تعریف روانشناسی و ریشههای فلسفی آن
ریشههای فلسفی و زیستی
ریشههای تاریخی روانشناسی به فلاسفه باستان و مباحث فیزیولوژیک بازمیگردد. بقراط، پدر علم پزشکی، جهتگیری رفتارشناسی را به مباحث فیزیولوژی کشاند و معتقد بود ساختارهای فیزیولوژیکی در بروز رفتار با اهمیت هستند. بعدها در قرن هفدهم، رنه دکارت با مطرح کردن این دیدگاه که بدن انسان مانند یک ماشین است، زمینهساز تحلیلهای مکانیکی از ذهن شد؛ دیدگاهی که بعدها سرآغاز رویکرد پردازش اطلاعات گردید.مناقشه طبیعت در برابر تربیت
یکی از طولانیترین بحثهای علمی در روانشناسی، مناقشه طبیعت در برابر تربیت است. در این مناقشه، مفهوم «طبیعت» معادل دیدگاه فطرینگری و مفهوم «تربیت» معادل دیدگاه تجربهگرایی قرار میگیرد.در مناقشه طبیعت-تربیت، طبیعت معادل دیدگاه فطرینگری (نقش وراثت و ژنتیک) و تربیت معادل تجربهگرایی (نقش محیط و یادگیری) تلقی میشود.
| ویژگی | فطرینگری (طبیعت) | تجربهگرایی (تربیت) |
|---|---|---|
| موضع ذهن نوزاد | دارای دانش فطری | لوح سفید و خالی |
| منشأ دانش بشر | دروننگری و استدلال | حواس و تعامل محیط |
| چهرههای شاخص | افلاطون، دکارت، کانت | جان لاک، دیوید هیوم |
واژگان کلیدی
- روانشناسی
- علم مطالعه علمی رفتار (فعالیتهای قابل مشاهده مستقیم) و فرایندهای ذهنی (پدیدههای درونی غیرقابل مشاهده مستقیم).
- فطرینگری (Nativism)
- دیدگاهی فلسفی مبنی بر اینکه انسانها با دانش و تواناییهای ادراکی ذاتی متولد میشوند.
- لوح سفید (Tabula Rasa)
- نظریه جان لاک که ذهن نوزاد را در بدو تولد فاقد هرگونه دانش اولیه و آماده پذیرش تجربههای محیطی میدانست.
- تداعیگرایی (Associationism)
- مکتبی که اندیشههای ذهن را حاصل قوانین پیوندها، مجاورتها و مشابهتهای ناشی از دادههای حسی میداند.
اشتباههای رایج
- اشتباه در یکسان فرض کردن مفهوم طبیعت با تجربهگرایی؛ طبیعت معادل فطرینگری و تربیت معادل تجربهگرایی است.
- باور نادرست به اینکه روشهای علمی روانشناسی اتفاقی و غیرقابل تکرار هستند، در حالی که کاملاً نظاممند و آزمونپذیرند.
- تصور اینکه بقراط ساختارهای فیزیولوژیک را در رفتار بیتأثیر میدانست؛ او بر اهمیت این ساختارها تأکید زیادی داشت.
- اعتقاد غلط به اینکه تداعیگرایان وجود اندیشههای فطری را قبول داشتند؛ آنها قدرت ذهن را صرفاً حاصل تجربههای محیطی میدانستند.
جمعبندی این مفهوم
- روانشناسی به بررسی علمی و نظاممند رفتار عینی و فرایندهای ذهنی ذهنی میپردازد.
- بقراط با تأکید بر ساختارهای فیزیولوژیک و دکارت با تشبیه بدن به ماشین، مسیر علمی شدن روانشناسی را هموار کردند.
- دیدگاه فطرینگری بر دانش موروثی و درونی تکیه دارد و افلاطون، کانت و دکارت از مدافعان آن هستند.
- دیدگاه تجربهگرایی به رهبری جان لاک، ذهن را لوحی سفید میداند که دانش آن از طریق حواس و تعامل با محیط کسب میشود.
- مناقشه طبیعت در برابر تربیت و قوانین تداعیگرایی، پایهگذار مکاتب و رویکردهای بعدی در روانشناسی علمی شدند.
نکتهٔ تکمیلی
جالب است بدانید ایده «لوح سفید» جان لاک تأثیر شگرفی بر سیستمهای آموزشی جهان گذاشت. او معتقد بود از آنجا که ذهن نوزاد خالی است، مربیان و معلمان میتوانند با طراحی درست محیط آموزشی، هر شخصیتی را در کودک پرورش دهند. این ایده انقلابی، باورهای سنتی دوران خود را که طبقه اجتماعی یا خصلتهای اخلاقی را کاملاً ارثی و غیرقابل تغییر میدانستند، به شدت به چالش کشید و راه را برای دموکراتیکتر شدن آموزش باز کرد.