جراحی پلاستیک

10 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

شکستگی‌های کمپلکس صورت (طبقه‌بندی LeFort)

شکستگی‌های صورت بر اساس الگوی درگیری استخوانی به سه دسته اصلی تقسیم می‌شوند که به نام طبقه‌بندی LeFort شناخته می‌شوند. دقیق‌ترین روش برای ارزیابی این شکستگی‌های پیچیده، CT اسکن با مقاطع آگزیال و کرونال (و بازسازی ۳بعدی) است. این روش جایگزین رادیوگرافی‌های سنتی مانند نمای واترز شده است.

انواع شکستگی‌های LeFort

در LeFort I (شکستگی عرضی)، خط شکستگی از بالای ریشه دندان‌ها عبور کرده و فک بالا را شناور می‌کند، اما قسمت فوقانی بینی و اربیت ثابت باقی می‌مانند. LeFort II (شکستگی هرمی) منجر به شناور شدن یک قطعه مثلثی در مرکز صورت می‌شود؛ در این نوع، نشت مایع مغزی‌نخاعی (CSF) شایع است. شدیدترین نوع، LeFort III یا جداشدگی کامل صورت از جمجمه (Craniofacial disjunction) است که با بی‌ثباتی شدید و علائم شکستگی قاعده جمجمه همراه است.

در تمام شکستگی‌های LeFort، درگیری صفحات پتریگوئید (Pterygoid plates) یک ویژگی مشترک و ضروری برای تشخیص است.

علائم بالینی و مدیریت

مال‌اکلوژن (Open-bite) در نوع I و II بسیار شایع است. در صورت وجود رینوره CSF، استفاده از لوله نازوگاستریک و فین کردن (Nose blowing) اکیداً ممنوع است. جالب است که جااندازی زودهنگام شکستگی‌ها معمولاً منجر به توقف نشت CSF می‌شود.

ویژگیLeFort ILeFort IILeFort III
نام مستعارافقیهرمیجداشدگی کامل
ثبات زیگوما
نشت CSFنادرشایعبسیار شایع

واژگان کلیدی

Craniofacial Disjunction
جدا شدن کامل استخوان‌های میان‌صورت از پایه جمجمه که در شکستگی LeFort III رخ می‌دهد.
Malocclusion
جفت نشدن صحیح دندان‌های فک بالا و پایین روی یکدیگر به دلیل جابجایی استخوانی.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه در مورد ثبات اربیت در LeFort I: برخلاف انواع II و III، در نوع اول قسمت فوقانی بینی و اربیت کاملاً ثابت هستند.
  • تصور نادرست از نایابی نشت CSF در LeFort II: نشت مایع مغزی‌نخاعی در این نوع برخلاف تصور، نسبتاً شایع است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • شکستگی‌های LeFort ماگزیلا را در سطوح مختلف درگیر کرده و همگی شامل شکستگی صفحات پتریگوئید هستند.
  • بهترین روش تصویربرداری برای این جراحات، CT اسکن با بازسازی سه‌بعدی است.
  • LeFort I ثابت ماندن اربیت، LeFort II قطعه هرمی و LeFort III جداشدگی کل صورت را توصیف می‌کند.
  • در صورت نشت CSF، مداخلات از راه بینی (Nose blowing/NG tube) ممنوع است.
  • جااندازی سریع استخوان‌ها برای کنترل نشت مایع مغزی‌نخاعی اولویت دارد.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید «رنه لفور»، پزشک فرانسوی، این طبقه‌بندی را در سال ۱۹۰۱ با انجام آزمایش‌های ضربه بر روی جمجمه اجساد ابداع کرد. او متوجه شد که صورت همیشه در ضعیف‌ترین نقاط آناتومیک خود دچار شکستگی می‌شود. امروزه با وجود ابزارهای پیشرفته‌ای مثل CT اسکن، هنوز هم جراحان بر اساس مشاهدات صد سال پیش او، عمل‌های بازسازی صورت را برنامه‌ریزی می‌کنند.

تروماهای اختصاصی جمجمه و صورت

آسیب‌های استخوانی و بافت نرم در ناحیه سر و صورت نیازمند تشخیص افتراقی دقیق هستند. شکستگی قاعده جمجمه معمولاً بر اساس علائم بالینی تشخیص داده می‌شود. نشانه‌های کلاسیک آن شامل اکیموز پشت گوش (Battle sign)، اکیموز دو طرفه دور چشم (Raccoon eyes) و خونریزی پشت پرده صماخ (هموتمپانوم) است.

شکستگی‌های مندیبل و زیگوما

شکستگی مندیبل (فک پایین) بیشتر در نواحی کوندیلار، تنه (ناحیه مولار) و زاویه رخ می‌دهد. اگر شکستگی در ناحیه دندان‌دار باشد، یک شکستگی باز تلقی شده و پروفیلاکسی با پنی‌سیلین (یا کلیندامایسین در صورت آلرژی) ضروری است. نمای Panorex بهترین روش رادیوگرافیک برای مندیبل است. در مقابل، شکستگی زیگوما (استخوان گونه) با علائمی مثل صاف شدن برجستگی گونه، دوبینی (دیپلوپی) و جابجایی کانتوس خارجی چشم (Oblique canting) تظاهر می‌یابد.

برای مثال، بیماری که پس از تروما دچار «کریپتوس» (صدای خش‌خش) در فک تحتانی می‌شود، حتی اگر علامت دیگری نداشته باشد، این یافته پاتوگنومونیک (اختصاصی) برای شکستگی مندیبل است.

اورژانس‌های بینی و فک

هماتوم سپتوم بینی یک فوریت جراحی است؛ تجمع خون باید بلافاصله تخلیه شود تا از نکروز غضروف و ایجاد بینی زینی‌شکل (Saddle nose) جلوگیری شود. همچنین در رفتگی کوندیل فک منجر به ناتوانی در بستن دهان می‌شود که به دلیل اسپاسم عضلات، ممکن است نیاز به آرام‌بخشی (Sedation) برای جااندازی داشته باشد.

هماتوم سپتوم باید بلافاصله تخلیه شود، اما جااندازی شکستگی استخوان بینی بهتر است تا زمان فروکش کردن ادم (۳ تا ۷ روز بعد) به تأخیر بیفتد.

واژگان کلیدی

Battle sign
اکیموز ناحیه ماستوئید (پشت گوش) که نشان‌دهنده شکستگی قاعده جمجمه است.
Saddle nose
بدشکلی بینی که در اثر تخریب غضروف سپتوم (مثلاً بر اثر هماتوم تخلیه نشده) ایجاد می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه گرفتن علامت اصلی زیگوما: برخلاف شکستگی‌های ماگزیلا، مال‌اکلوژن (جفت نشدن دندان‌ها) نشانه رایجی در شکستگی ایزوله زیگوما نیست.
  • تعجیل در جااندازی استخوان بینی: جااندازی نباید بلافاصله انجام شود؛ بهترین زمان پس از رفع ادم است، اما نباید بیش از ۱۰ روز به تأخیر بیفتد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • نشانه‌های Raccoon eyes و Battle sign تشخیص‌های بالینی قوی برای شکستگی قاعده جمجمه هستند.
  • شایع‌ترین محل شکستگی مندیبل ناحیه کوندیلار است و نمای Panorex ابزار تشخیصی ارجح آن است.
  • شکستگی مندیبل در ناحیه دندان‌دار همیشه نیازمند آنتی‌بیوتیک پروفیلاکسی (پنی‌سیلین) است.
  • تخلیه هماتوم سپتوم بینی برای جلوگیری از نکروز غضروف و دفورمیتی زینی‌شکل، اورژانسی است.
  • شکستگی زیگوما با صاف شدن گونه و تغییر شکل شیار پلکی (Oblique canting) مشخص می‌شود.

نکتهٔ تکمیلی

آیا می‌دانستید که «Raccoon eyes» یا چشم‌های راکونی همیشه بلافاصله ظاهر نمی‌شوند؟ این کبودی‌ها معمولاً ۲ تا ۳ روز طول می‌کشد تا بر اثر نشت خون از شکستگی‌های قاعده جمجمه به بافت‌های نرم اطراف مدار چشم برسند. بنابراین، عدم وجود آن در ساعات اولیه تروما، ردکننده شکستگی‌های خطرناک جمجمه نیست.

آناتومی و ارزیابی عصبی-عروقی دست

دست دارای آناتومی عصبی پیچیده‌ای است که شامل سه عصب اصلی مدیان، اولنار و رادیال است. عصب مدیان از داخل تونل کارپال عبور کرده و مسئول Opposition شست و حس سطح پالمار انگشتان شست تا نیمه رادیال انگشت حلقه است. عصب اولنار از داخل کانال گایون عبور کرده و عصب‌دهی عضلات بین‌استخوانی (Interosseous) جهت ابدکسیون و ادکسیون انگشتان و حس انگشت کوچک را بر عهده دارد. عصب رادیال نیز مسئولیت اصلی اکستانسیون مچ دست را داراست.

ساختارهای تونل کارپال و شکاف آناتومیک

تونل کارپال حاوی عصب مدیان و ۹ تاندون (۴ تاندون FDS، ۴ تاندون FDP و ۱ تاندون FPL) است. در ارزیابی شکستگی‌های مچ، تندرنس در انفارکتوس اسناف‌باکس (Anatomic snuffbox) حتی با رادیوگرافی نرمال، نشان‌دهنده شکستگی اسکافوئید است؛ تاخیر در درمان آن منجر به نکروز آواسکولار به دلیل خونرسانی رتروگراد می‌شود.

عصبحرکت شاخصناحیه حس
مدیانOpposition شستنوک انگشت اشاره
اولناردور/نزدیک کردن انگشتانانگشت کوچک
رادیالاکستانسیون مچپشت دست (پره اول)

معاینات بالینی تخصصی

تست آلن (Allen test) برای بررسی کفایت قوس عروقی شریان‌های اولنار و رادیال قبل از هرگونه مداخله استفاده می‌شود. برای افتراق عملکرد تاندون‌ها، باید دانست که FDS مسئول فلکسیون مفصل PIP و FDP مسئول فلکسیون مفصل DIP است. در معاینه FDP، سایر مفاصل انگشت باید در اکستانسیون ثابت بمانند.

برای به خاطر سپردن عضلات عصب‌دهی شده توسط مدیان در دست، از مخفف FOAL (Flexor pollicis brevis, Opponens, Abductor brevis, Lumbricals) استفاده کنید.

واژگان کلیدی

Opposition
توانایی مقابل قرار دادن نوک انگشت شست با نوک سایر انگشتان که توسط عصب مدیان کنترل می‌شود.
FOAL
مخفف عضلات تحت کنترل عصب مدیان شامل فلکسور کوتاه‌شست، اپوننس، ابداکتور کوتاه‌شست و دو لومبریکال خارجی.

اشتباه‌های رایج

  • ترکیب وظایف FDS و FDP: به یاد داشته باشید FDP تنها عضله‌ای است که مفصل انتهای انگشت (DIP) را خم می‌کند.
  • اشتباه در عصب‌دهی Adductor Pollicis: برخلاف سایر عضلات شست، این عضله توسط عصب اولنار عصب‌دهی می‌شود، نه مدیان.
  • غفلت از عصب رادیال: عصب رادیال مسئول اکستانسیون مچ است، نه فلکسیون انگشتان یا مقابل قرار دادن شست.

جمع‌بندی این مفهوم

  • عصب مدیان حس ۳.۵ انگشت رادیال و حرکت Opposition را بر عهده دارد و از تونل کارپال عبور می‌کند.
  • عصب اولنار مسئول حرکات ظریف انگشتان (ابدکسیون/ادکسیون) و حس انگشت کوچک است.
  • عصب رادیال مسئول اکستانسیون مچ و حس پشت دست در فضای بین شست و اشاره است.
  • تندرنس در اسناف‌باکس آناتومیک علامت کلیدی شکستگی اسکافوئید و خطر نکروز آواسکولار است.
  • تست آلن پیش‌شرط ضروری برای ارزیابی سلامت عروقی دست قبل از جراحی یا کاتتریزاسیون است.

نکتهٔ تکمیلی

آیا می‌دانستید که استخوان اسکافوئید نام خود را از واژه یونانی «اسکافوس» به معنای قایق گرفته است؟ جالب‌تر اینکه این استخوان از انتهای خود (دیستال به پروگزیمال) خون می‌گیرد. یعنی اگر از وسط بشکند، قسمت بالایی آن کاملاً از منبع خون جدا می‌شود. به همین دلیل است که پزشکان حتی با وجود عکس رادیولوژی سالم، اگر در ناحیه «اسناف باکس» احساس درد کنید، مچ شما را گچ می‌گیرند؛ چون نکروز این استخوان می‌تواند باعث از کار افتادن کل مچ دست شود.

بیماری‌ها و آسیب‌های سیستمیک دست

برخی بیماری‌های دست ماهیت مزمن یا ساختاری دارند. سندرم تونل کارپال ناشی از فشار بر عصب مدیان است و با تست‌های Phalen (فلکسیون مچ) و Tinel (ضربدر زدن روی عصب) تشخیص داده می‌شود. بیماری دوپویترن یک اختلال فیبروز پیشرونده است که به دلیل تغییر در کلاژن نوع ۳، منجر به ضخیم شدن فاشیای کف دست می‌شود. این بیماری در مردان ۷ برابر شایع‌تر است و اندیکاسیون جراحی آن کنتراکچر بیش از ۳۰ درجه در MCP یا هر میزان کنتراکچر در PIP است.

دفورمیتی‌های انگشت و شکستگی‌های متاکارپ

آسیب‌های تاندونی منجر به الگوهای خاصی می‌شوند: Mallet finger (پارگی اکستانسور در DIP)، Boutonniere (فلکسیون PIP و اکستانسیون DIP). در شکستگی گردن متاکارپ‌ها، متاکارپ ۲ و ۳ بسیار حساس هستند و هیچ زاویه‌ای در آن‌ها قابل قبول نیست و نیاز به جااندازی دارند. همچنین ناحیه ۲ دست به دلیل دشواری ترمیم تاندون، No man's land نامیده می‌شود.

برای مثال، فردی که انگشتش در اثر ضربه توپ بسکتبال در حالت خمیده باقی مانده و نمی‌تواند نوک آن را صاف کند، دچار Mallet finger شده است که نشان‌دهنده پارگی تاندون اکستانسور در مفصل DIP است.

مدیریت قطع عضو و وضعیت ایمن

برای بی‌حرکت کردن دست، باید از Safe Position استفاده کرد: مچ در ۲۰ تا ۳۰ درجه اکستانسیون، مفاصل MCP در فلکسیون ۸۰ درجه و مفاصل IP صاف. در موارد قطع عضو (Amputation)، شانس پیوند مجدد در کودکان، قطع شست و قطع دیستال به PIP بیشتر است. عضو آمپوته باید در گاز مرطوب پیچیده، در کیسه پلاستیکی قرار گرفته و سپس در ظرف حاوی یخ (بدون تماس مستقیم) منتقل شود.

در انتقال عضو قطع شده، تماس مستقیم با یخ یا غوطه‌ور کردن در سالین ممنوع است و باعث آسیب بافتی می‌شود.

واژگان کلیدی

No man's land
ناحیه ۲ فلكسورهای دست (بین چین پالمار دیستال تا وسط انگشت) که به دلیل چسبندگی زیاد، جراحی سختی دارد.
Safe Position
وضعیتی برای آتل‌بندی دست که لیگامان‌های جانبی را در حداکثر طول قرار داده و از خشکی مفصل جلوگیری می‌کند.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه در اندیکاسیون دوپویترن: کنتراکچر ۲۰ درجه در MCP نیازی به جراحی ندارد، این عدد باید بالای ۳۰ درجه باشد.
  • تصور پیوند برای موارد له شده: در اعضای آمپوته‌ای که به شدت له (Crush) یا کنده (Avulse) شده‌اند، پیوند مجدد معمولاً توصیه نمی‌شود.
  • اشتباه در زاویه مچ در حالت ایمن: مچ دست باید در «اکستانسیون» باشد، نه فلکسیون.

جمع‌بندی این مفهوم

  • سندرم تونل کارپال با کرختی شبانه و تست‌های فالن و تینل مثبت مشخص می‌شود.
  • بیماری دوپویترن به دلیل اختلال کلاژن نوع ۳ رخ داده و درمان اصلی آن اکسیزیون فاشیا است.
  • در شکستگی متاکارپ ۲ و ۳، هیچ زاویه‌ای قابل پذیرش نیست و جااندازی الزامی است.
  • وضعیت ایمن (Safe Position) شامل اکستانسیون مچ و فلکسیون مفاصل MCP برای جلوگیری از صدمات مفصلی است.
  • عضو قطع شده باید سرد منتقل شود اما نباید در تماس مستقیم با یخ یا آب قرار گیرد.

نکتهٔ تکمیلی

اصطلاح «No man's land» اولین بار توسط جراح بزرگ، استرلینگ بونل، ابداع شد. او معتقد بود این ناحیه از دست چنان پیچیده و مستعد چسبندگی است که هیچ جراحی نباید جرئت ورود به آن را داشته باشد! البته امروزه با تکنیک‌های میکروسکوپی مدرن، این ناحیه دیگر غیرقابل دسترس نیست، اما هنوز هم یکی از چالش‌برانگیزترین مناطق برای جراحان پلاستیک و ارتوپد به شمار می‌رود.

عفونت‌های چرکی و تخصصی دست

عفونت‌های دست اورژانس‌های جراحی هستند که تأخیر در درمان آن‌ها منجر به از دست رفتن دائمی عملکرد می‌شود. فلون (Felon) عفونت پولپ انگشت است که به دلیل سپتوم‌های فیبروز عمودی، فشار شدیدی ایجاد کرده و درد ضربان‌دار دارد. پارونیشی عفونت چین دور ناخن است؛ اگر با تجمع چرک (Fluctuation) همراه باشد، درمان اصلی درناژ جراحی است.

تنوسینوویت چرکی فلکسور

این عفونت خطرناک در غلاف تاندون رخ می‌دهد و با ۴ نشانه Kanavel تشخیص داده می‌شود. کلیدی‌ترین علامت، درد شدید هنگام اکستانسیون پاسیو است. درمان اولیه آنتی‌بیوتیک وریدی و بالا نگه داشتن اندام است، اما اگر پس از ۲۴ ساعت بهبودی حاصل نشد، درناژ جراحی فوری الزامی است.

عفونتمحل درگیریدرمان اصلی
فلونپولپ نوک انگشتدرناژ لترال
پارونیشیچین دور ناخندرناژ چرک
تنوسینوویتغلاف تاندوندرناژ/آنتی‌بیوتیک
هرپتیک ویتلوکل انگشت (وزیکول)درمان دارویی (نه جراحی)

گازگرفتگی انسان (Fight Bite)

زخم‌های ناشی از برخورد مشت به دندان (معمولاً در مفصل MCP) به شدت آلوده هستند. این زخم‌ها هرگز نباید به صورت اولیه بخیه شوند (بجز در صورت). بیمار باید بستری شده، تحت دبریدمان قرار گرفته و آنتی‌بیوتیک وریدی دریافت کند. بستن این زخم‌ها منجر به تجمع عفونت و تخریب مفصل می‌شود.

درناژ جراحی اساس درمان عفونت‌های باکتریایی دست است، اما در هرپتیک ویتلو (عفونت ویروسی)، جراحی کنتراندیکاسیون دارد و وضعیت را بدتر می‌کند.

واژگان کلیدی

Kanavel Signs
چهار نشانه شامل وضعیت فلکسیون انگشت، تورم دوکی، تندرنس غلاف و درد هنگام صاف کردن انگشت.
Herpetic Whitlow
عفونت ویروسی انگشت (هرپس) که نباید تحت درناژ جراحی قرار بگیرد.

اشتباه‌های رایج

  • درناژ هرپتیک ویتلو: فکر کردن به اینکه هر تاول یا زخمی در انگشت نیاز به تیغ جراحی دارد؛ جراحی در هرپس ممنوع است.
  • بخیه زدن گازگرفتگی: بستن اولیه زخم ناشی از گازگرفتگی انسان در دست یکی از خطرناک‌ترین اشتباهات است.
  • ادامه درمان دارویی ناموفق: اگر تنوسینوویت پس از ۲۴ ساعت به آنتی‌بیوتیک پاسخ نداد، نباید دارو را ادامه داد و باید سریعاً جراحی کرد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • درناژ جراحی درمان انتخابی در فلون، پارونیشی چرکی و تنوسینوویت فلکسور است.
  • چهار نشانه کاناول، به ویژه درد در اکستانسیون پاسیو، تشخیص‌دهنده تنوسینوویت غلاف تاندون هستند.
  • برش جراحی فلون در شست باید در سمت رادیال و در سایر انگشتان در سمت اولنار باشد.
  • زخم‌های گازگرفتگی انسان (Fight Bite) نباید بخیه شوند و نیاز به بستری و درمان وریدی دارند.
  • درمان هرپتیک ویتلو صرفاً دارویی است و ایجاد برش در آن منجر به عفونت ثانویه می‌شود.

نکتهٔ تکمیلی

چرا در گازگرفتگی انسان اینقدر سخت‌گیری می‌شود؟ دهان انسان حاوی بیش از ۱۰۰ میلیون باکتری در هر میلی‌لیتر بزاق است! در زخم‌های «Fight bite»، وقتی مشت شما با دندان طرف مقابل برخورد می‌کند، تاندون‌ها و مفاصل در حالت فلکسیون هستند. وقتی مشتتان را باز می‌کنید، باکتری‌های دهان حریف زیر تاندون‌ها حبس می‌شوند. به همین دلیل است که این زخم‌ها از گازگرفتگی بسیاری از حیوانات خطرناک‌ترند و هرگز نباید راه خروج چرک آن‌ها را با بخیه ببندید.

اصول ترمیم زخم، گرافت و فلاپ

ترمیم زخم به سه روش انجام می‌شود: روش اولیه (بخیه زدن زخم تمیز)، روش ثانویه (باز گذاشتن زخم برای ترمیم طبیعی) که در آن فاز التهابی طولانی است، و روش ثالثیه (بستن تاخیری) که برای زخم‌های عفونی یا له شده استفاده می‌شود. در روش ثانویه، احتمال عفونت مجدد بسیار کم است چون زخم راه تخلیه دارد.

گرافت‌های پوستی

گرافت‌ها به دو نوع Split-thickness (بخشی از درم) و Full-thickness (تمام درم) تقسیم می‌شوند. هرچه گرافت نازک‌تر باشد، احتمال موفقیت پیوند (بقای آن) بیشتر است، اما از نظر زیبایی ضعیف‌تر است. گرافت‌های تمام ضخامت ظاهر طبیعی‌تری دارند و جمع‌شدگی ثانویه کمتری دارند. برای موفقیت گرافت، بستر زخم باید عروقی باشد (مثل پری‌کندریوم یا پریوست)؛ گرافت روی تاندون یا استخوان بدون پوشش شکست می‌خورد.

نوع گرافتضخامت درمبقای پیوندزیبایی
STSGنازک/متوسطبسیار بالامتوسط
FTSGکاملکمترعالی

فلاپ‌ها و زخم بستر

در موارد نقص بافتی عمیق یا روی ساختمان‌های آواسکولار، از فلاپ (انتقال بافت با خونرسانی خودش) استفاده می‌شود. فلاپ میوکوتانئوس (عضله+پوست) مثل گلوتئوس ماگزیموس، استاندارد طلایی درمان زحم بستر گرید ۳ و ۴ است. زخم بستر در اثر فشار بالای ۳۰ میلی‌متر جیوه برای بیش از ۲ ساعت بر روی برجستگی‌های استخوانی (ساکروم، تروکانتر) ایجاد می‌شود.

هرچه گرافت ضخیم‌تر باشد، جمع‌شدگی اولیه (بلافاصله پس از برداشت) بیشتر و جمع‌شدگی ثانویه (در طول زمان) کمتر است.

واژگان کلیدی

Secondary Intention
ترمیم خودبه‌خودی زخم بدون بخیه زدن، از طریق تشکیل بافت گرانولاسیون و اپیتلیالیزاسیون.
Allograft
گرافتی که از یک فرد دیگر از همان گونه (معمولاً جسد) تهیه می‌شود و جنبه موقتی دارد.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه در ضخامت STSG: این گرافت فقط از اپیدرم نیست، بلکه بخشی از درم را هم شامل می‌شود.
  • محل‌های شایع زخم بستر: ساق پا محل شایعی برای زخم فشاری نیست؛ ساکروم و تروکانتر شایع‌ترین هستند.
  • تصور دائمی بودن آلوگرافت: آلوگرافت و زنوگرافت معمولاً پس زده می‌شوند و فقط برای پوشش موقت هستند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • ترمیم اولیه برای زخم تمیز، ثانویه برای زخم عفونی باز و ثالثیه برای زخم‌های آلوده با بستن تاخیری است.
  • گرافت‌های نازک‌تر شانس بقای بیشتری دارند اما ظاهرشان کمتر طبیعی است.
  • گرافت روی سطوح بدون خونرسانی (تاندون/استخوان فاقد پوشش) زنده نمی‌ماند.
  • زخم بستر ناشی از فشار طولانی بر برجستگی‌های استخوانی است و با فلاپ‌های عضلانی درمان می‌شود.
  • ناحیه دهنده در گرافت STSG به صورت خودبه‌خودی ترمیم (Reepithelialization) می‌شود.

نکتهٔ تکمیلی

تفاوت بین جمع‌شدگی اولیه و ثانویه همیشه گیج‌کننده است. یک راه ساده برای یادآوری: جمع‌شدگی اولیه تقصیر الاستین است (مثل کش) و چون گرافت ضخیم الاستین بیشتری دارد، بیشتر جمع می‌شود. اما جمع‌شدگی ثانویه تقصیر میوفیبروبلاست‌های بستر زخم است؛ گرافت ضخیم مثل یک سد محکم جلوی انقباض آن‌ها می‌ایستد، پس در نهایت کمتر کوچک می‌شود. به همین دلیل برای زیبایی صورت همیشه از گرافت تمام‌ضخامت استفاده می‌کنیم تا چهره فرد دفرمه نشود.

پروتکل واکسیناسیون کزاز پس از تروما

پیشگیری از کزاز پس از هر نوع جراحت یا زخم، بر اساس دو فاکتور نوع زخم و سابقه واکسیناسیون بیمار تعیین می‌شود. زخم‌ها به دو دسته «تمیز یا غیرمستعد کزاز» (Nontetanus prone) و «آلوده یا مستعد کزاز» (Tetanus prone) تقسیم می‌شوند. زخم‌های ناشی از سوختگی، له شدگی، گازگرفتگی یا زخم‌های عمیقی که با خاک و مدفوع در تماس بوده‌اند، مستعد کزاز محسوب می‌شوند.

قواعد تجویز واکسن و ایمونوگلوبولین (TIG)

در افرادی که واکسیناسیون کامل (حداقل ۳ دوز) داشته‌اند، تجویز واکسن (توکسوئید) بستگی به زمان سپری شده از آخرین دوز دارد. اگر کمتر از ۱۰ سال (در زخم تمیز) یا کمتر از ۵ سال (در زخم مستعد کزاز) گذشته باشد، هیچ اقدامی لازم نیست. ایمونوگلوبولین کزاز (TIG) فقط در یک حالت تجویز می‌شود: زخم مستعد کزاز در بیماری که واکسیناسیون او نامشخص یا ناقص (کمتر از ۳ دوز) است.

نوع زخمواکسیناسیون ناقصواکسیناسیون کامل
تمیزفقط واکسننیاز ندارد (<۱۰ سال)
آلودهواکسن + TIGنیاز ندارد (<۵ سال)

در زخم‌های تمیز، تحت هیچ شرایطی نیاز به تجویز ایمونوگلوبولین کزاز (TIG) نیست، حتی اگر بیمار اصلاً واکسینه نشده باشد.

واژگان کلیدی

Tetanus Toxoid
واکسن حاوی سم غیرفعال شده کزاز که ایمنی فعال و طولانی‌مدت ایجاد می‌کند.
TIG
ایمونوگلوبولین کزاز که حاوی آنتی‌بادی‌های آماده است و ایمنی فوری اما کوتاه‌مدت ایجاد می‌کند.

اشتباه‌های رایج

  • تجویز TIG در زخم تمیز: بسیاری به اشتباه برای هر زخم مشکوکی TIG تجویز می‌کنند، در حالی که در زخم تمیز فقط واکسن کافی است.
  • نادیده گرفتن سابقه ۵ ساله: در زخم‌های آلوده، اگر بیش از ۵ سال از دوز قبل گذشته باشد، واکسن الزامی است (برخلاف قانون ۱۰ ساله زخم‌های تمیز).

جمع‌بندی این مفهوم

  • پروتکل کزاز بر اساس تمیز یا آلوده بودن زخم و تعداد دوزهای قبلی واکسن است.
  • زخم تمیز در فرد باسابقه ناقص یا نامشخص فقط نیاز به واکسن دارد.
  • زخم آلوده در فرد باسابقه ناقص یا نامشخص نیاز به همزمان واکسن و TIG دارد.
  • اگر واکسیناسیون کامل باشد، دوز یادآور برای زخم تمیز هر ۱۰ سال و برای زخم آلوده هر ۵ سال است.
  • در صورت نیاز به واکسیناسیون جدید، برنامه شامل ۳ دوز (بدو مراجعه، یک ماه و ۶ ماه بعد) است.

نکتهٔ تکمیلی

شاید بپرسید چرا در زخم تمیز به فرد غیرواکسینه TIG نمی‌دهیم؟ دلیلش این است که باکتری کزاز (کلستریدیوم تتانی) بی‌هوازی اجباری است. یعنی فقط در محیط‌های بدون اکسیژن مثل زخم‌های عمیق، له شده و مرده رشد می‌کند. در یک زخم سطحی و تمیز، اکسیژن هوا مانع از فعالیت باکتری می‌شود، پس فرصت کافی داریم تا با تزریق واکسن، سیستم ایمنی خود بیمار را فعال کنیم و نیازی به تزریق آنتی‌بادی آماده (TIG) نیست.

ناهنجاری‌ها و تومورهای شایع پوستی و مادرزادی

ضایعات پوستی طیف وسیعی از خوش‌خیم تا پیش‌بدخیم را شامل می‌شوند. همانژیوم شیرخوارگی شایع‌ترین تومور خوش‌خیم نوزادی است که فاز رشد سریع و سپس پسرفت خودبه‌خودی دارد. خط اول درمان آن پروپرانولول است. در مقابل، مالفورماسیون‌های عروقی از بدو تولد ثابت بوده و هرگز پسرفت نمی‌کنند.

ضایعات پیگمانته و خوش‌خیم

کراتوز سبورئیک ضایعه‌ای کاملاً خوش‌خیم با نمای «چسبیده به پوست» (Stuck-on) است، در حالی که کراتوز اکتینیک ضایعه‌ای پیش‌بدخیم ناشی از نور خورشید است که باید برداشته شود. برای غربالگری ملانوم از قانون ABCDE استفاده می‌شود؛ تغییر در اندازه، حاشیه نامنظم و تنوع رنگ (قهوه‌ای تا سیاه) اندیکاسیون قطعی اکسیزیون هستند.

به‌عنوان مثال، یک خال که قطر آن بزرگتر از ۶ میلی‌متر شده و لبه‌های دندانه‌دار پیدا کرده است، باید سریعاً برداشته و به پاتولوژی ارسال شود.

ناهنجاری‌های مادرزادی

شکاف کام و سین‌داکتیلی (چسبندگی انگشتان) معمولاً بین ۶ تا ۱۲ ماهگی جراحی می‌شوند تا از اختلال در تکلم و رشد استخوانی جلوگیری شود. سکانس پیر-روبین نیز یک تریاد شامل فک کوچک (میکروگناتیا)، عقب رفتن زبان و شکاف کام (نه شکاف لب) است که منجر به مشکلات تنفسی نوزاد می‌شود.

میکروتیا (گوش کوچک مادرزادی) برخلاف سایر ناهنجاری‌ها، پس از ۶ سالگی ترمیم می‌شود تا لاله گوش به اندازه بزرگسالی رسیده باشد.

واژگان کلیدی

ABCDE
سیستم غربالگری ملانوم (Asymmetry, Border, Color, Diameter, Evolving).
Involution
فرآیند پسرفت خودبه‌خودی ضایعه که در همانژیوم‌ها دیده می‌شود اما در مالفورماسیون‌ها خیر.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه بین کراتوز سبورئیک و اکتینیک: سبورئیک خوش‌خیم است، اما اکتینیک پیش‌بدخیم است و می‌تواند به سرطان (SCC) تبدیل شود.
  • اجزای تریاد پیر-روبین: این تریاد شامل شکاف کام است، نه شکاف لب.
  • زمان جراحی میکروتیا: ترمیم آن نباید در نوزادی انجام شود؛ باید تا ۶ سالگی برای رشد کافی غضروف صبر کرد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • همانژیوم‌ها با پروپرانولول درمان شده و معمولاً پسرفت می‌کنند، اما مالفورماسیون‌ها نیاز به جراحی یا لیزر دارند.
  • خال‌های دیسپلاستیک و کراتوز اکتینیک به دلیل پتانسیل بدخیمی نیاز به مداخله دارند.
  • کلویید اسکاری است که از مرز زخم فراتر می‌رود و در نژاد آسیایی و سیاه‌پوستان شایع‌تر است.
  • ترمیم شکاف کام و سین‌داکتیلی برای حفظ تکلم و رشد، عمدتاً پیش از یک سالگی انجام می‌شود.
  • تغییر رنگ، حاشیه نامنظم و برجستگی جدید در یک خال، علائم هشداردهنده ملانوم هستند.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که برای بازسازی گوش در بچه‌های مبتلا به میکروتیا، جراحان پلاستیک از قفسه سینه خود کودک غضروف برمی‌دارند! دلیل اینکه تا ۶ یا ۷ سالگی صبر می‌کنند این است که غضروف دنده‌ای کودک باید به اندازه کافی سفت و بزرگ شده باشد تا بتوان آن را شبیه یک لاله گوش تراشید. همچنین در این سن، گوش سالم فرد به حدود ۸۵ تا ۹۰ درصد اندازه بزرگسالی رسیده است و پزشک می‌تواند گوش جدید را دقیقاً هم‌اندازه گوش دیگر بسازد تا تقارن صورت حفظ شود.

آسیب‌های محیطی و مراقبت‌های اختصاصی پستان

یخ‌زدگی (Frostbite) منجر به آسیب مستقیم سلولی و ترومبوز عروقی می‌شود. درمان استاندارد شامل گرم کردن مجدد سریع در آب ۴۰ تا ۴۲ درجه و استفاده از هپارین وریدی برای مقابله با لخته‌های عروقی است.

ایمپلانت پستان و عوارض آن

MRI بهترین روش برای تشخیص پارگی ایمپلانت‌های سیلیکونی است؛ ماموگرافی در این مورد دقت کافی ندارد. طبق توصیه، اولین MRI غربالگری باید ۳ سال بعد از عمل و سپس هر ۲ سال تکرار شود. یکی از عوارض نادر اما جدی، BIA-ALCL (یک نوع لنفوم) است که در ایمپلانت‌های با سطح خشن (Textured) شایع‌تر است و اولین علامت آن سرومای تاخیری (تجمع مایع پس از یک سال) است.

MRI روش استاندارد طلایی (Gold Standard) برای ارزیابی نشت یا پارگی ایمپلانت‌های پستان است.

برای مثال، اگر بیماری که ۱۰ سال پیش پروتز پستان گذاشته، ناگهان دچار تورم و تجمع مایع شود، پزشک باید بلافاصله آزمایش CD30 را برای رد کردن احتمال BIA-ALCL درخواست کند.

واژگان کلیدی

BIA-ALCL
لنفوم سلول بزرگ آناپلاستیک مرتبط با پروتز پستان که عمدتاً در نوع بافت‌دار (Textured) دیده می‌شود.
CD30
مارکر ایمونوهیستوشیمیایی که برای تشخیص لنفوم BIA-ALCL در مایع سروما استفاده می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه در روش غربالگری پروتز: استفاده از ماموگرافی یا سونوگرافی به جای MRI برای تشخیص پارگی پروتز.
  • ارتباط نوع سطح ایمپلانت: برخلاف تصور، ایمپلانت‌های سطح صاف (Smooth) خطر کمتری برای لنفوم نسبت به نوع زبر (Textured) دارند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • درمان یخ‌زدگی شامل گرم کردن با آب ۴۰ درجه و مدیریت ضدانعقاد (هپارین) است.
  • MRI دقیق‌ترین روش ارزیابی پارگی پروتز پستان سیلیکونی است.
  • غربالگری MRI برای پروتزها باید از سال سوم به صورت دوره‌ای انجام شود.
  • سرومای تاخیری (Late-onset seroma) زنگ خطر لنفوم مرتبط با ایمپلانت است.
  • استفاده از پروتزهای سطح خشن ریسک بالاتری برای ایجاد BIA-ALCL دارد.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که در درمان یخ‌زدگی، بدترین کاری که می‌توانید انجام دهید «مالش دادن» عضو است! در گذشته فکر می‌کردند مالیدن دست یخ‌زده با برف به گرم شدنش کمک می‌کند، اما امروزه می‌دانیم که کریستال‌های یخ داخل سلول‌ها مثل خرده‌شیشه عمل می‌کنند و مالش دادن باعث می‌شود این کریستال‌ها دیواره سلول را پاره کنند. گرم کردن باید فقط با غوطه‌وری در آب گرم ولرم انجام شود تا بافت‌ها فرصت بازسازی داشته باشند.

توده‌های بافت نرم دست (کیست گانگلیون)

کیست گانگلیون شایع‌ترین توده بافت نرم در دست و مچ دست است. این توده خوش‌خیم حاوی مایع ژلاتینی غلیظ (موکویید) است و از کپسول مفاصل یا غلاف تاندون‌ها منشأ می‌گیرد. شایع‌ترین محل بروز آن، سطح پشتی مچ دست (Dorsal aspect) و به ویژه در سمت رادیال است.

منشأ و آناتومی

این کیست‌ها معمولاً از لیگامان بین استخوان‌های اسکافوئید و لونیت منشأ می‌گیرند. اگرچه کیست‌ها ممکن است در سطح پالمار مچ یا حتی در غلاف تاندون‌های انگشتان (Vilar) دیده شوند، اما شیوع آن‌ها در این مناطق به مراتب کمتر از سطح پشتی است.

شایع‌ترین محل کیست گانگلیون، سمت رادیال سطح پشتی مچ دست است، نه سطح پالمار یا انگشتان.

برای مثال، بیماری که با یک توده سفت و گاهی دردناک در پشت مچ دست مراجعه می‌کند که هنگام خم کردن مچ دست برجسته‌تر می‌شود، به احتمال زیاد دچار کیست گانگلیون شده است.

واژگان کلیدی

Ganglion Cyst
کیسه‌ای پر از مایع ژلاتینی که از بافت‌های همبند مفصل یا تاندون منشأ می‌گیرد.
Scapholunate Ligament
لیگامان بین استخوان‌های اسکافوئید و لونیت که شایع‌ترین منشأ کیست‌های گانگلیون مچ است.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه در شایع‌ترین محل: تصور اینکه این کیست‌ها بیشتر در کف دست یا انگشتان ایجاد می‌شوند؛ در حالی که پشت مچ دست شایع‌ترین جاست.
  • نگرانی از بدخیمی: این کیست‌ها کاملاً خوش‌خیم هستند و هیچ ارتباطی با تومورهای سرطانی ندارند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • کیست گانگلیون رتبه اول را در میان توده‌های بافت نرم دست دارد.
  • مایع داخل کیست ژلاتینی است و از فضای مفصلی نشأت می‌گیرد.
  • محل کلاسیک بروز آن سطح پشتی و سمت رادیال مچ دست است.
  • لیگامان اسکافولونیت منشأ اصلی اکثر این کیست‌ها محسوب می‌شود.
  • درمان در صورت بروز درد یا محدودیت حرکت انجام می‌شود، در غیر این صورت مشاهده کافی است.

نکتهٔ تکمیلی

در قدیم به کیست گانگلیون «Bible Cyst» یا کیست انجیل می‌گفتند! می‌پرسید چرا؟ چون روش درمان سنتی آن ضربه زدن ناگهانی با یک کتاب سنگین (که معمولاً دم دست‌ترین کتاب سنگین انجیل بود) روی کیست بود تا پاره شود و مایع آن در بافت پخش شود. البته امروزه پزشکان اصلاً این روش را توصیه نمی‌کنند چون احتمال عود بسیار بالا است و می‌تواند به ساختارهای مچ آسیب بزند!

خلاصهٔ درس

اسرار جراحی پلاستیک و دست!

Surgery · Plastic Surgery

تروما و شکستگی‌های سر و صورت

  • ارزیابی شکستگی‌های پیچیده صورت: CT اسکن با بازسازی سه‌بعدی
  • درگیری صفحات پتریگوئید: ویژگی مشترک تمام شکستگی‌های LeFort
  • شکستگی قاعده جمجمه: تشخیص با Battle sign و اکیموز دور چشم
  • شکستگی مندیبل دندان‌دار: نیازمند پنی‌سیلین پروفیلاکسی (شکستگی باز)
  • تخلیه اورژانسی هماتوم سپتوم: پیشگیری از نکروز غضروف و بینی زینی
مال‌اکلوژن (Malocclusion)
جفت نشدن صحیح دندان‌ها پس از تروما

نکته: کبودی چشم راکونی معمولاً ۲ تا ۳ روز طول می‌کشد تا پس از تروما ظاهر شود.

آناتومی و معاینه بالینی دست

  • عصب مدیان: حس ۳.۵ انگشت پالمار رادیال و حرکت Opposition
  • عصب اولنار: حس انگشت کوچک و ابدکسیون و ادکسیون انگشتان
  • شکستگی اسکافوئید: درد اسناف‌باکس آناتومیک و خطر نکروز آواسکولار
  • تست FDS و FDP: ارزیابی فلکسیون مفاصل PIP و DIP به طور مجزا
  • ارزیابی عروقی دست: تست آلن پیش‌شرط ضروری قبل از هرگونه جراحی
آپوزیشن (Opposition)
مقابل هم قرار دادن شست با سایر انگشتان

نکته: اسکافوئید از انتهای دیستال به پروگزیمال خون می‌گیرد و مستعد نکروز است.

بیماری‌ها و آسیب‌های تاندونی دست

  • تونل کارپال: فشردگی عصب مدیان با تست‌های مثبت Phalen و Tinel
  • دوپویترن: اختلال کلاژن نوع ۳ و جراحی کنتراکچر MCP بالای ۳۰ درجه
  • پارگی اکستانسور: Mallet finger در DIP و Boutonniere در PIP
  • شکستگی گردن متاکارپ ۲ و ۳: حساس و بدون پذیرش هرگونه زاویه جابجایی
  • کیست گانگلیون: شایع‌ترین توده دست با منشأ لیگامان اسکافولونیت
وضعیت ایمن (Safe Position)
آتل‌بندی جهت پیشگیری از خشکی مفاصل

نکته: قدیم به کیست گانگلیون کیست انجیل می‌گفتند چون آن را با ضربه کتاب می‌ترکاندند.

عفونت‌ها و فوریت‌های جراحی دست

  • تنوسینوویت چرکی: تشخیص با علائم کاناول و اورژانس درناژ جراحی
  • فلون و پارونیشی: نیازمند درناژ جراحی جهت کاهش فشار و تخلیه چرک
  • هرپتیک ویتلو: عفونت ویروسی؛ جراحی و درناژ در آن ممنوع است
  • گازگرفتگی انسان: ممنوعیت بخیه اولیه؛ نیازمند بستری و دبریدمان
  • عضو قطع‌شده: انتقال در گاز مرطوب و کیسه در ظرف حاوی یخ (غیرمستقیم)
تنوسینوویت (Tenosynovitis)
عفونت غلاف تاندون فلکسور انگشت

نکته: در زخم گازگرفتگی انسان، با باز شدن مشت باکتری‌ها زیر تاندون حبس می‌شوند.

ترمیم زخم، کزاز و ضایعات پوستی

  • پیوند پوست: بقای بیشتر در گرافت نازک (STSG) و زیبایی در نوع ضخیم
  • زخم بستر گرید ۳ و ۴: درمان با فلاپ میوکوتانئوس عضلانی
  • سرم کزاز (TIG): تجویز در زخم مستعد کزاز با واکسیناسیون ناقص
  • شکاف کام و سین‌داکتیلی: جراحی در ۶ تا ۱۲ ماهگی برای حفظ تکلم
  • پروتز پستان: ارزیابی با MRI غربالگری؛ یخ‌زدگی با آب ۴۰ درجه
ترمیم ثانویه (Secondary Intention)
بهبود خودبه‌خودی زخم بدون بخیه

نکته: در یخ‌زدگی مالش عضو ممنوع است چون کریستال‌های یخ سلول را پاره می‌کنند.

نکات کلیدی آزمون

  • اربیت در LeFort I ثابت است، برخلاف نوع II و III که شل و متحرک هستند.
  • عضله Adductor Pollicis با عصب اولنار عصب‌دهی می‌شود، نه مدیان.
  • در هرپتیک ویتلو جراحی ممنوع است؛ نباید آن را مانند عفونت درناژ کرد.
  • TIG فقط در زخم مستعد کزاز با سابقه واکسیناسیون ناقص نیاز است، نه زخم تمیز.
  • تریاد پیر-روبین شامل شکاف کام است، نه شکاف لب.
  • غربالگری پارگی پروتز پستان با MRI انجام می‌شود، نه ماموگرافی.

یک تست از این درس

خودت را بسنج

در معاینه حرکتی بیماری با آسیب‌های احتمالی اعصاب محیطی اندام فوقانی، کدام یافته با عملکرد عصب اولنار و رادیال مطابقت دارد؟

  1. ابدکسیون و ادکسیون انگشتان توسط عضلات اینترواوسئوس با عصب‌دهی عصب مدیان، و اکستانسیون مچ دست در برابر مقاومت توسط عصب رادیال انجام می‌شود.
  2. ابدکسیون و ادکسیون انگشتان توسط عضلات اینترواوسئوس با عصب‌دهی عصب اولنار، و اکستانسیون مچ دست در برابر مقاومت توسط عصب رادیال انجام می‌شود.
  3. ابدکسیون و ادکسیون انگشتان توسط عضلات اینترواوسئوس با عصب‌دهی عصب اولنار، و اکستانسیون مچ دست در برابر مقاومت توسط عصب اولنار انجام می‌شود.
  4. ابدکسیون و ادکسیون انگشتان توسط عضلات اینترواوسئوس با عصب‌دهی عصب مدیان، و اکستانسیون مچ دست در برابر مقاومت توسط عصب اولنار انجام می‌شود.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۲

حرکات ابدکسیون و ادکسیون انگشتان توسط عضلات بین استخوانی (Interosseous) انجام می‌شود که عصب‌دهی آن‌ها از عصب اولنار تأمین می‌گردد. از طرف دیگر، اکستانسیون مچ دست در برابر مقاومت معاینه‌کننده، حرکت اصلی برای ارزیابی سلامت عصب رادیال است. بنابراین گزینه دوم صحیح است. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه اول: عضلات بین استخوانی توسط عصب اولنار عصب‌دهی می‌شوند، نه عصب مدیان. گزینه سوم: اکستانسیون مچ دست توسط عصب رادیال کنترل می‌شود، نه عصب اولنار. گزینه چهارم: هر دو عصب‌دهی ذکر شده در این گزینه اشتباه است.

درس‌های دیگر این بخش · جراحی