یکدیگر، یک سطح مقطع کل فوق‌العاده بزرگ با مقاومت بسیار ناچیز ایجاد می‌کند.

واژگان کلیدی

استیل‌کولین
انتقال‌دهنده عصبی ترشح‌شده از پایانه‌های پاراسمپاتیک که باعث انقباض عضلات صاف برونش‌ها و تنگی مجاری هوایی می‌شود.
آتروپین
دارویی که با مهار گیرنده‌های پاراسمپاتیک، مانع از اثر انقباضی استیل‌کولین شده و در نتیجه موجب اتساع مجاری تنفسی می‌شود.
برونش‌های سگمنتال
مجاری هوایی بزرگی در درخت تنفسی که به دلیل ساختار خود، بیشترین مقاومت را در برابر جریان هوا در ریه طبیعی ایجاد می‌کنند.
برونشیول‌های انتهایی
کوچک‌ترین مجاری هوایی هادی هوا که تعداد زیاد و آرایش موازی آن‌ها باعث کاهش شدید مقاومت در این بخش از ریه می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اشتباه اینکه تحریک پاراسمپاتیک با ترشح استیل‌کولین مجاری تنفسی را گشاد می‌کند؛ در واقع تحریک پاراسمپاتیک موجب انقباض برونش‌ها و تنگی مجاری تنفسی می‌شود.
  • باور نادرست اینکه داروی آتروپین مهارکننده سمپاتیک است؛ آتروپین تحریک پاراسمپاتیک را مهار می‌کند و از این طریق مانع انقباض عضلات صاف شده و باعث اتساع مجاری می‌شود.
  • این پندار غلط که برونشیول‌های انتهایی و تنفسی به دلیل قطر کوچکشان بیشترین مقاومت را در برابر جریان هوا دارند؛ بیشترین مقاومت مربوط به برونش‌های سگمنتال و مجاری بزرگ نزدیک تراشه است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • تحریک سیستم پاراسمپاتیک از طریق استیل‌کولین باعث انقباض عضلات صاف و تنگی مجاری تنفسی می‌شود، در حالی که سمپاتیک آن‌ها را گشاد می‌کند.
  • داروی آتروپین از طریق مسدود کردن مسیر پاراسمپاتیک، مانع از انقباض عضلات برونش شده و سبب اتساع مجاری هوایی می‌گردد.
  • عوامل التهابی مانند هیستامین و همچنین دود سیگار با اثر مستقیم بر عضلات صاف درخت برونشی، انقباض و تنگی مجاری تنفسی را به دنبال دارند.
  • بیشترین مقاومت ریوی در مجاری بزرگتر شامل برونش‌های سگمنتال و تراشه وجود دارد و مقاومت برونشیول‌های انتهایی به علت کثرت و آرایش موازی بسیار کم است.

نکتهٔ تکمیلی

آزمایش‌های بالینی نشان می‌دهد که در بیماری آسم، پاسخ عضلات صاف مجاری تنفسی به عوامل انقباضی مانند هیستامین یا تحریکات پاراسمپاتیک به شدت افزایش می‌یابد. در طول حملات آسم، انقباض شدید برونش‌ها رخ می‌دهد. داروهای استنشاقی متداول مانند ایپراتروپیوم بروماید عملکردی شبیه به آتروپین دارند؛ یعنی با مسدود کردن گیرنده‌های استیل‌کولین در مجاری تنفسی، به سرعت انقباض عضلات صاف را برطرف کرده و راه هوایی بیمار را باز می‌کنند تا تنفس راحت‌تر شود.

تهویه آلوئولی و تعادل ارتجاعی ریه

تهویه آلوئولی و محاسبه آن

شناخت نحوه جابه‌جایی حجم‌های مختلف هوا در ریه و نیروهای فیزیکی که ساختار ریه و قفسه سینه را در تعادل نگه می‌دارند، برای درک فرآیند دم و بازدم بسیار حیاتی است. یکی از اصلی‌ترین شاخص‌های ارزیابی عملکرد ریه، میزان تهویه آلوئولی در دقیقه است که به طور مستقیم حجم واقعی هوای تازه‌ای را که در هر دقیقه وارد بخش‌های تبادلی ریه (یعنی آلوئول‌ها) شده و در تبادل گازها شرکت می‌کند، اندازه‌گیری می‌نماید. برای محاسبه دقیق این شاخص تنفسی، باید حجم فضای مرده را از حجم جاری کم کرده و حاصل را در تعداد تنفس فرد در یک دقیقه ضرب کنیم. حجم جاری به حجم هوایی اطلاق می‌شود که فرد در یک دم یا بازدم معمولی جابه‌جا می‌کند، در حالی که حجم فضای مرده نشان‌دهنده بخشی از مجاری تنفسی هادی هوا است که تبادل گاز در آن رخ نمی‌دهد. در این محاسبه، ظرفیت باقی‌مانده عملی که بیانگر حجم هوای درون ریه در انتهای یک بازدم عادی است، هیچ نقشی در فرمول تهویه آلوئولی در دقیقه ندارد و لحاظ نمی‌شود.

برای نمونه، اگر حجم جاری فردی ۵۰۰ میلی‌لیتر، حجم فضای مرده او ۱۵۰ میلی‌لیتر و تعداد تنفسش ۱۲ بار در دقیقه باشد، تهویه آلوئولی او برابر با ۴۲۰۰ میلی‌لیتر در دقیقه خواهد بود که از رابطه ۱۲ × (۵۰۰ - ۱۵۰) به دست می‌آید.

تاثیر فضای مرده بر تهویه

از فرمول تهویه آلوئولی در دقیقه می‌توان استنتاج کرد که تغییر در حجم فضای مرده ریوی تأثیر عمیقی بر کیفیت تنفس و تبادل گازها دارد. اگر حجم فضای مرده به هر دلیلی افزایش یابد، در حالی که حجم جاری و تعداد تنفس در دقیقه ثابت و بدون تغییر بمانند، میزان هوای تازه‌ای که می‌تواند خود را به آلوئول‌ها برساند به شدت کاهش می‌یابد. در نتیجه، این تغییر باعث کاهش تهویه آلوئولی در دقیقه خواهد شد. بنابراین، افزایش حجم فضای مرده هرگز تهویه آلوئولی را زیاد نمی‌کند بلکه تأثیری کاملاً منفی بر آن دارد.

تعادل نیروهای ارتجاعی در پایان بازدم

در انتهای یک بازدم عادی، نیروی ارتجاعی ریه‌ها به سمت داخل با نیروی ارتجاعی قفسه سینه به سمت خارج برابر و در جهت مخالف است.

در کنار بررسی حجم‌ها، تعادل نیروهای ارتجاعی ریه و قفسه سینه نیز اساس مکانیک تنفس را تشکیل می‌دهد. در انتهای یک بازدم عادی و معمولی، کل سیستم تنفسی در حالت تعادل و استراحت فیزیکی قرار می‌گیرد. در این وضعیت خاص، نیروی ارتجاعی ریه‌ها که تمایل دارد آن‌ها را به سمت داخل جمع کند، با نیروی ارتجاعی قفسه سینه که تمایل به گسترش و کشش به سمت خارج دارد، کاملاً برابر و در جهت مخالف است. این تعادل ظریف بین نیروی ارتجاعی ریه‌ها به سمت داخل و نیروی ارتجاعی قفسه سینه به سمت خارج باعث می‌شود ریه‌ها در پایان بازدم معمولی در حجم ظرفیت باقی‌مانده عملی تثبیت شوند. در این نقطه، هیچ عضله تنفسی به طور فعال منقبض نیست و کل سیستم تنفسی در یک وضعیت استراحت و ثبات موقت به سر می‌برد تا آماده شروع دم بعدی شود. هرگونه به هم خوردن این نیروهای ارتجاعی می‌تواند به بیماری‌های ریوی منجر گردد.

واژگان کلیدی

تهویه آلوئولی
حجم هوای تازه‌ای که در هر دقیقه به آلوئول‌ها و بخش‌های تبادلی ریه وارد می‌شود و مستقیماً در تبادل گازها نقش دارد.
حجم فضای مرده
بخشی از مجاری هوایی سیستم تنفسی که گازهای تنفسی در آن جریان دارند ولی تبادل گاز با خون در آن انجام نمی‌شود.
ظرفیت باقی‌مانده عملی
حجم هوایی که در پایان یک بازدم معمولی و در شرایط تعادل نیروهای ارتجاعی در داخل ریه‌ها باقی می‌ماند.
نیروی ارتجاعی ریه
تمایل بافت ریه به بازگشت به حجم اولیه خود و جمع شدن به سمت داخل که ناشی از الیاف کشسان و نیروی کشش سطحی مایع آلوئولی است.

اشتباه‌های رایج

  • فرض غلط اینکه در محاسبه تهویه آلوئولی، ظرفیت باقی‌مانده عملی نیز نقش دارد؛ در حالی که این ظرفیت تنفسی تأثیری در فرمول محاسبه تهویه آلوئولی ندارد.
  • باور اشتباه اینکه افزایش فضای مرده تنفسی باعث افزایش تهویه آلوئولی در دقیقه می‌شود؛ اما با توجه به فرمول، افزایش فضای مرده موجب کاهش شدید هوای تازه ورودی به آلوئول‌ها می‌شود.
  • تصور نادرست اینکه در انتهای بازدم معمولی، نیروهای ارتجاعی ریه و قفسه سینه با هم نابرابر هستند؛ در این حالت ریه و قفسه سینه در تعادل کامل بوده و نیروهای ارتجاعی آن‌ها مساوی و مخالف هم هستند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • تهویه آلوئولی نشان‌دهنده میزان واقعی هوای تازه ورودی به بخش تبادلی ریه‌ها در هر دقیقه است.
  • برای محاسبه تهویه آلوئولی، حجم فضای مرده از حجم جاری کسر شده و در تعداد تنفس در دقیقه ضرب می‌شود.
  • افزایش فضای مرده ریوی با فرض ثبات سایر متغیرها، تهویه آلوئولی را به شدت کاهش می‌دهد.
  • در پایان یک بازدم معمولی، نیروی ارتجاعی ریه به سمت داخل با نیروی ارتجاعی قفسه سینه به سمت خارج در تعادل و برابری کامل است.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که تنفس سطحی و سریع، حتی اگر حجم کل هوای جابه‌جا شده در دقیقه ثابت بماند، به شدت تهویه آلوئولی را کاهش می‌دهد. برای مثال، اگر فردی بسیار سطحی نفس بکشد، ممکن است حجم جاری او با حجم فضای مرده‌اش برابر شود؛ در این حالت تهویه آلوئولی او عملاً به صفر می‌رسد و با وجود تلاش تنفسی، هیچ هوای تازه‌ای برای تبادل به ریه‌ها راه نمی‌یابد. این پدیده اهمیت تنفس عمیق را در درمان‌های حمایتی ریوی نشان می‌دهد.

توزیع تهویه و پرفیوژن در ریه

توزیع تهویه و پرفیوژن در وضعیت ایستاده

توزیع گازهای تنفسی و خون در ریه در تمام نقاط آن یکسان نیست و این ناهمگونی به شدت تحت تأثیر نیروی جاذبه زمین و موقعیت قرارگیری بدن است. در یک فرد سالم که در وضعیت ایستاده قرار گرفته است، نیروی جاذبه (ثقل) اثرات متفاوتی بر بخش‌های بالایی (قله) و بخش‌های پایینی (قاعده) ریه می‌گذارد. نیروی جاذبه باعث می‌شود که هم تهویه (ورود هوا به آلوئول‌ها) و هم جریان خون (پرفیوژن) در قاعده ریه بسیار بیشتر از قله ریه باشد. از آنجا که خون مایعی سنگین است، اثر جاذبه بر جریان خون ریوی حتی بسیار شدیدتر و بارزتر از اثر آن بر تهویه هوا است؛ به طوری که خون به سمت قاعده ریه کشیده شده و خون‌رسانی در قاعده بسیار قوی‌تر از قله ریه می‌شود.

بخش ریهتهویهجریان خوننسبت V/Q
قله ریهکمترکمتربیشتر
قاعده ریهبیشتربیشترکمتر

تفاوت نسبت تهویه به جریان خون (V/Q)

در وضعیت ایستاده، هم تهویه و هم جریان خون در قاعده ریه بیشتر از قله است، اما نسبت V/Q در قله ریه بیشتر است.

با وجود اینکه هم تهویه و هم جریان خون در قاعده ریه در مقایسه با قله بیشتر است، نسبت تهویه به جریان خون که به صورت نسبت V/Q نشان داده می‌شود، در قله ریه به مراتب بالاتر و بزرگتر از قاعده ریه است. دلیل این تفاوت آن است که در قله ریه، اگرچه تهویه کاهش یافته، اما میزان کاهش جریان خون بسیار شدیدتر بوده است؛ بنابراین نسبت تهویه به جریان خونِ ناچیز قله، عددی بزرگ می‌شود. در مقابل، در قاعده ریه به دلیل پرفیوژن و جریان خون فوق‌العاده قوی، مخرج کسر بزرگتر شده و نسبت V/Q کوچکتری حاصل می‌شود.

تاثیر تغییر وضعیت بدن بر نسبت V/Q

به عنوان مثال، هنگامی که یک بیمار از حالت ایستاده به حالت خوابیده روی تخت تغییر وضعیت می‌دهد، جریان خون به دلیل حذف اثر عمودی جاذبه، در ریه‌ها توزیع یکنواخت‌تر پیدا می‌کند.

تغییر وضعیت فیزیکی بدن، مثلاً از حالت ایستاده به حالت خوابیده (افقی)، توزیع این شاخص‌ها را دگرگون می‌سازد. در وضعیت خوابیده، تفاوت‌های منطقه‌ای بین قله و قاعده ریه ناپدید شده و نسبت V/Q در سراسر ریه یکنواخت‌تر می‌گردد. این تفاوت نسبت تهویه به جریان خون در مناطق مختلف ریه بین وضعیت ایستاده و خوابیده، عمدتاً ناشی از اثر مستقیم نیروی جاذبه بر فشار هیدروستاتیک و توزیع جریان خون در بخش‌های تحتانی است و تغییر در ترکیب خود گازهای تنفسی هیچ نقش عمده‌ای در ایجاد این تفاوت بین دو وضعیت ایستاده و خوابیده ندارد.

واژگان کلیدی

نسبت V/Q
نسبت تهویه آلوئولی به جریان خون مویرگی در هر بخش از ریه که بازدهی تبادل گاز را مشخص می‌کند.
قاعده ریه
بخش تحتانی ریه که در وضعیت ایستاده به دلیل اثر جاذبه، بالاترین میزان تهویه و جریان خون را دریافت می‌کند.
قله ریه
بخش فوقانی ریه که در وضعیت ایستاده دارای کمترین میزان تهویه و جریان خون است، اما نسبت V/Q در آن بالا است.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اشتباه اینکه به دلیل بالا بودن نسبت V/Q در قله ریه، تهویه و جریان خون نیز در قله بیشتر از قاعده است؛ در حالی که هر دو در قاعده بیشتر هستند.
  • اعتقاد نادرست به اینکه تفاوت V/Q ریه بین وضعیت خوابیده و ایستاده به علت تغییر ترکیب گازها است؛ مقصر اصلی اثر جاذبه بر توزیع جریان خون است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • توزیع هوا و خون در ریه به دلیل اثر نیروی جاذبه زمین در نقاط مختلف آن یکنواخت نیست.
  • در وضعیت ایستاده، بیشترین میزان تهویه و بیشترین جریان خون در قاعده ریه نسبت به قله دیده می‌شود.
  • نسبت تهویه به جریان خون (V/Q) در قله ریه به دلیل کاهش شدیدتر خون‌رسانی، بزرگتر از قاعده ریه است.
  • تغییر توزیع خون و تهویه بین وضعیت خوابیده و ایستاده به دلیل اثر جاذبه بر خون‌رسانی مناطق تحتانی است.

نکتهٔ تکمیلی

آیا می‌دانستید که نسبت بالای V/Q در قله ریه (حدود ۳ برابر قاعده) محیطی با فشار اکسیژن بالا ایجاد می‌کند؟ این فشار اکسیژن بالا در قله ریه، آن را به مکانی ایده‌آل برای رشد باکتری مایکوباکتریوم توبرکلوزیس (عامل بیماری سل) تبدیل می‌کند که یک هوازی اجباری است. به همین دلیل است که ضایعات اولیه بیماری سل در ریه بیشتر در قله ریه‌ها مشاهده می‌شوند.

مناطق جریان خون و ادم ریه

منطقه سه (Zone ۳) جریان خون ریوی

جریان خون ریوی و تبادل گاز در مویرگ‌های آلوئولی تحت کنترل دقیق فشارهای مویرگی و فشار هوای درون آلوئول‌ها قرار دارد. در فیزیولوژی ریه، جریان خون ریوی بر اساس تفاوت فشارهای مویرگی و آلوئولی به سه منطقه مجزا تقسیم می‌شود که به نام Zone شناخته می‌شوند. در این مناطق، رابطه بین فشار سرخرگی، فشار آلوئولی و فشار سیاهرگی تعیین‌کننده جریان خون است. در این میان، منطقه سه یا Zone ۳ اهمیت بسیار زیادی دارد زیرا جریان خون در آن مداوم است. در Zone ۳ ریه، فشار خون مویرگ‌های آلوئولی در تمام طول چرخه قلبی (هم در فاز سیستول و هم در فاز دیاستول) همواره بیشتر از فشار هوای درون آلوئول‌ها باقی می‌ماند. به همین دلیل، فشار هوای آلوئولی هرگز نمی‌تواند مویرگ‌ها را بفشارد یا آن‌ها را مسدود کند؛ در نتیجه جریان خون در این ناحیه به صورت کاملاً مداوم، همیشگی و پیوسته برقرار است. از نظر توزیع آناتومیک، قاعده ریه در یک فرد ایستاده تحت پوشش جریان خون Zone ۳ قرار دارد. همچنین هنگامی که فرد تغییر وضعیت داده و در حالت خوابیده قرار می‌گیرد، به دلیل توزیع یکنواخت فشار هیدروستاتیک و برابری اثر جاذبه و قرارگیری تمام بخش‌های ریه در امتداد قلب، تمام ریه تحت پوشش جریان خون منطقه سه یا همان Zone ۳ قرار می‌گیرند.

در Zone ۳ جریان خون ریوی، فشار مویرگی همواره بیشتر از فشار آلوئولی است و جریان خون به صورت مداوم و بدون قطع شدن جریان دارد.

فشار مویرگی و مکانیسم بروز ادم ریوی

علاوه بر تنظیم فشارهای آلوئولی، تعادل نیروهای هیدروستاتیک و اسمزی در مویرگ‌های ریوی برای جلوگیری از خروج بیش از حد مایع به بافت ریه حیاتی است. هرگاه تعادل نیروهای فیزیکی در مویرگ‌ها به هم بخورد، خطر بروز ادم ریوی (تجمع مایع در بافت بینابینی و آلوئول‌ها) افزایش می‌یابد. یک علت شایع این پدیده، افزایش فشار در دهلیز چپ قلب است. هنگامی که به دلیل نارسایی قلبی یا تنگی دریچه میترال، فشار دهلیز چپ افزایش می‌یابد، خون در وریدهای ریوی پس می‌زند. این احتقان وریدی مستقیماً منجر به افزایش فشار هیدروستاتیک مویرگ‌های ریوی می‌شود. با بالا رفتن این فشار هیدروستاتیک، نیروی رانش مایع به سمت بیرون مویرگ بر نیروی بازجذب غلبه کرده و مایع شروع به خروج از مویرگ‌ها و ورود به بافت بینابینی و آلوئول‌ها می‌کند که حاصل آن ایجاد ادم ریوی شدید است.

برای مثال، در یک بیمار مبتلا به نارسایی سمت چپ قلب، عدم پمپاژ مناسب خون باعث افزایش فشار در دهلیز چپ و متعاقباً افزایش فشار هیدروستاتیک مویرگ‌های ریوی می‌شود که با تنگی نفس شدید ناشی از ادم ریه همراه است.

واژگان کلیدی

Zone ۳
منطقه‌ای از ریه که در آن فشار مویرگ‌های ریوی در تمام مراحل چرخه قلبی بالاتر از فشار هوای آلوئولی بوده و جریان خون پیوسته است.
ادم ریوی
تجمع غیرطبیعی مایع در بافت بینابینی و آلوئول‌های ریه که مانع تبادل کارآمد گازهای تنفسی می‌شود.
فشار هیدروستاتیک مویرگی
فشار مایع درون مویرگ‌ها که تمایل دارد آب و مواد محلول را به خارج از بستر مویرگی و به درون بافت‌ها هدایت کند.

اشتباه‌های رایج

  • باور اشتباه اینکه در Zone ۳ جریان خون ریوی، فشار هوای آلوئولی در بخشی از چرخه قلبی بیشتر از فشار مویرگی شده و جریان خون را قطع می‌کند؛ در این منطقه فشار مویرگی همواره بیشتر است.
  • فرض غلط اینکه ادم ریوی ناشی از نارسایی قلبی چپ به دلیل کاهش فشار مویرگ‌های ریوی است؛ این ادم به علت پس زدن خون و افزایش فشار هیدروستاتیک مویرگ‌ها رخ می‌دهد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • جریان خون ریه بر اساس اختلاف فشار مویرگ‌ها و فشار هوای آلوئولی به چند منطقه مجزا تقسیم می‌شود.
  • در Zone ۳ ریه، فشار مویرگی در کل چرخه قلبی بیشتر از فشار آلوئولی بوده و جریان خون پیوسته و بدون انسداد است.
  • قاعده ریه در وضعیت ایستاده و کل ریه در وضعیت خوابیده تحت پوشش جریان خون Zone ۳ قرار دارند.
  • افزایش فشار در دهلیز چپ، فشار هیدروستاتیک مویرگ‌های ریوی را افزایش داده و باعث خروج مایع و ایجاد ادم ریوی می‌شود.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که در حین ورزش شدید، افزایش برون‌ده قلبی باعث می‌شود که نواحی بالای ریه که در حالت عادی تحت پوشش جریان خون منطقه ۲ (یا جریان غیرپیوسته) بودند، به منطقه ۳ تبدیل شوند. این پدیده ظرفیت تبادل گازها را به شدت افزایش می‌دهد. از طرف دیگر، در بالین بیمار، گوش دادن به صدای ریه‌ها (سمع ریه) می‌تواند ادم ریوی را در مراحل اولیه نشان دهد؛ چرا که تجمع مایع صدای تق‌تق ظریفی به نام رال (Crackles) تولید می‌کند که معمولاً ابتدا از قاعده ریه‌ها شنیده می‌شود.

خلاصهٔ درس

ریه چطور گازها را تبادل می‌کند؟

Physiology · Pulmonary Circulation

تنظیم قطر مجاری هوایی

  • تحریک پاراسمپاتیک با ترشح استیل‌کولین مجاری تنفسی را منقبض می‌کند.
  • تحریک سمپاتیک با شل کردن عضلات صاف، باعث اتساع مجاری هوایی می‌شود.
  • داروی آتروپین با مهار پاراسمپاتیک، مانع از انقباض عضلات صاف می‌شود.
  • هیستامین و دود سیگار با اثر مستقیم بر عضلات، مجاری را منقبض می‌کنند.
  • داروی ایپراتروپیوم با مهار گیرنده استیل‌کولین راه هوایی را باز می‌کند.
آتروپین (Atropine)
داروی مهار پاراسمپاتیک برای اتساع مجاری

نکته: در حملات آسم، پاسخ عضلات صاف مجاری به هیستامین یا تحریک پاراسمپاتیک به شدت افزایش می‌یابد.

مقاومت در مجاری هوایی

  • بیشترین مقاومت در برابر جریان هوا در برونش‌های سگمنتال رخ می‌دهد.
  • مجاری بزرگتر نزدیک به تراشه مقاومت بالایی در برابر عبور هوا دارند.
  • مقاومت هوا در برونشیول‌های انتهایی بسیار ناچیز و اندک است.
  • تعداد میلیونی برونشیول‌ها و آرایش موازی آن‌ها مانع از ایجاد مقاومت می‌شود.
  • چیدمان موازی مجاری انتهایی، سطح مقطع کل فوق‌العاده بزرگی ایجاد می‌کند.
برونش سگمنتال (Segmental bronchi)
مجرای با بیشترین مقاومت

نکته: آرایش موازی میلیون‌ها برونشیول انتهایی باعث می‌شود مقاومت آن‌ها در برابر جریان هوا بسیار ناچیز باشد.

تهویه آلوئولی و مکانیک ریه

  • تهویه آلوئولی حجم واقعی هوای تازه ورودی به بخش تبادلی ریه در دقیقه است.
  • محاسبه تهویه: تعداد تنفس × (حجم جاری منهای حجم فضای مرده) است.
  • ظرفیت باقی‌مانده عملی ریه هیچ نقشی در فرمول تهویه آلوئولی ندارد.
  • افزایش حجم فضای مرده تنفسی به شدت باعث کاهش تهویه آلوئولی می‌شود.
  • در پایان بازدم عادی، نیروی ارتجاعی ریه با نیروی قفسه سینه در تعادل است.
ظرفیت باقی‌مانده عملی (FRC)
حجم هوای ریه در پایان بازدم معمولی

نکته: تنفس سطحی و سریع می‌تواند تهویه آلوئولی را حتی با وجود تلاش تنفسی تا مرز صفر کاهش دهد.

توزیع تهویه و پرفیوژن

  • نیروی جاذبه زمین باعث ناهمگونی توزیع هوا و خون در بخش‌های ریه می‌شود.
  • در وضعیت ایستاده، تهویه و جریان خون در قاعده ریه بیشتر از قله است.
  • شدت اثر جاذبه بر جریان خون ریوی بسیار بیشتر از اثر آن بر تهویه است.
  • نسبت V/Q در قله ریه به علت کاهش شدیدتر جریان خون، بزرگتر از قاعده است.
  • در وضعیت خوابیده، نسبت V/Q در سراسر ریه یکنواخت‌تر می‌شود.
نسبت V/Q (Ventilation/Perfusion)
نسبت تهویه به جریان خون

نکته: نسبت بالای V/Q در قله ریه محیطی با اکسیژن بالا برای رشد باکتری سل ایجاد می‌کند.

مناطق جریان خون و ادم ریه

  • در منطقه ۳ (Zone 3) فشار مویرگی همواره بیشتر از فشار آلوئولی است.
  • قاعده ریه در حالت ایستاده و کل ریه در حالت خوابیده در منطقه ۳ قرار دارند.
  • افزایش فشار در دهلیز چپ باعث پس زدن خون به درون وریدهای ریوی می‌شود.
  • احتقان وریدی سبب افزایش فشار هیدروستاتیک مویرگی و خروج مایع می‌گردد.
  • خروج مایع از مویرگ‌ها به بافت بینابینی ریه منجر به ادم ریوی شدید می‌شود.
ادم ریه (Pulmonary Edema)
تجمع غیرطبیعی مایع در بافت ریه

نکته: تجمع مایع در ادم ریوی صدای تق‌تق ظریفی به نام رال ایجاد کرده که از قاعده ریه شنیده می‌شود.

نکات کلیدی (تله‌های آزمون)

  • تحریک پاراسمپاتیک باعث انقباض برونش‌ها می‌شود، نه گشاد شدن آن‌ها.
  • آتروپین پاراسمپاتیک را مهار می‌کند، نه اینکه مهارکننده سمپاتیک باشد.
  • بیشترین مقاومت ریه مربوط به برونش‌های سگمنتال است، نه برونشیول‌های انتهایی.
  • در فرمول تهویه آلوئولی، ظرفیت باقی‌مانده عملی ریه هیچ نقش و جایگاهی ندارد.
  • تهویه و جریان خون در قاعده ریه بیشتر است، نه در قله (با وجود بالا بودن V/Q در قله).
  • ادم ریوی در نارسایی چپ قلب به علت افزایش فشار هیدروستاتیک مویرگ است، نه کاهش آن.

یک تست از این درس

خودت را بسنج

در بررسی شاخص‌های مکانیک تنفس و تهویه ریوی، تغییر در کدام فاکتورها عملکرد تهویه آلوئولی در دقیقه را تحت تأثیر قرار می‌دهد و وضعیت تعادل نیروهای ارتجاعی در پایان بازدم معمولی چگونه است؟

  1. در محاسبه میزان تهویه آلوئولی در دقیقه ظرفیت باقی‌مانده عملی نقشی ندارد، افزایش حجم فضای مرده باعث کاهش هوای تازه ورودی به آلوئول‌ها می‌شود، و در انتهای یک بازدم عادی نیروی ارتجاعی ریه به داخل با نیروی ارتجاعی قفسه سینه به خارج برابر است.
  2. ظرفیت باقی‌مانده عملی در کنار حجم فضای مرده از پارامترهای فرمول تهویه آلوئولی است، تغییر حجم فضای مرده بی‌تأثیر بر میزان هوای تازه ورودی به آلوئول‌ها در هر تنفس است، و در انتهای یک بازدم عادی نیروی ارتجاعی ریه به داخل با نیروی ارتجاعی قفسه سینه به خارج برابر است.
  3. در فرمول محاسبه تهویه آلوئولی ظرفیت باقی‌مانده عملی به عنوان متغیر کاهنده عمل می‌کند، افزایش حجم فضای مرده باعث کاهش هوای تازه ورودی به آلوئول‌ها می‌شود، و در انتهای یک بازدم عادی نیروی ارتجاعی ریه به داخل با نیروی ارتجاعی قفسه سینه به خارج برابر است.
  4. در محاسبه میزان تهویه آلوئولی در دقیقه ظرفیت باقی‌مانده عملی نقشی ندارد، افزایش حجم فضای مرده باعث کاهش هوای تازه ورودی به آلوئول‌ها می‌شود، و در انتهای یک بازدم عادی نیروی ارتجاعی ریه و قفسه سینه هم‌جهت هستند.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۱

گزینه ۱ درست است. بر اساس کارت‌ها، تهویه آلوئولی در دقیقه حاصل‌ضرب تعداد تنفس در تفاضل حجم جاری و حجم فضای مرده است و ظرفیت باقی‌مانده عملی (FRC) در محاسبه آن نقشی ندارد. افزایش حجم فضای مرده با کاهش هوای تازه ورودی به آلوئول‌ها سبب کاهش تهویه آلوئولی می‌گردد. همچنین در انتهای یک بازدم عادی، ریه‌ها و قفسه سینه در حالت تعادل هستند و نیروی ارتجاعی ریه‌ها به سمت داخل با نیروی ارتجاعی قفسه سینه به سمت خارج برابر و در جهت مخالف است. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه ۲: ظرفیت باقی‌مانده عملی در محاسبه تهویه آلوئولی نقشی ندارد و تغییر حجم فضای مرده مستقیماً بر میزان هوای تازه ورودی به آلوئول‌ها تأثیرگذار است. گزینه ۳: ظرفیت باقی‌مانده عملی در فرمول تهویه آلوئولی حضور ندارد (نه به عنوان متغیر کاهنده و نه هیچ شکل دیگر). گزینه ۴: در انتهای بازدم عادی، نیروهای ارتجاعی ریه و قفسه سینه در جهت مخالف یکدیگر (ریه به سمت داخل و قفسه سینه به سمت خارج) عمل می‌کنند، نه هم‌جهت.

تمرین بیشتر در اپ

درس‌های دیگر این بخش · فیزیولوژی