پتانسیل غشا

7 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

انتقال فعال ثانویه و انتشار تسهیل شده

غشای سلولی برای انتقال مواد مختلف از مکانیسم‌های متفاوتی استفاده می‌کند. انتشار تسهیل شده (facilitated diffusion) و انتقال فعال (active transport) دو روش اصلی برای عبور موادی هستند که نمی‌توانند به راحتی از لایه لیپیدی غشا عبور کنند. یکی از شباهت‌های کلیدی میان انتشار تسهیل شده و انتقال فعال، ویژگی اختصاصی بودن بالا (specificity) برای ماده انتقال‌یافته و قابلیت مهار رقابتی توسط ترکیبات با ساختار مشابه است. این ویژگی به دلیل حضور پروتئین‌های ناقل اختصاصی در هر دو فرآیند است.

ویژگیانتشار تسهیل شدهانتقال فعال
انرژی مستقیم (ATP)
خلاف گرادیان غلظت
اختصاصی بودن بالا
قابلیت مهار رقابتی

با این حال، تفاوت بنیادی میان این دو در نیاز به انرژی و جهت انتقال است. انتشار تسهیل شده یک فرآیند کاملاً غیرفعال (passive) است؛ به این معنی که مواد فقط در جهت گرادیان غلظتی خود حرکت می‌کنند و این فرآیند هرگز نمی‌تواند ماده‌ای را در خلاف جهت گرادیان غلظتی منتقل کند. در مقابل، انتقال فعال با مصرف انرژی قادر است مواد را در خلاف جهت گرادیان الکتروشیمیایی یا غلظتی جابجا کند.

انتشار تسهیل شده یک فرآیند غیرفعال است و نمی‌تواند مواد را در خلاف جهت گرادیان غلظت منتقل کند، در حالی که انتقال فعال ثانویه با استفاده از انرژی شیب غلظت یون‌های دیگر این کار را انجام می‌دهد.

انتقال فعال به دو دسته اولیه و ثانویه تقسیم می‌شود. انتقال فعال ثانویه انرژی خود را به طور مستقیم از تجزیه ATP به دست نمی‌آورد، بلکه از گرادیان غلظت یونی ایجاد شده توسط انتقال فعال اولیه (مانند پمپ سدیم-پتاسیم) استفاده می‌کند. این نوع انتقال خود به دو دسته اصلی تقسیم می‌شود: هم‌انتقالی (co transport یا symport) و انتقال تبادلی یا ضد‌انتقال (counter transport یا antiport).

در هم‌انتقالی، دو ماده در یک جهت فیزیکی حرکت می‌کنند. برای مثال، در ناقل سدیم-گلوکز، سدیم در جهت شیب غلظتی خود به داخل سلول می‌رود و انرژی آزاد شده از آن، گلوکز را در همان جهت فیزیکی ولی در خلاف جهت شیب غلظتی گلوکز به داخل سلول هدایت می‌کند. در انتقال تبادلی، مواد در دو جهت مخالف حرکت می‌کنند. به عنوان مثال، مبادله‌گر سدیم-کلسیم یون کلسیم را در خلاف جهت گرادیان غلظتی از سلول خارج می‌کند، در حالی که یون سدیم در جهت گرادیان الکتروشیمیایی خود به داخل سلول وارد می‌شود.

در ناقل سدیم-گلوکز (SGLT)، یون‌های سدیم در جهت شیب غلظت خود وارد سلول می‌شوند و انرژی حاصل از این حرکت، گلوکز را در همان جهت فیزیکی ولی در خلاف جهت شیب غلظتی‌اش به داخل سلول می‌کشد.

کارایی و سرعت این فرآیندهای انتقال فعال ثانویه به طور مستقیم به فعالیت پمپ سدیم-پتاسیم وابسته است. با افزایش فعالیت پمپ سدیم-پتاسیم، خروج سدیم افزایش یافته و شیب غلظتی سدیم در دو طرف غشا تقویت می‌شود. این تقویت شیب سدیم، نیروی محرکه بیشتری را برای ناقل‌های ثانویه فراهم کرده و در نتیجه عملکرد و سرعت انتقال فعال ثانویه را بهبود می‌بخشد.

واژگان کلیدی

انتشار تسهیل شده
یک روش انتقال غیرفعال غشایی که با کمک پروتئین‌های ناقل اختصاصی، مواد را فقط در جهت گرادیان غلظتی منتقل می‌کند.
انتقال فعال ثانویه
انتقال مواد در خلاف جهت شیب غلظتی با استفاده از انرژی گرادیان یونی ایجاد شده توسط پمپ‌های فعال اولیه.
هم‌انتقالی (co transport)
نوعی انتقال فعال ثانویه که در آن یون محرک و ماده مورد نظر در یک جهت فیزیکی از غشا عبور می‌کنند.
انتقال تبادلی (counter transport)
نوعی انتقال فعال ثانویه که در آن یون محرک و ماده مورد نظر در دو جهت مخالف از غشا عبور می‌کنند.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه گرفتن جهت حرکت گلوکز در ناقل سدیم-گلوکز؛ گلوکز هم‌جهت با سدیم حرکت فیزیکی می‌کند، اما حرکت آن برخلاف شیب غلظتی خودش است.
  • تصور اینکه ویژگی اختصاصی بودن و قابلیت مهار رقابتی فقط مختص انتقال فعال است؛ در حالی که این ویژگی‌ها در انتشار تسهیل شده نیز وجود دارند.
  • فرض اینکه انتشار تسهیل شده می‌تواند مواد را در خلاف جهت گرادیان غلظت منتقل کند؛ این فرآیند غیرفعال بوده و هرگز توانایی انتقال در خلاف جهت گرادیان را ندارد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • انتشار تسهیل شده و انتقال فعال غشایی هر دو دارای ویژگی اختصاصی بودن بالا و قابلیت مهار رقابتی هستند.
  • انتشار تسهیل شده یک فرآیند غیرفعال است که نمی‌تواند مواد را در خلاف جهت گرادیان غلظتی جابجا کند.
  • انتقال فعال ثانویه شامل دو فرآیند هم‌انتقالی (co transport) و انتقال تبادلی (counter transport) است.
  • در ناقل سدیم-گلوکز و مبادله‌گر سدیم-کلسیم، انرژی حاصل از ورود سدیم در جهت شیب خود، صرف انتقال کاتیون‌ها یا قندها در خلاف جهت شیب غلظتی‌شان می‌شود.
  • فعالیت پمپ سدیم-پتاسیم با تقویت شیب غلظتی سدیم، عملکرد و سرعت فرآیندهای انتقال فعال ثانویه را افزایش می‌دهد.

نکتهٔ تکمیلی

یکی از کاربردهای مهم هم‌انتقالی سدیم-گلوکز در درمان بیماری‌های گوارشی و اسهال‌های شدید با استفاده از محلول‌های خوراکی بازآب‌رسانی (ORS) است. از آنجا که جذب آب در روده به جذب یون‌های سدیم وابسته است و جذب سدیم نیز از طریق ناقل‌های هم‌انتقالی سدیم-گلوکز به حضور گلوکز نیاز دارد، اضافه کردن مقدار مشخصی گلوکز به محلول‌های نمکی به سرعت جذب سدیم و به دنبال آن جذب اسمزی آب را در روده افزایش داده و بیمار را از کم‌آبی شدید نجات می‌دهد.

عملکرد و کاربردهای پمپ سدیم-پتاسیم

پمپ سدیم-پتاسیم (Na+-K+ ATPase) یکی از حیاتی‌ترین پمپ‌های انتقال فعال اولیه در غشای سلول‌های بدن است. این پمپ با مصرف مستقیم انرژی حاصل از هیدرولیز ATP، در هر چرخه کاری خود ۳ یون سدیم را از درون سلول به خارج هدایت کرده و ۲ یون پتاسیم را از خارج به داخل سلول منتقل می‌کند. به دلیل خروج سه بار مثبت در برابر ورود دو بار مثبت، یک بار مثبت خالص از سلول خارج می‌شود. این فرآیند عدم تقارن بار ایجاد کرده و به همین دلیل این پمپ الکتروژنیک نامیده می‌شود که به تنهایی سهمی معادل ۴- میلی‌ولت در منفی‌تر کردن پتانسیل استراحت غشا دارد.

پمپ سدیم-پتاسیم در هر چرخه فعالیت خود با مصرف یک مولکول ATP، ۳ یون سدیم را خارج و ۲ یون پتاسیم را وارد سلول می‌کند و ماهیتی الکتروژنیک دارد.

فعالیت این پمپ به غلظت یون‌های سدیم و پتاسیم بسیار حساس است؛ به طوری که افزایش غلظت یون سدیم در داخل سلول یا افزایش غلظت یون پتاسیم در خارج سلول، محرک اصلی فعال‌سازی و افزایش سرعت کارکرد این پمپ به شمار می‌روند.

مهار فعالیت پمپ سدیم-پتاسیم منجر به تجمع یون‌های سدیم در درون سلول، افزایش فشار اسمزی داخل سلولی، ورود اسمزی آب به داخل و در نهایت تورم و افزایش حجم سلول می‌شود.

یکی از وظایف اصلی پمپ سدیم-پتاسیم، کنترل حجم سلول و جلوگیری از تورم آن است. اگر فعالیت این پمپ مهار شود، یون‌های سدیم در داخل سلول تجمع می‌یابند. تجمع سدیم باعث افزایش فشار اسمزی داخل سلول شده و آب را به صورت اسمزی به داخل سلول می‌کشد که در نهایت منجر به افزایش حجم سلول و تورم آن می‌شود.

در فیزیولوژی قلب، این پمپ نقش درمانی کلیدی دارد. داروهای مهارکننده پمپ سدیم-پتاسیم با تجمع سدیم در داخل سلول‌های قلبی، عملکرد مبادله‌گر سدیم-کلسیم (NCX) را کاهش می‌دهند؛ زیرا گرادیان سدیم که نیروی محرکه این مبادله‌گر است کاهش می‌یابد. در نتیجه، خروج کلسیم از سلول کاهش یافته و افزایش غلظت کلسیم داخل سلولی رخ می‌دهد که این امر قدرت انقباضی عضلات قلب را افزایش می‌دهد.

مهار پمپ سدیم-پتاسیم در سلول‌های عضلانی قلب (مثلاً توسط داروهایی مثل دیگوکسین)، با تجمع سدیم در داخل سلول و مهار خروج کلسیم از طریق مبادله‌گر سدیم-کلسیم، غلظت کلسیم درون‌سلولی را افزایش داده و قدرت انقباضی قلب را تقویت می‌کند.

باید توجه داشت که پمپ سدیم-پتاسیم نقش مستقیم در ایجاد دپلاریزاسیون پتانسیل عمل ندارد. دپلاریزاسیون پتانسیل عمل نتیجه باز شدن کانال‌های ولتاژی سدیم است. وظیفه پمپ، حفظ شیب غلظت یون‌ها در درازمدت و بازگرداندن پتانسیل غشا از هایپرپلاریزاسیون به حالت استراحت است.

واژگان کلیدی

پمپ الکتروژنیک
پمپی که با ایجاد عدم تقارن در انتقال بارهای الکتریکی مثبت و منفی در دو طرف غشا، پتانسیل الکتریکی تولید می‌کند.
فشار اسمزی داخل سلولی
نیروی جاذب آب به داخل سلول که عمدتاً توسط غلظت یون‌ها و ذرات محلول درون‌سلولی تعیین می‌شود.
مبادله‌گر سدیم-کلسیم (NCX)
یک ناقل فعال ثانویه که کلسیم را در خلاف جهت شیب غلظتی خارج می‌کند و انرژی آن را از ورود سدیم می‌گیرد.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اینکه پمپ سدیم-پتاسیم یون‌های سدیم را به داخل و پتاسیم را به خارج منتقل می‌کند؛ در حالی که جهت درست، خروج ۳ سدیم و ورود ۲ پتاسیم است.
  • باور به اینکه مهار فعالیت پمپ سدیم-پتاسیم باعث کاهش غلظت کلسیم داخل سلولی و تضعیف انقباض قلب می‌شود؛ در حالی که مهار آن غلظت کلسیم داخلی و قدرت انقباض قلب را افزایش می‌دهد.
  • فرض اینکه پمپ سدیم-پتاسیم نقش مستقیم و سریعی در دپلاریزاسیون پتانسیل عمل دارد؛ دپلاریزاسیون توسط کانال‌های ولتاژی سدیم ایجاد می‌شود.

جمع‌بندی این مفهوم

  • پمپ سدیم-پتاسیم با مصرف انرژی ATP، ۳ یون سدیم را خارج و ۲ یون پتاسیم را وارد سلول می‌کند.
  • عملکرد الکتروژنیک این پمپ به میزان ۴- میلی‌ولت به منفی‌تر شدن پتانسیل استراحت غشا کمک می‌کند.
  • افزایش غلظت سدیم درون‌سلولی یا پتاسیم برون‌سلولی باعث تحریک و افزایش فعالیت این پمپ می‌شود.
  • مهار پمپ سدیم-پتاسیم با تجمع سدیم و افزایش فشار اسمزی داخل سلول، منجر به تورم و افزایش حجم سلول می‌شود.
  • مهار پمپ در قلب، با کاهش خروج کلسیم از طریق مبادله‌گر سدیم-کلسیم، قدرت انقباضی عضله قلب را افزایش می‌دهد.

نکتهٔ تکمیلی

داروی معروف دیگوکسین (Digoxin) که از گیاه گل انگشتانه (Digitalis purpurea) استخراج می‌شود، به طور اختصاصی پمپ سدیم-پتاسیم را در غشای سلول‌های قلبی مهار می‌کند. پزشکان از این اثر دارویی برای درمان نارسایی‌های احتقانی قلب استفاده می‌کنند؛ زیرا با مهار پمپ و متعاقباً افزایش کلسیم داخل سلولی، ضربان‌های قلب قوی‌تر و کارآمدتر می‌شوند. با این حال، به دلیل پنجره درمانی باریک این دارو، غلظت آن در خون باید به دقت پایش شود تا از مسمومیت قلبی جلوگیری به عمل آید.

پتانسیل استراحت و معادله گلدمن

پتانسیل استراحت غشا (resting membrane potential) در فیبرهای عصبی طبیعی و سلول‌های عضلانی در حدود ۹۰- میلی‌ولت است. این پتانسیل الکتریکی منفی در داخل سلول نسبت به خارج آن، ناشی از برآیند انتشار یون‌ها و فعالیت پمپ‌های غشایی است. در حالت استراحت، غشای سلول نفوذپذیری بسیار متفاوتی نسبت به یون‌های مختلف دارد؛ به طوری که نفوذپذیری غشا به یون پتاسیم حدود ۱۰۰ برابر بیشتر از یون سدیم است. به دلیل این نفوذپذیری بالا، پتاسیم تمایل زیادی به خروج از سلول دارد و پتانسیل غشا را به سمت پتانسیل تعادلی خود هدایت می‌کند. اگر فقط انتشار پتاسیم در نظر گرفته شود، پتانسیل غشا معادل ۹۴- میلی‌ولت خواهد بود؛ در حالی که انتشار سدیم به تنهایی پتانسیل مثبت ۶۱+ میلی‌ولت را ایجاد می‌کند. سهم مستقیم پمپ سدیم-پتاسیم نیز در برقراری پتانسیل استراحت غشا به تنهایی معادل ۴- میلی‌ولت است که با ترکیب این عوامل، ولتاژ استراحت نهایی به ۹۰- میلی‌ولت می‌رسد.

در حالت استراحت، غشای فیبر عصبی به یون پتاسیم حدود ۱۰۰ برابر نسبت به یون سدیم نفوذپذیری بیشتری دارد و پتانسیل استراحت غشا معادل ۹۰- میلی‌ولت است.

برای محاسبه دقیق پتانسیل غشا در حضور چندین یون مختلف، از معادله گلدمن (Goldman equation) استفاده می‌شود. بر اساس این معادله، کلر، سدیم و پتاسیم مهم‌ترین یون‌های دخیل در ایجاد پتانسیل غشا در نورون‌ها هستند. در این معادله، سهم و اهمیت هر یون در تعیین ولتاژ غشا، به طور مستقیم با میزان نفوذپذیری غشا به آن یون رابطه دارد. در زمان انتقال ایمپالس عصبی، نفوذپذیری غشا به یون‌های سدیم و پتاسیم دچار تغییرات بسیار سریع می‌شود، در حالی که نفوذپذیری به یون کلر تغییر چندانی نمی‌کند.

عاملولتاژ حاصل
انتشار پتاسیم۹۴- میلی‌ولت
انتشار سدیم۶۱+ میلی‌ولت
سهم پمپ سدیم-پتاسیم۴- میلی‌ولت
پتانسیل استراحت نهایی۹۰- میلی‌ولت

تغییر در غلظت یون‌های خارج سلولی می‌تواند پتانسیل استراحت را به شدت تحت تأثیر قرار دهد. برای مثال، افزایش غلظت پتاسیم خارج سلولی (هایپرکالمی) باعث می‌شود شیب غلظتی خروج پتاسیم کاهش یافته و پتانسیل استراحت غشا مثبت‌تر یا به اصطلاح دپلاریزه شود. این پدیده در عضله قلب اثرات مخربی دارد؛ افزایش پتاسیم خارج سلولی در قلب منجر به اتساع و شل شدن شدید عضله قلبی، کند شدن ضربان قلب و کاهش سرعت هدایت ایمپالس الکتریکی می‌شود که می‌تواند کشنده باشد.

واژگان کلیدی

پتانسیل استراحت غشا
اختلاف پتانسیل الکتریکی بین داخل و خارج سلول در حالت تحریک‌نشده که در فیبرهای عصبی حدود ۹۰- میلی‌ولت است.
معادله گلدمن (Goldman)
فرمول ریاضی مورد استفاده برای محاسبه پتانسیل غشا بر اساس نفوذپذیری و غلظت یون‌های سدیم، پتاسیم و کلر.
دپلاریزاسیون (Depolarization)
مثبت‌تر شدن پتانسیل غشا نسبت به وضعیت استراحت طبیعی آن.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اینکه نفوذپذیری غشای عصبی در حالت استراحت به سدیم بیشتر از پتاسیم است؛ در حالت استراحت نفوذپذیری پتاسیم ۱۰۰ برابر سدیم است.
  • اشتباه در محاسبه سهم تنهایی انتشار پتاسیم و فرض ولتاژ ۶۱+ میلی‌ولت برای آن؛ پتانسیل ۶۱+ میلی‌ولت سهم سدیم و ۹۴- میلی‌ولت سهم پتاسیم است.
  • باور غلط به اینکه سهم هر یون در تعیین پتانسیل غشا در معادله گلدمن با نفوذپذیری آن رابطه معکوس دارد؛ این رابطه کاملاً مستقیم است.
  • تصور اینکه در قلب، افزایش پتاسیم خارج سلولی باعث انقباض شدید و تند شدن ضربان قلب می‌شود؛ در حالی که باعث اتساع، شل شدن و کندی قلب می‌شود.

جمع‌بندی این مفهوم

  • پتانسیل استراحت غشای نورونی در حدود ۹۰- میلی‌ولت است که نفوذپذیری پتاسیم نقش اصلی را در آن دارد.
  • انتشار پتاسیم به تنهایی پتانسیل ۹۴- میلی‌ولت، انتشار سدیم ۶۱+ میلی‌ولت و پمپ الکتروژنیک سهمی معادل ۴- میلی‌ولت ایجاد می‌کنند.
  • معادله گلدمن نشان می‌دهد پتانسیل غشا به غلظت و نفوذپذیری یون‌های سدیم، پتاسیم و کلر بستگی مستقیم دارد.
  • در جریان انتقال پیام عصبی، نفوذپذیری غشا به سدیم و پتاسیم به شدت تغییر می‌کند، در حالی که نفوذپذیری کلر تقریباً ثابت است.
  • افزایش پتاسیم خارج سلولی با دپلاریزه کردن غشا در قلب، باعث شل شدن عضله قلب، کاهش ضربان و سرعت هدایت پیام می‌شود.

نکتهٔ تکمیلی

یکی از کاربردهای مهم بالینی شناخت اثر پتاسیم خارج سلولی بر قلب، در فرآیند جراحی قلب باز است. جراحان برای متوقف کردن قلب در حالت شل و راحت (دیاستول)، از محلول‌های ویژه‌ای به نام محلول کاردیوپلژی (Cardioplegia) استفاده می‌کنند که حاوی غلظت بالای پتاسیم است. این پتاسیم بالا با کاهش گرادیان غلظت و دپلاریزه کردن پایدار غشای سلول‌های قلبی، از ایجاد پتانسیل عمل جدید جلوگیری کرده و قلب را در وضعیت شل متوقف می‌کند تا جراحی بدون حرکت غشا انجام شود.

پتانسیل نرنست و نیروهای محرک

معادله نرنست (Nernst equation) یکی از پایه‌ای‌ترین قوانین در الکتروفیزیولوژی سلولی است که پتانسیل الکتریکی تعادلی را برای یک یون منفرد در دو طرف غشا محاسبه می‌کند. پتانسیل تعادلی زمانی برقرار می‌شود که نیروی حاصل از شیب غلظت (شیمیایی) با نیروی حاصل از اختلاف پتانسیل الکتریکی غشا برابر و در جهت مخالف باشد؛ به گونه‌ای که انتقال خالص یون مورد نظر به صفر برسد.

طبق معادله Nernst، هنگامی که شیب غلظتی یک کاتیون به سمت داخل سلول باشد، ورود بار مثبت باعث می‌شود علامت پتانسیل تعادلی آن یون مثبت باشد.

علامت و مقدار پتانسیل تعادلی نرنست ارتباط مستقیمی با جهت شیب غلظت و نوع بار الکتریکی یون دارد. هنگامی که شیب غلظتی یک کاتیون (یون با بار مثبت) به سمت داخل غشا باشد (یعنی غلظت آن در خارج بیشتر از داخل باشد)، تمایل به ورود بار مثبت به داخل وجود دارد. برای خنثی کردن این تمایل، داخل سلول باید نسبت به خارج مثبت شود تا بارهای مثبت ورودی را دفع کند. بنابراین، علامت پتانسیل تعادلی نرنست آن یون مثبت خواهد بود. به عنوان مثال، اگر غلظت خارج سلولی سدیم ۱۴۰ میلی‌مولار و داخل سلولی آن ۱۴ میلی‌مولار باشد، پتانسیل نرنست سدیم در دمای ۳۷ درجه سانتی‌گراد دقیقاً برابر ۶۱+ میلی‌ولت می‌شود که نشان‌دهنده یک پتانسیل تعادلی مثبت درون سلول است.

اگر غلظت سدیم خارج سلول ۱۴۰ میلی‌مولار و داخل سلول ۱۴ میلی‌مولار باشد، پتانسیل نرنست سدیم در دمای ۳۷ درجه سانتی‌گراد برابر ۶۱+ میلی‌ولت خواهد بود.

مفهوم کلیکی دیگر در حرکت یون‌ها، نیروی محرکه الکتروشیمیایی (electrochemical driving force) است که از تفاضل پتانسیل غشا و پتانسیل تعادلی یون به دست می‌آید. برخلاف تصور عموم، بیشترین نیروی الکتروشیمیایی برای ورود سدیم به داخل سلول در قله پتانسیل عمل رخ نمی‌دهد؛ بلکه این نیرو در حالت پتانسیل استراحت غشا (۹۰- میلی‌ولت) در بیشترین حد خود قرار دارد. در حالت استراحت، داخل سلول به شدت منفی است و یون‌های سدیم را که بار مثبت دارند به شدت جذب می‌کند؛ همچنین غلظت سدیم در خارج بسیار بالا است و این دو عامل الکتریکی و شیمیایی دست به دست هم داده و بیشترین تمایل ورود را ایجاد می‌کنند. در حالی که در قله پتانسیل عمل (حدود ۳۵+ میلی‌ولت)، ولتاژ داخل سلول به پتانسیل تعادلی سدیم (۶۱+ میلی‌ولت) نزدیک‌تر شده و نیروی محرکه برای ورود سدیم بسیار کمتر می‌شود.

واژگان کلیدی

پتانسیل تعادلی نرنست (Nernst Potential)
ولتاژ غشایی لازم برای برابری نیروی الکتریکی با نیروی انتشار ناشی از اختلاف غلظت یک یون در دو طرف غشا.
نیروی محرکه الکتروشیمیایی
نیروی خالص وارد بر یک یون برای حرکت در عرض غشا که از اختلاف پتانسیل واقعی غشا و پتانسیل تعادلی آن یون ناشی می‌شود.
پتانسیل تعادلی سدیم
ولتاژ ۶۱+ میلی‌ولت که در آن جریان خالص ورود و خروج سدیم در سلول‌های پستانداران تحت غلظت‌های فیزیولوژیک صفر می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • باور غلط به اینکه پتانسیل نرنست سدیم با غلظت ۱۴۰ میلی‌مولار خارج و ۱۴ میلی‌مولار داخل برابر ۶۱- میلی‌ولت است؛ علامت درست آن به دلیل کاتیون بودن و شیب غلظت رو به داخل، مثبت (۶۱+ میلی‌ولت) است.
  • تصور اینکه علامت پتانسیل نرنست کاتیونی که شیب غلظتی آن به سمت داخل است منفی است؛ علامت آن حتماً مثبت است.
  • اشتباه متداول در مورد زمان قوی‌ترین نیروی ورود سدیم؛ این نیرو در زمان پتانسیل استراحت (۹۰- میلی‌ولت) در حداکثر میزان خود است و در قله پتانسیل عمل به شدت کاهش می‌یابد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • معادله نرنست پتانسیل الکتریکی تعادلی را برای یک یون تک در وضعیت تعادل الکتروشیمیایی محاسبه می‌کند.
  • جهت شیب غلظت کاتیون‌ها به سمت داخل غشا، همواره منجر به علامت مثبت برای پتانسیل تعادلی آن‌ها می‌شود.
  • پتانسیل تعادلی سدیم در شرایط غلظت فیزیولوژیک و دمای ۳۷ درجه سانتی‌گراد برابر ۶۱+ میلی‌ولت است.
  • نیروی محرکه الکتروشیمیایی سدیم از اختلاف پتانسیل لحظه‌ای غشا و پتانسیل تعادلی سدیم تعیین می‌شود.
  • بیشترین نیروی الکتروشیمیایی برای ورود سدیم به سلول در پتانسیل استراحت وجود دارد و در قله پتانسیل عمل حداقل است.

نکتهٔ تکمیلی

نام‌گذاری و کشف معادله نرنست به افتخار والتر نرنست (Walther Nernst)، شیمی‌دان آلمانی و برنده جایزه نوبل شیمی در سال ۱۹۲۰ انجام شده است. جالب اینجاست که این معادله در اصل برای توصیف واکنش‌های الکتروشیمیایی در باتری‌های شیمیایی و سلول‌های گالوانی توسعه یافته بود. با این حال، دانشمندان زیست‌شناسی متوجه شدند غشای سلول‌های زنده مانند یک مینی‌باتری الکتروشیمیایی عمل می‌کند و توانستند قوانین نرنست را مستقیماً برای درک هدایت الکتریکی در اعصاب و عضلات به کار گیرند که تحولی عظیم در الکتروفیزیولوژی مدرن ایجاد کرد.

فازها و دریچه‌گذاری پتانسیل عمل

پتانسیل عمل (action potential) شامل تغییرات سریع و ناگهانی پتانسیل الکتریکی غشا است که در سلول‌های تحریک‌پذیر عصبی و عضلانی برای انتقال پیام‌ها رخ می‌دهد. پتانسیل عمل از مراحل مشخصی تشکیل شده است که هر کدام با وضعیت خاصی از دریچه‌های کانال‌های یونی ولتاژی و میزان هدایت یونی (کنداکتانس) آن‌ها منطبق است.

در حالت استراحت، دریچه فعال‌سازی سدیم (M) بسته و دریچه غیرفعال‌سازی آن (H) باز است، اما در فاز دپلاریزاسیون با رسیدن به آستانه، هر دو دریچه باز می‌شوند.

مرحله اول، مرحله استراحت یا حالت پلاریزه (polarized) نام دارد. در این مرحله پتانسیل غشا در ۹۰- میلی‌ولت قرار دارد. کانال‌های سدیمی ولتاژی در این فاز دارای دریچه فعال‌سازی (activation gate یا M) بسته در خارج غشا و دریچه غیرفعال‌سازی (inactivation gate یا H) باز در داخل غشا هستند. کانال‌های پتاسیمی نیز در این فاز بسته‌اند؛ بنابراین کنداکتانس هر دو یون در زمان استراحت غشا در کمترین مقدار خود قرار دارد.

با اعمال محرک و رسیدن پتانسیل غشا به حد آستانه (threshold) که حدود ۷۰- تا ۵۰- میلی‌ولت است، مرحله دپلاریزاسیون آغاز می‌شود. در این حالت، دریچه‌های فعال‌سازی کانال‌های سدیمی به سرعت باز می‌شوند و در نتیجه هر دو دریچه فعال‌سازی و غیرفعال‌سازی باز می‌گردند. این حالت کنداکتانس سدیم غشا را چندین هزار برابر کرده و هجوم شدید یون‌های سدیم به داخل سلول پتانسیل غشا را به حدود ۳۵+ میلی‌ولت می‌رساند.

فاز پتانسیل عملدریچه فعال‌سازی (M)دریچه غیرفعال‌سازی (H)
استراحت (۹۰- mV)بستهباز
دپلاریزاسیون (تا ۳۵+ mV)بازباز
رپلاریزاسیون (۳۵+ تا ۹۰- mV)بازبسته
هایپرپلاریزاسیونبستهبسته

با رسیدن پتانسیل به حدود ۳۵+ میلی‌ولت، فاز رپلاریزاسیون آغاز می‌شود. در ابتدای این مرحله، دریچه غیرفعال‌سازی کانال سدیم بسته می‌شود (در حالی که دریچه فعال‌سازی هنوز باز است) که این امر ورود سدیم را متوقف می‌سازد. همزمان، کانال‌های ولتاژی پتاسیم که از ابتدا به آهستگی باز می‌شدند، به حداکثر کنداکتانس خود می‌رسند. خروج کاتیون‌های پتاسیم باعث منفی شدن مجدد داخل سلول می‌گردد.

به دلیل سرعت آهسته بسته شدن کانال‌های پتاسیم، خروج پتاسیم در انتهای رپلاریزاسیون ادامه یافته و پتانسیل غشا منفی‌تر از حالت استراحت می‌شود که به آن هایپرپلاریزاسیون (hyperpolarization) می‌گویند. در این فاز وضعیت دریچه‌های سدیمی تغییر کرده و هر دو دریچه فعال‌سازی و غیرفعال‌سازی بسته می‌شوند. سرانجام، پمپ سدیم-پتاسیم با تنظیم مجدد غلظت یون‌ها، پتانسیل را از وضعیت هایپرپلاریزه به استراحت بازمی‌گرداند.

واژگان کلیدی

دریچه فعال‌سازی (M)
دریچه خارجی کانال سدیمی ولتاژی که در پاسخ به رسیدن ولتاژ به آستانه باز می‌شود.
دریچه غیرفعال‌سازی (H)
دریچه داخلی کانال سدیمی ولتاژی که در پاسخ به دپلاریزاسیون پس از تاخیر کوتاهی بسته می‌شود.
کنداکتانس (Conductance)
قابلیت عبور و هدایت یون‌ها از غشای سلول از طریق کانال‌های یونی خاص.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اینکه کانال‌های پتاسیمی همزمان با شروع دپلاریزاسیون به سرعت باز و بسته می‌شوند؛ این کانال‌ها باز شدن آهسته‌ای دارند و حداکثر فعالیت آن‌ها در مرحله رپلاریزاسیون است.
  • اشتباه گرفتن وضعیت دریچه‌های سدیمی در رپلاریزاسیون؛ در این فاز دریچه فعال‌سازی باز و دریچه غیرفعال‌سازی بسته است (نه برعکس).
  • باور غلط به اینکه حداکثر هدایت پتاسیم در فاز دپلاریزاسیون رخ می‌دهد؛ این هدایت در فاز رپلاریزاسیون پس از قله به حداکثر می‌رسد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • پتانسیل عمل شامل فازهای استراحت (پلاریزه)، دپلاریزاسیون، رپلاریزاسیون و هایپرپلاریزاسیون است.
  • در پتانسیل استراحت، دریچه فعال‌سازی سدیم بسته و دریچه غیرفعال‌سازی آن باز است و کانال پتاسیم بسته است.
  • با رسیدن به آستانه، دریچه‌های فعال‌سازی سدیم باز شده و ورود یون سدیم ولتاژ را به ۳۵+ میلی‌ولت می‌رساند.
  • در قله پتانسیل عمل، دریچه‌های غیرفعال‌سازی سدیم بسته شده و کانال‌های پتاسیمی به آرامی به حداکثر هدایت خود می‌رسند.
  • کندی بسته شدن کانال‌های پتاسیم منجر به فاز هایپرپلاریزاسیون شده که توسط پمپ سدیم-پتاسیم به حالت استراحت بازمی‌گردد.

نکتهٔ تکمیلی

مکانیسم دریچه‌گذاری نوسانی کانال‌های سدیم و پتاسیم را می‌توان به درب‌های گردان خودکار در ساختمان‌های بزرگ تشبیه کرد. دریچه فعال‌سازی مانند سنسور حرکتی درب است که با ورود فرد (رسیدن ولتاژ به آستانه) سریع باز می‌شود؛ اما مکانیزم داخلی درب طوری تنظیم شده که بلافاصله پس از مدت مشخصی (دریچه غیرفعال‌سازی) بدون توجه به حضور مجدد فرد قفل می‌شود تا ترافیک کنترل گردد. این هماهنگی زمانی فوق‌العاده ظریف، از تداخل پیام‌های الکتریکی در آکسون جلوگیری کرده و جهت یک‌طرفه انتقال پیام عصبی را تضمین می‌کند.

تحریک‌پذیری غشا و مهارکننده‌های کانالی

تحریک‌پذیری سلول‌های عصبی و عضلانی تحت تأثیر غلظت یون‌های محیطی و همچنین اتصال مواد مسدودکننده کانال‌ها قرار دارد. یکی از ویژگی‌های بنیادی بافت تحریک‌پذیر، دوره تحریک‌ناپذیری مطلق (absolute refractory period) است. طی این دوره، غشا به هیچ محرکی حتی با شدت بسیار بالا پاسخ نمی‌دهد. علت این پدیده، بسته شدن دریچه غیرفعال‌سازی (H) کانال‌های سدیمی ولتاژی است؛ تا زمانی که ولتاژ غشا به نزدیکی پتانسیل استراحت برنگردد، این دریچه‌ها باز نمی‌شوند. بنابراین، مدت زمان دوره تحریک‌ناپذیری مطلق تعیین‌کننده سقف حداکثر فرکانس شلیک پتانسیل عمل در نورون‌ها است.

علت دوره تحریک‌ناپذیری مطلق بسته شدن دریچه‌های غیرفعال‌سازی (H) کانال‌های سدیمی است که حداکثر فرکانس شلیک پتانسیل عمل را محدود می‌کند.

یون‌های خارج سلولی نقش بسیار مهمی در تعدیل تحریک‌پذیری دارند. غلظت یون کلسیم خارج سلولی تثبیت‌کننده آستانه تحریک است. افزایش غلظت کلسیم خارج سلولی باعث تأخیر در باز شدن کانال‌های سدیمی و افزایش ولتاژ آستانه می‌شود که تحریک‌پذیری غشا را کاهش می‌دهد. در مقابل، کاهش غلظت کلسیم خارج سلولی روند فعال شدن کانال‌های سدیمی را آسان‌تر کرده، آستانه تحریک را پایین آورده و با افزایش تحریک‌پذیری غشا، می‌تواند منجر به شلیک‌های خودبه‌خودی و تشنج (تتانی) شود. تغییر در غلظت پتاسیم خارج سلولی نیز بر تحریک‌پذیری اثرگذار است؛ افزایش غلظت پتاسیم خارج سلولی پتانسیل استراحت را مثبت‌تر (دپلاریزه) کرده و به آستانه نزدیک‌تر می‌کند که در ابتدا تحریک‌پذیری را افزایش می‌دهد، اما به علت تغییر سطح شروع تحریک، دامنه‌ی پتانسیل عمل تولیدی کاهش می‌یابد. همچنین، ورود یون کلر بار منفی را به داخل سلول هدایت کرده و داخل را منفی‌تر و تحریک‌پذیری را کاهش می‌دهد؛ از این رو، کاهش هدایت یون از طریق کانال‌های کلری، با کمتر منفی کردن داخل غشا، تحریک‌پذیری سلول عصبی را افزایش می‌دهد.

تغییر کلسیم خارج سلولیاثر بر کانال سدیماثر بر تحریک‌پذیری غشا
افزایش (Hypercalcemia)تأخیر در باز شدنکاهش تحریک‌پذیری
کاهش (Hypocalcemia)تسهیل در باز شدنافزایش تحریک‌پذیری و تشنج

برخی داروها و سموم شیمیایی به طور اختصاصی کانال‌های یونی را مهار می‌کنند. سم تترودوتوکسین (TTX) با اتصال به سطح خارجی و مسدود کردن دریچه‌های فعال‌سازی کانال سدیم، مانع دپلاریزاسیون غشا و تولید پتانسیل عمل می‌شود. یون تترااتیل آمونیوم (TEA) با مسدود کردن کانال‌های پتاسیمی، مانع خروج پتاسیم و در نتیجه مانع از فرآیند رپلاریزاسیون می‌گردد. همچنین، مواد بی‌حس‌کننده موضعی مانند لیدوکائین، پروکائین و تتراکائین با مسدود کردن دریچه فعال‌سازی (و نه غیرفعال‌سازی) کانال‌های سدیمی، مانع باز شدن آن‌ها شده و تحریک‌پذیری و انتقال درد را کاهش می‌دهند.

واژگان کلیدی

دوره تحریک‌ناپذیری مطلق
دوره‌ای در پتانسیل عمل که طی آن هیچ محرک جدیدی قادر به تولید پتانسیل عمل دیگر نیست.
تترودوتوکسین (TTX)
سم قوی استخراج‌شده از بادکنک‌ماهی که کانال‌های سدیمی ولتاژی را مسدود و پیام عصبی را متوقف می‌کند.
لیدوکائین (Lidocaine)
داروی بی‌حسی موضعی که با مسدود کردن دریچه فعال‌سازی کانال سدیمی مانع هدایت پیام درد می‌شود.
تترااتیل آمونیوم (TEA)
ترکیب شیمیایی مسدودکننده اختصاصی کانال‌های پتاسیمی ولتاژی که رپلاریزاسیون غشا را مهار می‌کند.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اینکه افزایش کلسیم خارج سلولی تحریک‌پذیری را افزایش می‌دهد؛ برعکس، افزایش کلسیم باعث کاهش تحریک‌پذیری و کاهش کلسیم باعث افزایش تحریک‌پذیری و تشنج می‌شود.
  • فرض غلط بر اینکه لیدوکائین با مسدود کردن دریچه غیرفعال‌سازی کانال سدیمی کار می‌کند؛ بی‌حس‌کننده‌های موضعی مانع باز شدن دریچه فعال‌سازی می‌شوند.
  • تصور اینکه کاهش هدایت کلر، تحریک‌پذیری را کاهش می‌دهد؛ با کاهش ورود کلر منفی، سلول کمتر منفی شده و تحریک‌پذیری افزایش می‌یابد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • دوره تحریک‌ناپذیری مطلق ناشی از بسته شدن دریچه غیرفعال‌سازی سدیم است و حداکثر فرکانس پتانسیل عمل را تعیین می‌کند.
  • کاهش کلسیم خارج سلولی باز شدن کانال سدیمی را آسان‌تر کرده و تحریک‌پذیری را تا حد ایجاد تشنج بالا می‌برد.
  • افزایش پتاسیم خارج سلولی اگرچه تحریک‌پذیری اولیه را افزایش می‌دهد، اما دامنه پتانسیل عمل را کاهش می‌دهد.
  • کاهش هدایت یون کلر از کانال‌های غشایی باعث افزایش تحریک‌پذیری غشای عصبی می‌شود.
  • سم تترودوتوکسین و بی‌حس‌کننده‌ها کانال سدیمی را مهار می‌کنند، در حالی که تترااتیل آمونیوم کانال پتاسیمی را مسدود می‌سازد.

نکتهٔ تکمیلی

سم تترودوتوکسین (TTX) که از تخمدان‌ها و کبد بادکنک‌ماهی (Fugu) به دست می‌آید، یکی از کشنده‌ترین سموم شناخته‌شده در طبیعت است و پادزهری ندارد. در ژاپن، بادکنک‌ماهی یک غذای لذیذ و گران‌قیمت محسوب می‌شود که تهیه آن فقط توسط سرآشپزهای بسیار ماهر که مجوز رسمی دارند مجاز است. سرآشپزها باید ماهی را طوری پاک کنند که ذره‌ای از سم به گوشت سرایت نکند. با این حال، مقدار بسیار ناچیز و کنترل‌شده‌ای از سم را عمداً باقی می‌گذارند تا در زبان مشتری احساس سوزش و بی‌حسی خفیف ایجاد کند، احساسی که ناشی از مسدود شدن موقت برخی کانال‌های سدیمی زبان است!

پتانسیل‌های موضعی و هدایت جهشی

چگونگی پاسخ سیستم عصبی به محرک‌ها بستگی زیادی به شدت محرک و ساختار فیبرهای عصبی دارد. محرک‌ها می‌توانند پتانسیل‌های الکتریکی متفاوتی را در غشای سلول ایجاد کنند. هنگامی که شدت یک محرک حسی افزایش می‌یابد، در نورون‌های حسی دامنه یا مدت زمان پتانسیل‌های عمل تغییری نکرده و ثابت می‌ماند؛ زیرا پتانسیل عمل پدیده‌ای همه یا هیچ است. در عوض، افزایش شدت محرک حسی خود را به صورت افزایش فرکانس (تعداد پتانسیل عمل در واحد زمان) نشان می‌دهد.

افزایش شدت یک محرک حسی، فرکانس شلیک پتانسیل عمل را افزایش می‌دهد نه دامنه یا مدت زمان آن را؛ زیرا پتانسیل عمل از قانون همه یا هیچ پیروی می‌کند.

در مقابل، محرک‌های ضعیف‌تر که ولتاژ غشا را به حد آستانه نمی‌رسانند (محرک‌های زیر آستانه)، پتانسیل‌های موضعی یا درجه‌بندی‌شده (local or graded potentials) ایجاد می‌کنند. پتانسیل‌های موضعی برخلاف پتانسیل عمل، قابلیت انتشار طولانی در طول غشای آکسون را ندارند و با طی مسافت کوتاه مستهلک می‌شوند. با این حال، دامنه تغییر ولتاژ در پتانسیل‌های موضعی برخلاف پتانسیل عمل، ارتباط مستقیم با شدت محرک دارد؛ هر چه محرک قوی‌تر باشد، تغییر ولتاژ موضعی بزرگ‌تر خواهد بود.

ویژگیپتانسیل عملپتانسیل موضعی (زیر آستانه)
رابطه دامنه با شدتبی‌ارتباط (ثابت)مستقیم (متناسب)
قابلیت انتشار طولانی✗ (مستهلک‌شونده)
قانون همه یا هیچ

سرعت و کارایی انتقال پتانسیل عمل در فیبرهای عصبی توسط غلاف میلین به شدت افزایش می‌یابد. غلاف میلین مانند یک عایق الکتریکی قوی عمل می‌کند. تشکیل این غلاف در غشای فیبر عصبی باعث عایق شدن غشا و کاهش ۵۰ برابری ظرفیت خازنی غشا (به ۱/۵۰ مقدار اولیه) می‌شود. این کاهش ظرفیت خازنی اجازه می‌دهد تغییر ولتاژ سریع‌تر در امتداد غشا پیش برود.

در فیبرهای عصبی میلین‌دار، پتانسیل عمل فقط در نقاط بدون پوشش یعنی گره‌های رانویه (nodes of Ranvier) ایجاد می‌شود که به این نوع انتقال، هدایت جهشی (saltatory conduction) می‌گویند. در هدایت جهشی، جریان الکتریکی از یک گره به گره بعدی می‌جهد. دپلاریزه شدن انحصاری گره‌ها به این معنی است که تبادل یون‌ها در طول غشا بسیار ناچیز خواهد بود. این کاهش حرکت یون‌ها نیاز به فعالیت مداوم پمپ سدیم-پتاسیم برای بازگرداندن گرادیان‌ها را به حداقل می‌رساند که این امر مصرف انرژی فیبر عصبی را در مقایسه با فیبرهای بدون میلین به شدت کاهش می‌دهد.

واژگان کلیدی

پتانسیل موضعی (Local Potential)
تغییر ولتاژ غشایی درجه‌بندی‌شده و مستهلک‌شونده که توسط محرک‌های زیر آستانه ایجاد می‌شود و قابلیت هدایت طولانی ندارد.
ظرفیت خازنی غشا
توانایی غشای سلول در ذخیره بار الکتریکی، که حضور میلین آن را به شدت کاهش می‌دهد تا هدایت سریع‌تر شود.
هدایت جهشی (Saltatory Conduction)
نوعی هدایت سریع پیام عصبی در فیبرهای میلین‌دار که در آن پتانسیل عمل از یک گره رانویه به گره بعدی می‌جهد.

اشتباه‌های رایج

  • تصور اینکه با قوی‌تر شدن محرک حسی، دامنه و طول مدت پتانسیل عمل افزایش می‌یابد؛ پتانسیل عمل ثابت است و تنها فرکانس آن افزایش می‌یابد.
  • باور غلط به اینکه تشکیل غلاف میلین ظرفیت خازنی غشاء را افزایش می‌دهد؛ میلین باعث کاهش ۵۰ برابری ظرفیت خازنی غشا می‌شود.
  • فرض اینکه پتانسیل‌های حاصل از محرک‌های زیر آستانه با دامنه ثابت تا انتهای آکسون منتشر می‌شوند؛ این پتانسیل‌ها موضعی بوده و در طول مسیر مستهلک می‌شوند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • در نورون‌های حسی، فرکانس شلیک پتانسیل عمل متناسب با شدت محرک افزایش می‌یابد، در حالی که دامنه ثابت است.
  • محرک‌های زیر آستانه پتانسیل‌های موضعی ایجاد می‌کنند که دامنه آن‌ها متناسب با شدت محرک بوده ولی مستهلک می‌شوند.
  • تشکیل غلاف میلین با عایق کردن غشاء، ظرفیت خازنی غشاء را تا ۵۰ برابر کاهش می‌دهد.
  • در فیبرهای میلین‌دار، جریان الکتریکی با جهش از یک گره رانویه به گره بعدی حرکت می‌کند (هدایت جهشی).
  • هدایت جهشی با محدود کردن جریان‌های یونی به گره‌های رانویه، مصرف انرژی فیبر عصبی را بسیار کاهش می‌دهد.

نکتهٔ تکمیلی

بیماری ام‌اس (Multiple Sclerosis) نمونه‌ای بارز از اهمیت غلاف میلین و هدایت جهشی در بدن است. در این بیماری خودایمنی، سیستم دفاعی بدن به غلاف میلین سلول‌های عصبی مغز و نخاع حمله کرده و آن‌ها را تخریب می‌کند. با از بین رفتن میلین، ظرفیت خازنی غشا مجدداً افزایش یافته و جریان الکتریکی قبل از رسیدن به گره بعدی نشت کرده و هدر می‌رود. در نتیجه، هدایت پیام‌های عصبی بسیار کند یا کاملاً متوقف می‌شود که این امر منجر به علائمی نظیر ضعف حرکتی، اختلالات بینایی و مشکلات تعادلی در بیماران می‌گردد.

خلاصهٔ درس

چرا غشای سلول مثل باتری کار می‌کند؟

Physiology · Membrane Potential

انتشار تسهیل‌شده و انتقال فعال

  • انتشار تسهیل‌شده: غیرفعال، با ناقل غشایی و در جهت شیب غلظت
  • ویژگی اختصاصی بودن بالا و مهار رقابتی در هر دو فرآیند
  • انتقال فعال ثانویه: مصرف انرژی شیب غلظت یون دیگر به جای ATP
  • هم‌انتقالی: حرکت فیزیکی هم‌جهت یون محرک و ماده مورد نظر
  • ضد‌انتقال: حرکت یون محرک و ماده در دو جهت مخالف فیزیکی
هم‌انتقالی (Symport)
انتقال هم‌جهت یون و ماده از غشا

نکته: در محلول ORS، حضور گلوکز سرعت جذب سدیم و به دنبال آن جذب اسمزی آب را در روده افزایش می‌دهد.

پمپ سدیم-پتاسیم و کاربردهای آن

  • پمپ سدیم-پتاسیم: خروج ۳ سدیم و ورود ۲ پتاسیم با مصرف یک ATP
  • ماهیت الکتروژنیک: سهم ۴- میلی‌ولتی در پتانسیل استراحت غشا
  • محرک پمپ: افزایش سدیم داخلی یا افزایش پتاسیم خارجی سلول
  • کنترل حجم سلول: مهار پمپ ← تجمع سدیم و ورود اسمزی آب به سلول
  • انقباض قوی‌تر قلب: مهار پمپ (دیگوکسین) ← تجمع کلسیم درون‌سلولی
پمپ الکتروژنیک (Electrogenic)
پمپ غشایی ایجادکننده اختلاف بار

نکته: دیگوکسین با مهار پمپ سدیم-پتاسیم در قلب، کلسیم داخلی و در نتیجه قدرت انقباض را افزایش می‌دهد.

پتانسیل استراحت و نیروهای محرک

  • پتانسیل استراحت: در فیبرهای عصبی معادل ۹۰- میلی‌ولت است
  • نفوذپذیری پتاسیم در استراحت ۱۰۰ برابر بیشتر از سدیم است
  • معادله گلدمن: محاسبه ولتاژ با نفوذپذیری و غلظت مستقیم یون‌ها
  • پتانسیل تعادلی سدیم: در شرایط فیزیولوژیک معادل ۶۱+ میلی‌ولت است
  • نیروی محرکه سدیم: در پتانسیل استراحت به حداکثر مقدار خود می‌رسد
معادله گلدمن (Goldman)
محاسبه ولتاژ غشا بر اساس نفوذپذیری یون‌ها

نکته: محلول کاردیوپلژی با پتاسیم بالا، غشای قلب را دپلاریزه کرده و آن را در حالت شل متوقف می‌کند.

فازها و دریچه‌گذاری پتانسیل عمل

  • فاز استراحت: دریچه سدیمی M بسته، H باز و کانال پتاسیم بسته است
  • دپلاریزاسیون: باز شدن سریع دریچه سدیمی M با رسیدن به آستانه
  • رپلاریزاسیون: بسته‌شدن دریچه H سدیم و باز شدن کامل کانال پتاسیم
  • هایپرپلاریزاسیون: ادامه خروج پتاسیم به دلیل کندی کانال پتاسیمی
  • بازگشت به استراحت: تنظیم مجدد یون‌ها توسط پمپ سدیم-پتاسیم
کنداکتانس (Conductance)
قابلیت عبور یون‌ها از غشای سلول

نکته: هماهنگی زمانی کانال‌های یونی، جهت یک‌طرفه هدایت پیام الکتریکی در آکسون را تضمین می‌کند.

تحریک‌پذیری غشا و هدایت جهشی

  • دوره تحریک‌ناپذیری مطلق: ناشی از بسته‌شدن دریچه غیرفعال‌سازی سدیم
  • کاهش کلسیم خارج سلول: تسهیل بازشدن کانال سدیم ← افزایش تحریک‌پذیری
  • سم تترودوتوکسین و لیدوکائین: مسدودکننده‌های اختصاصی کانال سدیمی
  • پتانسیل موضعی: مستهلک‌شونده و دارای دامنه متناسب با شدت محرک
  • هدایت جهشی: جهش پتانسیل عمل از یک گره رانویه به گره بعدی
هدایت جهشی (Saltatory)
جهش پیام عصبی از یک گره رانویه به بعدی

نکته: در بیماری ام‌اس، تخریب غلاف میلین باعث افزایش ظرفیت خازنی غشا و نشت جریان الکتریکی می‌شود.

نکات کلیدی (تله‌های آزمون)

  • گلوکز در ناقل سدیم-گلوکز هم‌جهت با سدیم ولی خلاف شیب غلظتی خود حرکت می‌کند.
  • پمپ سدیم-پتاسیم ۳ سدیم را خارج و ۲ پتاسیم را وارد می‌کند، نه برعکس.
  • در حالت استراحت، نفوذپذیری پتاسیم ۱۰۰ برابر بیشتر از سدیم است.
  • بیشترین نیروی ورود سدیم در پتانسیل استراحت است نه در قله پتانسیل عمل.
  • کاهش کلسیم خارج سلولی تحریک‌پذیری را افزایش می‌دهد، نه کاهش.
  • تشکیل غلاف میلین ظرفیت خازنی غشا را ۵۰ برابر کاهش می‌دهد نه افزایش.

یک تست از این درس

خودت را بسنج

در نورون‌ها، پدیده‌ای به نام دوره تحریک‌ناپذیری مطلق وجود دارد که فرکانس پاسخ‌دهی سلول را محدود می‌کند. کدام عبارت در خصوص این دوره صحیح است؟

  1. علت اصلی دوره تحریک‌ناپذیری مطلق، باز ماندن طولانی‌مدت کانال‌های پتاسیمی است؛ این پدیده با فعال شدن شدید پمپ سدیم-پتاسیم برطرف شده و پتانسیل غشا را به حالت استراحت بازمی‌گرداند.
  2. دوره تحریک‌ناپذیری مطلق فقط در فیبرهای عصبی بدون میلین دیده می‌شود؛ در فیبرهای میلین‌دار به دلیل هدایت جهشی، هیچ محدودیتی برای حداکثر فرکانس شلیک وجود ندارد.
  3. در طی دوره تحریک‌ناپذیری مطلق، محرک‌های بسیار قوی‌تر از آستانه می‌توانند پتانسیل عمل جدید با دامنه کمتر ایجاد کنند؛ این دوره با باز شدن دریچه‌های فعال‌سازی سدیم خاتمه می‌یابد.
  4. علت اصلی دوره تحریک‌ناپذیری مطلق، بسته بودن دریچه غیرفعال‌سازی کانال‌های سدیمی است؛ تغییر طول این دوره، تعیین‌کننده سقف حداکثر فرکانس شلیک پتانسیل عمل است.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۴

گزینه ۴ درست است. دوره تحریک‌ناپذیری مطلق به دلیل بسته شدن دریچه غیرفعال‌سازی (H) کانال‌های سدیمی ایجاد می‌شود و تا زمانی که غشا به نزدیکی پتانسیل استراحت بازنگردد، کانال‌ها قابلیت فعال شدن مجدد را ندارند. طول این دوره حداکثر فرکانس شلیک پتانسیل عمل در سلول را تعیین می‌کند (با رابطه عکس). بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه ۱: علت تحریک‌ناپذیری مطلق بسته بودن دریچه غیرفعال‌سازی سدیم است، نه باز ماندن کانال‌های پتاسیمی. گزینه ۲: دوره تحریک‌ناپذیری مطلق در تمام نورون‌ها (چه میلین‌دار و چه بدون میلین) وجود دارد و سقف فرکانس شلیک را محدود می‌کند. گزینه ۳: در دوره تحریک‌ناپذیری مطلق، هیچ محرکی (هرچقدر هم که قوی باشد) نمی‌تواند پتانسیل عمل جدید ایجاد کند. این دوره با باز شدن مجدد دریچه غیرفعال‌سازی تمام می‌شود.

تمرین بیشتر در اپ

درس‌های دیگر این بخش · فیزیولوژی