تهویه ششی

5 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

کالبدشناسی و تشریح شش‌ها

شش‌ها اندام‌هایی با بافت اسفنجی هستند که بخش اعظم قفسه سینه را اشغال کرده‌اند. در کالبدشناسی مقایسه‌ای، شش چپ به دلیل مجاورت با قلب، دارای یک فرورفتگی در سمت داخلی و پایین خود است و نسبت به شش راست کوچک‌تر می‌باشد. در انسان، شش راست دارای ۳ لوب و شش چپ دارای ۲ لوب است. هنگام تشریح شش گوسفند، سه نوع سوراخ یا مجرا در مقطع عرضی قابل مشاهده است:

  • نایژه‌ها: دارای دیواره‌ای غضروفی و دهانه‌ای زبر هستند که همیشه باز می‌ماند.
  • سرخرگ‌ها: دارای دیواره‌ای ضخیم و خاصیت کشسانی زیاد هستند، اما دهانه آن‌ها لزوماً زبر نیست.
  • سیاهرگ‌ها: دیواره نازک‌تری داشته و دهانه آن‌ها برخلاف نایژه‌ها همیشه باز نیست.

در گوسفند، نای پیش از دوشاخه شدن نهایی، یک انشعاب سوم دارد که مستقیماً وارد شش راست می‌شود.

نکته کنکوری مهم این است که نایژه اصلی راست نسبت به نایژه اصلی چپ قطورتر و کوتاه‌تر است و به شش بزرگتر (راست) وارد می‌شود. همچنین نایژه‌ها در تنظیم مقدار هوای ورودی نقشی ندارند و این وظیفه بر عهده نایژک‌ها است.

واژگان کلیدی

شش (ریه)
اندام اصلی تنفس با ساختار اسفنجی که محل تبادل گازهای خون است.
نایژه
مجاری هوایی غضروفی که هوا را از نای به درون شش‌ها هدایت می‌کنند.
لوب
بخش‌های متمایز و بزرگ شش که توسط شیارهای عمیق از هم جدا شده‌اند.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است اگر تصور کنید شش راست به دلیل وجود کبد کوچک‌تر است؛ در واقع شش چپ به دلیل وجود قلب کوچک‌تر است.
  • نایژه اصلی چپ وارد لوب بزرگ‌تر شش چپ می‌شود، نه لوب کوچک‌تر.

جمع‌بندی این مفهوم

  • شش‌ها دارای بافت اسفنجی بوده و شش راست بزرگتر از شش چپ است.
  • در مقطع شش، نایژه‌ها با دهانه زبر و رگ‌ها با دهانه صاف (بافته کشسان) دیده می‌شوند.
  • نایژه اصلی راست کوتاه‌تر و قطورتر از نایژه اصلی چپ است.
  • در گوسفند، یک انشعاب سوم از نای مستقیماً به شش راست می‌رود.
  • تعداد سرخرگ‌های کرونری قلب انسان (۲) با تعداد لوب‌های شش چپ گوسفند (۲) برابر است.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که در گوسفند، علاوه بر دو نایژه اصلی، یک انشعاب اضافی به نام «نایژه گاوی» یا سه‌گانه وجود دارد که فقط به لوب فوقانی شش راست می‌رود. این ساختار در انسان وجود ندارد و یک ویژگی اختصاصی در بسیاری از پستانداران جفت‌دار مثل گاو و گوسفند است.

مجاری تنفسی، حنجره و صوت

دستگاه تنفس شامل بخش هادی و بخش مبادله‌ای است. بخش هادی هوای مرده را در خود جای می‌دهد که با خون تبادل ندارد. حنجره در ابتدای نای و پایین‌تر از حلق قرار دارد و ساختاری غضروفی است. درون حنجره، چین‌خوردگی‌های مخاطی به نام تارهای صوتی وجود دارند که از جنس بافت پوششی (مخاط) هستند. این تارها با ارتعاش خود تولید صوت می‌کنند.

ویژگیحنجرهلب و دهان
تولید صوت
واژه‌سازی
بافتپوششیپوششی

نکته بسیار مهم این است که حنجره فقط «صدا» تولید می‌کند و تبدیل این صدا به «کلمات» بر عهده لب‌ها، دندان‌ها و دهان است. همچنین نایژک‌ها، برخلاف نایژه‌ها، فاقد غضروف بوده و دارای ماهیچه صاف هستند. این ویژگی به آن‌ها اجازه می‌دهد با تنگ و گشاد شدن، میزان هوای ورودی به حبابک‌ها را تنظیم کنند. گشاد شدن نایژک‌ها (مثلاً تحت تأثیر اپی‌نفرین) حجم بخش هادی و در نتیجه میزان هوای مرده را افزایش می‌دهد.

برای مثال، در هنگام ورزش با ترشح آدرنالین، نایژک‌ها گشاد می‌شوند تا اکسیژن بیشتری وارد شود، که به طور جانبی حجم هوای مرده را نیز کمی زیاد می‌کند.

واژگان کلیدی

تارهای صوتی
چین‌خوردگی‌های مخاطی درون حنجره که با ارتعاش هوا، صوت تولید می‌کنند.
نایژک
انشعابات ظریف نایژه که فاقد غضروف بوده و قابلیت تغییر قطر دارند.
هوای مرده
بخشی از هوای دمی که در مجاری هادی باقی مانده و به حبابک‌ها نمی‌رسد.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است اگر فکر کنید حنجره مسئول واژه‌سازی (کلمات) است؛ کلمات در دهان شکل می‌گیرند.
  • تارهای صوتی از بافت پیوندی نیستند، بلکه از چین‌خوردگی مخاط (بافت پوششی) ایجاد شده‌اند.
  • هوای مرده همواره ثابت نیست و با گشاد یا تنگ شدن نایژک‌ها تغییر می‌کند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • حنجره پایین‌تر از حلق قرار داشته و محل استقرار قرارگیری تارهای صوتی است.
  • تارهای صوتی صوت تولید می‌کنند اما واژه‌سازی در دهان انجام می‌شود.
  • نایژک‌ها غضروف ندارند و با تغییر قطر، جریان هوای ورودی را تنظیم می‌کنند.
  • هوای مرده در مجاری هادی (مثل حنجره و نای) می‌ماند و تبادل گازی ندارد.
  • ترشح هورمون‌های فوق‌کلیه با گشاد کردن نایژک‌ها، حجم هوای مرده را افزایش می‌دهد.

نکتهٔ تکمیلی

پدیده «گرفتگی صدا» یا لارنژیت زمانی رخ می‌دهد که تارهای صوتی در اثر التهاب، ضخیم یا نامنظم می‌شوند. در این حالت، هوا نمی‌تواند به خوبی باعث ارتعاش منظم آن‌ها شود و صدای تولیدی خشن یا ضعیف می‌شود. حنجره همچنین شامل «اپی‌گلوت» یا برچاکنای است که مانند یک دریچه، هنگام بلع راه نای را می‌بندد.

مکانیسم تهویه ششی: دم و بازدم

تهویه ششی در انسان از طریق مکش با فشار منفی انجام می‌شود. برای این کار، شش‌ها از طریق پرده جنب (بافت پیوندی دو لایه) به دیواره قفسه سینه متصل هستند. فشار مایع جنب همواره کمتر از فشار جو است که باعث باز ماندن شش‌ها می‌شود.

فرایند دم (فعال)

دم با انقباض دیافراگم (مسطح شدن آن) و ماهیچه‌های بین‌دنده‌ای خارجی آغاز می‌شود. این حرکات باعث افزایش حجم قفسه سینه، کاهش فشار درون شش‌ها و ورود هوا می‌شود. در دم عمیق، ماهیچه‌های گردنی نیز منقبض می‌شوند. دیافراگم هنگام انقباض به اندام‌های شکمی مانند کبد فشار وارد می‌کند.

فرایند بازدم (معمولاً غیرفعال)

بازدم عادی در اثر خاصیت کشسانی شش‌ها و استراحت ماهیچه‌های دمی رخ می‌دهد. اما بازدم عمیق یک فرایند فعال است که با انقباض ماهیچه‌های شکمی و ماهیچه‌های بین‌دنده‌ای داخلی همراه است.

ماهیچه‌های بین‌دنده‌ای خارجی در هر نوع بازدمی (عادی یا عمیق) حتماً در حالت استراحت هستند.

ویژگیدم عادیبازدم عمیق
حالت دیافراگممنقبض (صاف)استراحت (گنبدی)
بین‌دنده‌ای خارجیمنقبضاستراحت
بین‌دنده‌ای داخلیاستراحتمنقبض

نکته مهم کنکوری این است که ماهیچه‌های بین دنده‌ای تمام قسمت‌های شش را احاطه نمی‌کنند؛ مثلاً قله شش‌ها (بالای دنده اول) توسط این ماهیچه‌ها و دنده‌ها پوشیده نشده است.

واژگان کلیدی

دیافراگم (میان‌بند)
بزرگترین ماهیچه تنفسی که قفسه سینه را از محوطه شکمی جدا می‌کند.
پرده جنب
پرده‌ای دو لایه که شش‌ها را به دیواره قفسه سینه متصل کرده و باعث تبعیت شش از حرکات قفسه سینه می‌شود.
سارکومر
واحد عملکردی ماهیچه؛ در دم خطوط Z آن به هم نزدیک (انقباض) و در بازدم از هم دور می‌شوند.

اشتباه‌های رایج

  • برخلاف تصور، قفسه سینه خاصیت کشسانی ندارد؛ این ویژگی متعلق به بافت شش‌هاست.
  • در دم، فشار درون شش‌ها نسبت به جو کاهش می‌یابد (منفی می‌شود)، نه افزایش.
  • ماهیچه‌های بین دنده‌ای داخلی در دم عادی نقشی ندارند و فقط در بازدم عمیق منقبض می‌شوند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • دم با مسطح شدن دیافراگم و انقباض بین‌دنده‌ای خارجی انجام می‌شود.
  • بازدم عادی غیرفعال است و در اثر بازگشت کشسانی شش‌ها رخ می‌دهد.
  • در دم عمیق ماهیچه‌های گردن و در بازدم عمیق ماهیچه‌های شکمی منقبض می‌شوند.
  • فشار مایع جنب همواره کمتر از فشار اتمسفر است تا شش‌ها باز بمانند.
  • انقباض دیافراگم در دم باعث افزایش فشار بر اندام‌های حفره شکمی می‌شود.

نکتهٔ تکمیلی

سکسکه ناشی از انقباض ناگهانی و غیرارادی ماهیچه دیافراگم است. وقتی دیافراگم مکرراً منقبض می‌شود، تارهای صوتی ناگهان بسته می‌شوند که صدای مخصوص «هیک» را ایجاد می‌کند. جالب اینجاست که دیافراگم بزرگترین ماهیچه تنفسی است و تنها در پستانداران به صورت کامل برای جدا کردن قفسه سینه از شکم وجود دارد.

حجم‌ها و ظرفیت‌های تنفسی

براساس دمنگاره (اسپیروگرام)، حجم‌های تنفسی به دسته‌های زیر تقسیم می‌شوند:

  • حجم جاری: مقدار هوایی که در یک تنفس عادی جابه‌جا می‌شود (حدود ۵۰۰ میلی‌لیتر).
  • حجم ذخیره دمی: حداکثر هوایی که پس از یک دم عادی می‌توان با دم عمیق وارد کرد (حدود ۳۰۰۰ میلی‌لیتر).
  • حجم ذخیره بازدمی: هوایی که پس از یک بازدم عادی می‌توان با بازدم عمیق خارج کرد (حدود ۱۲۰۰ میلی‌لیتر).
  • حجم باقی‌مانده: هوایی که حتی پس از بازدم عمیق در شش‌ها می‌ماند (حدود ۱۲۰۰ میلی‌لیتر) و تبادل مداوم گازها را بین دو نفس ممکن می‌کند.

برای اندازه‌گیری دقیق این حجم‌ها با دستگاه دم‌سنج، باید راه بینی با گیره بسته شود تا تمام هوا فقط از دهان جابه‌جا گردد.

از ترکیب این حجم‌ها، ظرفیت‌ها به دست می‌آیند:

  • ظرفیت حیاتی: جاری + ذخیره دمی + ذخیره بازدمی.
  • ظرفیت تام: ظرفیت حیاتی + حجم باقی‌مانده.

حجم باقی‌مانده تنها حجمی است که در محاسبه ظرفیت حیاتی لحاظ نمی‌شود اما بخشی از ظرفیت تام است.

نکته کنکوری: کاهش سورفاکتانت (عامل سطح فعال) باعث کاهش تمامی حجم‌های ریوی می‌شود. همچنین حجم‌های تنفسی به سن، جنسیت و سلامت فرد بستگی دارند.

واژگان کلیدی

دم‌نگاره (اسپیروگرام)
نمودار حاصل از دستگاه دم‌سنج که تغییرات جابه‌جایی هوا را نشان می‌دهد.
ظرفیت حیاتی
حداکثر هوایی که فرد پس از یک دم عمیق می‌تواند از شش‌های خود خارج کند.
حجم باقی‌مانده
مقدار هوایی که همواره در شش‌ها می‌ماند تا از بسته شدن حبابک‌ها جلوگیری کند.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است اگر حجم باقی‌مانده را جزئی از ظرفیت حیاتی بدانید؛ این حجم هرگز به صورت عادی خارج نمی‌شود.
  • حجم هوای مرده (۱۵۰) با حجم باقی‌مانده (۱۲۰۰) متفاوت است و از آن بسیار کمتر می‌باشد.
  • ظرفیت تام ریه با بازدم عمیق به طور کامل تخلیه نمی‌شود (به دلیل وجود حجم باقی‌مانده).

جمع‌بندی این مفهوم

  • حجم جاری (۵۰۰) کوچکترین حجم تنفسی است.
  • حجم باقی‌مانده از بسته شدن حبابک‌ها جلوگیری کرده و تبادل گازی بین دو نفس را ممکن می‌کند.
  • ظرفیت حیاتی شامل مجموع هوای جاری، ذخیره دمی و ذخیره بازدمی است.
  • حجم باقی‌مانده تنها در صورت آسیب به قفسه سینه می‌تواند از شش‌ها خارج شود.
  • مقدار حجم‌های تنفسی بر اساس سن، جنسیت و جثه افراد متفاوت است.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که حجم باقی‌مانده در پزشکی قانونی اهمیت زیادی دارد. برای تشخیص اینکه نوزادی مرده به دنیا آمده یا پس از تولد نفس کشیده و سپس فوت کرده، تکه‌ای از شش او را در آب می‌اندازند. اگر شش روی آب شناور بماند، یعنی هوا (حجم باقی‌مانده) وارد آن شده و نوزاد حداقل یک بار نفس کشیده است.

تنظیم عصبی و واکنش‌های دفاعی

مراکز تنفسی در ساقه مغز (بصل‌النخاع و پل مغزی) قرار دارند. بصل‌النخاع مرکز اصلی است که ریتم پایه تنفس را تعیین کرده و پیام‌های انقباضی را به دیافراگم و ماهیچه‌های بین‌دنده‌ای پیوسته ارسال می‌کند. پل مغزی با تأثیر بر بصل‌النخاع، مدت زمان دم را تنظیم کرده و به آن خاتمه می‌دهد.

واکنش‌های دفاعی (سرفه و عطسه)

این واکنش‌ها پاسخ بدن به ذرات خارجی یا گازهای سمی (مانند دود سیگار) هستند:

  • سرفه: هوا با فشار فقط از راه دهان خارج می‌شود. زبان کوچک بالا می‌رود تا راه بینی را ببندد.
  • عطسه: هوا با فشار از راه دهان و بینی خارج می‌شود. زبان کوچک پایین است تا هر دو راه باز بماند.

در واکنش‌های دفاعی مثل سرفه و عطسه، همواره یک دم عمیق مقدمه کار است تا هوای کافی برای بیرون راندن ذرات با فشار زیاد تأمین شود.

تنظیم تنفس تحت تأثیر عوامل شیمیایی نیز هست. افزایش CO۲ و کاهش O۲ خون، مراکز تنفسی را تحریک می‌کنند تا سرعت و عمق تنفس را افزایش دهند.

بصل‌النخاع مرکز اصلی آغازگر دم است، اما پل مغزی مرکز تنظیم‌گر برای پایان دادن به دم است.

واژگان کلیدی

بصل‌النخاع
پایین‌ترین بخش مغز و مرکز اصلی کنترل فعالیت‌های حیاتی غیرارادی مانند تنفس.
پل مغزی
مرکز تنفسی فرعی که وظیفه تنظیم مدت زمان دم و خاتمه دادن به آن را دارد.
واکنش انعکاسی
پاسخ‌های غیرارادی و سریع بدن به محرک‌های محیطی (مانند سرفه و عطسه).

اشتباه‌های رایج

  • سرفه فقط از راه دهان است، اما عطسه هم از دهان و هم از بینی هوا را خارج می‌کند.
  • پل مغزی مستقیماً به ماهیچه‌ها پیام نمی‌دهد، بلکه روی بصل‌النخاع اثر می‌گذارد.
  • مراکز تنفسی در سرفه و عطسه غیرفعال نمی‌شوند؛ بلکه با یک دم عمیق فعالانه آغازگر آن‌ها هستند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • بصل‌النخاع مرکز اصلی تنفس و پل مغزی مرکز تنظیم‌کننده مدت دم است.
  • افزایش دی‌اکسید کربن و کاهش اکسیژن محرک‌های اصلی مراکز تنفسی هستند.
  • سرفه و عطسه با دم عمیق شروع شده و نوعی بازدم فعال محسوب می‌شوند.
  • در عطسه زبان کوچک پایین است (باز بودن راه بینی) و در سرفه بالا است (بسته بودن راه بینی).
  • شدت دم و بازدم زیاد باعث دفع بیشتر CO2 و قلیایی شدن محیط داخلی می‌شود.

نکتهٔ تکمیلی

سقف سرعت عطسه می‌تواند به بیش از ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت برسد! به همین دلیل است که توصیه می‌شود هنگام عطسه جلوی دهان و بینی خود را بگیرید، زیرا قطرات ریز معلق در هوا می‌توانند تا چندین متر پرتاب شده و باکتری‌ها را جابه‌جا کنند. جالب است بدانید «عطسه نوری» پدیده‌ای است که در آن فرد با نگاه کردن به نور خورشید دچار عطسه می‌شود!

خلاصهٔ درس

تهویه ششی چطور کار می‌کند؟

Biology · Pulmonary Ventilation

کالبدشناسی شش‌ها

  • شش راست ۳ لوب دارد؛ شش چپ ۲ لوب (قلب جا می‌گیرد)
  • نایژه اصلی راست ← قطورتر و کوتاه‌تر از نایژه چپ
  • نایژه‌ها: دیواره غضروفی، دهانه زبر، همیشه باز
  • سرخرگ: دیواره ضخیم کشسان؛ سیاهرگ: دیواره نازک‌تر، دهانه همیشه باز نیست
  • در گوسفند: انشعاب سوم «نایژه گاوی» ← فقط به لوب فوقانی شش راست
لوب (Lobe)
بخش‌های بزرگ شش که با شیار عمیق از هم جدا می‌شوند

نکته: شش چپ کوچک‌تر است نه به خاطر کبد، بلکه چون قلب در سمت چپ جا می‌گیرد.

مجاری هوایی و صوت

  • حنجره: صوت تولید می‌کند؛ واژه‌سازی فقط در دهان
  • تارهای صوتی از جنس بافت پوششی (مخاط)، نه پیوندی
  • نایژک‌ها: بدون غضروف، با ماهیچه صاف ← تنظیم جریان هوا
  • هوای مرده ← در مجاری هادی می‌ماند، تبادل گازی ندارد
  • اپی‌نفرین ← نایژک‌ها گشاد می‌شوند ← هوای مرده افزایش می‌یابد
هوای مرده (Dead Space)
هوای دمی که به حبابک‌ها نمی‌رسد

نکته: لارنژیت: تارهای صوتی ضخیم یا نامنظم می‌شوند؛ هوا ارتعاش منظم ایجاد نمی‌کند و صدا خشن می‌شود.

مکانیسم دم و بازدم

  • دم: انقباض دیافراگم (مسطح) + بین‌دنده‌ای خارجی ← حجم ↑، فشار ↓
  • بازدم عادی: غیرفعال ← کشسانی شش + استراحت ماهیچه‌های دمی
  • بازدم عمیق: فعال ← انقباض شکمی + بین‌دنده‌ای داخلی
  • دم عمیق: ماهیچه‌های گردنی هم منقبض می‌شوند
  • فشار مایع جنب همواره کمتر از جو است تا شش‌ها باز بمانند
دیافراگم (میان‌بند)
بزرگ‌ترین ماهیچه تنفسی؛ قفسه سینه را از شکم جدا می‌کند

نکته: سکسکه = انقباض ناگهانی غیرارادی دیافراگم؛ تارهای صوتی می‌بندند و صدای «هیک» می‌دهند.

حجم‌ها و ظرفیت‌های تنفسی

  • حجم جاری: ~۵۰۰ ml ← هوای یک تنفس عادی
  • ذخیره دمی ~۳۰۰۰ + ذخیره بازدمی ~۱۲۰۰ + جاری = ظرفیت حیاتی
  • حجم باقی‌مانده ~۱۲۰۰ ml ← حتی پس از بازدم عمیق خارج نمی‌شود
  • ظرفیت تام = ظرفیت حیاتی + حجم باقی‌مانده
  • کاهش سورفاکتانت ← کاهش تمامی حجم‌های ریوی
ظرفیت حیاتی
حداکثر هوایی که پس از دم عمیق می‌توان از شش بازدم کرد

نکته: در پزشکی قانونی: شش نوزادی که نفس کشیده (حجم باقی‌مانده دارد) روی آب شناور می‌ماند.

تنظیم عصبی و واکنش‌های دفاعی

  • بصل‌النخاع: مرکز اصلی تنفس ← ریتم پایه و آغاز دم
  • پل مغزی: تنظیم مدت دم و خاتمه دادن به آن (از طریق بصل‌النخاع)
  • سرفه ← هوا فقط از دهان؛ زبان کوچک بالا (راه بینی بسته)
  • عطسه ← هوا از دهان و بینی؛ زبان کوچک پایین (هر دو راه باز)
  • CO₂↑ یا O₂↓ ← تحریک مراکز تنفسی ← سرعت و عمق تنفس ↑
بصل‌النخاع (Medulla Oblongata)
پایین‌ترین بخش مغز؛ مرکز کنترل تنفس

نکته: سرعت عطسه به بیش از ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت می‌رسد؛ قطرات ریز تا چند متر پرتاب می‌شوند.

نکات کلیدی

  • شش چپ کوچک‌تر است (قلب)، نه شش راست؛ کبد زیر دیافراگم است نه داخل قفسه
  • نایژه‌ها هوا را هدایت می‌کنند؛ تنظیم ورودی هوا فقط بر عهده نایژک‌ها است
  • تارهای صوتی از بافت پوششی‌اند، نه پیوندی؛ حنجره کلمه نمی‌سازد
  • حجم باقی‌مانده (~۱۲۰۰) جزء ظرفیت حیاتی نیست اما جزء ظرفیت تام هست
  • بازدم عادی غیرفعال؛ بازدم عمیق فعال (شکمی + بین‌دنده‌ای داخلی)
  • پل مغزی مستقیم به ماهیچه پیام نمی‌دهد؛ فقط روی بصل‌النخاع اثر می‌گذارد

یک تست از این درس

خودت را بسنج

در ارتباط با مراکز عصبی تنفسی و مجاری هوایی در انسان، کدام عبارت درست است؟

  1. پل مغزی به عنوان یکی از مراکز تنفسی می‌تواند به طور مستقیم پیام عصبی انقباض را به ماهیچه‌های دمی ارسال کند، نایژه اصلی راست گوسفند در بخش آغازین خود غضروف کامل دارد و در انعکاس عطسه زبان کوچک به سمت پایین قرار می‌گیرد.
  2. دستور شروع عمل دم از بصل‌النخاع صادر می‌شود اما پل مغزی با اثر بر بصل‌النخاع زمان خاتمه دم را تنظیم می‌کند، نایژه اصلی راست گوسفند در بخش آغازین خود غضروف کامل دارد و ماهیچه‌های بین دنده‌ای داخلی هم در دم عادی و هم در دم عمیق منقبض می‌شوند.
  3. دستور شروع عمل دم از بصل‌النخاع صادر می‌شود اما پل مغزی با اثر بر بصل‌النخاع زمان خاتمه دم را تنظیم می‌کند، نایژه اصلی راست گوسفند در بخش آغازین خود غضروف کامل دارد و در انعکاس عطسه زبان کوچک به سمت پایین قرار می‌گیرد.
  4. در انعکاس سرفه برخلاف عطسه زبان کوچک به سمت پایین قرار می‌گیرد تا مسیر دهان مسدود شود، نایژه اصلی راست گوسفند در بخش آغازین خود غضروف کامل دارد و در انعکاس عطسه زبان کوچک به سمت پایین قرار می‌گیرد.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۳

گزینه ۳ درست است. پیام شروع عمل دم از مرکز تنفس در بصل‌النخاع صادر می‌شود و پل مغزی با اثر روی بصل‌النخاع زمان خاتمه دم را تنظیم می‌کند. نایژه اصلی در ابتدای خود دارای حلقه غضروفی کامل است. در انعکاس عطسه، زبان کوچک به سمت پایین قرار می‌گیرد تا هوا بتواند هم از بینی و هم از دهان خارج شود. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه ۱: پل مغزی مستقیماً پیام عصبی به ماهیچه‌های تنفسی ارسال نمی‌کند، بلکه با تأثیر روی بصل‌النخاع این کار را انجام می‌دهد. گزینه ۲: ماهیچه‌های بین دنده‌ای داخلی ماهیچه‌های بازدم عمیق هستند و در حین دم (عادی یا عمیق) در حالت استراحت قرار دارند. گزینه ۴: در انعکاس سرفه، زبان کوچک بالا می‌رود تا راه بینی بسته شده و هوا با فشار از دهان خارج شود.

تمرین بیشتر در اپ

درس‌های دیگر این بخش · زیست دهم