اصول و مفروضات بنیادی رفتاردرمانی سنتی
رفتاردرمانی سنتی به عنوان یک رویکرد علمی، بر خلاف درمانهای روانپویا و روانکاوی، بر این فرض استوار است که مشکلات روانی و اختلالات رفتاری انسان ناشی از فرآیندهای ناخودآگاه یا تعارضهای درونی حلنشده نیستند. از دیدگاه رفتارگرایان، این اختلالات حاصل عادات و یادگیریهای ناقص، نامناسب یا عدم یادگیری رفتارهای انطباقی لازم در مواجهه با محرکهای محیطی هستند. بنابراین، هدف اصلی رفتاردرمانی تغییر رفتارهای آشکار و قابل مشاهده است و به هیچوجه به دنبال بازسازی کل شخصیت یا دگرگونی ساختارهای عمیق درونروانی نیست.
در این رویکرد، درمانگر به جای کاوش در سببشناسی بیماری و بازسازی گذشته مراجع، بر زمان حال و مشخص کردن عوامل بروزدهنده و تداومبخش مشکلات تمرکز میکند. رفتاردرمانی سنتی برای متغیرهای استنباطی درونروانی اهمیتی قائل نیست و تکیه خود را بر اصول مشتق از آزمایشگری روانشناختی قرار میدهد. بر این اساس، نشانههای مرضی به عنوان جلوهای از یک بیماری بنیادی زیربنایی تلقی نمیشوند، بلکه خود نشانهها همان مشکل اصلی و هدف اصلی درمان به شمار میروند. این امر نظریه سنتی «جانشینی نشانه» را رد میکند؛ در رفتاردرمانی، رفع علائم مرضی معادل بهبودی نهایی است و حمله مستقیم به نشانهها باعث پیدایش علائم جدید در قالب دیگر نمیشود.
در رفتاردرمانی، نشانههای مرضی خودِ مشکل اصلی هستند و رفع مستقیم آنها معادل بهبودی نهایی است، بدون اینکه خطر جانشینی نشانه وجود داشته باشد.
جوزف ولپ رفتار رواننژند را یک عادت پایدار از رفتار ناسازگار میداند که در ارگانیسمی که از نظر فیزیولوژیکی طبیعی است، صرفاً از راه یادگیری حاصل میشود. همچنین اندرو سالتر ریشه مشکلات روانی را در منع دانسته و نوروز را نتیجه ممانعت از تحریکهای طبیعی مراجع توسط والدین و اطرافیان میداند. در اتاق درمان، درمانگر رفتاری نقشی بسیار فعال و هدایتگر دارد؛ او مسئولیت کنترل فرآیند مشاوره و نتایج کار را بر عهده میگیرد. همچنین، سعه صدر درمانگران رفتاری در پذیرش مشکلات مراجعان بیشتر است، زیرا آنها این مشکلات را نشاندهنده فرآیندهای پیچیده ناهشیار نمیدانند. با این حال، موفقیت درمان به شدت به انتظار مراجع و موضع مثبت او نسبت به درمان بستگی دارد. لازم به ذکر است که رفتاردرمانی تلاشی مستقیم برای تسهیل یادگیری در زمینههای حرکتی، شناختی و عاطفی به حساب نمیآید.
| ویژگی | رفتاردرمانی سنتی | روانکاوی سنتی |
|---|---|---|
| هدف درمان | تغییر رفتارهای آشکار | بازسازی شخصیت |
| تمرکز زمانی | زمان حال و بروزدهندهها | گذشته و سببشناسی |
| نشانهها | خودِ مشکل اصلی | نماد تعارض ناخودآگاه |
برای مثال، در درمان ترس شدید کودک از تاریکی، درمانگر به جای جستوجوی نمادهای ناخودآگاه، تمرکز را بر تغییر پاسخ ترس عینی به این موقعیت قرار میدهد.
واژگان کلیدی
- رفتار رواننژند (Neurotic Behavior)
- عادت پایدار از رفتار ناسازگار که در ارگانیسم طبیعی از نظر فیزیولوژیکی، تنها از راه یادگیری حاصل میشود.
- جانشینی نشانه (Symptom Substitution)
- مفهوم روانپویایی که فرض میکند حذف مستقیم نشانهها بدون درمان علت اصلی, باعث ظهور علائم جدید میشود؛ مفهومی که رفتاردرمانی آن را کاملاً رد میکند.
- سببشناسی (Etiology)
- مطالعه علل و ریشههای پیدایش یک بیماری یا اختلال که در رفتاردرمانی سنتی برخلاف روانکاوی مورد تأکید نیست.
اشتباههای رایج
- تصور اینکه رفتاردرمانی به دنبال بازسازی کل شخصیت فرد است، در حالی که هدف اصلی آن صرفاً تغییر رفتارهای آشکار و قابل مشاهده است.
- این باور که نشانههای مرضی در رفتاردرمانی صرفاً نماد و جلوهای از یک اختلال بنیادی زیربنایی هستند، در حالی که خود نشانهها مشکل اصلی به شمار میروند.
- پنداشتن اینکه درمانگر رفتاری نقشی غیرفعال دارد، در حالی که او فعالانه فرآیند مشاوره را کنترل کرده و مسئولیت نتایج را میپذیرد.
جمعبندی این مفهوم
- رفتاردرمانی بر رفتارهای آشکار و یادگیریهای ناقص متمرکز است و بازسازی ساختار شخصیت را رد میکند.
- این رویکرد به جای سببشناسی گذشتهنگر، بر عوامل بروزدهنده و تداومبخش در زمان حال تکیه دارد.
- نشانههای مرضی خود مشکل اصلی هستند و رفع مستقیم آنها بدون خطر جانشینی نشانه، معادل بهبودی است.
- جوزف ولپ رفتار رواننژند را حاصل یادگیری در ارگانیسم طبیعی میداند و سالتر ریشه آن را در منع غرایز توصیف میکند.
- موفقیت درمان به انتظار مثبت مراجع بستگی دارد و درمانگر مسئولیت کنترل فرآیند درمان را بر عهده میگیرد.
نکتهٔ تکمیلی
جالب است بدانید که رفتاردرمانگران به این دلیل در مواجهه با مشکلات مراجعان سعه صدر و پذیرش بیشتری دارند که این مشکلات را نشاندهنده فرآیندهای پیچیده ناهشیار نمیدانند. آنها به مراجع به عنوان فردی مینگرند که صرفاً عادات ناسازگار را یاد گرفته است و همانطور که این عادات آموخته شدهاند، میتوان آنها را از یاد برد و رفتارهای سالم را جایگزین کرد.