جریان خون هنگام فعالیت، نارسایی قلب، دریچه‌ها و شوک

7 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

فشار پرشدگی سیستمیک و کمپلیانس

مفاهیم اساسی فشار پرشدگی سیستمیک و عوامل مؤثر بر آن

فشار متوسط پرشدگی سیستمیک یکی از پارامترهای حیاتی در سیستم قلبی عروقی است که نیروی رانش اصلی برای بازگشت خون به قلب (بازگشت وریدی) را فراهم می‌کند. این فشار نشان‌دهنده میانگین فشاری است که در سراسر عروق سیستمیک وجود دارد، مشروط بر اینکه جریان خون متوقف شده باشد. دو عامل اصلی و تعیین‌کننده این فشار، حجم خون و کمپلیانس عروقی هستند که تعامل تنگاتنگی با یکدیگر دارند.

ارتباط میان حجم خون و فشار پرشدگی کاملاً مستقیم است. حجم خون به عنوان محتوای درون سیستم عروقی عمل می‌کند؛ بنابراین، هرگونه افزایش در حجم خون به طور مستقیم فشار متوسط پرشدگی سیستمیک را بالا می‌برد. برای مثال، تزریق خون با وارد کردن حجم اضافی مایع به درون رگ‌ها، فشار متوسط پرشدگی سیستمیک را افزایش می‌دهد. در مقابل، تغییرات ساختاری و عملکردی دیواره عروق نیز بر این فشار تأثیرگذار هستند. کمپلیانس عروقی به معنای میزان ظرفیت‌پذیری و انعطاف‌پذیری رگ‌ها در پاسخ به تغییرات حجم است. زمانی که کمپلیانس عروقی افزایش می‌یابد، رگ‌ها شل‌تر شده و بدون ایجاد فشار زیاد، خون بیشتری را در خود جای می‌دهند؛ از این رو، افزایش کمپلیانس رگی موجب کاهش متوسط فشار پرشدگی می‌گردد. برعکس، عواملی چون تحریک سمپاتیک، افزایش حجم خون و نارسایی احتقانی قلب از طریق فشرده‌سازی عروق یا افزایش حجم مایعات، فشار متوسط پرشدگی سیستمیک را افزایش می‌دهند.

افزایش کمپلیانس رگی موجب کاهش متوسط فشار پرشدگی می‌شود، در حالی که عواملی مانند تحریک سمپاتیک و افزایش حجم خون آن را افزایش می‌دهند.

تحریک سیستم سمپاتیک نقش بسیار فعالی در تنظیم این متغیرها دارد. هنگامی که اعصاب سمپاتیک تحریک می‌شوند، با اعمال اثر بر دیواره عروق خونی، انقباض شدیدی در آن‌ها ایجاد می‌کنند. این انقباض به ویژه در وریدها (که عروق ظرفیتی بدن هستند) رخ می‌دهد و موجب کاهش کمپلیانس وریدی می‌گردد. همزمان با این تغییر، مقاومت کلی عروق محیطی افزایش می‌یابد تا فشار خون شریانی در سطح مناسبی حفظ یا تقویت شود. در نقطه مقابل، مهار سیستم سمپاتیک بر روی وریدهای محیطی اثر کاملاً متضادی به همراه دارد. مهار سمپاتیک وریدهای محیطی باعث اتساع این عروق و تجمع یا پولینگ خون در آن‌ها می‌شود. این تجمع خون در وریدهای متسع‌شده، مانع از بازگشت خون به قلب گشته و در نتیجه بازگشت وریدی و پیش‌بار (preload) قلب را کاهش می‌دهد. بنابراین، سیستم سمپاتیک با کنترل دقیق کمپلیانس وریدی و مقاومت محیطی، جریان خون برگشتی به قلب را متناسب با نیازهای بدن تنظیم می‌کند.

عامل مداخله‌گرکمپلیانس وریدیفشار پرشدگی
تحریک سمپاتیککاهشافزایش
مهار سمپاتیکافزایشکاهش
افزایش حجمبی‌تغییرافزایش

واژگان کلیدی

فشار متوسط پرشدگی سیستمیک
میانگین فشار موجود در سیستم گردش خون سیستمیک زمانی که جریان خون به طور کامل متوقف شده باشد.
کمپلیانس عروقی
ظرفیت‌پذیری و میزان انعطاف‌پذیری دیواره رگ‌ها در پاسخ به تغییرات حجم خون بدون تغییر شدید فشار.
پیش‌بار (preload)
میزان کشش فیبرهای عضلانی بطن در پایان دوره دیاستول که با حجم پایان دیاستولی بطن تعیین می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است اگر تصور شود افزایش کمپلیانس عروقی فشار پرشدگی را افزایش می‌دهد؛ بلکه کمپلیانس بیشتر رگ‌ها به معنی گشاد شدن و کاهش فشار متوسط پرشدگی سیستمیک است.
  • برخی گمان می‌کنند مهار سمپاتیک عروق وریدی پیش‌بار قلب را افزایش می‌دهد، در حالی که مهار سمپاتیک با اتساع وریدها و تجمع خون در آن‌ها بازگشت وریدی و پیش‌بار را کاهش می‌دهد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • فشار متوسط پرشدگی سیستمیک با حجم خون رابطه مستقیم و با کمپلیانس عروقی رابطه معکوس دارد.
  • تزریق خون با افزایش حجم مستقیم خون سبب بالا رفتن فشار متوسط پرشدگی سیستمیک می‌شود.
  • تحریک سمپاتیک از طریق کاهش کمپلیانس وریدی و انقباض عروق، این فشار پرشدگی را افزایش می‌دهد.
  • مهار سمپاتیک وریدهای محیطی با متسع کردن وریدها و تجمع خون، بازگشت وریدی و پیش‌بار قلب را کم می‌کند.
  • علاوه بر حجم خون و تحریک سمپاتیک، بیماری نارسایی احتقانی قلب نیز فشار متوسط پرشدگی سیستمیک را بالا می‌برد.

نکتهٔ تکمیلی

در پزشکی بالینی، تنظیم دقیق فشار پرشدگی سیستمیک در شرایط بحرانی مانند خونریزی‌های شدید نجات‌بخش است. هنگامی که فرد دچار خونریزی می‌شود و حجم خون کاهش می‌یابد، بدن با فعال‌سازی شدید سیستم سمپاتیک و کاهش کمپلیانس وریدها، تلاش می‌کند فشار پرشدگی را بالا نگه دارد تا بازگشت خون به قلب حفظ شود. در این شرایط تزریق سریع خون یا مایعات وریدی، حجم خون را جبران کرده و با بازگرداندن فشار پرشدگی سیستمیک به محدوده طبیعی، مانع از افت شدید برون‌ده قلبی و مرگ بیمار می‌شود.

پاسخ‌های همودینامیک در طی ورزش

تنظیم جریان خون و برون‌ده قلبی در طی فعالیت ورزشی شدید

در حین ورزش شدید، بدن با چالش‌های همودینامیک بزرگی مواجه می‌شود و نیازمند هماهنگی دقیق بین سیستم اعصاب اتونوم و مکانیسم‌های کنترل موضعی است تا اکسیژن و مواد مغذی کافی به عضلات فعال تحویل داده شود. تحریک سیستم سمپاتیک و تجمع متابولیت‌های موضعی دو نیروی اصلی هدایت‌کننده این تغییرات هستند.

یکی از مهم‌ترین تغییرات فیزیولوژیک در طی ورزش، افزایش چشمگیر جریان خون عضلات اسکلتی فعال است. این افزایش جریان خون اساساً ناشی از تجمع متابولیت‌های موضعی مؤثر بر عروق (مانند کاهش غلظت اکسیژن و آزاد شدن آدنوزین) است که باعث اتساع قدرتمند آرتریول‌های عضلانی می‌شود. اتساع وسیع آرتریول‌های عضلات اسکلتی فعال منجر به کاهش مقاومت کل محیطی (TPR) شده که این خود تسهیل‌کننده بازگشت وریدی و عامل مهمی در افزایش برون‌ده قلبی است. برخلاف تصور رایج، تحریک سمپاتیک عروق خونی عضلات مسئول این اتساع نیست؛ بلکه سمپاتیک تمایل به انقباض عروق دارد، اما متابولیت‌های موضعی بر این اثر غلبه می‌کنند.

افزایش جریان خون عضلات اسکلتی در ورزش شدید به دلیل تجمع متابولیت‌های موضعی و کاهش اکسیژن است، نه تحریک سمپاتیک عروق عضلانی.

سیستم سمپاتیک در حین ورزش شدید به شدت فعال می‌شود و با انقباض آرتریول‌های بخش‌های غیرضروری گردش خون محیطی (مانند کلیه‌ها، پوست و روده) جریان خون آن‌ها را کاهش می‌دهد تا خون به سمت اندام‌های حیاتی هدایت شود. با این حال، عروق عضلات فعال، مغز و قلب به دلیل فقدان اعصاب وازوکانستریکتور کافی تحت این انقباض قرار نمی‌گیرند. به ویژه مغز به دلیل اهمیت پردازش حرکتی و فقدان عصب‌گیری سمپاتیک وازوکانستریکتور، بر خلاف کلیه‌ها و روده دچار کاهش جریان خون نمی‌شود. علاوه بر این، فعال شدن سیستم سمپاتیک موجب انقباض وریدهای ظرفیتی شده که فشار متوسط پرشدگی سیستمیک و بازگشت وریدی را بالا می‌برد و در نهایت برون‌ده قلبی را به شدت افزایش می‌دهد.

تحریک سمپاتیک همچنین به طور مستقیم بر قلب اثر گذاشته و با افزایش ضربان قلب و قدرت انقباضی میوکارد، باعث تخلیه مؤثرتر بطن‌ها می‌شود. این افزایش قدرت انقباضی منجر به کاهش حجم پایان سیستولی (حجم خون باقی‌مانده در بطن پس از انقباض) می‌گردد. همچنین تحریک سمپاتیک با افزایش فشار پرشدگی به جای کاهش آن، برون‌ده قلبی را تقویت می‌کند تا نیازهای متابولیک بدن در طی فعالیت شدید برآورده شود.

بافت یا اندامجریان خون در ورزشمکانیسم تنظیم
عضلات فعالافزایشمتابولیت موضعی
مغز و قلبحفظفقدان سمپاتیک
کلیه و رودهکاهشانقباض سمپاتیک

واژگان کلیدی

مقاومت کل محیطی (TPR)
مجموع مقاومت‌های تمام عروق سیستمیک در برابر جریان خون که کاهش آن در طی ورزش به افزایش برون‌ده قلبی کمک می‌کند.
حجم پایان سیستولی
حجم خونی که پس از انقباض کامل بطن و پایان مرحله سیستول در بطن باقی می‌ماند.
وریدهای ظرفیتی
وریدهای بزرگ گردش خون که بخش اعظم حجم خون را در خود جای داده و با انقباض سمپاتیک، فشار پرشدگی را افزایش می‌دهند.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه رایج این است که افزایش جریان خون عضلات در ورزش شدید را به تحریک سمپاتیک عروق عضلانی نسبت می‌دهند، در حالی که این پدیده به دلیل تجمع متابولیت‌های موضعی (نظیر کاهش اکسیژن و آدنوزین) رخ می‌دهد.
  • برخی دانش‌جویان فکر می‌کنند سمپاتیک عروق تمامی اندام‌ها را منقبض می‌کند، اما عروق مغز، قلب و عضلات فعال در ورزش منقبض نمی‌شوند.
  • این تصور غلط وجود دارد که تحریک سمپاتیک حجم پایان سیستولی را افزایش می‌دهد، در حالی که به دلیل افزایش قدرت انقباضی، بطن بیشتر تخلیه شده و این حجم کاهش می‌یابد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • جریان خون عضلات اسکلتی در حین ورزش شدید از طریق عوامل متابولیک موضعی و کاهش اکسیژن افزایش می‌یابد.
  • سیستم سمپاتیک عروق کلیه، روده و پوست را منقبض می‌کند اما جریان خون مغز و قلب به دلیل فقدان اعصاب وازوکانستریکتور کافی حفظ می‌شود.
  • انقباض وریدهای ظرفیتی توسط سمپاتیک، فشار پرشدگی سیستمیک و بازگشت وریدی را بالا می‌برد.
  • اتساع آرتریول‌های عضلات فعال مقاومت کل محیطی را کاهش داده و برون‌ده قلبی را تقویت می‌کند.
  • تحریک سمپاتیک با تقویت انقباض قلب، حجم پایان سیستولی را کاهش داده و بطن‌ها را مؤثرتر تخلیه می‌کند.

نکتهٔ تکمیلی

یک پدیده جالب فیزیولوژیک در دوندگان ماراتن، تعادل بی‌نظیر بین انقباض عروقی عمومی و اتساع عروقی موضعی است. عضلات پا در حین دویدن بیش از ۲۰ برابر زمان استراحت به خون‌رسانی نیاز دارند. بدن شریان‌های کلیوی و گوارشی را به شدت تنگ می‌کند تا خون را به پاها پمپ کند، اما اگر مکانیسم غلبه متابولیت‌های موضعی بر انقباض سمپاتیک وجود نداشت، عضلات دچار ایسکمی شدید می‌شدند. این هماهنگی اجازه می‌دهد تا قلب برون‌ده خود را از ۵ لیتر در دقیقه به بیش از ۳۰ لیتر در دقیقه در ورزشکاران حرفه‌ای برساند.

تنظیم جریان خون عروق کرونر

مکانیزم‌های کنترل و پویایی جریان خون کرونر در چرخه قلبی

جریان خون عروق کرونر که وظیفه خون‌رسانی به میوکارد (عضله قلب) را بر عهده دارد، الگوی بسیار منحصر‌به‌فردی را دنبال می‌کند. بر خلاف سایر بافت‌های بدن، خون‌رسانی به عضله بطن‌ها توسط شریان‌های کرونری عمدتاً در مرحله دیاستول (استراحت بطن‌ها) انجام می‌شود. در طی مرحله سیستول (انقباض بطن‌ها)، فیبرهای عضلانی منقبض‌شده میوکارد، رگ‌های خونی درون خود را به شدت تحت فشار قرار می‌دهند. این فشرده‌سازی فیزیکی باعث می‌شود جریان خون کرونر بطنی در زمان سیستول بطنی به کمترین حد خود برسد. این اثر فشاری در لایه‌های مختلف دیواره قلب یکسان نیست؛ انقباض سلول‌های میوکارد فشار بسیار بیشتری بر عروق اندوکارد (لایه داخلی) نسبت به اپی‌کارد (لایه خارجی) وارد می‌کند. در نتیجه، در طی سیستول بطنی خون کمتری از اپی‌کارد به اندوکارد می‌رسد و جریان خون در عروق اپی‌کاردی بیشتر از عروق اندوکاردی خواهد بود.

شریان‌های کرونری عمدتاً در مرحله دیاستول به بطن‌ها خون‌رسانی می‌کنند؛ زیرا در سیستول، انقباض عضلانی رگ‌های کرونر را فشرده و جریان را به شدت کاهش می‌دهد.

علاوه بر نیروهای فیزیکی، سیستم اعصاب اتونوم و عوامل متابولیک موضعی نیز بر جریان خون کرونر تأثیر می‌گذارند. اثرات مستقیم و غیرمستقیم تحریک اعصاب اتونوم بر جریان خون عروق کرونر اغلب مخالف و متضاد یکدیگرند. تحریک مستقیم اعصاب سمپاتیک به دلیل عملکرد واسطه‌های عصبی و گیرنده‌های روی عروق کرونر، سبب انقباض و تنگی آن‌ها می‌شود. با این حال، اثر غیرمستقیم تحریک سمپاتیک کاملاً متفاوت است؛ تحریک سمپاتیک با افزایش ضربان قلب و قدرت انقباضی، متابولیسم میوکارد و نیاز آن به اکسیژن را به شدت افزایش می‌دهد. این افزایش متابولیسم ظرف چند ثانیه باعث آزاد شدن عوامل متابولیک موضعی گشادکننده عروق می‌شود که بر اثر انقباضی مستقیم سمپاتیک غلبه کرده و عروق کرونر را متسع می‌سازند.

عوامل متابولیک موضعی، به ویژه نیاز به اکسیژن و ترشح آدنوزین از بافت میوکارد، نقش اصلی و غالب را در تنظیم جریان خون کرونر ایفا می‌کنند و اثرات مستقیم عصبی سمپاتیک را خنثی می‌سازند. به عنوان مثال، در حین ورزش شدید، با وجود فعال شدن شدید سیستم سمپاتیک و انقباض قوی قلب که عروق را فشرده می‌سازد، آزاد شدن آدنوزین عروق کرونر را متسع نگه داشته و تأمین اکسیژن میوکارد را تضمین می‌کند. بنابراین، اتساع عروق کرونری در ورزش ناشی از مهار سمپاتیک نیست، بلکه به دلیل غلبه کامل عوامل متابولیک موضعی بر تحریک سمپاتیک است.

اثر سمپاتیکگیرنده یا واسطهتأثیر عروقی
مستقیمعصبیتنگی
غیرمستقیممتابولیکاتساع

واژگان کلیدی

آدنوزین
متابولیت گشادکننده قوی عروق که در پاسخ به کمبود اکسیژن از سلول‌های میوکارد ترشح شده و جریان خون کرونر را افزایش می‌دهد.
عروق اپی‌کاردی
شریان‌های کرونری سطحی قلب که در حین سیستول بطنی کمتر فشرده شده و جریان خون بیشتری نسبت به عروق اندوکاردی دارند.
عروق اندوکاردی
شریان‌های کرونری عمقی در لایه‌های داخلی دیواره بطن که تحت فشار شدید ناشی از انقباض سیستولی قرار می‌گیرند.

اشتباه‌های رایج

  • این پندار غلط وجود دارد که جریان خون کرونر بطنی در سیستول بیشتر است، در حالی که خون‌رسانی عمدتاً در دیاستول انجام می‌شود و در سیستول به کمترین حد خود می‌رسد.
  • برخی فرض می‌کنند اثر مستقیم و غیرمستقیم سمپاتیک بر عروق کرونر یکسان است؛ در حالی که اثر مستقیم تنگی عروق و اثر غیرمستقیم (متابولیک) اتساع عروق است.
  • اشتباه است اگر بگوییم اتساع عروق کرونری در زمان ورزش به دلیل مهار سمپاتیک است؛ سیستم سمپاتیک در ورزش تحریک می‌شود اما عوامل متابولیک موضعی بر آن غلبه می‌کنند.
  • برخی تصور می‌کنند جریان خون اپی‌کارد و اندوکارد در سیستول برابر است، در حالی که فشار بیشتر بر اندوکارد باعث می‌شود جریان عروق اپی‌کاردی بیشتر باشد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • جریان خون کرونر بطنی به علت فشردگی عضلانی در سیستول کمترین مقدار را دارد و عمدتاً در دیاستول برقرار است.
  • عروق اندوکاردی در طی سیستول فشار بیشتری نسبت به عروق اپی‌کاردی تحمل می‌کنند که منجر به کاهش نسبی جریان خون در اندوکارد می‌شود.
  • اثر مستقیم تحریک سمپاتیک تنگ‌کننده عروق کرونر است، اما اثر غیرمستقیم آن از طریق افزایش متابولیسم میوکارد سبب اتساع کرونر می‌شود.
  • عوامل متابولیک موضعی نظیر آدنوزین، کنترل‌کننده اصلی جریان خون کرونر هستند و بر اثرات انقباضی سمپاتیک غلبه می‌کنند.
  • در حین ورزش شدید، ترشح آدنوزین به اتساع عروق کرونر و حفظ خون‌رسانی و اکسیژن‌رسانی به میوکارد کمک شایانی می‌کند.

نکتهٔ تکمیلی

یک واقعیت بالینی جالب در مورد عروق اندوکارد این است که به دلیل فشرده‌شدن شدید در مرحله سیستول، این لایه از بطن چپ حساس‌ترین بخش قلب به سکته‌های قلبی (انفارکتوس میوکارد) است. در بیمارانی که دچار تنگی شریان کرونر هستند، خون‌رسانی به اندوکارد در دیاستول کوتاه شده (مانند زمان تپش قلب بالا در ورزش) به شدت مختل می‌شود. به همین دلیل است که تغییرات نوار قلب مربوط به کم‌خونی قلبی ابتدا در لایه‌های ساب‌اندوکاردی ظاهر می‌شوند. بدن ما همواره در تلاش است تا با موازنه جریان اپی‌کارد و اندوکارد، از این بافت حساس محافظت کند.

منشأ و چرخه صداهای قلب

چرخه مکانیکی قلب و منشأ صداهای قلبی

چرخه قلبی شامل یک سری وقایع الکتریکی و مکانیکی متوالی است که منجر به پمپاژ موثر خون در سراسر بدن می‌شود. یکی از ملموس‌ترین نشانه‌های کارکرد مکانیکی قلب، صداهایی است که در اثر بسته شدن دریچه‌ها و ارتعاشات خونی حاصل از آن ایجاد می‌شوند و با گوشی پزشکی معمولی به راحتی قابل استماع هستند. در یک چرخه طبیعی و در شرایط مختلف فیزیولوژیک و پاتولوژیک، تا چهار صدای مجزا برای قلب توصیف می‌شود که هر کدام نشان‌دهنده رخداد خاصی در چرخه مکانیکی قلب می‌باشند.

اولین صدای قلب که به نام صدای اول یا S۱ شناخته می‌شود، هنگامی ایجاد می‌شود که بطن‌ها شروع به انقباض می‌کنند (شروع سیستول). با افزایش فشار درون بطن‌ها، خون به سمت دهلیزها رانده شده و موجب بسته شدن ناگهانی دریچه‌های دهلیزی-بطنی (میترال و سه لتی) می‌گردد. ارتعاش دیواره بطن‌ها و دریچه‌های بسته‌شده، صدای نسبتاً بم، قوی و طولانی اول را ایجاد می‌کند. صدای دوم قلب یا S۲ بلافاصله پس از پایان انقباض بطن‌ها رخ می‌دهد. در انتهای سیستول، فشار بطن‌ها به شدت افت کرده و خون درون شریان‌های بزرگ آئورت و ریوی تلاش می‌کند به عقب بازگردد که این جریان معکوس سبب بسته شدن محکم دریچه‌های نیمه هلالی (آئورتی و ریوی) می‌شود. بنابراین، صدای دوم ناشی از بسته شدن دریچه‌های نیمه هلالی است و در زمان استراحت دهلیزها یا با باز شدن دریچه‌ها ایجاد نمی‌شود.

اولین صدای قلب ناشی از بسته شدن دریچه‌های دهلیزی-بطنی در شروع سیستول و صدای دوم ناشی از بسته شدن دریچه‌های نیمه هلالی در پایان سیستول است.

علاوه بر دو صدای اصلی، در شرایط فیزیولوژیک خاص مانند کودکان و ورزشکاران، و یا در شرایط پاتولوژیک، می‌توان صداهای سوم و چهارم را نیز ثبت کرد. صدای سوم قلب یا S۳ صدایی بسیار ضعیف و غرش‌مانند است. این صدا در شروع ثلث میانی دیاستول پدید می‌آید و علت آن ورود ناگهانی، سریع و پرفشار جریان خون از دهلیزها به درون بطن‌های در حال استراحت است که موجب ارتعاش دیواره‌های بطنی شل می‌شود. از سوی دیگر، صدای چهارم قلب یا S۴ در انتهای دیاستول و همزمان با انقباض دهلیزها شنیده می‌شود. انقباض دهلیزها خون باقیمانده را به سختی وارد بطنی می‌کند که تقریباً پر شده است، و ارتعاشات ناشی از این انقباض فعال، صدای چهارم را پدید می‌آورد. بنابراین، صدای چهارم برخلاف تصور اشتباه، ارتباطی با شروع دیاستول یا باز شدن دریچه‌های نیمه هلالی ندارد.

صدای قلبزمان چرخهعامل ایجاد
اول (S۱)شروع سیستولبسته‌شدن دهلیزی-بطنی
دوم (S۲)پایان سیستولبسته‌شدن نیمه‌هلالی
سوم (S۳)میانه دیاستولورود سریع خون
چهارم (S۴)پایان دیاستولانقباض دهلیز

واژگان کلیدی

دریچه‌های دهلیزی-بطنی
دریچه‌های میترال و سه لتی که بین دهلیزها و بطن‌ها قرار دارند و بسته شدن آن‌ها صدای اول قلب را ایجاد می‌کند.
دریچه‌های نیمه هلالی
دریچه‌های آئورتی و ریوی که در مخرج بطن‌ها قرار دارند و بسته شدن آن‌ها صدای دوم قلب را پدید می‌آورد.
دیاستول بطنی
مرحله استراحت بطن‌ها که طی آن بطن‌ها از خون پر می‌شوند و صداهای سوم و چهارم در مراحل مختلف آن ایجاد می‌گردند.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است اگر فکر کنیم صدای دوم قلب به علت باز شدن دریچه‌های نیمه هلالی ایجاد می‌شود؛ بلکه بسته شدن این دریچه‌ها علت اصلی صدای دوم است.
  • برخی گمان می‌کنند صدای سوم در ابتدای سیستول شنیده می‌شود، در حالی که این صدای ضعیف در ثلث میانی دیاستول به دلیل ورود سریع خون رخ می‌دهد.
  • بسیاری به غلط فکر می‌کنند صدای چهارم قلب در شروع دیاستول همزمان با باز شدن دریچه‌های نیمه هلالی ایجاد می‌شود، اما این صدا در انتهای دیاستول و همزمان با انقباض دهلیزها پدید می‌آید.

جمع‌بندی این مفهوم

  • اولین صدای قلب در آغاز انقباض بطنی (سیستول) و در پی بسته شدن دریچه‌های دهلیزی-بطنی شنیده می‌شود.
  • صدای دوم قلب پس از اتمام سیستول بطنی و به دلیل بسته شدن دریچه‌های نیمه هلالی آئورتی و ریوی ایجاد می‌گردد.
  • صدای سوم قلب به عنوان یک صدای ضعیف غرش‌مانند در ثلث میانی دیاستول به دنبال ورود سریع خون به بطن رخ می‌دهد.
  • صدای چهارم قلب در انتهای دوره دیاستول و همزمان با انقباض دهلیزها به گوش می‌رسد.
  • هر یک از صداهای قلبی بازتاب‌دهنده وقایع مکانیکی مشخصی در چرخه انقباض و استراحت دریچه‌ها و حفرات قلب هستند.

نکتهٔ تکمیلی

در بالین، شنیده شدن صدای سوم یا چهارم قلب می‌تواند نشان‌دهنده بیماری‌های جدی باشد. صدای سوم (S۳) در افراد جوان و باردار ممکن است طبیعی باشد، اما در افراد بالای ۴۰ سال معمولاً نشانه نارسایی احتقانی قلب است. صدای چهارم (S۴) تقریباً همیشه غیرطبیعی است و نشان‌دهنده کاهش انعطاف‌پذیری بطن‌ها به دلیل پرفشاری خون یا تنگی دریچه آئورت است. پزشکان با استفاده از این صداها می‌توانند بدون نیاز به تجهیزات پیشرفته، اطلاعات اولیه بسیار ارزشمندی از وضعیت سلامت قلب بیمار به دست آورند.

فیزیوپاتولوژی بیماری‌های دریچه‌ای قلب

مکانیزم‌های همودینامیک در تنگی و نارسایی دریچه‌های آئورت و میترال

بیماری‌های دریچه‌ای قلب از جمله تنگی (Stenosis) و نارسایی (Regurgitation) عملکرد مکانیکی قلب را مختل کرده و عواقب همودینامیک شدیدی به همراه دارند. دریچه‌های میترال و آئورت در سمت چپ قلب به دلیل فشارهای بالاتر، بیشتر در معرض آسیب قرار دارند و تغییرات خاصی در حجم‌ها و فشارهای درون حفرات و عروق ایجاد می‌کنند.

در تنگی دریچه میترال، عبور خون از دهلیز چپ به بطن چپ با مقاومت شدید روبرو می‌شود. این امر موجب می‌شود حجم خون ورودی به بطن چپ کاهش یابد و در نتیجه پیش‌بار (preload) بطن کاهش می‌یابد. انسداد در مسیر جریان خون باعث تجمع خون در دهلیز چپ و افزایش شدید فشار دهلیز چپ می‌گردد. افزایش فشار دهلیز چپ به ریه‌ها پس زده و با افزایش فشار در وریدها و مویرگ‌های ریوی، منجر به خروج مایع به بافت ریه و بروز ادم ریوی می‌شود. ادم ریوی مستقیماً ناشی از افزایش فشار دهلیز چپ است و هرگونه ادعا مبنی بر ارتباط آن با کاهش فشار دهلیزها از نظر فیزیولوژیک نادرست است.

تنگی دریچه میترال با افزایش فشار دهلیز چپ و ریختن مجدد خون به ریه‌ها موجب ادم ریوی می‌شود، در حالی که پیش‌بار بطن چپ را کاهش می‌دهد.

در مقابل، نارسایی دریچه آئورت به دلیل عدم توانایی در بسته شدن کامل دریچه آئورتی رخ می‌دهد. در این حالت، در مرحله دیاستول، خون پمپ‌شده به آئورت مجدداً به درون بطن چپ پس می‌زند. این بازگشت خون موجب می‌شود حجم خون بطن چپ در پایان دیاستول افزایش یافته و در نتیجه حجم پایان دیاستولی و پیش‌بار (preload) بطن چپ به شدت افزایش یابد. از سوی دیگر، در بیماری تنگی دریچه آئورت، مانعی در برابر خروج خون از بطن به آئورت وجود دارد. برای غلبه بر این مانع و تخلیه بطن، بطن چپ باید انقباضات بسیار شدیدی انجام دهد. این انقباضات شدید سبب می‌شود فشار بطن چپ به شدت افزایش یافته و گاهی تا حدود ۳۰۰ میلی‌متر جیوه (mmHg) بالا برود، در حالی که فشار شریانی آئورت در محدوده طبیعی باقی می‌ماند. به دلیل انسداد و تخلیه ناکافی، حجم ضربه‌ای و فشار نبضی کاهش یافته و در نتیجه جریان خون کرونری نیز کم می‌شود که می‌تواند به ایسکمی میوکارد منجر شود.

بیماری دریچه‌ایپیش‌بار بطن چپفشار دهلیز چپفشار سیستولی بطن
تنگی میترالکاهشافزایشطبیعی یا کاهش
نارسایی آئورتافزایشطبیعیطبیعی یا افزایش
تنگی آئورتطبیعیطبیعیافزایش شدید

واژگان کلیدی

تنگی دریچه میترال
انسداد دریچه میانی دهلیز و بطن چپ که مانع ورود خون به بطن چپ شده و فشار دهلیز چپ را بالا می‌برد.
نارسایی دریچه آئورت
عدم بسته شدن کامل دریچه آئورت در دیاستول که باعث برگشت خون به بطن چپ و افزایش پیش‌بار بطن می‌شود.
تنگی دریچه آئورت
انسداد در خروجی بطن چپ به شریان آئورت که بار کاری بطن را به شدت افزایش داده و جریان خون را محدود می‌کند.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است اگر گمان شود تنگی دریچه میترال پیش‌بار بطن را افزایش می‌دهد؛ به دلیل انسداد مسیر، پیش‌بار بطن چپ کاهش می‌یابد.
  • برخی فکر می‌کنند ادم ریوی با کاهش فشار دهلیزها ایجاد می‌شود، در حالی که این عارضه مستقیم به دلیل افزایش فشار دهلیز چپ اتفاق می‌افتد.
  • تصور نادرست دیگر این است که در تنگی دریچه آئورت، فشار بطن چپ و فشار آئورت به یک اندازه افزایش می‌یابند؛ اما فشار بطن تا ۳۰۰ میلی‌متر جیوه بالا می‌رود در حالی که فشار آئورت طبیعی است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • تنگی دریچه میترال با ایجاد مقاومت، حجم خون ورودی به بطن چپ و پیش‌بار قلب را کاهش می‌دهد.
  • افزایش فشار دهلیز چپ در اثر تنگی میترال و پس‌زدگی خون به مویرگ‌های ریوی، علت مستقیم ادم ریوی است.
  • نارسایی دریچه آئورت با پس زدن خون به بطن چپ در دیاستول، حجم پایان دیاستولی و پیش‌بار بطن را زیاد می‌کند.
  • تنگی دریچه آئورت حجم ضربه‌ای و فشار نبضی را کاهش داده و جریان خون کرونری را محدود می‌کند.
  • در تنگی آئورت، فشار بطن چپ برای تخلیه خون ممکن است تا ۳۰۰ میلی‌متر جیوه افزایش یابد در حالی که فشار آئورت طبیعی می‌ماند.

نکتهٔ تکمیلی

یکی از پدیده‌های شگفت‌انگیز بالینی در تنگی دریچه آئورت، هیپرتروفی شدید بطن چپ است. از آنجا که بطن چپ مجبور است برای غلبه بر انسداد دریچه، فشاری تا حدود ۳۰۰ میلی‌متر جیوه تولید کند، عضلات بطن چپ مانند عضلات یک ورزشکار پرورش اندام ضخیم می‌شوند. با این حال، این ضخیم‌شدن دیواره با افزایش نیاز شدید میوکارد به اکسیژن همراه است، در حالی که تنگی دریچه همزمان جریان خون کرونری را کاهش می‌دهد. این موازنه منفی توجیه‌کننده درد قفسه سینه (آنژین) در این بیماران حتی بدون وجود بیماری شریان کرونری است.

اختلال عملکرد عضلات پاپیلاری قلب

پیامدهای همودینامیک اختلال عملکرد عضلات پاپیلاری

عضلات پاپیلاری (Papillary Muscles) زواید عضلانی مخروطی‌شکل برجسته در دیواره داخلی بطن‌ها هستند که از طریق طناب‌های وتری محکم به لتهای دریچه‌های دهلیزی-بطنی (میترال و سه لتی) متصل می‌شوند. نقش اصلی و حیاتی این عضلات، انقباض همزمان با بطن‌ها جهت سفت نگه داشتن طناب‌های وتری و جلوگیری از واژگون شدن یا پس‌زدن لبه دریچه‌ها به درون دهلیزها در طی مرحله سیستول (انقباض بطنی) است. هرگونه آسیب ساختاری یا ایسکمیک به این عضلات، تعادل همودینامیک و جهت‌دهی جریان خون در قلب را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد.

در صورت بروز اختلال در عملکرد عضلات پاپیلاری، دریچه‌های دهلیزی-بطنی دیگر قادر به مقاومت در برابر فشار بالا نبوده و بسته شدن کامل آن‌ها مختل می‌شود. در نتیجه، در طی سیستول بطنی، مقداری از خون بطنی به داخل دهلیزها و سیاهرگ‌های متصل به آن‌ها پس می‌زند (رگورژیتاسیون). این پس‌زدگی خون به سمت دهلیزها و سیاهرگ‌ها باعث افزایش ناگهانی فشار درون دهلیزها شده و موجب پر شدن سریع‌تر و با سرعت بیشتر دهلیز در مرحله دیاستول می‌گردد. این پدیده به طور ثانویه منجر به افزایش بازگشت وریدی به درون دهلیزها می‌گردد. بنابراین، برخلاف تصور اولیه، اختلال عضلات پاپیلاری بازگشت وریدی به دهلیزها را افزایش می‌دهد.

اختلال عملکرد عضلات پاپیلاری با پس‌زدن خون به دهلیزها در سیستول، بازگشت وریدی را افزایش اما حجم ضربه‌ای مفید و فشار آئورتی را کاهش می‌دهد.

با این حال، پس زدن خون به دهلیزها به قیمت کاهش کارایی کل سیستم پمپاژ قلبی تمام می‌شود. از آنجا که بخشی از حجم بطن به دهلیز بازمی‌گردد، خروجی مفید قلب به سمت سرخرگ آئورت کاهش می‌یابد. به همین دلیل، اختلال عضلات پاپیلاری برخلاف تخلیه بهینه بطن، فشار آئورتی و حجم ضربه‌ای مفید قلب را به شدت کاهش می‌دهد. علاوه بر این، به دلیل نقص در تخلیه شریانی بطن‌ها در اختلال عملکرد عضلات پاپیلاری، بطن قادر به تخلیه کامل خود از طریق آئورت نیست؛ بنابراین حجم پایان سیستولی بطن‌ها (حجم باقی‌مانده پس از انقباض) کاهش نمی‌یابد، بلکه بدون تغییر باقی مانده یا حتی مقداری افزایش می‌یابد. این اختلال به وضوح نشان می‌دهد که چگونه آسیب به یک بخش کوچک می‌تواند کل دینامیک گردش خون را با مشکل مواجه کند.

به عنوان مثال، در بیمارانی که دچار انفارکتوس قلبی در عضلات پاپیلاری می‌شوند، شل شدن ناگهانی دریچه میترال منجر به نارسایی حاد میترال، افت شدید فشار آئورتی و بروز علایم احتقان ریوی می‌گردد.

واژگان کلیدی

عضلات پاپیلاری
عضلاتی در دیواره بطن‌ها که با طناب‌های وتری به دریچه‌های دهلیزی-بطنی متصل بوده و مانع از باز شدن معکوس آن‌ها به دهلیزها در سیستول می‌شوند.
پس‌زدگی دریچه‌ای
جریان معکوس و غیرطبیعی خون از بطن به دهلیز در اثر عدم بسته شدن کامل دریچه‌های قلبی در طی انقباض بطن.
حجم ضربه‌ای مفید
حجم خونی که در هر ضربه از بطن چپ به درون شریان آئورت پمپ می‌شود و به گردش خون عمومی می‌رسد.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است اگر فرض کنیم اختلال عضلات پاپیلاری بازگشت وریدی را کاهش می‌دهد؛ بلکه پس‌زدن خون سبب پر شدن سریع‌تر دهلیز و افزایش بازگشت وریدی می‌شود.
  • برخی گمان می‌کنند این اختلال با تخلیه بهتر بطن، فشار آئورتی را بالا می‌برد، در حالی که خروجی مفید قلب و فشار آئورتی هر دو کاهش می‌یابند.
  • این پندار غلط وجود دارد که حجم پایان سیستولی بطن در این بیماری کاهش می‌یابد؛ به دلیل نقص در پمپاژ به آئورت، این حجم بدون تغییر مانده یا افزایش می‌یابد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • عضلات پاپیلاری مانع از پس‌زدن لتهای دریچه‌های دهلیزی-بطنی به درون دهلیزها در طی انقباض بطن می‌شوند.
  • اختلال عملکرد این عضلات سبب پس زدن خون به دهلیزها و سیاهرگ‌ها و در نتیجه افزایش سرعت پر شدن دهلیزها و بازگشت وریدی می‌شود.
  • پس‌زدگی جریان خون به دهلیزها سبب افت حجم ضربه‌ای مفید و کاهش فشار شریانی آئورت می‌گردد.
  • در اختلال عملکرد عضلات پاپیلاری، حجم پایان سیستولی بطن‌ها به علت تخلیه ناکافی در شریان‌ها کاهش نمی‌یابد و ثابت یا افزایش‌یافته می‌ماند.
  • این عارضه پمپ مفیدی را که باید خون را به گردش خون سیستمیک بفرستد، دچار اختلال شدید در جهت‌دهی جریان می‌کند.

نکتهٔ تکمیلی

در جراحی‌های قلب باز، حفظ سلامت و بازسازی عضلات پاپیلاری اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد. اگر در طی جراحی تعویض یا ترمیم دریچه میترال، عضلات پاپیلاری به درستی تراز نشوند، بیمار ممکن است پس از عمل دچار نارسایی شدید دریچه و نارسایی قلبی حاد شود. امروزه جراحان تلاش می‌کنند با استفاده از تکنیک‌های نوین، طول طناب‌های وتری متصل به عضلات پاپیلاری را با دقت میلی‌متری تنظیم کنند تا از عملکرد طبیعی بسته شدن دریچه اطمینان حاصل نمایند.

شوک گردش خون و پاسخ‌های جبرانی

فیزیولوژی انواع شوک گردش خون و پاسخ‌های جبرانی

شوک گردش خون (Circulatory Shock) به معنای نارسایی حاد و عمومی سیستم قلبی عروقی در تامین جریان خون کافی برای بافت‌های سراسر بدن است، به طوری که اکسیژن‌رسانی و انتقال مواد مغذی به سلول‌ها به طور جدی مختل می‌شود. شوک می‌تواند علل پاتوفیزیولوژیک متفاوتی داشته باشد و بر اساس علت زمینه‌ای به انواع گوناگونی تقسیم می‌گردد، که هر کدام الگوها و ویژگی‌های همودینامیک خاص خود را در بالین نشان می‌دهند.

شوک هموراژیک (Hemorrhagic Shock) شایع‌ترین نوع شوک حجمی است که به دلیل از دست رفتن ناگهانی حجم زیادی از خون یا مایعات بدن رخ می‌دهد. در پاسخ به این افت شدید حجم و فشار خون، مکانیسم‌های جبرانی رفلکسی و هورمونی متعددی به سرعت فعال می‌شوند تا فشار خون را در محدوده حیاتی حفظ کنند. پاسخ‌های رفلکسی بدن شامل افزایش ضربان قلب، انقباض عروق شریانی اندام‌های غیرحیاتی (مانند کاهش شدید جریان خون دستگاه گوارش) است تا جریان خون به سمت اعضای حیاتی مانند مغز و قلب هدایت شود. در سطح هورمونی، ترشح رنین از کلیه‌ها و وازوپرسین (ADH) از هیپوفیز پسین به شدت افزایش می‌یابد (نه کاهش) تا بازجذب آب و نمک در لوله‌های کلیوی و انقباض شدید عروقی را تحریک کنند. مکانیسم‌های جبرانی کلیوی نیز با افزایش احتباس آب و نمک توسط کلیه‌ها، مانع دفع بیشتر مایعات شده و به بازسازی حجم خون کمک شایانی می‌کنند.

در شوک هموراژیک، ترشح هورمون‌های رنین و وازوپرسین (ADH) افزایش می‌یابد تا با احتباس آب و نمک توسط کلیه‌ها و انقباض عروق، حجم و فشار خون جبران شوند.

سایر انواع شوک مکانیسم‌های متمایزی دارند. شوک سپتیک (Septic Shock) ناشی از عفونت باکتریایی شدید خون است و برخلاف انواع دیگر شوک، با تب شدید، اتساع عروقی بسیار چشم‌گیر (نه انقباض) و برون‌ده قلبی بالا به علت افزایش متابولیسم بافتی مشخص می‌شود. شوک آنافیلاکتیک (Anaphylactic Shock) یک وضعیت آلرژیک حاد است که به دلیل رها شدن وسیع هیستامین رخ می‌دهد. این شوک با اتساع شدید وریدها و آرتریول‌ها و افزایش شدید نفوذپذیری مویرگ‌ها (نه کاهش آن) همراه است که منجر به فرار مایع به فضاهای بین‌بافتی و افت شدید فشار شریانی و برون‌ده قلبی می‌گردد. در نهایت، شوک نوروژنیک (Neurogenic Shock) به دلیل از دست رفتن ناگهانی تونوس وازوموتور (مثلاً در پی آسیب شدید نخاعی) پدید می‌آید. این از دست رفتن تونوس عروقی، موجب اتساع ناگهانی و شدید وریدها و افزایش شدید ظرفیت عروقی شده، به طوری که خون در عروق متسع جمع شده و بازگشت وریدی، برون‌ده قلبی و فشار شریانی به شدت سقوط می‌کنند.

نوع شوکتونوس عروقیبرون‌ده قلبیویژگی کلیدی
هموراژیکانقباضکاهش شدیدکاهش حجم خون
سپتیکاتساعافزایشتب شدید عفونی
آنافیلاکتیکاتساعکاهش شدیدنفوذپذیری مویرگی
نوروژنیکاتساعکاهش شدیدقطع وازوموتور

واژگان کلیدی

شوک هموراژیک
نوعی شوک گردش خون ناشی از کاهش شدید حجم خون به دلیل خونریزی شدید که با پاسخ‌های انقباض عروقی همراه است.
شوک سپتیک
شوک ناشی از عفونت باکتریایی در خون که با تب شدید، اتساع وسیع عروق و برون‌ده قلبی بالا مشخص می‌شود.
وازوپرسین (ADH)
هورمون ضد ادراری که در شرایط شوک ترشح آن افزایش یافته و به احتباس آب در کلیه‌ها و انقباض عروق کمک می‌کند.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است اگر گمان شود ترشح هورمون وازوپرسین (ADH) یا رنین در پاسخ به شوک کاهش می‌یابد؛ بلکه ترشح این هورمون‌ها برای جبران افت فشار و حجم خون افزایش پیدا می‌کند.
  • برخی به غلط تصور می‌کنند کلیه‌ها در هنگام شوک با دفع آب و نمک به تعادل حجم کمک می‌کنند، در حالی که برعکس احتباس آب و نمک رخ می‌دهد.
  • این باور اشتباه وجود دارد که شوک سپتیک با انقباض شدید عروق و برون‌ده قلبی پایین مشخص می‌شود، در صورتی که این شوک با اتساع شدید عروق و برون‌ده قلبی بالا همراه است.
  • اشتباه رایج دیگر فرض کاهش نفوذپذیری مویرگی در شوک آنافیلاکتیک است، در حالی که نفوذپذیری مویرگ‌ها به شدت افزایش می‌یابد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • شوک گردش خون ناشی از نارسایی سیستم قلبی عروقی در رساندن خون کافی به بافت‌ها است و انواع هموراژیک، سپتیک، آنافیلاکتیک و نوروژنیک دارد.
  • در شوک هموراژیک، مکانیسم‌های جبرانی با افزایش ترشح رنین و وازوپرسین و احتباس آب و نمک کلیوی سعی در حفظ فشار خون دارند.
  • شوک سپتیک ناشی از عفونت باکتریایی، با تب بالا، اتساع شدید عروق و برون‌ده قلبی بالا در سراسر بدن همراه است.
  • شوک آنافیلاکتیک به عنوان پاسخ آلرژیک با اتساع عروقی و افزایش نفوذپذیری مویرگی، فشار شریانی را به شدت کاهش می‌دهد.
  • شوک نوروژنیک به دلیل از دست رفتن ناگهانی تونوس وازوموتور، ظرفیت عروقی را افزایش داده و بازگشت وریدی و برون‌ده قلبی را کم می‌کند.

نکتهٔ تکمیلی

شوک سپتیک به دلیل ویژگی عجیب افزایش برون‌ده قلبی و گرم بودن پوست بیمار (ناشی از اتساع عروق محیطی)، اغلب در مراحل اولیه به عنوان «شوک گرم» شناخته می‌شود. این حالت کاملاً با شوک هموراژیک متفاوت است که در آن به دلیل انقباض شدید عروق پوست و کاهش شدید جریان خون سطحی، پوست بیمار سرد، مرطوب و رنگ‌پریده است. شناخت این تفاوت‌های بالینی به پزشکان کمک می‌کند تا در دقایق اولیه نوع شوک را تشخیص داده و درمان مناسب را بدون تاخیر آغاز کنند.

خلاصهٔ درس

قلب و رگ‌ها در بحران چه می‌کنند؟

Physiology · Cardiovascular System Dynamics

فشار پرشدگی سیستمیک

  • عامل اصلی بازگشت وریدی، فشار متوسط پرشدگی سیستمیک است.
  • رابطه حجم و فشار: افزایش حجم خون فشار پرشدگی را بالا می‌برد.
  • کمپلیانس عروقی: افزایش کمپلیانس سبب کاهش فشار پرشدگی می‌شود.
  • تحریک سمپاتیک: با انقباض وریدها فشار پرشدگی را افزایش می‌دهد.
  • مهار سمپاتیک: با اتساع وریدها پیش‌بار قلب را کاهش می‌دهد.
کمپلیانس (Compliance)
میزان انعطاف‌پذیری دیواره رگ در پاسخ به حجم

نکته: در خونریزی، فعال شدن سمپاتیک و کاهش کمپلیانس وریدها مانع افت شدید فشار پرشدگی می‌شود.

جریان خون عضلات و کرونر

  • متابولیت‌های موضعی: عامل اصلی افزایش جریان خون عضلات در ورزش هستند.
  • اتساع عروق عضلات فعال، مقاومت کل محیطی را در ورزش کاهش می‌دهد.
  • جریان خون عروق کرونر بطن‌ها عمدتاً در دیاستول برقرار می‌شود.
  • در سیستول، جریان خون عروق اندوکارد کمتر از عروق اپی‌کارد است.
  • اثر غیرمستقیم سمپاتیک بر کرونر به علت افزایش متابولیسم، اتساع است.
آدنوزین (Adenosine)
گشادکننده قوی عروق کرونر در کمبود اکسیژن

نکته: لایه اندوکارد بطن به دلیل فشردگی شدید در سیستول، حساس‌ترین بخش به سکته قلبی است.

چرخه و صداهای قلب

  • صدای اول (S۱): با بسته شدن دریچه‌های دهلیزی-بطنی در شروع سیستول رخ می‌دهد.
  • صدای دوم (S۲): به علت بسته شدن دریچه‌های نیمه‌هلالی در پایان سیستول است.
  • صدای سوم (S۳): در ثلث میانی دیاستول و به علت ورود سریع خون به بطن است.
  • صدای چهارم (S۴): در انتهای دیاستول و همزمان با انقباض دهلیزها است.
  • صداها ناشی از بسته شدن دریچه‌ها هستند، نه باز شدن آن‌ها.
دریچه میترال (Mitral valve)
دریچه بین دهلیز چپ و بطن چپ قلب

نکته: صدای سوم در افراد بالای ۴۰ سال و صدای چهارم در هر سنی معمولاً نشانه بیماری قلبی است.

بیماری‌های دریچه‌ای قلب

  • تنگی میترال: با افزایش فشار دهلیز چپ موجب ادم ریوی و کاهش پیش‌بار بطن می‌شود.
  • نارسایی آئورت: با بازگشت خون در دیاستول، پیش‌بار بطن را افزایش می‌دهد.
  • تنگی آئورت: فشار بطن را بالا برده و جریان کرونر را محدود می‌کند.
  • عضلات پاپیلاری: مانع واژگونی دریچه‌ها به دهلیز در طی سیستول می‌شوند.
  • نقص عضلات پاپیلاری: سبب کاهش شدید حجم ضربه‌ای مفید قلب می‌شود.
حجم ضربه‌ای (Stroke volume)
حجم خون پمپ‌شده به آئورت در هر انقباض

نکته: در تنگی دریچه آئورت، بطن چپ برای عبور خون باید فشاری تا ۳۰۰ میلی‌متر جیوه ایجاد کند.

شوک گردش خون و انواع آن

  • شوک: نارسایی حاد سیستم قلبی عروقی در رساندن خون کافی به بافت‌های بدن است.
  • در شوک هموراژیک، ترشح هورمون‌های رنین و وازوپرسین افزایش می‌یابد.
  • شوک سپتیک: ناشی از عفونت باکتریایی بوده و با اتساع عروق همراه است.
  • شوک آنافیلاکتیک: نوعی پاسخ آلرژیک با افزایش شدید نفوذپذیری مویرگ‌ها است.
  • شوک نوروژنیک: به دلیل از دست رفتن ناگهانی تونوس وازوموتور رخ می‌دهد.
شوک سپتیک (Septic shock)
شوک ناشی از عفونت باکتریایی با اتساع عروق

نکته: شوک سپتیک به دلیل اتساع عروق به «شوک گرم» معروف است، ولی شوک هموراژیک با پوست سرد همراه است.

نکات کلیدی آزمون

  • افزایش کمپلیانس عروقی سبب کاهش فشار پرشدگی می‌شود، نه افزایش آن.
  • اتساع عروق عضلات در ورزش ناشی از عوامل موضعی است، نه تحریک سمپاتیک.
  • خون‌رسانی به بطن‌ها عمدتاً در دیاستول انجام می‌شود، نه در سیستول.
  • صدای دوم قلب ناشی از بسته‌شدن دریچه‌های نیمه‌هلالی است، نه بازشدن آنها.
  • تنگی دریچه میترال پیش‌بار بطن چپ را کاهش می‌دهد، نه افزایش.
  • شوک سپتیک با اتساع عروق و برون‌ده بالا همراه است، نه انقباض عروقی.

یک تست از این درس

خودت را بسنج

در بخش اورژانس، چند بیمار با تظاهرات بالینی متفاوت پذیرش شده‌اند: بیمار اول با ادم ریوی ناشی از تنگی دریچه میترال، بیمار دوم با شوک سپتیک و بیمار سوم با شوک آنافیلاکتیک. کدام عبارت در رابطه با پاتوفیزیولوژی این بیماران <u>نادرست</u> است؟

  1. صدای اول قلب همزمان با بسته شدن دریچه‌های نیمه‌هلالی پدید می‌آید، بیمار دوم با برون‌ده قلبی بالا مشخص می‌شود، و در بیمار سوم نفوذپذیری مویرگ‌ها افزایش نشان می‌دهد.
  2. تنگی میترال با ایجاد مقاومت در برابر عبور خون پیش‌بار بطن چپ را کاهش می‌دهد، بیمار دوم با تب شدید و اتساع عروقی همراه است، و در بیمار سوم اتساع وریدها و آرتریول‌ها رخ می‌دهد.
  3. تنگی میترال با پس زدن خون به ریه‌ها می‌تواند موجب ادم ریوی شود، شوک سپتیک ناشی از عفونت باکتریایی خون است، و پاسخ‌های جبرانی هورمونی شامل افزایش ترشح وازوپرسین فعال می‌گردند.
  4. کاهش فشار دهلیز چپ از عوامل مستقیم ایجادکننده ادم ریوی نیست، شوک نوروژنیک با از دست رفتن ناگهانی تونوس وازوموتور مشخص می‌شود، و نارسایی آئورت حجم پایان دیاستولی را بالا می‌برد.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۱

گزینه ۱ صحیح است. این سوال به صورت نادرست مطرح شده است، پس باید گزینه‌ای را انتخاب کنیم که حاوی ادعای غلط باشد. صدای اول قلب ناشی از بسته شدن دریچه‌های دهلیزی-بطنی (نه نیمه‌هلالی) همزمان با آغاز انقباض بطن‌ها است (کارت ۲۰)؛ بنابراین عبارت گزینه ۱ نادرست بوده و جواب سوال است. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه ۲: این عبارت کاملاً درست است؛ تنگی میترال پیش‌بار بطن چپ را کاهش می‌دهد (کارت ۲۵)، شوک سپتیک با تب و اتساع عروقی همراه است (کارت ۳۷)، و شوک آنافیلاکتیک با اتساع عروقی شریانی و وریدی همراه است (کارت ۳۸). گزینه ۳: این عبارت کاملاً درست است؛ تنگی میترال می‌تواند با پس زدن خون موجب ادم ریوی شود (کارت ۲۷)، شوک سپتیک ناشی از عفونت باکتریایی خون است (کارت ۳۷)، و در شوک پاسخ‌های جبرانی هورمونی شامل افزایش ترشح وازوپرسین است (کارت ۳۶). گزینه ۴: این عبارت کاملاً درست است؛ کاهش فشار دهلیز چپ نقشی در ادم ریوی ندارد (کارت ۲۸)، شوک نوروژنیک با از دست رفتن ناگهانی تونوس وازوموتور مشخص می‌شود (کارت ۳۹)، و نارسایی آئورت پیش‌بار و حجم پایان دیاستولی را بالا می‌برد (کارت ۲۴).

تمرین بیشتر در اپ

درس‌های دیگر این بخش · فیزیولوژی