پتانسیل استراحت و خودتحریکی گره سینوسی - دهلیزی
سیستم هدایتی قلب از بخشهای تخصصی گوناگونی تشکیل شده است که هماهنگی انقباضات دهلیزها و بطنها را تضمین میکنند. گره سینوسی - دهلیزی به عنوان ضربانساز اولیه و طبیعی قلب، نقشی محوری در شروع این تکانههای الکتریکی دارد. دلیل اصلی این که گره سینوسی - دهلیزی به عنوان ضربانساز اصلی قلب عمل میکند، ناپایداری پتانسیل استراحت غشایی آن است.
پتانسیل استراحت غشا در فیبرهای گره سینوسی - دهلیزی در مقایسه با سلولهای عضله قلبی معمولی بسیار مثبتتر است. در حالی که سلولهای عضله قلبی دارای پتانسیل استراحت منفیتر و در حدود منفی ۹۰ میلیولت هستند، پتانسیل استراحت در فیبرهای گره سینوسی - دهلیزی حدود منفی ۵۵ تا منفی ۶۰ میلیولت ثبت میشود. جالب این که این محدوده پتانسیل استراحت غشا مشابه پتانسیل استراحت غشا در سلولهای ماهیچه صاف روده است. در هر دو نوع سلول، این پتانسیل استراحت کممنفی به عنوان یک عامل کلیدی عمل میکند که سهولت خودتحریکی یا انقباضات خودبهخودی را امکانپذیر میسازد.
ناپایداری پتانسیل استراحت در گره سینوسی - دهلیزی به دلیل نفوذپذیری ذاتی غشا به یونهای سدیم و کلسیم، علت اصلی خودتحریکی و ضربانساز بودن آن است.
مکانیسم خودتحریکی ذاتی در فیبرهای گره سینوسی - دهلیزی به جریان یونها در فواصل بین ضربانها وابسته است. به دلیل بالا بودن غلظت یونهای سدیم در مایع خارج سلولی و نفوذپذیری ذاتی و طبیعی غشا به سدیم، در زمان استراحت غشا، جریان مداومی از یونهای سدیم و کلسیم به داخل سلول برقرار میشود. نشت مداوم این یونهای مثبت به درون سلول باعث میشود که پتانسیل غشا در فواصل بین ضربانها ثابت نماند، بلکه به صورت تدریجی و خودبهخودی به سمت مثبت شدن صعود کند. این ناپایداری پتانسیل غشا و صعود خودبهخودی آن تا رسیدن به ولتاژ آستانه تحریک، اساس ضربانساز بودن این گره است.
| بافت قلبی/عضلانی | پتانسیل استراحت غشا | قابلیت خودتحریکی ذاتی |
|---|---|---|
| گره سینوسی - دهلیزی | منفی ۵۵ تا منفی ۶۰ میلیولت | ✓ |
| ماهیچه صاف روده | منفی ۵۵ تا منفی ۶۰ میلیولت | ✓ |
| سلول عضله قلبی معمولی | منفی ۹۰ میلیولت | ✗ |
این پتانسیل خودبهخودی و ناپایدار همواره به عنوان محرک اولیه عمل میکند. با این حال، در صورت بروز اختلال در عملکرد گره سینوسی - دهلیزی، ساختارهای دیگر قلب وارد عمل میشوند. برای نمونه، در صورت مسدود شدن گره سینوسی - دهلیزی، گره دهلیزی - بطنی به احتمال زیاد وظیفه ضربانسازی قلب را بر عهده خواهد گرفت. دلیل این جایگزینی آن است که گره دهلیزی - بطنی، پس از گره سینوسی - دهلیزی، دارای مثبتترین پتانسیل استراحت غشا در میان بافتهای هدایتی قلب است، که به آن اجازه میدهد در غیاب ضربانساز اصلی به عنوان ضربانساز ثانویه شروع به کار کند.
واژگان کلیدی
- گره سینوسی - دهلیزی
- گره تخصصی در دهلیز قلب که به عنوان ضربانساز طبیعی عمل کرده و به طور خودبهخودی پتانسیل عمل ایجاد میکند.
- پتانسیل استراحت غشا
- اختلاف پتانسیل الکتریکی بین دو سوی غشای سلول در حالت استراحت که در گره سینوسی حدود منفی ۵۵ تا منفی ۶۰ میلیولت است.
- خودتحریکی ذاتی
- توانایی غشای سلولی در صعود خودبهخودی پتانسیل به سمت آستانه تحریک به دلیل نفوذپذیری به یونهای سدیم و کلسیم.
- گره دهلیزی - بطنی (AV node)
- گرهی در سیستم هدایتی قلب که پس از گره سینوسی، مثبتترین پتانسیل استراحت غشا را داشته و ضربانساز ثانویه به شمار میرود.
اشتباههای رایج
- اشتباه: پتانسیل استراحت غشا در گره سینوسی - دهلیزی منفیتر از سلولهای عضله قلبی است. حقیقت: پتانسیل استراحت گره سینوسی (منفی ۵۵ تا منفی ۶۰ میلیولت) بسیار مثبتتر از عضله قلبی معمولی (منفی ۹۰ میلیولت) است.
- اشتباه: در صورت انسداد گره سینوسی - دهلیزی، انقباضات قلب متوقف میشود. حقیقت: گره دهلیزی - بطنی به دلیل داشتن مثبتترین پتانسیل استراحت پس از گره سینوسی، ضربانسازی ثانویه قلب را به عهده میگیرد.
جمعبندی این مفهوم
- پتانسیل استراحت غشا در فیبرهای گره سینوسی - دهلیزی حدود منفی ۵۵ تا منفی ۶۰ میلیولت است که با پتانسیل استراحت ماهیچه صاف روده شباهت دارد.
- پتانسیل استراحت گره سینوسی - دهلیزی در مقایسه با سلولهای عضله قلبی که حدود منفی ۹۰ میلیولت است، بسیار مثبتتر میباشد.
- خودتحریکی ذاتی در گره سینوسی - دهلیزی ناشی از نشت و نفوذپذیری ذاتی غشا به یونهای سدیم و کلسیم در فواصل بین ضربانها است.
- ناپایداری پتانسیل استراحت و صعود خودبهخودی آن به سمت آستانه، عامل اصلی تعیین گره سینوسی - دهلیزی به عنوان مرکز ضربانساز است.
- در صورت مسدود شدن گره سینوسی - دهلیزی، گره دهلیزی - بطنی به عنوان ضربانساز ثانویه به دلیل داشتن مثبتترین پتانسیل استراحت فعالیت میکند.
نکتهٔ تکمیلی
جالب است بدانید که تشابه پتانسیل استراحت گره سینوسی - دهلیزی با عضلات صاف روده نشان میدهد که چگونه طبیعت از مکانیسمهای الکتروفیزیولوژیک مشابه برای ایجاد حرکات خودبهخودی بهره میگیرد. همانطور که نوسانات پتانسیل غشا در دستگاه گوارش باعث حرکات دودی شکل (برای جلو راندن غذا) میشود، در قلب نیز این تغییرات مداوم یونی، تلمبهزدن بیپایان خون را امکانپذیر میسازد. این هماهنگی ظریف اهمیت تنظیم یونهای سدیم و کلسیم در رژیم غذایی را نشان میدهد.