تغییرات هویت اجتماعی

5 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

موقعیت اجتماعی و هویت

موقعیت اجتماعی به جایگاه و منزلتی اطلاق می‌شود که هر فرد در ساختار یک جامعه یا گروه اجتماعی به خود اختصاص می‌دهد. این موقعیت مانند صندلی خاصی است که حقوق و تکالیف مشخصی را برای فرد به همراه دارد. شکل‌گیری هویت اجتماعی فرد، نتیجه شناخت این موقعیت و عمل به وظایف مرتبط با آن است.

عوامل تعیین‌کننده موقعیت

بسیاری تصور می‌کنند موقعیت اجتماعی صرفاً تابع شغل است، اما در واقعیت عوامل متعددی نظیر علم، ایمان، تقوا، هنر و احترام در تعیین این جایگاه نقش اساسی دارند. برای مثال، یک عالم دینی یا یک هنرمند ممکن است از نظر شغلی درآمد بالایی نداشته باشد، اما به واسطه دانش یا هنر خود، موقعیت اجتماعی بسیار بالایی کسب کند.

موقعیت اجتماعی لزوماً با ثروت یا رتبه شغلی برابر نیست؛ ارزش‌های معنوی و اخلاقی نیز در تعیین منزلت افراد نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا می‌کنند.

انواع هویت در بدو تولد

هویت انسان شامل دو بخش انتسابی و اکتسابی است. هویت انتسابی (مانند جنسیت، نژاد یا قومیت) در بدو تولد و به صورت انفعالی در محیط خانواده به فرد تعلق می‌گیرد، بدون اینکه خود او نقشی در انتخاب آن‌ها داشته باشد.

ویژگی هویت انتسابی هویت اکتسابی
نحوه کسب انفعالی/تولد فعال/تلاش
مثال نژاد/جنسیت شغل/تحصیلات
امکان تغییر ثابت متغیر

در مقابل، هویت‌هایی نظیر دانشجو بودن، استاد دانشگاه بودن یا طرفدار یک تیم بودن، هویت‌های اکتسابی، اجتماعی و متغیر هستند که فرد با تلاش و انتخاب خود آن‌ها را به دست می‌آورد.

واژگان کلیدی

موقعیت اجتماعی
جایگاهی که فرد در سلسله‌مراتب یک جامعه یا گروه اجتماعی اشغال می‌کند و حقوق و تکالیفی به همراه دارد.
هویت انتسابی
ویژگی‌هایی که فرد در انتخاب آن‌ها نقشی ندارد و از بدو تولد به او تعلق می‌گیرد.
هویت اکتسابی
ویژگی‌هایی که فرد با تلاش، آموزش و ارتباط با دیگران به دست می‌آورد و جنبه متغیر دارند.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه رایج این است که تصور شود موقعیت اجتماعی فقط تابع شغل است؛ در حالی که علم و تقوا نیز از عوامل مهم هستند.
  • برخی فکر می‌کنند هویت انتسابی در بدو تولد به صورت فعال انتخاب می‌شود، در حالی که کاملاً انفعالی است.
  • نباید تصور کرد که ویژگی‌هایی مثل «کارمند بودن» یا «استاد بودن» ثابت و فردی هستند؛ این‌ها اجتماعی و متغیرند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • موقعیت اجتماعی به معنای جایگاه و منزلت فرد در جامعه یا یک گروه خاص است.
  • هویت انتسابی در بدو تولد به صورت انفعالی و بدون انتخاب فرد (مثل جنسیت) پذیرفته می‌شود.
  • هویت اکتسابی اجتماعی (مثل دانشجو بودن) از طریق تلاش فردی و تعامل با دیگران حاصل می‌گردد.
  • عواملی نظیر ایمان، تقوا، هنر و علم در کنار شغل، از ارکان تعیین‌کننده جایگاه اجتماعی هستند.
  • کسب هویت‌های جدید منجر به تغییر موقعیت اجتماعی فرد می‌شود، نه لزوماً تحول کل ساختار جامعه.

تحرک اجتماعی و انواع آن

تحرک اجتماعی به معنای جابه‌جایی افراد یا گروه‌ها از یک موقعیت اجتماعی به موقعیت دیگر در نردبان طبقاتی جامعه است. این جابه‌جایی می‌تواند ابعاد مختلفی داشته باشد: صعودی (ارتقای جایگاه)، نزولی (تنزل جایگاه) و افقی (تغییر موقعیت بدون تغییر در منزلت کلی).

طبقه‌بندی بر اساس جهت حرکت

تحرک اجتماعی تنها به صعود محدود نمی‌شود. برای مثال، ارتقای یک معلم به استاد دانشگاه تحرک صعودی است، در حالی که تبدیل شدن یک مدیر فروش به کارمند ساده، تحرک نزولی محسوب می‌گردد. همچنین، تغییر محل کار (مثلاً از یزد به اصفهان) در همان رده شغلی، تحرکی افقی است.

تغییر رشته تحصیلی در دبیرستان نمونه‌ای از تحرک اجتماعی افقی است؛ زیرا جایگاه فرد در سلسله‌مراتب جامعه تغییر نکرده و صرفاً مسیر تحصیلی عوض شده است.

طبقه‌بندی بر اساس نسل

تحرک اجتماعی را می‌توان از نظر زمانی نیز تقسیم کرد:

  • تحرک درون‌نسلی: تغییراتی که در طول زندگی خودِ فرد رخ می‌دهد (مثلاً ارتقای شغلی از فرمانده جوخه به فرمانده دسته).
  • تحرک میان‌نسلی: جابه‌جایی موقعیت فرد نسبت به والدینش (مثلاً فرزند یک کارمند که مهندس می‌شود).

اگر فرزند یک جراح مغز، پزشک جراح قلب شود، این تحرک میان‌نسلی افقی است؛ چون هر دو در یک سطح از منزلت اجتماعی هستند اما در دو نسل متفاوت.

جامعه‌پذیری و بازتولید

مسیری که برای شکل‌گیری هویت اجتماعی طی می‌شود جامعه‌پذیری نام دارد. بازتولید هویت اجتماعی به معنای انتقال هویت از نسلی به نسل دیگر است، به‌گونه‌ای که علیرغم تغییرات جزئی، ویژگی‌های اساسی آن هویت در طول زمان پایدار بماند.

واژگان کلیدی

تحرک اجتماعی
جابه‌جایی افراد بین موقعیت‌های اجتماعی مختلف صعودی، نزولی یا افقی.
تحرک درون‌نسلی
تغییر در جایگاه اجتماعی یک فرد در طول زندگی فعال خودش.
تحرک میان‌نسلی
تغییر جایگاه اجتماعی فرزندان در مقایسه با والدینشان.
جامعه‌پذیری
فرایندی که طی آن فرد ارزش‌ها و نادیدنی‌های فرهنگی جامعه را برای کسب هویت اجتماعی می‌آموزد.

اشتباه‌های رایج

  • بسیاری تحرک اجتماعی را با «تحرک جغرافیایی» صرف اشتباه می‌گیرند، در حالی که تحرک افقی شامل تغییر شغل در همان سطح نیز می‌شود.
  • اشتباه گرفته شدن «تحرک درون‌نسلی» با «میان‌نسلی» در مثال‌های مربوط به فرزند و والدین بسیار رایج است.
  • برخی تصور می‌کنند تحرک اجتماعی فقط شامل صعود است، در حالی که جابه‌جایی نزولی نیز بخشی از این مفهوم است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • تحرک اجتماعی به جابه‌جایی در سلسله‌مراتب موقعیت‌های اجتماعی اطلاق می‌شود.
  • این تحرک می‌تواند صعودی (ارتقا)، نزولی (تنزل) یا افقی (تغییر در همان سطح) باشد.
  • تحرک درون‌نسلی مربوط به یک فرد و تحرک میان‌نسلی مربوط به مقایسه فرزند با والدین است.
  • در بازتولید هویت اجتماعی، ویژگی‌های اساسی جامعه علیرغم گذر زمان پایدار می‌مانند.
  • جامعه‌پذیری فرآیند یادگیری هویت اجتماعی است و نباید با تحرک اجتماعی اشتباه شود.

انسداد اجتماعی و ارزش‌های ناعادلانه

انسداد اجتماعی به وضعیتی گفته می‌شود که در آن راه ارتقا و تحرک اجتماعی صعودی برای تمام یا بخشی از جامعه مسدود باشد. این پدیده مانع از آن می‌شود که افراد لایق، به‌ویژه در گروه‌های محروم، به جایگاه‌های متناسب با توانمندی‌های خود دست یابند.

ریشه‌های انسداد اجتماعی

انسداد اجتماعی معمولاً در جوامعی شدت می‌گیرد که موقعیت اجتماعی افراد بر اساس ویژگی‌های انتسابی (مانند نژاد یا جنسیت) تعیین می‌شود، نه ویژگی‌های اکتسابی و مهارت‌های فردی.

انسداد اجتماعی به معنای مسدود بودن «هر نوع» تحرک نیست، بلکه اختصاصاً به بسته بودن راه ارتقا (تحرک صعودی) اشاره دارد.

جوامع نژادی و اقتصادی

در تاریخ نمونه‌های بارزی از انسداد اجتماعی وجود دارد:

  • جامعه آپارتاید: نمونه‌ای از جامعه مبتنی بر ارزش‌های نژادی که در آن امکان تحرک صعودی صرفاً برای یک نژاد خاص فراهم بود و سایر نژادها نادیده گرفته می‌شدند.
  • جامعه سرمایه‌داری: در جوامعی که روابط بر اساس ارزش‌های اقتصادی شکل گرفته، تحرک صعودی عمدتاً مختص صاحبان ثروت است و هویت افراد بر اساس مالکیت اقتصادی آن‌ها تعریف می‌شود.
نوع جامعه ملاک ارتقا گروه بهره‌مند
آپارتاید نژاد نژاد برتر
سرمایه‌داری ثروت ثروتمندان
اسلامی تقوا/علم شایستگان

باز بودن راه تحرک اجتماعی نشان‌دهنده پویایی و عدالت در یک جهان اجتماعی است که در آن افراد با پشتکار و نوآوری می‌توانند موقعیت خود را ارتقا دهند.

واژگان کلیدی

انسداد اجتماعی
بسته بودن مسیر پیشرفت و ارتقا به موقعیت‌های بالاتر اجتماعی برای برخی گروه‌ها.
آپارتاید
نظام جداسازی نژادی که حقوق و امکانات را بر اساس نژاد تقسیم می‌کند.
ارزش‌های انتسابی
ملاک‌هایی مانند نژاد که فرد نقشی در آن‌ها ندارد اما تعیین‌کننده جایگاه او می‌شوند.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که فکر کنیم انسداد اجتماعی به معنای مسدود بودن «هر نوع» تحرک است؛ تحرک افقی یا نزولی ممکن است همچنان وجود داشته باشد.
  • جوامع سرمایه‌داری بر اساس «نژاد» ارتقا نمی‌دهند، بلکه بر اساس «ثروت»؛ این دو ملاک نباید با هم خلط شوند.
  • برخی تصور می‌کنند انسداد در جوامع اکتسابی بیشتر است، در حالی که ریشه اصلی آن در ویژگی‌های انتسابی است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • انسداد اجتماعی یعنی مسدود بودن راه ارتقا و تحرک اجتماعی صعودی در جامعه.
  • این پدیده بیشتر در جوامعی با ملاک‌های انتسابی (نژاد، قومیت) رخ می‌دهد.
  • جامعه آپارتاید نمونه بارز انسداد اجتماعی بر پایه ارزش‌های نژادی است.
  • در جوامع اقتصادی یا سرمایه‌داری، ثروت ملاک اصلی برای تحرک صعودی است.
  • باز بودن مسیر تحرک به معنای دسترسی افراد محروم به موقعیت‌های بالاتر است.

نظام فئودالی و ظهور فایده‌گرایی

در جوامع فئودالی (ارباب-رعیتی) غرب، موقعیت اجتماعی افراد به رابطه ارگانیک آن‌ها با زمین گره خورده بود. سلسله‌مراتب صلب این جامعه، تحرک اجتماعی را بسیار دشوار می‌کرد.

طبقه سوم در نظام فئودالی

جامعه فئودالی شامل دو قطب اصلی اشراف (زمین‌داران) و رعیت بود. اما گروهی به نام طبقه سوم (مردم عادی مثل صرافان، پیشه‌وران و بنایان) وجود داشتند که نه اشراف بودند و نه رعیت. این طبقه در ابتدا هویت منفی و پستی داشت و از نظر قانونی و اجتماعی فاقد هرگونه اعتبار بود، اما به دلیل کارکردها و فواید اقتصادی‌اش توسط جامعه تحمل می‌شد.

طبقه سوم برای کسب اعتبار، معیار فایده‌مندی را جایگزین اصالت خانوادگی کرد؛ آن‌ها خود را تولیدکننده و اشراف را سربار و مصرف‌کننده معرفی کردند.

پیدایش فرهنگ فایده‌گرایی

تلاش طبقه متوسط برای بی‌اعتبار کردن اشراف، منجر به پذیرش معیار فایده‌مندی توسط عموم مردم شد. این نگاه به تدریج باعث شکل‌گیری فرهنگ فایده‌گرایی گشت. در این فرهنگ، ارزش انسان‌ها صرفاً بر مبنای میزان سودمندی آن‌ها سنجیده می‌شود و وضعیت اقتصادی تعیین‌کننده اصلی هویت اجتماعی می‌گردد.

در فرهنگ فایده‌گرایی، یک جراح به این دلیل منزلت بالایی دارد که «فایده» حیاتی‌تری برای بقای جامعه دارد، نه لزوماً به خاطر کمالات اخلاقی‌اش.

نکته تاریخی مهم این است که ابتدا پذیرش عمومی این معیار اتفاق افتاد و سپس فرهنگ سیستماتیک فایده‌گرایی ظهور کرد که در آن هویت افراد به ثروت و جایگاه اقتصادی وابسته شد.

واژگان کلیدی

فئوداليسم
نظامی اجتماعی که در آن مالکیت زمین پایه اصلی قدرت و تعیین‌کننده موقعیت اجتماعی افراد است.
طبقه سوم
اقشار میانی در جامعه فئودالی (مانند بازرگانان) که خارج از دوگانه ارباب‌-رعیت بودند.
فایده‌گرایی
دیدگاهی که ارزش هر چیز (از جمله انسان) را تنها بر اساس سودمندی و کارایی آن می‌سنجد.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که طبقه سوم را همان «رعیت» بدانیم؛ آن‌ها پیشه‌وران شهرنشینی بودند که خارج از نظام کشاورزی فعالیت می‌کردند.
  • برخی فکر می‌کنند طبقه سوم از ابتدا اعتبار قانونی داشت، اما آن‌ها فاقد هرگونه جایگاه قانونی بودند و صرفاً تحمل می‌شدند.
  • فرهنگ فایده‌گرایی «علت» پذیرش معیار فایده‌مندی نبود، بلکه «معلول» و نتیجه نهایی آن بود.

جمع‌بندی این مفهوم

  • در جوامع فئودالی غربی، زمین تعیین‌کننده اصلی هویت و جایگاه اجتماعی بود.
  • طبقه سوم شامل مردم عادی (نه اشراف و نه رعیت) بود که هویتی منفی و فاقد اعتبار قانونی داشتند.
  • این طبقه با معرفی اشراف به عنوان سربار جامعه، سعی در کسب اعتبار بر اساس معیار فایده‌مندی داشت.
  • پذیرش همگانی معیار فایده‌مندی، منجر به پیدایش فرهنگ فایده‌گرایی در جهان مدرن شد.
  • در فرهنگ فایده‌گرا، ثروت و وضعیت اقتصادی افراد، منزلت و هویت آن‌ها را تعیین می‌کند.

تعارض فرهنگی و هویت در جهان سکولار

تعارض فرهنگی زمانی رخ می‌دهد که تغییرات هویتی افراد یا گروه‌ها خارج از مرزهای مقبول جهان اجتماعی باشد و با عقاید و ارزش‌های اساسی آن در تقابل قرار گیرد. این پدیده همواره با اضطراب و نگرانی‌های اجتماعی فراوانی همراه است.

علل تعارض فرهنگی

تعارض فرهنگی می‌تواند ریشه در دو منبع داشته باشد:

  • علل درونی: ناشی از نوآوری‌ها و فعالیت‌های اعضای خودِ جهان اجتماعی که با سنت‌ها در تضاد است.
  • علل بیرونی: ناشی از تأثیرپذیری از جهان‌های اجتماعی دیگر و فرهنگ‌های بیگانه.

تغییرات هویتی تنها زمانی مورد تشویق قرار می‌گیرند که با هویت جهان اجتماعی سازگار باشند؛ در غیر این صورت منجر به تعارض می‌شوند.

هویت دینی در مقابل جهان سکولار

در یک جهان سکولار، هویت‌های دینی و معنوی اجازه بروز و ظهور در عرصه عمومی را ندارند. فعالیت‌هایی که هویت دینی را آشکار کنند (مانند حجاب) منع می‌شوند. برای مثال، جلوگیری از تحصیل دختران محجبه در برخی جوامع غربی، برخاسته از تقابل هویت دینی با مبانی سکولار آن جوامع است. در این جهان‌ها، قوانین الهی نمی‌توانند موضوع رای‌گیری قرار گیرند.

دیدگاه اسلام به مشاغل و هویت

برعکس نگاه فایده‌گرا، اسلام مشاغل را نه بر اساس سود اقتصادی، بلکه بر اساس آثار سازنده یا مخرب بر تربیت و هویت انسان ارزیابی می‌کند. بر همین اساس، زراعت (به دلیل کمک به تعالی و استقلال) مستحب، دلالی مکروه و مشاغلی مانند رباخواری حرام اعلام شده‌اند.

اسلام رباخواری را حرام می‌داند زیرا با تخریب هویت انسانی و ایجاد بی‌عدالتی، مانع از تربیت انسان‌های متعالی می‌شود، حتی اگر سود اقتصادی کوتاه‌مدت داشته باشد.

واژگان کلیدی

تعارض فرهنگی
تقابل میان شیوه‌های جدید زندگی با ارزش‌ها و عقاید بنیادین یک جامعه.
سکولاریسم
رویکردی که خواهان جدایی دین از امور عمومی، قانونی و آموزشی جامعه است.
مشاغل مستحب/مکروه
دسته‌بندی مشاغل در اسلام بر اساس تأثیرات تربیتی و اخلاقی آن‌ها بر فرد و جامعه.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که تعارض فرهنگی را صرفاً ناشی از عوامل خارجی بدانیم؛ نوآوری‌های داخلی نیز می‌توانند عامل آن باشند.
  • تعارض فرهنگی منجر به «تزلزل» یا «بیگانگی فردی» نمی‌شود (در متن کتاب)، بلکه تعریف دقیق آن ایجاد اضطراب اجتماعی و تقابل با ارزش‌هاست.
  • برخی تصور می‌کنند رباخواری در اسلام مکروه است، در حالی که این شغل به صراحت «حرام» است.
  • در جهان سکولار، هویت دینی محدود می‌شود، نه اینکه آزادانه بروز پیدا کند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • تعارض فرهنگی نتیجه تقابل تغییرات هویتی با ارزش‌های اساسی جامعه است.
  • این تعارض همیشه با اضطراب و نگرانی‌های اجتماعی همراه است و مورد تایید نظام اجتماعی نیست.
  • در جهان سکولار، بروز اجتماعی هویت دینی (مثل حجاب در مدارس) با محدودیت مواجه می‌شود.
  • اسلام مشاغل را بر اساس میزان تاثیر در تربیت انسان‌های متعالی (مانند زراعت) ارزش‌گذاری می‌کند.
  • مشاغلی مانند دلالی مکروه و رباخواری حرام هستند، چون به هویت و عدالت آسیب می‌زنند.

خلاصهٔ درس

هویت اجتماعی چگونه تغییر می‌کند؟

Sociology · Social Identity

موقعیت اجتماعی و انواع هویت

  • موقعیت اجتماعی = جایگاه فرد در جامعه با حقوق و تکالیف مشخص
  • عوامل تعیین‌کننده: علم، ایمان، هنر، تقوا — نه فقط شغل
  • هویت انتسابی: در تولد داده می‌شود (نژاد، جنسیت) ← انفعالی و ثابت
  • هویت اکتسابی: با تلاش فرد کسب می‌شود (شغل، تحصیل) ← اجتماعی و متغیر
موقعیت اجتماعی (Social Status)
جایگاه فرد با حقوق و تکالیف خاص

نکته: یک عالم دینی بی‌درآمد می‌تواند منزلت اجتماعی بسیار بیشتری از یک ثروتمند داشته باشد.

تحرک اجتماعی و انواع آن

  • تحرک اجتماعی = جابه‌جایی بین موقعیت‌های مختلف در نردبان طبقاتی
  • صعودی (ارتقا) / نزولی (تنزل) / افقی (تغییر در همان سطح)
  • تحرک درون‌نسلی: تغییر جایگاه خودِ فرد در طول زندگی
  • تحرک میان‌نسلی: مقایسه جایگاه فرزند با والدین
  • جامعه‌پذیری = یادگیری هویت؛ بازتولید = انتقال آن به نسل بعد
تحرک افقی (Horizontal Mobility)
تغییر موقعیت بدون تغییر سطح منزلت

نکته: تغییر رشته در دبیرستان تحرک افقی است نه صعودی — سطح جایگاه اجتماعی تغییر نکرده.

انسداد اجتماعی و جوامع ناعادلانه

  • انسداد اجتماعی = مسدود بودن راه ارتقا (تحرک صعودی) برای گروه‌هایی
  • ریشه در ملاک‌های انتسابی (نژاد، قومیت) دارد، نه اکتسابی
  • آپارتاید: ارتقا فقط برای نژاد برتر؛ سرمایه‌داری: ارتقا فقط برای ثروتمندان
  • در اسلام: ملاک ارتقا تقوا و علم است — راه باز برای همه
انسداد اجتماعی (Social Closure)
بسته بودن مسیر پیشرفت برای برخی گروه‌ها

نکته: انسداد اجتماعی فقط تحرک صعودی را می‌بندد؛ تحرک افقی یا نزولی همچنان ممکن است.

فئودالیسم و ظهور فایده‌گرایی

  • فئودالیسم: زمین پایه هویت و قدرت؛ تحرک اجتماعی بسیار دشوار
  • طبقه سوم (پیشه‌وران): نه اشراف، نه رعیت ← هویت منفی و فاقد اعتبار قانونی
  • طبقه سوم معیار فایده‌مندی را جایگزین اصالت خانوادگی کرد
  • پذیرش عمومی این معیار ← فرهنگ فایده‌گرایی: هویت = ثروت و سودمندی اقتصادی
فایده‌گرایی (Utilitarianism)
سنجش ارزش انسان صرفاً بر اساس سودمندی اقتصادی

نکته: فرهنگ فایده‌گرایی معلول پذیرش همگانی معیار فایده‌مندی بود، نه علت آن — ترتیب مهم است.

تعارض فرهنگی و دیدگاه اسلام

  • تعارض فرهنگی: تغییر هویت خارج از مرزهای مقبول ← اضطراب اجتماعی
  • علل تعارض: درونی (نوآوری داخلی) و بیرونی (تأثیر فرهنگ بیگانه)
  • جهان سکولار: هویت دینی در عرصه عمومی محدود می‌شود (مثل منع حجاب)
  • اسلام مشاغل را بر اساس تأثیر تربیتی ارزیابی می‌کند، نه سود اقتصادی
  • زراعت: مستحب / دلالی: مکروه / رباخواری: حرام (به خاطر آسیب به هویت انسانی)
تعارض فرهنگی
تقابل تغییرات هویتی با ارزش‌های بنیادین جهان اجتماعی

نکته: رباخواری در اسلام حرام است — نه مکروه — چون به هویت انسانی و عدالت آسیب می‌زند.

نکات کلیدی آزمون

  • موقعیت اجتماعی فقط تابع شغل نیست؛ علم، تقوا و هنر نیز از عوامل اصلی‌اند
  • هویت انتسابی کاملاً انفعالی است؛ فرد هیچ نقشی در انتخاب آن ندارد
  • انسداد اجتماعی = مسدود بودن تحرک صعودی؛ افقی و نزولی ممکن است
  • آپارتاید: ملاک نژاد؛ سرمایه‌داری: ملاک ثروت — این دو را اشتباه نگیرید
  • تحرک درون‌نسلی = تغییر در زندگی خودِ فرد؛ میان‌نسلی = مقایسه با والدین
  • رباخواری در اسلام حرام است نه مکروه؛ فایده‌گرایی معلول است نه علت

یک تست از این درس

خودت را بسنج

چند مورد از عبارت‌های زیر در ارتباط با هویت اجتماعی درست است؟ الف ـ عضویت در یک انجمن، نشان‌دهنده ابعاد هویت انتسابی و ثابت فرد است. ب ـ استاد دانشگاه بودن از ویژگی‌های هویتیِ اجتماعی، متغیر و اکتسابی به‌شمار می‌رود. ج ـ بازتولید هویت اجتماعی به معنای ایستایی کامل هویت و عدم پذیرش هرگونه تغییر با گذر زمان است. د ـ موقعیت اجتماعی افراد علاوه بر شغل، به عواملی چون علم، ایمان و تقوا نیز وابسته است.

  1. ۱
  2. ۲
  3. ۳
  4. ۴
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۲

بررسی تک‌تک عبارات: عبارت الف: نادرست است. عضویت در یک انجمن یا گروه نمونه‌ای از هویت اکتسابی و متغیر است که فرد با کنش و تلاش خود به دست می‌آورد، نه انتسابی و ثابت. عبارت ب: درست است. «استاد دانشگاه بودن» ویژگی‌ای اکتسابی (حاصل تلاش)، متغیر (قابل تغییر) و اجتماعی (در ارتباط با دیگران) است. عبارت ج: نادرست است. بازتولید هویت به معنای پایداری ویژگی‌های اساسی هویت در عین پذیرش برخی تغییرات است، نه ایستایی کامل و عدم پذیرش هر نوع تغییر. عبارت د: درست است. موقعیت اجتماعی افراد صرفاً تابع شغل نیست و به ویژگی‌های معنوی و اخلاقی چون علم، ایمان، تقوا و احترام نیز گره خورده است. بنابراین ۲ مورد از عبارات (ب و د) درست هستند و گزینه ۲ پاسخ صحیح است.

درس‌های دیگر این بخش · جامعه شناسی دهم