تنظیم عصبی گردش خون و کنترل سریع فشار شریانی

6 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

تنظیم سمپاتیکی و موضعی عروق

تنظیم جریان خون بافتی و فشار خون سیستمیک از طریق تعامل هماهنگ بین سیستم عصبی خودکار (سمپاتیک) و فاکتورهای شیمیایی موضعی صورت می‌گیرد. سیستم عصبی سمپاتیک از طریق فیبرهای عصبی خود، انقباض و اتساع عروق را در سراسر بدن کنترل می‌کند. اعصاب سمپاتیک عروق خونی را در اکثر بافت‌ها عصب‌دهی می‌کنند، اما بخش‌های انتهایی بستر عروقی شامل مویرگ‌ها، متاتریول‌ها و اسفنکترهای پیش‌مویرگی به‌طور طبیعی فاقد عصب‌گیری سمپاتیک هستند. این عروق ظریف مستقیماً تحت تأثیر فاکتورهای موضعی و متابولیت‌های بافتی قرار دارند.
بخش عروقیعصب‌دهی سمپاتیکتأثیر تحریک سمپاتیک
آرتریول‌هاافزایش مقاومت
وریدهاکاهش کمپلیانس
مویرگ‌هافاقد اثر مستقیم
در ساختار عروقی، بیشترین تراکم پایانه‌های عصبی سمپاتیک در سطح آرتریول‌ها (شریانچه‌ها) قرار دارد؛ زیرا این عروق به عنوان شیرهای کنترل مقاومت عروقی عمل می‌کنند. تحریک سمپاتیک آرتریول‌ها با منقبض کردن آن‌ها، مقاومت محیطی عروق را افزایش داده و در نتیجه جریان خون بافتی را کاهش می‌دهد. در طرف مقابل, تحریک سمپاتیک وریدها (سیاهرگ‌ها) با انقباض دیواره عروقی باعث کاهش کمپلیانس وریدها می‌شود. این کاهش کمپلیانس به معنای سفت‌تر شدن وریدها و هدایت خون ذخیره شده در آن‌ها به سمت قلب است که بازگشت وریدی را بهبود بخشیده و فشار شریانی را بالا می‌برد. در شرایط طبیعی، مرکز وازوموتور در مغز با ارسال مداوم پیام‌های سمپاتیک، حالتی از انقباض نسبی عروق را حفظ می‌کند که به آن تونوس وازوموتور می‌گویند. اهمیت این تونوس در شرایطی مانند بی‌حسی کامل نخاعی آشکار می‌شود؛ جایی که با قطع این مسیرهای عصبی و از بین رفتن تونوس وازوموتور، عروق به طور کامل گشاد شده و میانگین فشار شریانی از حدود ۱۰۰ میلی‌متر جیوه به ۵۰ میلی‌متر جیوه سقوط می‌کند.

در بی‌حسی کامل نخاعی، با از بین رفتن کامل تونوس وازوموتور، میانگین فشار شریانی از حدود ۱۰۰ به ۵۰ میلی‌متر جیوه کاهش می‌یابد.

از سوی دیگر، فاکتورهای موضعی مانند هیستامین در شرایط التهاب یا حساسیت نقش متفاوتی ایفا می‌کنند. هیستامین با اتساع آرتریول‌ها باعث افزایش ورود خون به مویرگ‌ها و در نتیجه افزایش فشار هیدروستاتیک مویرگی می‌شود. همچنین، هیستامین با افزایش تعداد منافذ مویرگی، ضریب فیلتراسیون و نفوذپذیری دیواره مویرگ‌ها را افزایش می‌دهد که منجر به انتقال مایعات به فضای خارج عروقی می‌گردد.

برای مثال، در واکنش‌های آلرژیک، ترشح موضعی هیستامین با گشاد کردن شریانچه‌ها و باز کردن منافذ مویرگی باعث نشت شدید مایع و ایجاد تورم موضعی می‌شود.

واژگان کلیدی

تونوس وازوموتور (Vasomotor Tone)
حالت انقباضی نسبی و مداوم عروق خونی که توسط ارسال مداوم سیگنال‌های با فرکانس پایین از سیستم عصبی سمپاتیک حفظ می‌شود.
کمپلیانس وریدی (Venous Compliance)
میزان ظرفیت و انعطاف‌پذیری دیواره سیاهرگ‌ها برای ذخیره‌سازی خون، که تحریک سمپاتیک با کاهش آن باعث افزایش بازگشت وریدی می‌شود.
ضریب فیلتراسیون مویرگی (Capillary Filtration Coefficient)
نشان‌دهنده میزان نفوذپذیری دیواره مویرگ و تعداد منافذ فعال آن است که هیستامین با افزایش آن موجب خروج بیشتر مایع از مویرگ می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه رایج این است که تصور شود مویرگ‌ها و اسفنکترهای پیش‌مویرگی عصب‌دهی سمپاتیک متراکمی دارند؛ در حالی که این عروق فاقد عصب‌گیری سمپاتیک بوده و تحت کنترل موضعی هستند.
  • برخی گمان می‌کنند بیشترین تراکم پایانه‌های سمپاتیک در بزرگ‌سیاهرگ‌ها وجود دارد، در صورتی که آرتریول‌ها بیشترین تراکم پایانه‌ها را برای تنظیم مقاومت محیطی دارا هستند.
  • این باور نادرست وجود دارد که تحریک سمپاتیک با افزایش کمپلیانس وریدها فشار خون را بالا می‌برد؛ در واقع تحریک سمپاتیک کمپلیانس وریدها را کاهش می‌دهد (سیاهرگ‌ها را منقبض می‌کند).
  • بسیاری فکر می‌کنند هیستامین ضریب فیلتراسیون مویرگ را کاهش می‌دهد، در حالی که هیستامین با افزایش منافذ مویرگی این ضریب و نفوذپذیری را افزایش می‌دهد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • اعصاب سمپاتیک اکثر عروق بدن به جز مویرگ‌ها، متاتریول‌ها و اسفنکترهای پیش‌مویرگی را عصب‌دهی می‌کنند.
  • بیشترین تراکم پایانه‌های سمپاتیک در آرتریول‌ها قرار دارد تا با تغییر مقاومت محیطی، جریان خون بافتی را تنظیم کنند.
  • تحریک سمپاتیک وریدها کمپلیانس آن‌ها را کاهش داده و با افزایش بازگشت وریدی به افزایش فشار خون کمک می‌کند.
  • از بین رفتن تونوس وازوموتور در بی‌حسی کامل نخاعی، میانگین فشار شریانی را از ۱۰۰ به ۵۰ میلی‌متر جیوه کاهش می‌دهد.
  • هیستامین با اتساع آرتریول‌ها و افزایش منافذ مویرگی، فشار هیدروستاتیک، ضریب فیلتراسیون و نفوذپذیری مویرگ‌ها را افزایش می‌دهد.

نکتهٔ تکمیلی

شاید تعجب کنید اگر بدانید سیاهرگ‌های بدن ما مانند یک مخزن خون هوشمند عمل می‌کنند! در حالت استراحت، بیش از ۶۰ درصد کل حجم خون بدن در وریدها ذخیره می‌شود. هنگامی که بدن با شرایط اضطراری مانند خونریزی مواجه می‌شود، تحریک سمپاتیک به سرعت قطر سیاهرگ‌ها را کاهش داده و این خون ذخیره‌شده را به گردش خون فعال بازمی‌گرداند. این مکانیسم خودکار به حفظ فشار خون در اندام‌های حیاتی مثل مغز و قلب کمک می‌کند تا زمان کافی برای جبران کمبود خون فراهم شود.

ساختار و عملکرد رفلکس بارورسپتوری

رفلکس بارورسپتوری یکی از مهم‌ترین و سریع‌ترین مکانیسم‌های تنظیم عصبی فشار خون شریانی است. گیرنده‌های بارورسپتور، گیرنده‌های کششی هستند که در دیواره شریان‌های بزرگ سیستمیک، به ویژه در سینوس کاروتید (در ناحیه گردن) و قوس آئورت قرار گرفته‌اند. سیگنال‌های حس کشش از بارورسپتورهای کاروتید از طریق عصب گلوسوفارنژیال (عصب کرانیال ۹) و از قوس آئورت از طریق عصب واگ (عصب کرانیال ۱۰) به مسیر منزوی (solitary tract) در بصل‌النخاع منتقل می‌شوند. بارورسپتورها به تغییرات سریع فشار خون بسیار شدیدتر از فشار ثابت پاسخ می‌دهند.
ویژگیبارورسپتور کاروتیدبارورسپتور آئورتی
عصب آورانگلوسوفارنژیال (زوج ۹)واگ (زوج ۱۰)
آستانه تحریکحدود ۵۰-۶۰ mmHg۳۰ mmHg بالاتر
محل قرارگیریدیواره سینوس کاروتیددیواره قوس آئورت
آستانه تحریک بارورسپتورهای کاروتید در حدود ۵۰ تا ۶۰ میلی‌متر جیوه است و در فشارهای کمتر از این مقدار، هیچ پیامی ارسال نمی‌کنند. در مقابل، بارورسپتورهای قوس آئورت آستانه تحریک بالاتری دارند و در فشارهایی تا حد ۳۰ میلی‌متر جیوه بالاتر از آستانه کاروتید تحریک می‌شوند. بیشترین حساسیت و پاسخ سیستم بارورسپتوری به تغییرات فشار، در محدوده طبیعی فشار خون یعنی حدود ۱۰۰ میلی‌متر جیوه رخ می‌دهد؛ به همین دلیل این رفلکس به عنوان یک سیستم بافری فشار عمل کرده و مانع نوسانات شدید فشار خون در طول کارهای روزمره می‌شود.

بیشترین حساسیت سیستم بارورسپتوری در محدوده طبیعی فشار خون یعنی حدود ۱۰۰ میلی‌متر جیوه است و به عنوان سیستم بافری فشار عمل می‌کند.

افزایش ناگهانی فشار خون شریانی با کشیدن دیواره عروق، بارورسپتورها را تحریک می‌کند. این تحریک با مهار مرکز وازوکانستریکتور (تنگی عروق) سمپاتیک و فعال کردن سیستم پاراسمپاتیک (عصب واگ) در مغز، باعث اتساع سراسری وریدها و آرتریول‌ها و همچنین کاهش ضربان قلب و قدرت انقباض آن می‌شود تا فشار خون به سرعت کاهش یافته و به محدوده نرمال بازگردد. از سوی دیگر، تحریک بارورسپتورها در پاسخ به فشار بالا با مهار خروجی سمپاتیک، ترشح هورمون رنین از کلیه‌ها را سرکوب می‌کند. حتی شبیه‌سازی مکانیکی افزایش فشار، مانند باد کردن یک بالن در قوس آئورت، بارورسپتورها را فعال کرده و ترشح رنین را کاهش می‌دهد. با این حال، بارورسپتورها برای تنظیم درازمدت فشار خون مناسب نیستند؛ زیرا در بیماری‌هایی نظیر پرفشاری خون اصلی (essential hypertension)، این گیرنده‌ها به مرور زمان با فشار خون بالا سازگار (adapt) شده و تحریک آن‌ها در پاسخ به این فشار بالا کاهش می‌یابد.

واژگان کلیدی

بارورسپتور (Baroreceptor)
گیرنده‌های کششی موجود در دیواره عروق بزرگ که به تغییرات فشار خون شریانی حساس هستند و پیام‌های خود را به بصل‌النخاع می‌فرستند.
مسیر منزوی (Solitary Tract)
ناحیه هسته‌ای در بصل‌النخاع که پیام‌های حسی رفلکس بارورسپتوری را از طریق اعصاب زوج ۹ و ۱۰ مغزی دریافت و پردازش می‌کند.
سازگاری بارورسپتورها (Adaptation)
کاهش پاسخ‌دهی و انطباق بارورسپتورها با فشار خون بالا در درازمدت (نظیر پرفشاری خون اصلی)، که مانع از نقش آن‌ها در تنظیم پایدار و طولانی‌مدت فشار خون می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • برخی تصور می‌کنند بارورسپتورها به فشار ثابت حساس‌تر از تغییرات سریع هستند، در صورتی که پاسخ آن‌ها به تغییرات سریع فشار بسیار قوی‌تر و شدیدتر است.
  • این باور غلط وجود دارد که بارورسپتورهای کاروتید در فشارهای بسیار پایین زیر ۵۰ میلی‌متر جیوه فعال می‌شوند؛ آستانه تحریک آن‌ها حدود ۵۰ میلی‌متر جیوه است.
  • اشتباه دیگر این است که آستانه تحریک بارورسپتورهای آئورت کمتر از کاروتید پنداشته شود، در حالی که آستانه تحریک آئورت بالاتر است.
  • بسیاری از دانشجویان فکر می‌کنند رفلکس بارورسپتوری عهده‌دار تنظیم درازمدت فشار خون است؛ اما به دلیل سازگاری سریع، این رفلکس فقط در تنظیم کوتاه‌مدت نقش دارد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • بارورسپتورها گیرنده‌های کششی در سینوس کاروتید و قوس آئورت هستند که به نوسانات سریع فشار خون پاسخ می‌دهند.
  • پیام‌های بارورسپتوری کاروتید از عصب زوج ۹ و پیام‌های قوس آئورت از عصب واگ (زوج ۱۰) به مسیر منزوی بصل‌النخاع منتقل می‌شوند.
  • افزایش فشار خون با مهار سمپاتیک و تحریک واگ، باعث اتساع عروقی و کاهش ضربان و انقباض قلب می‌شود.
  • تحریک بارورسپتورها در پاسخ به فشار بالا، خروجی سمپاتیک را مهار کرده و ترشح رنین از کلیه‌ها را سرکوب می‌کند.
  • به دلیل سازگاری سریع بارورسپتورها در پرفشاری خون اصلی، این رفلکس نقشی در تنظیم درازمدت و پایدار فشار خون ندارد.

نکتهٔ تکمیلی

آیا می‌دانستید رفلکس بارورسپتوری مانند یک سیستم تعدیل‌کننده ضربان عمل می‌کند که هر ثانیه در حال کار است. بدون این رفلکس، کارهای ساده‌ای مثل عطسه کردن، سرفه کردن یا حتی خندیدن شدید می‌توانست باعث صعود ناگهانی و خطرناک فشار خون شما شود. بارورسپتورها با خنثی کردن این تغییرات آنی در عرض چند ثانیه، از رگ‌های ظریف مغز شما در برابر پارگی و آسیب محافظت می‌کنند.

رفلکس بارورسپتوری در موقعیت‌های بالینی

رفلکس بارورسپتوری در شرایط روزمره و بالینی مختلف، نقش حیاتی در حفظ همودینامیک بدن ایفا می‌کند. یکی از متداول‌ترین موقعیت‌ها، تغییر وضعیت از حالت خوابیده به ایستاده است. در این حالت، به دلیل نیروی جاذبه، خون در اندام‌های تحتانی تجمع یافته و بازگشت وریدی کاهش می‌یابد که منجر به کاهش فشار ورید مرکزی (CVP) و افت فشار خون شریانی می‌شود. این کاهش فشار، کشش دیواره عروقی را کاهش داده و پیام‌های ارسالی از بارورسپتورها را کم می‌کند. در پاسخ، مهار مرکز وازوموتور برداشته شده و تون سمپاتیک افزایش می‌یابد؛ در نتیجه انقباض عروقی رخ داده و ترشح رنین از کلیه‌ها افزایش می‌یابد تا فشار خون حفظ شود. در هنگام ایستادن ناگهانی، تجمع خون در سیاهرگ‌های پا باعث افت گذرای فشار شریانی می‌گردد و رفلکس بارورسپتوری با خنثی کردن سریع این اثر از سرگیجه یا افت فشار پایدار جلوگیری می‌کند.

تغییر وضعیت از خوابیده به ایستاده با کاهش بازگشت وریدی، باعث کاهش فشار ورید مرکزی (CVP) و افزایش ترشح رنین از کلیه‌ها می‌شود.

پاسخ مشابهی در زمان خونریزی رخ می‌دهد؛ کاهش حجم خون با کاهش فشار خون شریانی همراه است که بارورسپتورها را غیرفعال کرده و پیام‌های آن‌ها را کاهش می‌دهد. این تغییر باعث کاهش فعالیت عصب واگ و افزایش شدید تون سمپاتیک می‌شود. سیستم سمپاتیک با انقباض آرتریول‌ها مقاومت محیطی را بالا برده و با انقباض سیاهرگ‌ها (کاهش حجم خون ذخیره‌شده در وریدها)، بازگشت وریدی و ضربان قلب را افزایش می‌دهد. در طی خونریزی شدید، فعال شدن همزمان سمپاتیک تلاش می‌کند تا با فشرده‌سازی ذخایر سیاهرگی، بازگشت خون به قلب را در بالاترین حد ممکن حفظ کند. البته در شوک گردش خون به علت افت شدید و مداوم فشار خون، بارورسپتورها تحت کشش قرار نگرفته و فعالیت آن‌ها مهار می‌شود (نه تحریک). از دیگر نمونه‌های بالینی، انسداد نسبی شریان کاروتید مشترک است. این انسداد با کاهش فشار خون موضعی در سینوس کاروتید، تحریک بارورسپتورها را کاهش داده و با برداشتن اثر مهاری آن‌ها، باعث افزایش تون سمپاتیک عروق و افزایش فشار خون عمومی می‌گردد. این پاسخ جبرانی شدید در انسداد شریان‌های کاروتید مشترک، اهمیت حیاتی این رگ‌ها در سنجش فشار خون توسط بارورسپتورها را نشان می‌دهد. در مقابل، اعمال فشار دستی (ماساژ) روی ناحیه سینوس کاروتید در گردن، با کشیدن مکانیکی گیرنده‌ها، افزایش فشار خون را شبیه‌سازی می‌کند. این امر بارورسپتورها را تحریک کرده و با فعال کردن مرکز واگ، باعث کاهش ضربان قلب، افزایش طول چرخه قلبی و افت فشار خون شریانی عمومی می‌شود.

برای مثال، در پزشکی، ماساژ ملایم سینوس کاروتید برای تحریک بارورسپتورها و فعال‌سازی عصب واگ جهت درمان ضربان قلب بسیار بالا (تاکی‌کاردی فوق‌بطنی) استفاده می‌شود.

واژگان کلیدی

فشار ورید مرکزی (CVP)
فشار خون در سیاهرگ‌های بزرگ نزدیک دهلیز راست که با ایستادن به دلیل تجمع خون در اندام‌های تحتانی کاهش می‌یابد.
ماساژ سینوس کاروتید (Carotid Sinus Massage)
اعمال فشار فیزیکی بر روی شریان کاروتید مشترک که با تحریک کاذب بارورسپتورها و عصب واگ، طول چرخه قلبی را افزایش می‌دهد.
انسداد کاروتید مشترک (Common Carotid Occlusion)
مسدود شدن نسبی جریان خون شریان کاروتید که با کاهش فشار در سینوس کاروتید، سمپاتیک را فعال و فشار خون سیستمیک را بالا می‌برد.

اشتباه‌های رایج

  • برخی معتقدند ایستادن از حالت خوابیده باعث افزایش فشار ورید مرکزی (CVP) می‌شود، در حالی که ایستادن CVP و بازگشت وریدی را کاهش می‌دهد.
  • این تصور نادرست وجود دارد که در پاسخ به خونریزی، فعالیت بارورسپتورها و عصب واگ افزایش می‌یابد؛ در واقع افت فشار خون باعث مهار بارورسپتورها و کاهش واگ می‌شود.
  • اشتباه شایع دیگر این است که گمان شود در شوک گردش خون تحریک بارورسپتورها به حداکثر می‌رسد؛ در حالی که به دلیل افت شدید فشار، تحریک بارورسپتورها مهار می‌گردد.
  • بسیاری از دانشجویان فکر می‌کنند فشار بر سینوس کاروتید طول چرخه قلبی را کاهش می‌دهد؛ در صورتی که این فشار با مهار ضربان قلب، طول چرخه قلبی را افزایش می‌دهد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • ایستادن با کاهش بازگشت وریدی، فشار ورید مرکزی (CVP) را کاهش داده و فرکانس پیام‌های بارورسپتوری را کم می‌کند.
  • افت فشار در اثر ایستادن، با افزایش تون سمپاتیک و تحریک ترشح رنین از کلیه‌ها همراه است.
  • در پاسخ به خونریزی، مهار بارورسپتورها باعث افزایش سمپاتیک، انقباض عروقی و کاهش حجم ذخیره سیاهرگ‌ها می‌شود.
  • انسداد کاروتید با کاهش فشار در سینوس کاروتید و غیرفعال‌سازی بارورسپتورها، فشار خون عمومی را بالا می‌برد.
  • اعمال فشار بر سینوس کاروتید، با شبیه‌سازی فشار بالا و تحریک واگ، ضربان قلب را کاهش و طول چرخه قلبی را افزایش می‌دهد.

نکتهٔ تکمیلی

آیا می‌دانستید یقه بسیار تنگ لباس می‌تواند باعث غش کردن برخی افراد شود؟ در شرایطی که به آن «سندرم سینوس کاروتید حساس» می‌گویند، فشردگی خفیف گردن توسط یقه سفت یا گره کراوات، تحریک کاذب بارورسپتورها را ایجاد می‌کند. مغز این فشار فیزیکی را به عنوان یک صعود ناگهانی فشار خون تفسیر کرده و با کاهش شدید ضربان قلب و فشار خون شریانی، خون‌رسانی به مغز را مختل می‌کند که منجر به سرگیجه یا بیهوشی موقت می‌شود.

کمورسپتورها و پاسخ ایسکمی مغز

بدن برای شرایط بحرانی و افت شدید فشار خون، مکانیسم‌های محافظتی ویژه‌ای دارد که شامل گیرنده‌های شیمیایی عروقی (کمورسپتورها) و پاسخ ایسکمی سیستم عصبی مرکزی (CNS) است. گیرنده‌های شیمیایی عروقی یا کمورسپتورها، ساختارهای کوچکی هستند که در دیواره اجسام کاروتیدی و آئورتی قرار دارند. این گیرنده‌ها به تغییرات شیمیایی خون شامل کاهش فشار اکسیژن (O۲)، افزایش دی‌اکسید کربن (CO۲) و افزایش غلظت یون هیدروژن (H+ یا کاهش pH) حساس هستند. با فعال شدن کمورسپتورها، سیگنال‌هایی به مرکز کنترل عروق در مغز فرستاده می‌شود که فشار خون را افزایش می‌دهد. کمورسپتورها بر خلاف بارورسپتورها در فشار خون طبیعی (۱۰۰ میلی‌متر جیوه) نقش اصلی را ندارند، بلکه فعالیت آن‌ها عمدتاً در فشارهای پایین، به ویژه زیر ۸۰ میلی‌متر جیوه آغاز می‌شود.
رفلکس تنظیم‌کنندهمحرک اصلیمحدوده فشار فعال‌سازی
بارورسپتورهاکشش دیواره عروقبالای ۵۰-۶۰ mmHg (پاسخ حداکثر در ۱۰۰)
کمورسپتورهاکاهش O۲، افزایش CO۲ و H+زیر ۸۰ mmHg
ایسکمی CNSکاهش شدید جریان خون مغززیر ۶۰ mmHg (حداکثر در ۱۵-۲۰)
هنگامی که فشار خون شریانی به سطوح خطرناک‌تری سقوط کند، مکانیسم‌های اضطراری قدرتمندتری وارد عمل می‌شوند. پاسخ ایسکمی سیستم عصبی مرکزی (CNSIR) زمانی فعال می‌شود که میانگین فشار شریانی به زیر ۶۰ میلی‌متر جیوه کاهش یابد؛ شرایطی که در آن خون‌رسانی به مغز به شدت مختل شده و ایسکمی مغزی رخ می‌دهد. این پاسخ قوی‌ترین محرک فعال‌کننده سیستم وازوکانستریکتور (تنگی عروق) سمپاتیک در بدن است و به عنوان آخرین خط دفاعی عمل می‌کند. بیشترین تحریک و انقباض عروقی در فشارهای بسیار پایین حدود ۱۵ تا ۲۰ میلی‌متر جیوه رخ می‌دهد تا خون موجود به سمت مغز هدایت شود.

پاسخ ایسکمی CNS قوی‌ترین محرک فعال‌کننده سیستم سمپاتیک وازوکانستریکتور است که در فشارهای شریانی زیر ۶۰ میلی‌متر جیوه فعال می‌شود.

واکنش کوشینگ (Cushing reaction) نوعی پاسخ ایسکمی CNS است که در اثر افزایش شدید فشار مایع مغزی‌نخاعی (CSF) فعال می‌شود. افزایش فشار CSF بر شریان‌های مغزی فشار آورده و آن‌ها را کلاپس (له یا مسدود) می‌کند که منجر به افت شدید جریان خون مغز و ایجاد ایسکمی می‌شود. در پاسخ، بدن فشار خون شریانی عمومی را به شدت بالا می‌برد تا بر فشار مایع مغزی‌نخاعی غلبه کرده و خون‌رسانی مغز را مجدداً برقرار کند. در واقع واکنش کوشینگ با افزایش شدید فشار خون شریانی عمومی به برقراری مجدد جریان خون مغزی تحت فشار کمک شایانی می‌کند.

واژگان کلیدی

کمورسپتورهای عروقی (Vascular Chemoreceptors)
گیرنده‌های حسگر شیمیایی در اجسام کاروتیدی و آئورتی که به کاهش اکسیژن و افزایش دی‌اکسید کربن و یون هیدروژن پاسخ می‌دهند.
پاسخ ایسکمی سیستم عصبی مرکزی (CNS Ischemic Response)
قوی‌ترین رفلکس انقباض عروقی سمپاتیک که در پاسخ به کاهش شدید جریان خون مغز (فشار زیر ۶۰ میلی‌متر جیوه) فعال می‌شود.
واکنش کوشینگ (Cushing Reaction)
پاسخ جبرانی مغز در برابر افزایش فشار مایع مغزی‌نخاعی (CSF) که با بالا بردن شدید فشار شریانی عمومی، جریان خون مغز را حفظ می‌کند.

اشتباه‌های رایج

  • برخی فکر می‌کنند کمورسپتورها در محدوده فشار طبیعی کاروتیدی نقش اصلی دارند، در حالی که اهمیت کارکرد آن‌ها زیر فشار ۸۰ میلی‌متر جیوه است.
  • این تصور نادرست وجود دارد که پاسخ ایسکمی CNS در فشارهای بالا فعال می‌شود، اما این پاسخ در فشارهای شریانی زیر ۶۰ میلی‌متر جیوه (شرایط ایسکمی مغزی) شروع به فعالیت می‌کند.
  • اشتباه دیگر این است که واکنش کوشینگ با افت فشار شریانی به مغز کمک می‌کند؛ در واقع این واکنش با افزایش شدید فشار خون عمومی بر فشار CSF غلبه می‌کند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • کمورسپتورها به کاهش اکسیژن (O۲)، افزایش دی‌اکسید کربن (CO۲) و افزایش یون هیدروژن (H+) حساس هستند.
  • بر خلاف بارورسپتورها، کمورسپتورها عمدتاً در فشارهای پایین عروقی (زیر ۸۰ میلی‌متر جیوه) اهمیت پیدا می‌کنند.
  • پاسخ ایسکمی CNS قوی‌ترین فعال‌کننده انقباض عروقی سمپاتیک است و در فشار زیر ۶۰ میلی‌متر جیوه فعال می‌شود.
  • حداکثر تحریک سمپاتیک ناشی از پاسخ ایسکمی CNS در فشارهای بسیار پایین ۱۵ تا ۲۰ میلی‌متر جیوه رخ می‌دهد.
  • واکنش کوشینگ با افزایش فشار شریانی عمومی، بر فشار بالای مایع مغزی‌نخاعی غلبه کرده و خون‌رسانی مغزی را احیا می‌کند.

نکتهٔ تکمیلی

واکنش کوشینگ در جراحی اعصاب و مراقبت‌های ویژه اهمیت حیاتی دارد. هنگامی که یک بیمار دچار خونریزی مغزی یا تومور بزرگ می‌شود، فشار درون جمجمه به شدت بالا می‌رود. در این حالت، پزشکان با مشاهده همزمان دو علامت کلاسیک یعنی افزایش شدید فشار خون شریانی همراه با کاهش ضربان قلب (برادیکاردی)، متوجه افزایش خطرناک فشار مایع مغزی‌نخاعی (CSF) و احتمال کلاپس شریان‌های مغزی می‌شوند که نیاز به درمان اورژانسی دارد.

گیرنده‌های فشار کم و دهلیزی

در کنار سیستم تنظیم فشار با شریان‌های فشار بالا، بدن دارای گیرنده‌های فشاری ریوی و دهلیزی است که در دیواره دهلیزها و شریان‌های ریوی قرار گرفته‌اند. این گیرنده‌ها به دلیل مواجهه با فشارهای پایین به «گیرنده‌های فشار کم» معروف هستند و نقش اساسی در تعدیل نوسانات فشار خون در پاسخ به تغییرات حجم کل خون دارند. کشیدگی دهلیزها در اثر افزایش حجم خون، دو پاسخ مهم یعنی رفلکس حجم و رفلکس بین‌بریج را فعال می‌کند. رفلکس حجم دهلیزی (volume reflex) با سه بازوی موازی به دفع مایع اضافی کمک می‌کند؛ نخست، این رفلکس به طور رفلکسی باعث اتساع آرتریول‌های آوران کلیوی می‌شود که میزان فیلتراسیون گلومرولی (GFR) و دفع کلیوی مایعات را افزایش می‌دهد. اتساع آرتریول‌های آوران کلیوی نه تنها فیلتراسیون گلومرولی را بالا می‌برد بلکه فشار هیدروستاتیک مویرگ‌های گلومرولی را نیز افزایش داده و دفع آب را بیشتر می‌کند. دوم، سیگنال‌های دهلیزی ترشح هورمون ضد ادراری (ADH) را از غده هیپوفیز پسین کاهش می‌دهند تا بازجذب آب در کلیه کم شده و حجم ادرار زیاد شود. این کاهش ترشح هورمون ضد ادراری (ADH) مانع بازجذب مایع در مجاری جمع‌کننده ادرار شده و به خروج مایعات کمک شایانی می‌کند. سوم، کشش دهلیزها ترشح فاکتور ناتریورتیک دهلیزی (ANP) را افزایش می‌دهد تا دفع سدیم و آب از ادرار تسریع گردد و حجم خون کاهش یابد.
رفلکس دهلیزیمحرک اصلیپاسخ نهایی
بین‌بریجافزایش بازگشت وریدی و حجم دهلیزافزایش ضربان قلب
حجم دهلیزیافزایش حجم خون دهلیزکاهش ADH و افزایش ANP
در پاسخ موازی، رفلکس بین‌بریج (Bainbridge reflex) فعال می‌شود. افزایش بازگشت وریدی و حجم خون دهلیزی، سیگنال‌های کششی را از طریق عصب واگ به بصل‌النخاع می‌فرستد که در آنجا با مهار مسیرهای مهاری و تحریک سمپاتیک قلبی، ضربان قلب و قدرت انقباض را افزایش می‌دهد تا خون تجمع‌یافته در دهلیزها و سیاهرگ‌های ریوی سریع‌تر به گردش خون فرستاده شود و مانع احتقان عروقی گردد. سیگنال‌های آوران رفلکس بین‌بریج از گیرنده‌های دهلیزی توسط عصب واگ به بصل‌النخاع هدایت شده و اعصاب سمپاتیک قلبی ضربان قلب را برای جلوگیری از احتقان خون افزایش می‌دهند.

رفلکس حجم دهلیزی با اتساع رفلکسی آرتریول‌های آوران کلیه و کاهش ترشح ADH، دفع مایعات را افزایش می‌دهد.

یک مثال بارز فیزیولوژیک، تزریق سریع وریدی نیم لیتر نرمال سالین است. این تزریق حجم خون دهلیزها را افزایش داده و بلافاصله رفلکس بین‌بریج را جهت افزایش ضربان قلب تحریک می‌کند تا از تجمع خون جلوگیری کند. همزمان با آن، رفلکس حجمی با اتساع آرتریول‌های کلیه، کاهش ترشح ADH و افزایش ترشح ANP باعث دفع سریع مایع اضافی می‌شود.

برای مثال، تزریق سریع نیم لیتر نرمال سالین با کشش دهلیزها، رفلکس بین‌بریج را برای افزایش ضربان قلب و رفلکس حجم را برای دفع مایعات مازاد فعال می‌کند.

واژگان کلیدی

گیرنده‌های فشار کم (Low-Pressure Receptors)
گیرنده‌های کششی موجود در دهلیزهای قلب و شریان‌های ریوی که تغییرات حجم خون را حس کرده و فشار را تعدیل می‌کنند.
رفلکس بین‌بریج (Bainbridge Reflex)
رفلکسی که در پاسخ به افزایش حجم دهلیزها و افزایش بازگشت وریدی، ضربان قلب را افزایش می‌دهد تا مانع تجمع خون در وریدها شود.
فاکتور ناتریورتیک دهلیزی (ANP)
هورمونی که در پاسخ به کشش دهلیزها ترشح شده و با تحریک دفع سدیم و آب از کلیه‌ها، حجم خون را کاهش می‌دهد.

اشتباه‌های رایج

  • برخی دانش‌آموزان رفلکس بین‌بریج را با شرایط خونریزی مرتبط می‌دانند، در حالی که این رفلکس با افزایش حجم و بازگشت وریدی فعال می‌شود، نه کاهش خون.
  • این اشتباه وجود دارد که کشش گیرنده‌های دهلیزی ترشح هورمون ANP را کاهش می‌دهد، اما کشیدگی دهلیزها محرک اصلی افزایش ترشح ANP است.
  • تصور غلط دیگر این است که رفلکس حجمی دهلیزی با انقباض آرتریول‌های آوران کلیه همراه است؛ در واقع این رفلکس آرتریول‌های آوران را متسع می‌کند.
  • برخی فکر می‌کنند تزریق سالین ترشح هورمون ADH را افزایش می‌دهد، در حالی که با فعال‌سازی رفلکس حجمی، ترشح ADH را کاهش می‌دهد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • گیرنده‌های دیواره دهلیزها و شریان‌های ریوی، گیرنده‌های فشار کم هستند که تغییرات حجم خون را حس می‌کنند.
  • کشش دهلیزها در رفلکس حجم، ترشح ADH را کاهش و ترشح ANP را افزایش می‌دهد تا ادرار بیشتری دفع شود.
  • رفلکس حجمی با اتساع رفلکسی آرتریول‌های آوران کلیوی، میزان فیلتراسیون گلومرولی را بالا می‌برد.
  • رفلکس بین‌بریج در پاسخ به افزایش بازگشت وریدی، ضربان قلب را برای جلوگیری از احتقان خون افزایش می‌دهد.
  • تزریق سریع نرمال سالین با فعال‌سازی رفلکس بین‌بریج ضربان را افزایش و با رفلکس حجم ترشح ADH را کاهش می‌دهد.

نکتهٔ تکمیلی

آیا می‌دانستید رفلکس بین‌بریج و رفلکس بارورسپتوری در یک رقابت دائمی با یکدیگر هستند؟ وقتی مایعات زیادی مصرف می‌کنید یا بازگشت وریدی زیاد می‌شود، کشیدگی دهلیزها از طریق رفلکس بین‌بریج ضربان قلب را بالا می‌برد. اما همزمان، افزایش برون‌ده قلب باعث افزایش فشار خون شریانی شده که بارورسپتورها را تحریک می‌کند تا ضربان قلب را پایین بیاورند. اثر نهایی بر روی ضربان قلب به برآیند این دو رفلکس بستگی دارد؛ اما معمولاً در حجم‌های بالا رفلکس بین‌بریج غالب می‌شود.

طبقه‌بندی زمانی تنظیم فشار خون

سیستم فیزیولوژیک بدن برای کنترل و تثبیت فشار خون شریانی از مکانیسم‌های متنوعی استفاده می‌کند که بر اساس سرعت شروع و مدت‌زمان اثرگذاری، به سه دسته اصلی تقسیم می‌شوند. دسته اول، مکانیسم‌های سریع‌الاثر هستند که در عرض چند ثانیه تا چند دقیقه فعال می‌شوند. رفلکس‌های عصبی مانند رفلکس بارورسپتوری و رفلکس کمورسپتوری (گیرنده‌های شیمیایی عروقی) در این رده قرار می‌گیرند. این سیستم‌ها به عنوان اولین خطوط دفاعی در برابر نوسانات ناگهانی فشار خون (مانند تغییر وضعیت بدن از خوابیده به ایستاده یا خونریزی شدید) عمل کرده و با تغییر سریع ضربان قلب و قطر عروق، فشار را تعدیل می‌کنند. هر یک از این مکانیسم‌ها در زمان‌های متفاوتی وارد میدان می‌شوند تا فشار خون شریانی در تمام لحظات زندگی در محدوده ایمن حفظ گردد.
رده زمانیمکانیسم‌های اصلیزمان پاسخ‌دهی
سریع‌الاثربارورسپتورها و کمورسپتورهاثانیه تا دقیقه
متوسط‌الاثرسیستم رنین-آنژیوتانسین، جابه‌جایی مایع مویرگ، شل شدن عروقدقیقه تا ساعت
طولانی‌الاثرمکانیسم‌های کلیوی تنظیم مایعاتروز تا هفته
دسته دوم، مکانیسم‌های متوسط‌الاثر هستند که فعالیت آن‌ها از چند دقیقه تا چند ساعت پس از تغییر فشار آغاز می‌شود. این مکانیسم‌ها شامل سیستم هورمونی رنین آنژیوتانسین (که با انقباض عروقی فشار را بالا می‌برد)، مکانیسم جابه‌جایی مایع از مویرگ‌ها (که حجم خون را با انتقال مایعات بین مویرگ و فضای میان‌بافتی تنظیم می‌کند) و مکانیسم شل شدن ناشی از استرس عروق (stress-relaxation) هستند که در آن دیواره عروق به تدریج قطر خود را برای تطبیق با تغییرات حجم تغییر می‌دهند. سیستم رنین آنژیوتانسین با تولید آنژیوتانسین دو که یک ماده منقبض‌کننده عروقی قوی است مقاومت شریانی را بالا می‌برد و جابه‌جایی مایع مویرگی حجم در گردش خون را بازیابی می‌کند.

سیستم رنین آنژیوتانسین و جابه‌جایی مایع از مویرگ‌ها جزو مکانیسم‌های متوسط‌الاثر و سیستم تنظیم کلیوی مایعات جزو مکانیسم‌های طولانی‌الاثر هستند.

در نهایت، دسته سوم مکانیسم‌های طولانی‌الاثر قرار دارند که پاسخ کامل آن‌ها به روزها یا هفته‌ها زمان نیاز دارد. مکانیسم‌های کلیوی تنظیم مایعات بدن و سیستم کلیه-مایعات بدن، به عنوان کنترل‌کننده اصلی طولانی‌الاثر عمل می‌کنند. این سیستم با تنظیم ترشح آب و نمک از کلیه‌ها، فشار خون شریانی را به صورت پایدار و پایانی در حد نرمال نگه می‌دارد. مکانیسم‌های کلیوی حجم مایعات خارج سلولی را کنترل کرده و از این طریق با تأثیر مستقیم بر روی برون‌ده قلبی، فشار خون را در درازمدت تثبیت می‌کنند. بر خلاف رفلکس‌های عصبی سریع مانند بارورسپتورها که به سرعت سازگار و خاموش می‌شوند، مکانیسم‌های کلیوی خستگی‌ناپذیر بوده و تا بازگشت کامل فشار خون به نقطه تنظیم خود، به کار ادامه می‌دهند.

واژگان کلیدی

مکانیسم جابه‌جایی مایع مویرگی (Capillary Fluid Shift)
مکانیسمی متوسط‌الاثر که با انتقال مایعات بین مویرگ‌ها و بافت‌ها در پاسخ به تغییرات فشار، حجم خون را تنظیم می‌کند.
شل شدن ناشی از استرس عروق (Stress-Relaxation)
مکانیسمی متوسط‌الاثر که در آن رگ‌های خونی به تدریج با تغییرات حجم خون منبسط یا منقبض می‌شوند تا فشار را تعدیل کنند.
مکانیسم کلیوی-حجم مایعات (Renal-Body Fluid System)
تنها مکانیسم طولانی‌الاثر کنترل فشار خون که با تغییر در میزان دفع ادراری آب و نمک، فشار خون را در درازمدت تثبیت می‌کند.

اشتباه‌های رایج

  • برخی دانشجویان تصور می‌کنند سیستم رنین آنژیوتانسین و جابه‌جایی مایع مویرگی مکانیسم‌های سریع‌الاثر هستند؛ در حالی که این موارد جزو مکانیسم‌های متوسط‌الاثر طبقه‌بندی می‌شوند.
  • این باور غلط وجود دارد که شل شدن عروق ناشی از استرس و مکانیسم‌های کلیوی سریع‌الاثر هستند؛ شل شدن عروق متوسط‌الاثر و سیستم کلیوی طولانی‌الاثر است.
  • اشتباه شایع دیگر این است که سیستم بارورسپتوری را به دلیل دقت بالا، جزو مکانیسم‌های طولانی‌الاثر بدانند؛ این رفلکس کاملاً سریع‌الاثر و کوتاه‌مدت است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • مکانیسم‌های تنظیم فشار خون بر اساس سرعت پاسخ به سه دسته سریع، متوسط و طولانی‌الاثر تقسیم می‌شوند.
  • بارورسپتورها و کمورسپتورها رفلکس‌های عصبی سریع‌الاثر هستند که در عرض چند ثانیه تا دقیقه پاسخ می‌دهند.
  • سیستم رنین آنژیوتانسین، جابه‌جایی مایع از مویرگ و شل شدن عروق ناشی از استرس جزو مکانیسم‌های متوسط‌الاثر هستند.
  • مکانیسم‌های متوسط‌الاثر برای پاسخ‌دهی و تأثیرگذاری کامل به چند دقیقه تا چند ساعت زمان نیاز دارند.
  • سیستم کلیوی تنظیم مایعات تنها مکانیسم طولانی‌الاثر است که در طول روزها و هفته‌ها فشار خون را به پایداری می‌رساند.

نکتهٔ تکمیلی

مکانیسم شل شدن عروق ناشی از استرس (stress-relaxation) یک ویژگی شگفت‌انگیز در فیزیک رگ‌هاست. تصور کنید یک بادکنک را بیش از حد باد کرده‌اید؛ اگر آن را چند دقیقه در این حالت رها کنید، دیواره لاستیکی آن کش می‌آید و فشار هوای داخل آن بدون تغییر حجم هوا، اندکی کاهش می‌یابد. عروق خونی ما نیز دقیقاً همین‌طور عمل می‌کنند؛ هنگام افزایش ناگهانی حجم خون، رگ‌ها به آرامی کش می‌آیند تا فشار خون افزایش یافته را تعدیل کرده و از آسیب به بافت‌ها جلوگیری کنند.

خلاصهٔ درس

فشار خون چطور سریع تنظیم می‌شود؟

Physiology · Neurogenic Circulation Control

تنظیم سمپاتیکی و موضعی عروق

  • مویرگ‌ها و اسفنکترهای پیش‌مویرگی فاقد عصب‌دهی سمپاتیک هستند.
  • بیشترین پایانه‌های سمپاتیک در آرتریول‌ها جهت تنظیم مقاومت است.
  • تحریک سمپاتیک با کاهش کمپلیانس وریدها، بازگشت خون را افزایش می‌دهد.
  • بی‌حسی نخاعی با حذف تونوس عروق، فشار را به ۵۰ mmHg کاهش می‌دهد.
  • هیستامین با اتساع آرتریول‌ها، نفوذپذیری مویرگ را بالا می‌برد.
تونوس وازوموتور (Vasomotor Tone)
انقباض نسبی و مداوم عروق خونی

نکته: بیش از ۶۰ درصد حجم خون در سیاهرگ‌ها ذخیره می‌شود و سمپاتیک می‌تواند آن را فعال کند.

عملکرد رفلکس بارورسپتوری

  • عصب زوج ۹ پیام کاروتید و عصب واگ پیام قوس آئورت را منتقل می‌کند.
  • حداکثر حساسیت سیستم بارورسپتوری در فشار طبیعی ۱۰۰ mmHg است.
  • ایستادن با افت بازگشت وریدی، ترشح رنین و سمپاتیک را افزایش می‌دهد.
  • انسداد کاروتید مشترک با افت فشار سینوس، فشار عمومی را بالا می‌برد.
  • ماساژ کاروتید با تحریک عصب واگ، طول چرخه قلبی را بالا می‌برد.
سازگاری (Adaptation)
کاهش پاسخ‌دهی بارورسپتورها به فشار بالا

نکته: در سندرم کاروتید حساس، فشار یقه تنگ با تحریک بارورسپتورها باعث افت فشار و غش می‌شود.

کمورسپتورها و ایسکمی مغز

  • کمورسپتورها به کاهش اکسیژن و افزایش دی‌اکسید کربن پاسخ می‌دهند.
  • کمورسپتورها عمدتاً در فشارهای زیر ۸۰ mmHg فعال می‌شوند.
  • ایسکمی CNS قوی‌ترین محرک سمپاتیک در فشارهای زیر ۶۰ mmHg است.
  • حداکثر پاسخ ایسکمی CNS در فشار ۱۵–۲۰ mmHg رخ می‌دهد.
  • واکنش کوشینگ با افزایش فشار عمومی، بر فشار مایع مغزی غلبه می‌کند.
واکنش کوشینگ (Cushing Reaction)
افزایش فشار برای خون‌رسانی مغز

نکته: همزمانی فشار بالا و کاهش ضربان قلب در ضربه مغزی، نشانه افزایش فشار جمجمه است.

گیرنده‌های فشار کم و دهلیزی

  • گیرنده‌های دهلیز و ریه (فشار کم)، حجم کل خون را می‌سنجند.
  • کشش دهلیز با اتساع آرتریول آوران، فیلتراسیون کلیه را بالا می‌برد.
  • کشش دهلیز با کاهش ترشح ADH و افزایش ANP، دفع ادرار را بالا می‌برد.
  • رفلکس بین‌بریج در پاسخ به افزایش حجم دهلیز، ضربان را بالا می‌برد.
  • تزریق سالین با کشش دهلیز، رفلکس بین‌بریج و حجم را فعال می‌کند.
رفلکس بین‌بریج (Bainbridge)
افزایش ضربان قلب با افزایش حجم دهلیز

نکته: در حجم‌های بالای خون، رفلکس بین‌بریج با غلبه بر بارورسپتورها ضربان را بالا می‌برد.

زمان‌بندی تنظیم فشار خون

  • مکانیسم‌های تنظیم فشار خون به سه رده زمانی تقسیم می‌شوند.
  • رفلکس‌های بارورسپتور و کمورسپتور از مکانیسم‌های سریع‌الاثر هستند.
  • سیستم رنین-آنژیوتانسین و جابه‌جایی مویرگی متوسط‌الاثر هستند.
  • سیستم کلیه-مایعات بدن تنها مکانیسم طولانی‌الاثر کنترل فشار است.
  • مکانیسم‌های کلیوی برخلاف سیستم‌های عصبی سازگار نمی‌شوند.
سیستم کلیه-مایعات (Renal-Body Fluid)
کنترل فشار با دفع آب و نمک

نکته: در شل شدن عروق ناشی از استرس، رگ‌ها با تغییر تدریجی قطر خود فشار را تعدیل می‌کنند.

نکات کلیدی (تله‌های آزمون)

  • مویرگ‌ها عصب‌دهی سمپاتیک ندارند و فقط تحت کنترل عوامل موضعی هستند.
  • تحریک سمپاتیک، کمپلیانس وریدها را کاهش می‌دهد (سیاهرگ‌ها را منقبض می‌کند).
  • بارورسپتورها به علت سازگاری، مسئول تنظیم کوتاه‌مدت هستند نه کنترل درازمدت.
  • ماساژ کاروتید ضربان قلب را کاهش و طول چرخه قلبی را افزایش می‌دهد، نه کاهش.
  • پاسخ ایسکمی CNS به عنوان آخرین دفاع، در فشار زیر ۶۰ mmHg فعال می‌شود.
  • رنین-آنژیوتانسین و جابه‌جایی مایع، متوسط‌الاثر هستند نه سریع‌الاثر.

یک تست از این درس

خودت را بسنج

هنگامی که فردی به‌سرعت از حالت خوابیده به ایستاده تغییر وضعیت می‌دهد، بلافاصله چه تغییراتی در شاخص‌های وریدی و فعالیت غددیِ کلیه رخ می‌دهد؟

  1. فشار ورید مرکزی به دلیل تجمع خون در اندام‌های تحتانی کاهش می‌یابد، پیام‌های ارسالی از بارورسپتورها افزایش می‌یابد و بیشترین حساسیت عملکردی بارورسپتورها در محدودهٔ فشار طبیعی رخ می‌دهد.
  2. فشار ورید مرکزی به دلیل تجمع خون در اندام‌های تحتانی افزایش می‌یابد، پیام‌های ارسالی از بارورسپتورها کم می‌شود و ترشح رنین از کلیه‌ها متعاقب فعالیت سمپاتیک افزایش می‌یابد.
  3. فشار ورید مرکزی به دلیل تجمع خون در اندام‌های تحتانی کاهش می‌یابد، پیام‌های ارسالی از بارورسپتورها کم می‌شود و ترشح رنین از کلیه‌ها متعاقب فعالیت سمپاتیک کاهش می‌یابد.
  4. فشار ورید مرکزی به دلیل تجمع خون در اندام‌های تحتانی کاهش می‌یابد، پیام‌های ارسالی از بارورسپتورها کم می‌شود و ترشح رنین از کلیه‌ها متعاقب فعالیت سمپاتیک افزایش می‌یابد.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۴

گزینهٔ ۴ صحیح است. با ایستادن، بازگشت وریدی کاهش یافته و در نتیجه فشار ورید مرکزی (CVP) کاهش می‌یابد. به دلیل تجمع خون در اندام‌های تحتانی و افت موقت فشار خون، کشش بارورسپتورها کم شده و پیام‌های ارسالی از بارورسپتورها کاهش می‌یابد. کاهش تحریک بارورسپتورها باعث فعال شدن سیستم سمپاتیک و در نتیجه افزایش ترشح رنین از کلیه‌ها می‌شود. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینهٔ ۱: ایستادن باعث کاهش فشار خون و در نتیجه کاهش پیام‌های ارسالی از بارورسپتورها می‌شود. گزینهٔ ۲: با ایستادن بازگشت وریدی کاهش یافته و فشار ورید مرکزی نیز کاهش می‌یابد. گزینهٔ ۳: ایستادن و فعال شدن سیستم سمپاتیک ترشح رنین از کلیه‌ها را افزایش می‌دهد، نه کاهش.

تمرین بیشتر در اپ

درس‌های دیگر این بخش · فیزیولوژی