مقاومت بدن، ایمنی، گروه‌های خونی و انعقاد خون

5 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

لکوسیت‌ها و ایمنی خون

انواع و فراوانی لکوسیت‌ها در خون طبیعی

گلبول‌های سفید خون یا لکوسیت‌ها نقش کلیدی در سیستم ایمنی بدن ایفا می‌کنند. در یک نمونه خون طبیعی، توزیع فراوانی این سلول‌ها یکسان نیست. بیشترین سهم متعلق به نوتروفیل‌ها است که حدود ۶۲٪ از کل گلبول‌های سفید را تشکیل می‌دهند. این سلول‌ها به عنوان خط اول دفاع باکتریایی عمل می‌کنند. در رتبه دوم، لنفوسیت‌ها قرار دارند که تقریباً ۳۰٪ از گلبول‌های سفید را شامل می‌شوند و در ایمنی اختصاصی نقش دارند. در نقطه مقابل، بازوفیل‌ها کمترین فراوانی را در میان یاخته‌های سفید خون طبیعی دارند و سهم آن‌ها تنها حدود ۰/۴٪ است.

در میان گلبول‌های سفید خون طبیعی، نوتروفیل‌ها بیشترین فراوانی (۶۲٪) و بازوفیل‌ها کمترین فراوانی (۰/۴٪) را به خود اختصاص می‌دهند.

ترشحات و وظایف بازوفیل‌ها و ائوزینوفیل‌ها

بازوفیل‌ها با وجود فراوانی اندک، نقش بسیار مهمی در واکنش‌های حساسیتی و التهابی دارند. این سلول‌ها در بافت همبند (که به عنوان ماست‌سل نیز شناخته می‌شوند) موادی نظیر هپارین (یک ماده ضدانعقاد)، هیستامین، برادی‌کینین و سروتونین را ترشح می‌کنند. علاوه بر این، بازوفیل‌ها تولیدکننده و ترشح‌کننده اصلی فاکتور کموتاکسی ائوزینوفیلی (Eosinophil chemotactic factor) هستند که ائوزینوفیل‌ها را به محل التهاب جذب می‌کند. در مقابل، ائوزینوفیل‌ها مسئول دفاع در برابر انگل‌ها و کنترل واکنش‌های آلرژیک هستند و ماده مهمی به نام پروتئین بازی اصلی (Major basic protein) را ترشح می‌کنند که برای از بین بردن انگل‌ها حیاتی است.

ویژگیبازوفیلائوزینوفیل
فراوانی نسبیکمترین (۰/۴٪)متوسط
ترشحات خاصهیستامین و هپارینپروتئین بازی اصلی
فاکتورهای کموتاکسیترشح ECFجذب توسط ECF

واکنش‌های ایمنی در انتقال خون و ناسازگاری Rh

واکنش‌های ایمنی خون در شرایط انتقال خون ناسازگار و بارداری‌های خاص اهمیت بالایی دارد. در واکنش‌های ناشی از ناسازگاری انتقال خون، این گلبول‌های قرمز خون دهنده هستند که توسط آنتی‌بادی‌های موجود در پلاسمای گیرنده شناسایی و آگلوتینه (توده‌ای) می‌شوند، در حالی که آگلوتینه شدن خون خود گیرنده بسیار نادر است. از سوی دیگر، ناسازگاری Rh در بارداری زمانی رخ می‌دهد که یک مادر با گروه خونی Rh منفی، جنینی با گروه خونی Rh مثبت را حمل کند. در بارداری اول، مادر معمولاً مقدار زیان‌باری آنتی‌Rh نمی‌سازد و نوزاد اول سالم متولد می‌شود. با این حال، با عبور خون جنین از جفت در زمان زایمان، سیستم ایمنی مادر حساس شده و احتمال بروز بیماری اریتروبلاستوز جنینی در بارداری‌های بعدی به طور فزاینده‌ای افزایش می‌یابد.

به عنوان مثال، اگر یک مادر Rh منفی در بارداری دوم خود مجدداً جنین Rh مثبت داشته باشد، آنتی‌بادی‌های ضد Rh تولید شده در بدن او از جفت عبور کرده و گلبول‌های قرمز جنین را تخریب می‌کنند.

واژگان کلیدی

لنفوسیت‌ها
یاخته‌های سفید خونی که در ایمنی اختصاصی نقش داشته و حدود ۳۰٪ لکوسیت‌های خون طبیعی را تشکیل می‌دهند.
نوتروفیل‌ها
فراوان‌ترین گلبول‌های سفید خون طبیعی (حدود ۶۲٪) که خط اول دفاع غیر‌اختصاصی در برابر عفونت‌های باکتریایی هستند.
بازوفیل‌ها
کم‌فراوانی‌ترین گلبول‌های سفید خون طبیعی (حدود ۰/۴٪) که هپارین، هیستامین و فاکتور کموتاکسی ائوزینوفیلی را ترشح می‌کنند.
اریتروبلاستوز جنینی
بیماری همولیتیک نوزادان ناشی از عبور آنتی‌بادی‌های ضد Rh مادر Rh منفی از جفت و تخریب گلبول‌های قرمز جنین Rh مثبت.

اشتباه‌های رایج

  • در خون طبیعی تعداد لنفوسیت‌ها بیشتر از نوتروفیل‌ها نیست؛ بلکه نوتروفیل‌ها بیشترین فراوانی (۶۲٪) و لنفوسیت‌ها رتبه دوم (۳۰٪) را دارند.
  • فاکتور کموتاکسی ائوزینوفیلی توسط نوتروفیل‌ها ترشح نمی‌شود، بلکه بازوفیل‌ها آن را تولید و ترشح می‌کنند.
  • در واکنش‌های انتقال خون ناسازگار، گلبول‌های قرمز گیرنده آگلوتینه نمی‌شوند، بلکه گلبول‌های قرمز دهنده توسط آنتی‌بادی‌های پلاسمای گیرنده آگلوتینه می‌شوند.
  • اریتروبلاستوز جنینی در بارداری اول رخ نمی‌دهد؛ بلکه با افزایش دفعات بارداری‌های بعدی خطر بروز آن بیشتر می‌شود.

جمع‌بندی این مفهوم

  • لکوسیت‌ها یا گلبول‌های سفید خون شامل نوتروفیل‌ها با بیشترین فراوانی (۶۲٪) و بازوفیل‌ها با کمترین فراوانی (۰/۴٪) در خون طبیعی هستند.
  • بازوفیل‌ها در بافت همبند (ماست‌سل‌ها) هپارین، هیستامین، برادی‌کینین، سروتونین و فاکتور کموتاکسی ائوزینوفیلی را ترشح می‌کنند.
  • ائوزینوفیل‌ها با ترشح پروتئین بازی اصلی نقش مهمی در دفاع علیه انگل‌ها و مدیریت واکنش‌های آلرژیک دارند.
  • در واکنش‌های انتقال خون ناسازگار، گلبول‌های قرمز دهنده توسط پلاسمای گیرنده آگلوتینه و تخریب می‌شوند.
  • اریتروبلاستوز جنینی در بارداری‌های بعدی مادر Rh منفی با جنین Rh مثبت به دلیل فعال شدن سیستم ایمنی مادر رخ می‌دهد.

نکتهٔ تکمیلی

کشف سیستم Rh و بیماری اریتروبلاستوز جنینی یکی از بزرگ‌ترین پیشرفت‌های پزشکی در نجات جان نوزادان بود. امروزه برای جلوگیری از حساس شدن مادر Rh منفی، در هفته ۲۸ بارداری و ظرف ۷۲ ساعت پس از زایمان اول، آمپول روگام (که حاوی آنتی‌بادی ضد Rh است) تزریق می‌شود تا گلبول‌های قرمز Rh مثبت جنینی را پیش از تحریک سیستم ایمنی مادر از گردش خون پاک کند.

هموستاز اولیه و پلاکت‌ها

انقباض عروقی به عنوان نخستین پاسخ به آسیب

هنگامی که دیواره یک رگ خونی دچار آسیب یا بریدگی می‌شود، بلافاصله فرآیند هموستاز (جلوگیری از خونریزی) آغاز می‌گردد. اولین واکنش عروق خونی در این زمان، انقباض عروقی (Vascular constriction) است. این واکنش ناشی از انقباض عضلات صاف جدار رگ در محل آسیب است که جریان خون موضعی را به شدت کاهش می‌دهد تا فرصت برای مراحل بعدی فراهم شود. برخی تصور می‌کنند که تشکیل میخ پلاکتی اولین پاسخ است، در حالی که این رویداد پس از انقباض عروقی رخ می‌دهد.

نخستین پاسخ جدار رگ آسیب‌دیده برای جلوگیری از خونریزی، انقباض عروقی است و میخ پلاکتی در مراحل بعدی تشکیل می‌شود.

مراحل تشکیل میخ پلاکتی و نقش فاکتورهای چسبندگی

پس از انقباض عروقی، فاز پلاکتی آغاز می‌شود. در حالت عادی، پلاکت‌ها به دیواره عروق سالم نمی‌چسبند. اما به محض آسیب دیدن اندوتلیوم و مواجهه پلاکت‌ها با رشته‌های کلاژن زیراندوتلیال، فرآیند چسبندگی آغاز می‌شود. پلاکت‌ها تغییر شکل داده، متورم می‌شوند و با ترشح فاکتورهای فعال‌کننده، حالت چسبنده پیدا می‌کنند. در این میان، فاکتور فون‌ویلبراند (vWF) نقشی حیاتی دارد؛ این فاکتور به عنوان یک پل ارتباطی عمل کرده و به پلاکت‌ها کمک می‌کند تا به کلاژن دیواره آسیب‌دیده رگ بچسبند. تجمع تدریجی پلاکت‌ها در محل آسیب در نهایت منجر به ایجاد میخ (یا توپ) پلاکتی موقت می‌شود.

برای مثال، در یک بریدگی کوچک پوستی، پلاکت‌های عبوری با چسبیدن به کلاژن‌های نمایان شده در محل زخم و متورم شدن، سدی فیزیکی ایجاد می‌کنند که ظرف چند دقیقه خونریزی را متوقف می‌کند.

عوامل فعال‌کننده و بازدارنده چسبندگی پلاکت‌ها

فعال شدن پلاکت‌ها و تداوم چسبندگی آن‌ها تحت کنترل عوامل شیمیایی مختلف قرار دارد. ترکیباتی مانند ADP (آدنوزین دی‌فسفات)، کلاژن و ترومبوکسان A۲ (TXA۲) محرک‌های اصلی فعال‌سازی و افزایش چسبندگی پلاکت‌ها در محل آسیب هستند. در مقابل، عواملی مانند آنتی‌ترومبین III و ترومبومودولین که خواص ضدانعقادی دارند، چسبندگی پلاکت‌ها را افزایش نمی‌دهند. همچنین پلاسمینوژن نقشی در فعال‌سازی پلاکت‌ها ندارد و در مراحل بعدی هموستاز فعال می‌شود. در نهایت، پس از کنترل خونریزی اولیه، فرآیند ترمیم جدار رگ آغاز می‌شود؛ در این مرحله، فاکتور رشد پلاکتی (PDGF) ترشح‌شده از پلاکت‌ها با اثر روی فیبروبلاست‌ها، سلول‌های اندوتلیال و سلول‌های عضلانی صاف عروق، تکثیر آن‌ها را تحریک کرده و دیواره رگ را بازسازی می‌کند.

واژگان کلیدی

انقباض عروقی
اولین پاسخ فیزیولوژیک عروق به آسیب دیواره خود که با کاهش قطر رگ جریان خون موضعی را کاهش می‌دهد.
میخ پلاکتی
توده‌ای موقت از پلاکت‌های چسبنده و متراکم که در محل آسیب عروقی برای جلوگیری از خونریزی تشکیل می‌شود.
فاکتور فون‌ویلبراند
پروتئینی ساختاری که در اتصال پلاکت‌ها به کلاژن زیراندوتلیال دیواره آسیب‌دیده عروق نقش کلیدی دارد.
فاکتور رشد پلاکتی
پروتئینی ترشح‌شده از پلاکت‌ها که با تحریک تکثیر فیبروبلاست‌ها و سلول‌های اندوتلیال و عضلانی به ترمیم دیواره رگ کمک می‌کند.

اشتباه‌های رایج

  • تشکیل میخ پلاکتی اولین پاسخ عروق خونی به آسیب نیست؛ بلکه انقباض عروقی ناشی از عضلات صاف جدار رگ اولین مرحله هموستاز است.
  • پلاسمینوژن نقشی در فعال‌سازی پلاکت‌ها پس از آسیب عروقی ندارد و برعکس در فرآیند حل کردن لخته کارایی دارد.
  • آنتی‌ترومبین III و ترومبومودولین چسبندگی پلاکت‌ها را افزایش نمی‌دهند؛ این عوامل جزء سیستم ضدانعقاد هستند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • هموستاز با انقباض عروقی عضلات صاف جدار رگ به عنوان اولین واکنش سریع در محل آسیب آغاز می‌شود.
  • پلاکت‌ها پس از مواجهه با کلاژن دیواره آسیب‌دیده متورم شده و با کمک فاکتور فون‌ویلبراند (vWF) به دیواره می‌چسبند.
  • فاکتورهای ترومبوکسان A۲ و ADP فعال‌کننده‌های قوی پلاکت‌ها هستند که چسبندگی و تجمع آن‌ها را تشدید می‌کنند.
  • فاکتور رشد پلاکتی (PDGF) پس از کنترل خونریزی، تکثیر سلول‌های اندوتلیال، عضلانی صاف و فیبروبلاست‌ها را برای ترمیم تحریک می‌کند.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که فاکتور فون‌ویلبراند به عنوان یک چسب مولکولی دوطرفه عمل می‌کند. شایع‌ترین اختلال خونریزی‌دهنده ارثی در انسان، بیماری فون‌ویلبراند (vWD) است که در آن به دلیل نقص یا کمبود این فاکتور، پلاکت‌ها قادر به اتصال مناسب به دیواره عروق آسیب‌دیده نیستند و در نتیجه بیمار دچار خونریزی‌های پوستی و مخاطی مکرر می‌شود.

مسیرها و آبشار انعقاد

مسیرهای آغازین آبشار انعقاد خون

پس از مراحل اولیه هموستاز، آبشار انعقادی فعال می‌شود تا لخته فیبرینی پایدار ایجاد کند. فرآیند انعقاد از دو مسیر مجزا اما مرتبط آغاز می‌شود: مسیر خارجی (Extrinsic pathway) و مسیر داخلی (Intrinsic pathway). مسیر خارجی با آسیب بافتی و آزاد شدن فاکتور بافتی (Tissue factor یا فاکتور ۳) آغاز می‌شود که ترکیبی از فسفولیپیدهای غشایی و یک کمپلکس لیپوپروتئینی است. شروع این مسیر بسیار سریع رخ می‌دهد و لخته می‌تواند در عرض چند ثانیه تشکیل شود. در مقابل، مسیر داخلی با آسیب جدار رگ و تماس خون با کلاژن یا سطوح باردار منفی آغاز می‌شود و اولین فاکتور فعال‌شده در آن، فاکتور ۱۲ (فاکتور هاگمن) است. این مسیر سرعت شروع به مراتب پایین‌تری دارد.

مسیر خارجی با فاکتور بافتی (فاکتور ۳) آغاز شده و سرعت بسیار بالایی دارد، در حالی که مسیر داخلی با فعال شدن فاکتور ۱۲ در اثر برخورد با کلاژن شروع می‌شود.

نقش کلیدی یون کلسیم در واکنش‌های انعقادی

یون کلسیم (Ca۲+) به عنوان فاکتور ۴ انعقادی، نقش یک کاتالیزور و هماهنگ‌کننده را در اکثر مراحل آبشار انعقادی بازی می‌کند. بدون حضور کلسیم، فرآیند انعقاد در بدن متوقف می‌شود. با این حال، یک استثنای بسیار مهم وجود دارد: دو مرحله اول مسیر داخلی انعقاد (یعنی فعال شدن فاکتور ۱۲ و متعاقباً فعال شدن فاکتور ۱۱) در غیاب یون کلسیم نیز می‌توانند پیش بروند. اما تمامی مراحل بعدی در هر دو مسیر داخلی و خارجی به شدت به کلسیم وابسته‌اند.

ویژگیمسیر داخلیمسیر خارجی
آغازکنندهفاکتور ۱۲ (هاگمن)فاکتور بافتی (فاکتور ۳)
سرعت شروعآهسته‌تربسیار سریع‌تر
نیاز به کلسیم در ابتداخیر (دو مرحله اول)بله
تست ارزیابیتست PTTتست PT

مرحله تعیین‌کننده سرعت و بازخوردهای تنظیمی

بر خلاف تصور عمومی، تبدیل فیبرینوژن به رشته‌های فیبرین مرحله تعیین‌کننده سرعت کل فرآیند انعقاد نیست. در واقع، تشکیل کمپلکس فعال‌کننده پروترومبین (متشکل از فاکتور ۱۰ فعال و فاکتور ۵ فعال به همراه کلسیم و فسفولیپید) به عنوان عامل محدودکننده سرعت در کل فرآیند شناخته می‌شود. در این میان، فاکتور ۵ انعقادی نقشی ساختاری دارد؛ کاهش یا نقص فاکتور ۵ تأثیری بر میزان فعال‌سازی فاکتور ۱۰ ندارد، اما با کاهش شدید سرعت تبدیل پروترومبین به ترومبین، غلظت ترومبین را به شدت کاهش می‌دهد. در مقابل، ترومبین تولیدشده در یک چرخه بازخورد مثبت (Positive feedback)، با فعال کردن فاکتور ۵، سرعت تشکیل خود را به شدت شتاب می‌بخشد.

ارزیابی آزمایشگاهی مسیرها

برای بررسی بالینی کارکرد این مسیرها از تست‌های تخصصی استفاده می‌شود. تست PT (زمان پروترومبین) برای ارزیابی فاکتورهای مسیر خارجی و مشترک (شامل فاکتورهای ۲، ۵، ۷، ۱۰ و فیبرینوژن) طراحی شده است، در حالی که مسیر داخلی انعقاد با تست PTT ارزیابی می‌شود.

واژگان کلیدی

مسیر خارجی انعقاد
فرآیند سریع انعقاد خون که با آزاد شدن فاکتور بافتی (فاکتور ۳) در اثر آسیب به بافت خارج عروق آغاز می‌شود.
مسیر داخلی انعقاد
فرآیند آهسته‌تر انعقاد خون که با فعال شدن فاکتور ۱۲ (هاگمن) در اثر برخورد خون با کلاژن دیواره عروق آسیب‌دیده آغاز می‌شود.
کمپلکس فعال‌کننده پروترومبین
کمپلکسی متشکل از فاکتور ۱۰ فعال و فاکتور ۵ فعال که به عنوان مرحله محدودکننده سرعت، پروترومبین را به ترومبین تبدیل می‌کند.
تست PT
آزمایش خون ارزیابی‌کننده مسیر خارجی و مشترک انعقاد (فاکتورهای ۷، ۱۰، ۵، ۲ و فیبرینوژن) که زمان تشکیل لخته را می‌سنجد.

اشتباه‌های رایج

  • تست PT برای ارزیابی فاکتورهای مسیر داخلی انعقاد خون به کار نمی‌رود؛ ارزیابی مسیر داخلی بر عهده تست PTT است و تست PT مسیر خارجی و مشترک را می‌سنجد.
  • انعقاد خون در تمامی مراحل مسیر داخلی و خارجی به یون کلسیم نیاز ندارد؛ دو مرحله اول مسیر داخلی (فعال‌سازی ۱۲ و ۱۱) بدون کلسیم نیز رخ می‌دهند.
  • تبدیل فیبرینوژن به فیبرین مرحله تعیین‌کننده سرعت انعقاد نیست؛ بلکه فرآیند تشکیل کمپلکس فعال‌کننده پروترومبین این نقش کلیدی را دارد.
  • کاهش فاکتور ۵ انعقادی بر میزان فعال‌سازی فاکتور ۱۰ تأثیری ندارد؛ بلکه تشکیل کمپلکس فعال‌کننده پروترومبین و تولید ترومبین را مختل می‌کند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • فرآیند انعقاد خون از دو مسیر خارجی (بسیار سریع با فاکتور بافتی) و داخلی (آهسته‌تر با فاکتور ۱۲) هدایت می‌شود.
  • یون کلسیم برای پیش‌برد تمام مراحل انعقاد ضروری است، به جز دو مرحله اول آغازین مسیر داخلی انعقاد.
  • تشکیل کمپلکس فعال‌کننده پروترومبین، عامل محدودکننده و تعیین‌کننده اصلی سرعت در کل آبشار انعقاد خون است.
  • ترومبین تولیدشده از طریق بازخورد مثبت با فعال‌سازی فاکتور ۵، سرعت تشکیل خود را افزایش می‌دهد.
  • بررسی آزمایشگاهی وضعیت مسیر خارجی انعقاد با استفاده از تست PT و ارزیابی مسیر داخلی با تست PTT انجام می‌شود.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که در آزمایشگاه‌های تشخیصی برای انجام تست PT، با افزودن مخلوطی از کلسیم و عصاره بافتی (ترومبوپلاستین حاوی فاکتور بافتی) به پلاسما، زمان شروع تا تشکیل لخته اندازه‌گیری می‌شود. زمان نرمال PT معمولاً حدود ۱۱ تا ۱۳ ثانیه است و طولانی شدن آن نشان‌دهنده نقص در فاکتورهای مسیر خارجی یا مشترک مانند فاکتورهای وابسته به ویتامین K یا مصرف داروهای ضدانعقاد است.

پایدارسازی لخته و فیبرینولیز

پایدارسازی نهایی لخته خون

پس از فعال شدن آبشار انعقادی، رشته‌های اولیه فیبرین به صورت سست به یکدیگر متصل می‌شوند تا لخته‌ای ضعیف ایجاد کنند. برای استحکام فیزیکی این لخته و ممانعت از باز شدن مجدد رگ، نیاز به تثبیت ساختار لخته وجود دارد. این کار توسط فاکتور ۱۳ انعقادی (یا فاکتور پایدارکننده فیبرین) انجام می‌شود. فاکتور ۱۳ به مقدار کم در گلوبولین‌های پلاسما وجود دارد، اما مقدار قابل‌توجهی از آن نیز از پلاکت‌های به دام افتاده در لخته آزاد می‌شود. این فاکتور با ایجاد پیوندهای کووالانسی متقاطع میان رشته‌های فیبرین مجاور، شبکه لخته را مستحکم و پایدار می‌کند.

فاکتور ۱۳ انعقادی (پایدارکننده فیبرین) با ایجاد پیوندهای کووالانسی بین رشته‌های فیبرین، لخته را پایدار می‌کند و منشأ آن پلاسما و پلاکت‌های به دام افتاده است.

مکانیزم لخته‌زدایی و سیستم فیبرینولیتیک

پس از ترمیم جدار آسیب‌دیده رگ، لخته دیگر کارایی نداشته و باید از بین برود تا جریان خون طبیعی برقرار گردد. سیستم فیبرینولیز مسئول این کار است. ماده کلیدی در این سیستم، پلاسمین فعال است. پلاسمین یک پروتئاز غیراختصاصی بسیار قدرتمند است که علاوه بر هضم و حل کردن رشته‌های فیبرین لخته، توانایی هضم و غیرفعال کردن فیبرینوژن، پروترومبین و فاکتورهای ۵، ۸ و ۱۲ انعقادی را نیز دارد. پلاسمین از پیش‌ساز غیرفعال خود یعنی پلاسمینوژن منشأ می‌گیرد. نقش پلاسمینوژن منحصراً در حل کردن لخته‌های از قبل تشکیل شده است و نقشی در فعال‌سازی اولیه پلاکت‌ها یا جلوگیری اولیه از انعقاد در عروق طبیعی و سالم ندارد.

برای مثال، پس از بهبود زخم یک مویرگ، فاکتورهای فعال‌کننده بافتی به تدریج پلاسمینوژن به دام افتاده در لخته را فعال می‌کنند تا شبکه فیبرینی را هضم کرده و مسیر رگ را باز کنند.

فعال‌کننده‌ها و بازدارنده‌های فیبرینولیز

فعال شدن پلاسمینوژن به پلاسمین فعال توسط محرک‌های ویژه‌ای نظیر فعال‌کننده پلاسمینوژن بافتی (t-PA) انجام می‌شود. آزادسازی t-PA از سلول‌های اندوتلیال آسیب‌دیده و تبدیل پلاسمینوژن به پلاسمین فعال، فرآیندی فوری نیست و معمولاً چند روز پس از تشکیل لخته رخ می‌دهد تا فرصت کافی برای ترمیم کامل بافت وجود داشته باشد. در نهایت، باید به تفاوت عوامل ضد لخته توجه داشت؛ ترکیبات داخل عروقی مانند پروستاسایکلین با مهار تجمع پلاکت‌ها از تشکیل لخته پیشگیری می‌کنند، اما نقشی مستقیم در هضم فیبرین و حل کردن لخته‌های داخل رگی فعال ندارند و این کار کاملاً بر عهده پلاسمین فعال است.

واژگان کلیدی

فاکتور ۱۳
پروتئین پایدارکننده فیبرین که از پلاسما و پلاکت‌ها آزاد شده و با ایجاد پیوندهای کووالان، لخته را پایدار و مستحکم می‌سازد.
پلاسمین
آنزیم پروتئولیتیک فعال غیراختصاصی که رشته‌های فیبرین و فاکتورهای انعقادی دیگر را هضم و لخته را حل می‌کند.
t-PA
فعال‌کننده بافتی پلاسمینوژن که چند روز پس از تشکیل لخته آزاد شده و پلاسمینوژن را به پلاسمین فعال تبدیل می‌کند.
پروستاسایکلین
ماده ضد‌تجمع پلاکتی تولید شده توسط سلول‌های اندوتلیال که از چسبندگی پلاکت‌ها ممانعت می‌کند اما لخته را حل نمی‌کند.

اشتباه‌های رایج

  • پلاسمینوژن نقشی در جلوگیری از تشکیل لخته در عروق طبیعی ندارد؛ بلکه نقش آن حل کردن لخته‌های از قبل تشکیل شده است.
  • آزادسازی t-PA بلافاصله پس از تشکیل لخته صورت نمی‌گیرد، بلکه چند روز طول می‌کشد تا تبدیل پلاسمینوژن به پلاسمین انجام شود.
  • پروستاسایکلین نقشی در هضم مستقیم رشته‌های فیبرین و لخته‌زدایی ندارد و این وظیفه انحصاری پلاسمین فعال است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • فاکتور ۱۳ (پایدارکننده فیبرین) با ایجاد پیوندهای کووالانسی، شبکه فیبرینی سست را به یک لخته محکم تبدیل می‌کند.
  • فرآیند حل شدن لخته (فیبرینولیز) بر عهده پلاسمین فعال است که یک پروتئاز غیراختصاصی هضم‌کننده فیبرین و فاکتورهای انعقادی است.
  • تبدیل پلاسمینوژن به پلاسمین فعال توسط t-PA با تأخیر و چند روز پس از تشکیل لخته رخ می‌دهد.
  • ترکیبات پیشگیری‌کننده از لخته در عروق طبیعی شامل فاکتورهای اندوتلیال هستند و پلاسمینوژن در ممانعت اولیه دخالتی ندارد.
  • پروستاسایکلین با مهار تجمع پلاکت‌ها از لخته‌سازی پیشگیری می‌کند، اما توانایی هضم فیبرین یا حل لخته موجود را ندارد.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که t-PA نوترکیب انسانی (Alteplase) امروزه به عنوان یک داروی اورژانسی حیاتی و نجات‌دهنده زندگی در پزشکی استفاده می‌شود. این دارو در ساعات اولیه پس از سکته‌های مغزی و قلبی ایسکمیک به بیمار تزریق می‌شود تا با فعال کردن سریع پلاسمینوژن و هضم لخته مسدودکننده رگ، جریان خون بافت آسیب‌دیده مغز یا قلب را دوباره برقرار کند و از عوارض دائمی یا مرگ بیمار جلوگیری نماید.

ضدانعقادهای طبیعی و دارویی

سیستم‌های ضدانعقاد طبیعی بدن و نقش هپارین

برای حفظ سیالیت خون و ممانعت از انسداد عروق سالم، بدن مجهز به مکانیزم‌های ضدانعقاد طبیعی است. یکی از مهم‌ترین این عوامل، هپارین درون‌زا (اندوژن) است. هپارین به تنهایی خاصیت ضدانعقادی ناچیزی در گردش خون دارد؛ اما هنگامی که به پروتئین آنتی‌ترومبین III متصل می‌شود، یک تغییر ساختاری ایجاد می‌کند که سرعت حذف فاکتورهای انعقادی فعال را به شدت افزایش می‌دهد. هپارین عمدتاً توسط ماست‌سل‌ها و بازوفیل‌های واقع در بافت همبند اطراف مویرگ‌ها در سراسر بدن سنتز و ترشح می‌شود.

هپارین درون‌زا به تنهایی خاصیت ضدانعقادی ضعیفی دارد و برای عملکرد قوی خود باید به آنتی‌ترومبین III متصل شود، نه ترومبومودولین.

مکانیزم ترومبومودولین و پروتئین C

مکانیزم ضدانعقاد طبیعی دیگر، سیستم ترومبومودولین است. ترومبومودولین یک پروتئین غشایی در اندوتلیوم عروق سالم است که به ترومبین متصل می‌شود. کمپلکس ترومبومودولین-ترومبین به جای پیش‌برد انعقاد، باعث فعال شدن پروتئین C می‌شود. پروتئین C فعال‌شده به همراه کوفاکتور خود، فاکتورهای ۵ و ۸ انعقادی را غیرفعال کرده و آبشار انعقاد را مهار می‌کند.

عامل ضدانعقادهدف اصلیمکانیزم اثر
کمپلکس هپارین-آنتی‌ترومبین IIIحذف فاکتورهای انعقادی فعالمهار مستقیم پروتئازها
ترومبومودولین-پروتئین Cفاکتورهای ۵ و ۸ فعالغیرفعال‌سازی پروتئولیتیک
سیترات سدیم (خارج بدن)یون‌های کلسیم آزاددیونیزه کردن کلسیم

وابستگی به ویتامین K و فارماکولوژی ضدانعقادها

کبد برای سنتز فاکتورهای انعقادی ویژه شامل فاکتورهای ۲، ۷، ۹ و ۱۰ و همچنین پروتئین C به ویتامین K نیاز دارد. سایر فاکتورها مانند فاکتور ۱۱ مستقل از ویتامین K سنتز می‌شوند. داروهای ضدانعقاد کومارینی مانند وارفارین با مهار آنزیم VKORC۱ سنتز این فاکتورهای وابسته به ویتامین K را متوقف می‌کنند. اثر وارفارین با تأخیر شروع می‌شود، زیرا اثری روی فاکتورهای فعال موجود در خون ندارد و باید منتظر ماند تا فاکتورهای قبلی به تدریج از گردش خون حذف شوند. برای جلوگیری از انعقاد خون در آزمایشگاه (خارج از بدن)، از موادی مانند سیترات سدیم یا اگزالات استفاده می‌شود که با دیونیزه کردن و کاهش غلظت یون‌های کلسیم آزاد مانع از تشکیل لخته می‌گردند.

اختلالات انعقادی ارثی

نقص در هر یک از فاکتورهای آبشار انعقادی منجر به بروز اختلالات شدید خونریزی‌دهنده می‌شود. شایع‌ترین این بیماری‌ها هموفیلی است. هموفیلی نوع A (کلاسیک) در اثر نقص یا کمبود فاکتور ۸ انعقادی ایجاد می‌شود، در حالی که هموفیلی نوع B ناشی از نقص یا کمبود فاکتور ۹ انعقادی است.

واژگان کلیدی

آنتی‌ترومبین III
پروتئین مهارکننده انعقاد پلاسما که با هپارین فعال شده و فاکتورهای انعقادی فعال را مهار و حذف می‌کند.
ترومبومودولین
گیرنده غشایی اندوتلیوم که با اتصال به ترومبین، پروتئین C را فعال و آبشار انعقاد را مهار می‌کند.
وارفارین
داروی ضدانعقاد خوراکی که با مهار آنزیم VKORC۱ از احیا و بازسازی ویتامین K و سنتز فاکتورهای انعقادی وابسته به آن جلوگیری می‌کند.
هموفیلی نوع A
اختلال انعقادی وابسته به جنس که به علت نقص یا فقدان فاکتور ۸ انعقادی ایجاد شده و با خونریزی‌های شدید همراه است.

اشتباه‌های رایج

  • هپارین به تنهایی اثر ضدانعقادی قوی ندارد؛ بلکه اثر اصلی آن وابسته به اتصال به آنتی‌ترومبین III است.
  • هپارین با افزایش فعالیت ترومبومودولین عمل نمی‌کند، بلکه فعالیت آنتی‌ترومبین III را شدت می‌بخشد.
  • کومارین‌ها نظیر وارفارین بلافاصله پس از مصرف انعقاد را متوقف نمی‌کنند؛ بلکه اثر آن‌ها با تأخیر شروع می‌شود زیرا بر فاکتورهای انعقادی فعال موجود در گردش خون تأثیری ندارند.
  • سنتز تمامی فاکتورهای مسیر داخلی و خارجی وابسته به ویتامین K نیست؛ برای نمونه فاکتور ۱۱ مستقل از ویتامین K تولید می‌شود و تنها فاکتورهای ۲، ۷، ۹ و ۱۰ و پروتئین C وابسته‌اند.
  • هموفیلی نوع A در اثر کمبود فاکتور ۹ ایجاد نمی‌شود؛ بلکه ناشی از کمبود فاکتور ۸ است و کمبود فاکتور ۹ باعث هموفیلی نوع B می‌گردد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • هپارین درون‌زا با اتصال به آنتی‌ترومبین III به یک ضدانعقاد بسیار قوی تبدیل شده و فاکتورهای فعال را حذف می‌کند.
  • ماست‌سل‌ها و بازوفیل‌های بافت همبند دور مویرگ‌ها در سراسر بدن اصلی‌ترین منابع تولید هپارین درون‌زا هستند.
  • کمپلکس ترومبومودولین-ترومبین با فعال‌سازی پروتئین C فاکتورهای انعقادی ۵ و ۸ را تخریب و غیرفعال می‌کند.
  • سنتز فاکتورهای ۲، ۷، ۹ و ۱۰ در کبد به ویتامین K وابسته است و مهار آن توسط وارفارین با تاخیر اثر ضدانعقادی ایجاد می‌کند.
  • سیترات سدیم با دیونیزه کردن یون‌های کلسیم مانع از انعقاد خون در لوله‌های آزمایش (خارج از بدن) می‌شود.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که زالوها برای تغذیه از خون میزبان، ماده ضدانعقاد بسیار قوی به نام هیرودین (Hirudin) ترشح می‌کنند. هیرودین بر خلاف هپارین که برای مهار ترومبین نیاز به آنتی‌ترومبین III دارد، مستقیماً به جایگاه فعال ترومبین متصل شده و آن را مهار می‌کند. این ویژگی هیرودین و مشتقات نوترکیب آن را به ابزاری قدرتمند در پزشکی مدرن تبدیل کرده است، به ویژه برای بیمارانی که به دلیل بروز ترومبوسیتوپنی ناشی از هپارین (HIT) نمی‌توانند از هپارین استفاده کنند.

خلاصهٔ درس

چگونه خونریزی متوقف می‌شود؟

Physiology · Blood and Coagulation

لکوسیت‌ها و ایمنی خون

  • نوتروفیل‌ها با فراوانی ۶۲٪ خط اول دفاع باکتریایی هستند.
  • کمترین فراوانی گلبول‌های سفید مربوط به بازوفیل‌ها (۰/۴٪) است.
  • بازوفیل‌ها فاکتور کموتاکسی ائوزینوفیلی و هپارین ترشح می‌کنند.
  • ائوزینوفیل‌ها با ترشح پروتئین بازی اصلی با انگل‌ها می‌جنگند.
  • عبور آنتی‌بادی Rh مادر از جفت عامل اریتروبلاستوز جنینی است.
نوتروفیل (Neutrophil)
فراوان‌ترین گلبول سفید و خط اول دفاع باکتریایی

نکته: تزریق روگام در هفته ۲۸ بارداری و ۷۲ ساعت پس از زایمان اول، مانع از حساس شدن سیستم ایمنی مادر Rh منفی می‌شود.

هموستاز اولیه و پلاکت‌ها

  • انقباض عروقی عضلات صاف، نخستین پاسخ به آسیب رگ خونی است.
  • پلاکت‌ها پس از تماس با کلاژن دیواره رگ متورم و فعال می‌شوند.
  • فاکتور فون‌ویلبراند پل اتصال پلاکت‌ها به کلاژن دیواره رگ است.
  • ترومبوکسان A۲ و ADP محرک‌های اصلی تجمع پلاکت‌ها هستند.
  • فاکتور رشد پلاکتی تکثیر سلول‌ها را برای ترمیم رگ تحریک می‌کند.
فون‌ویلبراند (vWF)
پروتئین اتصال‌دهنده پلاکت به کلاژن آسیب‌دیده

نکته: نقص فاکتور فون‌ویلبراند (vWD) شایع‌ترین اختلال خونریزی‌دهنده ارثی انسان است.

مسیرها و آبشار انعقاد

  • مسیر خارجی با فاکتور بافتی آغاز شده و بسیار سریع است.
  • مسیر داخلی با فعال شدن فاکتور ۱۲ در اثر کلاژن شروع می‌شود.
  • دو مرحله اول مسیر داخلی نیازی به یون کلسیم ندارند.
  • کمپلکس فعال‌ساز پروترومبین عامل محدودکننده سرعت انعقاد است.
  • تست PT مسیر خارجی و تست PTT مسیر داخلی را ارزیابی می‌کند.
تست پی‌تی (PT)
ارزیابی مسیر خارجی و مشترک انعقاد خون

نکته: زمان نرمال تست PT حدود ۱۱ تا ۱۳ ثانیه است و افزایش آن نشان‌دهنده اختلال مسیر خارجی است.

پایدارسازی لخته و فیبرینولیز

  • فاکتور ۱۳ با ایجاد پیوندهای کووالانسی لخته را پایدار می‌کند.
  • فرآیند حل شدن لخته (فیبرینولیز) بر عهده آنزیم فعال پلاسمین است.
  • پلاسمین علاوه بر هضم فیبرین، فاکتورهای انعقادی را غیرفعال می‌کند.
  • آزادسازی t-PA چند روز پس از تشکیل لخته برای ترمیم کامل رخ می‌دهد.
  • پروستاسایکلین با مهار تجمع پلاکت‌ها، از لخته‌سازی پیشگیری می‌کند.
پلاسمین (Plasmin)
آنزیم پروتئولیتیک هضم‌کننده فیبرین و لخته خون

نکته: تزریق t-PA نوترکیب در ساعات اولیه سکته با حل لخته، جریان خون مغز یا قلب را برقرار می‌کند.

ضدانعقادهای طبیعی و دارویی

  • هپارین درون‌زا برای اثر قوی باید به آنتی‌ترومبین III متصل شود.
  • کمپلکس ترومبومودولین-ترومبین با پروتئین C انعقاد را مهار می‌کند.
  • سنتز فاکتورهای ۲، ۷، ۹ و ۱۰ وابسته به ویتامین K است.
  • وارفارین با مهار سنتز فاکتورهای جدید، اثری با تأخیر دارد.
  • نقص فاکتور ۸ عامل هموفیلی A و نقص فاکتور ۹ عامل هموفیلی B است.
وارفارین (Warfarin)
داروی ضدانعقاد مهارکننده اثر ویتامین K

نکته: هیرودین ترشح شده از زالو برخلاف هپارین، بدون نیاز به آنتی‌ترومبین III مستقیماً ترومبین را مهار می‌کند.

نکات کلیدی (تله‌های آزمون)

  • نوتروفیل‌ها فراوان‌ترین گلبول سفید هستند، نه لنفوسیت‌ها.
  • در انتقال خون ناسازگار، گلبول‌های دهنده آگلوتینه می‌شوند نه گیرنده.
  • اولین پاسخ به آسیب رگ انقباض عروقی است، نه تشکیل میخ پلاکتی.
  • شروع مسیر خارجی انعقاد با فاکتور بافتی است نه فاکتور ۱۲.
  • تبدیل فیبرینوژن به فیبرین مرحله تعیین‌کننده سرعت انعقاد نیست.
  • اثر ضدانعقادی وارفارین تأخیری است، نه فوری و بلافاصله.

یک تست از این درس

خودت را بسنج

هپارین درون‌زا در بدن انسان عمدتاً از کدام سلول‌ها آزاد شده و فعالیت ضدانعقادی خود را چگونه اعمال می‌کند؟

  1. نوتروفیل‌ها و سلول‌های اندوتلیال؛ این ماده به تنهایی خاصیت ضدانعقادی بسیار قوی دارد و با افزایش فعالیت آنتی‌ترومبین III عمل می‌کند.
  2. ماست‌سل‌ها و بازوفیل‌های دور مویرگی؛ این ماده به تنهایی خاصیت ضدانعقادی بسیار قوی دارد و با افزایش فعالیت آنتی‌ترومبین III عمل می‌کند.
  3. ماست‌سل‌ها و بازوفیل‌های دور مویرگی؛ این ماده به تنهایی خاصیت ضدانعقادی ناچیزی دارد و با افزایش فعالیت آنتی‌ترومبین III عمل می‌کند.
  4. ماست‌سل‌ها و بازوفیل‌های دور مویرگی؛ این ماده به تنهایی خاصیت ضدانعقادی ناچیزی دارد و با افزایش فعالیت ترومبومودولین عمل می‌کند.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۳

بیشترین مقدار هپارین درون‌زا توسط ماست‌سل‌ها و بازوفیل‌های بافت همبند دور مویرگی ساخته می‌شود. این ماده به تنهایی خاصیت ضدانعقادی ناچیزی دارد و با اتصال به آنتی‌ترومبین III، سرعت حذف فاکتورهای انعقادی فعال را به شدت افزایش می‌دهد. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه ۱: هپارین عمدتاً توسط ماست‌سل‌ها و بازوفیل‌های بافت همبند دور مویرگی سنتز می‌شود (نه نوتروفیل‌ها و سلول‌های اندوتلیال) و به تنهایی خاصیت ضدانعقادی بسیار ناچیزی دارد. گزینه ۲: هپارین درون‌زا به تنهایی دارای خاصیت ضدانعقادی بسیار ناچیزی است، نه بسیار قوی. گزینه ۴: هپارین باعث افزایش فعالیت آنتی‌ترومبین III می‌شود، نه ترومبومودولین.

تمرین بیشتر در اپ

درس‌های دیگر این بخش · فیزیولوژی