نظریه بازی

7 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

تعریف و ماهیت بازی

بازی چیست؟

در روان‌شناسی تحولی، تعریف بازی به ظاهر ساده است اما میان صاحب‌نظران اختلاف‌نظرهای جدی وجود دارد. بالدوین بازی را فعالیتی بی‌هدف یا دارای هدف در خود می‌داند؛ یعنی هدف بازی نه در بیرون از آن، بلکه در درون خودِ فعالیت نهفته است. برای توصیف این ویژگی، بالدوین اصطلاح اتوتیسم را به کار برد که دقیقاً به معنای «هدف در درون فعالیت» است. این مفهوم با هیچ نفع مادی یا هدف بیرونی مشخصی همراه نیست.

اصطلاح اتوتیسم بالدوین به معنای فعالیتی است که هدف آن در خود آن فعالیت نهفته است، نه در بیرون از آن.

کارل بوهلر ملاک اصلی بازی را انطباق با اصل لذت می‌داند. نکته مهم این است که با رشد سنی کودک، اصل لذت از بین نمی‌رود؛ کودک تدریجاً به سمت اصل واقعیت می‌رود اما اصل لذت هرگز واقعاً از بین نمی‌رود و همچنان در بازی‌ها خود را نشان می‌دهد. کلاپارد نیز بازی را از دیدگاه فیزیولوژیک بررسی کرده و آن را به عنوان تحقق بخشیدن فوری نیازها تعریف می‌کند. این رویکرد تأکید دارد که بازی یک سازوکار برآورده‌سازی نیاز است، نه فعالیتی صرفاً تفریحی.

از دیدگاه پیاژه، بازی و تقلید دو قطب متضاد فعالیت طرح‌واره‌ای کودک هستند. در بازی، اولویت اساسی با فرایند درون‌سازی است؛ کودک در حین بازی خود را با واقعیت خارج تطبیق نمی‌دهد و به دنبال تعادل نمی‌گردد، زیرا تابع محض طرح‌واره‌های شخصی خویش است. در مقابل، تقدم برون‌سازی منجر به شکل‌گیری تقلید می‌شود.

بازیتقلید
فرایند غالبدرون‌سازیبرون‌سازی
تطبیق با واقعیت
تعادل‌جویی

تفاوت بازی تمرینیِ پیاژه با فعالیت‌های عادی حسی-حرکتی در همین نکته نهفته است: عمل حسی-حرکتی سازمان‌یافته به سمت تعادل‌جویی می‌رود، اما در بازی تمرینی هیچ هدف تعادل‌جویی در کار نیست. همچنین پیاژه اصطلاح «بازی کنشی» را به دلیل ابهام رد کرد و به جای آن واژه تمرینی را برگزید، زیرا معتقد بود همه بازی‌ها علاوه بر جنبه ساختاری دارای جنبه عملی و کنشی نیز هستند.

واژگان کلیدی

اتوتیسم
اصطلاح بالدوین برای فعالیتی که هدفش در درون خود آن فعالیت نهفته است و فاقد نفع مادی یا هدف بیرونی است.
اصل لذت
اصلی که بوهلر ملاک بازی کودکان می‌داند و برخلاف تصور رایج، با رشد سنی هرگز به‌طور کامل از بین نمی‌رود.
درون‌سازی
فرایند شناختی که در آن کودک تجربیات بیرونی را بر اساس طرح‌واره‌های موجود ذهنی خود تفسیر می‌کند؛ فرایند غالب در بازی از دیدگاه پیاژه.
برون‌سازی
فرایند تطبیق طرح‌واره‌ها با واقعیت بیرونی؛ فرایند غالب در تقلید از دیدگاه پیاژه.
بازی تمرینی
اصطلاح پیاژه برای بازی‌های ابتدایی فاقد هدف تعادل‌جویی که جایگزین «بازی کنشی» شد.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه رایج: تصور می‌شود اتوتیسم بالدوین به معنای فعالیتی با هدف بیرونی است؛ در واقع اتوتیسم دقیقاً برعکس است: هدف در درون فعالیت نهفته است.
  • اشتباه رایج: برخی گمان می‌کنند با رشد کودک، اصل لذت کاملاً از بین می‌رود و جای خود را به اصل واقعیت می‌دهد؛ اما اصل لذت هرگز از بین نمی‌رود و همچنان در بازی خود را نشان می‌دهد.
  • اشتباه رایج: در نظریه پیاژه، فرایند غالب در بازی برون‌سازی دانسته می‌شود؛ در واقع در بازی درون‌سازی غالب است و برون‌سازی غالب منجر به تقلید می‌شود.
  • اشتباه رایج: تصور می‌شود کودک در حین بازی به دنبال تعادل با واقعیت است؛ اما پیاژه تصریح می‌کند کودک در بازی تابع محض طرح‌واره‌های شخصی خود است و به دنبال تعادل نمی‌گردد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • بالدوین بازی را با اصطلاح اتوتیسم توصیف می‌کند: فعالیتی که هدفش در درون خود آن نهفته است نه در بیرون.
  • بوهلر ملاک بازی را اصل لذت می‌داند که با رشد کودک کمرنگ می‌شود اما هرگز از بین نمی‌رود؛ کلاپارد نیز بازی را تحقق فوری نیازها از دیدگاه فیزیولوژیک تعریف می‌کند.
  • در نظریه پیاژه، بازی با غلبه درون‌سازی و تقلید با غلبه برون‌سازی مشخص می‌شود.
  • در بازی تمرینیِ پیاژه، کودک به دنبال تعادل‌جویی نیست و تابع طرح‌واره‌های شخصی خویش است.
  • پیاژه اصطلاح «بازی کنشی» را مبهم دانست و آن را با «بازی تمرینی» جایگزین کرد زیرا همه بازی‌ها دارای جنبه کنشی هستند.

نکتهٔ تکمیلی

مفهوم «اتوتیسم» بالدوین در واقع پیشگام مفهوم مدرن انگیزش درونی (Intrinsic Motivation) است که دهه‌ها بعد توسط روان‌شناسانی چون دِسی و ریان در نظریه خودتعیینی (Self-Determination Theory) به تفصیل بررسی شد. هر دو رویکرد بر این نکته تأکید دارند که فعالیت‌هایی که پاداش آن‌ها از درون خودشان می‌آید، پایدارتر و رضایت‌بخش‌تر هستند. این یکی از دلایلی است که بازی آزاد در برابر فعالیت‌های ساختارمند بیرونی، اثر تربیتی عمیق‌تری دارد.

طبقه‌بندی‌های بازی

تقسیم‌بندی کارل گروس

کارل گروس بازی‌ها را به دو دسته اصلی تقسیم می‌کند: بازی‌های منتهی به کنش‌های عمومی و بازی‌های منتهی به کنش‌های اختصاصی. بازی‌های مبارزه‌ای مانند کشتی‌گرفتن نمونه‌هایی از کنش‌های عمومی‌اند، در حالی که عروسک‌بازی کودکان نمونه‌ای از بازی با کنش اختصاصی است. این تمایز حائز اهمیت است زیرا اغلب کنش‌های مبارزه‌طلبی به اشتباه «اختصاصی» تصور می‌شوند.

طبقه‌بندی کرا، پرز و اشترن

محقق کرا بازی‌ها را به دو طبقه تقلیدی و تخیلی تقسیم کرد، اما تأکید می‌کند که تفکیک مطلق این دو در عمل ممکن نیست؛ بسیاری از بازی‌های تقلیدی در نهایت به بازی‌های تخیلی منتهی می‌شوند. پرز بازی‌ها را به سه دسته تقسیم کرد: منظم، نامنظم و مهارتی. در تعریف پرز، ساختن برج به عنوان نمونه بازی مهارتی شناخته می‌شود که ویژگی تجربی دارد و به خلاقیت نیاز دارد.

اشترن اولین کسی بود که مسئله ساخت بازی‌ها را مطرح کرد. او بازی‌ها را به دو گروه فردی و گروهی تقسیم نمود. در بازی فردی، هدف اصلی آن است که کودک رابطه خود را با اعضای بدن و اشیای محیط مستحکم‌تر کند، در حالی که بازی گروهی تعامل اجتماعی را هدف قرار می‌دهد.

نظریه‌پردازدسته ۱دسته ۲دسته ۳
گروسکنش عمومیکنش اختصاصی
کراتقلیدیتخیلی
پرزمنظمنامنظممهارتی
اشترنفردیگروهی

طبقه‌بندی شارلوت بوهلر و پیاژه

شارلوت بوهلر بازی‌ها را به دو گروه اصلی تقسیم کرد: بازی‌های کنشی که شامل فعالیت‌های بدنی خالص مانند مبارزه‌طلبی است، و بازی‌های آفرینشی که در آن‌ها ساختن و خلق یک محصول جدید مدنظر است. این تمایز اهمیت دارد زیرا بازی آفرینشی صرفاً تخلیه انرژی نیست بلکه فرآیند خلق محصول است.

پیاژه بازی‌ها را بر اساس مراحل رشد شناختی به سه نوع تقسیم کرد: بازی تمرینی (مرحله حسی-حرکتی)، بازی رمزی (از حدود یک‌ونیم سالگی با آغاز دوره تجسمی) و بازی قاعده‌دار (با پیدایش ساخت‌های منطقی عینی).

مثال تمایز کنشی و آفرینشی: کودکی که به دیوار مشت می‌زند یا می‌دود (بازی کنشی) در مقابل کودکی که با لِگو برج می‌سازد (بازی آفرینشی)؛ هر دو فعالیت هستند اما خروجی آن‌ها کاملاً متفاوت است.

واژگان کلیدی

کنش عمومی
دسته‌ای از بازی‌های گروس که فعالیت‌های مبارزه‌ای مانند کشتی‌گرفتن را شامل می‌شود.
کنش اختصاصی
دسته‌ای از بازی‌های گروس که عروسک‌بازی و بازی‌های نقش‌محور را در بر می‌گیرد.
بازی مهارتی
در طبقه‌بندی پرز، بازی‌هایی که دارای جنبه تجربی هستند و به خلاقیت نیاز دارند؛ مانند ساختن برج.
بازی آفرینشی
در طبقه‌بندی شارلوت بوهلر، بازی‌هایی که محور آن‌ها ساختن و خلق محصول جدید است، نه صرفاً فعالیت بدنی.
بازی رمزی
در نظام پیاژه، بازی‌های نمادین که از حدود یک‌ونیم سالگی با آغاز دوره تجسمی ظاهر می‌شوند.
بازی قاعده‌دار
در نظام پیاژه، بازی‌هایی که با پیدایش ساخت‌های منطقی عینی شکل می‌گیرند و زمینه‌ساز اخلاق دیگر‌پیروی هستند.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه رایج: کشتی‌گرفتن و بازی‌های مبارزه‌ای در طبقه‌بندی گروس «کنش اختصاصی» تصور می‌شوند؛ در واقع اینها نمونه کنش عمومی هستند و عروسک‌بازی نمونه کنش اختصاصی است.
  • اشتباه رایج: بازی‌های تقلیدی و تخیلی در طبقه‌بندی کرا کاملاً مستقل فرض می‌شوند؛ اما کرا تأکید دارد که پاره‌ای از بازی‌های تقلیدی در نهایت منتهی به بازی‌های تخیلی می‌شوند.
  • اشتباه رایج: بازی‌های آفرینشی شارلوت بوهلر با فعالیت‌های بدنی خالص یکی دانسته می‌شود؛ فعالیت‌های بدنی خالص جزو بازی‌های کنشی هستند، نه آفرینشی.
  • اشتباه رایج: بازی‌های رمزی پیاژه از ۳ سالگی آغاز می‌شوند؛ در واقع از حدود یک‌ونیم سالگی با آغاز دوره تجسمی ظاهر می‌شوند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • گروس بازی‌ها را به کنش عمومی (مبارزه‌ای) و کنش اختصاصی (عروسک‌بازی) تقسیم می‌کند.
  • کرا معتقد است تفکیک مطلق بازی تقلیدی و تخیلی ممکن نیست و این دو اغلب به هم می‌رسند؛ پرز سه دسته منظم، نامنظم و مهارتی را معرفی می‌کند.
  • اشترن نخستین کسی بود که ساخت بازی را مطرح کرد و آن را به فردی (تحکیم رابطه با اعضا و اشیا) و گروهی تقسیم نمود.
  • شارلوت بوهلر بازی‌های کنشی (فعالیت بدنی) را از آفرینشی (خلق محصول جدید) جدا می‌کند.
  • پیاژه سه نوع بازی تمرینی، رمزی (از یک‌ونیم سالگی) و قاعده‌دار را بر اساس مراحل رشد شناختی تعریف کرد.

نکتهٔ تکمیلی

طبقه‌بندی پیاژه از بازی بسیار تأثیرگذار بود، اما منتقدان معاصر مانند ویگوتسکی اشاره کردند که بازی قاعده‌دار نیز می‌تواند با تخیل همراه باشد. به همین دلیل، رویکردهای نوین در روان‌شناسی تحولی مانند نظریه ویگوتسکی بازی‌های قاعده‌دار را نه نشانه پایان خیال‌پردازی، بلکه شکل پیشرفته‌تر بازی خلاقانه می‌دانند که در آن قانون و تخیل در کنار هم وجود دارند.

نظریه‌های کلاسیک بازی

نظریه کارایی انرژی اضافه

یکی از قدیمی‌ترین نظریه‌های بازی، نظریه کارایی انرژی اضافه (یا انرژی مازاد) است که توسط اسپنسر و شیلر مطرح شد. این نظریه بیان می‌کند که بازی محصول مازاد انرژی بلااستفاده‌ای است که باید از طریق بازی تخلیه شود. با این حال، تحقیقات تجربی بعدی که توسط ویتی و لهمان انجام شد، خلاف ادعای آن را به اثبات رساند و این نظریه کنار گذاشته شد.

نظریه اجمالی فعالیت‌های اجدادی (هال)

استانلی هال نظریه‌ای به نام اجمالی فعالیت‌های اجدادی مطرح کرد که بر اساس آن، بازی محتوای تولیدی اجداد را زنده نگه می‌دارد و دوران کودکی فرصتی برای تصفیه اعمال بلااستفاده در آینده است. به عبارت دیگر، بازی وسیله‌ای برای تجدید صحنه‌های فعالیت‌های نسل‌های گذشته است. از میان روان‌شناسان معاصر، تنها کارل گوستاو یونگ با این نظریه همسو بوده است.

از نظریه‌های کلاسیک بازی: نظریه اسپنسر-شیلر (انرژی مازاد) توسط ویتی و لهمان ابطال شد؛ تنها هوادار معاصر نظریه هال در باب فعالیت‌های اجدادی، یونگ است.

نظریه پیش‌تمرین گروس

کارل گروس معتقد است بازی نوعی پیش‌تمرین عمومی و مقدماتی برای فعالیت‌های سازش‌یافته آینده در زندگی بزرگسالی است. کودکان از طریق بازی آماده می‌شوند تا در آینده بهتر با محیط سازگار شوند. این نظریه با وجود محبوبیت، دو نقطه ضعف دارد: اولاً، در تبیین جامع بازی‌های رمزی ناتوان است و ثانیاً نمی‌تواند بازی‌های بی‌هدف برخی گونه‌های عمومی را توضیح دهد.

نظریه‌های دهلیز غریزی و جبران

هاروی کار با نظریه دهلیز فعالیت‌های غریزی بازی را به مثابه دروازه‌ای می‌داند که از طریق آن غرایز گذشته ظهور می‌کنند. این رویکرد نشان می‌دهد چرا کودکان به طور طبیعی به فعالیت‌هایی مانند عروسک‌بازی گرایش دارند. رابینسون نیز نظریه جبران را مطرح کرد که بر اساس آن، بازی ابزاری نمادین است که نقش جبرانی برای فعالیت‌ها و نیازهای غیرممکن در دنیای واقعی را ایفا می‌کند.

نظریهنظریه‌پردازوضعیت
انرژی مازاداسپنسر-شیلرابطال شده
اجدادیهالتنها یونگ موافق
پیش‌تمرینگروسناقص
دهلیز غریزیهاروی کارفعال
جبرانرابینسونفعال

واژگان کلیدی

نظریه انرژی مازاد
نظریه اسپنسر و شیلر که بازی را محصول تخلیه انرژی اضافی می‌داند؛ توسط ویتی و لهمان ابطال شد.
نظریه اجمالی فعالیت‌های اجدادی
نظریه استانلی هال که بازی را وسیله‌ای برای تجدید و تصفیه فعالیت‌های اجدادی می‌داند.
نظریه پیش‌تمرین
نظریه گروس که بازی را تمرین مقدماتی برای فعالیت‌های سازش‌یافته آینده می‌داند؛ در تبیین بازی‌های رمزی ناتوان است.
دهلیز فعالیت‌های غریزی
نظریه هاروی کار که بازی را دروازه‌ای برای ظهور غرایز گذشته می‌داند.
نظریه جبران
نظریه رابینسون که بازی را ابزاری نمادین و جبرانی برای نیازهای غیرممکن در دنیای واقعی تعریف می‌کند.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه رایج: ابطال نظریه انرژی مازاد به گروس نسبت داده می‌شود؛ این نظریه را ویتی و لهمان ابطال کردند، نه گروس؛ گروس واضع نظریه پیش‌تمرین است.
  • اشتباه رایج: تصور می‌شود نظریه هال در باب فعالیت‌های اجدادی در روان‌شناسی معاصر طرفدارانی دارد؛ اما تنها یونگ از میان روان‌شناسان معاصر با این نظریه موافق بوده است.
  • اشتباه رایج: نظریه پیش‌تمرین گروس کامل و جامع تلقی می‌شود؛ در واقع این نظریه در تبیین بازی‌های رمزی ناتوان است و نقص‌های جدی دارد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • نظریه انرژی مازاد اسپنسر و شیلر بازی را تخلیه انرژی می‌داند که توسط ویتی و لهمان ابطال شد.
  • نظریه هال بازی را بازتاب فعالیت‌های اجدادی و فرصتی برای تصفیه آن‌ها می‌داند؛ تنها یونگ از معاصران با آن موافق است.
  • گروس بازی را پیش‌تمرین برای فعالیت‌های سازش‌یافته آینده می‌داند اما این نظریه در تبیین بازی‌های رمزی ناتوان است.
  • هاروی کار بازی را دهلیزی برای ظهور غرایز گذشته می‌داند؛ رابینسون بازی را ابزاری جبرانی برای نیازهای برآورده‌نشده می‌شناسد.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است که نظریه «انرژی مازاد» اسپنسر و شیلر علی‌رغم ابطال علمی در فرهنگ عامه زنده ماند. هنوز هم بسیاری از والدین و معلمان معتقدند کودکانی که «انرژی زیادی دارند» باید قبل از درس بازی کنند تا «انرژی تخلیه شود.» تحقیقات نوین نشان می‌دهند واقعیت پیچیده‌تر است: بازی نه تنها انرژی مصرف می‌کند بلکه اغلب تمرکز و توانایی یادگیری را افزایش می‌دهد.

بوی‌تاندیک و ویژگی‌های بازی

بازی از دیدگاه بوی‌تاندیک

بوی‌تاندیک بازی را مولود ویژگی‌های خاص دوران کودکی می‌داند. اولین و بنیادی‌ترین ویژگی در نظر او، وجود بی‌انسجامی روانی است؛ یعنی یک بی‌انسجامی اولیه در گستره سازمان روانی که منجر به رفتارهای سازش‌نایافته می‌شود. این بی‌انسجامی شرط لازم برای بروز بازی است.

ویژگی دیگری که بوی‌تاندیک به آن توجه دارد، نحوه تعامل کودک با محیط است. وقتی کودک از تصاویر و نشانه‌ها در بازی استفاده می‌کند، انگیزه آن نه ترس شدید از محیط است، بلکه ترکیب جالبی از کمرویی و شرمندگی همراه با شوق تسلط بر محیط. کودک تصاویر را میان خود و محیط واسطه قرار می‌دهد تا بتواند با آن تعامل کند. این تفسیر بسیار ظریف‌تر از دیدگاه ساده‌انگارانه «ترس از محیط» است.

بوی‌تاندیک: کودک تصاویر را واسطه میان خود و محیط قرار می‌دهد، نه به خاطر ترس، بلکه به خاطر ترکیب کمرویی با شوق تسلط.

بازی، اخلاق و رشد کلبرگ

پیوند بازی با رشد اجتماعی و اخلاقی در نظام کلبرگ نیز قابل توجه است. بازی‌های قاعده‌دار پیاژه که با پیدایش ساخت‌های منطقی عینی ظاهر می‌شوند، زمینه‌ساز اخلاق دیگر‌پیروی (پذیرش قواعد تعیین‌شده از خارج) هستند. در نگاهی وسیع‌تر، مرحله پنجم رشد اخلاقی کلبرگ (سطح سوم، پیمان اجتماعی) معتقد است که قانون تا زمانی معتبر است که به زندگی کیفیت دهد و در غیر این صورت قابل تغییر است.

نمونه استدلال سطح سوم کلبرگ: «اگر قانونی موجب آسیب به مردم می‌شود، باید آن را تغییر دهیم» — این نشانه تفکر مرحله پنجم (پیمان اجتماعی) است که تغییر قوانین اجتماعی را در صورت وجود گزینه‌های بهتر، مشروع می‌داند.

ارتباط بازی با رشد شناختی و اخلاقی یک محور اساسی در روان‌شناسی تحولی است. بازی صرفاً تفریح نیست؛ بستری است برای رشد مهارت‌های اجتماعی، پذیرش قواعد، و در نهایت تکامل تفکر اخلاقی.

واژگان کلیدی

بی‌انسجامی روانی
مفهوم بوی‌تاندیک برای توصیف عدم انسجام اولیه در سازمان روانی کودک که شرط لازم برای بروز بازی است.
اخلاق دیگر‌پیروی
مرحله‌ای در رشد اخلاقی که کودک قواعد بیرونی را می‌پذیرد؛ زمینه‌ساز آن بازی‌های قاعده‌دار در نظام پیاژه است.
پیمان اجتماعی (مرحله پنجم کلبرگ)
سطح اخلاقی که در آن فرد قوانین را ابزار خدمت به جامعه می‌داند و تغییر آن‌ها را در صورت بهبود کیفیت زندگی مشروع می‌شمارد.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه رایج: استفاده کودک از تصاویر و نشانه‌ها در بازی را نشانه ترس شدید از محیط می‌دانند؛ بوی‌تاندیک می‌گوید انگیزه واقعی کمرویی همراه با شوق تسلط است، نه ترس.
  • اشتباه رایج: تغییر قوانین اجتماعی را نشانه بی‌قانونی یا فساد اخلاقی می‌دانند؛ در مرحله پنجم کلبرگ، این نشانه بلوغ اخلاقی است اگر هدف بهبود کیفیت زندگی باشد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • بوی‌تاندیک بازی را مولود بی‌انسجامی روانی اولیه کودک می‌داند که منجر به رفتارهای سازش‌نایافته می‌شود.
  • کودک تصاویر را نه از سر ترس، بلکه به دلیل کمرویی همراه با شوق تسلط واسطه میان خود و محیط قرار می‌دهد.
  • بازی‌های قاعده‌دار پیاژه زمینه‌ساز اخلاق دیگر‌پیروی هستند و با پیدایش ساخت‌های منطقی عینی ظاهر می‌شوند.
  • در مرحله پنجم کلبرگ (پیمان اجتماعی)، قوانین ابزار خدمت به زندگی هستند و در صورت بهتر بودن گزینه‌ای دیگر، قابل تغییرند.

نکتهٔ تکمیلی

ایده بوی‌تاندیک که کودک تصاویر را واسطه قرار می‌دهد، پیش‌درآمد مفهوم «فضای انتقالی» وینیکات است. وینیکات معتقد بود اشیاء و تصاویر بازی در «فضای سوم» میان واقعیت درونی و بیرونی قرار دارند. این اتاق بازی ذهنی همان فضایی است که هنر، خلاقیت، و حتی روان‌درمانی در آن رخ می‌دهد — یکی از پیوندهای زیبای روان‌شناسی تحولی و روان‌کاوی.

تقلید: ماهیت و تحول اولیه

ماهیت تقلید: ساخته می‌شود یا فطری است؟

یکی از بحث‌های بنیادین در روان‌شناسی تحولی این است که تقلید یک توانایی پیش‌ساخته و غریزی است یا فرایندی که به تدریج شکل می‌گیرد. مک‌دوگال تقلید را دارای بعد غریزی پیش‌ساخته می‌دانست. اما مطالعات تجربی گیوم نشان داد که تقلید برعکس این دیدگاه کلاسیک، یک توانایی ساخته‌شدنیِ تدریجی در بافت روانی است. پیاژه نیز تأکید می‌کند تقلید یک مکانیزم پیش‌ساخته خودکار نیست، بلکه فرآیندی است که به تدریج ساخته می‌شود و از ماه اول با فرایند تحول عقلی همبستگی دارد.

تقلید نه یک غریزه پیش‌ساخته است (مک‌دوگال اشتباه می‌کرد) بلکه توانایی‌ای تدریجاً ساخته‌شونده است که از ماه اول با تحول عقلی همبستگی دارد.

نقش تقلید در شکل‌گیری تصویر ذهنی

تقلید تنها بازتولید رفتار دیگران نیست؛ نقش مهم‌تری در رشد شناختی دارد. مکانیزم‌های تقلید پیش از رسیدن کودک به زندگی تجسمی، زمینه و شالوده تصویر ذهنی را مهیا می‌سازند. به این اعتبار، تقلید به عنوان مقدمه‌ای برای تجسم قلمداد می‌شود.

از دیدگاه پیاژه، تقلید مظهر قطب برون‌سازی یک روان‌بنه است. وقتی کودک رفتار الگو را بازآفرینی می‌کند، طرح‌واره خود را با واقعیت بیرونی تطبیق می‌دهد. این فرایند برون‌سازی است. در مقابل، بازی مظهر درون‌سازی است. تصویر ذهنی نیز به عنوان نسخه درونی‌شده تقلید تلقی می‌گردد، اما تقلید خود مظهر قطب برون‌سازی است، نه درون‌سازی.

مراحل اولیه تقلید در دوره حسی-حرکتی

در مرحله اول دوره حسی-حرکتی، پدیده‌ای به نام فراهم‌سازی‌های بازتابی وجود دارد. گریه کودک با شنیدن صدای گریه سایر نوزادان نمونه این پدیده است. این با «تقلید متقابل» تفاوت دارد.

در مرحله دوم، دو پدیده مهم ظاهر می‌شوند: اول، سرایت صوتی که در آن صداهای بیرونی محرک بروز فعالیت‌های صوتی کم‌وبیش مشابه (نه کاملاً منطبق) در کودک می‌شوند. دوم، تقلید متقابل که کودک حرکات یا اصواتِ بروزداده از سوی خود را که توسط فرد دیگر در حضورش تکرار شده، مجدداً تکرار می‌کند.

پدیدهمرحلهماهیت
فراهم‌سازی بازتابیاولواکنش خودکار
سرایت صوتیدومتقریبی، نه منطبق
تقلید متقابلدومتکرار رفتار خود

واژگان کلیدی

فراهم‌سازی‌های بازتابی
پدیده مرحله اول حسی-حرکتی که در آن کودک به صورت بازتابی در واکنش به محرک‌های مشابه پاسخ می‌دهد؛ مثل گریه کردن با شنیدن صدای گریه نوزادان دیگر.
سرایت صوتی
پدیده مرحله دوم که در آن صداهای بیرونی محرک فعالیت‌های صوتی کم‌وبیش مشابه (نه دقیقاً منطبق) در کودک می‌شود.
تقلید متقابل
پدیده مرحله دوم که کودک رفتاری را که خودش ابتدا انجام داده و دیگری آن را تکرار کرده، مجدداً تکرار می‌کند.
برون‌سازی
فرایند تطبیق طرح‌واره با واقعیت بیرونی؛ مظهر اصلی تقلید در نظریه پیاژه.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه رایج: گریه کودک با شنیدن صدای گریه سایر نوزادان را «تقلید متقابل» می‌دانند؛ این پدیده نمونه‌ای از فراهم‌سازی‌های بازتابی در مرحله اول است.
  • اشتباه رایج: در سرایت صوتی تصور می‌شود کودک الگو را کاملاً منطبق بازسازی می‌کند؛ در واقع کودک فعالیت صوتی کم‌وبیش مشابه (نه کاملاً منطبق) تولید می‌کند.
  • اشتباه رایج: تقلید را یک مکانیزم پیش‌ساخته غریزی می‌دانند (دیدگاه مک‌دوگال)؛ تحقیقات گیوم و پیاژه نشان می‌دهند تقلید به تدریج ساخته می‌شود.
  • اشتباه رایج: تصویر ذهنی به قطب درون‌سازی نسبت داده می‌شود؛ اما تقلید (که تصویر ذهنی از آن مشتق می‌شود) مظهر برون‌سازی است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • تقلید یک غریزه فطری نیست بلکه توانایی‌ای تدریجاً ساخته‌شونده است که از ماه اول با تحول عقلی همبستگی دارد (گیوم و پیاژه، نه مک‌دوگال).
  • تقلید به عنوان مقدمه تجسم عمل می‌کند و پیش از دوره تجسمی، شالوده تصویر ذهنی را می‌سازد.
  • در مرحله اول حسی-حرکتی فراهم‌سازی‌های بازتابی رخ می‌دهد؛ در مرحله دوم سرایت صوتی (تقریبی) و تقلید متقابل (تکرار رفتار خود) پدید می‌آیند.
  • تقلید در نظریه پیاژه مظهر قطب برون‌سازی است و تصویر ذهنی نسخه درونی‌شده تقلید تلقی می‌شود.

نکتهٔ تکمیلی

کشف نورون‌های آینه‌ای (Mirror Neurons) در دهه ۱۹۹۰ توسط ریتزولاتی در ایتالیا، بحث قدیمی «تقلید غریزی یا اکتسابی» را دوباره داغ کرد. این نورون‌ها هنگام انجام و هنگام مشاهده عمل یکسان فعال می‌شوند. برخی محققان آن‌ها را زیرساخت عصبی تقلید و همدلی می‌دانند؛ اما شواهد نشان می‌دهند نورون‌های آینه‌ای خودبه‌خود تقلید ایجاد نمی‌کنند — تقلیدِ معنادار همچنان به فرایندهای شناختی بالاتر نیاز دارد.

مراحل پیشرفته تقلید حسی-حرکتی

مرحله سوم: تقلید نظام‌دار محدود

در مرحله سوم دوره حسی-حرکتی، کودک به تقلید نظام‌دار می‌پردازد، اما این تقلید محدودیت‌های مهمی دارد: اولاً کودک تنها به تقلید اصواتی می‌پردازد که مربوط به خودش است (نه اصوات جدید و ناآشنا) و ثانیاً الگوها لزوماً باید حین تقلید به صورت حضوری در صحنه باشند. بنابراین، تقلید دقیق از اصوات جدید و غیرآشنا یا تقلید در غیاب الگو در این مرحله هنوز ممکن نیست.

مرحله چهارم: آغاز تقلید حرکات نامرئی

در مرحله چهارم، با جدا شدن هدف و وسیله، کودک گامی مهم برمی‌دارد: آغاز تقلید از حرکات نامرئی. این کار به کمک بهره‌گیری از نشانه‌های محسوس و ملموس انجام می‌شود. کودک دیگر تنها آنچه را می‌بیند تقلید نمی‌کند، بلکه می‌تواند حرکاتی را که برایش مستقیماً مرئی نیستند (مثل حرکات صورت خودش) نیز بازآفرینی کند.

مرحله چهارم: آغاز تقلید از حرکات نامرئی با تکیه بر نشانه‌های محسوس. مرحله پنجم: تقلید از اندام نامرئی با تجسس تجربی و جابه‌جا شدن‌های پیاپی. مرحله ششم: تقلید معوق در غیاب الگو.

مرحله پنجم: تجسس تجربی

در مرحله پنجم، تقلید اندام نامرئی با تجسس و پیگردی تجربی همراه می‌شود. نمونه بارز آن قرار دادن خطاآمیز انگشت روی چشم به جای پیشانی در مواجهه اولیه با مدل است. کودک از طریق یک سلسله جابه‌جا شدن‌ها موقعیت واقعی را تثبیت می‌کند. این خطا نشانه نقص نیست، بلکه نشانه فرایند فعال تجسس است.

مرحله ششم: تقلید معوق

مهم‌ترین دستاورد در مرحله ششم، پیدایش تقلید معوق (تقلید در غیاب نمونه) است. این پدیده محصول توانمندی درونی‌سازی روان‌بنه‌ها است. با درونی شدن روان‌بنه‌ها، ساختار روانی فرآیند تقلید را از زمینه حسی-حرکتی محض جدا نموده و به شکل تقلید معوق جلوه می‌دهد. کودک می‌تواند رفتاری را که مدتی پیش دیده بود، اکنون بازآفرینی کند.

مرحلهویژگی اصلیمحدودیت
سومتقلید نظام‌دارتنها اصوات خود، حضور الگو
چهارمحرکات نامرئیبا نشانه محسوس
پنجمتجسس تجربیبا خطا و جابه‌جایی
ششمتقلید معوقبدون محدودیت حضور

واژگان کلیدی

تقلید نظام‌دار
شکل تقلید در مرحله سوم که محدود به اصوات آشنای خود کودک است و الگو باید حاضر باشد.
حرکات نامرئی
حرکاتی که کودک مستقیماً آن‌ها را در بدن خود نمی‌بیند (مانند حرکات صورت)؛ تقلید آن‌ها از مرحله چهارم آغاز می‌شود.
تجسس تجربی
فرایند کشف موقعیت درست از طریق آزمون و خطا و جابه‌جا شدن‌های پیاپی؛ ویژگی بارز مرحله پنجم.
تقلید معوق
تقلید در غیاب نمونه؛ دستاورد مرحله ششم که نتیجه درونی‌سازی روان‌بنه‌هاست.
درونی‌سازی روان‌بنه
فرایند مرحله ششم که طرح‌واره‌ها از سطح حسی-حرکتی به سطح ذهنی منتقل می‌شوند و تقلید معوق را ممکن می‌سازند.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه رایج: در مرحله سوم تصور می‌شود کودک می‌تواند هر صوت جدیدی را تقلید کند؛ در واقع کودک تنها اصوات مربوط به خودش را تقلید می‌کند و الگو باید حاضر باشد.
  • اشتباه رایج: خطای گذاشتن انگشت روی چشم به جای پیشانی را نشانه ناتوانی کودک می‌دانند؛ این خطا نشانه تجسس تجربی فعال در مرحله پنجم است.
  • اشتباه رایج: تقلید معوق را محصول مرحله چهارم یا پنجم می‌دانند؛ این دستاورد منحصراً به مرحله ششم و درونی‌سازی روان‌بنه‌ها تعلق دارد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • در مرحله سوم، تقلید نظام‌دار اما محدود به اصوات آشنای خود کودک است و الگو باید حضور داشته باشد.
  • مرحله چهارم نخستین گام تقلید از حرکات نامرئی با کمک نشانه‌های محسوس است.
  • مرحله پنجم با تجسس تجربی و جابه‌جا شدن‌های پیاپی مشخص است؛ خطا نشانه فرایند فعال کشف است.
  • مرحله ششم با درونی‌سازی روان‌بنه‌ها، تقلید معوق (تقلید در غیاب الگو) را ممکن می‌سازد.
  • این توالی نشان می‌دهد تقلید از فرایندی وابسته به حضور الگو و محرک محسوس، به فرایندی کاملاً ذهنی و مستقل تحول می‌یابد.

نکتهٔ تکمیلی

پدیده تقلید معوق یا «Deferred Imitation» که پیاژه در مرحله ششم توصیف کرد، بعداً به ابزار آزمایشگاهی مهمی تبدیل شد. روان‌شناسانی مثل ملتزوف نشان دادند که نوزادان ۱۴ ماهه می‌توانند رفتاری را که ۲۴ ساعت پیش مشاهده کرده‌اند، بازآفرینی کنند. این یافته‌ها پیش‌بینی پیاژه را تأیید کرد اما همچنین نشان داد که این توانایی ممکن است زودتر از آنچه پیاژه تصور می‌کرد ظاهر شود.

تقلید و تصویر ذهنی در دوره پیش‌عملیاتی

تقلید در دوره پیش‌عملیاتی (۲ تا ۷ سالگی)

با ورود به دوره پیش‌عملیاتی، تقلید وارد مرحله جدیدی می‌شود. تحول تقلید در این دوره (نیم‌دوره اول یعنی ۲ تا ۷ سالگی) کاملاً تحت سیطره و تأثیر سازوکار خودمیان‌بینی (Egocentrism) کودک قرار دارد. این بدان معناست که تقلیدهای کودک در این دوره رنگ و بوی خودمحورانه دارند و کودک دیدگاه‌های دیگران را به درستی درک نمی‌کند. بنابراین، نمی‌توان تقلید در دوره پیش‌عملیاتی را مجزا از ساختارهای شناختی کودک یا فارغ از خودمیان‌بینی دانست.

تقلید در دوره پیش‌عملیاتی (۲ تا ۷ سالگی) کاملاً تحت سیطره خودمیان‌بینی است و نمی‌توان آن را مستقل از ساختارهای شناختی این دوره دانست.

تقلید در دوره عملیاتی (از ۷ سالگی به بعد)

از ۷ سالگی به بعد با شکل‌گیری تفکر عملیاتی، تقلید نیز عقلانی می‌شود. تقلید در دوره سوم تحول عقلانی واجد جنبه تعقلی یا عملیاتی گشته و کاملاً تابع مکانیزم‌های اصلی هوش و تعقل می‌شود. کودک دیگر صرفاً به تقلید ظاهری نمی‌پردازد، بلکه تقلید او با درک عمیق‌تر و تعقل همراه است.

تصویر ذهنی و رابطه آن با تقلید و درون‌سازی

یکی از مسائل دقیق نظری در نظام پیاژه، ارتباط تصویر ذهنی با تقلید و درون‌سازی است. تصویر ذهنی به عنوان نسخه درونی‌شده تقلید تلقی می‌گردد. اما نکته ظریف اینجاست: تقلید مظهر قطب برون‌سازی یک روان‌بنه است (نه درون‌سازی). پیاژه از یک تمثیل کلیشه عکاسی استفاده می‌کند: آماده شدن کلیشه منفی معادل طرح‌برداری اولیه عینی است، در حالی که انعکاس عملی رفتار در بیرون نماد تقلید (برون‌سازی) تلقی می‌شود.

پیاژه همچنین برای تحلیل ادراک، فرمول تمرکزهای نسبی را به کار بست تا خطاهای ادراکی نخستین انسان را مورد سنجش قرار دهد. این رویکرد ادراک را به عنوان حوزه‌ای مجزا از شناخت تلقی می‌کند که قوانین خاص خود را دارد.

تمثیل کلیشه: کودک در مرحله تقلید مثل فیلم دوربین عکاسی عمل می‌کند که ابتدا «کلیشه منفی» (طرح‌برداری اولیه) در ذهنش شکل می‌گیرد و سپس هنگام تقلید عملی (برون‌سازی) این نسخه را در رفتار بیرونی بازتولید می‌کند.

واژگان کلیدی

خودمیان‌بینی (Egocentrism)
ویژگی تفکر دوره پیش‌عملیاتی که کودک در آن دیدگاه‌های دیگران را از دیدگاه خود متمایز نمی‌کند؛ بر تقلید این دوره سیطره کامل دارد.
تقلید عملیاتی
شکل تقلید از ۷ سالگی به بعد که جنبه تعقلی دارد و کاملاً تابع مکانیزم‌های اصلی هوش است.
تصویر ذهنی
نسخه درونی‌شده تقلید که از فرایند برون‌سازی مشتق می‌شود و شالوده بازنمایی ذهنی را می‌سازد.
تمرکزهای نسبی
فرمول پیاژه برای محاسبه و سنجش خطاهای ادراکی نخستین در میدان ادراکی.
طرح‌برداری اولیه عینی
در تمثیل پیاژه، مرحله‌ای معادل آماده شدن کلیشه منفی که پیش‌شرط تقلید عملی است.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه رایج: تقلید در دوره پیش‌عملیاتی را مستقل از ساختارهای شناختی می‌دانند؛ در واقع این تقلید کاملاً تحت سیطره خودمیان‌بینی است و از آن جدایی‌ناپذیر است.
  • اشتباه رایج: تصویر ذهنی را به قطب درون‌سازی نسبت می‌دهند؛ اما تقلید که تصویر ذهنی از آن مشتق می‌شود، مظهر قطب برون‌سازی است.
  • اشتباه رایج: در تمثیل کلیشه پیاژه، تقلید را مرحله «کلیشه منفی» می‌دانند؛ کلیشه منفی معادل طرح‌برداری اولیه عینی است، نه تقلید. تقلید معادل انعکاس عملی در بیرون است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • تقلید در دوره پیش‌عملیاتی (۲ تا ۷ سالگی) کاملاً تحت سیطره خودمیان‌بینی است و از ساختارهای شناختی این دوره جدایی‌ناپذیر است.
  • از ۷ سالگی به بعد، تقلید واجد جنبه تعقلی و عملیاتی می‌شود و تابع مکانیزم‌های اصلی هوش قرار می‌گیرد.
  • تصویر ذهنی نسخه درونی‌شده تقلید است که از فرایند برون‌سازی (نه درون‌سازی) مشتق می‌شود.
  • در تمثیل پیاژه، کلیشه منفی معادل طرح‌برداری اولیه و انعکاس بیرونی معادل تقلید (برون‌سازی) است.
  • پیاژه فرمول تمرکزهای نسبی را برای سنجش خطاهای ادراکی نخستین به کار برد که ادراک را به عنوان حوزه‌ای مجزا از شناخت تلقی می‌کند.

نکتهٔ تکمیلی

مفهوم خودمیان‌بینی پیاژه بعداً توسط محققانی چون مارتین هاف و آندرو ملتزوف به چالش کشیده شد. آزمایش‌های جدید نشان می‌دهند کودکان ۳-۴ ساله در برخی تکالیف ساده می‌توانند دیدگاه دیگران را در نظر بگیرند. این یافته‌ها نشان می‌دهند خودمیان‌بینی یک ویژگی مطلق نیست بلکه به پیچیدگی تکلیف و زمینه اجتماعی بستگی دارد — بینشی که به رویکردهای نوین نظریه ذهن (Theory of Mind) راه برد.

خلاصهٔ درس

بازی یا تقلید؟ — دو قطب رشد کودک

Developmental Psychology · Play & Imitation

ماهیت بازی: چه چیزی است؟

  • بالدوین: بازی «اتوتیسم» است — هدف در درون فعالیت، نه بیرون از آن
  • بوهلر: ملاک بازی اصل لذت است؛ با رشد کمرنگ می‌شود اما هرگز از بین نمی‌رود
  • کلاپارد: بازی ← تحقق فوری نیازها از دیدگاه فیزیولوژیک
  • پیاژه: در بازی درون‌سازی غالب است؛ در تقلید برون‌سازی غالب
اتوتیسم (Autotélisme)
فعالیتی که هدفش در خود آن نهفته، نه بیرون از آن

نکته: اتوتیسم بالدوین پیشگام «انگیزش درونی» دِسی و ریان در نظریه خودتعیینی است.

طبقه‌بندی‌های گوناگون بازی

  • گروس: کنش عمومی (کشتی‌گرفتن) در برابر کنش اختصاصی (عروسک‌بازی)
  • کرا: تقلیدی و تخیلی — اما تفکیک مطلق آن‌ها ممکن نیست
  • پرز: منظم، نامنظم، مهارتی (ساختن برج = مهارتی)
  • اشترن: اولین طراح «ساخت بازی» ← فردی (تحکیم با اعضای بدن و اشیای محیط) و گروهی
  • پیاژه: تمرینیرمزی (از ۱.۵ سالگی) ← قاعده‌دار
بازی آفرینشی (ش. بوهلر)
بازی‌هایی که محور آن‌ها خلق محصول جدید است، نه فعالیت بدنی صرف

نکته: بازی قاعده‌دار پیاژه پایان خیال‌پردازی نیست؛ ویگوتسکی آن را شکل پیشرفته‌تر بازی خلاقانه می‌داند.

نظریه‌های کلاسیک بازی

  • انرژی مازاد (اسپنسر-شیلر): بازی = تخلیه انرژی — ابطال‌شده توسط ویتی و لهمان
  • اجمالی اجدادی (هال): بازی فعالیت‌های نسل‌های گذشته را زنده می‌کند
  • پیش‌تمرین (گروس): بازی = آمادگی برای زندگی بزرگسالی؛ در تبیین بازی رمزی ناتوان
  • دهلیز غریزی (هاروی کار): بازی دروازه ظهور غرایز گذشته است
  • جبران (رابینسون): بازی ابزاری نمادین برای نیازهای غیرممکن در دنیای واقعی
نظریه پیش‌تمرین (گروس)
بازی، تمرین مقدماتی برای فعالیت‌های سازش‌یافته آینده

نکته: نظریه انرژی مازاد علی‌رغم ابطال علمی در فرهنگ عامه زنده ماند؛ بازی تمرکز را افزایش می‌دهد، نه فقط انرژی را تخلیه.

بوی‌تاندیک و ریشه‌های تقلید

  • بوی‌تاندیک: بازی مولود «بی‌انسجامی روانی» اولیه کودک است
  • کودک تصاویر را واسطه قرار می‌دهد — نه از ترس، بلکه از کمرویی + شوق تسلط
  • تقلید ساخته می‌شود به تدریج — نه غریزه فطری (گیوم و پیاژه، نه مک‌دوگال)
  • مرحله ۱: فراهم‌سازی بازتابی (گریه با شنیدن گریه) — تقلید متقابل نیست
  • مرحله ۲: سرایت صوتی (تقریبی) + تقلید متقابل (تکرار رفتار خود)
بی‌انسجامی روانی (بوی‌تاندیک)
فقدان انسجام اولیه سازمان روانی؛ شرط لازم بروز بازی

نکته: ایده بوی‌تاندیک پیش‌درآمد «فضای انتقالی» وینیکات است — همان فضایی که هنر و روان‌درمانی در آن رخ می‌دهد.

تحول تقلید از حسی-حرکتی تا عملیاتی

  • مرحله ۳: تقلید نظام‌دار — محدود به اصوات خود؛ الگو باید حاضر باشد
  • مرحله ۴: آغاز تقلید حرکات نامرئی با کمک نشانه‌های محسوس
  • مرحله ۵: تجسس تجربی — خطای انگشت روی چشم نشانه فرایند فعال است
  • مرحله ۶: تقلید معوق (در غیاب الگو) ← محصول درونی‌سازی روان‌بنه‌ها
  • ۲ تا ۷ سالگی: تقلید زیر سیطره خودمیان‌بینی؛ از ۷ سالگی: تقلید عملیاتی
تقلید معوق
تقلید در غیاب الگو؛ دستاورد مرحله ششم از راه درونی‌سازی روان‌بنه

نکته: تصویر ذهنی «نسخه درونی‌شده تقلید» است، اما تقلید مظهر برون‌سازی است — نه درون‌سازی.

نکات کلیدی

  • اتوتیسم بالدوین = هدف در درون فعالیت؛ نه هدف بیرونی — برعکس تصور رایج
  • در بازی درون‌سازی غالب است؛ در تقلید برون‌سازی — نه برعکس
  • کشتی‌گرفتن کنش عمومی است نه اختصاصی؛ عروسک‌بازی کنش اختصاصی است
  • نظریه انرژی مازاد را ویتی و لهمان ابطال کردند، نه گروس
  • گریه با شنیدن گریه = فراهم‌سازی بازتابی (مرحله ۱) — تقلید متقابل نیست
  • تقلید معوق فقط مرحله ۶ است؛ تصویر ذهنی از تقلید (برون‌سازی) مشتق می‌شود نه درون‌سازی

یک تست از این درس

خودت را بسنج

در تحلیل مقایسه‌ای مسیر تحولی «تقلید» و «بازنمایی ذهنی» در دوره‌های حسی-حرکتی و پیش‌عملیاتی، کدام عبارت صحیح است؟

  1. آغاز تقلید از حرکات نامرئی در مرحله چهارم حسی-حرکتی به کمک نشانه‌های ملموس رخ می‌دهد، تقلید پیش از رسیدن به زندگی تجسمی پی‌رنگ لازم برای تصویر ذهنی را فراهم می‌کند، و تقلید یک سازوکار بازتابیِ از پیش‌داده‌شده است که از بدو تولد بدون هماهنگی عقلی کار می‌کند.
  2. تقلید پیش از زندگی تجسمی شالوده و اساس تصویر ذهنی را مهیا می‌سازد، تحول تقلید پیش‌عملیاتی در سنین ۲ تا ۷ سالگی مجزا از ساختارهای شناختی و فارغ از اثر خودمیان‌بینی است، و در مرحله چهارم حسی-حرکتی شروع تقلید از حرکات نامرئی با کمک نشانه‌های محسوس پدیدار می‌شود.
  3. در مرحله چهارم حسی-حرکتی کودک با جدا شدن هدف و وسیله قادر به تقلید از حرکات نامرئی می‌شود، مطالعات گیوم نشان داد تقلید بر خلاف نظر مک‌دوگال فاقد بعد غریزی است، و تحول تقلید در دوره پیش‌عملیاتی مستقل از فرآیندهای شناختی بوده و خودمیان‌بینی بر آن بی‌اثر است.
  4. مرز شروع تقلید از حرکات نامرئی در مرحله چهارم حسی-حرکتی با تکیه بر نشانه‌های محسوس پدیدار می‌شود، تقلید به عنوان مقدمه‌ای برای تجسم پیش از بلوغ تجسمی شالوده تصویر ذهنی را مهیا می‌سازد، و تحول تقلید در دوره پیش‌عملیاتی کاملاً تحت سیطره سازوکار خودمیان‌بینی قرار دارد.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۴

گزینه چهارم درست است. مرز شروع تقلید از حرکات نامرئی در مرحله چهارم حسی-حرکتی با تکیه بر نشانه‌های محسوس پدیدار می‌شود. تقلید پیش از بلوغ تجسمی واقعی، شالوده و اساس تصویر ذهنی را مهیا می‌سازد. تحول تقلید پیش‌عملیاتی در سنین ۲ تا ۷ سالگی نیز کاملاً تحت سیطره خودمیان‌بینی کودک قرار دارد. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه اول: تقلید یک مکانیزم پیش‌ساخته خودکار نیست، بلکه به تدریج ساخته می‌شود و بدون هماهنگی عقلی کار نمی‌کند. گزینه دوم: تحول تقلید پیش‌عملیاتی در سنین ۲ تا ۷ سالگی مجزا از ساختارهای شناختی کودک نیست و کاملاً تحت تاثیر خودمیان‌بینی است. گزینه سوم: تحول تقلید پیش‌عملیاتی کاملاً وابسته به ساختارهای شناختی کودک بوده و فرآیند خودمیان‌بینی نقش هدایت‌کننده در آن ایفا می‌کند.

درس‌های دیگر این بخش · روانشناسی رشد