دیدگاه روانکاوی

5 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

اصول و مفاهیم بنیادین روانکاوی

پیدایش روانکاوی و فرض‌های بنیادین آن

پیدایش روانکاوی کلاسیک با مطالعه اختلال هیستری آغاز شد. در کارهای اولیه ژان مارتین شارکو و زیگموند فروید، بیماران مبتلا به هیستری نشانه‌هایی مانند فلج، کوری و ناشنوایی نشان می‌دادند که هیچ‌گونه مبنای عصب‌شناختی یا عضوی مشخصی در بدن آن‌ها نداشت. این تجربه نشان داد که فرایندهای روانی پنهان می‌توانند تأثیرات عمیقی بر جسم بگذارند. تحول بعدی با کشف روش «معالجه از طریق صحبت» توسط پزشک برجسته، جوزف برویر، در جریان درمان بیماری به نام آنآ رخ داد. این روش خلاقانه بالینی که بعداً پایه روانکاوی قرار گرفت، اثبات کرد که گفتگو درباره تعارضات درونی می‌تواند نشانه‌های بیماری را کاهش دهد. امروزه تمام درمان‌هایی که بر گفتگوی شفاهی درمانگر و بیمار استوارند، مانند درمان‌های وجودی، شناختی - رفتاری و خانواده‌درمانی، تا حدودی مدیون این کشف بالینی هستند.

یکی از ارکان اساسی این رویکرد، فرض جبر روانی است. بر اساس این اصل، هیچ رویداد روانی تصادفی یا بی‌معنی نیست. رفتارهایی مانند رویاها، فراموش کردن بی‌دلیل قرارها، و لغزش‌های کلامی روزمره همگی تجلی هوشیار یک آرزو یا تعارض ناهشیار هستند و معنا و هدفی پنهان را دنبال می‌کنند. از دیدگاه روان‌پویشی، رفتاری سالم تلقی می‌شود که شخص از انگیزه‌های واقعی نهفته در پس آن باخبر باشد، در حالی که ریشه رفتارهای مشکل‌دار همگی ناهشیار است.

فروید شخصیت انسان را از شش زاویه مختلف بررسی کرد. یکی از این دیدگاه‌ها، زاویه اقتصادی است که به بررسی چگونگی توزیع، تغییر شکل و جریان مصرف انرژی روانی یا همان لیبیدو اختصاص دارد. بر خلاف باورهای اولیه، انرژی لیبیدو منحصراً بر فعالیت‌های جسمانی متمرکز نیست، بلکه منبع اساسی هرگونه رفتار پویا است و فرآیندهای شناختی و ذهنی مانند فکر کردن، یادآوری، احساس و ادراک را نیز هدایت و تکامل می‌دهد. دیدگاه دیگر، زاویه انطباقی است که ابتدا توسط فروید مطرح شد اما بعدها توسط هارتمن پرورش یافت و به آمادگی فطری فرد برای تعامل با محیط می‌پردازد.

بر اساس اصل جبر روانی، هیچ رویداد روانی تصادفی نیست و اعمالی چون رویاها، فراموشی‌ها و لغزش‌های کلامی همگی هدفی پنهان و دارای معنای ناهشیار دارند.

در نهایت، رویکرد روان‌پویشی تاکید دارد که وقایع درونی و فرایندهای پنهان ذهن نقش بسیار عمده‌تر و اساسی‌تری نسبت به وقایع بیرونی و محیطی در شکل‌گیری شخصیت ایفا می‌کنند. به همین دلیل، درمان‌های کوتاه‌مدت روان‌پویشی که امروزه کاربرد وسیعی دارند، برای نخستین بار بر اساس نظریه‌های روان‌کاوی و یادگیری مشتق شده و فنون خاص خود را توسعه دادند تا به مراجعان در کشف این انگیزه‌های درونی کمک کنند.

برای مثال، فردی که به‌طور مداوم قرار ملاقات با درمانگر خود را فراموش می‌کند، طبق اصل جبر روانی، این فراموشی تصادفی نیست بلکه نشان‌دهنده یک مقاومت یا تعارض ناهشیار نسبت به روند درمان است.

واژگان کلیدی

جبر روانی
فرضی در روانکاوی مبنی بر اینکه هیچ رویداد روانی تصادفی نیست و تمام رفتارها هدف و معنای ناهشیار دارند
لیبیدو
منبع اساسی انرژی روانی که هم فعالیت‌های جسمانی و هم فرایندهای ذهنی و شناختی را هدایت می‌کند
زاویه اقتصادی
یکی از زوایای شش‌گانه بررسی شخصیت که به توزیع، تغییر شکل و مصرف انرژی روانی می‌پردازد
معالجه از طریق صحبت
روش درمانی کشف‌شده توسط برویر که درمان‌های مبتنی بر گفتگوی شفاهی امروزی مدیون آن هستند

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه گرفتن کاشف روش «معالجه از طریق صحبت»؛ این روش توسط برویر بر روی بیماری به نام آن‌آ کشف شد و حاصل کار مشترک فروید و شارکو نبود
  • تصور اینکه اختلال هیستری مبنای عصب‌شناختی یا عضوی مشخصی دارد، در حالی که فاقد هرگونه مبنای عضوی در بدن بیمار است
  • فرض اینکه انرژی لیبیدو تنها در فعالیت‌های جسمانی مصرف می‌شود، در حالی که فرآیندهای شناختی مانند تفکر و یادآوری نیز از آن سرچشمه می‌گیرند
  • اعتقاد به اینکه در نظریه روانکاوی، وقایع بیرونی و محیطی اهمیت بیشتری نسبت به وقایع درونی در شکل‌گیری شخصیت دارند

جمع‌بندی این مفهوم

  • اختلال هیستری فاقد هرگونه مبنای عصب‌شناختی یا جسمانی است و ریشه در فرایندهای روان‌شناختی دارد.
  • روش معالجه از طریق صحبت توسط جوزف برویر کشف شد و پایه تمام روان‌درمانی‌های گفتاری امروزی گردید.
  • بر اساس اصل جبر روانی، رفتارهای ناهنجار روزمره و لغزش‌ها نشان‌دهنده تعارض‌ها و انگیزه‌های ناهشیار انسان هستند.
  • انرژی لیبیدو نیروی محرک پشت تمام فعالیت‌های جسمانی و عملکردهای ذهنی نظیر تفکر و احساس است.
  • شخصیت از زوایای گوناگونی چون اقتصادی (جریان انرژی) و انطباقی (تعامل با محیط با توسعه هارتمن) تحلیل می‌شود.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که مورد «آن‌آ» (نام واقعی او برتا پاپنهایم بود) یکی از معروف‌ترین پرونده‌های تاریخ روان‌درمانی است. او خود نام این روش را «پاک‌سازی دودکش» یا همان «معالجه از طریق صحبت» گذاشت. پاپنهایم پس از بهبودی، به یکی از فعالان برجسته حقوق زنان و مددکاران اجتماعی پیشگام در آلمان تبدیل شد و کارهای بزرگی انجام داد. این نشان می‌دهد که چگونه درمان روان‌شناختی می‌تواند پتانسیل‌های پنهان یک فرد را آزاد کند.

ساختار شخصیت و سطوح ذهن

ساختار سه ساحتی شخصیت و سطوح هشیاری

در روانکاوی کلاسیک، شخصیت انسان به سه بخش ساختاری یا ساحت تقسیم می‌شود: نهاد (Id)، خود (Ego) و فراخود (Superego). نهاد قدیمی‌ترین بخش شخصیت و منبع اصلی تمام انرژی‌های روانی است که بر اساس اصل لذت عمل می‌کند. نهاد مصلحت یا واقعیت بیرونی را در نظر نمی‌گیرد و ماهیتی کاملاً غیرتعقلی دارد که واقعیت را تحریف می‌کند. فعالیت‌های نهاد بر تفکر فرایند نخستین متمرکز است؛ یعنی با ایجاد تصاویر ذهنی از شیء مطلوب تلاش می‌کند تنش را کاهش دهد. با این حال، چون نهاد قادر به تفکیک تصویر ذهنی از شیء واقعی نیست، این تفکر نمی‌تواند تنش ارگانیسم را به طور مؤثری کاهش دهد. در مقابل، اعمال منطقی و عقلانی نظیر نفی کردن، شک کردن و سنجش تفاوت در میزان قطعیت اصلاً در قلمرو ناخودآگاه وجود ندارند.

برای مدیریت واقع‌بینانه تنش‌ها، بخش «خود» (Ego) شکل می‌گیرد که به عنوان مجری اصلی شخصیت و بر اساس اصل واقعیت عمل می‌کند. رفع مؤثر تنش روانی و بدنی تنها از طریق تفکر فرایند ثانویه که متعلق به خود است، میسر می‌گردد. هدف نهایی روانکاوی تقویت کنترل خود بر نهاد و فراخود است، به طوری که به تعبیر فروید: «هرجا اید هست، ایگو نیز باید باشد» تا عقلانیت جایگزین تکانه‌ها شود. ساحت سوم، فراخود (Superego) است که نماینده اخلاقیات جامعه بوده و مانند نهاد، عملکردی غیرتعقلی دارد و واقعیت بیرونی را تحریف می‌کند. فراخود شامل دو بخش است: وجدان (Conscience) که رفتارهای تنبیه‌شده توسط والدین را در خود جای داده و احساس گناه ایجاد می‌کند، و خود آرمانی (Ego-Ideal) که رفتارهای پاداش‌گرفته را شامل می‌شود.

ساختار شخصیتاصل حاکمشیوه تفکرکارکرد اصلی
نهاد (Id)اصل لذتفرایند نخستینارضای فوری تکانه‌ها
خود (Ego)اصل واقعیتفرایند ثانویهمدیریت منطقی واقعیت
فراخود (Superego)اخلاقیاتغیرتعقلیارزیابی وجدانی و آرمانی

در بررسی سطوح ذهن، فروید هشیاری را به سه سطح هشیار، نیمه‌هشیار و ناهشیار (ناخودآگاه) تقسیم کرد. افکار ناخودآگاه بر خلاف نیمه‌خودآگاه، به دلیل ناهمخوانی با هشیاری، راه مستقیم به خودآگاهی ندارند و تنها به شکل‌های نمادین و مبدل (مانند رویا یا لغزش کلامی) وارد خودآگاهی می‌شوند. نکته کلیدی این است که گرچه تمام نهاد ناهشیار است، اما تمام ناهشیار لزوماً نهاد نیست؛ زیرا بخش‌هایی از خود (مانند مکانیسم‌های دفاعی ناهشیار) و فراخود نیز در سطح ناهشیار قرار دارند. مکانیسم‌های دفاعی سازوکارهای ناخودآگاهی هستند که بخش ناهشیار تفکر خود را برای حل تعارض‌ها تشکیل می‌دهند؛ مانند واکنش‌سازی که در آن فرد یک تکانه ناهشیار ناپذیرفتنی را با ابراز رفتاری کاملاً متضاد نشان می‌دهد تا از خود محافظت کند.

هدف نهایی درمان روانکاوی، تقویت کنترل خود (Ego) بر نهاد و فراخود است تا عقلانیت و واقع‌گرایی هدایت رفتار را بر عهده بگیرند.

شایان ذکر است که رفتارهای انسانی تحت تاثیر دو دسته غریزه اساسی قرار دارند: غرایز زندگی (اروس) که مسئول رفتارهای سازنده و خلاقانه فرهنگی همچون هنر و موسیقی هستند، و غریزه مرگ (تاناتوس) که رفتارهای موازی تخریب‌گر و خودتخریبی را توجیه می‌کند.

واژگان کلیدی

اصل واقعیت
اصل حاکم بر بخش خود (Ego) که مصلحت و شرایط واقعی دنیای بیرونی را برای ارضای نیازها در نظر می‌گیرد
تفکر فرایند نخستین
تفکر غیرمنطقی نهاد که با ایجاد تصویر ذهنی از شیء مطلوب، سعی در ارضای غریزه دارد اما تنش را برطرف نمی‌کند
واکنش‌سازی
مکانیسم دفاعی ناهشیار که در آن فرد تکانه‌ای ناپذیرفتنی را با بروز رفتاری کاملاً متضاد با آن ابراز می‌کند
خود آرمانی
بخشی از فراخود که شامل رفتارهایی است که توسط والدین مورد تشویق و پاداش قرار گرفته‌اند

اشتباه‌های رایج

  • تصور اینکه تمام بخش‌های ناخودآگاه ذهن فقط از نهاد (Id) تشکیل شده است؛ در صورتی که بخش‌هایی از خود و فراخود نیز ناهشیار هستند
  • پنداشتن اینکه تفکر فرایند نخستین در نهاد می‌تواند تنش‌های ارگانیسم را به صورت واقعی و موثر برطرف کند
  • اعتقاد به اینکه رفتارهای خلاقانه مانند هنر و موسیقی از غریزه مرگ سرچشمه می‌گیرند، در حالی که این رفتارها ناشی از غرایز زندگی هستند
  • اشتباه فرض کردن مکانیسم‌های دفاعی به عنوان تصمیمات هشیار و ارادی بخش «خود» برای حل تعارض‌ها

جمع‌بندی این مفهوم

  • شخصیت از سه بخش نهاد (اصل لذت)، خود (اصل واقعیت) و فراخود (اخلاقیات) تشکیل شده است.
  • تفکر فرایند نخستین در نهاد تصویر ذهنی می‌سازد، اما کاهش واقعی تنش نیازمند تفکر فرایند ثانویه در خود است.
  • عملکردهای منطقی مانند نفی، شک و سنجش قطعیت در ناخودآگاه راهی ندارند و ناخودآگاه فاقد منطق است.
  • بخش ناهشیار ذهن علاوه بر نهاد، شامل بخش‌هایی از خود (مانند مکانیسم‌های دفاعی) و فراخود نیز می‌شود.
  • غرایز زندگی (اروس) سرچشمه خلاقیت‌های هنری هستند، در حالی که غرایز مرگ (تاناتوس) رفتارهای تخریبی را هدایت می‌کنند.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید فروید مدل ساختاری خود (نهاد، خود، فراخود) را در سال ۱۹۲۳ معرفی کرد که مکمل مدل توپوگرافیک قبلی او (هشیار، نیمه‌هشیار، ناهشیار) بود. او برای توصیف رابطه نهاد و خود از استعاره اسب و اسب‌سوار استفاده می‌کرد: اسب (نهاد) انرژی و نیروی حرکت را تامین می‌کند، در حالی که اسب‌سوار (خود) جهت حرکت را تعیین می‌نماید. اما گاهی اوقات اسب‌سوار مجبور می‌شود اسب را به سمتی که خودش می‌خواهد هدایت کند تا از سقوط جلوگیری شود، که این همان تلاش خود برای مهار تکانه‌های نهاد است.

مراحل رشد روانی - جنسی

مراحل رشد روانی - جنسی و پدیده تثبیت

یکی از ارکان اساسی نظریه رشد در روانکاوی، مراحل رشد روانی - جنسی است. از نظر زیگموند فروید، رشد شخصیت پیش‌تناسلی عمدتاً تا سن ۶ سالگی کامل می‌شود. در میان این مراحل، مرحله آلتی (فالیک) آخرین و اساسی‌ترین تعارضی است که کودک در مسیر رشد اولیه خود با آن مواجه می‌شود. در این مرحله، کودک با تعارض‌های ادیپی روبرو می‌گردد. در پسران، تعارض ادیپی با همانندسازی با پدر و سرکوب میل به مادر حل می‌شود. این فرآیند تحت تأثیر شدید اضطراب اختگی رخ می‌دهد و در نتیجه آن، فراخود (Superego) به عنوان وارث عقده ادیپ شکل می‌گیرد. در مقابل، برای دختران عقده الکترا مطرح است که به خواست ناخودآگاه دختر برای تملک والد ناهمجنس (پدر) و دوری از والد همجنس (مادر) اشاره دارد. از آنجا که عوامل پایان‌دهنده به تعارض ادیپی در دختران کم‌اثرتر از اضطراب اختگی در پسران است، فراخود در دختران به مراتب ضعیف‌تر از پسران رشد می‌کند.

نحوه تعامل والدین در مرحله آلتی تأثیر مستقیمی بر شخصیت آینده کودک دارد. والدینی که با فرزند جنس مخالف خود تعامل عاطفی و فیزیکی کمتری دارند و نوازش و تحسین کمتری ابراز می‌کنند، زمینه‌ساز شکل‌گیری ویژگی‌هایی مانند بیزاری از خود، خجالتی بودن، تواضع، سادگی، انزوا و کم‌رویی در فرزند می‌شوند. در طرف مقابل، ابراز بیش از حد محبت و نوازش بیش از اندازه والدین در این مرحله، فرزندانی با ویژگی‌هایی نظیر تکبر، غرور، شیکی، لوندی، معاشرتی بودن و گستاخی تربیت می‌کند.

تعامل والدین در مرحله آلتیپیامدهای شخصیتی در بزرگسالی
کاهش نوازش و تعامل عاطفیبیزاری از خود، کم‌رویی، انزوا و تواضع مفرط
محبت و نوازش بیش از حدتکبر، غرور، لوندی، معاشرتی بودن و گستاخی

پس از مرحله آلتی، دوره نهفتگی آغاز می‌شود. فروید این دوره را صرفاً دوره‌ای از آرامش بین مراحل پیش‌تناسلی و تناسلی می‌دانست؛ اما در تدوین‌های جدیدتر روانکاوی، دوره نهفتگی به عنوان زمان رشد خود (Ego) و یادگیری مقررات اجتماعی برای شهروند شدن تعریف می‌شود. مرحله نهایی، مرحله تناسلی است. تفاوت اساسی این مرحله با مرحله آلتی در این است که هرچند در هر دو مرحله انرژی روانی متمرکز بر ناحیه تناسلی است، اما در مرحله تناسلی لیبیدو از تمرکز بر خود برداشته شده و متوجه جنس مخالف می‌شود. به عقیده فروید، هیچ‌کس بدون روانکاوی شدن به شخصیت تناسلی کاملاً پخته دست نمی‌یابد، زیرا در طول رشد، پدیده تثبیت (Fixation) رخ می‌دهد؛ یعنی قسمتی از انرژی روانی فرد صرف تعارض‌های مراحل قبلی شده و انرژی کمتری برای عبور موفقیت‌آمیز از مراحل بعدی باقی می‌ماند.

تثبیت زمانی رخ می‌دهد که بخشی از انرژی روانی فرد در یکی از مراحل رشد باقی بماند و عبور کامل و موفقیت‌آمیز به مراحل بعدی را با مشکل مواجه کند.

در نهایت، ملانی کلاین دیدگاه متفاوتی درباره زمان‌بندی این مراحل داشت. برخلاف فروید که آغاز عقده ادیپ را در مرحله آلتی می‌دانست، کلاین معتقد بود عقده ادیپ در چند ماه اول زندگی (همزمان با مراحل دهانی و مقعدی) آغاز می‌شود و در مرحله تناسلی (حدود ۳ یا ۴ سالگی) به اوج خود می‌رسد.

واژگان کلیدی

تثبیت
باقی ماندن بخشی از انرژی روانی (لیبیدو) در یک مرحله خاص از رشد که مانع عبور کامل به مراحل بعدی می‌شود
اضطراب اختگی
اضطراب شدید ناشی از ترس تنبیه در پسران در مرحله آلتی که محرک سرکوب عقده ادیپ و شکل‌گیری فراخود است
عقده الکترا
میل ناخودآگاه دختر برای تصاحب والد ناهمجنس (پدر) و طرد یا دوری از والد همجنس (مادر)
دوره نهفتگی
دوره پس از ۶ سالگی که در تدوین‌های جدید روانکاوی زمان رشد خود (Ego) و یادگیری مقررات اجتماعی است

اشتباه‌های رایج

  • پنداشتن اینکه عقده ادیپ در نظریه ملانی کلاین در دوران نوجوانی به اوج می‌رسد، در حالی که در حدود ۳ یا ۴ سالگی (مرحله تناسلی) به اوج می‌رسد
  • باور به اینکه در مرحله تناسلی انرژی روانی متوجه خود فرد می‌شود، در حالی که انرژی به سمت جنس مخالف معطوف می‌گردد
  • تصور اینکه نوازش و محبت بیش از حد والدین در مرحله آلتی باعث انزوا و خجالت مفرط کودک می‌شود، در حالی که منجر به تکبر و گستاخی می‌شود
  • اعتقاد به اینکه فراخود (Superego) در دختران به دلیل اضطراب بیشتر، قوی‌تر از پسران رشد می‌کند

جمع‌بندی این مفهوم

  • رشد شخصیت پیش‌تناسلی تا سن ۶ سالگی کامل می‌شود و پس از آن دوره آرامش یا نهفتگی فرا می‌رسد.
  • در پسران فراخود به عنوان وارث عقده ادیپ و تحت تاثیر اضطراب اختگی شکل می‌گیرد، در حالی که فراخود دختران ضعیف‌تر است.
  • کاهش یا افزایش افراطی محبت والدین در مرحله آلتی پیامدهای متفاوتی نظیر کم‌رویی یا تکبر در بزرگسالی دارد.
  • تثبیت روانی زمانی رخ می‌دهد که بخشی از لیبیدو در یک مرحله باقی مانده و مانع رشد کامل شخصیت پخته تناسلی شود.
  • ملانی کلاین عقیده داشت عقده ادیپ در سال اول زندگی شروع شده و در سنین ۳ تا ۴ سالگی به اوج خود می‌رسد.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که اصطلاح «عقده الکترا» توسط زیگموند فروید وضع نشد، بلکه کارل یونگ، همکار و بعدها رقیب فروید، آن را در سال ۱۹۱۳ پیشنهاد کرد. فروید ترجیح می‌داد از اصطلاح «عقده ادیپ دخترانه» استفاده کند زیرا معتقد بود این فرآیندها در دختر و پسر متقارن نیستند. این تفاوت در نام‌گذاری، یکی از نشانه‌های آغاز شکاف فکری عمیق میان فروید و یونگ بود که در نهایت به جدایی کامل مسیر علمی آن‌ها منجر شد.

فرایند درمان، مقاومت و انتقال

فرایند درمان، مقاومت و انتقال در روانکاوی

روانکاوی کلاسیک فرآیندی پیچیده برای مواجهه با تعارض‌های ناهشیار است. یکی از راه‌های دسترسی به ناهشیار، تحلیل رؤیا است. در هنگام خواب، دفاع‌های خود (Ego) سست می‌شوند و رؤیاها سرنخ‌هایی از آرزوها و احساسات کودکی به دست می‌دهند. با این حال، سانسور خود در خواب کاملاً قطع نمی‌شود و اگر مطالب نهاد بیش از حد تهدیدآمیز شوند، فرد بیدار می‌شود. در تحلیل رؤیا، رویدادهای ظاهری را محتوای آشکار و معنای روان‌شناختی پنهان را محتوای پنهان می‌نامند. معنای واقعی رؤیا تنها با تحلیل مجموعه رؤیاهای فرد مشخص می‌شود و نه با تداعی آزاد روی یک رؤیای واحد. راه دیگر تداعی آزاد است؛ اما بیمار اغلب با مقاومت مواجه می‌شود. مقاومت، واکنشی خودبه‌خودی و ناخودآگاه (نه ارادی و عمدی) برای جلوگیری از ورود افکار اضطراب‌آور به هشیاری است. حل و فصل مقاومت‌ها بزرگ‌ترین مانع و چالش اصلی روانکاوی است. مقاومت‌ها معمولاً بازتاب وقایع زندگی واقعی مراجع هستند و به دو دسته تقسیم می‌شوند: مقاومت مأنوس با خود (Ego-syntonic) که چون برای بیمار منطقی به نظر می‌رسد، تشخیص و شکستن آن بسیار دشوارتر است، و مقاومت نامأنوس با خود. همچنین مقاومت می‌تواند مستقیم (مانند تاخیر در حضور یا عدم پرداخت هزینه که با درخواست درمانگر به سادگی متوقف می‌شود) یا غیرمستقیم (مانند فراموشی تداعی‌ها و احساسات) باشد. در جریان درمان، از بین رفتن دفاع‌ها همیشه علائم را بدتر نمی‌کند، بلکه گاهی بیمار بهبود کاذبی نشان می‌دهد تا ثابت کند نیازی به درمان ندارد.

مکانیسم دفاعی در درمانتعریف و عملکردپیامد بالینی
توجیه عقلیتهی کردن تجربه‌ها از محتوای هیجانی و تحلیل عاقلانه آن‌هااجتناب عقلانی از اضطراب درمان
برون‌ریزی (Acting Out)انجام رفتارهای نامعقول یا خطرناک برای فرار از اضطرابفرار عملی از مواجهه با تعارضات

پدیده کلیدی دیگر، انتقال (Transference) است که در آن بیمار احساسات مثبت و منفی روابط دوران کودکی خود را روی درمانگر بازسازی می‌کند. بهبودهای سریع اولیه معمولاً ناشی از انتقال مثبت است، اما این بهبودها سطحی و موقتی بوده و با تهدید دفاع‌ها از بین می‌روند. روانکاوی انتقال را نیز نوعی مقاومت می‌داند. در مقابل، انتقال متقابل (Countertransference) یعنی واکنش‌های هیجانی نامناسب روانکاو به بیمار، عاملی مزاحم و نامناسب است که باید کنترل شود. شایان ذکر است که روانکاوی درمان انتخابی برای افراد مبتلا به اختلال شخصیت نمایشی است، زیرا به جای هیجانات ظاهری مداخله‌گر، روی احساسات درونی تمرکز می‌کند.

برخلاف انتقال مراجع که ابزاری ضروری برای بازسازی گذشته است، انتقال متقابل درمانگر عاملی مزاحم و نامناسب در درمان است که باید کاملاً مهار و کنترل شود.

در نهایت، روانکاوی کلاسیک برای همه مناسب نیست؛ کودکان به دلیل ناتوانی در تداعی آزاد، افراد بالای ۴۰ سال به دلیل عدم انعطاف‌پذیری شخصیتی، بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی، مانیک-دپرسیو و شخصیت‌های مرزی یا اسکیزوئید به دلیل ناتوانی در بازگشت به واقعیت، کاندیداهای مناسبی نیستند. همچنین این درمان طولانی و پرهزینه بوده و عملاً تنها اقشار مرفه و تحصیل‌کرده قادر به استفاده از آن هستند.

واژگان کلیدی

محتوای پنهان
معنا و مفهوم روان‌شناختی پنهان و واقعی یک رؤیا که در پشت رویدادهای آشکار آن قرار دارد
مقاومت مأنوس با خود
نوعی مقاومت ناهشیار که برای مراجع آشنا و منطقی جلوه می‌کند و تشخیص و شکستن آن پیچیده‌تر است
برون‌ریزی
فرار از اضطراب درمان از طریق انجام اعمال نامعقول یا رفتارهای پرخطر به جای پردازش هیجانی تعارضات
انتقال متقابل
واکنش‌های هیجانی نامناسب و ناهشیار روانکاو نسبت به بیمار که مانع فرآیند درمان بوده و باید کنترل شود

اشتباه‌های رایج

  • تصور اینکه مقاومت رفتاری عمدی و آگاهانه از سوی بیمار است، در حالی که سازوکاری ناخودآگاه و خودبه‌خودی است
  • پنداشتن اینکه بهبود سریع اولیه بیمار به علت انتقال مثبت نشان‌دهنده درمان عمیق و پایدار اوست
  • اعتقاد به اینکه در هنگام خواب سانسور ایگو کاملاً قطع می‌شود، در حالی که در صورت خواب ماندن همچنان فعال است
  • مناسب دانستن روانکاوی کلاسیک برای کودکان یا بیماران روان‌پریش نظیر اسکیزوفرنی

جمع‌بندی این مفهوم

  • تحلیل رویا با تمایز بین محتوای آشکار و پنهان در مجموعه‌ای از رویاها انجام می‌گیرد.
  • مقاومت دفاعی ناخودآگاه علیه اضطراب است که مأنوس با خود بودن آن حل کردنش را دشوارتر می‌کند.
  • انتقال شامل بازآفرینی روابط عاطفی مثبت و منفی کودکی روی درمانگر است که خود نوعی مقاومت محسوب می‌شود.
  • انتقال متقابل درمانگر برخلاف انتقال بیمار، عاملی مخل در درمان بوده و همواره باید مهار شود.
  • روانکاوی سنتی به دلیل نیاز به مهارت‌های کلامی بالا، هزینه و زمان زیاد، برای همگان مناسب نیست.

نکتهٔ تکمیلی

در تاریخ روانکاوی، انتقال متقابل ابتدا به عنوان یک شکست در کار روانکاو دیده می‌شد که باید با روانکاوی شخصی خودِ درمانگر برطرف می‌شد. اما روانکاوان بعدی متوجه شدند که واکنش‌های هیجانی خود به بیمار (انتقال متقابل) در واقع می‌تواند منبع اطلاعاتی بسیار ارزشمندی درباره دنیای درونی مراجع باشد. به این معنا که اگر درمانگر در جلسه احساس خشم یا خستگی ناگهانی کند، این ممکن است بازتابی از نحوه برخورد مراجع با دیگران در زندگی واقعی او باشد.

تحولات معاصر روان‌پویشی

تحولات معاصر روان‌پویشی: از روابط شیء تا روان‌شناسی خود

نظریه‌های روان‌پویشی در طول زمان تحولات گسترده‌ای یافته‌اند. نخستین بازنگری‌ها توسط نئوفرویدی‌ها صورت گرفت. آلفرد آدلر و همکارانش بر اهمیت فرهنگ، یادگیری و روابط اجتماعی به جای غرایز زیستی تأکید کردند. آدلر در روان‌شناسی فردی خود بر تلاش مراجع برای غلبه بر احساس حقارت و اهمیت انگیزه‌های اجتماعی تمرکز داشت. همچنین کارل یونگ توجه خود را معطوف به مفهوم ناهشیار جمعی کرد. این تغییرات در درمان‌های روان‌پویشی معاصر نیز منعکس شده است؛ به طوری که تمرکز درمان از بازسازی کامل غرایز گذشته دور، به سمت وضع فعلی بیمار, روابط جاری و تعاملات میان‌فردی بر محور «اینجا» و «اکنون» تغییر یافته است.

تحول نظری عمده دیگر، شکل‌گیری نظریه روابط شیء توسط نظریه‌پردازانی چون ملانی کلاین، دونالد وینیکات و رونالد فیربرن بود. در روان‌شناسی نهاد فروید، اصطلاح «شیء» برای انسان‌های دیگر به کار می‌رفت زیرا دیگران صرفاً ابزاری برای ارضای نیازهای غریزی تلقی می‌شدند. اما در نظریه روابط شیء، بازنمایی‌های ذهنی از روابط میان‌فردی به عنوان محصول دلبستگی‌های اولیه تبیین می‌شوند و اصل سازمان‌دهنده زندگی افراد، روابط بین خود و اشیاء (دیگران) است، نه تعارضات غریزی مربوط به ارضای نهاد. هدف درمانی در این رویکرد، شناسایی و اصلاح روابط فردی ناهشیار و نادرستی است که از دوران کودکی درونی شده‌اند.

رویکرد نظریاصل سازمان‌دهنده زندگی روانیتمرکز درمانی اصلی
روان‌شناسی نهاد (فروید)تعارض‌های مربوط به ارضا و مهار نهادکاهش تنش‌های غریزی گذشته دور
روابط شیء (فیربرن و کلاین)روابط متقابل بین خود و اشیاء (دیگران)اصلاح روابط ناهشیار درونی‌شده از کودکی
روان‌شناسی خود (کوهات)انسجام و خودمختاری خودِ (Self) فردبرآوردن نیازهای کمال‌گرایی و انعکاس

از سوی دیگر، هاینز کوهات مکتب روان‌شناسی خود را پایه‌گذاری کرد. بر خلاف نظریه‌پردازان روابط شیء، روانکاوان خود اصل سازمان‌دهنده زندگی روان‌شناختی را خودِ «خود» (Self) می‌دانند. کوهات بر این باور بود که مطلوب‌ترین هویت یعنی خودِ خودمختار زمانی شکل می‌گیرد که نیاز کودک به منعکس شدن و کمال‌گرایی در تعامل با والدین برآورده شود. بر این اساس، شخصیت خودشیفته در افراد ناشی از برآورده شدن بیش از حد این نیازها نیست، بلکه حاصل انعکاس و کمال‌گرایی ناکافی والدین در دوران کودکی است. امروزه رویکرد روان‌پویشی رابطه‌ای به عنوان تلفیقی جامع ظهور کرده که روانکاوی کلاسیک، روان‌شناسی ایگو، روابط شیء، روان‌شناسی خود، درمان میان‌فردی هری استک سالیوان و حتی رویکردهای انسان‌گرایی و مراجع‌محور را با هم ترکیب می‌کند.

طبق دیدگاه کوهات، شخصیت خودشیفته حاصل انعکاس و کمال‌گرایی ناکافی والدین در قبال کودک است، نه پاسخ‌دهی بیش از حد به این نیازها.

واژگان کلیدی

نظریه روابط شیء
رویکردی روان‌پویشی که شکل‌گیری دنیای روانی را بر مبنای دلبستگی‌های اولیه و روابط میان‌فردی درونی‌شده تبیین می‌کند
خودِ خودمختار
بهترین وضعیت هویت از دیدگاه کوهات که حاصل پاسخگویی والدین به نیازهای کمال‌گرایی و انعکاس کودک است
غلبه بر احساس حقارت
مفهوم کلیدی در نظریه آدلر که به تلاش فرد برای جبران حقارت‌های واقعی یا خیالی و رسیدن به برتری اشاره دارد
روان‌پویشی رابطه‌ای
تلفیقی نوین از روانکاوی کلاسیک، روابط شیء، روان‌شناسی خود و رویکردهای انسان‌گرایی و مراجع‌محور

اشتباه‌های رایج

  • تصور اینکه آدلر و نئوفرویدی‌ها نیز بر غرایز زیستی تاکید داشتند، در حالی که آن‌ها بر فرهنگ، یادگیری و روابط اجتماعی تمرکز کردند
  • پنداشتن اینکه شخصیت خودشیفته به علت برآورده شدن بیش از حد نیازهای کودکی به کمال‌گرایی شکل می‌گیرد، در حالی که ناشی از برآورده نشدن کافی این نیازهاست
  • اشتباه گرفتن اصل سازمان‌دهنده روان‌شناسی خود با نظریه روابط شیء؛ روان‌شناسی خود اصل سازمان‌دهنده را خودِ «خود» می‌داند، نه روابط بین خود و اشیاء
  • اعتقاد به اینکه درمان‌های روان‌پویشی معاصر همچنان بر بازسازی غرایز و تعارضات گذشته دور بیمار متمرکز هستند، در حالی که بر محور «اینجا و اکنون» استوارند

جمع‌بندی این مفهوم

  • نئوفرویدی‌ها مانند آدلر بر روابط اجتماعی و غلبه بر احساس حقارت به جای نیروهای غریزی تأکید داشتند.
  • روان‌درمانی‌های جدید روان‌پویشی بیشتر متمرکز بر وضع فعلی بیمار و تعاملات جاری در «اینجا و اکنون» هستند.
  • نظریه روابط شیء، دلبستگی‌های اولیه و روابط درونی‌شده را اصل سازمان‌دهنده زندگی روانی می‌داند.
  • در روان‌شناسی خود کوهات، برآورده شدن نیاز به منعکس شدن و کمال‌گرایی زمینه‌ساز ایجاد خودِ خودمختار است.
  • شخصیت خودشیفته حاصل ناتوانی والدین در پاسخگویی به نیازهای انعکاس و کمال‌گرایی در دوران کودکی است.

نکتهٔ تکمیلی

اصطلاح «شیء» (Object) در روانکاوی ممکن است در ابتدا بی‌روح یا تعجب‌آور به نظر برسد. این واژه میراث زبان فنی زیست‌شناختی قرن نوزدهم است که فروید از آن استفاده کرد. فروید انسان‌های دیگر را «شیء ارضاکننده غریزه» می‌دید. اما نظریه‌پردازان بعدی روابط شیء نشان دادند که ما اشیاء را نه فقط برای ارضای غریزه، بلکه به دلیل نیاز بنیادین به ارتباط می‌خواهیم. به گفته رونالد فیربرن: «لیبیدو لذت‌جو نیست، بلکه رابطه‌جو است.» این جمله کوتاه، مسیر روانکاوی را برای همیشه تغییر داد و آن را از یک علم مکانیکی غریزی به یک روان‌شناسی انسانی‌تر و رابطه‌ای تبدیل کرد.

خلاصهٔ درس

ذهن پنهان چه می‌گوید؟

Clinical Psychology · Psychoanalysis

اصول بنیادین روانکاوی

  • کاشف «معالجه از طریق صحبت» برویر است (بیمار: آن‌آ)؛ نه شارکو
  • جبر روانی: هیچ رفتاری تصادفی نیست؛ رویا، فراموشی، لغزش ← معنای پنهان
  • هیستری کلاسیک فاقد مبنای عضوی یا عصب‌شناختی است؛ ریشه‌اش روان‌شناختی
  • لیبیدو نیروی محرک هم جسم و هم فکر، یادآوری و احساس است
  • وقایع درونی نقش اساسی‌تری از وقایع محیطی در شکل‌گیری شخصیت دارند
جبر روانی
هر رویداد ذهنی هدف و معنای ناهشیار دارد

نکته: آن‌آ (برتا پاپنهایم) نام این روش را «پاک‌سازی دودکش» گذاشت و بعدها فعال برجسته حقوق زنان شد.

ساختار شخصیت و سطوح ذهن

  • نهاد ← اصل لذت، تفکر فرایند نخستین، واقعیت را تحریف می‌کند
  • خود ← اصل واقعیت، تفکر فرایند ثانویه؛ تنها راه کاهش واقعی تنش
  • فراخود = وجدان (رفتار تنبیه‌شده) + خود آرمانی (رفتار پاداش‌گرفته)
  • تمام نهاد ناهشیار است؛ اما ناهشیار شامل بخش‌هایی از خود و فراخود هم هست
  • هدف روانکاوی: «هرجا اید هست، ایگو نیز باید باشد»
واکنش‌سازی
ابراز رفتار کاملاً متضاد با تکانه ناهشیار ناپذیرفتنی

نکته: فروید نهاد و خود را با اسب و اسب‌سوار توصیف کرد؛ اسب نیرو دارد، اسب‌سوار جهت می‌دهد.

مراحل رشد روانی‌جنسی

  • رشد پیش‌تناسلی تا ۶ سالگی کامل می‌شود؛ مرحله آلتی آخرین تعارض اصلی
  • عقده ادیپ در پسران با اضطراب اختگی ← همانندسازی با پدر ← شکل‌گیری فراخود
  • فراخود دختران ضعیف‌تر از پسران است؛ عوامل پایان‌دهنده کم‌اثرتر
  • کاهش نوازش والدین ← کم‌رویی و انزوا؛ نوازش افراطی ← تکبر و گستاخی
  • تثبیت = باقی ماندن لیبیدو در یک مرحله؛ مانع رسیدن به شخصیت تناسلی پخته
تثبیت
بخشی از انرژی روانی در مرحله‌ای گیر می‌کند و رشد بعدی را محدود می‌کند

نکته: اصطلاح «عقده الکترا» را یونگ در ۱۹۱۳ پیشنهاد داد؛ فروید ترجیح می‌داد «عقده ادیپ دخترانه» بگوید.

درمان، مقاومت و انتقال

  • در رویا سانسور خود سست می‌شود، اما کاملاً قطع نمی‌شود
  • معنای رویا از تحلیل مجموعه رویاها مشخص می‌شود، نه یک رویای واحد
  • مقاومت دفاعی ناهشیار است؛ مأنوس با خود بودن آن ← شکستنش سخت‌تر
  • انتقال = بازسازی روابط کودکی روی درمانگر؛ خود نوعی مقاومت است
  • انتقال متقابل درمانگر ← مزاحم و نامناسب؛ باید مهار شود
محتوای پنهان
معنای روان‌شناختی واقعی رویا در پس رویدادهای آشکار آن

نکته: روانکاوی کلاسیک درمان انتخابی اختلال شخصیت نمایشی است؛ کودکان و بیماران روان‌پریش کاندیدا نیستند.

تحولات معاصر روان‌پویشی

  • آدلر ← بر روابط اجتماعی و غلبه بر حقارت تأکید کرد؛ یونگ ← ناهشیار جمعی
  • روابط شیء (کلاین، فیربرن) ← اصل سازمان‌دهنده: روابط با دیگران، نه غرایز
  • روان‌شناسی خود (کوهات) ← اصل: انسجام «خود»؛ خودشیفتگی از پاسخ ناکافی والدین
  • درمان‌های جدید ← تمرکز بر «اینجا و اکنون»، نه بازسازی گذشته دور
  • روان‌پویشی رابطه‌ای ← ترکیب روانکاوی، روابط شیء، خود و انسان‌گرایی
خودِ خودمختار
هویت سالم از دید کوهات؛ حاصل انعکاس و کمال‌گرایی کافی والدین

نکته: فیربرن گفت: «لیبیدو لذت‌جو نیست، بلکه رابطه‌جو است.» این جمله مسیر روانکاوی را تغییر داد.

نکات کلیدی

  • کاشف «معالجه از طریق صحبت» برویر است (بیمار آن‌آ)؛ نه فروید یا شارکو
  • تمام ناهشیار = نهاد نیست؛ بخش‌هایی از خود و فراخود هم ناهشیار‌اند
  • تفکر فرایند نخستین (نهاد) تنش را واقعاً کاهش نمی‌دهد؛ فرایند ثانویه (خود) می‌دهد
  • فراخود دختران ضعیف‌تر از پسران است؛ اضطراب اختگی در دختران کم‌اثرتر
  • نوازش افراطی والدین در مرحله آلتی ← تکبر و گستاخی (نه کم‌رویی و انزوا)
  • خودشیفتگی از برآورده نشدن نیازهای انعکاس است، نه برآورده شدن بیش از حد

یک تست از این درس

خودت را بسنج

بر اساس زوایای مختلف بررسی شخصیت در روانکاوی کلاسیک، کدام عبارت در خصوص پویایی انرژی روانی و ابعاد ساختاری آن درست است؟

  1. انرژی لیبیدو هدایت‌کننده فرآیندهای جسمانی و ذهنی است، زاویه اقتصادی به توزیع و تغییر شکل آن می‌پردازد، و زاویه انطباقی توسط هارتمن بسط یافته است.
  2. انرژی لیبیدو منحصراً هدایت‌کننده رفتارهای حرکتی و جسمانی است، زاویه اقتصادی مصرف این انرژی را می‌سنجد، و زاویه انطباقی فاقد ریشه در آراء فروید است.
  3. انرژی لیبیدو به فرآیندهای عالی ذهن مانند تفکر جهت می‌دهد، زاویه ساختاری به نحوه مصرف مداوم این انرژی می‌پردازد، و زاویه انطباقی توسط هارتمن پایه‌گذاری شد.
  4. انرژی لیبیدو عاری از توانایی فعال‌سازی عملکردهای ادراک و حافظه است، زاویه اقتصادی ناظر بر پویایی انرژی است، و زاویه انطباقی فاقد بسط نظری پس از فروید است.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۱

انرژی لیبیدو منبع اساسی هرگونه رفتار پویا است که انسان را هم به فعالیت‌های جسمانی و هم به فعالیت‌های ذهنی (مانند فکر کردن، یادآوری، احساس و ادراک) سوق می‌دهد. فروید شخصیت را از شش زاویه بررسی کرد که زاویه اقتصادی به توزیع، تغییر شکل و مصرف انرژی روانی می‌پردازد. همچنین زاویه انطباقی که ناظر بر آمادگی فطری فرد برای تعامل با محیط است، ابتدا توسط فروید مطرح شد اما توسط هارتمن پرورش و بسط داده شد. بنابراین گزینه ۱ صحیح است. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه ۲: انرژی لیبیدو منحصر به فعالیت‌های جسمانی نیست و فرآیندهای ذهنی را نیز هدایت می‌کند؛ همچنین زاویه انطباقی ریشه در کارهای اولیه خود فروید دارد. گزینه ۳: زاویه ساختاری به ساختارهای سه‌گانه (اید، ایگو، سوپرایگو) می‌پردازد نه پویایی و مصرف انرژی (که متعلق به زاویه اقتصادی است)؛ همچنین زاویه انطباقی توسط فروید پایه‌گذاری شد و هارتمن آن را بسط داد، نه اینکه هارتمن آن را پایه‌گذاری کرده باشد. گزینه ۴: لیبیدو هدایت‌کننده ادراک و حافظه است؛ همچنین زاویه انطباقی پس از فروید توسط هارتمن بسط داده شده است.

تمرین بیشتر در اپ

درس‌های دیگر این بخش · روانشناسی بالینی