یاخته و بافت در بدن انسان

6 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

غشای یاخته و نفوذپذیری انتخابی

غشای یاخته‌ای مرز بین درون و بیرون یاخته است که از یک دو لایه فسفولیپیدی به همراه پروتئین‌ها، کلسترول و کربوهیدرات‌ها تشکیل شده است. بخش اعظم غشا را فسفولیپیدها تشکیل می‌دهند که دارای سر آب‌دوست (گلیسرولی و فسفات‌دار) و دم آب‌گریز (اسید چرب) هستند. در یاخته‌های جانوری، کلسترول در بین فسفولیپیدها قرار گرفته و به پایداری و انعطاف غشا کمک می‌کند.

ویژگی تراوایی نسبی

غشای یاخته دارای ویژگی تراوایی نسبی (نفوذپذیری انتخابی) است؛ یعنی فقط به برخی مواد اجازه عبور می‌دهد. این ویژگی برای حفظ هم‌ایستایی (هومئوستازی) و پایدار نگه داشتن وضعیت درونی یاخته حیاتی است. غشا یک ساختار همگن نیست؛ برای مثال، کربوهیدرات‌ها فقط در سطح خارجی غشا به پروتئین‌ها یا فسفولیپیدها متصل هستند.

فسفولیپیدها فراوان‌ترین مولکول‌های غشا هستند، اما پروتئین‌ها تنها مولکول‌هایی هستند که می‌توانند سراسر ضخامت غشا را طی کنند.

نقش پروتئین‌ها در غشا

پروتئین‌های غشایی به دو صورت سطحی (در سطح داخلی یا خارجی) و سراسری (عبور از کل عرض غشا) وجود دارند. پروتئین‌های سراسری می‌توانند به عنوان کانال یا ناقل در جابه‌جایی مواد نقش داشته باشند، اما همه آن‌ها لزوماً دارای منفذ دائمی برای عبور مواد نیستند.

واژگان کلیدی

تراوایی نسبی
ویژگی انتخابی غشای یاخته که تنها به مواد خاصی اجازه ورود یا خروج می‌دهد
فسفولیپید
لیپید اصلی سازنده غشا که دارای بخش فسفات‌دار آب‌دوست و دم اسید چرب آب‌گریز است
کلسترول
نوعی لیپید در غشای یاخته‌های جانوری که بین فسفولیپیدها جای می‌گیرد
گلیکوپروتئین
ترکیبی از پروتئین و کربوهیدرات که معمولاً در سطح خارجی غشا برای شناسایی یاخته عمل می‌کند

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه رایج: تصور اینکه کربوهیدرات‌ها در هر دو سمت غشا هستند؛ در حالی که کربوهیدرات‌ها فقط در سطح خارجی غشا دیده می‌شوند.
  • اشتباه رایج: تصور اینکه تری‌گلیسریدها در ساختار غشا حضور دارند؛ غشا حاوی فسفولیپید و کلسترول است اما تری‌گلیسرید ندارد.
  • اشتباه رایج: تصور اینکه همه پروتئین‌های سراسری غشا دارای منفذ هستند؛ برخی پروتئین‌ها صرفاً برای اتصال یا شناسایی هستند و منفذی ندارند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • غشای یاخته‌ای مرز محافظی است که بخش عمده آن از دو لایه فسفولیپیدی تشکیل شده است.
  • کلسترول در هر دو لایه فسفولیپیدی غشای یاخته‌های جانوری یافت می‌شود و به انعطاف آن کمک می‌کند.
  • کربوهیدرات‌های غشایی منحصراً در سطح خارجی قرار داشته و ساختار منشعب دارند.
  • پروتئین‌های سراسری غشا می‌توانند با هر دو سمت سیتوپلاسمی و مایع بین‌یاخته‌ای در تماس باشند.
  • ویژگی نفوذپذیری انتخابی غشا برای حفظ هم‌ایستایی و ثبات محیط داخلی یاخته ضروری است.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که پروتئین‌های غشایی بر اساس «مدل موزاییک سیال» مانند جزایری در دریای فسفولیپیدی شناور هستند. این جابه‌جایی افقی به یاخته اجازه می‌دهد تا در پاسخ به تغییرات محیطی، سریعاً پروتئین‌های خود را بازآرایی کند. همچنین کربوهیدرات‌های سطح غشا مانند «کد پستی» عمل می‌کنند که به سیستم ایمنی اجازه می‌دهد یاخته‌های خودی را از بیگانه تشخیص دهد.

انتشار و اسمز (انتقال غیرفعال)

انتقال مواد در جهت شیب غلظت (از محیط غلیظ به محیط رقیق) که بدون نیاز به انرژی زیستی (ATP) انجام می‌شود، انتقال غیرفعال نام دارد. این فرایند متکی بر انرژی جنبشی ذاتی مولکول‌هاست. در این جابه‌جایی، اگرچه مولکول‌ها به صورت تصادفی در همه جهات حرکت می‌کنند، اما برایند حرکت آن‌ها به سمت منطقه کم‌غلظت است.

انواع انتشار

انتشار به دو صورت اصلی انجام می‌شود: انتشار ساده که در آن مولکول‌های کوچک و غیرقطبی (مثل O2 و CO2) مستقیماً از بین فسفولیپیدها عبور می‌کنند و انتشار تسهیل‌شده که در آن مولکول‌ها با کمک پروتئین‌های کانالی یا ناقل از غشا عبور می‌کنند (مثل گلوکز). در هر دو روش، با گذشت زمان اختلاف غلظت در دو سوی غشا کاهش یافته و غلظت‌ها به تعادل نزدیک می‌شوند.

ویژگیانتشار سادهانتشار تسهیل‌شدهاسمز
نیاز به پروتئین✓/✗
جهت حرکتشیب غلظتشیب غلظتشیب غلظت آب
مصرف ATP

اسمز و فشار اسمزی

جابه‌جایی خالص آب از یک غشای نیمه‌تراوا را اسمز می‌گویند. آب از محیطی با فشار اسمزی کمتر (رقیق‌تر) به محیطی با فشار اسمزی بیشتر (غلیظ‌تر) حرکت می‌کند. برای وقوع اسمز، وجود غشای نیمه‌تراوا الزامی است؛ مثلاً پوسته آهکی تخم‌مرغ ناتراوا بوده و اجازه اسمز نمی‌دهد.

اگر یک یاخته جانوری را در آب خالص قرار دهیم، به دلیل بالاتر بودن فشار اسمزی درون یاخته، آب با سرعت وارد آن شده و یاخته متورم می‌شود (و احتمالاً می‌ترکد).

واژگان کلیدی

انتشار ساده
عبور مولکول‌های کوچک از بین فسفولیپیدهای غشا بدون دخالت پروتئین و مصرف انرژی
اسمز
انتشار خالص آب از عرض یک غشای نیمه‌تراوا از محیط رقیق به محیط غلیظ
فشار اسمزی
تمایل یک محلول به جذب آب که با غلظت مواد حل‌شونده در آن رابطه مستقیم دارد
انرژی جنبشی
انرژی حاصل از حرکت ذاتی مولکول‌ها که موتور محرک فرایند انتشار است

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه رایج: تصور اینکه در انتشار، حرکت مولکول‌ها فقط در یک جهت است؛ در واقع جابه‌جایی دوطرفه است اما برایند آن به سمت غلظت کمتر است.
  • اشتباه رایج: تصور اینکه در اسمز عبور آب کاملاً متوقف می‌شود؛ پس از تعادل، عبور آب متوقف نمی‌شود بلکه جابه‌جایی خالص صفر می‌گردد.
  • اشتباه رایج: تصور اینکه اسمز همیشه غلظت دو طرف را برابر می‌کند؛ اگر یک طرف آب خالص باشد، غلظت‌ها هرگز کاملاً برابر نخواهند شد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • انتقال غیرفعال شامل انتشار ساده، انتشار تسهیل‌شده و اسمز است که نیازی به مصرف ATP ندارند.
  • محرک اصلی این جابه‌جایی‌ها انرژی جنبشی مولکول‌ها و حرکت آ‌ن‌ها در جهت شیب غلظت است.
  • در انتشار تسهیل‌شده، پروتئین‌های غشایی بدون صرف انرژی زیستی تغییر شکل داده و مواد را عبور می‌دهند.
  • اسمز تنها در حضور غشای نیمه‌تراوا و تفاوت فشار اسمزی بین دو محیط رخ می‌دهد.
  • سرعت اسمز با کاهش اختلاف غلظت میان دو سوی غشا، به تدریج کاهش می‌یابد.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که در کلیه‌های انسان، پروتئین‌های ویژه‌ای به نام «آکوآپروئین» وجود دارند که مانند تونل‌های اختصاصی برای آب عمل می‌کنند. این پروتئین‌ها سرعت عبور آب را نسبت به نفوذ لایه فسفولیپیدی صدها برابر افزایش می‌دهند. به همین دلیل است که کلیه‌ها می‌توانند در هر شبانه‌روز لیترها آب را بازجذب کرده و مانع از کم‌آبی بدن شوند.

انتقال فعال و جابه‌جایی با وزیکول

یاخته‌ها برای جابه‌جایی مواد برخلاف شیب غلظت یا انتقال مولکول‌های درشت، از انتقال فعال استفاده می‌کنند که همواره با مصرف انرژی زیستی (معمولاً ATP) همراه است. انتقال فعال ذرات کوچک عمدتاً توسط پروتئین‌های ناقل (پمپ‌ها) انجام می‌شود که با صرف انرژی، تغییر شکل داده و ماده را جابه‌جا می‌کنند.

درون‌بری (آندوسیتوز) و برون‌رانی (اگزوسیتوز)

ذرات درشت (مانند پروتئین‌ها یا باکتری‌ها) از طریق تشکیل یا ادغام ریزکیسه‌ها (وزیکول‌ها) جابه‌جا می‌شوند. در فرایند درون‌بری، غشا به داخل فرورفته، ذره را احاطه کرده و آن را به صورت وزیکول وارد سیتوپلاسم می‌کند که منجر به کاهش مساحت غشا می‌شود. در مقابل، برون‌رانی با ادغام وزیکول با غشای محیطی و خروج محتویات همراه است که باعث افزایش مساحت غشا می‌گردد.

درون‌بری و برون‌رانی همواره به انرژی ATP نیاز دارند، حتی اگر جابه‌جایی در جهت شیب غلظت باشد.

نکات کلیدی جابه‌جایی با وزیکول

این فرایندها در همه یاخته‌ها (مانند باکتری‌ها) دیده نمی‌شوند. جالب است که در طی این فرایندها تعداد لایه‌های فسفولیپیدی غشا تغییر نمی‌کند (همواره ۲ لایه است)، بلکه جابه‌جایی فسفولیپیدها بین غشای اصلی و وزیکول‌ها صورت می‌گیرد.

در پارامسی، ورود غذا به صورت درون‌بری (واکوئول غذایی) و دفع مواد به صورت برون‌رانی (واکوئول دفعی) انجام می‌شود که هر دو مرحله نیازمند مصرف ATP هستند.

واژگان کلیدی

انتقال فعال
جابه‌جایی مواد برخلاف شیب غلظت با مصرف انرژی زیستی توسط پروتئین‌های ناقل
درون‌بری (آندوسیتوز)
فرایند ورود ذرات درشت به یاخته از طریق تشکیل ریزکیسه و کاهش مساحت غشا
برون‌رانی (اگزوسیتوز)
فرایند خروج مواد از یاخته از طریق ادغام ریزکیسه با غشا و افزایش مساحت آن
وزیکول (ریزکیسه)
ساختار کیسه‌ای کوچکی که مسئول جابه‌جایی مواد در فرایندهای فعال است

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه رایج: تصور اینکه باکتری‌ها درون‌بری انجام می‌دهند؛ باکتری‌ها فاقد سیستم وزیکولی هستند و این فرایندها را انجام نمی‌دهند.
  • اشتباه رایج: تصور اینکه درون‌بری فقط برای مولکول‌های بزرگ است؛ برخی مولکول‌های کوچک مثل ویتامین B12 نیز با این روش جذب می‌شوند.
  • اشتباه رایج: فکر کردن به اینکه در اگزوسیتوز خودِ ریزکیسه خارج می‌شود؛ تنها محتویات ریزکیسه خارج شده و غشای آن به غشای یاخته اضافه می‌شود.

جمع‌بندی این مفهوم

  • انتقال فعال ذرات کوچک برخلاف شیب غلظت و با مصرف انرژی ATP توسط پروتئین‌ها صورت می‌گیرد.
  • درون‌بری و برون‌رانی روش‌های انتقال فعال برای ذرات درشت هستند که نیازمند تشکیل وزیکول می‌باشند.
  • انجام درون‌بری باعث کاهش موقت مساحت غشا و برون‌رانی باعث افزایش آن می‌شود.
  • این فرایندها مستقل از شیب غلظت بوده و همواره به انرژی زیستی نیاز دارند.
  • در طی این جابه‌جایی‌ها، ساختار دو لایه بودن غشا (تعداد لایه‌های فسفولیپیدی) ثابت می‌ماند.

نکتهٔ تکمیلی

فرایند درون‌بری در یاخته‌های سیستم ایمنی ما (مانند ماکروفاژها) بسیار حیاتی است. این یاخته‌ها با بلعیدن (فاگوسیتوز) باکتری‌ها و ذرات خارجی، آن‌ها را وارد وزیکول‌هایی می‌کنند که سپس با لیزوزوم ترکیب شده و از بین می‌روند. این یک مثال عالی از چگونگی استفاده از جابه‌جایی غشایی برای دفاع از کل بدن است.

اندامک‌های یاخته‌ای

یاخته‌های یوکاریوتی دارای بخش‌های تخصصی به نام اندامک هستند که در سیتوپلاسم شناورند. هسته به عنوان مرکز فرماندهی، حاوی DNA و هستک (محل ساخت ریبوزوم) است و شکل و کار یاخته را کنترل می‌کند. پوشش هسته دارای منافذی برای تبادل با سیتوپلاسم است.

شبکه آندوپلاسمی و دستگاه گلژی

شبکه آندوپلاسمی سیستمی گسترده از کیسه‌ها و لوله‌هاست؛ نوع زبر دارای ریبوزوم بوده و پروتئین می‌سازد، در حالی که نوع صاف فاقد ریبوزوم بوده و مسئول ساخت لیپیدها (مثل فسفولیپید غشا) و سم‌زدایی است. دستگاه گلژی شامل کیسه‌های روی هم قرار گرفته و مجزا است که مواد را بسته‌بندی، اصلاح و ترشح می‌کند.

میتوکندری (راکیزه) نیروگاه یاخته است که با مصرف مواد مغذی، انرژی ATP را برای فعالیت سایر اندامک‌ها تولید می‌کند.

اندامک‌های دفاعی و جابه‌جایی

لیزوزوم (کافنده‌تن) کیسه‌ای حاوی آنزیم‌های تجزیه‌کننده برای هضم مواد زائد است. ریزکیسه‌ها نیز مانند پیک‌های کوچکی مواد را بین اندامک‌ها (مثلاً از شبکه آندوپلاسمی به گلژی) جابه‌جا می‌کنند. میتوکندری و هسته ساختار دو غشایی دارند که در مجموع شامل ۴ لایه فسفولیپیدی می‌شود.

اندامکتعداد غشاوظیفه اصلی
میتوکندری۲تولید انرژی
شبکه زبر۱ساخت پروتئین
لیزوزوم۱تجزیه مواد
ریبوزوم۰اتصال آمینواسید

واژگان کلیدی

میتوکندری (راکیزه)
اندامک دو غشایی مسئول تولید ATP در یاخته
دستگاه گلژی
سیستم کیسه‌های مجزا برای نشانه‌گذاری و بسته‌بندی مواد ترشحی
هستک
ساختار متراکم درون هسته که در تولید رناتن (ریبوزوم) نقش دارد
ریبوزوم (رناتن)
کوچک‌ترین اندامک یاخته (بدون غشا) که محل سنتز زنجیره‌های پروتئینی است

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه رایج: تصور اینکه هستک ریبوزوم را ذخیره می‌کند؛ هستک محل تولید اجزای ریبوزوم است، نه محل ذخیره آن.
  • اشتباه رایج: تصور اینکه کیسه‌های دستگاه گلژی به هم متصل‌اند؛ این کیسه‌ها مجزا بوده و ارتباطشان از طریق ریزکیسه‌هاست.
  • اشتباه رایج: فکر کردن به اینکه ریبوزوم روی شبکه صاف هم وجود دارد؛ ریبوزوم منحصراً روی شبکه زبر و پوشش هسته دیده می‌شود.

جمع‌بندی این مفهوم

  • هسته مرکز کنترل یاخته است که توسط پوششی با دو غشا و منافذ متعدد احاطه شده است.
  • شبکه آندوپلاسمی زبر پروتئین می‌سازد و شبکه صاف مسئول ساخت لیپیدها است.
  • دستگاه گلژی مواد را از شبکه آندوپلاسمی دریافت کرده، بسته‌بندی و برای ترشح آماده می‌کند.
  • میتوکندری تنها اندامک دو غشایی سیتوپلاسم است که انرژی لازم برای تمام فعالیت‌ها را فراهم می‌کند.
  • لیزوزوم‌ها حاوی آنزیم‌های گوارشی هستند که برای تجزیه پیرشدگی اندامک‌ها و ذرات خارجی به کار می‌روند.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید میتوکندری‌ها DNA اختصاصی خود را دارند که از DNA هسته مستقل است. جالب‌تر اینکه این DNA فقط از طریق «مادر» به فرزند منتقل می‌شود! دانشمندان از این ویژگی برای ردیابی اجداد انسان در طول هزاران سال استفاده می‌کنند. چون میتوکندری انرژی‌بخش است، یاخته‌هایی مثل یاخته‌های قلبی که فعالیت زیادی دارند، ممکن است هزاران میتوکندری داشته باشند.

بافت‌های پوششی و غشای پایه

بافت پوششی سطوح خارج بدن و حفره‌ها و مجاری داخلی (مانند مری، دهان و دستگاه گوارش) را می‌پوشاند. یاخته‌های این بافت بسیار به هم فشرده هستند و فضای بین‌یاخته‌ای اندکی دارند. اشکال مختلفی از این بافت وجود دارد: سنگفرشی (در مویرگ‌ها و مری)، مکعبی (در گردیزه‌ها) و استوانه‌ای (در روده).

ساختار غشای پایه

در زیر تمام بافت‌های پوششی، لایه‌ای غیریاخته‌ای به نام غشای پایه قرار دارد. این غشا شبکه‌ای از رشته‌های پروتئینی و گلیکوپروتئینی است که از یک سو یاخته‌های پوششی را به هم متصل کرده و از سوی دیگر آن‌ها را به بافت‌های زیرین (مثل بافت پیوندی) پیوند می‌دهد.

غشای پایه فاقد یاخته است و از مولکول‌های درشت ترشح شده توسط یاخته‌های پوششی و پیوندی ساخته شده است.

تفاوت لایه‌بندی

بافت‌های پوششی می‌توانند تک‌لایه (ساده) یا چندلایه (مرکب) باشند. برای مثال، پوشش روده تک‌لایه استوانه‌ای و پوشش مری چندلایه سنگفرشی است. در بافت‌های چندلایه، فقط یاخته‌های زیرین (عمقی‌ترین لایه) با غشای پایه در تماس مستقیم هستند. در این بافت‌ها، یاخته‌های نزدیک به غشای پایه ممکن است مکعبی باشند و با حرکت به سمت سطح، پهن و سنگفرشی شوند.

پوشش داخلی مری از نوع سنگفرشی چندلایه است؛ این لایه‌های متعدد مانند سدی در برابر سایش فیزیکی ناشی از بلع غذا عمل می‌کنند.

واژگان کلیدی

غشای پایه
شبکه‌ای غیریاخته‌ای از پروتئین و گلیکوپروتئین زیر بافت پوششی که نقش تکیه‌گاه را دارد
بافت سنگفرشی چندلایه
بافتی با لایه‌های متعدد یاخته که در مری دیده شده و در برابر سایش مقاوم است
یاخته استوانه‌ای
یاخته‌های بلند و باریک که در روده برای جذب مواد غذایی تخصص یافته‌اند
ترشح
فرایند آزاد کردن مواد (مانند موسین یا آنزیم) از یاخته‌های پوششی به مجاری یا خون

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه رایج: تصور اینکه غشای پایه دارای یاخته است؛ غشای پایه یک ساختار غیریاخته‌ای (ماتریکس) است.
  • اشتباه رایج: تصور اینکه در مری همه یاخته‌ها به غشای پایه وصل هستند؛ در بافت‌های چندلایه فقط لایه زیرین به غشای پایه اتصال دارد.
  • اشتباه رایج: تصور اینکه یاخته‌های مکعبی فقط در بافت مکعبی هستند؛ لایه‌های عمقی بافت سنگفرشی چندلایه نیز اغلب ظاهر مکعبی دارند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • بافت پوششی با فضای بین‌یاخته‌ای اندک، سطوح داخلی و خارجی بدن را محافظت می‌کند.
  • غشای پایه از پروتئین و گلیکوپروتئین تشکیل شده و فاقد ساختار یاخته‌ای است.
  • بافت پوششی مری سنگفرشی چندلایه و بافت پوششی روده استوانه‌ای تک‌لایه است.
  • غشای پایه نقش کلیدی در اتصال یاخته‌های پوششی به یکدیگر و بافت‌های زیرین ایفا می‌کند.
  • ضخامت غشای پایه در بخش‌های مختلف بدن با توجه به نوع وظیفه بافت متفاوت است.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که یاخته‌های بافت پوششی سنگفرشی چندلایه (مثل پوست و مری) مدام در حال تقسیم هستند. یاخته‌های جدید در لایه عمقی (نزدیک به غشای پایه) ساخته شده و به سمت بالا هل داده می‌شوند تا جایگزین یاخته‌های مرده و ساییده شده در سطح شوند. این سرعت نوسازی بالا به بدن اجازه می‌دهد زخم‌ها و آسیب‌های سطحی را بسیار سریع ترمیم کند.

بافت‌های پیوندی و تنوع آن‌ها

بافت پیوندی شامل یاخته‌ها، رشته‌های پروتئینی و ماده زمینه‌ای است. بر خلاف بافت پوششی، در بیشتر بافت‌های پیوندی فاصله بین یاخته‌ها زیاد است. ماده زمینه‌ای می‌تواند مایع (خون)، نیمه‌جامد (غضروف) یا جامد (استخوان) باشد. دو نوع متداول بافت پیوندی، نوع سست و متراکم هستند.

بافت پیوندی سست و متراکم

بافت پیوندی سست دارای ماده زمینه‌ای شفاف، چسبنده و حاوی مولکول‌های درشت است و معمولاً از بافت پوششی پشتیبانی می‌کند. در این بافت تعداد یاخته‌ها بیشتر و تراکم رشته‌ها کمتر است. در مقابل، بافت پیوندی متراکم (رشته‌ای) دارای رشته‌های کلاژن فراوان و موازی است که استحکام زیادی به آن می‌بخشد (مثل زردپی و رباط).

بافت پیوندی متراکم نسبت به نوع سست، رشته‌های بیشتر اما یاخته‌ها و ماده زمینه‌ای کمتری دارد.

بافت چربی

بافت چربی نوعی بافت پیوندی است که بزرگترین ذخیره انرژی بدن محسوب می‌شود. یاخته‌های آن سرشار از تری‌گلیسرید هستند که باعث می‌شود هسته به حاشیه یاخته رانده شود. این بافت نقش ضربه‌گیری و عایق حرارتی را نیز ایفا می‌کند.

ویژگیپیوندی سستپیوندی متراکم
تعداد یاختهبیشترکمتر
رشته کلاژنکمتر/نامنظمزیاد/موازی
مقاومتکمتربیشتر

واژگان کلیدی

ماده زمینه‌ای
بستری که یاخته‌ها و رشته‌های بافت پیوندی در آن قرار دارند و جنس متنوعی دارد
کلاژن
رشته پروتئینی ضخیم و محکمی که عامل اصلی استحکام در بافت‌های پیوندی است
زردپی (تاندون)
بافت پیوندی متراکمی که ماهیچه را به استخوان متصل می‌کند
بافت چربی
نوعی بافت پیوندی تخصص‌یافته برای ذخیره انرژی، عایق‌بندی و ضربه‌گیری

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه رایج: تصور اینکه کلاژن جزئی از ماده زمینه‌ای است؛ کلاژن یک رشته پروتئینی است که در ماده زمینه‌ای قرار گرفته است.
  • اشتباه رایج: تصور اینکه بافت متراکم یاخته‌های بیشتری دارد؛ به دلیل فشردگی رشته‌ها، تعداد یاخته‌ها در بافت متراکم کمتر است.
  • اشتباه رایج: تصور اینکه یاخته‌های چربی چند هسته‌ای هستند؛ این یاخته‌ها تک هسته‌ای هستند که هسته‌شان جابه‌جا شده است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • بافت پیوندی از یاخته، رشته‌های پروتئینی (کلاژن و کشسان) و ماده زمینه‌ای تشکیل شده است.
  • بافت پیوندی سست انعطاف‌پذیر بوده و معمولاً زیر غشای پایه بافت‌های پوششی قرار دارد.
  • بافت پیوندی متراکم به دلیل فراوانی رشته‌های کلاژن موازی، مقاومت و استحکام فوق‌العاده‌ای دارد.
  • بافت چربی علاوه بر ذخیره تری‌گلیسرید، به عنوان ضربه‌گیر و عایق حرارتی عمل می‌کند.
  • رشته‌های کلاژن در بافت سست به صورت متقاطع و نامنظم و در بافت متراکم به صورت منظم قرار دارند.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که تفاوت بین گوشت قرمز سفت و نرم در آشپزی تا حد زیادی به میزان بافت پیوندی متراکم آن بستگی دارد! قطعاتی از بدن حیوان که فعالیت حرکتی زیادی دارند (مثل ماهیچه ساق)، کلاژن و بافت پیوندی متراکم بیشتری دارند و سفت‌تر هستند. پختن طولانی‌مدت باعث می‌شود این کلاژن‌های سفت به ژلاتین نرم تبدیل شوند که همان حالت لذیذ و نرم غذاهای جا افتاده است.

خلاصهٔ درس

درون یاخته و بافت‌ها چه می‌گذرد؟

Cell Biology · Human Tissues

غشای یاخته و نفوذپذیری

  • غشای دو لایه فسفولیپیدی، مرز درون و بیرون یاخته است.
  • فسفولیپیدها دارای سر آب‌دوست و دم آب‌گریز هستند.
  • کلسترول بین فسفولیپیدها به پایداری و انعطاف غشا کمک می‌کند.
  • کربوهیدرات‌ها منحصراً در سطح خارجی غشا قرار دارند.
  • پروتئین‌ها به دو صورت سطحی و سراسری در غشا دیده می‌شوند.
تراوایی نسبی (Selective permeability)
نفوذپذیری انتخابی غشای یاخته

نکته: کربوهیدرات‌های سطح غشا مانند کد پستی عمل کرده و به شناسایی یاخته کمک می‌کنند.

انتشار، اسمز و انتقال غیرفعال

  • انتقال غیرفعال بدون نیاز به انرژی زیستی (ATP) انجام می‌شود.
  • در انتشار ساده، مواد مستقیماً از بین فسفولیپیدها عبور می‌کنند.
  • انتشار تسهیل‌شده با کمک پروتئین‌های غشا صورت می‌گیرد.
  • اسمز یعنی انتشار خالص آب از عرض یک غشای نیمه‌تراوا.
  • ورود آب خالص به یاخته جانوری ← تورم و ترکیدن یاخته.
اسمز (Osmosis)
انتشار آب از غشای نیمه‌تراوا از محیط رقیق به غلیظ

نکته: پروتئین‌های آکوآپروئین سرعت عبور آب از غشا را صدها برابر افزایش می‌دهند.

انتقال فعال و وزیکول‌ها

  • انتقال فعال برخلاف شیب غلظت و با مصرف ATP انجام می‌شود.
  • انتقال فعال ذرات کوچک به کمک پروتئین‌های ناقل (پمپ) است.
  • درون‌بری با تشکیل وزیکول باعث کاهش موقت مساحت غشا می‌شود.
  • برون‌رانی با ادغام وزیکول باعث افزایش مساحت غشا می‌شود.
  • درون‌بری و برون‌رانی همواره به انرژی زیستی (ATP) نیاز دارند.
انتقال فعال (Active transport)
جابه‌جایی مواد خلاف شیب غلظت با ATP

نکته: ماکروفاژهای سیستم ایمنی با درون‌بری باکتری‌ها، آن‌ها را هضم و نابود می‌کنند.

اندامک‌های درون یاخته

  • هسته مرکز فرماندهی یاخته است و پوشش دو غشایی منافذدار دارد.
  • شبکه آندوپلاسمی زبر پروتئین‌ساز و شبکه صاف لیپیدساز است.
  • دستگاه گلژی دارای کیسه‌های مجزا برای بسته‌بندی و ترشح است.
  • میتوکندری اندامکی دو غشایی و مسئول تولید انرژی (ATP) است.
  • لیزوزوم دارای آنزیم‌های گوارشی برای تجزیه مواد زائد است.
رناتن (Ribosome)
اندامک بدون غشا و محل ساخت زنجیره پروتئینی

نکته: دنای میتوکندری مستقل از هسته بوده و فقط از طریق مادر به ارث می‌رسد.

بافت‌های پوششی و پیوندی

  • بافت پوششی با فضای بین‌یاخته‌ای کم روی غشای پایه قرار دارد.
  • پوشش مری سنگفرشی چندلایه و پوشش روده استوانه‌ای تک‌لایه است.
  • بافت پیوندی سست یاخته بیشتر و بافت متراکم کلاژن موازی دارد.
  • انواع متراکم مثل زردپی و رباط استحکام بسیار زیادی دارند.
  • یاخته چربی با ذخیره تری‌گلیسرید هسته را به حاشیه می‌راند.
غشای پایه (Basement membrane)
شبکه غیریاخته‌ای پشتیبان بافت پوششی

نکته: پختن طولانی‌مدت کلاژن سفت بافت پیوندی گوشت را به ژلاتین نرم تبدیل می‌کند.

نکات کلیدی

  • غشای یاخته دارای فسفولیپید و کلسترول است، نه تری‌گلیسرید.
  • پس از تعادل اسمزی، عبور آب متوقف نمی‌شود بلکه رفت‌وآمد خالص صفر است.
  • باکتری‌ها به علت نداشتن سیستم وزیکولی، درون‌بری انجام نمی‌دهند.
  • ریبوزوم منحصراً روی شبکه زبر و پوشش هسته وجود دارد، نه شبکه صاف.
  • غشای پایه ساختاری غیریاخته‌ای است و فاقد هرگونه یاخته زنده است.
  • یاخته چربی تک‌هسته‌ای است و هسته آن به حاشیه رانده شده است.

یک تست از این درس

خودت را بسنج

با مقایسه ویژگی‌های عمومی بافت‌های پوششی و پیوندی در بدن انسان، کدام مورد درست است؟

  1. هر دو بافت در بیش از سه شکل متفاوت در بدن یافت شده و همواره ماده زمینه‌ای فراوانی در اطراف یاخته‌های خود دارند.
  2. یاخته‌های بافت پیوندی همگی فاقد فواصل بین‌یاخته‌ای بوده و غشای پایه‌ای بدون یاخته آن‌ها را به یکدیگر متصل نگه می‌دارد.
  3. ماده زمینه‌ای بافت پوششی می‌تواند مایع، جامد یا نیمه‌جامد باشد در حالی که بافت پیوندی به طور کامل فاقد ماده زمینه‌ای است.
  4. هر دو بافت با گلیکوپروتئین‌ها در تماس هستند، اما برخلاف بافت پیوندی، بافت پوششی در یک یا چند لایه سازمان‌دهی می‌شود.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۴

یاخته‌های هر دو بافت در غشا و محیط خود با گلیکوپروتئین‌ها در تماس هستند (غشای پایه بافت پوششی و ماده زمینه‌ای بافت پیوندی سست). همچنین بافت پوششی در یک یا چند لایه سازمان‌دهی می‌شود (تک‌لایه یا چندلایه)، در حالی که بافت پیوندی سازمان‌دهی لایه‌ای ندارد. بنابراین گزینه چهارم درست است. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه اول: بافت پوششی برخلاف بافت پیوندی، فاقد ماده زمینه‌ای فراوان است و یاخته‌های آن بسیار به یکدیگر نزدیک هستند. گزینه دوم: یاخته‌های بافت پیوندی دارای فاصله از یکدیگر هستند و غشای پایه مخصوص بافت‌های پوششی است. گزینه سوم: این ویژگی‌های تنوع ماده زمینه‌ای (مایع، جامد، نیمه‌جامد) مربوط به بافت پیوندی است، نه بافت پوششی.

تمرین بیشتر در اپ

درس‌های دیگر این بخش · زیست دهم