مبانی نظریه شناختی اجتماعی و جبرگرایی متقابل
اصل جبرگرایی متقابل و علیت دوسویه
بندورا برای تبیین تعامل میان انسان و محیط، اصل جبرگرایی متقابل (reciprocal determinism) یا علیت دوسویه را معرفی میکند. بر اساس این اصل، عملکرد و رفتار انسان حاصل تعامل متقابل و همزمان سه عامل است: فرد (و فرایندهای شناختی و ذهنی او)، متغیرهای محیطی، و خود رفتار. این سه عنصر در یک رابطه متقابل سهسویه بر یکدیگر اثر میگذارند و هیچیک به تنهایی و به صورت یکجانبه تعیینکننده رفتار نیستند. این دیدگاه اساس عامل بودن انسان (human agency) را شکل میدهد که در آن انسانها ظرفیت تأثیرگذاری بر اعمال و شرایط زندگی خود را دارند.بر اساس اصل جبرگرایی متقابل، رفتار انسان حاصل تعامل پویا و سهسویه میان فرد (عوامل شناختی)، محیط و خود رفتار است و هیچیک از این عوامل به تنهایی رفتار را تعیین نمیکنند.
ارزیابی علمی و انتقادهای وارد بر نظریه
از نظر ملاکهای ارزیابی علمی، نظریه بندورا از جهت ابطالپذیری، توانایی تولید پژوهش، سازماندهی دانش و ملاک ایجاز در سطح بسیار مطلوب و برجستهای قرار دارد. این رویکرد دارای پشتیبان تجربی بسیار بالایی است و نسبت به نظریههای دیگر مانند نظریه سازههای شخصی، پژوهشهای تجربی به مراتب بیشتری تولید کرده است. بندورا در روششناسی خود به طور گسترده از فنون مشاهده مستقیم، پرسشنامهها و اندازهگیریهای خودسنجی استفاده کرده است. با وجود این نقاط قوت، منتقدان چندین اشکال اساسی به نظریه شناختی اجتماعی وارد میکنند. اول اینکه این نظریه با تمرکز مستقیم بر نشانههای رفتاری آشکار، متهم به نادیده گرفتن تعارضها و نیروهای انگیزشی درونی و هیجانها شده است و منتقدان اعتقاد دارند این رویکرد در درمان به جای پرداختن به علل درونی احتمالی، فقط به درمان نشانههای سطحی میپردازد. دوم اینکه نظریه بندورا متهم است که نتوانسته چگونگی اثرگذاری دقیق متغیرهای شناختی بر رفتارهای انسان را به صورت کاملاً روشن تبیین کند.| ویژگی ارزیابی | نظریه شناختی اجتماعی | روانکاوی سنتی |
|---|---|---|
| پایه پژوهش | تجربی و آزمایشگاهی | بالینی و تحلیل مورد |
| ابطالپذیری | بسیار بالا | بسیار پایین |
| تمرکز درمانی | رفتار آشکار و نشانهها | تعارضهای ناهشیار درونی |
واژگان کلیدی
- جبرگرایی متقابل
- اصل تعامل متقابل و همزمان سه عامل فرد (شناخت)، محیط و رفتار در تعیین رفتارهای انسان
- عامل بودن انسان
- ظرفیت و توانایی انسان برای اثرگذاری فعال بر شرایط زندگی و اعمال خود
- بحث فرد-موقعیت
- موضوع مورد اختلاف با نظریه صفات که بر فرآیندهای اکتساب، نگهداری و تغییر رفتار در موقعیتهای گوناگون تأکید دارد
اشتباههای رایج
- اشتباه است که فکر کنیم بندورا مانند اسکینر رفتارهای انسان را ناشی از عوامل ژنتیکی میداند؛ هر دو معتقدند رفتارها عمدتاً اکتسابی هستند.
- نباید تصور کرد در جبرگرایی متقابل، محیط به تنهایی و به صورت یکجانبه رفتار انسان را تعیین میکند؛ بلکه رفتار، فرد و محیط تأثیری سهسویه دارند.
- برخی گمان میکنند رویکرد بندورا فاقد ابزار سنجش عینی است، در حالی که او از مشاهده مستقیم و پرسشنامههای خودسنجی استفاده فراوان کرده است.
جمعبندی این مفهوم
- نظریه شناختی اجتماعی بندورا با تلفیق دیدگاههای رفتاری و شناختی پدید آمده است.
- جبرگرایی متقابل بیانگر تعامل همزمان و سهسویه میان فرد، محیط و رفتار است.
- انسان در این نظریه موجودی فعال، مفسر و تأثیرگذار بر موقعیتها شناخته میشود.
- نظریه بندورا از پشتیبانی تجربی بسیار بالا و ابطالپذیری مطلوبی برخوردار است.
- نادیده گرفتن نیروهای انگیزشی درونی و تمرکز زیاد بر رفتارهای آشکار از انتقادات اصلی این رویکرد است.
نکتهٔ تکمیلی
یکی از دلایل موفقیت چشمگیر نظریه بندورا در روانشناسی معاصر، کاربردی بودن مفاهیم آن در طراحی سیستمهای آموزشی و درمانی است. بندورا با نقد جدی روانکاوی سنتی که مفاهیمی مبهم و غیرقابلاندازهگیری داشت، راه را برای پژوهشهای آزمایشگاهی دقیق هموار کرد. او نشان داد که تعامل ما با محیط اطرافمان یک خیابان دوطرفه است؛ همانطور که تغییر شرایط فیزیکی اتاق کار میتواند تمرکز ما را بهبود بخشد (تأثیر محیط بر فرد)، تصمیم ارادی ما برای تغییر دکوراسیون نیز محیط را بازسازی میکند (تأثیر فرد بر محیط).