بی.اف. اسکینر

4 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

مبانی رفتارگرایی رادیکال اسکینر

بی‌اف اسکینر، از برجسته‌ترین نظریه‌پردازان رفتارگرایی رادیکال، معتقد است که کلید اصلی برای شناخت و درک شخصیت انسان، کشف قوانین عینی یادگیری است. بر خلاف روانکاوان که بر انگیزه‌های درونی و ناهشیار تمرکز می‌کنند، یا نظریه‌پردازانی مانند بندورا و ویگوتسکی که نقش عوامل فرهنگی و اجتماعی را محور قرار می‌دهند، اسکینر رفتار قابل مشاهده را موضوع اصلی روان‌شناسی می‌داند. او منکر وجود فرایندهای ذهنی و درونی نیست؛ بلکه معتقد است این فرایندها وجود دارند اما تنها زمانی که بتوان آن‌ها را به شکل عینی مشاهده و اندازه‌گیری کرد، می‌توان از آن‌ها برای تبیین شخصیت استفاده نمود. از دیدگاه او، رگه‌های شخصیتی بین افراد مشترک هستند و بر اساس واکنش‌های تعمیم‌یافته و متغیرهای مشخص بیرونی شکل می‌گیرند.

تفاوت‌های فردی و مطالعه حیوانات

از نظر اسکینر، تفاوت‌های رفتاری میان انسان‌ها ناشی از تفاوت در رویدادهای محیطی است که پاسخ‌های آن‌ها را فرا می‌خوانند؛ زیرا قوانین بنیادی محرک و پاسخ برای همگان تغییرناپذیر است. اسکینر معتقد بود تفاوت میان انسان و حیوان تفاوت در درجه و مقدار است، نه تفاوت در نوع و ماهیت. به همین دلیل، او مطالعه بر روی حیوانات را برای کشف قوانین کلی رفتار انسان کاملاً معتبر و مفید می‌دانست. در این دیدگاه، رفتارهای بهنجار (سالم) و رفتارهای نابهنجار (روان‌آزرده) هر دو پدیده‌هایی آموخته‌زده هستند که بر اساس اصول یکسانی از یادگیری و تقویت شکل می‌گیرند و اصلاح می‌شوند.

از نظر اسکینر، تفاوت انسان و حیوان از نظر درجه و مقدار است، نه نوع و ماهیت؛ بنابراین قوانین رفتار انسان را می‌توان از طریق مطالعه حیوانات کشف کرد.

روش‌شناسی پژوهش و جامعه آرمانی

در حوزه روش‌شناسی، اسکینر بر پژوهش‌های فردنگر یا تک‌آزمودنی تاکید داشت؛ زیرا اعتقاد داشت میانگین‌های گروهی در پژوهش‌های بزرگ، پاسخ‌های رفتاری منحصر‌به‌فرد و تفاوت‌های فردی را پنهان می‌کنند. او برای اثبات روابط علّی میان متغیرها از طرح آزمایشی بازگشتی استفاده کرد. این طرح شامل چهار مرحله مشخص است: ابتدا ثبت خط پایه رفتار، سپس اعمال شرطی‌سازی (متغیر مستقل)، در ادامه مرحله بازگشت (برداشتن متغیر مستقل برای بررسی بازگشت رفتار به خط پایه) و در نهایت شرطی‌سازی مجدد.

برای مثال، در یک کلاس درس ابتدا تعداد دفعات صحبت بی‌جای دانش‌آموز ثبت می‌شود (خط پایه)، سپس با توجه نکردن معلم، رفتار کاهش می‌یابد (شرطی‌سازی). در مرحله بعد معلم دوباره توجه می‌کند تا ببیند آیا رفتار به حالت اولیه بازمی‌گردد یا خیر (بازگشت).

علاقه اسکینر به اصلاح رفتار فراتر از فرد بود و او به ساخت جامعه آرمانی نیز می‌اندیشید. این دغدغه وجه اشتراک جالبی میان او و روانکاو انسان‌گرا، اریک فروم، ایجاد کرد. اسکینر در کتاب داستانی خود به نام «والدن ۲»، جامعه‌ای آرمانی را ترسیم می‌کند که در آن بر خلاف تصور فروم که هدف را مهار از خودبیگانگی می‌دانست، همه‌چیز بر اساس اصول تقویت اجتماعی طراحی شده است تا افراد در کمترین زمان و به بهترین شکل به بالاترین سطح تحولی خود دست یابند.

ویژگیرفتارگرایی رادیکالسایر نظریه‌ها
فرایندهای درونیفقط در صورت مشاهده عینیمحوریت انگیزه‌ها و ذهن
تفاوت انسان و حیواندرجه و مقدارنوع و ماهیت
تمرکز روش‌شناختیتک‌آزمودنی (فردنگر)میانگین گروهی

واژگان کلیدی

رفتارگرایی رادیکال
دیدگاهی که بر مطالعه رفتارهای عینی تمرکز دارد و فرایندهای درونی را تنها در صورت قابلیت مشاهده عینی معتبر می‌داند.
پژوهش فردنگر
روش پژوهشی متمرکز بر روی تک‌آزمودنی برای جلوگیری از پنهان شدن تفاوت‌های فردی در میانگین‌های گروهی.
طرح آزمایشی بازگشتی
طرحی پژوهشی شامل مراحل ثبت خط پایه، شرطی‌سازی، حذف متغیر مستقل (بازگشت) و شرطی‌سازی مجدد برای بررسی رابطه علّی.
والدن ۲
رمان مدینه فاضله اسکینر که در آن جامعه‌ای آرمانی بر پایه اصول تقویت اجتماعی و رفتارگرایی توصیف شده است.

اشتباه‌های رایج

  • این باور اشتباه که اسکینر وجود فرایندهای ذهنی و درونی را به طور کامل انکار می‌کند؛ در حالی که او این فرایندها را قبول داشت اما معتقد بود تنها در صورت مشاهده عینی باید برای تبیین شخصیت استفاده شوند.
  • تصور اینکه تفاوت انسان و حیوان در نظریه اسکینر از نوع ماهوی است؛ اسکینر تفاوت را در درجه و مقدار می‌دانست و مطالعه حیوانات را برای انسان معتبر تلقی می‌کرد.
  • فرض اینکه جامعه آرمانی در کتاب والدن ۲ بر اساس مهار از خودبیگانگی است؛ در حالی که این جامعه بر پایه اصول تقویت برای رشد تحولی افراد شکل گرفته است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • اسکینر شخصیت را حاصل قوانین یادگیری عینی و در رأس آن‌ها تقویت می‌داند.
  • فرایندهای درونی تنها در صورتی در تبیین شخصیت ارزش دارند که به شکل عینی قابل مشاهده باشند.
  • تفاوت انسان و حیوان از نظر درجه و مقدار است و مطالعه حیوان برای کشف قوانین رفتاری انسان معتبر است.
  • پژوهش‌های اسکینر تک‌آزمودنی بود و از طرح بازگشتی چهارمرحله‌ای برای اثبات رابطه علّی استفاده می‌کرد.
  • جامعه آرمانی در کتاب والدن ۲ اسکینر و نظریه انسان‌گرای فروم هر دو بر ساخت جامعه آرمانی تاکید دارند، اما اسکینر آن را بر تقویت اجتماعی استوار می‌کند.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که اسکینر کتاب داستانی «والدن ۲» را در سال ۱۹۴۸ میلادی نوشت تا نشان دهد چگونه اصول رفتارگرایی عامل می‌توانند برای طراحی یک جامعه هماهنگ، بدون جنگ، فقر و حسادت به کار روند. او در این جامعه فرضی، تربیت کودکان و کارهای روزمره را به گونه‌ای سازماندهی کرد که همگی از طریق تقویت مثبت هدایت شوند. این کتاب واکنش‌های زیادی را برانگیخت؛ برخی آن را یک کابوس ضدآرمان‌شهری فاقد آزادی اراده خواندند و برخی دیگر آن را راهکاری عملی برای بهبود زندگی بشر دانستند.

رفتار کنش‌گر، تقویت و تنبیه

اسکینر در نظریه خود میان دو دسته اصلی از رفتارها یعنی رفتار پاسخ‌گر و رفتار کنش‌گر (عاملی) تمایز آشکاری قائل می‌شود. رفتار پاسخ‌گر، رفتاری غیرارادی، انعکاسی و خودکار است که توسط یک محرک مشخص و بیرونی در محیط فراخوانده می‌شود؛ مانند ترشح بزاق در پاسخ به غذا. در مقابل، رفتار کنش‌گر رفتاری خودبه‌خودی است که توسط ارگانیسم صادر می‌شود و هیچ محرک بیرونی و مشخصی مستقیماً آن را فرا نمی‌خواند. فراوانی و نیرومندی رفتارهای کنش‌گر تحت تأثیر پیامدهایی است که به دنبال آن‌ها می‌آید. تقویت، مهم‌ترین عامل در پایداری این رفتارهاست؛ به گونه‌ای که هر رفتاری در غیاب تقویت طولانی‌مدت پایداری خود را از دست می‌دهد. به عنوان مثال، یک رفتار پاسخ‌گر شرطی‌شده در غیاب تقویت طولانی‌مدت با پدیده خاموشی مواجه می‌شود و از بین می‌رود.

تقویت منفی همواره پاسخ یا رفتار را نیرومندتر می‌کند، در صورتی که تنبیه برای کاهش یا حذف پاسخ نامطلوب به کار می‌رود.

مکانیسم تقویت مثبت و منفی

فرایند تقویت به دو شکل مثبت و منفی رخ می‌دهد تا فراوانی پاسخ را افزایش دهد. تقویت مثبت با افزودن یک محرک خوشایند به موقعیت، رفتار را نیرومند می‌سازد. در مقابل، تقویت منفی با حذف یا کاهش یک محرک آزارنده و ناخوشایند از محیط به دنبال انجام یک رفتار، احتمال وقوع مجدد آن را افزایش می‌دهد. برای نمونه، اگر شخصی برای رهایی از سردرد یک مسکن مصرف کند و درد او بهبود یابد، رفتار مصرف مسکن به دلیل حذف محرک آزارنده (درد) تقویت منفی شده و در آینده تکرار می‌شود.

به عنوان مثال، قطع کردن دسترسی یک نوجوان به تلفن همراهش پس از گرفتن نمره‌های ضعیف، نمونه‌ای از تنبیه از طریق حذف محرک خوشایند برای کاهش رفتار نامطلوب است.

تفاوت‌های کلیدی تقویت منفی و تنبیه

تفاوت اساسی میان تقویت منفی و تنبیه در پیامد رفتاری آن‌هاست. در حالی که تقویت منفی رفتار را نیرومندتر می‌کند، تنبیه با هدف حذف یا سرکوب پاسخ نامطلوب اعمال می‌شود. تنبیه می‌تواند با ارائه یک محرک آزارنده پس از رفتار نامطلوب رخ دهد یا از طریق حذف یک محرک مطلوب و خوشایند صورت گیرد؛ مانند قطع کردن تلفن همراه یک نوجوان به دنبال رفتار نامناسب او که نمونه‌ای از تنبیه از طریق حذف محرک خوشایند است. اسکینر معتقد بود تقویت برای بقا و تحکیم رفتارهای سازگارانه ضروری است و حذف یا فقدان تقویت‌کننده‌های مثبت شرطی در محیط زندگی فرد می‌تواند به بروز حالت‌های روان‌شناختی منفی مانند افسردگی منجر شود.

نوع مداخلهعملکرد در محیطاثر بر رفتار
تقویت مثبتافزودن محرک مطلوبافزایش فراوانی رفتار
تقویت منفیحذف محرک ناخوشایندافزایش فراوانی رفتار
تنبیه (نوع ۱)ارائه محرک آزارندهکاهش یا حذف رفتار
تنبیه (نوع ۲)حذف محرک خوشایندکاهش یا حذف رفتار

واژگان کلیدی

رفتار پاسخ‌گر
رفتاری انعکاسی و غیرارادی که توسط یک محرک مشخص محیطی فراخوانده می‌شود.
رفتار کنش‌گر
رفتاری خودبه‌خودی که توسط ارگانیسم صادر می‌شود و پیامدهای بعدی، فراوانی آن را تعیین می‌کنند.
تقویت منفی
افزایش احتمال وقوع یک رفتار از طریق حذف یک محرک ناخوشایند و آزاردهنده.
تنبیه
فرآیند کاهش یا حذف یک پاسخ نامطلوب از طریق ارائه محرک آزاردهنده یا حذف محرک خوشایند.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه گرفتن تقویت منفی با تنبیه؛ بسیاری تصور می‌کنند تقویت منفی رفتاری را ضعیف می‌کند، در حالی که تقویت منفی همواره رفتار را نیرومندتر می‌سازد.
  • این باور غلط که رفتار کنش‌گر توسط محرک پیشایند فراخوانده می‌شود؛ در واقع رفتار کنش‌گر صادر می‌شود و پیامدهای پس از آن فراوانی‌اش را تعیین می‌کنند.
  • پنداشتن اینکه پاسخ شرطی پاسخ‌گر برای همیشه پایدار می‌ماند؛ در صورتی که در غیاب تقویت طولانی‌مدت، این پاسخ خاموش می‌شود.

جمع‌بندی این مفهوم

  • رفتارهای انسان به دو دسته پاسخ‌گر (فراخوانده‌شده) و کنش‌گر (صادرشده) تقسیم می‌شوند.
  • پایداری هر رفتاری وابسته به تقویت است و در غیاب تقویت، خاموشی رخ می‌دهد.
  • تقویت منفی با حذف محرک آزاردهنده رفتار را نیرومندتر می‌کند، اما تنبیه برای سرکوب رفتار به کار می‌رود.
  • تنبیه می‌تواند با ارائه محرک ناخوشایند یا با حذف محرک مطلوب (مانند مصادره تلفن همراه) انجام شود.
  • فقدان یا حذف تقویت‌کننده‌های مثبت شرطی در محیط فرد می‌تواند منجر به بروز افسردگی شود.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که اسکینر برای مطالعه رفتارهای کنش‌گر، دستگاهی به نام «جعبه اسکینر» طراحی کرد. در این جعبه، کبوتر یا موش با فشردن اهرمی به صورت خودبه‌خودی، دانه یا غذا دریافت می‌کرد. او مشاهده کرد که حیوانات به سرعت یاد می‌گیرند اهرم را فشار دهند تا غذا دریافت کنند. اسکینر معتقد بود اکثر رفتارهای روزمره انسان‌ها در جامعه نیز تحت تأثیر جعبه‌های اسکینر بزرگتری است که پیامدهای رفتارهای ما را تقویت یا تنبیه می‌کنند.

برنامه‌های تقویت و اصلاح رفتار

سرعت یادگیری و مقاومت در برابر خاموشی به نحوه ارائه تقویت بستگی دارد که تحت عنوان برنامه‌های تقویتی شناخته می‌شود. تقویت می‌تواند متوالی (مداوم) یا غیرمتوالی (ناپیاپی و متناوب) باشد. رفتاری که به صورت مداوم تقویت شده باشد، پس از قطع تقویت بسیار سریع‌تر از رفتاری که به صورت غیرمتوالی و متناوب تقویت شده است، خاموش می‌شود. به همین دلیل، در مراحل اولیه آموزش یک رفتار جدید، استفاده از برنامه تقویت متوالی و مداوم بهترین گزینه است تا رفتار شکل بگیرد؛ اما پس از تشکیل رفتار، باید به سراغ برنامه‌های متناوب رفت تا مقاومت رفتار در برابر خاموشی افزایش یابد.

انواع برنامه‌های تقویت متناوب

برنامه‌های تقویت متناوب به دو دسته کلی فاصله‌ای (زمانی) و نسبی (تعداد پاسخ) تقسیم می‌شوند که هر کدام می‌توانند ثابت یا متغیر باشند. در برنامه‌های فاصله‌ای ثابت، تقویت پس از گذشت فواصل زمانی مشخص ارائه می‌شود و هرچه این فاصله زمانی کوتاه‌تر باشد، فراوانی پاسخ‌های فرد بیشتر می‌شود. رفتارهای خرافی ارگانیسم‌ها نیز اغلب تحت تأثیر همین برنامه‌های فاصله‌ای (ثابت یا متغیر) شکل می‌گیرند؛ زیرا رفتاری تصادفی درست قبل از ارائه تقویت غیرمرتبط رخ می‌دهد و ارگانیسم گمان می‌کند آن رفتار علت دریافت تقویت بوده است. در برنامه‌های نسبی ثابت، ارائه تقویت به تعداد معینی پاسخ بستگی دارد و مستقیماً با نرخ پاسخ‌دهی فرد در ارتباط است. اما در برنامه نسبی متغیر، تقویت پس از تعداد نامشخصی پاسخ ارائه می‌شود. این برنامه یکی از مؤثرترین روش‌ها برای ایجاد یک نرخ ثابت، بالا و مقاوم به خاموشی در پاسخ‌دهی است؛ مانند مکانیسم ماشین‌های قمار یا سیستم‌های قرعه‌کشی.

شکل‌دهی رفتار از طریق تقویت تقریب‌های متوالی صورت می‌گیرد و برخلاف تنبیه و محروم‌سازی، کمترین پیامد منفی و اثر سوء جانبی را دارد.

فنون اصلاح، خودگردانی و ارزیابی رفتار

در کنار برنامه‌های تقویت، فنون مختلفی برای تغییر و مدیریت رفتار وجود دارد. روش شکل‌دهی رفتار در مقایسه با روش‌هایی نظیر تنبیه، جریمه و محروم‌سازی، کمترین اثرات سوء جانبی را بر یادگیرندگان دارد. در حوزه خودگردانی رفتار، از تکنیک «اشباع» برای درمان عادت‌های بد استفاده می‌شود که در آن فرد خود را مجبور به انجام افراطی و مستمر یک عادت ناپسند می‌کند تا جایی که نسبت به آن منزجر شود. همچنین باید توجه داشت که روش‌های «اصلاح و تغییر رفتار» عمدتاً مبتنی بر اصول شرطی‌سازی عامل (کنش‌گر) هستند، در حالی که روش‌های «رفتاردرمانی» بیشتر بر شرطی‌سازی کلاسیک پاولفی تمرکز دارند. برای موفقیت در اصلاح رفتار، تحلیل کارکردی ضروری است که بر ارزیابی سه وجه تمرکز دارد: فراوانی رفتار، موقعیت پیشایند و تقویت پی‌آمد. در ارزیابی رفتار به روش نمونه‌ای، پاسخ‌ها صرفاً به عنوان نمونه‌ای از رفتار کنونی فرد بدون استنباط صفت‌ها و ویژگی‌های شخصیتی پنهان (که مربوط به روش نشانه‌ای است) سنجیده می‌شوند.

برای مثال، برای ترک عادت ناخن جویدن، فرد مجبور می‌شود به مدت ۲ ساعت به طور مداوم ناخن‌های خود را بجود تا زمانی که خستگی عضلانی و انزجار شدید مانع تکرار آن در آینده شود.

برنامه تقویتمبنای ارائهنرخ پاسخ‌دهی
نسبی ثابتتعداد مشخص پاسخبالا با وقفه پس از تقویت
نسبی متغیرتعداد نامشخص پاسخبسیار بالا و ثابت
فاصله‌ای ثابتزمان مشخصپایین بلافاصله پس از تقویت
فاصله‌ای متغیرزمان نامشخصمتوسط و یکنواخت

واژگان کلیدی

برنامه نسبی متغیر
برنامه تقویتی که در آن تقویت پس از تعداد متغیری پاسخ ارائه می‌شود و نرخ پاسخ‌دهی بسیار بالایی ایجاد می‌کند.
شکل‌دهی رفتار
روش آموزش رفتارهای جدید از طریق تقویت گام‌به‌گام رفتارهایی که به تدریج به رفتار هدف شبیه می‌شوند.
اشباع
تکنیکی در خودگردانی رفتار که با مجبور کردن فرد به انجام افراطی عادت بد، در او ایجاد انزجار می‌کند.
تحلیل کارکردی
ارزیابی سازمان‌یافته رفتار که بر فراوانی، موقعیت‌های پیشایند و تقویت‌های پی‌آمد تمرکز دارد.
روش نمونه‌ای
ارزیابی رفتاری که پاسخ‌های فرد را صرفاً به عنوان نمونه‌ای از رفتار کنونی او و بدون استنباط صفت‌های پنهان بررسی می‌کند.

اشتباه‌های رایج

  • استفاده از برنامه‌های تقویتی متناوب و متغیر در مراحل بسیار اولیه آموزش یک رفتار جدید؛ در حالی که در ابتدا باید از برنامه متوالی (ثابت) استفاده کرد.
  • اشتباه گرفتن روش‌های اصلاح رفتار با رفتاردرمانی؛ اصلاح رفتار مبتنی بر شرطی‌سازی عامل اسکینر است، اما رفتاردرمانی بیشتر بر شرطی‌سازی کلاسیک استوار است.
  • تلقی خرافات به عنوان حاصل برنامه‌های نسبی ثابت؛ رفتارهای خرافی ناشی از تقویت تصادفی بوده و با برنامه‌های فاصله‌ای در ارتباط هستند.
  • استنباط ویژگی‌های شخصیتی پنهان در روش ارزیابی نمونه‌ای؛ این ویژگی‌ها تنها در روش ارزیابی نشانه‌ای استنباط می‌شوند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • رفتارهای تقویت‌شده به صورت متوالی سریع‌تر از رفتارهای تقویت‌شده به صورت غیرمتوالی خاموش می‌شوند.
  • برنامه‌های فاصله‌ای به زمان وابسته‌اند و کوتاه‌تر بودن فاصله زمانی در برنامه فاصله‌ای ثابت، نرخ پاسخ را افزایش می‌دهد.
  • برنامه نسبی متغیر قوی‌ترین برنامه برای ایجاد نرخ ثابت و بالای پاسخ‌دهی و مقاومت در برابر خاموشی است.
  • رفتارهای خرافی در پی تقویت تصادفی رفتارهای اتفاقی در برنامه‌های فاصله‌ای شکل می‌گیرند.
  • تحلیل کارکردی برای اصلاح رفتار نیازمند سنجش سه مولفه فراوانی رفتار، موقعیت پیشایند و تقویت پی‌آمد است.

نکتهٔ تکمیلی

آیا می‌دانستید که چرا بازی با دستگاه‌های اسلات (دستگاه‌های قمار در کازینوها) این‌قدر اعتیادآور است؟ این دستگاه‌ها دقیقاً بر اساس برنامه تقویت نسبی متغیر کار می‌کنند. بازیکن هرگز نمی‌داند با چند بار کشیدن اهرم برنده خواهد شد؛ ممکن است بار اول باشد یا بار صدم. این عدم قطعیت، مغز را وادار به ترشح مداوم دوپامین می‌کند و باعث می‌شود فرد با نرخ پاسخ‌دهی بسیار بالا و مقاوم در برابر ناامیدی (خاموشی)، به بازی ادامه دهد.

حساسیت‌زدایی منظم و شرطی‌سازی تقابلی

جوزف ولپ روش حساسیت‌زدایی منظم را به عنوان یک درمان رفتاری مؤثر برای غلبه بر ترس‌ها و روان‌آزردگی‌ها توسعه داد. از دیدگاه ولپ، روان‌آزردگی یک پاسخ ناسازگارانه و همراه با اضطراب شدید است که از طریق یادگیری شکل گرفته است. او معتقد بود درمان این اختلالات بدون نیاز به تحلیل‌های طولانی روانکاوی، صرفاً از طریق مواجهه طولانی‌مدت با محرک رخ نمی‌دهد؛ بلکه مستلزم کاهش اضطراب از طریق فرآیند «شرطی‌سازی تقابلی» است. در شرطی‌سازی تقابلی، یک پاسخ ناهمساز و رقیب با محرک اضطراب‌آور جفت می‌شود تا پاسخ اضطراب قبلی را خنثی کند.

اولین گام در درمان به روش حساسیت‌زدایی منظم، تعیین و فهرست کردن محرک‌های اضطراب‌زا به ترتیب سلسله‌مراتب از خفیف به شدید است.

فرآیند درمان و پاسخ‌های ضد اضطراب

در فرآیند حساسیت‌زدایی منظم، مراجع یاد می‌گیرد که به محرک‌های اضطراب‌آور قبلی با پاسخ‌های تنش‌زدایی جدید پاسخ دهد. اگرچه تنش‌زدایی عمیق عضلانی پرکاربردترین پاسخ ضد اضطراب در این روش است، اما درمانگران می‌توانند از انواع مختلفی از پاسخ‌های ضد اضطراب دیگر نیز استفاده کنند. این روش درمانی شامل گام‌های کاملاً مشخص و متوالی است. به عنوان اولین گام در درمان، محرک‌های اضطراب‌زا با کمک مراجع تعیین شده و از خفیف به شدید در یک سلسله‌مراتب منظم فهرست می‌شوند. پس از آموزش روش‌های آرام‌سازی (تنش‌زدایی)، مواجهه ذهنی آغاز می‌شود. مراجع با چشمانی بسته، ضعیف‌ترین محرک سلسله‌مراتب را در ذهن خود تجسم می‌کند و همزمان حالت آرامش را حفظ می‌نماید.

برای مثال، اگر فردی که ترس از ارتفاع دارد هنگام تجسم ایستادن روی پله اول نردبان دچار اضطراب شود، درمانگر بلافاصله تجسم را متوقف کرده و از او می‌خواهد به تصویر آرامش‌بخش ساحل فکر کند.

مدیریت اضطراب و هدف نهایی

حفظ آرامش در طول جلسه حیاتی است. در فرآیند حساسیت‌زدایی، اگر بیمار هنگام به یاد آوردن و تجسم محرک دچار اضطراب شود، درمانگر باید بلافاصله کار را متوقف کند. در این حالت، درمانگر هرگز محرک شدیدتری را ارائه نمی‌دهد، بلکه بیمار را تشویق می‌کند تا به تخیل درباره محرکی بپردازد که کمتر اضطراب‌آور است و مجدداً تنش‌زدایی کند. هدف نهایی در حساسیت‌زدایی منظم این است که همبستگی پایدار و جدیدی میان پاسخ‌های متعارض و تنش‌زدا با محرک اضطراب‌آور ایجاد شود تا در نهایت سطح اضطراب بیمار در مواجهه با آن محرک‌ها به طور کامل کاسته شده و از بین برود. این تکنیک نشان می‌دهد که چگونه می‌توان با تکیه بر اصول شرطی‌سازی کلاسیک، پاسخ‌های هیجانی ناخوشایند را با رفتارهای خوشایند و آرامش‌بخش جایگزین نمود و به بهبود پایدار مراجع کمک کرد.

روش درمانیپاسخ تقابلیسلسله‌مراتب مواجهه
حساسیت‌زدایی منظمدارد (مانند آرامش عضلانی)تدریجی (خفیف به شدید)
مواجهه سادهندارد (فقط حضور محرک)غالباً مستقیم و ناگهانی

واژگان کلیدی

حساسیت‌زدایی منظم
روشی درمانی که در آن مراجع به تدریج با محرک‌های اضطراب‌آور مواجه شده و همزمان پاسخ آرامش را تمرین می‌کند.
شرطی‌سازی تقابلی
فرآیند جایگزین کردن یک پاسخ نامطلوب (مانند اضطراب) با یک پاسخ جدید و ناهمساز (مانند آرامش) در حضور یک محرک خاص.
سلسله‌مراتب اضطراب
فهرستی از موقعیت‌های اضطراب‌آور که توسط مراجع از خفیف‌ترین تا شدیدترین مرتب شده است.

اشتباه‌های رایج

  • باور به اینکه تنها پاسخ ضد اضطراب قابل استفاده در حساسیت‌زدایی منظم، تنش‌زدایی عمیق عضلانی است؛ در حالی که انواع پاسخ‌های ضد اضطراب دیگر نیز قابل استفاده هستند.
  • ارائه محرک شدیدتر توسط درمانگر در صورت بروز اضطراب در مراجع؛ رفتار صحیح بازگشت به محرک خفیف‌تر و انجام مجدد تنش‌زدایی است.
  • تصور اینکه درمان روان‌آزردگی صرفاً از طریق مواجهه طولانی‌مدت و بدون شرطی‌سازی تقابلی امکان‌پذیر است؛ ولپ شرطی‌سازی تقابلی را ضروری می‌دانست.
  • فرض اینکه هدف نهایی قطع همبستگی بین محرک اضطراب‌آور و تنش‌زدایی است؛ در حالی که هدف اصلی ایجاد این همبستگی برای خنثی کردن اضطراب است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • روان‌آزردگی پاسخی ناسازگارانه و اضطراب‌آور است که درمان آن نیازمند شرطی‌سازی تقابلی با یک پاسخ رقیب است.
  • در حساسیت‌زدایی منظم، مراجع پاسخ‌های متعارض یا تنش‌زدا را با محرک‌های اضطراب‌آور همبسته می‌کند.
  • اولین گام در درمان، تهیه سلسله‌مراتب محرک‌های اضطراب‌زا از خفیف به شدید است.
  • در صورت بروز اضطراب هنگام تجسم، مراجع باید بلافاصله به تجسم محرک خفیف‌تر بازگشته و تنش‌زدایی کند.
  • هدف نهایی این روش، ایجاد همبستگی کامل میان پاسخ‌های تنش‌زدا و محرک‌های اضطراب‌آور برای کاهش اضطراب مراجع است.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که جوزف ولپ ایده شرطی‌سازی تقابلی را ابتدا بر روی گربه‌ها آزمایش کرد. او گربه‌ها را در یک قفس شرطی کرد تا از صدای زنگ (که با شوک الکتریکی همراه بود) بترسند. سپس متوجه شد که گربه‌ها در حضور ترس شدید نمی‌توانند غذا بخورند. او با تغذیه تدریجی گربه‌ها در اتاق‌هایی که شباهت کمتری به اتاق آزمایش داشتند، به مرور ترس آن‌ها را از بین برد. این آزمایش جرقه ابداع روش حساسیت‌زدایی منظم در انسان‌ها شد؛ جایی که آرامش عضلانی به عنوان پاسخ رقیبی برای اضطراب عمل می‌کند.

خلاصهٔ درس

شخصیت = رفتار؟ اسکینر می‌گوید بله!

Personality Psychology · Skinner

رفتارگرایی رادیکال اسکینر

  • شخصیت = حاصل قوانین یادگیری عینی، نه انگیزه‌های پنهان
  • فرایندهای ذهنی وجود دارند اما فقط در صورت مشاهده عینی معتبرند
  • تفاوت انسان و حیوان در درجه و مقدار است، نه نوع و ماهیت
  • روش پژوهش: تک‌آزمودنی تا تفاوت‌های فردی پنهان نشوند
  • طرح بازگشتی: خط پایه ← شرطی‌سازی ← بازگشت ← شرطی‌سازی مجدد
رفتارگرایی رادیکال (Radical Behaviorism)
تبیین شخصیت از راه قوانین عینی رفتار

نکته: اسکینر در «والدن ۲» جامعه‌ای ترسیم کرد که همه‌چیز آن بر پایه تقویت اجتماعی طراحی شده؛ نه مهار از خودبیگانگی به سبک فروم.

رفتار کنش‌گر، تقویت و تنبیه

  • رفتار پاسخ‌گر: انعکاسی، فراخوانده با محرک بیرونی (مانند ترشح بزاق)
  • رفتار کنش‌گر: خودبه‌خودی؛ پیامدهای بعدی فراوانی آن را تعیین می‌کنند
  • تقویت مثبت: افزودن محرک مطلوب ← افزایش رفتار
  • تقویت منفی: حذف محرک آزارنده ← افزایش رفتار (نه کاهش!)
  • فقدان تقویت‌کننده‌های مثبت در محیط می‌تواند به افسردگی منجر شود
تقویت منفی (Negative Reinforcement)
حذف محرک ناخوشایند برای تقویت (نه تنبیه) رفتار

نکته: جعبه اسکینر نشان داد حیوان به‌سرعت یاد می‌گیرد اهرمی بفشارد؛ دقیقاً همان‌طور که انسان رفتارهای روزمره را با پیامدهایشان می‌آموزد.

برنامه‌های تقویت و مقاومت در خاموشی

  • تقویت متوالی در یادگیری اولیه بهتر است؛ پس از شکل‌گیری → متناوب
  • نسبی متغیر: تقویت پس از تعداد نامشخص پاسخ ← مقاوم‌ترین در برابر خاموشی
  • برنامه‌های فاصله‌ای (ثابت یا متغیر) ← زمینه‌ساز رفتارهای خرافی
  • شکل‌دهی رفتار: تقویت تقریب‌های متوالی ← کمترین اثر سوء جانبی
  • اشباع: انجام افراطی عادت بد تا ایجاد انزجار ← درمان عادت‌های ناپسند
برنامه نسبی متغیر (Variable-Ratio Schedule)
تقویت پس از تعداد نامشخص پاسخ؛ پایه ماشین‌های قمار

نکته: دستگاه‌های اسلات دقیقاً با نسبی متغیر کار می‌کنند؛ عدم قطعیت، مغز را وادار به ترشح مداوم دوپامین می‌کند.

اصلاح رفتار در برابر رفتاردرمانی

  • اصلاح رفتار ← مبتنی بر شرطی‌سازی عامل (کنش‌گر) اسکینر
  • رفتاردرمانی ← مبتنی بر شرطی‌سازی کلاسیک پاولفی
  • تحلیل کارکردی: سنجش فراوانی + موقعیت پیشایند + تقویت پی‌آمد
  • ارزیابی نمونه‌ای: رفتار کنونی فرد، بدون استنباط صفات پنهان
  • ارزیابی نشانه‌ای ← با استنباط ویژگی‌های شخصیتی پنهان (متفاوت است)
تحلیل کارکردی (Functional Analysis)
ارزیابی رفتار از طریق فراوانی، پیشایند و پی‌آمد

نکته: رفتار بهنجار و نابهنجار هر دو آموخته‌زده‌اند و با اصول یکسان یادگیری اصلاح می‌شوند؛ تفاوتی در ماهیت درمان نیست.

حساسیت‌زدایی منظم (ولپ)

  • روان‌آزردگی = پاسخ اضطرابی آموخته‌شده ← با یادگیری نیز درمان می‌شود
  • شرطی‌سازی تقابلی: جفت کردن پاسخ رقیب (آرامش) با محرک اضطراب‌آور
  • گام اول: سلسله‌مراتب محرک‌ها از خفیف به شدید تهیه می‌شود
  • اگر اضطراب رخ داد ← بازگشت به محرک خفیف‌تر، نه پیشروی
  • هدف: همبستگی پایدار میان آرامش و محرک اضطراب‌آور
شرطی‌سازی تقابلی (Counterconditioning)
جایگزینی پاسخ ناخوشایند با پاسخ ناهمساز (آرامش)

نکته: ولپ ایده خود را از گربه‌ها گرفت: گربه‌هایی که از شوک الکتریکی ترسیده بودند با تغذیه تدریجی در اتاق‌های مشابه‌تر، ترس‌زدایی شدند.

نکات کلیدی آزمون

  • تقویت منفی همیشه رفتار را افزایش می‌دهد، نه کاهش؛ اشتباه با تنبیه نشود
  • اسکینر وجود فرایندهای ذهنی را انکار نمی‌کند؛ فقط مشاهده عینی را شرط می‌داند
  • تفاوت انسان و حیوان: درجه و مقدار است، نه نوع و ماهیت
  • رفتارهای خرافی از برنامه‌های فاصله‌ای (ثابت یا متغیر) ناشی می‌شوند، نه نسبی
  • در حساسیت‌زدایی: اگر اضطراب آمد ← بازگشت به خفیف‌تر؛ ارائه شدیدتر اشتباه است
  • اصلاح رفتار ≠ رفتاردرمانی: اولی عامل (اسکینر)، دومی کلاسیک (پاولفی)

یک تست از این درس

خودت را بسنج

در پیاده‌سازی بالینیِ روش درمانی مبتنی بر شرطی‌سازی تقابلی که در آن پاسخ‌های تنش‌زدایی جدید با محرک‌های اضطراب‌آور قبلی همبسته می‌شوند، کدام عبارت درست است؟

  1. در اولین گامِ درمان، محرک‌های اضطراب‌آور از خفیف به شدید فهرست می‌شوند؛ در صورت بروز اضطراب حین به یاد آوردن محرک، مراجع به تخیل محرکی خفیف‌تر هدایت می‌شود؛ و پاسخ‌های ضد اضطرابِ متنوعی فراتر از تنش‌زدایی عضلانی قابل استفاده هستند.
  2. در اولین گامِ درمان، محرک‌های اضطراب‌آور از خفیف به شدید فهرست می‌شوند؛ در صورت بروز اضطراب حین به یاد آوردن محرک، درمانگر ارائه محرک شدیدتر را بلافاصله آغاز می‌کند؛ و پاسخ‌های ضد اضطراب متنوعی هم‌عرض با آرامش‌بخشی عضلانی وجود دارد.
  3. در اولین گامِ درمان، محرک‌های اضطراب‌آور از خفیف به شدید فهرست می‌شوند؛ در صورت بروز اضطراب حین به یاد آوردن محرک، مراجع به تخیل محرکی خفیف‌تر هدایت می‌شود؛ و هدف نهایی درمان قطع همبستگی میان محرک اضطراب‌آور و پاسخ تنش‌زدا است.
  4. در طراحی این روش، هدف نهایی ایجاد همبستگی میان محرک اضطراب‌آور و پاسخ تنش‌زدا است؛ در صورت بروز اضطراب، مراجع به تخیل محرک خفیف‌تر بازمی‌گردد؛ و درمان به کل بی نیاز از شرطی‌سازی تقابلی و بر اساس مواجهه طولانی حاصل می‌شود.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۱

در روش حساسیت‌زدایی منظم، اولین گام درمان تعیین و فهرست کردن محرک‌های اضطراب‌زا از خفیف به شدید است، پس گزینه اول درست است. در فرآیند درمان، اگر بیمار هنگام به یاد آوردن محرک دچار اضطراب شود، درمانگر او را به تخیل درباره محرکی که کمتر اضطراب‌آور است هدایت می‌کند تا تنش‌زدایی کند. همچنین در شرطی‌سازی تقابلی برای این روش، می‌توان از انواع مختلفی از پاسخ‌های ضد اضطراب غیر از تنش‌زدایی عمیق عضلانی استفاده کرد. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه دوم: اگر بیمار دچار اضطراب شود، درمانگر نباید محرک شدیدتری را ارائه دهد بلکه مراجع را به تخیل محرک کمتر اضطراب‌آور هدایت می‌کند. گزینه سوم: هدف نهایی درمان، ایجاد همبستگی میان پاسخ‌های متعارض و محرک اضطراب‌آور است، نه قطع همبستگی میان آن‌ها. گزینه چهارم: از نظر ولپ، درمان روان‌آزردگی مستلزم کاهش اضطراب از طریق شرطی‌سازی تقابلی با یک پاسخ رقیب است و بدون آن و صرفاً با مواجهه طولانی‌مدت انجام نمی‌شود.

تمرین بیشتر در اپ

درس‌های دیگر این بخش · روانشناسی شخصیت