نظریات اخلاقی

7 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

معضل اخلاقی هاینز و روش کلبرگ

لارنس کلبرگ برای مطالعه رشد اخلاقی از معضل‌های اخلاقی فرضی به عنوان ابزار پژوهشی استفاده کرد. مشهورترین این معضل‌ها، داستان هاینز است: مردی که زنش در حال مرگ است و تنها یک دارو می‌تواند او را نجات دهد. داروساز این دارو را ده برابر هزینه ساخت (۲۰۰ دلار هزینه، ۲۰۰۰ دلار قیمت) می‌فروشد. هاینز پول کافی ندارد و داروساز حاضر به تخفیف نیست؛ پس از مغازه می‌دزدد.

این معضل ارزش اطاعت از قانون (دزدی نکردن) را در برابر ارزش حفظ جان انسان قرار می‌دهد. نکته اساسی اینجاست که کلبرگ به پاسخ بله یا خیر آزمودنی‌ها هیچ علاقه‌ای نداشت؛ آنچه برای او اهمیت داشت استدلال پشت پاسخ بود. چرا هاینز باید بدزدد یا ندزدد؟ این چرایی است که مرحله اخلاقی فرد را آشکار می‌کند.

در پژوهش کلبرگ، استدلال اخلاقی — نه خود پاسخ — ملاک طبقه‌بندی مراحل است.

از نظر روش‌شناسی، ارزیابان پیش از نمره‌گذاری تمام پاسخ‌ها موظف به بررسی پایایی بین‌ارزیاب‌ها بودند تا همسویی مستقل داوران تضمین شود. پس از اصلاح سیستم نمره‌گذاری، داده‌های طولی نشان داد در حدود ۹۴ درصد آزمودنی‌ها هیچ عقب‌گرد مرحله‌ای دیده نشد که فرضیه تسلسل غیرقابل تغییر مراحل را تأیید می‌کند.

نمونه‌ای از تفاوت استدلال: اگر کسی بگوید «هاینز نباید بدزدد چون به زندان می‌افتد»، این استدلال مرحله اول است. اما اگر بگوید «نباید بدزدد چون نظم اجتماعی را به هم می‌ریزد»، در مرحله چهارم قرار دارد.

کلبرگ همچنین اعتقاد داشت مراحل اخلاقی محصول رسش ژنتیکی یا آموزش مستقیم اجتماعی نیستند، بلکه از تفکر خودِ ما درباره مسائل اخلاقی و تحریک فرایندهای ذهنی سرچشمه می‌گیرند. مانند فروید و پیاژه، کلبرگ نیز به اصل اپی‌ژنتیک معتقد بود: مراحل از پیش تعیین‌شده‌ای وجود دارند که با اتمام هر مرحله، مرحله بعد ظاهر می‌شود.

واژگان کلیدی

معضل هاینز
داستان فرضی کلبرگ درباره مردی که باید بین دزدی دارو (نجات جان همسر) و اطاعت از قانون یکی را انتخاب کند؛ ابزار اصلی سنجش مراحل اخلاقی
پایایی ارزیاب‌ها
میزان توافق بین داوران مختلف در نمره‌گذاری مستقل پاسخ‌های یکسان؛ باید پیش از ارزیابی کل نمونه بررسی شود
تسلسل غیرقابل تغییر
اصل کلبرگ که بیان می‌کند افراد مراحل اخلاقی را به ترتیب ثابت و بدون پرش یا ترکیب طی می‌کنند
اصل اپی‌ژنتیک
دیدگاه مشترک فروید، پیاژه و کلبرگ که مراحل رشد را از پیش تعیین‌شده ژنتیکی می‌داند که با اتمام هر مرحله، مرحله بعدی ظاهر می‌شود

اشتباه‌های رایج

  • داروساز در معضل هاینز دارو را ده برابر هزینه ساخت قیمت‌گذاری کرده بود، نه بیست برابر؛ ۲۰۰ دلار هزینه و ۲۰۰۰ دلار قیمت
  • کلبرگ به پاسخ (بله/خیر) آزمودنی‌ها بی‌تفاوت بود؛ ملاک طبقه‌بندی مراحل، استدلال پشت پاسخ است
  • معضل هاینز تعارض بین قانون و جان انسان را می‌سنجد، نه تعارض بین روابط خانوادگی و قانون‌گرایی
  • مراحل اخلاقی کلبرگ محصول رسش ژنتیکی یا آموزش مستقیم اجتماعی نیستند، بلکه از تفکر شخصی درباره مسائل اخلاقی ناشی می‌شوند

جمع‌بندی این مفهوم

  • کلبرگ از معضل‌های اخلاقی فرضی (مانند هاینز) برای سنجش مراحل اخلاقی استفاده کرد و تمرکز او بر استدلال بود، نه پاسخ نهایی
  • در معضل هاینز، داروساز دارو را ده برابر هزینه (۲۰۰۰ دلار) می‌فروخت و تعارض اصلی میان اطاعت از قانون و حفظ جان بود
  • پایایی بین‌ارزیاب‌ها باید پیش از نمره‌گذاری کل نمونه تأیید شود تا همسویی مستقل داوران تضمین گردد
  • مطالعات طولی نشان داد ۹۴ درصد آزمودنی‌ها هیچ عقب‌گرد مرحله‌ای ندارند و تسلسل غیرقابل تغییر تأیید می‌شود
  • مراحل اخلاقی نه ژنتیکی صرف‌اند و نه آموزش مستقیم اجتماعی، بلکه از تفکر درباره مسائل اخلاقی سرچشمه می‌گیرند

نکتهٔ تکمیلی

جالب است که کلبرگ در طراحی معضل هاینز از یک رویداد واقعی الهام نگرفت؛ این داستان کاملاً ساخته ذهن اوست. با این حال، همین داستان ساده در طول دهه‌ها به اندازه‌ای بحث‌برانگیز شد که فیلسوفان اخلاق، جامعه‌شناسان و روانپزشکان بالینی همه درباره‌اش نظر دادند. قضیه دادگاهی واقعی در آمریکا در دهه ۱۹۸۰ وجود داشت که در آن یک مرد برای تهیه دارویی گران‌قیمت برای فرزند بیمارش دست به سرقت زد و دادگاه با ارجاع به بحث‌های فلسفی درباره عدالت اخلاقی، حکم نرمی صادر کرد.

سطوح و مراحل رشد اخلاقی کلبرگ

کلبرگ رشد اخلاقی را در قالب سه سطح و شش مرحله اصلی توصیف کرد. این ساختار سلسله‌مراتبی بیانگر چگونگی تحول استدلال اخلاقی از اطاعت محض تا اصول جهان‌شمول است.

سطح اول: پیش‌قراردادی (مراحل ۱ و ۲)

در مرحله اول (جهت‌گیری اطاعت و تنبیه)، کودک باور دارد که افراد صاحب قدرت مجموعه ثابتی از قوانین تدوین کرده‌اند که باید بی‌چون و چرا اطاعت کرد. تنبیه اثبات نادرست بودن عمل است. کودکان تنها یک دیدگاه صحیح می‌بینند: دیدگاه صاحبان قدرت.

در مرحله دوم (فردگرایی و مبادله ابزاری)، کودک به نسبی بودن قوانین دست می‌یابد. تنبیه دیگر اثبات خطا نیست، بلکه خطری است که باید از آن اجتناب کرد. رفتار درست آن است که منافع شخصی را برآورده کند. مفهوم «مبادله منصفانه» در این مرحله وجود دارد اما بر پایه مقابله‌به‌مثل و سود شخصی است، نه حس واقعی مسئولیت اخلاقی. نوجوانان در معرض بزهکاری معمولاً در این مرحله قرار دارند.

مرحلهنقش تنبیهقوانین
مرحله ۱اثبات خطامطلق و ثابت
مرحله ۲خطر قابل اجتنابنسبی

سطح دوم: قراردادی (مراحل ۳ و ۴)

در مرحله سوم (ارتباطات میان‌فردی خوب)، رفتار خوب یعنی داشتن انگیزه‌ها و احساسات میان‌فردی خوب (عشق، همدردی، توجه به دیگران). زنان معمولاً در این مرحله نمره بیشتری می‌گیرند.

در مرحله چهارم (حفظ نظم اجتماعی)، تمرکز روی اطاعت از قانون و انجام وظیفه است. دزدی هاینز رد می‌شود نه به خاطر ترس از زندان (این مرحله اول است)، بلکه چون نقض قانون نظم اجتماعی را به هم می‌ریزد. این مرحله در میان مردم شهرنشین رواج بیشتری دارد.

مرحله انتقالی و سطح سوم

کلبرگ یک مرحله انتقالی بین سطح دوم و سوم اضافه کرد. در این مرحله، فرد احساس می‌کند دیگر مقید به معیارهای جامعه نیست اما هنوز اصول عدالت خود را کشف نکرده و به احساسات شخصی اتکا دارد.

در مرحله پنجم (پیمان اجتماعی)، قوانین قراردادهای اجتماعی هستند که در صورت تضاد با منافع عمومی، باید از طریق ابزارهای دموکراتیک تغییر یابند. افراد مرحله پنجم در تایید نافرمانی مدنی تردید دارند. در مرحله چهارم ارزش زندگی از طریق مراجع اجتماعی تأیید می‌شود، در حالی که در مرحله پنجم استدلال مستقل وجود دارد که ثروت بدون زندگی بی‌معناست.

مرحله چهارم تا رسیدن به دهه‌های ۲۰ یا ۳۰ سالگی مرحله مسلط محسوب نمی‌شود — نه در نوجوانی ۱۶ ساله.

کلبرگ دریافت روش مصاحبه‌اش تفاوت مرحله ۵ و ۶ را آشکار نمی‌کند؛ بنابراین مرحله ششم را یک مرحله نظری نامید و از دستورالعمل نمره‌گذاری حذف کرد. در مرحله ششم (اصول اخلاقی جهان‌شمول)، افراد بر اساس معیارهای درونی‌شده رفتار می‌کنند بدون نیاز به تایید قانون یا دیگران. افراد مرحله ششم — برخلاف مرحله پنجم — نافرمانی مدنی را قوی‌تر و وسیع‌تر توجیه می‌کنند.

واژگان کلیدی

سطح پیش‌قراردادی
اولین سطح رشد اخلاقی کلبرگ شامل مراحل ۱ (اطاعت و تنبیه) و ۲ (فردگرایی و مبادله ابزاری) که تمرکز بر سود شخصی و پرهیز از تنبیه است
سطح قراردادی
دومین سطح شامل مراحل ۳ (ارتباطات میان‌فردی) و ۴ (نظم اجتماعی) که فرد خود را با نقش‌ها و انتظارات جامعه همسو می‌کند
سطح پس‌قراردادی
سومین سطح شامل مراحل ۵ (پیمان اجتماعی) و ۶ (اصول جهان‌شمول) که در آن اصول اخلاقی از قرارداد اجتماعی فراتر می‌روند
مرحله انتقالی
مرحله‌ای که کلبرگ بین سطوح دوم و سوم اضافه کرد؛ فرد از معیارهای جامعه فاصله می‌گیرد اما هنوز اصول عدالت خود را نیافته و به احساسات شخصی متکی است

اشتباه‌های رایج

  • رد دزدی در مرحله چهارم به خاطر هرج‌ومرج اجتماعی است، نه ترس از زندان؛ ترس از زندان استدلال مرحله اول است
  • مبادله منصفانه در مرحله دوم بر اساس سود شخصی است، نه حس اخلاقی واقعی؛ این مرحله فاقد مسئولیت اخلاقی واقعی است
  • مرحله چهارم در نوجوانی ۱۶ ساله مرحله مسلط نیست؛ دستیابی به آن تا دهه‌های ۲۰ یا ۳۰ سالگی به تأخیر می‌افتد
  • افراد مرحله پنجم در نافرمانی مدنی تردید دارند؛ این نافرمانی در مرحله ششم است که قوی‌تر توجیه می‌شود
  • مرحله ششم از دستورالعمل نمره‌گذاری کلبرگ حذف شد، زیرا روش مصاحبه قادر به تمیز آن از مرحله پنجم نبود
  • رفتار بر اساس سود شخصی مشخصه مرحله دو است، نه مرحله پنجم (پیمان اجتماعی)

جمع‌بندی این مفهوم

  • رشد اخلاقی کلبرگ شامل سه سطح و شش مرحله است که از اطاعت محض (مرحله ۱) تا اصول جهان‌شمول (مرحله ۶) ادامه دارد
  • تمایز کلیدی مراحل ۱ و ۲ در تعریف تنبیه است: در مرحله ۱ اثبات خطا، در مرحله ۲ صرفاً خطری قابل اجتناب
  • مرحله چهارم بر حفظ نظم اجتماعی تکیه دارد و در شهرنشینان رواج بیشتری دارد اما تا دهه ۲۰–۳۰ سالگی مرحله مسلط نمی‌شود
  • مرحله ششم به دلیل عدم تمایز با مرحله پنجم در روش مصاحبه، از دستورالعمل نمره‌گذاری حذف و یک مرحله نظری باقی ماند
  • تسلسل مراحل غیرقابل تغییر است: ۹۴ درصد آزمودنی‌ها هیچ عقب‌گرد مرحله‌ای در مطالعات طولی نداشتند

نکتهٔ تکمیلی

جالب است که مرحله چهارم (حفظ نظم اجتماعی) در جوامع شهرنشین رواج بیشتری دارد و این احتمالاً با پیچیدگی بیشتر روابط اجتماعی در شهر مرتبط است. در جوامع سنتی‌تر یا روستایی، الگوهای مرحله دو و سه بیشتر دیده می‌شود. این یافته از این جهت قابل توجه است که نشان می‌دهد زمینه اجتماعی و فرهنگی بر سرعت و سطح دستیابی به مراحل تأثیر می‌گذارد؛ اگرچه کلبرگ بر جهان‌شمولی ترتیب مراحل تأکید می‌کرد.

اصول جهانی و ویژگی‌های نظری کلبرگ

کلبرگ اصول عدالت را دارای جنبه جهانی و جهان‌شمول می‌دانست که شامل همه افراد می‌شود و ما را به احترام مساوی برای همه هدایت می‌کند. این دیدگاه برگرفته از اندیشه‌های فیلسوفانی چون امانوئل کانت و رهبران اخلاقی نظیر گاندی و مارتین لوتر کینگ است که عدالت را تصمیم‌گیری مبتنی بر احترام مساوی به همه می‌دانستند، نه اندیشه‌های تجربه‌گرایانی مانند جان لاک یا دکارت.

اصول ساختاری نظریه

کلبرگ به وحدت سلسله‌مراتبی معتقد بود: مردم با ورود به مراحل بالاتر، بینش‌های قبلی را از دست نمی‌دهند بلکه آن‌ها را در چارچوب‌های وسیع‌تر و جدیدتر یکپارچه می‌کنند. رشد اخلاقی در مراحل اول تا سوم همان تحولاتی را طی می‌کند که پیاژه در دو مرحله‌اش توصیف کرد: از اطاعت بی‌چون‌وچرا به نسبی‌گرایی و توجه به انگیزه‌های خوب.

مراحل اخلاقی کلبرگ نه به باورهای خاص فرهنگی، بلکه به روش‌های بنیادی استدلال اخلاقی مربوط می‌شوند که تسلسلی عمومی در تمام فرهنگ‌ها دارند. گرچه فرهنگ‌ها محتوای متفاوتی می‌آموزند، ترتیب مراحل یکسان است.

وحدت سلسله‌مراتبی یعنی هر مرحله بر مرحله قبل تکیه کرده و آن را در بر می‌گیرد، نه اینکه آن را حذف کند.

داوری اخلاقی در مقابل رفتار اخلاقی

نظریه کلبرگ اساساً درباره تفکر اخلاقی است. گرچه ارتباط منطقی بین داوری و عمل وجود دارد و در مراحل بالاتر ثبات رفتاری بیشتر است، آزمون‌ها مطابقت کاملی بین داوری اخلاقی و عمل اخلاقی نشان نمی‌دهند. این یعنی فردی که در مرحله بالایی استدلال می‌کند، لزوماً در عمل هم اخلاقی‌تر نیست.

مرحله هفتم و بُعد معنوی

کلبرگ پیش از مرگش در سال ۱۹۸۷ پیشنهاد مرحله‌ای هفتم را داد که از مرزهای محاسبات عدالت عبور می‌کند. این مرحله با مفهوم تعالی خود مرتبط است و پرسش «چرا باید اخلاقی رفتار کرد؟» را پاسخ می‌دهد. پاسخ آن مبتنی بر حس وحدت با عالم هستی، طبیعت و خدا است — نه پاداش اخروی یا ترس از عذاب الهی. این مرحله با مرحله ششم رشد ایمان جیمز فاولر (ایمان جامع) مطابقت دارد.

مقایسه: کسی در مرحله هفتم پیشنهادی نه به دلیل قانون، نه به دلیل قرارداد اجتماعی، و نه حتی به دلیل اصول انتزاعی عدالت، اخلاقی رفتار می‌کند — بلکه چون احساس می‌کند جزئی از یک کل بزرگ‌تر است که بدرفتاری با دیگری یعنی بدرفتاری با بخشی از خودِ او.

واژگان کلیدی

وحدت سلسله‌مراتبی
اصل کلبرگ که می‌گوید با ورود به مراحل بالاتر، بینش‌های مراحل قبلی از دست نمی‌روند بلکه در چارچوب‌های وسیع‌تر یکپارچه می‌شوند
جهان‌شمولی مراحل
ادعای کلبرگ که ترتیب مراحل استدلال اخلاقی در تمام فرهنگ‌ها یکسان است، حتی اگر محتوای باورهای اخلاقی متفاوت باشد
داوری اخلاقی
استدلال و قضاوت درباره درستی یا نادرستی اعمال؛ محور اصلی نظریه کلبرگ که با رفتار اخلاقی واقعی مطابقت کامل ندارد
مرحله هفتم
مرحله پیشنهادی کلبرگ (فراعدالت) که بر تعالی خود و حس وحدت با هستی استوار است و با مرحله ششم ایمان فاولر مطابقت دارد

اشتباه‌های رایج

  • تأکید کلبرگ بر عدالت از اندیشه امانوئل کانت برگرفته است، نه جان لاک یا دکارت که متفکران تجربه‌گرا بودند
  • وحدت سلسله‌مراتبی به معنای حفظ بینش‌های قبلی در چارچوب وسیع‌تر است، نه رها کردن آن‌ها
  • نظریه کلبرگ درباره تفکر اخلاقی است؛ داوری اخلاقی و رفتار اخلاقی مطابقت کامل ندارند
  • چرایی رفتار اخلاقی در مرحله هفتم بر وحدت با هستی استوار است، نه بر پاداش اخروی یا ترس از عذاب الهی
  • قوانین در مرحله پنجم قابل تغییر از طریق فرایند دموکراتیک هستند، نه غیرقابل تغییر و دایمی

جمع‌بندی این مفهوم

  • کلبرگ عدالت را جهان‌شمول می‌دانست و ریشه نظری آن را در کانت و رهبرانی چون گاندی و مارتین لوتر کینگ می‌دید
  • وحدت سلسله‌مراتبی می‌گوید بینش‌های مراحل قبلی رها نمی‌شوند بلکه در چارچوب‌های گسترده‌تر یکپارچه می‌شوند
  • ترتیب مراحل در همه فرهنگ‌ها یکسان است، اما داوری اخلاقی و رفتار اخلاقی واقعی مطابقت کامل ندارند
  • مرحله هفتم پیشنهادی کلبرگ از عدالت فراتر می‌رود و بر وحدت با هستی (تعالی خود) استوار است
  • این مرحله هفتم با مرحله ششم ایمان جامع فاولر مطابقت دارد و پرسش چرایی اخلاقی رفتار کردن را پاسخ می‌دهد

نکتهٔ تکمیلی

جالب است که کلبرگ در اواخر عمر از اخلاق «عدالت» به سمت پرسش‌های معنوی‌تر حرکت کرد. او که سال‌ها با یک بیماری شدید ناتوان‌کننده دست‌وپنجه نرم می‌کرد، احتمالاً در تجربه زیستی خود با همان پرسش‌هایی روبرو شد که مرحله هفتمش مطرح می‌کند: وقتی از عدالت انتزاعی و قراردادهای اجتماعی فراتر روی، «چرا باید اخلاقی بود؟» پرسشی می‌شود که تنها در پیوند با چیزی بزرگ‌تر از خود پاسخ می‌گیرد.

نقد گیلیگان و نظریه اخلاق مراقبت

کارول گیلیگان یکی از مهم‌ترین منتقدان کلبرگ بود. او معترض بود که کلبرگ مراحل خویش را انحصاراً از طریق مصاحبه با پسران تدوین کرده است. این امر به نظر گیلیگان نوعی توجیه مردانه از اخلاق بود که صدای زنان را نادیده می‌گرفت.

تمایز دو صدای اخلاقی

از دیدگاه گیلیگان، نقطه ایده‌آل اخلاق برای مردان عدالت رسمی و اصول انتزاعی است، در حالی که اخلاق زنان بر محور روابط بین‌فردی و همدردی و شفقت استوار است. این تفاوت توضیح می‌دهد که چرا زنان در مقیاس کلبرگ معمولاً در مرحله سوم (ارتباطات میان‌فردی) نمره می‌گیرند، در حالی که مردان در مراحل چهارم و پنجم قرار می‌گیرند.

مردانزنان
ایده‌آل اخلاقیعدالت انتزاعیمراقبت/همدردی
مرحله مسلط۴ و ۵۳

گیلیگان عقیده داشت اخلاق زنان در موقعیت‌های واقعی زندگی شکل می‌گیرد، نه داستان‌های فرضی. به همین دلیل با ۲۹ زن باردار درباره تصمیم ادامه یا خاتمه بارداری مصاحبه کرد و از روش مصاحبه استفاده کرد، نه تحلیل عاملی یا پرسشنامه‌های مردانه.

مراحل سه‌گانه گیلیگان

در سطح اول (جهت‌گیری بقای شخصی)، تمرکز زن بر خود و بر آنچه برای خودش عملی‌تر است می‌باشد — نه فداکاری برای دیگران.

در سطح دوم (خوب‌بودن به منزله فداکاری)، زن امیال خود را به خاطر خواسته‌های سایرین فدا می‌کند و خود را مسئول اعمال دیگران می‌پندارد.

در گذرگاه دوم، زن با در نظر گرفتن نیازهای خود در کنار نیازهای دیگران به سمت واقع‌بینی و عزت‌نفس حرکت می‌کند.

در سطح سوم (اخلاق مساوات‌طلب)، با افزایش تمایل به امتناع از صدمه زدن به خود و دیگران، نوعی برابری اخلاقی حاصل می‌شود. در این سطح فراقراردادی، خود و دیگران هم‌بسته و متکی به یکدیگر می‌شوند، نه مستقل و گسسته.

پژوهش‌های واکر نشان داد سوگیری جنسیتی در ابزار کلبرگ چشمگیر نیست و تفاوت اندک احتمالاً ناشی از فرصت‌های تربیتی متفاوت است.

شواهد نشان می‌دهد با ورود به دوره بزرگسالی و رسیدن به بالاترین مراحل تفکر اخلاقی، دو خط رشد — یکی با هدف عدالت و دیگری با هدف مراقبت و توجه — با یکدیگر وحدت بیشتری می‌یابند.

واژگان کلیدی

نظریه اخلاق مراقبت
نظریه گیلیگان که اخلاق زنان را بر پایه روابط بین‌فردی، همدردی و شفقت می‌داند، در برابر اخلاق عدالت‌محور کلبرگ
دو خط رشد اخلاقی
دو مسیر موازی رشد اخلاقی: خط عدالت (با تأکید مردانه) و خط مراقبت (با تأکید زنانه) که در بزرگسالی به وحدت می‌رسند
سطح جهت‌گیری بقای شخصی
اولین سطح اخلاقی گیلیگان که در آن تمرکز زن بر نیازهای خودش است، نه دیگران
سطح فراقراردادی
سومین سطح گیلیگان که در آن زن به بینش هم‌بستگی خود با دیگران می‌رسد و اخلاق مساوات‌طلب شکل می‌گیرد

اشتباه‌های رایج

  • گیلیگان می‌گفت کلبرگ مراحلش را از پسران استخراج کرده (نه دختران)؛ پس نظریه کلبرگ سوگیری مردانه دارد، نه زنانه
  • ایده‌آل اخلاقی زنان در نظریه گیلیگان روابط بین‌فردی و همدردی است، نه عدالت رسمی؛ عدالت رسمی مشخصه مردان است
  • در سطح اول گیلیگان، تمرکز بر خود است، نه فداکاری برای دیگران؛ فداکاری مشخصه سطح دوم است
  • گیلیگان از روش مصاحبه استفاده کرد، نه تحلیل عاملی یا پرسشنامه‌های چندگزینه‌ای
  • واکر نشان داد سوگیری جنسیتی در ابزار کلبرگ چشمگیر نیست — این یافته نقد گیلیگان را تضعیف می‌کند
  • در سطح فراقراردادی گیلیگان، خود و دیگران هم‌بسته می‌شوند، نه گسسته و مستقل

جمع‌بندی این مفهوم

  • گیلیگان معترض بود که کلبرگ مراحلش را انحصاراً از پسران استخراج کرد و این باعث سوگیری مردانه در نظریه او شد
  • اخلاق مردان بر عدالت انتزاعی و اخلاق زنان بر مراقبت و روابط بین‌فردی استوار است که زنان در مقیاس کلبرگ در مرحله سوم می‌مانند
  • گیلیگان با ۲۹ زن باردار مصاحبه کرد تا اخلاق واقعی (نه فرضی) را بسنجد
  • مراحل گیلیگان از بقای شخصی تا فداکاری تا اخلاق مساوات‌طلب (امتناع از آسیب به خود و دیگران) است
  • پژوهش‌های واکر نشان داد سوگیری جنسیتی در ابزار کلبرگ چشمگیر نیست و در بزرگسالی دو خط رشد به وحدت می‌رسند

نکتهٔ تکمیلی

گیلیگان کتاب مشهور خود «با صدایی متفاوت» را در ۱۹۸۲ منتشر کرد و آن را به آهنگ گفتگوهای زنانه‌ای اختصاص داد که در پژوهش‌های روانشناسی نادیده گرفته شده بودند. این کتاب آنقدر تأثیرگذار بود که موج مطالعات فمینیستی در روانشناسی را به راه انداخت. جالب اینجاست که بعدها پژوهشگران دریافتند این تمایز «مردان/زنان» شاید بیش از آنکه جنسیتی باشد، با قدرت اجتماعی ارتباط داشته باشد: هر کسی (مرد یا زن) که در موضع حاشیه‌ای اجتماعی قرار دارد، تمایل بیشتری به استدلال مراقبت‌محور دارد.

نظریه رشد اخلاقی پیاژه

پیاژه پیش از کلبرگ رشد اخلاقی کودکان را مطالعه کرد و از طریق مشاهده بازی‌های کودکانه به دو مرحله اصلی رسید. او دریافت کودکان در سن چهار تا هفت سالگی بیشتر به حالت خودمحورانه بازی می‌کنند و شناخت کمی درباره برنده و بازنده شدن دارند.

مرحله دگرپیرو (اخلاق واقعیت‌نگر)

پیاژه اخلاق مرحله دگرپیرو را واقع‌گرایی اخلاقی نامید. در این مرحله (پس از هفت سالگی):

  • قوانین ثابت، مطلق و غیرقابل تغییر هستند که توسط افراد قدرتمند، دولت یا خدا بنا نهاده شده‌اند
  • قضاوت بر اساس پیامد عمل صورت می‌گیرد، نه نیت
  • اخلاق تابع تقابل: وقتی کودک مورد لطف قرار می‌گیرد، سعی در ادای دین دارد
  • دگرپیروی به خودمحوری وابسته است: کودکان قوانین را تنها از چشم‌انداز بزرگسالان قدرتمند می‌بینند

در دگرپیروی، کودکی که سطل بزرگ شیر را می‌شکند «گناهکارتر» از کودکی است که فنجان کوچک را عمداً می‌شکند — چون پیامد ملاک است، نه نیت.

مرحله خودپیرو (اخلاق خودمختار)

اخلاق خودپیرو نمایانگر نسبی‌گرایی و انعطاف‌پذیری است. پس از ده سالگی:

  • قوانین به عنوان توافق میان بازیکنان دیده می‌شوند که قابل تغییر است
  • قضاوت بر اساس نیت عمل صورت می‌گیرد
  • فرد دیگر به مراجع قدرت خارجی وابسته نیست
ویژگیدگرپیروخودپیرو
قوانینمطلق و ثابتتوافقی و انعطاف‌پذیر
ملاک قضاوتپیامدنیت
تقابلبلهکمتر

ارتباط این دو نظریه: تغییرات اخلاقی از اطاعت بی‌چون‌وچرا به نسبی‌گرایی و توجه به انگیزه‌های خوب که پیاژه در دو مرحله توصیف کرد، در نظریه کلبرگ در قالب سه مرحله اول طبقه‌بندی می‌شود.

واژگان کلیدی

اخلاق دگرپیرو (واقعیت‌نگر)
مرحله اول رشد اخلاقی پیاژه که در آن قوانین مطلق و ثابت هستند و قضاوت بر اساس پیامد عمل صورت می‌گیرد
اخلاق خودپیرو (خودمختار)
مرحله دوم رشد اخلاقی پیاژه که پس از ده سالگی شکل می‌گیرد؛ قوانین توافقی و انعطاف‌پذیر هستند و نیت عمل ملاک قضاوت است
واقع‌گرایی اخلاقی
نام دیگر مرحله دگرپیرو پیاژه که در آن کودکان اعمال را بر اساس نتایج عینی و ملموس آن‌ها قضاوت می‌کنند
اخلاق تابع تقابل
ویژگی مرحله دگرپیرو که در آن کودک وقتی مورد لطف قرار می‌گیرد سعی در ادای دین دارد

اشتباه‌های رایج

  • در دگرپیروی، ملاک قضاوت پیامد است؛ در خودپیروی، نیت است — نه برعکس
  • اخلاق خودمختار نمایانگر نسبی‌گرایی است، نه مطلق‌نگری؛ مطلق‌نگری ویژگی مرحله دگرپیرو است
  • کودکان ۴ تا ۷ ساله به حالت خودمحورانه بازی می‌کنند، نه همکارانه یا گروهی
  • دگرپیروی به خودمحوری وابسته است چون کودکان قوانین را تنها از یک چشم‌انداز (بزرگسالان قدرتمند) می‌بینند
  • تحولات اخلاقی که پیاژه در دو مرحله توصیف کرد، در نظریه کلبرگ به سه مرحله اول تقسیم می‌شوند

جمع‌بندی این مفهوم

  • پیاژه رشد اخلاقی را در دو مرحله توصیف کرد: دگرپیرو (مطلق‌نگر، پیامدمحور) و خودپیرو (نسبی‌گرا، نیت‌محور)
  • کودکان ۴ تا ۷ ساله خودمحورانه بازی می‌کنند و درک اندکی از قوانین برد و باخت دارند
  • در دگرپیروی، قوانین ثابت و مطلق هستند و قضاوت بر اساس پیامد عمل انجام می‌شود؛ این مرحله به خودمحوری وابسته است
  • در خودپیروی (پس از ده سالگی)، قوانین توافقی و انعطاف‌پذیرند و نیت عمل مبنای قضاوت می‌شود
  • تحولات دو مرحله پیاژه در نظریه کلبرگ به صورت سه مرحله اول بازتعریف شدند

نکتهٔ تکمیلی

پیاژه در مشاهده بازی‌های کودکانه (عمدتاً تیله‌بازی پسران ژنوی) الگوهای جالبی یافت. کودکان خردسال در بازی تیله هر کدام طبق قواعد خودشان بازی می‌کردند و نگران «قوانین» مشترک نبودند. این ساده‌ترین مثال «خودمحوری» اخلاقی است: هر کس قوانین خودش را دارد. شاید به همین دلیل است که کودکان کم‌سن در مشاجرات بازی تقریباً هرگز به قوانین مشترک استناد نمی‌کنند.

نظریه جیمز رست و مدل چهار‌فرآیندی

جیمز رست یکی از پیروان و منتقدان کلبرگ بود که رویکردی نوین برای سنجش قضاوت اخلاقی ارائه داد. رست معتقد بود داستان‌های کلبرگ ذهنی هستند و اخلاق باید به صورت عینی سنجیده شود. به همین دلیل روش سنجش متفاوتی توسعه داد.

مدل چهار فرآیندی رست

رست برای تبیین روانشناختی رفتار اخلاقی، چهار فرآیند اصلی معرفی کرد:

  • حساسیت اخلاقی: درک اینکه موقعیت اخلاقی وجود دارد و دیگران تحت تأثیر اعمال ما هستند
  • قضاوت اخلاقی: تعیین اینکه در این موقعیت چه عملی درست است (این همان موضوع کلبرگ)
  • ارزش اخلاقی: اولویت‌بندی ارزش‌های اخلاقی نسبت به دیگر ارزش‌ها
  • عمل اخلاقی: ترجمه قصد اخلاقی به رفتار واقعی با وجود موانع

رست تأکید کرد که قضاوت اخلاقی خوب به تنهایی کافی نیست؛ باید از چهار فرآیند همزمان بهره‌مند باشی تا رفتار اخلاقی واقعی داشته باشی.

طرح‌واره‌های رست و ارتباط با کلبرگ

رست در مدل خود سه طرح‌واره کلیدی معرفی کرد. طرح‌واره حفظ هنجارها همسو با مرحله قانون و نظم کلبرگ (مرحله چهارم) است و بر همسویی بعد شناختی اخلاق با هنجارهای جامعه تأکید دارد.

مثالی از ناکامی در یکی از چهار فرآیند: کسی که می‌داند دزدی اشتباه است (قضاوت خوب) اما نمی‌بیند که دیگران در نتیجه عملش آسیب می‌بینند (حساسیت ضعیف)، ممکن است باز هم رفتار غیراخلاقی داشته باشد.

بحث‌های سقراطی در تربیت اخلاقی

یکی از روش‌های تربیتی برگرفته از نظریه‌های رشد اخلاقی، بحث‌های سقراطی در مدارس است. هدف از این جلسات، تحول اخلاقی دانش‌آموزان است — نه تقویت حافظه یا شکل‌گیری فراشناخت. این روش با طرح پرسش، بر بررسی ارزش‌ها، اصول، باورها و بازاندیشی در نحوه زندگی تمرکز دارد.

واژگان کلیدی

مدل چهار فرآیندی رست
چارچوب رست برای تبیین رفتار اخلاقی شامل حساسیت اخلاقی، قضاوت اخلاقی، ارزش اخلاقی و عمل اخلاقی
طرح‌واره حفظ هنجارها
طرح‌واره‌ای در مدل رست که با مرحله قانون و نظم کلبرگ همسو است و بر هماهنگی اخلاق با هنجارهای اجتماعی تأکید دارد
بحث‌های سقراطی
روش تربیتی که از طریق طرح پرسش‌های اخلاقی، هدفش تحول اخلاقی دانش‌آموزان است، نه انتقال اطلاعات

اشتباه‌های رایج

  • داستان‌های کلبرگ از نظر رست ذهنی هستند، نه عینی؛ رست برای عینی‌سازی سنجش اخلاق روش متفاوتی ارائه داد
  • هدف بحث‌های سقراطی تحول اخلاقی است، نه تقویت حافظه تصوری یا فراحافظه شناختی
  • طرح‌واره حفظ هنجارها با مرحله چهارم کلبرگ (قانون و نظم) همسو است، نه مراحل دیگر
  • چهار فرآیند رست باید همزمان وجود داشته باشند؛ قضاوت اخلاقی خوب به تنهایی برای رفتار اخلاقی کافی نیست

جمع‌بندی این مفهوم

  • رست معتقد بود داستان‌های کلبرگ ذهنی‌اند و اخلاق باید عینی سنجیده شود
  • مدل چهار فرآیندی رست شامل حساسیت، قضاوت، ارزش و عمل اخلاقی است که همه باید با هم وجود داشته باشند
  • طرح‌واره حفظ هنجارها در مدل رست با مرحله قانون و نظم (چهارم) کلبرگ همسو است
  • بحث‌های سقراطی در مدارس هدفشان تحول اخلاقی دانش‌آموزان است، نه تقویت حافظه یا مهارت‌های شناختی

نکتهٔ تکمیلی

جیمز رست در ۱۹۷۹ آزمون تعریف مسائل (DIT) را طراحی کرد تا اخلاق را عینی‌تر بسنجد. این آزمون چندگزینه‌ای از آزمودنی می‌خواهد اهمیت عبارات مختلف را در تصمیم‌گیری اخلاقی رتبه‌بندی کند. جالب است که نمرات DIT در طول تحصیل دانشگاهی افزایش می‌یابد و این نشان می‌دهد آموزش رسمی تأثیر واقعی بر رشد قضاوت اخلاقی دارد؛ یافته‌ای که برای مربیان آموزشی اهمیت زیادی دارد.

نظریه رشد ایمان جیمز فاولر

جیمز فاولر یک الگوی مرحله‌ای برای تحول ایمان ارائه داد که شامل شش مرحله اصلی است. در این نظریه، ایدئولوژی ممکن است نقطه مقابل ایمان باشد چون جنبش‌های ایدئولوژیک می‌توانند برای اهداف زمینی، کارهایی انجام دهند که با روح ایمان سازگار نیست.

مرحله ۱: شهودی - فرافکنی

نخستین مرحله تحول ایمانی، شهودی - فرافکنی است (نه اسطوره‌ای مطلق که مرحله دوم است). در این مرحله، کودک خودمحور است و دیدگاه خود را تنها دیدگاه ممکن می‌داند. توانایی درونی‌سازی و تصور به‌طور کامل رشد نیافته است، پس درک انگیزه‌های دیگران محدود می‌ماند.

عامل مهم در انتقال به مرحله دوم، دستیابی به تفکر عملیات عینی پیاژه است که تفاوت میان آنچه واقعی است با آنچه واقعی به نظر می‌رسد را روشن می‌کند.

مرحله ۲: اسطوره‌ای واقعی

در این مرحله، کودک فاقد توان تفکر انتزاعی است و داستان‌ها و نمادهای مذهبی را به عنوان حقیقت محض و کاملاً لفظی می‌پذیرد. خدا با اصطلاحات انسان‌انگارانه توصیف می‌شود. پایان این مرحله زمانی است که فرد درک می‌کند دنیا جهانی زودبازده نیست — اتفاقات بد برای آدم‌های خوب هم رخ می‌دهد.

مرحله ۳: تصنعی - عرفی

در این مرحله، هویت نوجوانان بنیان استواری ندارد و آنها برای دستیابی به مرجع اخلاقی به دیگران (به‌ویژه همسالان) وابسته هستند. باورها هنوز در معرض تفکر انتقادی قرار نگرفته‌اند و نیاز به تایید دیگران دارند. انتقال از مرحله سوم به چهارم برای همه اتفاق نمی‌افتد — برخی برای همیشه در مراحل دوم یا سوم تثبیت می‌شوند.

مرحلهتفکرمرجع
۱: شهودیخودمحوراحساس
۲: اسطوره‌ایعینیبزرگسالان
۳: تصنعیپیش از انتقادیهمسالان
۴: فردگراانتقادیخود

مراحل ۴ تا ۶

در مرحله چهارم (فردگرایانه - تأملی)، فرد باورهایش را بازبینی کرده و تکیه از افراد مقتدر بیرونی به خویشتن تغییر می‌یابد. «خوداجرایی» به معنای پذیرش مسئولیت صریح برای باورها و سبک زندگی بر اساس تفکر انتقادی است.

در مرحله پنجم (عطفی پیوندی)، نوعی تصورات کنایه‌ای شکل می‌گیرد: فرد معانی قوی را می‌فهمد و هم به نسبی و جزئی بودن حقایق واقف است. این مرحله تا قبل از میانسالی رخ نمی‌دهد و بسیار نادر است — از هر شش مصاحبه‌شونده فاولر، تنها یک نفر به آن راه یافته بود.

در مرحله ششم (ایمان جامع)، فرد شفقت و عشقی بی‌قیدوشرط نسبت به تمامی مخلوقات دارد و حتی دشمنان را فرزندان خدا می‌داند. این تجارب شباهت زیادی با اوج غرق‌شدگی (Flow) و توصیفات تجارب دینی ویلیام جیمز دارند.

مرحله پنجم فاولر در میانسالی و بسیار نادر است: از هر شش مشارکت‌کننده، فقط یک نفر به آن دست یافته بود.

واژگان کلیدی

مرحله شهودی - فرافکنی
اولین مرحله فاولر که با خودمحوری کودک و توانایی ناقص درونی‌سازی مشخص می‌شود
مرحله اسطوره‌ای واقعی
مرحله دوم فاولر که در آن کودک داستان‌های مذهبی را کاملاً لفظی و حقیقی می‌پندارد و خدا را انسان‌انگارانه توصیف می‌کند
مرحله تصنعی - عرفی
مرحله سوم فاولر که در آن نوجوان بدون تفکر انتقادی باور می‌کند و به تایید همسالان وابسته است
خوداجرایی
ویژگی مرحله چهارم فاولر: پذیرش مسئولیت صریح برای باورها و سبک زندگی بر اساس تفکر انتقادی مستقل
مرحله عطفی پیوندی
مرحله پنجم فاولر که نادر است، تا میانسالی رخ نمی‌دهد و فرد همزمان معانی قوی و نسبی بودن حقایق را درک می‌کند

اشتباه‌های رایج

  • اولین مرحله فاولر شهودی - فرافکنی است، نه اسطوره‌ای مطلق؛ مرحله اسطوره‌ای در مرتبه دوم است
  • در مرحله دوم، کودک داستان‌های مذهبی را لفظی و محض می‌پذیرد — نه نمادین؛ چون فاقد تفکر انتزاعی است
  • همه افراد در بزرگسالی به مرحله چهارم نمی‌رسند؛ برخی برای همیشه در مرحله دوم یا سوم تثبیت می‌شوند
  • خوداجرایی یعنی پذیرش مسئولیت مستقل، نه پذیرش بی‌چون‌وچرای موازین سنتی
  • مرحله پنجم تا قبل از میانسالی رخ نمی‌دهد، نه در جوانی
  • تجارب مرحله ششم شباهت زیادی با Flow و تجارب دینی ویلیام جیمز دارند، نه مغایرت

جمع‌بندی این مفهوم

  • اولین مرحله فاولر شهودی - فرافکنی است که با خودمحوری و توانایی ناقص درونی‌سازی مشخص است
  • مرحله دوم (اسطوره‌ای واقعی) با پذیرش لفظی داستان‌های مذهبی و تصویر انسان‌انگارانه از خدا همراه است
  • در مرحله سوم (تصنعی - عرفی) نوجوان به همسالان وابسته است و باورهایش در معرض تفکر انتقادی قرار نگرفته‌اند
  • مرحله چهارم (فردگرا) با خوداجرایی و تکیه به خود به جای مراجع بیرونی مشخص است
  • مرحله پنجم بسیار نادر است (یک از شش نفر) و تا میانسالی رخ نمی‌دهد؛ مرحله ششم با عشق بی‌قیدوشرط به همه مخلوقات همراه است

نکتهٔ تکمیلی

جیمز فاولر الهیات‌دان و روانشناس بود و نظریه‌اش تلاشی برای پل زدن میان علم و دین است. جالب است که افرادی که فاولر در مرحله ششم طبقه‌بندی کرد، اغلب شخصیت‌های تاریخی بودند: مادر ترزا، گاندی، مارتین لوتر کینگ. این نشان می‌دهد که مرحله ششم نه تنها نادر است، بلکه معمولاً با آمادگی برای فداکاری بزرگ برای دیگران همراه است — کیفیتی که در زندگی عادی به ندرت دیده می‌شود.

خلاصهٔ درس

نیت مهم‌تر است یا پیامد؟

Developmental Psychology · Moral Theories

پیاژه: پایه‌های رشد اخلاقی

  • دگرپیرو (پس از ۷ سالگی): قوانین مطلق؛ ملاک قضاوت ← پیامد عمل
  • خودپیرو (پس از ۱۰ سالگی): قوانین توافقی؛ ملاک قضاوت ← نیت عامل
  • ۴–۷ سالگی: خودمحور، بی‌توجه به قوانین مشترک بازی
  • دگرپیروی وابسته به خودمحوری است؛ تنها یک دیدگاه دیده می‌شود
  • دو مرحله پیاژه در کلبرگ به سه مرحله اول بازتعریف شد
واقع‌گرایی اخلاقی
قضاوت بر اساس پیامد عینی، نه نیت درونی

نکته: کودکی که سطل بزرگ شیر را می‌شکند «گناهکارتر» از کسی است که فنجان کوچک را عمداً می‌شکند — چون پیامد ملاک است.

کلبرگ: سه سطح و شش مرحله

  • پیش‌قراردادی: م.۱ تنبیه = اثبات خطا؛ م.۲ تنبیه = خطری قابل اجتناب
  • م.۲: مبادله منصفانه بر پایه سود شخصی، فاقد مسئولیت اخلاقی واقعی
  • قراردادی: م.۳ ← همدردی میان‌فردی؛ م.۴ ← حفظ نظم اجتماعی
  • م.۴ تا دهه ۲۰–۳۰ سالگی مسلط نمی‌شود — نه در نوجوانی
  • م.۵ قوانین را قابل تغییر دموکراتیک می‌داند؛ م.۶ اصول جهان‌شمول (حذف از نمره‌گذاری)
سطح پس‌قراردادی
فراتر از قرارداد اجتماعی؛ اصول اخلاقی درونی‌شده مستقل از قانون

نکته: م.۶ از دستورالعمل نمره‌گذاری حذف شد چون روش مصاحبه نمی‌توانست آن را از م.۵ تمیز دهد.

روش و مبانی نظری کلبرگ

  • معضل هاینز: تعارض قانون در برابر حفظ جان — پاسخ بله/خیر مهم نیست
  • ملاک طبقه‌بندی مراحل: استدلال پشت پاسخ، نه خود پاسخ
  • ۹۴٪ آزمودنی‌ها در مطالعات طولی عقب‌گرد مرحله‌ای نداشتند
  • وحدت سلسله‌مراتبی: بینش مراحل قبل یکپارچه می‌شود، حذف نمی‌شود
  • داوری اخلاقی با رفتار اخلاقی مطابقت کامل ندارد
اصل اپی‌ژنتیک
مراحل از پیش تعیین‌شده؛ با اتمام هر مرحله، بعدی ظاهر می‌شود

نکته: کلبرگ پیش از مرگش (۱۹۸۷) مرحله هفتم پیشنهاد داد: اخلاق بر پایه وحدت با هستی، نه پاداش اخروی.

گیلیگان: صدای زنانه در اخلاق

  • نقد: کلبرگ مراحلش را انحصاراً از پسران استخراج کرد — سوگیری مردانه
  • مردان ← عدالت انتزاعی؛ زنان ← مراقبت و روابط بین‌فردی
  • سطح اول: بقای خود؛ سطح دوم: فداکاری برای دیگران + مسئول اعمال دیگران
  • سطح سوم: اخلاق مساوات‌طلب — خود و دیگران هم‌بسته، نه گسسته
  • واکر نشان داد سوگیری جنسیتی در ابزار کلبرگ چشمگیر نیست
اخلاق مراقبت
اخلاق مبتنی بر همدردی و روابط، در برابر اصول انتزاعی عدالت‌محور

نکته: گیلیگان با ۲۹ زن باردار درباره تصمیم ادامه یا خاتمه بارداری مصاحبه کرد — اخلاق در موقعیت واقعی، نه داستان فرضی.

رست و فاولر: مدل‌های تکمیلی

  • رست: چهار فرآیند — حساسیت، قضاوت، ارزش، عمل اخلاقی (همه همزمان لازم‌اند)
  • آزمون DIT رست نشان داد نمرات اخلاقی در تحصیل دانشگاهی افزایش می‌یابد
  • طرح‌واره حفظ هنجارهای رست با مرحله چهارم کلبرگ همسو است
  • فاولر م.۱: شهودی-فرافکنی ← م.۲: اسطوره‌ای واقعی ← م.۳: تصنعی-عرفی
  • م.۵ فاولر بسیار نادر (۱ از ۶ نفر، تا میانسالی)؛ م.۶ با م.۷ کلبرگ مطابقت دارد
خوداجرایی
پذیرش مسئولیت صریح برای باورها بر پایه تفکر انتقادی مستقل (م.۴ فاولر)

نکته: بحث‌های سقراطی در مدارس هدفشان تحول اخلاقی است، نه تقویت حافظه یا مهارت شناختی.

نکات کلیدی

  • م.۱ کلبرگ: تنبیه = اثبات خطا؛ م.۴: رد دزدی = هرج‌ومرج اجتماعی — نه ترس از زندان
  • کلبرگ به پاسخ بله/خیر بی‌تفاوت بود؛ استدلال ملاک طبقه‌بندی است
  • داروساز معضل هاینز دارو را ده برابر هزینه فروخت: ۲۰۰ دلار هزینه، ۲۰۰۰ دلار قیمت
  • م.۶ کلبرگ از نمره‌گذاری حذف شد؛ مرحله نظری است، نه عملیاتی
  • اولین مرحله فاولر شهودی-فرافکنی است، نه اسطوره‌ای (آن دومی است)
  • مبادله منصفانه م.۲ بر سود شخصی است؛ مسئولیت اخلاقی واقعی در آن نیست

یک تست از این درس

خودت را بسنج

در مقایسه قضاوت اخلاقی در سطوح عالی نظریه کلبرگ، کدام مورد درباره تفاوت‌های مرحله پنجم (پیمان اجتماعی) و مرحله ششم (اصول اخلاقی جهان‌شمول) درست است؟

  1. افراد مرحله پنجم در تایید نافرمانی شهروندان تردید دارند، در حالی که افراد مرحله ششم بر اساس معیارهای درونی‌شده خود و مستقل از تایید اجتماعی رفتار می‌کنند.
  2. افراد مرحله پنجم قوانین را به صورت دموکراتیک قابل تغییر می‌دانند، در حالی که در مرحله ششم تعهد به عدالت موجب تردید بیشتر در توجیه نافرمانی مدنی می‌گردد.
  3. افراد مرحله پنجم قوانین جامعه را غیرقابل تغییر و دایمی فرض می‌کنند، در حالی که در مرحله ششم افراد فقط در صورت نبود محدودیت قانونی رفتار درست را انجام می‌دهند.
  4. افراد مرحله پنجم با وسعت بیشتری نافرمانی شهروندان را توجیه می‌کنند، در حالی که در مرحله ششم عمل اخلاقی صرفاً در راستای ممانعت از بروز هرج‌ومرج انجام می‌شود.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۱

تفاوت اساسی این دو مرحله در این است که افراد مرحله پنجم در تایید نافرمانی مدنی تردید دارند، در حالی که افراد مرحله ششم با اتکا به اصول عدالت درونی‌شده خود، نافرمانی مدنی را راحت‌تر و با توجیه قوی‌تری تایید می‌کنند. همچنین در مرحله ششم، فرد مستقل از تایید اجتماعی یا قانون عمل می‌کند، بنابراین گزینه اول درست است. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه دوم: تعهد به عدالت در مرحله ششم موجب توجیه قوی‌تر و تایید وسیع‌تر نافرمانی شهروندان می‌گردد، نه تردید بیشتر. گزینه سوم: در مرحله پنجم قوانین قراردادهای دموکراتیک و قابل تغییر هستند، نه دایمی؛ همچنین افراد مرحله ششم بر اساس معیارهای درونی رفتار می‌کنند و تابع محدودیت‌های قانونی نیستند. گزینه چهارم: افراد مرحله پنجم در تایید نافرمانی تردید دارند و ممانعت از بروز هرج‌ومرج ویژگی بارز مرحله چهارم (حفظ نظم اجتماعی) است، نه مرحله ششم.

درس‌های دیگر این بخش · روانشناسی رشد