هشیاری

6 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

ماهیت هشیاری، سطوح آگاهی و حواس نوزادی

سیر تاریخی مطالعه هشیاری و رویکردهای روان‌شناسی

در آغاز پیدایش علم روان‌شناسی، هشیاری به عنوان معادل ذهن در نظر گرفته می‌شد. روان‌شناسان اولیه برای بررسی هشیاری و فرآیندهای ذهنی از روش درون‌نگری استفاده می‌کردند. با این حال، با ظهور رفتارگرایی، تحول بزرگی در این مسیر رخ داد. رفتارگرایان معتقد بودند که روان‌شناسی به دلیل ماهیت علمی خود باید صرفاً رویدادهای همگانی و رفتارهای آشکار را بررسی کند، زیرا رویدادهای خصوصی مانند هشیاری تنها برای خود شخص قابل مشاهده هستند و نمی‌توانند مبنای علم تجربی قرار گیرند. امروزه هشیاری را به عنوان آگاهی از محرک‌های بیرونی و درونی تعریف می‌کنند که دارای دو کارکرد اساسی است: اول، وارسی که شامل پردازش و ارزیابی اطلاعات دریافتی از محیط است و دوم، کنترل خود و محیط که وظیفه برنامه‌ریزی، آغاز، هدایت و پایان دادن به فعالیت‌های رفتاری و شناختی را بر عهده دارد. در فرآیند راه‌یابی محرک‌ها به هشیاری، رویدادهایی که برای بقا و زنده ماندن انسان ضروری هستند، همواره در اولویت قرار دارند.

سطوح آگاهی و فرآیندهای هشیار و ناهشیار

محرک‌هایی که به صورت هشیارانه ادراک نمی‌شوند، همچنان به صورت نیمه‌هشیار ثبت و ارزیابی می‌شوند؛ مانند پدیده صف که در آن فرد ناگهان متوجه شنیده شدن نام خود در گفت‌وگویی دیگر می‌شود. علاوه بر این، خاطره‌های نیمه‌هشیار شامل اطلاعات و مهارت‌های آموخته‌شده‌ای مانند رانندگی یا بستن بند کفش هستند که در لحظه در حیطه آگاهی نیستند اما در صورت لزوم به راحتی فراخوانده می‌شوند. در مقابل، زیگموند فروید مفهوم ناهشیار (ناخودآگاه) را مطرح کرد و رؤیاها را شاهراه ورود به آن دانست. از نظر او، امیال و خاطرات آسیب‌زا واپس‌رانده شده و در ناهشیار جای می‌گیرند؛ هرچند مستقیماً وارد آگاهی نمی‌شوند اما به شیوه‌های غیرمستقیم از طریق رؤیاها، رفتارهای نامعقول و لغزش‌های کلامی بر ما تأثیر می‌گذارند. منتقدان فروید معتقدند او بر جنبه هیجانی هشیاری تمرکز مفرط داشته و از جنبه‌های شناختی آن غفلت کرده است.

تشکیلات شبکه‌ای ساقه مغز به عنوان یک صافی عمل کرده و با کنترل انگیختگی، مشخص می‌کند کدام پیام‌های حسی اجازه ورود به قشر مخ را دارند و آسیب به آن موجب اغماء و مرگ می‌شود.

خودکاری، تجزیه هشیاری و حواس نوزادی

با تکرار و تمرین، فعالیت‌هایی که ابتدا به توجه هشیارانه نیاز داشتند به رفتارهای بدون نیاز به توجه مستقیم تبدیل می‌شوند که به این فرآیند خودکاری می‌گویند. این پدیده با تجزیه هشیاری متفاوت است. پیر ژانه مفهوم تجزیه هشیاری را مطرح کرد که در آن بخش‌هایی از فعالیت‌های ذهنی از بدنه اصلی آگاهی جدا می‌شوند. تفاوت اصلی تجزیه هشیاری با واپس‌رانی در این است که افکار تجزیه‌شده برخلاف خاطرات واپس‌رانده فرویدی، مستقیماً در دسترس هشیاری قرار دارند. خیال‌بافی نمونه‌ای خفیف و اختلال هویت تجزیه‌ای نمونه‌ای شدید از تجزیه هشیاری هستند. هشیاری سطح بالا شامل فرآیندهای کنترل‌شده‌ای است که مستلزم تلاش جدی برای رسیدن به هدفی معین است، در حالی که حالات تغییریافته هشیاری بر اثر عواملی چون خستگی، دارو، ضربه، هیپنوتیزم و محرومیت حسی پدید می‌آیند. در نهایت، بررسی‌های تحولی نشان می‌دهد نوزادان از بدو تولد ترجیحات حسی خاصی دارند؛ آن‌ها صدای مادر را به سایر زنان ترجیح می‌دهند اما صدای پدر را بر دیگر مردان ترجیح نمی‌دهند. همچنین نوزادان در ابتدا نزدیک‌بین هستند، ولی دقت بینایی و توانایی تمرکز چشم آن‌ها در سن ۲ سالگی به حد بزرگسالان می‌رسد.

ویژگیواپس‌رانی فرویدیتجزیه هشیاری (ژانه)
منشاء ایجادهیجانی و دردناکشناختی و ساختاری
دسترسی به هشیاری
شدت پدیدههمواره شدیداز خفیف تا شدید

مثالی از ادراک نیمه‌هشیار، پدیده صف است؛ جایی که شما مشغول گفتگو با دوست خود هستید اما ناگهان با شنیدن نام خود از صف مجاور، توجهتان جلب می‌شود بدون اینکه قبلاً به آن مکالمه گوش داده باشید.

واژگان کلیدی

درون‌نگری
روش مورد استفاده روان‌شناسان اولیه برای بررسی هشیاری که در آن ذهن به صورت مستقیم مورد مطالعه قرار می‌گرفت.
وارسی
فرآیند پردازش و ارزیابی اطلاعات دریافتی از محیط توسط سیستم هشیاری.
خودکاری
خودپذیری پاسخ‌هایی که در ابتدا به توجه هشیارانه نیاز داشتند و با تمرین بدون تمرکز مستقیم انجام می‌شوند.
تجزیه هشیاری
حالتی که در آن برخی افکار و خاطره‌ها از تنه اصلی آگاهی جدا می‌شوند ولی برخلاف واپس‌رانی، همچنان در دسترس مستقیم هشیاری هستند.

اشتباه‌های رایج

  • روان‌شناسان اولیه برای بررسی هشیاری از روش پس‌نگری استفاده نمی‌کردند، بلکه روش درون‌نگری را به کار می‌بستند.
  • آغاز یا پایان دادن به فعالیت‌ها مربوط به بخش وارسی نیست، بلکه این کارکردها تحت عنوان کنترل خود و محیط دسته‌بندی می‌شوند.
  • محرک‌های ادراک‌نشده بی‌تاثیر نیستند؛ آن‌ها به صورت نیمه‌هشیار ثبت و ارزیابی شده و می‌توانند بر رفتار اثر بگذارند.
  • خیال‌بافی نمونه‌ای شدید از تجزیه نیست؛ بلکه نمونه‌ای خفیف بوده و اختلال هویت تجزیه‌ای نمونه شدیدتر آن است.
  • نوزادان صدای پدر خود را بر دیگر مردان ترجیح نمی‌دهند، بلکه فقط ترجیح صدای مادر بر دیگر زنان در آن‌ها مشاهده می‌شود.

جمع‌بندی این مفهوم

  • روان‌شناسان اولیه از درون‌نگری برای مطالعه هشیاری استفاده می‌کردند ولی رفتارگرایان روان‌شناسی را محدود به بررسی رفتارهای آشکار دانستند.
  • هشیاری دارای دو کارکرد وارسی (پردازش اطلاعات محیط) و کنترل خود و محیط (برنامه‌ریزی و هدایت رفتار) است.
  • محرک‌های ادراک‌نشده هشیارانه به صورت نیمه‌هشیار ثبت می‌شوند و مهارت‌های آموخته‌شده خودکار نیز در حیطه نیمه‌هشیار قرار می‌گیرند.
  • به باور فروید امیال ناهشیار واپس‌رانده از راه‌های غیرمستقیم بر بیداری اثر می‌گذارند، در حالی که در نظریه تجزیه ژانه افکار تجزیه‌شده مستقیماً در دسترس هشیاری هستند.
  • نوزادان صدای مادر را بر سایر زنان ترجیح می‌دهند و دقت بینایی آن‌ها در سن ۲ سالگی به سطح بزرگسالان می‌رسد.

نکتهٔ تکمیلی

پدیده کوکتل پارتی نمونه‌ای جالب از کارکرد فیلترینگ توجه در هشیاری است. فرض کنید در یک مهمانی شلوغ در حال گفتگو با دوست خود هستید و صداهای محیط را نادیده می‌گیرید. ناگهان کسی در طرف دیگر اتاق نام شما را تلفظ می‌کند و توجه شما بلافاصله جلب می‌شود. این پدیده نشان می‌دهد که ذهن ما محرک‌های محیطی را حتی در صورت عدم آگاهی هشیارانه، به صورت فعال پردازش و فیلتر می‌کند تا در صورت وجود اطلاعات مرتبط با بقا یا مسائل شخصی، آن‌ها را به سرعت وارد حیطه هشیاری سازد.

تنظیم زیستی و چرخه‌های خواب

ساعت زیستی و ریتم‌های شبانه‌روزی

نوسانات فیزیولوژیک دوره‌ای در بدن جانداران، از جمله مهاجرت فصلی پرندگان، چرخه ۲۸ روزه قاعدگی زنان و ریتم‌های شبانه‌روزی ۲۴ ساعته خواب و بیداری، همگی توسط ساعت‌های زیست‌شناختی بدن تنظیم می‌شوند. ریتم شبانه‌روزی خواب و بیداری مستقیماً تحت نظارت هسته بالای چلیپا در هیپوتالاموس قرار دارد. این ساختار کوچک با ثبت تغییرات نور محیط از طریق چشم، ترشح هورمون ملاتونین را هماهنگ می‌کند؛ روشنایی روز به هسته بالای چلیپا پیام می‌دهد تا ترشح این هورمون خواب‌آور را متوقف کند. بر اساس الگوی فرایند-متضاد ادگارد و دمنت، چرخه خواب و بیداری توسط دو نیروی متضاد هدایت می‌شود: اول، سائق خواب تعادل حیاتی که نیاز به خواب را در طول روز انباشته و افزایش می‌دهد؛ دوم، فرایند هشیارساز وابسته به ساعت زیستی. در طول روز، فرایند هشیارساز بر سائق خواب تسلط دارد و هشیاری ما را حفظ می‌کند.

ریتم‌های شبانه‌روزی توسط هسته بالای چلیپا در هیپوتالاموس تنظیم می‌شوند و قرار گرفتن در معرض روشنایی روز با توقف ترشح ملاتونین، بیداری را القا می‌کند.

مراحل خواب غیر REM و امواج الکتروفیزیولوژیک

خواب انسان شامل ۵ مرحله مجزا است که ۴ مرحله آن مربوط به خواب متعارف (N-REM) و یک مرحله مربوط به خواب متناقض (REM) است. هر چرخه کامل خواب حدود ۹۰ دقیقه طول می‌کشد. امواج مغزی در بیداری فعال با چشمان باز به صورت امواج بتا است، در حالی که در حالت آرمیدگی با چشمان بسته امواج منظم آلفا غالب می‌شوند. با ورود به مرحله اول خواب، نظم و دامنه امواج آلفا کاهش می‌یابد. مرحله دوم خواب سبک که حدود ۴۵ درصد از کل خواب شبانه را تشکیل می‌دهد، با دوک‌های خواب و افت‌وخیزهای ناگهانی موسوم به مجموعه‌های K با بسامد ۱۲ تا ۱۶ هرتز مشخص می‌شود. مراحل سوم و چهارم خواب عمیق با امواج کند دلتا (بسامد ۱ تا ۲ هرتز) همراه هستند و وجه تمایز اصلی این دو مرحله در میزان حضور امواج دلتا است. بیدار کردن فرد در مراحل ۳ و ۴ با صدای بلند بسیار دشوار است، اما او با محرک‌های شخصی مثل گریه کودک بیدار می‌شود. مراحل عمیق خواب عمدتاً در اوایل شب رخ داده و در نیمه دوم شب ناپدید می‌شوند.

شاخص مقایسهخواب متعارف (N-REM)خواب متناقض (REM)
سوخت‌وساز مغزکاهش ۲۵ تا ۳۰ درصدمشابه بیداری و بالا
حرکات عضلانی ارادیبسیار آرمیدهفلج کامل عضلات مخطط
ضربان قلب و تنفسکند و منظمتند و نامنظم
گزارش رؤیا پس از بیداریحدود ۵۰ درصد۱۰۰ درصد/همیشه

خواب REM، تفاوت‌های سنی و مواد شیمیایی

در خواب متناقض یا REM، مغز فعال است ولی عضلات ارادی به جز قلب، دیافراگم، ماهیچه‌های چشم و اندام‌های داخلی فلج می‌شوند. بیدارشدگان از خواب REM همیشه (۱۰۰ درصد) گزارش رؤیا می‌دهند. در یک جوان ۱۸ تا ۲۴ ساله با خواب شبانه ۸ ساعته، حدود ۶۰ دقیقه (شامل ۴ تا ۵ دوره ۱۵ دقیقه‌ای) به خواب REM اختصاص دارد. نوزادان بالاترین میزان خواب REM را در طول عمر خود تجربه می‌کنند و حدود ۵۰ درصد از کل خواب آن‌ها را تشکیل می‌دهد، در حالی که افراد مسن خواب عمیق مراحل ۳ و ۴ کوتاه‌تری دارند. از نظر شیمیایی، در مرحله چهار خواب عمیق، ترشح سروتونین، اپی‌نفرین و استیل‌کولین به حداقل می‌رسد. سروتونین خواب REM را سرکوب می‌کند، در حالی که انتقال‌دهنده‌های استیل‌کولین و نوراپی‌نفرین در خواب REM افزایش می‌یابند.

برای مثال، اگر نوزادی در شب ۱۶ ساعت بخوابد، حدود ۸ ساعت آن در مرحله خواب REM سپری می‌شود که این مقدار با افزایش سن به شدت کاهش می‌یابد.

واژگان کلیدی

هسته بالای چلیپا
ساختاری کوچک در هیپوتالاموس که با ثبت تغییرات نور، ریتم‌های شبانه‌روزی خواب و بیداری را تنظیم می‌کند.
ملاتونین
هورمونی خواب‌آور که ترشح آن با روشنایی روز متوقف شده و به القای خواب کمک می‌کند.
امواج بتا
امواج مغزی نامنظم و سریع که مشخصه بیداری فعال و تمرکز با چشمان باز هستند.
مجموعه‌های K
افت‌وخیزهای تندِ ناگهانی در دامنه امواج مغزی که از ویژگی‌های الکتروفیزیولوژیک مرحله دوم خواب سبک هستند.
خواب متناقض
مرحله‌ای از خواب با امواج مغزی فعال، فلج عضلانی و حرکات سریع چشم که بستر اصلی وقوع رؤیاها است.

اشتباه‌های رایج

  • تنظیم ریتم‌های شبانه‌روزی خواب و بیداری مستقیماً توسط تالاموس هدایت نمی‌شود، بلکه هیپوتالاموس و هسته بالای چلیپا این وظیفه را بر عهده دارند.
  • امواج آلفا نشان‌دهنده بیداری فعال نیستند؛ بلکه نمایانگر آرمیدگی با چشمان بسته هستند و امواج بتا نشان‌دهنده بیداری فعال می‌باشند.
  • بیدار کردن افراد در مراحل سوم و چهارم خواب با صدای بلند آسان‌تر نیست، بلکه بیداری با محرک‌های شخصی ساده‌تر رخ می‌دهد.
  • ضربان قلب و تنفس در خواب REM کاهش نمی‌یابد؛ عضلات ارادی فلج می‌شوند اما ضربان قلب و تنفس تندتر و نامنظم‌تر می‌شوند.
  • نوزادان زمان کمتری را در خواب REM نمی‌گذرانند؛ بلکه برعکس، حدود ۵۰ درصد از خواب آن‌ها در این مرحله سپری می‌شود که بالاترین میزان در طول عمر است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • ریتم‌های شبانه‌روزی خواب و بیداری توسط ساعت‌های زیستی بدن نظیر هسته بالای چلیپا در هیپوتالاموس تنظیم می‌شوند.
  • چرخه خواب از ۵ مرحله تشکیل شده که مراحل ۱ تا ۴ خواب غیر REM و مرحله ۵ خواب REM نام دارد و هر چرخه حدود ۹۰ دقیقه طول می‌کشد.
  • مرحله دوم خواب سبک با دوک‌های خواب و مجموعه‌های K مشخص شده و بیشترین سهم (حدود ۴۵ درصد) از کل خواب شبانه را به خود اختصاص می‌دهد.
  • خواب REM با مغز فعال و عضلات فلج‌شده مشخص می‌شود و بیدارشدگان از آن همواره گزارش خواب دیدن می‌دهند.
  • سطح انتقال‌دهنده‌های عصبی نظیر سروتونین در مرحله ۴ به حداقل می‌رسد و سروتونین خواب REM را سرکوب می‌کند.

نکتهٔ تکمیلی

اصطلاح «خواب متناقض» به این دلیل برای خواب REM انتخاب شده است که در این مرحله، نوار مغزی (EEG) فرد امواجی شبیه به زمان بیداری کامل را نشان می‌دهد و مغز از نظر سوخت‌وساز بسیار فعال است، در حالی که بدن در فلج عضلانی کامل به سر می‌برد. این ترکیب عجیب از مغز فعال در بدنی کاملاً بی‌حرکت، یکی از شگفتی‌های تکاملی است که از بازی کردن و واقعی کردن رؤیاها توسط بدن جلوگیری می‌کند تا فرد در حین خواب دیدن به خود یا دیگران آسیب نرساند.

اختلالات خواب و نظریه‌های رؤیا

تبیین اختلالات خواب و پدیده‌های شبانه

اختلالات خواب در مراحل مختلفی رخ می‌دهند. کابوس‌ها رؤیاهای ترسناکی هستند که در خواب REM پدید می‌آیند و اوج سن ابتلای کودکان به آن‌ها بین ۳ تا ۶ سالگی است. در مقابل، وحشت شبانه و خواب‌گردی در مراحل عمیق خواب غیر REM (مراحل ۳ و ۴) و در اوایل شب رخ می‌دهند. وحشت شبانه با برانگیختگی شدید فیزیولوژیک (تعریق، تند شدن ضربان قلب و فریاد) همراه است، درماندگی بیشتری ایجاد می‌کند، کمتر از کابوس شایع است و اوج آن در سنین ۵ تا ۷ سالگی است. خواب‌گردی نیز در خواب عمیق و اوایل شب رخ می‌دهد. پدیده حرف زدن در خواب بر خلاف سایر پدیده‌ها، در تمام مراحل خواب ممکن است رخ دهد. اختلال حمله خواب (نارکولپسی) هجوم ناگهانی رویدادهای مربوط به خواب REM در ساعات بیداری است. اختلال دیگر، وقفه تنفسی (آپنه خواب) است که ناشی از ناتوانی مغز در ارسال پیام به ماهیچه‌های تنفسی یا شل شدن بیش از حد ماهیچه‌های گلو است. برای این بیماران، قرص‌های خواب‌آور مانند دیازپام مرگ‌آفرین است زیرا بیداری اضطراری را سخت‌تر کرده و دوره بی‌اکسیژنی مغز را طولانی می‌کند.

کابوس در خواب REM رخ می‌دهد، در حالی که وحشت شبانه و خواب‌گردی در خواب عمیق N-REM (مراحل ۳ و ۴) شکل می‌گیرند و اوج سن شیوع متفاوتی دارند.

رویکردهای روان‌تحلیلی و شناختی به رؤیا

رویکردهای متفاوتی برای تحلیل محتوای رؤیا وجود دارد. زیگموند فروید رؤیا را شاهراه ورود به ناهشیار می‌دانست. از نظر او، امیال واپس‌رانده جنسی و پرخاشگری محتوای نهفته رؤیا را شکل می‌دهند. مأمور سانسور ذهن با تغییر شکل نمادین محتوای نهفته به محتوای آشکار (داستان ظاهری رؤیا)، فرد خفته را از احساس گناه یا اضطراب مصون می‌دارد. در مقابل، نظریه شناختی اوانز بیان می‌کند که در خواب REM، مغز از محرک‌های بیرونی فارغ می‌شود تا اطلاعات روزانه را اصلاح، سازماندهی و با حافظه تلفیق کند؛ رؤیاها شاخص سطحی این فرآیند پربار سازماندهی هستند. یادگیری تکالیف سخت و پیچیده در بیداری، به طور مستقیم خواب REM بعدی را به صورت جبرانی افزایش می‌دهد. اگرچه محرومیت طولانی از خواب REM خلل شدیدی در عملکرد روزانه عادی ایجاد نمی‌کند، اما این خواب فرآیند تحکیم حافظه را تسهیل می‌کند.

ویژگی مقایسهکابوس شبانهوحشت در خواب
مرحله خواب مربوطهخواب REMخواب عمیق N-REM
زمان وقوع در شببخش دوم شباوایل شب
برانگیختگی فیزیولوژیکخفیف تا متوسطبسیار شدید و حاد
سن اوج شیوع کودکان۳ تا ۶ سالگی۵ تا ۷ سالگی

رویکردهای عصب‌شناختی و شناختی معاصر

نظریه عصبی-زیستی کریک و میچی‌سون بر این باور است که خواب REM فرآیندی برای حذف و پاکسازی پیوندهای زاید و اطلاعات غیرضروری از شبکه حافظه است. از نظر آن‌ها، رؤیاها صرفاً پارازیت‌های تصادفی فاقد معانی پنهان یا نمادین هستند. هر دو نظریه اوانز و کریک-میچی‌سون برخلاف فروید، برای رؤیا غنای نمادین یا معنای پنهان قائل نیستند. در رویکردهای دیگر، هابسون رؤیا دیدن را حالتی شبیه به روان‌آشفتگی می‌دانست که ویژگی آن توهم تصویری، بی‌ثباتی مکان-زمان و یادزدودگی است؛ او معتقد است رؤیاها تعارضات را منعکس می‌کنند اما کارکرد حل تعارض ندارند، هرچند کارکرد حل مسئله دارند. در نهایت، نظریه پیوستگی دامهوف رؤیا را بازتابی شناختی از مشغله‌های ذهنی-هیجانی بیداری می‌داند و داشتن کارکرد حل مسئله را برای آن ناممکن می‌داند.

برای مثال، زمانی که یک دانشجو برای آزمونی سخت تلاش فراوان می‌کند، درصد خواب REM او در شب بعد افزایش می‌یابد تا مغز بتواند اطلاعات جدید را در حافظه سازماندهی کند.

واژگان کلیدی

کابوس
رؤیاهای اضطراب‌آور در مرحله خواب REM که یادآوری آن‌ها پس از بیداری آسان است.
وحشت شبانه
اختلالی در مراحل ۳ و ۴ خواب غیر REM همراه با فریاد، تعریق و برانگیختگی شدید فیزیولوژیک که فرد آن را به یاد نمی‌آورد.
نارکولپسی
اختلال حمله خواب که با هجوم ناگهانی رویدادهای خواب REM در بیداری مشخص می‌شود.
محتوای نهفته
امیال و تکانه‌های ناهشیار واپس‌رانده که محرک اصلی شکل‌گیری رؤیا در نظریه فروید هستند.
بازبین
سازوکار روانی در نظریه فروید که محتوای نهفته را به نمادهای محتوای آشکار تغییر می‌دهد تا مانع بیداری خفته شود.

اشتباه‌های رایج

  • وحشت شبانه و خواب‌گردی مربوط به خواب REM نیستند، بلکه در عمیق‌ترین مراحل خواب غیر REM (مراحل ۳ و ۴) در اوایل شب رخ می‌دهند.
  • سن اوج شیوع کابوس دیرتر از وحشت شبانه نیست؛ کابوس در ۳ تا ۶ سالگی و وحشت شبانه در ۵ تا ۷ سالگی به اوج می‌رسد.
  • حرف زدن در خواب فقط در خواب REM رخ نمی‌دهد، بلکه در تمامی مراحل خواب امکان وقوع دارد.
  • برای مبتلایان به آپنه خواب، استفاده از دیازپام بی‌خطر نیست؛ بلکه بسیار خطرناک است چون بیداری اضطراری را سرکوب می‌کند.
  • بر اساس نظریه فروید محتوای آشکار همان امیال واپس‌رانده نیست؛ امیال واپس‌رانده محتوای نهفته هستند و داستان نمادین خواب محتوای آشکار است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • کابوس‌ها در خواب REM رخ می‌دهند در حالی که وحشت شبانه و خواب‌گردی در اوایل شب و در مراحل عمیق خواب غیر REM پدید می‌آیند.
  • وقفه تنفسی در خواب یا آپنه به دلیل ناتوانی مغز در ارسال پیام‌های تنفسی یا شل شدن عضلات گلو رخ می‌دهد و مصرف قرص‌های خواب‌آور برای آن خطرناک است.
  • فروید خواب را شاهراه ناهشیار می‌دانست که در آن مأمور سانسور محتوای نهفته (امیال واپس‌رانده) را به محتوای آشکار (نمادین) تبدیل می‌کند.
  • نظریه‌های شناختی اوانز و عصب‌شناختی کریک-میچی‌سون برخلاف فروید، رؤیا را فاقد غنای نمادین می‌دانند و به سازماندهی یا پاکسازی اطلاعات در خواب REM اشاره دارند.
  • نظریه پیوستگی دامهوف خواب را بازتاب مشغله‌های بیداری می‌داند، در حالی که هابسون خواب دیدن را شبیه روان‌آشفتگی دانسته و برای آن کارکرد حل مسئله قائل است.

نکتهٔ تکمیلی

آپنه خواب یکی از شایع‌ترین علل اختلال خواب در جهان است که اغلب با خروپف‌های شدید همراه است. وقتی تنفس قطع می‌شود، سطح اکسیژن خون افت کرده و مغز مجبور است فرمان بیداری اضطراری صادر کند تا راه گلو باز شود. استفاده از قرص‌های خواب‌آور مانند دیازپام با مهار این فرمان حیاتی مغز، عملاً مکانیسم نجات‌بخش بدن را خاموش می‌کند؛ به همین دلیل شناخت این اختلال و اجتناب از خوددرمانی با داروهای آرام‌بخش برای این بیماران اهمیت حیاتی دارد.

هیپنوتیزم و مراقبه

تاریخچه، فرآیند و فیزیولوژی هیپنوتیزم

تاریخچه هیپنوتیزم به فریدریش مسمر بازمی‌گردد که با عبور دادن جریان مغناطیسی از بدن بیماران مشکلات آن‌ها را رفع می‌کرد؛ روشی که به مسمریسم شهرت یافت. هیپنوتیزم حالتی از هشیاری دگرگون است که در آن فرد بخشی از کنترل رفتاری خود را واگذار کرده و برای پذیرش تحریف در واقعیت آماده می‌شود. فرآیند هیپنوتیزم موفق دارای چهار مرحله است که نخستین مرحله آن، به حداقل رساندن حواس‌پرتی و ایجاد آرامش و راحتی کامل در فرد است. شیوه‌های القای هیپنوتیزم به دو دسته تقسیم می‌شوند: روش‌های متمرکز بر آرام‌سازی و روش‌های مبتنی بر افزایش تنش و هشیاری فعال (مانند رکاب زدن فعال بر روی دوچرخه ثابت). در جریان هیپنوتیزم، قابلیت برنامه‌ریزی ذهن فرد متوقف شده، توجه او گزینشی‌تر می‌شود و میزان تفکر واقعیت‌آزمایی وی کاهش می‌یابد. از نظر فیزیولوژیک، دستگاه الکتروانسفالوگرافی (EEG) در طول خواب هیپنوتیزمی، ثبت‌کننده امواج منظم آلفا در مغز است، نه امواج دلتا.

پدیده ناظر پنهان کشف هیلگارد است که به بخشی از ذهن هیپنوتیزم‌شده اشاره دارد که خارج از آگاهی عادی بوده و بر تجارب نظارت می‌کند.

پدیده‌های بالینی و ادراکی هیپنوتیزم

در هیپنوتیزم پدیده‌های ادراکی متفاوتی رخ می‌دهد. یادزدودگی پس‌هیپنوتیزمی حالتی است که در آن فرد وقایع حین هیپنوتیزم را موقتاً فراموش می‌کند، اما این خاطرات با دریافت علامتی مشخص از سوی هیپنوتیزم‌کننده قابل بازیابی هستند. پدیده‌های توهمی نیز به دو بخش تقسیم می‌شوند: توهم مثبت که شامل دیدن یا شنیدن چیزهایی است که در واقعیت وجود خارجی ندارند و توهم منفی که به معنی عدم ادراک محرک‌های واقعی موجود در محیط است. از توهم منفی و مهار ادراکی حاصل از آن می‌توان در کلینیک‌های درمانی برای کنترل، تسکین و متوقف ساختن دردهای شدید جسمانی استفاده بالینی مفیدی کرد.

نوع توهمتعریف ادراکیکاربرد بالینی اصلی
توهم مثبتدیدن یا شنیدن محرکی که در واقعیت وجود نداردتغییرات ادراکی تفننی یا آزمایشی
توهم منفیعدم ادراک محرکی که در واقعیت وجود داردمهار درد و تسکین دردهای شدید جسمی

مراقبه و آثار فیزیولوژیک آن

مراقبه فرآیندی است که دارای پنج سطح متوالی است و هدف غایی تمرینات آن، رسیدن به حالت ساماندهی تمرکز است که تجربه بی‌فکری، رهایی از ادراک و خود رها شده را به همراه دارد. روش‌های مراقبه به دو دسته اصلی تقسیم می‌شوند: اول، مراقبه متمرکز که در آن فرد ذهن خود را فعالانه بر روی یک شیء، تصویر، واژه یا اندیشه خاص متمرکز می‌سازد؛ دوم, مراقبه راهگشا که در آن شخص ذهن خود را کاملاً پاکسازی و پذیرا می‌کند تا آماده دریافت تجارب نو و محرک‌های تصادفی باشد. انجام منظم تمرینات مراقبه بر خلاف هیپنوتیزم و بیداری فعال، باعث کاهش برانگیختگی مخ و فیزیولوژیکی، کاهش سرعت تنفس و کاهش محسوس مصرف اکسیژن در بدن می‌شود.

یک نمونه کاربردی توهم منفی در دندان‌پزشکی است که بیمار هیپنوتیزم‌شده درد ناشی از مته دندان را احساس نمی‌کند زیرا ذهن او محرک واقعی درد را نادیده می‌گیرد.

واژگان کلیدی

مسمریسم
نظریه اولیه درمان با عبور دادن جریان مغناطیسی از بدن بیماران که توسط فریدریش مسمر مطرح شد و پایه هیپنوتیزم امروزی گردید.
یادزدودگی پس‌هیپنوتیزمی
فراموشی موقت وقایع رخ‌داده در طول هیپنوتیزم که با نشانه کلامی یا غیرکلامی هیپنوتیزم‌کننده برطرف می‌شود.
توهم منفی
عدم ادراک حسی محرکی که در واقعیت وجود فیزیکی دارد، مانند عدم احساس درد جسمی.
ناظر پنهان
بخشی از ذهن هیپنوتیزم‌شده طبق نظریه هیلگارد که خارج از آگاهی عادی قرار دارد و نظارتی کلی بر تجارب بیمار دارد.
ساماندهی تمرکز
هدف نهایی پنج سطح مراقبه که با رهایی از فکر، ادراک و خود مشخص می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • در هیپنوتیزم فرد تمام کنترل ارادی خود را حفظ نمی‌کند، بلکه بخشی از کنترل رفتار خود را واگذار کرده و تحریف واقعیت را می‌پذیرد.
  • اولین مرحله هیپنوتیزم تمرکز بر شیء تکراری نیست، بلکه به حداقل رساندن حواس‌پرتی و ایجاد راحتی کامل در فرد است.
  • شیوه‌های القای هیپنوتیزم فقط به روش‌های آرام‌سازی محدود نمی‌شود و شامل روش‌های فعال‌سازی حرکتی و افزایش تنش نیز می‌گردد.
  • در هیپنوتیزم عمیق امواج دلتا ثبت نمی‌شوند، بلکه امواج ثبت‌شده توسط دستگاه EEG امواج آلفا هستند.
  • در مراقبه متمرکز ذهن پاکسازی نمی‌شود؛ پاکسازی ذهن برای تجارب نو مربوط به مراقبه راهگشا است و مراقبه متمرکز بر روی یک موضوع خاص استوار است.
  • مراقبه مصرف اکسیژن را افزایش نمی‌دهد، بلکه باعث کاهش برانگیختگی مخ، کاهش تنفس و کاهش مصرف اکسیژن می‌شود.

جمع‌بندی این مفهوم

  • هیپنوتیزم با مسمریسم آغاز شد و حالتی است که در آن فرد بخشی از کنترل رفتاری خود را واگذار کرده و تحریف واقعیت را می‌پذیرد.
  • القای هیپنوتیزم شامل مراحل چهارگانه‌ای است که با آرامش شروع شده و می‌تواند از روش‌های آرام‌سازی یا افزایش تنش فعال استفاده کند.
  • امواج مغزی در خواب هیپنوتیزمی از نوع آلفا است و فرد ممکن است دچار پدیده‌هایی چون توهم مثبت، توهم منفی یا یادزدودگی شود.
  • مفهوم ناظر پنهان هیلگارد بیانگر بخشی از ذهن خارج از آگاهی فعال است که تجارب هیپنوتیزمی را نظارت می‌کند.
  • مراقبه با کاهش برانگیختگی فیزیولوژیک و مصرف اکسیژن همراه است و در دو نوع متمرکز (تمرکز روی شیء خاص) و راهگشا (پاکسازی کامل ذهن) انجام می‌شود.

نکتهٔ تکمیلی

یکی از کاربردهای شگفت‌انگیز هیپنوتیزم در حوزه پزشکی، «هیپنوآنستزی» یا بی‌حسی هیپنوتیزمی است. در مواردی که بیماران به داروهای بیهوشی شیمیایی حساسیت شدید دارند یا انجام عمل جراحی تحت بیهوشی عمومی برایشان بسیار پرخطر است، جراحان با همکاری یک هیپنوتیزم‌کننده ماهر، بیمار را وارد حالت توهم منفی شدید می‌کنند. در این حالت، مغز پیام‌های درد فیزیکی را دریافت می‌کند اما آن‌ها را پردازش و ادراک نمی‌کند، به طوری که جراحی‌های پیچیده‌ای مانند سزارین یا جراحی قلب بدون استفاده از داروهای بیهوشی سنتی و در کمال آرامش بیمار انجام شده است.

کندکننده‌ها و مواد افیونی

مفاهیم پایه اعتیاد و داروهای کندکننده

مواد روان‌گردان از طریق تغییر در میزان آزاد شدن یا مهار انتقال‌دهنده‌های عصبی در سیناپس‌ها، کارکرد مغز را تغییر می‌دهند. تشخیص بالینی وابستگی دارویی (اعتیاد) بر اساس سه مشخصه اصلی صورت می‌گیرد: تحمل دارویی (نیاز به افزایش دوز برای کسب اثر اولیه)، علائم ترک (واکنش‌های جسمی و روانی ناخوشایند پس از قطع مصرف) و احساس اجبار در مصرف. سوء مصرف دارو زمانی است که فرد با وجود پیامدهای خطرناک به مصرف ادامه می‌دهد بدون اینکه وابستگی کامل داشته باشد. وابستگی به دو صورت جسمی (نیاز فیزیکی برای جلوگیری از درد ترک) و روانی (اشتیاق مفرط هیجانی) بروز می‌کند. داروهای سرکوب‌کننده یا مضعف عملکرد سیستم عصبی مرکزی را کند می‌کنند. بنزودیازپین‌ها (مانند دیازپام و لورازپام) و باربیتورات‌ها (مانند فنوباربیتال و سکوباربیتال) در این طبقه جای دارند و پتانسیل اعتیادآوری بالایی دارند. بنزودیازپین‌ها با تسهیل عملکرد گابا، موجب باز شدن کانال‌های کلر و ورود کلر منفی (Cl-) به نورون‌ها می‌شوند. حلال‌های فرار و افشانه‌ها حاوی هیدروکربن‌ها و الکل‌های سمی هستند که اثر کندکننده دارند. الکل نیز تضعیف‌کننده‌ای است که برای تسکین دردهای شدید سرطانی و اسپاسم عضلانی کاربرد بالینی دارد. سوء مصرف الکل توسط مادر باردار باعث سندرم جنین الکلی می‌شود و اثر کوتاه‌مدت آن بر تعادل عضلانی، آتاکسی (ناهماهنگی حرکتی) نام دارد. غلظت الکل در خون از طریق دستگاه بازدم‌سنج الکل به طور معتبری سنجیده می‌شود. سه خانواده دارویی بنزودیازپین‌ها، باربیتورات‌ها و ضدافسردگی‌های سه حلقه‌ای شایع‌ترین داروهای اعتیادآور با مصارف بالینی تجویز شده هستند.

بنزودیازپین‌ها با تسهیل اثر انتقال‌دهنده عصبی گابا، سبب باز شدن کانال‌های کلر و ورود یون‌های منفی کلر به نورون‌های هدف و کاهش برانگیختگی می‌شوند.

مواد افیونی طبیعی و صنعتی

مواد افیونی از گیاه خشخاش استخراج می‌شوند یا به صورت صنعتی ساخته می‌شوند. تریاک خام‌ترین ماده افیونی است و معتادان در مراحل پیشرفته بیشتر برای پیشگیری از خماری و دردهای عضلانی ناشی از ترک آن را مصرف می‌کنند تا سرخوشی نخستین. هروئین و مورفین به علت تشابه ساختاری با آندورفین‌ها (پیک‌های طبیعی ضد درد بدن) به گیرنده‌های افیونی مغز می‌چسبند و درد را مهار می‌کنند. البته مصرف مستمر هروئین ترشح طبیعی آندورفین را به شدت کاهش می‌دهد. نشئگی هروئین بسیار کوتاه‌مدت‌تر از تریاک است و فرد سریع دچار خماری می‌شود. با این حال مصرف‌کننده هروئین پاسخ‌های ماهرانه به آزمون‌های چالاکی حرکتی می‌دهد و به ندرت بلافاصله پس از مصرف پرخاشگری نشان می‌دهد. در شروع مصرف مورفین (دوره ماه عسل)، استدلال منطقی از بین نمی‌رود بلکه با شور خلاقانه همراه می‌شود. سیستم طبیعی بدن حاوی موادی چون دی‌نورفین است که تا ۲۰۰ برابر مورفین قدرت دارد. متادون یک آگونیست افیونی است که با اتصال به گیرنده‌ها و ایجاد لذت ملایم، میل به مصرف هروئین را کاهش می‌دهد؛ اما عوارضی چون یبوست شدید، تاخیر در ادرار و اختلال کنترل پروستات دارد. کدئین نیز آگونیستی است که سرفه را مهار کرده و اسهال را کنترل می‌کند. ترامادول بازسازی مولکولی نارسئین است که ضددرد آن ضعیف‌تر از مورفین و پتیدین است و مصرف آن نباید بیش از ۲ هفته تجویز شود.

نوع داروی افیونیعملکرد در گیرندهویژگی یا کاربرد بالینی
آگونیست (metadonan/کدئین)تحریک گیرنده افیونیتسکین درد، مهار سرفه و کاهش ولع مصرف
آنتاگونیست (نالترکسون)مسدود کردن گیرندهجلوگیری از اتصال هروئین و قطع احساس لذت
ترامادول (مشتق نارسئین)آگونیست ضعیف‌ترضددرد متوسط با سقف تجویز ۲ هفته

استفاده از متادون در کلینیک‌های ترک اعتیاد نمونه‌ای از درمان آگونیستی است که به بیمار کمک می‌کند بدون خماری شدید، مصرف هروئین را کنار بگذارد.

واژگان کلیدی

تحمل دارویی
نیاز به افزایش تدریجی مقدار مصرف ماده روان‌گردان جهت کسب اثرات و لذت اولیه حاصل از مقادیر قبلی.
وابستگی جسمی
نیاز شدید فیزیکی بدن به دارو به دلیل انطباق زیستی، که قطع آن با علائم ناخوشایند ترک همراه است.
بنزودیازپین‌ها
دسته‌ای از داروهای کندکننده اعصاب مانند دیازپام که با تسهیل عملکرد گابا و ورود یون کلر به نورون، رخوت ایجاد می‌کنند.
آتاکسی
اختلال و ناهماهنگی حرکتی عضلانی ناشی از اثر سوء مواد کندکننده مانند الکل بر سیستم عصبی.
آگونیست افیونی
دارویی مانند متادون که با اتصال به گیرنده‌های افیونی مغز و شبیه‌سازی اثرات آن‌ها، میل به مصرف مواد را کاهش می‌دهد.
آنتاگونیست افیونی
دارویی مانند نالترکسون که گیرنده‌های افیونی را بدون ایجاد لذت مسدود کرده و مانع اثرگذاری مواد مخدر می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • تحمل دارویی با علائم ترک یکسان نیست؛ علائم ترک نشانه‌های ناخوشایند قطع مصرف است اما تحمل نیاز به دوز بیشتر برای اثر اولیه است.
  • سندرم جنین الکلی ناشی از مصرف الکل توسط پدر نیست؛ این سندرم صرفاً به دلیل مصرف الکل توسط مادر در دوران بارداری ایجاد می‌شود.
  • هروئین دوام و نشئگی طولانی‌تری نسبت به تریاک ندارد؛ بلکه ماندگاری هروئین بسیار کمتر است و مصرف‌کننده سریع‌تر دچار خماری می‌شود.
  • مصرف مستمر هروئین تولید آندورفین را افزایش نمی‌دهد، بلکه آن را به شدت کاهش داده و بدن را به منبع خارجی وابسته می‌کند.
  • قدرت ترامادول فراتر از مورفین نیست؛ بلکه در بررسی‌های بالینی ترامادول دارویی ضعیف‌تر از مورفین و پتیدین ارزیابی می‌شود.

جمع‌بندی این مفهوم

  • وابستگی دارویی با سه شاخص بالینی تحمل، علائم ترک و احساس اجبار مشخص می‌شود و مواد روان‌گردان بر سیناپس‌های مغزی اثر می‌گذارند.
  • بنزودیازپین‌ها و باربیتورات‌ها با باز کردن کانال‌های کلر منفی از طریق گیرنده گابا، عملکرد دستگاه عصبی را تضعیف می‌کنند.
  • الکل ماده‌ای کندکننده با کاربرد بالینی در تسکین درد سرطان است و سوء مصرف آن توسط مادر موجب سندرم جنین الکلی و آتاکسی نوزاد می‌شود.
  • هروئین و مورفین با تقلید از آندورفین‌های طبیعی بدن مانند دی‌نورفین (با قدرت ۲۰۰ برابر مورفین) به گیرنده‌های افیونی متصل می‌شوند.
  • برای درمان اعتیاد از آگونیست‌ها (مانند متادون جهت ایجاد لذت خفیف و مهار سرفه/اسهال) و آنتاگونیست‌ها (مانند نالترکسون جهت مسدودسازی گیرنده‌ها) استفاده می‌شود.

نکتهٔ تکمیلی

کشف گیرنده‌های افیونی در مغز انسان در دهه ۱۹۷۰ میلادی یکی از بزرگترین دستاوردهای روان‌پزشکی زیستی بود. دانشمندان متوجه شدند که مغز ما به طور طبیعی گیرنده‌های اختصاصی برای مواد استخراج شده از گیاه خشخاش دارد. این سوال مطرح شد که چرا مغز باید پذیرای تریاک باشد؟ پاسخ به این سوال منجر به کشف مسکن‌های طبیعی بدن یعنی «آندورفین‌ها» (مورفین درونی) شد. موادی مانند دی‌نورفین که در مواقع آسیب‌های شدید جسمی ترشح می‌شوند، سیستم دفاعی بدن برای مسدود کردن پیام‌های درد هستند؛ سیستمی که با مصرف مداوم مواد مخدر خارجی، تنبل شده و تولید طبیعی خود را متوقف می‌کند.

محرک‌ها، توهم‌زاها و شاهدانه

محرک‌های طبیعی و صنعتی

داروهای محرک هشیاری کلی، برانگیختگی و گوش‌به‌زنگی را افزایش می‌دهند. کافئین و نیکوتین فاقد مصرف پزشکی بوده، اما آمفتامین و کوکائین کاربرد پزشکی دارند. کوکائین محرکی طبیعی از برگ‌های گیاه کوکا است. اثرات آن بسیار سریع، لذت‌بخش و کوتاه‌مدت است و بعد از آن افسردگی شدید رخ می‌دهد. کوکائین با مسدود کردن بازگیری سه پیام‌رسان دوپامین، سروتونین و نوراپی‌نفرین در سیناپس اثر گذاشته و بر استیل‌کولین بی‌تاثیر است. عوارض کوتاه‌مدت آن شامل انقباض عروق، گشادی مردمک، افزایش ضربان قلب و فشار خون است. شلیک خودبه‌خودی نورون‌های حسی موجب توهماتی چون احساس خزیدن حشرات زیر پوست یا بارش برف نوری می‌شود. آمفتامین‌ها محرک‌های صنعتی هستند و مصرف درازمدت آن‌ها علائم اسکیزوفرنی حاد (هذیان و توهم) ایجاد می‌کند. شیشه یا کریستال از مشتقات آمفتامین است که سابقه مصرف آن به جنگ جهانی دوم برای رفع خستگی سربازان بازمی‌گردد. اکستازی (MDMA) حاصل تغییر ساختاری آمفتامین بوده و خطر وابستگی جسمی و روانی متوسط دارد. مت‌آمفتامین نیز وابستگی روانی بسیار شدید ایجاد می‌کند ولی در دوزهای کم برای درمان بیش‌فعالی (ADHD) و نارکولپسی کاربرد دارد. کراک رایج در ایران برخلاف کراک غربی (حاصل از کوکائین)، از تصفیه هروئین به دست آمده و بسیار اعتیادآور است؛ به طوری که ۳ بار مصرف آن اعتیاد حتمی ایجاد کرده و سرخوشی آن تنها ۵ تا ۷ دقیقه دوام دارد و فرد باید هر ۴ ساعت مصرف را تکرار کند. مخرب بودن مواد صنعتی مثل شیشه و کراک روی مغز ۱۱۰ تا ۱۴۰ برابر تریاک و هروئین است.

کوکائین با مهار بازگیری دوپامین، نوراپی‌نفرین و سروتونین در پایانه پیش‌سیناپسی، باعث تجمع این مواد در سیناپس و ایجاد هیجان و وابستگی شدید می‌شود.

توهم‌زاها و مشتقات شاهدانه

داروهای توهم‌زا ادراک‌ها را دگرگون می‌کنند. ویژگی آن‌ها ایجاد تحمل بسیار سریع (پس از ۳ تا ۴ روز مصرف مداوم) و عدم بروز علائم جسمی ترک است، ولی با قطع مصرف، آشفتگی‌های روانی بسیار شدیدی رخ می‌دهد. توهم‌زاها با تاثیر بر گیرنده‌های سروتونین عمل می‌کنند و ربطی به دوپامین ندارند. ال‌اس‌دی (LSD) نیمه‌عمری حدود ۲ ساعت دارد و متابولیت‌های آن فاقد اثر روان‌گردان هستند، هرچند اثرات رفتاری آن تا ۱۲ ساعت دوام دارد. قهقهه‌های ناگهانی از علائم فیزیکی اولیه آن است. اثرات آن شامل حس‌آمیزی (صداها را دیدن یا رنگ‌ها را شنیدن)، پدیده بازگشت (تجربه مجدد توهم بدون مصرف پس از ماه‌ها) و سفر بد (اضطراب شدید ناشی از تصور ابدی بودن توهم) است. مسکالین توهم‌زایی است که از تاج کاکتوس بدون خار پیوت به دست می‌آید و اشتها را کاهش می‌دهد ولی توهم واقعی کمی ایجاد می‌کند. پی‌سی‌پی (PCP) یا هوشیاربر تجزیه‌زا ابتدا به عنوان داروی بیهوشی ساخته شد اما اکنون ممنوع است و دوزهای بالای آن موجب خشونت شدید و مرگ می‌شود. ماری‌جوانا برخلاف ال‌اس‌دی مصارف پزشکی مثل درمان آب سیاه چشم دارد ولی با تداخل در حافظه کوتاه‌مدت، یادگیری را مختل می‌کند. حشیش قوی‌ترین فرآورده شاهدانه است که از صمغ برگ‌ها به دست می‌آید. ماده فعال THC با تخریب سیستم آندورفینی طبیعی مغز (مانند دی‌نورفین)، اعتیاد جسمی ایجاد می‌کند. مصرف حشیش به صورت تدخین آثار سریعی دارد (مدت اثر ۳ تا ۴ ساعت) ولی مصرف خوراکی آن دیرتر شروع شده و تا ۲۴ ساعت ادامه می‌یابد.

ماده روان‌گردانپایه طبیعی استخراجمکانیسم زیست‌شیمیایی اصلی
کوکائینبرگ‌های گیاه کوکامهار بازگیری دوپامین، سروتونین و نوراپی‌نفرین
مسکالینکاکتوس بدون خار پیوتکاهش اشتها و دگرگونی ادراکی بینایی-شنوایی
حشیش و ماری‌جواناگیاه شاهدانه (ماده THC)تاثیر بر سیستم طبیعی ضد درد و گیرنده‌های شبه‌افیونی

پدیده حس‌آمیزی ناشی از ال‌اس‌دی مانند زمانی است که فرد با شنیدن یک نت موسیقی، رنگ آبی تند را در فضای اتاق مشاهده می‌کند.

واژگان کلیدی

کوکائین
محرک طبیعی استخراج شده از برگ‌های کوکا که با مهار بازگیری دوپامین، سروتونین و نوراپی‌نفرین باعث افزایش شدید هشیاری می‌شود.
حشرات کوکائین
توهم حسی خزیدن حشرات زیر پوست ناشی از شلیک خودبه‌خودی نورون‌های حسی در اثر مصرف کوکائین.
حس‌آمیزی
تداخل ادراک حواس پنج‌گانه ناشی از مصرف ال‌اس‌دی که در آن فرد صداها را می‌بیند یا رنگ‌ها را می‌شنود.
پدیده بازگشت
تجربه مجدد علائم توهم و خطاهای ادراکی ال‌اس‌دی مدت‌ها پس از قطع مصرف و بدون مصرف مجدد آن.
هوشیاربر تجزیه‌زا
طبقه دارویی پی‌سی‌پی (PCP) که در ابتدا برای بیهوشی ساخته شد اما به دلیل ایجاد توهم و رفتارهای خشونت‌آمیز ممنوع گردید.

اشتباه‌های رایج

  • کوکائین و آمفتامین توهم‌زاند؛ این یک باور نادرست است زیرا این مواد محرک هستند و ال‌اس‌دی یک داروی توهم‌زا است.
  • کوکائین فقط بازگیری دوپامین را مهار می‌کند، بلکه بازگیری سروتونین و نوراپی‌نفرین را نیز متوقف می‌سازد ولی روی استیل‌کولین بی‌‌تاثیر است.
  • کراک ایرانی مانند کراک غربی از کوکائین به دست می‌آید؛ کراک غربی از کوکائین است ولی کراک ایرانی از تصفیه هروئین تولید می‌شود و بسیار اعتیادآور است.
  • داروی ال‌اس‌دی دارای نیمه‌عمر طولانی نیست؛ نیمه‌عمر آن تنها ۲ ساعت است و متابولیت‌های آن فاقد اثر روان‌گردان هستند، هرچند اثرات رفتاری آن ۱۲ ساعت طول می‌کشد.
  • حشیش و ماری‌جوانا اعتیاد جسمی ندارند؛ این یک باور غلط است، زیرا تتراهیدروکانابینول (THC) سیستم ضد درد مغز را تخریب کرده و اعتیاد جسمی ایجاد می‌کند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • محرک‌ها مانند کوکائین و آمفتامین برانگیختگی را افزایش می‌دهند؛ کوکائین بازگیری دوپامین، سروتونین و نوراپی‌نفرین را مهار کرده و توهمات حسی پوستی ایجاد می‌کند.
  • آمفتامین‌ها و مشتقاتشان مانند شیشه (سابقه از جنگ جهانی دوم)، مت‌آمفتامین و اکستازی با پتانسیل بالای وابستگی روانی همراه بوده و نشانه‌های شبه‌اسکیزوفرنی ایجاد می‌کنند.
  • کراک رایج در ایران از تصفیه هروئین حاصل شده، سرعت اعتیادآوری فوق‌العاده بالایی دارد و تخریب مغزی آن ۱۱۰ تا ۱۴۰ برابر تریاک است.
  • توهم‌زاها نظیر ال‌اس‌دی و مسکالین با مسدود کردن گیرنده‌های سروتونین تحمل سریعی ایجاد می‌کنند و اثراتی چون حس‌آمیزی، قهقهه و پدیده بازگشت دارند.
  • حشیش و ماری‌جوانا از گیاه شاهدانه به دست می‌آیند و ماری‌جوانا مصرف پزشکی (درمان آب سیاه) دارد اما حشیش سیستم آندورفینی بدن را تخریب کرده و یادگیری را مختل می‌کند.

نکتهٔ تکمیلی

پدیده حس‌آمیزی یا سینستزیا که با مصرف ال‌اس‌دی به اوج می‌رسد، یکی از عجیب‌ترین شیوه‌های پردازش مغزی است. در مغز انسان، نواحی مربوط به پردازش بینایی، شنوایی و سایر حواس به طور معمول مجزا عمل می‌کنند. اما تحت تأثیر مواد توهم‌زا، این مرزهای حسی از بین می‌روند و نوعی «نشت اطلاعات» بین نواحی مختلف مغز رخ می‌دهد. به همین دلیل فرد ممکن است با شنیدن یک ملودی پیانو، فوراً خطوط مارپیچ رنگی را ببیند، یا با دیدن رنگ قرمز، طعم خاصی را روی زبان خود احساس کند؛ تجربه‌ای که نشان می‌دهد ادراک عادی ما از واقعیت تا چه حد به عملکرد دقیق و تفکیک‌شده نورون‌ها بستگی دارد.

خلاصهٔ درس

هشیاری چیست و چه لایه‌هایی دارد؟

Psychology · Consciousness

ماهیت هشیاری و سطوح آگاهی

  • هشیاری = آگاهی از محرک‌های بیرونی و درونی
  • دو کارکرد: وارسی (پردازش اطلاعات) و کنترل خود و محیط
  • نیمه‌هشیار ← محرک‌های نادیده‌گرفته‌شده همچنان ثبت و ارزیابی می‌شوند
  • تجزیه (ژانه): افکار جداشده برخلاف واپس‌رانی مستقیماً در دسترس آگاهی‌اند
  • خودکاری ← رفتار مکرر دیگر نیاز به توجه هشیارانه ندارد
درون‌نگری (Introspection)
روش روان‌شناسان اولیه برای مطالعه مستقیم ذهن

نکته: پدیده کوکتل‌پارتی: در مهمانی شلوغ نام خود را از صف مجاور می‌شنوید؛ ذهن همه صداها را بی‌صدا پالایش می‌کند.

ساعت زیستی و مراحل خواب

  • هسته بالای چلیپا (هیپوتالاموس) ریتم شبانه‌روزی را کنترل می‌کند
  • روشنایی ← توقف ملاتونین ← بیداری؛ تاریکی ← ترشح ملاتونین ← خواب
  • ۵ مرحله خواب؛ هر چرخه ۹۰ دقیقه؛ مرحله ۲ بیشترین سهم (~۴۵٪)
  • خواب REM: مغز فعال، عضلات ارادی فلج، همیشه (۱۰۰٪) رؤیا گزارش می‌شود
  • امواج: بتا (بیداری فعال) ← آلفا (آرمیدگی) ← دلتا (خواب عمیق)
خواب متناقض (REM)
مرحله‌ای با مغز فعال و بدن فلج؛ بستر اصلی رؤیا

نکته: نوزادان ۵۰٪ از خوابشان REM است؛ این نسبت با افزایش سن به شدت کاهش می‌یابد.

اختلالات خواب و نظریه‌های رؤیا

  • کابوس ← در خواب REM؛ اوج سن: ۳ تا ۶ سالگی
  • وحشت شبانه و خواب‌گردی ← مراحل ۳ و ۴ (اوایل شب)؛ اوج: ۵ تا ۷ سالگی
  • آپنه خواب: دیازپام مرگ‌آفرین است (بیداری اضطراری را مهار می‌کند)
  • فروید: محتوای نهفته (امیال واپس‌رانده) → محتوای آشکار (نمادین)
  • اوانز: REM برای سازماندهی حافظه؛ کریک-میچی‌سون: پاکسازی اطلاعات زاید
نارکولپسی (Narcolepsy)
هجوم ناگهانی رویدادهای خواب REM در ساعات بیداری

نکته: حرف زدن در خواب تنها پدیده‌ای است که در تمام مراحل خواب (REM و غیر REM) رخ می‌دهد.

هیپنوتیزم و مراقبه

  • هیپنوتیزم ← بخشی از کنترل رفتاری واگذار می‌شود؛ آغازگر: مسمریسم
  • EEG در هیپنوتیزم: امواج آلفا (نه دلتا)؛ تفکر واقعیت‌آزمایی کاهش می‌یابد
  • توهم منفی ← عدم ادراک درد واقعی؛ کاربرد در کنترل دردهای شدید
  • ناظر پنهان (هیلگارد) ← بخشی از ذهن خارج از آگاهی که نظارت می‌کند
  • مراقبه ← کاهش برانگیختگی، کاهش مصرف اکسیژن و کند شدن تنفس
توهم منفی
عدم ادراک محرک واقعی موجود؛ کاربرد: تسکین دردهای جسمی

نکته: مراقبه متمرکز ذهن را روی یک شیء خاص تثبیت می‌کند؛ مراقبه راهگشا ذهن را کاملاً پاکسازی و پذیرا می‌سازد.

مواد روان‌گردان: انواع و مکانیسم

  • کندکننده‌ها (دیازپام، الکل): گابا ← کانال کلر باز ← کاهش برانگیختگی
  • مواد افیونی (هروئین، مورفین): تقلید از آندورفین ← اتصال به گیرنده‌های افیونی
  • کوکائین: مهار بازگیری دوپامین + سروتونین + نوراپی‌نفرین (استیل‌کولین: بی‌تأثیر)
  • توهم‌زاها (ال‌اس‌دی): گیرنده سروتونین؛ حس‌آمیزی، بازگشت، تحمل سریع (۳-۴ روز)
  • حشیش: THC ← تخریب سیستم آندورفینی؛ اختلال حافظه کوتاه‌مدت
آتاکسی (Ataxia)
ناهماهنگی حرکتی عضلانی؛ اثر کوتاه‌مدت مصرف الکل

نکته: کراک ایرانی از تصفیه هروئین است (نه کوکائین)؛ ۳ بار مصرف اعتیاد حتمی می‌آورد.

نکات کلیدی آزمون

  • وارسی = پردازش اطلاعات محیط؛ کنترل = برنامه‌ریزی و آغاز رفتار (یکی نگیرید)
  • تجزیه هشیاری ← افکار در دسترس‌اند؛ واپس‌رانی فروید ← مستقیماً در دسترس نیستند
  • کابوس (REM، ۳-۶ سال) ≠ وحشت شبانه (عمیق N-REM، ۵-۷ سال)
  • امواج آلفا = آرمیدگی با چشم بسته؛ امواج بتا = بیداری فعال (نه برعکس)
  • نوزادان صدای مادر را ترجیح می‌دهند؛ صدای پدر را بر دیگر مردان ترجیح نمی‌دهند
  • ال‌اس‌دی: نیمه‌عمر ۲ ساعت ولی اثر رفتاری تا ۱۲ ساعت ادامه دارد

یک تست از این درس

خودت را بسنج

در ارتباط با مفاهیم بالینی روانکاوی کلاسیک شامل انتقال، مقاومت و رؤیا، کدام گزاره درست است؟

  1. تداعی آزاد زمانی ابداع شد که فروید نقص روش پالایشگرانه را دریافت، فروید واپس‌زنی را مهم‌ترین دفاع ذهن می‌دانست، و روانکاو تعبیر رؤیا را صرفاً بر اساس محتوای آشکار استوار می‌کند.
  2. فروید وجود انتقال و مقاومت را برای تحلیلی نامیدن درمان لازم می‌دانست، مقاومت مراجع نشان‌دهنده ناتوانی مطلق او در پاسخ‌دهی به درمان است، و اساس روانکاوی بر واپس‌روی استوار می‌باشد.
  3. پدیده انتقال بازآفرینی روابط تعارضی گذشته با والدین است، اختلال اضطراب تعمیم‌یافته با نابودی دفاع‌ها پدید می‌آید، و فرآیند بینش‌یابی به درمان‌جو کمک می‌کند تا راه‌حل‌های پخته‌تری بیابد.
  4. روان‌درمانی تحلیلی برخلاف روانکاوی سنتی مستقل از تمرکز بر ناخودآگاه بیمار است، رویداد اضطراب است که موجب بروز دفاع‌ها می‌شود، و هدف روانکاوی انتقال مواد ناهشیار به آگاهی هشیار می‌باشد.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۳

در پدیده انتقال، درمان‌جو احساسات و تعارضات گذشته با والدین را مجدداً نسبت به روانکاو تجربه می‌کند. فروید باور داشت اختلال اضطراب تعمیم‌یافته مستقیماً در اثر نابودی مکانیسم‌های دفاعی فرد پدید می‌آید. فرآیند دشوار بینش‌یابی نیز به بیمار کمک می‌کند راه‌حل‌های پخته‌تر و کارآمدتری را برای تعارضات کهنه جایگزین رفتارهای کودکی کند، پس گزینه سوم درست است. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه اول: روانکاو معنای رؤیا را هم از خود محتوای رؤیا و هم از تداعی‌های مراجع نسبت به آن رؤیا تعبیر می‌کند، نه صرفاً محتوای آشکار. گزینه دوم: مقاومت نشانه وجود یک مشکل عمیق پنهانی و نزدیک شدن به ریشه تعارض است و نباید به عنوان ناتوانی مطلق بیمار در پاسخ‌دهی قلمداد شود. گزینه چهارم: هر دو رویکرد روانکاوی و روان‌درمانی تحلیلی مبتنی بر نظریه فروید هستند و مستلزم تمرکز بر ناخودآگاه بیمار در رابطه با بالینگر می‌باشند.

درس‌های دیگر این بخش · روانشناسی عمومی