روانشناسی شناختی و پردازش اطلاعات
ماهیت روانشناسی شناختی
روانشناسی شناختی رویکردی است که رفتار مشهود انسان را از طریق فرایندها و ساختارهای ذهنی نامشهود تبیین میکند. بر خلاف رفتارگرایی که تبیین رفتار را صرفاً به محرکها و پاسخهای مشهود محدود میکرد، انقلاب شناختی اهمیت بسزایی برای فرایندهای درونی مانند ادراک، حافظه، تفکر، و زبان قائل شد. ورود کامپیوتر به دنیای علم نیز نقش مهمی داشت: همانندسازی کارکرد ذهن با سختافزار و نرمافزار کامپیوتر، الگوی پردازش اطلاعات را شکل داد و به روانشناسان ابزار مفهومی برای مطالعه ذهن بخشید.
روانشناسی شناختی رفتار را از طریق فرایندهای ذهنی نامشهود تبیین میکند — انقلابی در برابر رفتارگرایی که به الگوی پردازش اطلاعات انجامید.
اجزای تفکر: دیدگاه استرنبرگ
استرنبرگ در دیدگاه پردازش اطلاعات خود معتقد است که تفکر و رفتار هوشمندانه از سه جزء اساسی تشکیل شده است: فرامؤلفه (فراشناخت — اندیشیدن درباره اندیشیدن)، مؤلفه عملکرد (اجرای واقعی وظایف)، و مؤلفههای کسب دانش (آموختن اطلاعات جدید). فراشناخت در این چارچوب اهمیت ویژهای دارد: فرایند اندیشیدن درباره خود فرایند اندیشیدن را فراشناخت مینامند.
انواع تفکر: تصویری در برابر کلامی
تفکر انسان به انواع مختلفی تقسیم میشود. تفکر تجسمی (تصویری) به جای کلمات، با انگارهها و تصویرهای ذهنی — بهویژه تصویرهای بصری — کار میکند. این تفکر ارتباطی به قضایای ذهنی کلامی صرف یا مفاهیم انتزاعی از پیش طبقهبندیشده ندارد.
یک معمار هنگام طراحی ساختمان، اغلب با تصویرهای ذهنی سهبعدی کار میکند — این تفکر تجسمی است. اما هنگامی که قوانین ایمنی ساختمان را در ذهن مرور میکند، تفکر کلامی-مفهومی فعال است.
واژگان کلیدی
- روانشناسی شناختی
- رویکردی در روانشناسی که رفتار مشهود را از طریق فرایندها و ساختارهای ذهنی نامشهود تبیین میکند.
- پردازش اطلاعات
- الگویی که ذهن را به مثابه یک دستگاه پردازنده میبیند و با الهام از کامپیوتر، فرایندهای شناختی را مدلسازی میکند.
- فراشناخت
- فرایند اندیشیدن درباره خود فرایند اندیشیدن؛ یکی از اجزای اصلی تفکر در دیدگاه استرنبرگ.
- تفکر تجسمی
- نوعی از تفکر که با انگارهها و تصویرهای ذهنی — بهویژه تصویرهای بصری — کار میکند، نه با کلمات.
اشتباههای رایج
- انقلاب شناختی به اشتباه در ادامه رفتارگرایی پنداشته میشود؛ در واقع در مخالفت با رفتارگرایی شکل گرفت و فرایندهای ذهنی درونی را مهم دانست.
- تفکر تجسمی به اشتباه با مفاهیم کلامی انتزاعی یکی پنداشته میشود؛ تفکر تجسمی با تصویرهای ذهنی، نه کلمات، کار میکند.
- فراشناخت تنها با مؤلفه عملکرد یکی دانسته میشود؛ فراشناخت دقیقاً مربوط به فرامؤلفه در مدل استرنبرگ است.
جمعبندی این مفهوم
- روانشناسی شناختی رفتار را از طریق فرایندهای ذهنی نامشهود — نه صرفاً محرک و پاسخ — تبیین میکند.
- ورود کامپیوتر به علم، الگوی پردازش اطلاعات را برای مطالعه ذهن پدید آورد.
- استرنبرگ تفکر را از سه جزء فرامؤلفه، مؤلفه عملکرد و مؤلفه کسب دانش میداند.
- فراشناخت یعنی اندیشیدن درباره خود فرایند اندیشیدن.
- تفکر تجسمی با تصویرهای ذهنی کار میکند، نه با قضایای کلامی انتزاعی.
نکتهٔ تکمیلی
آلن تورینگ پیش از اینکه روانشناسان شناختی الگوی پردازش اطلاعات را توسعه دهند، در سال ۱۹۵۰ «آزمون تورینگ» را پیشنهاد داد: اگر ماشینی بتواند در مکالمه از انسان تشخیص داده نشود، هوشمند است. این پیشنهاد مستقیماً ذهن انسان را به عنوان یک پردازنده اطلاعات تصور کرد و الهامبخش دههها پژوهش شناختی شد.