سلول، کنترل ژنتیکی و انتقال غشایی

6 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

ساختار، سیالیت و اجزای غشای سلولی

غشای سلولی ساختاری پویا، منسجم و سازمان‌یافته است که مرز میان درون سلول (مایع داخل سلولی) و محیط بیرون (مایع خارج سلولی) را مشخص می‌کند. بر اساس مدل علمی موزائیک سیال، این غشا از یک دو لایه فسفولیپیدی تشکیل شده است که مولکول‌های کلسترول و انواع مختلفی از پروتئین‌ها در میان یا روی آن قرار گرفته‌اند. هر یک از این اجزا وظایف بسیار حیاتی و مشخصی را در حفظ پایداری ساختاری و عملکردی سلول بر عهده دارند و تغییر در هر کدام می‌تواند تعادل سلولی را مختل کند.

یکی از اجزای کلیدی و بسیار مهم در ساختار غشا، مولکول‌های کلسترول هستند. کلسترول‌ها که از جنس چربی هستند، به راحتی در بخش چربی و آب‌گریز غشا حل می‌شوند. این مولکول‌ها به عنوان مهم‌ترین عامل در تعیین و کنترل حالت سیالیت غشای سلول شناخته می‌شوند و از سفت شدن یا بیش از حد روان شدن غشا جلوگیری می‌کنند. علاوه بر نقش اساسی در کنترل سیالیت، کلسترول‌ها میزان نفوذپذیری دو لایه فسفولیپیدی غشا را نسبت به اجزای محلول در آب کنترل و محدود می‌کنند؛ به این ترتیب، حضور آن‌ها مانع از عبور آزادانه و کنترل‌نشده مواد آب‌دوست از بخش چربی غشا می‌شود.

مولکول‌های کلسترول مسئول اصلی کنترل سیالیت غشا هستند و پوشش کربوهیدراتی گلیکوکالیکس در سطح خارجی سلول دارای بار الکتریکی منفی است.

پروتئین‌های غشایی نیز بخش مهم دیگری از این ساختار موزائیکی را تشکیل می‌دهند. پروتئین‌های سراسری غشا (Integral Proteins) در تمام عرض غشا امتداد یافته و نقش‌های کلیدی متعددی ایفا می‌کنند. از جمله اعمال مستقیم این پروتئین‌ها می‌توان به اتصال فیزیکی سلول‌ها به یکدیگر (اتصال سلول به سلول)، عمل به عنوان حس‌گر یا گیرنده (رسپتور) برای دریافت پیام‌های شیمیایی محیطی، و همچنین تشکیل مجاری و کانال‌های اختصاصی برای عبور مواد و یون‌ها اشاره کرد.

ویژگیکلسترولگلیکوکالیکسپروتئین سراسری
بار منفی غشا
اتصال سلولی
کنترل سیالیت
عملکرد گیرنده

در نهایت، کربوهیدرات‌های غشایی ساختار حفاظتی و ارتباطی سلول را تکمیل می‌کنند. بر اساس مدل موزائیک سیال، این کربوهیدرات‌ها به طور کاملاً غیرقرینه در غشا توزیع شده‌اند؛ به طوری که هرگز با مایع داخل سلولی در تماس نبوده و فقط در سطح خارجی غشا حضور دارند و به سمت مایع خارج سلولی برجسته شده‌اند. این کربوهیدرات‌ها یک پوشش سست کربوهیدراتی به نام گلیکوکالیکس (Glycocalyx) را در سطح خارجی سلول تشکیل می‌دهند. تشکیل این ساختار پوششی سست کربوهیدراتی به طور مستقیم از اعمال پروتئین‌های غشا به شمار نمی‌رود. گلیکوکالیکس دارای بار الکتریکی منفی است که این ویژگی باعث دفع سایر ذرات دارای بار منفی از سطح سلول می‌شود. همچنین گلیکوکالیکس در اتصال سلول‌ها به یکدیگر، ایفای نقش به عنوان گیرنده و مشارکت فعال در سیستم ایمنی سلول نقش دارد.

واژگان کلیدی

کلسترول
مولکولی از جنس چربی حل‌شده در دو لایه لیپیدی غشا که وظیفه کنترل سیالیت غشا و تعیین میزان نفوذپذیری آن نسبت به مواد محلول در آب را بر عهده دارد.
گلیکوکالیکس (Glycocalyx)
پوشش سست کربوهیدراتی با بار منفی در سطح خارجی غشای سلول که در اتصال سلولی، عملکرد گیرنده‌ها و ایمنی نقش دارد.
پروتئین‌های سراسری غشا
پروتئین‌هایی که در طول غشا قرار گرفته و وظایفی نظیر اتصال سلول به سلول، تشکیل مجاری عبور مواد و عملکرد به عنوان حس‌گر یا گیرنده را انجام می‌دهند.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه اول این است که گمان شود کربوهیدرات‌های غشا به صورت متقارن در دو طرف غشا قرار دارند؛ در حالی که آن‌ها غیرقرینه بوده و فقط در سطح خارجی غشا وجود دارند.
  • تصور نادرست دیگر این است که تشکیل گلیکوکالیکس از اعمال مستقیم پروتئین‌های غشایی است؛ در صورتی که گلیکوکالیکس یک پوشش کربوهیدراتی سست است و تشکیل مستقیم آن به عهده پروتئین‌های غشا نیست.

جمع‌بندی این مفهوم

  • غشای سلول ساختاری موزائیکی و سیال است که از دو لایه فسفولیپیدی همراه با کلسترول و پروتئین‌ها تشکیل شده است.
  • کلسترول حل‌شده در غشا، مهم‌ترین عامل کنترل سیالیت و نفوذپذیری غشا به مواد محلول در آب است.
  • پروتئین‌های سراسری غشا وظایف مهمی مثل اتصال سلول‌ها به هم، تشکیل مجاری عبور و عملکرد به عنوان گیرنده دارند.
  • کربوهیدرات‌های غشا به طور غیرقرینه و فقط در سطح خارجی وجود دارند و پوشش منفی گلیکوکالیکس را می‌سازند.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که تغییر در میزان کلسترول غشای سلول‌ها با افزایش سن یا در برخی بیماری‌ها می‌تواند سیالیت غشا را تغییر داده و عملکرد انتقال‌دهنده‌ها و گیرنده‌های غشایی را مختل کند. همچنین، بار منفی گلیکوکالیکس در گلبول‌های قرمز خون نقشی حیاتی دارد؛ این بار منفی باعث می‌شود گلبول‌های قرمز هنگام عبور از مویرگ‌های تنگ یکدیگر را دفع کنند و مانع از چسبیدن آن‌ها به هم و انسداد عروق شود.

اندامک‌های وزیکولی سلول و فرآیند پینوسیتوز

درون سلول‌های یوکاریوتی، شبکه پیچیده‌ای از اندامک‌های غشادار وجود دارد که وظایف ساخت، پردازش، بسته‌بندی و تجزیه مواد را بر عهده دارند. سه اندامک کلیدی در این سیستم، دستگاه گلژی، لیزوزوم‌ها و پروکسی‌زوم‌ها هستند که در تعامل با فرآیندهای انتقال وزیکولی مانند پینوسیتوز کار می‌کنند.

دستگاه گلژی یکی از اندامک‌های محوری سلول است. بر خلاف تصور رایج، سنتز و تولید پروتئین‌های ترشحی سلول وظیفه دستگاه گلژی نیست، بلکه این پروتئین‌ها در شبکه اندوپلاسمی دانه‌دار و توسط ریبوزوم‌ها ساخته می‌شوند. وظیفه اصلی دستگاه گلژی، پردازش، بسته‌بندی، بسته‌بندی نهایی و ترشح این پروتئین‌ها است. علاوه بر این، دستگاه گلژی توانایی سنتز برخی کربوهیدرات‌های خاص نظیر هیالورونیک اسید و کندروایتین سولفات را دارد. همچنین، این اندامک از طریق وزیکول‌های داخل سلولی که با غشا ادغام می‌شوند، به بازسازی غشای سلول کمک شایانی می‌کند.

سنتز پروتئین بر عهده شبکه اندوپلاسمی دانه‌دار است؛ در حالی که دستگاه گلژی آن‌ها را پردازش می‌کند. همچنین لیزوزوم‌ها حاوی هیدرولاز بوده و غیرخودتکثیرند، اما پروکسی‌زوم‌ها حاوی کاتالاز و خودتکثیرشونده هستند.

یکی از محصولات دستگاه گلژی، لیزوزوم‌ها هستند. لیزوزوم‌ها کیسه‌های غشایی حاوی آنزیم‌های هیدرولاز فراوان هستند که برای هضم و تجزیه مواد آلی درون سلول به کار می‌روند. لیزوزوم‌ها بر خلاف پروکسی‌زوم‌ها، ساختارهای خودتکثیری ندارند و منشأ آن‌ها دستگاه گلژی است. در مقابل، پروکسی‌زوم‌ها ساختارهایی با قابلیت خودتکثیری هستند و از نظر فیزیکی شبیه لیزوزوم‌ها به نظر می‌رسند، اما تفاوت‌های بنیادی با آن‌ها دارند. درون پروکسی‌زوم‌ها به جای آنزیم‌های هیدرولاز، آنزیم‌های اکسیدکننده مانند کاتالاز وجود دارد که وظیفه اصلی آن‌ها اکسیده کردن و خنثی‌سازی مواد سمی وارد شده به سلول است.

ویژگیلیزوزومپروکسی‌زوم
خودتکثیری
نوع آنزیمهیدرولازکاتالاز
منشأ ساختدستگاه گلژیتقسیم خود
وظیفه اصلیهضم مواد آلیاکسیداسیون سموم

مواد درشت پروتئینی و مایعات از طریق فرآیندی به نام پینوسیتوز (Pinocytosis) وارد سلول می‌شوند. پینوسیتوز یا «نوشیدن سلولی» فرآیند فعال است که برخلاف فاگوسیتوز (که فقط در سلول‌های خاصی مانند ماکروفاژهای بافتی رخ می‌دهد)، به طور مداوم در غشای اکثر سلول‌های بدن انجام می‌شود. ورود ذرات درشت پروتئینی از طریق پینوسیتوز نیازمند مصرف انرژی ATP و حضور یون کلسیم در مایع خارج سلولی است. وزیکول‌های ایجاد شده در پینوسیتوز بسیار ریز هستند و برخلاف وزیکول‌های بزرگتر، معمولاً با میکروسکوپ نوری قابل مشاهده نبوده و تنها با میکروسکوپ الکترونی دیده می‌شوند.

واژگان کلیدی

پینوسیتوز (Pinocytosis)
فرآیند فعال بلع مداوم مایعات و ذرات درشت پروتئینی خارج سلولی به شکل وزیکول‌های بسیار ریز با مصرف ATP و کلسیم.
کاتالاز (Catalase)
آنزیم اکسیدکننده موجود در پروکسی‌زوم‌ها که برای اکسید کردن و خنثی‌سازی مواد سمی درون سلول به کار می‌رود.
هیدرولاز (Hydrolase)
آنزیم‌های تجزیه‌کننده موجود در لیزوزوم‌ها که مسئول هضم مواد آلی درون سلول هستند.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه رایج این است که پینوسیتوز را فرآیندی محدود به سلول‌های خاص بدانند؛ در حالی که پینوسیتوز مداوم در اکثر سلول‌ها رخ می‌دهد، اما فاگوسیتوز مختص سلول‌های خاصی مثل ماکروفاژها است.
  • تصور غلط دیگر این است که وزیکول‌های پینوسیتوزی بزرگ و با میکروسکوپ نوری قابل مشاهده هستند؛ در واقع این وزیکول‌ها بسیار ریز بوده و فقط با میکروسکوپ الکترونی دیده می‌شوند.
  • اشتباه دیگر یکی دانستن پروکسی‌زوم و لیزوزوم است؛ لیزوزوم فاقد خودتکثیری بوده و حاوی هیدرولاز است، اما پروکسی‌زوم خودتکثیر شونده بوده و حاوی کاتالاز است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • سنتز پروتئین در شبکه اندوپلاسمی دانه‌دار انجام می‌شود و دستگاه گلژی وظیفه پردازش، بسته‌بندی و ترشح آن‌ها را بر عهده دارد.
  • دستگاه گلژی علاوه بر بازسازی غشای سلولی، کربوهیدرات‌های اختصاصی مانند هیالورونیک اسید و کندروایتین سولفات را سنتز می‌کند.
  • لیزوزوم‌ها ساختارهای غیرخودتکثیر حاوی هیدرولاز هستند، در حالی که پروکسی‌زوم‌ها ساختار خودتکثیر حاوی کاتالاز دارند.
  • پینوسیتوز فرآیندی فعال برای ورود ذرات درشت مایع به اکثر سلول‌ها است که به ATP، کلسیم خارج سلولی و میکروسکوپ الکترونی نیاز دارد.

نکتهٔ تکمیلی

اختلال در عملکرد هر یک از این اندامک‌ها می‌تواند منجر به بیماری‌های شدیدی شود. به عنوان مثال، در بیماری‌های ذخیره‌ای لیزوزومی، نقص در یکی از آنزیم‌های هیدرولاز لیزوزوم باعث تجمع مواد تجزیه‌نشده در سلول و آسیب به بافت‌ها می‌شود. همچنین، سندرم زلوگر یک اختلال ژنتیکی نادر است که در آن پروکسی‌زوم‌ها به درستی تشکیل نمی‌شوند، که این امر منجر به تجمع اسیدهای چرب زنجیره بلند و آسیب‌های شدید مغزی و کبدی می‌گردد.

انتشار ساده و مکانیسم عملکرد کانال‌های یونی

انتشار ساده یکی از روش‌های اصلی انتقال غیرفعال مواد از عرض غشای سلول است که در آن، ذرات در جهت شیب غلظت خود حرکت می‌کنند. سرعت و میزان انتشار ساده تحت تأثیر ویژگی‌های فیزیکی غشا و خود ماده قرار دارد. نفوذپذیری غشای دو لایه فسفولیپیدی به مواد غیرقطبی و محلول در چربی نظیر اکسیژن (O۲)، به مراتب بیشتر از یون‌ها و مولکول‌های قطبی است؛ زیرا مواد محلول در چربی به راحتی از بخش لیپیدی غشا عبور می‌کنند.

سرعت انتشار ساده با قابلیت انحلال ماده در چربی و همچنین با دمای محیط رابطه مستقیم دارد؛ زیرا افزایش دما انرژی جنبشی ذرات را افزایش داده و سرعت انتشار را بالا می‌برد. در مقابل، سرعت انتشار ساده با ضخامت غشا رابطه معکوس دارد؛ به این معنی که کاهش ضخامت غشا باعث افزایش سرعت انتشار می‌شود. مولکول‌های قطبی کوچک مانند آب به راحتی عبور می‌کنند، اما مولکول اوره با اینکه قطر آن تنها حدود ۲۰ درصد بزرگ‌تر از آب است، قدرت نفوذ آن در غشا حدود یک هزارم (۱/۱۰۰۰) آب می‌باشد که نشان‌دهنده اهمیت ابعاد و ویژگی‌های مولکولی در عبور غیرفعال است.

سرعت انتشار ساده با ضخامت غشا رابطه معکوس و با حلالیت در چربی و دما رابطه مستقیم دارد. گزینش‌گری کانال پتاسیم به دلیل تعامل یون با اکسیژن‌های کربونیل در فیلتر انتخابی است.

بسیاری از مواد از طریق مجاری اختصاصی یا کانال‌های غشایی عبور می‌کنند که این انتقال نیز نوعی انتشار ساده محسوب می‌شود و به پروتئین‌های حامل نیازی ندارد. دریچه کانال‌های غشایی در انتشار ساده همواره باز نیست، بلکه باز و بسته شدن آن‌ها با تغییر ولتاژ غشا یا اتصال لیگاند کنترل می‌شود.

مادهقطر نسبی نسبت به آبنفوذپذیری نسبی غشا
آب (H۲O)۱بسیار بالا
اوره۱.۲بسیار پایین (۱/۱۰۰۰ آب)
اکسیژن (O۲)متغیربسیار زیاد (محلول در چربی)

یکی از نمونه‌های برجسته نفوذپذیری انتخابی، کانال‌های پتاسیمی هستند. عبور راحت‌تر یون‌های پتاسیم (K+) از کانال‌های پتاسیمی نسبت به یون‌های سدیم (Na+) ربطی به کوچک‌تر بودن قطر یون پتاسیم ندارد؛ بلکه قطر یون پتاسیم از سدیم بزرگ‌تر است. علت اصلی این نفوذپذیری انتخابی، وجود یک فیلتر انتخابی (Selectivity Filter) حاوی اکسیژن‌های کربونیل در ساختار کانال است. تعامل یون پتاسیم با این اکسیژن‌های کربونیل باعث از دست رفتن مولکول‌های آب متصل به آن (دهیدراتاسیون) و تسهیل عبور آن می‌شود. اگرچه کانال پتاسیمی دارای یک ساختار چهارگانه متشکل از چهار زیرواحد است، اما تعامل با اکسیژن‌های کربونیل فیلتر انتخابی علت اصلی این گزینش‌گری است، نه صرفاً ساختار زیرواحدها.

واژگان کلیدی

انتشار ساده
انتقال غیرفعال ذرات از عرض غشا در جهت شیب غلظت بدون نیاز به اتصال به پروتئین حامل.
فیلتر انتخابی (Selectivity Filter)
بخشی از مجرای کانال یونی (مانند کانال پتاسیم) حاوی اکسیژن‌های کربونیل که یون‌های خاص را دهیدراته کرده و عبور می‌دهد.
دهیدراتاسیون یونی
فرآیند جدا شدن مولکول‌های آب متصل به یون جهت آماده‌سازی آن برای عبور از فیلتر انتخابی کانال یونی.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه متداول این است که سرعت انتشار ساده با ضخامت غشا رابطه مستقیم داشته باشد؛ در حالی که افزایش ضخامت, سرعت انتشار را کاهش می‌دهد (رابطه معکوس).
  • برخی تصور می‌کنند عبور راحت‌تر پتاسیم نسبت به سدیم به خاطر کوچک‌تر بودن آن است؛ در صورتی که یون پتاسیم بزرگ‌تر بوده و گزینش آن به دلیل تعامل اختصاصی با اکسیژن‌های فیلتر انتخابی است.
  • تصور اشتباه دیگر این است که دریچه تمام کانال‌های غشایی در انتشار ساده همیشه باز است؛ در حالی که باز و بسته شدن دریچه‌ها با ولتاژ یا لیگاند تنظیم می‌شود.

جمع‌بندی این مفهوم

  • انتشار ساده در جهت شیب غلظت انجام می‌شود و به پروتئین ناقل یا مصرف انرژی مستقیم نیازی ندارد.
  • سرعت انتشار با دما و انحلال در چربی رابطه مستقیم و با ضخامت غشای سلول رابطه معکوس دارد.
  • اگرچه اوره قطری تنها ۲۰ درصد بزرگ‌تر از آب دارد، نفوذپذیری آن از غشا حدود یک هزارم آب است.
  • کانال‌های پتاسیمی به کمک فیلتر انتخابی کربونیلی و دهیدراتاسیون، عبور یون پتاسیم بزرگ‌تر را نسبت به سدیم تسهیل می‌کنند.

نکتهٔ تکمیلی

کشف فیلتر انتخابی و مکانیسم دهیدراتاسیون در کانال‌های پتاسیمی توسط رودریک مک‌کینون (Roderick MacKinnon) انجام شد که به خاطر این کشف بزرگ در سال ۲۰۰۳ جایزه نوبل شیمی را دریافت کرد. این کانال‌ها با سرعتی نزدیک به سرعت انتشار آزاد یون‌ها در آب کار می‌کنند، در حالی که دقت گزینش‌گری آن‌ها به قدری بالا است که حتی اجازه عبور یون سدیم را که کمی کوچک‌تر است نمی‌دهند.

انتشار تسهیل‌شده و تفاوت‌های آن با انتشار ساده

در فیزیولوژی سلول، فرآیند انتقال غیرفعال مواد به دو گروه عمده انتشار ساده و انتشار تسهیل‌شده تقسیم می‌شود. یکی از بارزترین ویژگی‌های مشترک و اساسی میان این دو روش، عدم مصرف مستقیم انرژی ATP برای انتقال مواد است؛ به گونه‌ای که در هر دو مسیر، انتقال ذرات و مولکول‌ها صرفاً در جهت شیب غلظت طبیعی آن‌ها (یعنی از محیط غلیظ‌تر به سمت محیط رقیق‌تر) صورت می‌گیرد. با وجود این شباهت مهم، مکانیسم‌های فیزیکی و ویژگی‌های سینتیکی و سرعت انتقال در این دو روش تفاوت‌های بسیار عمیق و بنیادی با یکدیگر دارند.

تفاوت اصلی انتشار تسهیل‌شده با انتشار ساده در وابستگی کامل آن به پروتئین‌های ناقل (Carrier Proteins) اختصاصی نهفته است. در انتشار تسهیل‌شده، مولکول عبورکننده ابتدا باید به جایگاه‌های اتصالی خاص خود بر روی سطح پروتئین ناقل متصل شود. پس از برقراری این اتصال، پروتئین ناقل دچار تغییر فرم فضایی و شیمیایی می‌شود تا بتواند ماده متصل‌شده را از عرض غشای دولایه عبور داده و در سمت دیگر غشا رها سازد. این در حالی است که در انتشار ساده نیازی به تغییر فرم فضایی و ساختاری پروتئین غشایی وجود ندارد.

انتشار تسهیل‌شده بر خلاف انتشار ساده، به دلیل وابستگی به پروتئین‌های ناقل و تغییر شکل فضایی آن‌ها، دارای پدیده اشباع‌پذیری بوده و به سرعت حداکثر (Vmax) می‌رسد.

همچنین، به دلیل محدود بودن تعداد ناقل‌های موجود در غشا، انتشار تسهیل‌شده دارای پدیده اشباع‌پذیری است. با افزایش غلظت ماده در یک سمت، سرعت انتقال تا رسیدن به سرعت حداکثر یا همان حد اشباع یعنی Vmax افزایش می‌یابد و پس از آن ثابت می‌ماند. اما در انتشار ساده، سرعت عبور با افزایش غلظت به طور خطی زیاد می‌شود و اشباع‌پذیری در آن رخ نمی‌دهد. علاوه بر این، در انتشار تسهیل‌شده سرعت در ابتدای فرآیند بیشتر است؛ زیرا اختلاف غلظت در بیشترین حد است و با کاهش این اختلاف در انتها، سرعت کاهش می‌یابد. نمونه برجسته این فرآیند، انتقال گلوکز به درون سلول‌ها به وسیله ناقل GLUT۴ است که نوعی انتشار تسهیل‌شده بوده و هیچ انرژی مصرف نمی‌کند.

برای نمونه، ورود گلوکز به درون سلول‌های عضلانی و چربی از طریق ناقل GLUT۴ انجام می‌شود که نوعی انتشار تسهیل‌شده بوده و به هیچ عنوان انرژی مستقیم یا غیرمستقیم مصرف نمی‌کند.

واژگان کلیدی

انتشار تسهیل‌شده
نوعی انتقال غیرفعال مواد در جهت شیب غلظت که به پروتئین‌های ناقل غشایی و تغییر فرم فضایی آن‌ها وابسته است.
سرعت حداکثر (Vmax)
حد اشباع در فرآیندهای انتقال وابسته به ناقل، که در آن تمام جایگاه‌های اتصال ناقلین پر شده و سرعت انتقال دیگر افزایش نمی‌یابد.
ناقل GLUT۴
پروتئین ناقل اختصاصی گلوکز در غشا که عمل انتقال را به روش انتشار تسهیل‌شده و بدون مصرف انرژی انجام می‌دهد.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه رایج این است که تصور شود انتشار ساده نیز مانند انتشار تسهیل‌شده با افزایش غلظت ماده به حد اشباع (Vmax) می‌رسد؛ در صورتی که پدیده اشباع فقط مخصوص انتقال تسهیل‌شده است.
  • تصور غلط دیگر این است که انتقال گلوکز توسط ناقل GLUT۴ یک فرآیند انتقال فعال ثانویه همراه با مصرف انرژی است؛ اما این انتقال کاملاً غیرفعال و از نوع انتشار تسهیل‌شده است.
  • اشتباه دیگر این است که فرض شود در انتشار تسهیل‌شده تغییری در فرم فضایی پروتئین ناقل رخ نمی‌دهد، در حالی که این تغییر شکل برای انتقال ماده ضروری است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • هر دو روش انتشار ساده و تسهیل‌شده فرآیندهایی غیرفعال بوده و مستقیماً انرژی ATP مصرف نمی‌کنند.
  • انتشار تسهیل‌شده بر خلاف انتشار ساده به پروتئین ناقل و تغییر فرم فضایی و شیمیایی آن نیاز دارد.
  • به دلیل محدودیت تعداد ناقل‌ها، انتشار تسهیل‌شده اشباع‌پذیر بوده و به سرعت حداکثر (Vmax) می‌رسد.
  • سرعت انتشار تسهیل‌شده در شروع به دلیل اختلاف غلظت بیشتر، بالاتر بوده و با کاهش اختلاف غلظت کاهش می‌یابد.

نکتهٔ تکمیلی

ناقل GLUT۴ به طور ویژه به هورمون انسولین حساس است. در حالت استراحت و غیاب انسولین، بیشتر این ناقل‌ها درون وزیکول‌های داخل سلولی ذخیره شده‌اند و در دسترس غشا نیستند. پس از ترشح انسولین و اتصال آن به گیرنده‌اش، این وزیکول‌ها با غشای سلول ادغام شده و تعداد ناقل‌های GLUT۴ غشا را تا چندین برابر افزایش می‌دهند، که این کار سرعت انتشار تسهیل‌شده گلوکز به درون سلول‌های عضلانی را به شدت بالا می‌برد و قند خون را کاهش می‌دهد.

اسمز، فشار اسمزی و محاسبات اسمولاریته

اسمز به حرکت خالص و غیرفعال آب از عرض یک غشای نیمه‌تراوا گفته می‌شود. در غشای پلاسمایی، جریان خالص آب از طریق اسمز همواره از ناحیه با غلظت آب بالاتر به سمت ناحیه با غلظت آب کمتر برقرار می‌شود. به عبارت دیگر، آب همیشه از محیطی که غلظت مواد حل‌شده در آن کمتر است (فشار اسمزی کمتر) به سمت محیطی که غلظت مواد حل‌شده در آن بیشتر است (فشار اسمزی بیشتر) جریان می‌یابد تا تعادل غلظتی ایجاد شود.

عاملی که نیروی محرکه این انتقال را تعیین می‌کند، فشار اسمزی است. فشار اسمزی ایجاد شده توسط یک محلول، منحصراً به تعداد ذرات حل‌شده در واحد حجم (غلظت اسمولی) بستگی دارد و جرم، وزن مولکولی یا اندازه ذرات هیچ‌گونه تأثیری بر روی میزان آن ندارد.

فشار اسمزی یک محلول منحصراً به تعداد ذرات حل‌شده در واحد حجم بستگی داشته و با جرم ذرات رابطه‌ای ندارد؛ آب همواره از سمت مواد حل‌شده کمتر به سمت مواد حل‌شده بیشتر جریان می‌یابد.

برای محاسبه اسمولاریته یک محلول، باید غلظت مولار ماده را در تعداد ذرات حاصل از تفکیک آن در آب ضرب کرد. برخی مواد مانند گلوکز در آب تفکیک نمی‌شوند و به عنوان یک ذره باقی می‌مانند، در حالی که نمک‌ها به یون‌های سازنده خود تجزیه می‌شوند. برای مثال، دو مولکول گرم از یک نمک که در آب به دو ذره تجزیه می‌شود، دارای اسمولاریته و فشاری معادل با ۴ اسمول (۴ = ۲ × ۲) خواهد بود، نه ۲ اسمول. این تفکیک در آب بدین دلیل است که پیوندهای یونی در حلال‌های قطبی مثل آب به راحتی شکسته شده و یون‌ها آزاد می‌شوند. در نتیجه، برای مقایسه پتانسیل اسمزی دو محلول، هرگز نباید صرفاً به غلظت مولار آن‌ها بسنده کرد، بلکه تعداد ذرات فعال اسمزی از اهمیت بالایی برخوردار است.

به همین ترتیب، اسمولاریته یک محلول حاوی ۳۰۰ میلی‌مولار کلرید کلسیم (CaCl۲) که به ۳ ذره تفکیک می‌شود، برابر با ۹۰۰ میلی‌اسمول بوده و بیشتر از محلول حاوی ۳۵۰ میلی‌مولار کلرید سدیم (NaCl) است که به ۲ ذره تفکیک شده و اسمولاریته ۷۰۰ میلی‌اسمول ایجاد می‌کند. همچنین دو محلول که یکی حاوی ۰.۵ مولار کلرید سدیم و دیگری حاوی ۱ مولار گلوکز است، فشار اسمزی و اسمولاریته کاملاً یکسانی (هر دو معادل ۱ اسمول) دارند. در مورد محلول‌های مخلوط، اسمولاریته کل از مجموع اسمولاریته تک‌تک اجزا به دست می‌آید؛ مثلاً اسمولاریته محلول مخلوط حاوی ۱۰ میلی‌مولار NaCl، ۵ میلی‌مولار KCl، ۱۰ میلی‌مولار CaCl۲ و ۱۰ میلی‌مولار گلوکز، با در نظر گرفتن ضرایب تفکیک ذرات، برابر با ۷۰ میلی‌اسمول (۷۰ = ۱۰ + ۳۰ + ۱۰ + ۲۰) خواهد بود.

فرمول محلولغلظت مولارذرات تفکیک‌شدهاسمولاریته نهایی
CaCl۲۳۰۰ mM۳۹۰۰ mOsm
NaCl۳۵۰ mM۲۷۰۰ mOsm
NaCl۰.۵ M۲۱ Osm
گلوکز۱ M۱۱ Osm

واژگان کلیدی

اسمز (Osmosis)
حرکت خالص آب از غشای نیمه‌تراوا از ناحیه با غلظت کم مواد حل‌شده (آب بیشتر) به ناحیه با غلظت زیاد مواد حل‌شده (آب کمتر).
فشار اسمزی
حداقل فشار لازم برای جلوگیری از عبور آب از غشای نیمه‌تراوا، که متناسب با تعداد ذرات حل‌شده در واحد حجم است.
اسمولاریته (Osmolarity)
غلظت اسمولی یک محلول بر حسب تعداد اسمول‌های فعال ذرات حل‌شده در یک لیتر محلول.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه شایع این است که جهت جریان اسمز آب را از غلظت بالای مواد حل‌شده به سمت غلظت پایین آن‌ها بدانند؛ در واقع جریان آب از غلظت آب بالا (مواد حل‌شده کمتر) به غلظت آب پایین (مواد حل‌شده بیشتر) است.
  • تصور غلط دیگر این است که جرم و وزن مولکولی ذرات در فشار اسمزی دخیل هستند؛ در حالی که فشار اسمزی فقط و فقط به تعداد ذرات حل‌شده بستگی دارد.
  • اشتباه در محاسبه اسمولاریته نمک‌های چندظرفیتی مثل CaCl۲ با فراموش کردن ضرب غلظت مولار در تعداد ذرات تفکیک شده (که ۳ ذره است).

جمع‌بندی این مفهوم

  • اسمز فرآیند عبور خالص آب از غشای نیمه‌تراوا از محیط رقیق (آب زیاد) به محیط غلیظ (آب کم) است.
  • فشار اسمزی به صورت مستقیم با تعداد ذرات حل‌شده در واحد حجم رابطه دارد و مستقل از جرم ذرات است.
  • برای محاسبه اسمولاریته مواد تفکیک‌پذیر مانند NaCl و CaCl۲، باید غلظت مولار را در تعداد یون‌های تولید شده ضرب کرد.
  • محلول‌های حاوی ۰.۵ مولار NaCl و ۱ مولار گلوکز به دلیل تولید تعداد ذرات یکسان در حجم، اسمولاریته و فشار اسمزی برابری دارند.

نکتهٔ تکمیلی

در کاربردهای پزشکی، آشنایی با فشار اسمزی و اسمولاریته برای تجویز مایعات وریدی حیاتی است. سرم نرمال سالین (NaCl ۰.۹ درصد) و سرم دکستروز ۵ درصد هر دو محلول‌هایی ایزوتونیک هستند، یعنی اسمولاریته آن‌ها بسیار نزدیک به اسمولاریته خون (حدود ۲۹۰ میلی‌اسمول) است. تجویز محلول‌های بسیار هیپوتونیک (رقیق‌تر از خون) می‌تواند باعث ورود سریع آب به داخل گلبول‌های قرمز و ترکیدن آن‌ها (همولیز) شود، در حالی که محلول‌های بسیار هیپرتونیک باعث خروج آب از سلول‌ها و چروکیدگی آن‌ها می‌گردند.

انتقال فعال غشایی و فیزیولوژی پمپ سدیم-پتاسیم

انتقال فعال غشایی به دو دسته اصلی تقسیم می‌شود: انتقال فعال اولیه و انتقال فعال ثانویه. پمپ‌های غشایی مانند پمپ Na+-K+-ATPase نمونه بارز انتقال فعال اولیه هستند. این پمپ‌ها برای انتقال یون‌ها در خلاف جهت شیب غلظت خود، مستقیماً از انرژی حاصل از هیدرولیز ATP استفاده می‌کنند. فعالیت این پمپ باعث می‌شود غلظت یون سدیم (Na+) در خارج سلول بالا و غلظت یون پتاسیم (K+) در داخل سلول بالا نگه داشته شود.

انتقال فعال ثانویه از شیب غلظت یون سدیم ایجاد شده توسط پمپ فعال اولیه به عنوان منبع انرژی استفاده می‌کند. این نوع انتقال به دو شکل هم‌انتقالی (Cotransport یا Symport) و ناهم‌انتقالی (Countertransport یا Antiport) انجام می‌شود. در هم‌انتقالی، جهت انتقال یون تأمین‌کننده انرژی با جهت انتقال ماده ترانسپورت شونده یکسان و در یک جهت مشترک است؛ مانند هم‌انتقالی سدیم و گلوکز (ناقل SGLT۱) در سلول‌های پوششی روده باریک. در ناهم‌انتقالی، مواد در خلاف جهت یکدیگر منتقل می‌شوند؛ مانند مبادله‌گر سدیم-کلسیم (NCX) که در آن حرکت سدیم به داخل سلول، انرژی لازم برای خروج کلسیم در خلاف جهت شیب را تأمین می‌کند. مبادله‌گر سدیم-کلسیم (NCX) به طور مشخص در غشای سلول‌های قلبی و عضلانی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا با مهار پمپ سدیم-پتاسیم و متعاقباً تجمع سدیم در داخل سلول، شیب سدیم لازم برای خروج کلسیم ضعیف شده و غلظت کلسیم داخل سلولی نیز تغییر می‌کند. این نشان می‌دهد که چگونه تمام فرآیندهای انتقال فعال ثانویه به عملکرد صحیح پمپ‌های فعال اولیه وابسته‌اند. هر دو ناقل فعال ثانویه به دلیل محدودیت در تعداد پروتئین‌های حامل، همانند انتشار تسهیل‌شده اشباع‌پذیر هستند، در حالی که کانال‌های نشتی یونی فاقد این خاصیت می‌باشند.

مهار پمپ Na+-K+-ATPase با تجمع سدیم در داخل سلول باعث ورود اسمزی آب و تورم سلول شده و انتقال‌های فعال ثانویه وابسته به سدیم (نظیر SGLT۱) را مختل می‌کند.

مهار فعالیت پمپ Na+-K+-ATPase پیامدهای فیزیولوژیک شدیدی دارد. مهار این پمپ با کاهش پتاسیم درون‌سلولی و تجمع و افزایش غلظت سدیم در داخل سلول همراه است. در نتیجه این تجمع سدیم، آب از خارج به داخل سلول جریان می‌یابد که منجر به متورم شدن سلول می‌شود. همچنین، از آنجا که شیب غلظت سدیم از بین می‌رود، بازجذب گلوکز وابسته به سدیم در توبول پروکسیمال کلیه کاهش می‌یابد؛ چرا که ناقل SGLT۱ انرژی خود را از دست می‌دهد. با این حال، مهار پمپ سدیم-پتاسیم در سلول‌های عضلانی تأثیر مستقیمی روی ورود گلوکز از طریق ناقل‌های GLUT۴ ندارد، زیرا GLUT۴ از روش انتشار تسهیل‌شده استفاده می‌کند.

مکانیسممنبع انرژی مستقیمتأثیر مهار پمپ سدیم-پتاسیماشباع‌پذیری
فعال اولیههیدرولیز ATPتوقف مستقیم فعالیت
فعال ثانویه (SGLT۱)شیب غلظت سدیمکاهش شدید عملکرد
تسهیل‌شده (GLUT۴)بدون نیاز به انرژیبدون تأثیر مستقیم

واژگان کلیدی

پمپ Na+-K+-ATPase
یک پروتئین انتقال فعال اولیه غشایی که با مصرف مستقیم ATP، سه یون سدیم را خارج و دو یون پتاسیم را وارد سلول می‌کند.
هم‌انتقالی (Cotransport / Symport)
نوعی انتقال فعال ثانویه که در آن یون تامین‌کننده انرژی و ماده منتقل‌شونده هم‌جهت با یکدیگر حرکت می‌کنند.
مبادله‌گر سدیم-کلسیم (NCX)
یک سیستم ناهم‌انتقالی غشایی که از شیب ورود سدیم برای خارج کردن یون کلسیم از سلول استفاده می‌کند.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه متداول این است که تصور شود در هم‌انتقالی (Cotransport)، مواد در خلاف جهت یکدیگر منتقل می‌شوند؛ در صورتی که هر دو ماده در جهت مشترک حرکت می‌کنند.
  • تصور اشتباه دیگر این است که مهار پمپ سدیم-پتاسیم باعث تجمع پتاسیم در داخل سلول می‌شود؛ برعکس، مهار آن غلظت پتاسیم داخل سلول را کاهش و غلظت سدیم داخل سلول را افزایش می‌دهد.
  • اشتباه دیگر فرض مهار مستقیم ورود گلوکز از طریق GLUT۴ پس از مهار پمپ سدیم-پتاسیم است؛ GLUT۴ انتشار تسهیل‌شده است و مستقیماً به شیب غلظت سدیم وابسته نیست.

جمع‌بندی این مفهوم

  • انتقال فعال اولیه مانند پمپ Na+-K+-ATPase با مصرف مستقیم ATP یون‌ها را در خلاف جهت شیب منتقل می‌کند.
  • انتقال فعال ثانویه (مانند SGLT۱ و NCX) انرژی خود را از شیب غلظت یونی ایجاد شده توسط انتقال فعال اولیه تأمین می‌کند.
  • برخلاف کانال‌های یونی نشتی، ناقل‌های فعال ثانویه اشباع‌پذیر بوده و ظرفیت محدودی دارند.
  • مهار پمپ سدیم-پتاسیم منجر به تجمع سدیم در داخل، کاهش پتاسیم در داخل و ورود اسمزی آب به درون سلول می‌شود.

نکتهٔ تکمیلی

داروهایی مانند دیگوکسین (Digoxin) که برای درمان نارسایی‌های قلبی استفاده می‌شوند، مهارکننده‌های اختصاصی پمپ Na+-K+-ATPase هستند. مهار این پمپ منجر به افزایش سدیم درون‌سلولی می‌شود، که این امر به نوبه خود کارکرد مبادله‌گر سدیم-کلسیم (NCX) را کاهش می‌دهد. کاهش خروج کلسیم باعث افزایش غلظت یون‌های کلسیم در داخل سلول‌های عضلانی قلب شده و در نتیجه قدرت انقباضی قلب را به طور چشمگیری افزایش می‌دهد.

خلاصهٔ درس

دروازه‌های سلول چطور باز می‌شوند؟

Physiology · Cell Physiology

ساختار و سیالیت غشا

  • ساختار غشا موزائیک سیال و دو لایه فسفولیپیدی است.
  • کلسترول عامل اصلی کنترل سیالیت و نفوذپذیری غشا است.
  • پروتئین‌های سراسری غشا به عنوان گیرنده و کانال عمل می‌کنند.
  • کربوهیدرات‌ها فقط در سطح خارجی غشا حضور دارند.
  • گلیکوکالیکس پوشش کربوهیدراتی با بار منفی در سطح خارجی است.
گلیکوکالیکس (Glycocalyx)
پوشش سست کربوهیدراتی با بار منفی غشا

نکته: بار منفی گلیکوکالیکس گلبول قرمز مانع چسبیدن آن‌ها به هم و انسداد عروق می‌شود.

اندامک‌های وزیکولی و پینوسیتوز

  • سنتز پروتئین ترشحی در اندوپلاسمی دانه‌دار انجام می‌شود.
  • دستگاه گلژی وظیفه پردازش و ترشح پروتئین‌ها را دارد.
  • گلژی کربوهیدرات‌هایی مثل کندروایتین سولفات را می‌سازد.
  • پروکسی‌زوم برخلاف لیزوزوم، خودتکثیرشونده و حاوی کاتالاز است.
  • پینوسیتوز فرآیندی فعال با نیاز به ATP و کلسیم خارج سلولی است.
کاتالاز (Catalase)
آنزیم اکسیدکننده پروکسی‌زوم برای دفع سموم

نکته: نقص تشکیل پروکسی‌زوم در سندرم زلوگر سبب تجمع اسید چرب و آسیب مغزی می‌شود.

انتشار ساده و تسهیل‌شده

  • در انتشار ساده و تسهیل‌شده مواد در جهت شیب غلظت منتقل می‌شوند.
  • سرعت انتشار با دما رابطه مستقیم و با ضخامت غشا رابطه معکوس دارد.
  • گزینش‌گری کانال پتاسیم به دلیل اکسیژن‌های کربونیل فیلتر آن است.
  • انتشار تسهیل‌شده برخلاف ساده نیازمند تغییر شکل ناقل است.
  • به علت محدودیت ناقل‌ها، انتشار تسهیل‌شده اشباع‌پذیر (Vmax) است.
سرعت حداکثر (Vmax)
حد اشباع در انتقال وابسته به پروتئین ناقل

نکته: انسولین با انتقال وزیکول‌های حاوی GLUT۴ به غشا، ورود گلوکز به سلول را تسریع می‌کند.

اسمز و فشار اسمزی

  • اسمز حرکت آب به سمت غلظت بالاتر مواد حل‌شده است.
  • فشار اسمزی فقط به تعداد ذرات بستگی دارد نه جرم آن‌ها.
  • در محاسبه اسمولاریته، غلظت در تعداد ذرات تفکیک‌شده ضرب می‌شود.
  • محلول ۰.۵ مولار NaCl و ۱ مولار گلوکز فشار اسمزی برابر دارند.
  • اسمولاریته محلول ۳۰۰ میلی‌مولار CaCl۲ معادل ۹۰۰ میلی‌اسمول است.
اسمز (Osmosis)
حرکت آب از غشای نیمه‌تراوا به سمت محلول غلیظ‌تر

نکته: تزریق محلول بسیار هیپوتونیک سبب ورود آب به گلبول قرمز و همولیز آن می‌شود.

انتقال فعال و پمپ سدیم-پتاسیم

  • انتقال فعال اولیه مانند پمپ سدیم-پتاسیم از ATP استفاده می‌کند.
  • پمپ سدیم-پتاسیم با مصرف ATP، ۳ سدیم خارج و ۲ پتاسیم وارد می‌کند.
  • انتقال فعال ثانویه انرژی را از شیب غلظت سدیم تأمین می‌کند.
  • ناقل SGLT۱ نمونه هم‌انتقالی سدیم و گلوکز در روده است.
  • مبادله‌گر سدیم-کلسیم (NCX) نمونه ناهم‌انتقالی در غشای قلبی است.
مبادله‌گر سدیم-کلسیم (NCX)
خروج کلسیم از سلول در ازای ورود سدیم

نکته: دیگوکسین با مهار پمپ سدیم-پتاسیم و افزایش کلسیم داخل سلول، انقباض قلب را قوی می‌کند.

نکات کلیدی (تله‌های آزمون)

  • کربوهیدرات‌های غشا غیرقرینه و فقط در سطح خارجی هستند، نه متقارن.
  • پینوسیتوز در اکثر سلول‌ها به طور مداوم رخ می‌دهد، نه فقط در سلول‌های خاص.
  • عبور پتاسیم به علت تعامل با فیلتر انتخابی است نه کوچک بودن قطر آن.
  • پدیده اشباع (Vmax) مخصوص انتشار تسهیل‌شده است و در انتشار ساده رخ نمی‌دهد.
  • فشار اسمزی فقط به تعداد ذرات بستگی دارد، نه به جرم یا وزن مولکولی.
  • مهار پمپ سدیم-پتاسیم پتاسیم داخل را کاهش و سدیم داخل را افزایش می‌دهد.

یک تست از این درس

خودت را بسنج

کدام عبارت در ارتباط با اجزای غشایی سلول و پدیده انتشار ساده صحیح است؟

  1. پوشش کربوهیدراتی گلیکوکالیکس در سطح خارجی سلول‌ها دارای بار الکتریکی منفی است، دریچه کانال‌های غشایی در انتشار ساده همواره باز بوده و ولتاژ یا لیگاند اثری بر آن‌ها ندارد و نفوذپذیری غشای دو لایه به اکسیژن به مراتب بیشتر از یون‌هایی نظیر سدیم است.
  2. تشکیل گلیکوکالیکس به عنوان یک پوشش سست کربوهیدراتی مستقیماً از وظایف پروتئین‌های غشایی است، اتصال سلول‌ها به یکدیگر و عمل به عنوان حس‌گر از وظایف پروتئین‌های غشایی است و سرعت انتشار ساده مواد با قابلیت انحلال آن‌ها در چربی رابطه مستقیم دارد.
  3. کربوهیدرات‌های غشای سلول فقط در سطح خارجی غشا وجود داشته و به سمت بیرون برجسته شده‌اند، کلسترول غشایی نفوذپذیری دو لایه فسفولیپیدی را نسبت به مواد محلول در آب تعیین می‌کند و عبور مواد از طریق کانال‌های غشایی نوعی انتشار ساده بوده و بدون نیاز به پروتئین حامل رخ می‌دهد.
  4. مولکول‌های کلسترول غشایی مسئول کنترل حالت سیالیت غشا در بخش چربی هستند، سرعت انتشار ساده رابطه مستقیمی با میزان ضخامت غشای سلولی دارد و یکی از وظایف پروتئین‌های غشا، کمک به اتصال سلول‌ها به یکدیگر و ایفای نقش گیرنده‌ای است.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۳

گزینه ۳ درست است. کربوهیدرات‌های غشا غیرقرینه بوده و فقط در سطح خارجی غشا وجود دارند و به سمت بیرون برجسته شده‌اند (کارت ۱۲). مولکول‌های کلسترول با قرارگیری در غشای سلول، میزان نفوذپذیری دو لایه فسفولیپیدی را نسبت به اجزای محلول در آب کنترل می‌کنند (کارت ۱۰). همچنین عبور مواد از طریق کانال‌های غشایی از نوع انتشار ساده محسوب می‌شود و به پروتئین‌های حامل نیاز ندارد (کارت ۱۵). بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه ۱: دریچه کانال‌های غشایی همواره باز نیست، بلکه باز و بسته شدن آن‌ها با تغییر ولتاژ غشا یا اتصال لیگاند کنترل می‌شود (کارت ۱۶). گزینه ۲: تشکیل ساختار پوششی سست کربوهیدراتی گلیکوکالیکس به طور مستقیم از وظایف پروتئین‌های غشایی به شمار نمی‌رود (کارت ۱۳). گزینه ۴: سرعت انتشار ساده با ضخامت غشای سلولی رابطه معکوس دارد، نه رابطه مستقیم (کارت ۱۷).

تمرین بیشتر در اپ

درس‌های دیگر این بخش · فیزیولوژی