مبانی رفتارگرایی و اسکینر
ریشههای فلسفی رفتارگرایی
رفتارگرایی به عنوان یک رویکرد علمی در روانشناسی، ریشهای کهن دارد. این نظریه نتیجه مستقیم تجربینگری ارسطو و جان لاک و همچنین کارکردگرایی ویلیام جیمز است. بنابراین گمانکردن به اینکه رفتارگرایی صرفاً یک پدیده قرن بیستمی است، اشتباهی رایج است. این رویکرد بر رفتار برونداد قابل مشاهده تمرکز دارد و معتقد است ذهن بشر را نمیتوان مستقیماً مورد پژوهش علمی قرار داد.
بی.اف. اسکینر پس از ناکامی در مسیر نویسندگی، به این نتیجه رسید که باید با روشهای علمی تجربی رفتار انسان را بررسی کند. همین تصمیم او را به سمت مطالعه آثار واتسون و پاولف کشاند و پایهگذار نظریهای شد که امروز یکی از تاثیرگذارترین دیدگاههای روانشناسی به شمار میرود.
اسکینر دیدگاهی ماشینوارانه از انسان داشت: انسانها دستگاههای پیچیدهای هستند که به شیوههای قانونمند رفتار میکنند و رفتارهای بزرگسالی، بازتاب تقویتها و تنبیههای محیطی دوران کودکی است.
ارگانیسم تهی و رفتارگرایی رادیکال
اسکینر به مفهوم ارگانیسم تهی (Empty Organism) اعتقاد داشت. بر اساس این دیدگاه، ذهنیت و پردازش اطلاعات فاقد اهمیت علمی است و به همین علت نظریهاش را رفتارگرایی رادیکال مینامند. برخلاف روانکاوی که بر فرآیندهای درونی تأکید دارد، رفتارگرایی رادیکال اسکینر هرگونه تبیین مبتنی بر حالتهای ذهنی را کنار میگذارد و محیط بیرونی را تنها تعیینکننده رفتار معرفی میکند.
| رفتارگرایی | روانکاوی | |
|---|---|---|
| تمرکز | رفتار قابل مشاهده | فرآیندهای ناهوشیار |
| روش | تجربی - علمی | تفسیری - بالینی |
| عامل رفتار | محیط بیرونی | تعارضهای درونی |
مقایسه این دو رویکرد نشان میدهد که رفتارگرایی اسکینر در تضاد آشکار با روانکاوی قرار دارد؛ در حالی که فروید به دنبال ناهوشیار بود، اسکینر محیط را به جای ذهن مینشاند. این تقابل هنوز در بحثهای روانشناسی رشد و درمانگری ادامه دارد.
واژگان کلیدی
- رفتارگرایی رادیکال
- نظریه اسکینر مبنی بر اینکه ذهن و فرآیندهای شناختی اهمیت علمی ندارند و تنها رفتار بروندادی قابل مشاهده و پیامدهای محیطی آن قابل پژوهشاند.
- ارگانیسم تهی (Empty Organism)
- مفهومی در نظریه اسکینر که بر اساس آن محتوای ذهنی درونی موجود زنده در تبیین رفتار نادیده گرفته میشود.
- تجربینگری
- رویکرد فلسفی برگرفته از ارسطو و جان لاک که معتقد است دانش از تجربه حسی سرچشمه میگیرد؛ یکی از ریشههای فکری رفتارگرایی.
اشتباههای رایج
- رفتارگرایی یک جریان فکری صرفاً قرن بیستمی نیست؛ این رویکرد ریشه در تجربینگری ارسطو و جان لاک و کارکردگرایی ویلیام جیمز دارد.
- اسکینر پس از ناکامی در نویسندگی به دنبال روشهای تخیلی و ادبی برای مطالعه رفتار نرفت؛ بلکه به روشهای علمی تجربی روی آورد.
- رفتارگرایی رادیکال نه به خاطر اهمیت دادن به فعالیتهای شناختی، بلکه دقیقاً به خاطر نفی اهمیت علمی ذهن «رادیکال» نامیده میشود.
جمعبندی این مفهوم
- رفتارگرایی ریشه در تجربینگری ارسطو و جان لاک و کارکردگرایی ویلیام جیمز دارد و یک پدیده صرفاً مدرن نیست.
- اسکینر پس از شکست در نویسندگی، رفتار انسان را با روشهای علمی تجربی مطالعه کرد و نه روشهای تخیلی.
- دیدگاه اسکینر «ارگانیسم تهی» نام دارد؛ یعنی محتوای ذهنی در تبیین رفتار نادیده گرفته میشود.
- به همین دلیل نظریه اسکینر رفتارگرایی رادیکال نامیده میشود و با روانکاوی در تضاد کامل قرار دارد.
- از نظر اسکینر، رفتارهای بزرگسالی بازتاب مستقیم تقویتها و تنبیههای محیطی دوران کودکی هستند.
نکتهٔ تکمیلی
جالب است بدانید که اسکینر نه تنها نظریهپرداز بود، بلکه دستگاه معروف «جعبه اسکینر» را برای آزمایش بر روی موشها و کبوترها ساخت. او همچنین کتاب «والدن دو» را نوشت؛ رمانی که تصویر یک جامعه آرمانی مبتنی بر اصول رفتارگرایی را ترسیم میکند و در آن همه رفتارها از طریق تقویت مثبت شکل میگیرند. این اثر بحثهای فراوانی در مورد آزادی اراده و اخلاق مهندسی اجتماعی برانگیخت.