مبانی انگیزش، نیاز و سائق
انگیزش یکی از مفاهیم کلیدی و محوری در روانشناسی است که به بررسی علل و چرایی رفتارهای موجودات زنده میپردازد. انگیزش به عنوان حالتی تعریف میشود که به رفتار نیرو و جهت میدهد و انسان آن را به صورت یک میل آگاهانه تجربه میکند. این میل آگاهانه میتواند مانند تمایل به نوشیدن آب در زمان تشنگی یا کشش به سمت یافتن شریک جنسی باشد. برای تحلیل علمی رفتارهای انگیزشی، روانشناسان میان سه مفهوم اساسی نیاز، سائق و انگیزش تمایز دقیقی قائل میشوند. نیاز به وضعیت محرومیت و فقدان فیزیولوژیک در بافتهای بدن اشاره دارد؛ برای نمونه، کمبود مواد غذایی یا افت سطح آب بدن یک نیاز فیزیولوژیک است. در مقابل، سائق (Drive) معرف وضعیت روانی جاندار است که از این نیاز ارضانشده برمیخیزد و به عنوان نیروی سوقدهنده رفتار عمل میکند. سائق یا تکانه طبیعی به غریزه نزدیک بوده و ناشی از نیازهای فیزیولوژیکی جاندار است. انگیزش نیز حالتی است که در اثر این عوامل به وجود میآید؛ مانند احساس گرسنگی که در پی نیاز سلولها به مواد غذایی شکل میگیرد.
تمایز انگیزش با تحریک و پویایی انگیزهها
تئودور نیوکامب (Theodore Newcomb)، روانشناس برجسته، معتقد است که بهتر است انگیزه را بر اساس هدف آن مشخص سازیم، نه بر اساس حالت فشار درونی که ارگانیسم تجربه میکند. رفتارهای انگیزشی بر خلاف تحریکهای محیطی (مانند نور و صدا) حالتی ادواری یا چرخهای دارند؛ به این معنا که رفتار انگیزشی پس از برطرف شدن نیاز و ارضای آن موقتاً قطع میشود، در حالی که تحریک فیزیکی تا زمان وجود محرک تداوم مییابد. همچنین، مطالعه مستقیم عوامل ایجادکننده انگیزش در انسان امکانپذیر نیست و پژوهشگر باید از روی رفتار فرد به وجود این نیروهای درونی پی ببرد. یکی دیگر از ویژگیهای پویای انگیزش این است که هم گرایشهای دوری و هم نزدیکی را در بر میگیرد؛ یعنی علاوه بر برانگیخته شدن فعال رفتار، شامل پدیده برانگیخته نشدن نیز میگردد. انسانها در هر لحظه توانایی تجربه کردن چندین انگیزه با شدتهای مختلف را به طور همزمان دارند. افزون بر این، یک انگیزش معین میتواند از انگیزههای مختلفی ناشی شده و به شیوههای رفتاری گوناگونی تجلی یابد. در نهایت، توجه به این نکته ضروری است که نیاز و سائق لزوماً شدت و جهت یکسانی ندارند؛ به طوری که ممکن است با افزایش نیاز بیولوژیک بدن، شدت سائق مربوط به آن کاهش یابد.
نیاز نشاندهنده نقص فیزیولوژیک بدن است، در حالی که سائق وضعیت روانی برخاسته از این نیاز است که رفتار را برای کاهش فشار درونی جهتدهی میکند.
برای مثال، در طول روزهداری طولانیمدت، نیاز سلولهای بدن به مواد غذایی به طور مداوم بیشتر میشود، اما سائق احساس گرسنگی ممکن است پس از چند ساعت فروکش کند.
واژگان کلیدی
- انگیزش
- حالتی درونی که به رفتار نیرو و جهت میدهد و به صورت میل آگاهانه تجربه میشود.
- نیاز
- حالت محرومیت یا فقدان فیزیولوژیک در بافتهای بدن جاندار.
- سائق
- وضعیت روانی برخاسته از یک نیاز فیزیولوژیک ارضانشده که جاندار را به سمت کاهش تنش سوق میدهد.
اشتباههای رایج
- نیاز و سائق همواره شدت یکسانی ندارند؛ برای مثال در روزهداری طولانی با وجود افزایش مستمر نیاز، احساس گرسنگی (سائق) ممکن است فروکش کند یا نوسان داشته باشد.
- انگیزش بر خلاف تحریک فیزیکی، پدیدهای مستمر نیست بلکه حالتی ادواری دارد و پس از ارضای نیاز موقتاً قطع میشود.
- مطالعه مستقیم عوامل انگیزشی امکانپذیر نیست و روانشناسان باید آنها را به طور غیرمستقیم و از روی رفتار فرد استنباط کنند.
جمعبندی این مفهوم
- انگیزش حالتی درونی است که با ایجاد میل آگاهانه به رفتارها نیرو و جهت میبخشد.
- روانشناسان بین نیاز به عنوان فقدان فیزیولوژیک و سائق به عنوان وضعیت روانی ناشی از آن تمایز قائل میشوند.
- تئودور نیوکامب معتقد است که بهتر است انگیزه را بر اساس هدف آن مشخص کنیم نه بر اساس فشار درونی.
- انگیزش فرایندی چرخهای و ادواری است که هم شامل برانگیخته شدن فعال رفتار و هم پدیده برانگیخته نشدن میشود.
- شدت نیاز و سائق لزوماً یکسان نیست و یک انگیزش معین میتواند شیوههای تجلی رفتاری متعددی داشته باشد.
نکتهٔ تکمیلی
شاید تعجب کنید که چگونه یک انگیزش مشخص میتواند به رفتارهای کاملاً متفاوتی منجر شود. به عنوان مثال، انگیزه پنهان «ترس از طرد شدن» در یک فرد ممکن است به شکل تلاش افراطی برای جلب رضایت دیگران و در فردی دیگر به شکل انزواطلبی و دوری گزیدن از اجتماع تجلی یابد. این تنوع در شیوههای بروز رفتار انگیزشی، کار روانشناسان را در کشف انگیزههای واقعیِ افراد بسیار دشوار و در عین حال جذاب میکند؛ زیرا رفتارها همواره آینه مستقیم انگیزههای پشت خود نیستند.