مبانی رفتارگرایی رادیکال اسکینر
بیاف اسکینر، از برجستهترین نظریهپردازان رفتارگرایی رادیکال، معتقد است که کلید اصلی برای شناخت و درک شخصیت انسان، کشف قوانین عینی یادگیری است. بر خلاف روانکاوان که بر انگیزههای درونی و ناهشیار تمرکز میکنند، یا نظریهپردازانی مانند بندورا و ویگوتسکی که نقش عوامل فرهنگی و اجتماعی را محور قرار میدهند، اسکینر رفتار قابل مشاهده را موضوع اصلی روانشناسی میداند. او منکر وجود فرایندهای ذهنی و درونی نیست؛ بلکه معتقد است این فرایندها وجود دارند اما تنها زمانی که بتوان آنها را به شکل عینی مشاهده و اندازهگیری کرد، میتوان از آنها برای تبیین شخصیت استفاده نمود. از دیدگاه او، رگههای شخصیتی بین افراد مشترک هستند و بر اساس واکنشهای تعمیمیافته و متغیرهای مشخص بیرونی شکل میگیرند.
تفاوتهای فردی و مطالعه حیوانات
از نظر اسکینر، تفاوتهای رفتاری میان انسانها ناشی از تفاوت در رویدادهای محیطی است که پاسخهای آنها را فرا میخوانند؛ زیرا قوانین بنیادی محرک و پاسخ برای همگان تغییرناپذیر است. اسکینر معتقد بود تفاوت میان انسان و حیوان تفاوت در درجه و مقدار است، نه تفاوت در نوع و ماهیت. به همین دلیل، او مطالعه بر روی حیوانات را برای کشف قوانین کلی رفتار انسان کاملاً معتبر و مفید میدانست. در این دیدگاه، رفتارهای بهنجار (سالم) و رفتارهای نابهنجار (روانآزرده) هر دو پدیدههایی آموختهزده هستند که بر اساس اصول یکسانی از یادگیری و تقویت شکل میگیرند و اصلاح میشوند.
از نظر اسکینر، تفاوت انسان و حیوان از نظر درجه و مقدار است، نه نوع و ماهیت؛ بنابراین قوانین رفتار انسان را میتوان از طریق مطالعه حیوانات کشف کرد.
روششناسی پژوهش و جامعه آرمانی
در حوزه روششناسی، اسکینر بر پژوهشهای فردنگر یا تکآزمودنی تاکید داشت؛ زیرا اعتقاد داشت میانگینهای گروهی در پژوهشهای بزرگ، پاسخهای رفتاری منحصربهفرد و تفاوتهای فردی را پنهان میکنند. او برای اثبات روابط علّی میان متغیرها از طرح آزمایشی بازگشتی استفاده کرد. این طرح شامل چهار مرحله مشخص است: ابتدا ثبت خط پایه رفتار، سپس اعمال شرطیسازی (متغیر مستقل)، در ادامه مرحله بازگشت (برداشتن متغیر مستقل برای بررسی بازگشت رفتار به خط پایه) و در نهایت شرطیسازی مجدد.
برای مثال، در یک کلاس درس ابتدا تعداد دفعات صحبت بیجای دانشآموز ثبت میشود (خط پایه)، سپس با توجه نکردن معلم، رفتار کاهش مییابد (شرطیسازی). در مرحله بعد معلم دوباره توجه میکند تا ببیند آیا رفتار به حالت اولیه بازمیگردد یا خیر (بازگشت).
علاقه اسکینر به اصلاح رفتار فراتر از فرد بود و او به ساخت جامعه آرمانی نیز میاندیشید. این دغدغه وجه اشتراک جالبی میان او و روانکاو انسانگرا، اریک فروم، ایجاد کرد. اسکینر در کتاب داستانی خود به نام «والدن ۲»، جامعهای آرمانی را ترسیم میکند که در آن بر خلاف تصور فروم که هدف را مهار از خودبیگانگی میدانست، همهچیز بر اساس اصول تقویت اجتماعی طراحی شده است تا افراد در کمترین زمان و به بهترین شکل به بالاترین سطح تحولی خود دست یابند.
| ویژگی | رفتارگرایی رادیکال | سایر نظریهها |
|---|---|---|
| فرایندهای درونی | فقط در صورت مشاهده عینی | محوریت انگیزهها و ذهن |
| تفاوت انسان و حیوان | درجه و مقدار | نوع و ماهیت |
| تمرکز روششناختی | تکآزمودنی (فردنگر) | میانگین گروهی |
واژگان کلیدی
- رفتارگرایی رادیکال
- دیدگاهی که بر مطالعه رفتارهای عینی تمرکز دارد و فرایندهای درونی را تنها در صورت قابلیت مشاهده عینی معتبر میداند.
- پژوهش فردنگر
- روش پژوهشی متمرکز بر روی تکآزمودنی برای جلوگیری از پنهان شدن تفاوتهای فردی در میانگینهای گروهی.
- طرح آزمایشی بازگشتی
- طرحی پژوهشی شامل مراحل ثبت خط پایه، شرطیسازی، حذف متغیر مستقل (بازگشت) و شرطیسازی مجدد برای بررسی رابطه علّی.
- والدن ۲
- رمان مدینه فاضله اسکینر که در آن جامعهای آرمانی بر پایه اصول تقویت اجتماعی و رفتارگرایی توصیف شده است.
اشتباههای رایج
- این باور اشتباه که اسکینر وجود فرایندهای ذهنی و درونی را به طور کامل انکار میکند؛ در حالی که او این فرایندها را قبول داشت اما معتقد بود تنها در صورت مشاهده عینی باید برای تبیین شخصیت استفاده شوند.
- تصور اینکه تفاوت انسان و حیوان در نظریه اسکینر از نوع ماهوی است؛ اسکینر تفاوت را در درجه و مقدار میدانست و مطالعه حیوانات را برای انسان معتبر تلقی میکرد.
- فرض اینکه جامعه آرمانی در کتاب والدن ۲ بر اساس مهار از خودبیگانگی است؛ در حالی که این جامعه بر پایه اصول تقویت برای رشد تحولی افراد شکل گرفته است.
جمعبندی این مفهوم
- اسکینر شخصیت را حاصل قوانین یادگیری عینی و در رأس آنها تقویت میداند.
- فرایندهای درونی تنها در صورتی در تبیین شخصیت ارزش دارند که به شکل عینی قابل مشاهده باشند.
- تفاوت انسان و حیوان از نظر درجه و مقدار است و مطالعه حیوان برای کشف قوانین رفتاری انسان معتبر است.
- پژوهشهای اسکینر تکآزمودنی بود و از طرح بازگشتی چهارمرحلهای برای اثبات رابطه علّی استفاده میکرد.
- جامعه آرمانی در کتاب والدن ۲ اسکینر و نظریه انسانگرای فروم هر دو بر ساخت جامعه آرمانی تاکید دارند، اما اسکینر آن را بر تقویت اجتماعی استوار میکند.
نکتهٔ تکمیلی
جالب است بدانید که اسکینر کتاب داستانی «والدن ۲» را در سال ۱۹۴۸ میلادی نوشت تا نشان دهد چگونه اصول رفتارگرایی عامل میتوانند برای طراحی یک جامعه هماهنگ، بدون جنگ، فقر و حسادت به کار روند. او در این جامعه فرضی، تربیت کودکان و کارهای روزمره را به گونهای سازماندهی کرد که همگی از طریق تقویت مثبت هدایت شوند. این کتاب واکنشهای زیادی را برانگیخت؛ برخی آن را یک کابوس ضدآرمانشهری فاقد آزادی اراده خواندند و برخی دیگر آن را راهکاری عملی برای بهبود زندگی بشر دانستند.