روانشناسی سلامت و ادراک استرس
از سوی دیگر، تأثیرپذیری افراد مختلف از رویدادهای تنشزا یکسان نیست؛ زیرا افراد بر اساس معانی متفاوتی که برای موقعیتها متصور هستند، ارزیابی شناختی (Cognitive Appraisal) منحصربهفردی از شرایط دارند. همچنین، متغیرهای زمینهای نظیر سن و فرهنگ سبب تفاوتهای آشکار در تفسیر و واکنش به این رویدادها میشوند. در سنجش استرس، هلمهولتز و راهه مقیاسی برای سنجش رویدادهای زندگی طراحی کردند که نشان میدهد هر واقعهای که مستلزم سازگاریهای متعدد عاطفی یا زندگی باشد، استرسزا است. در این مقیاس، مرگ همسر تنشزاترین قلمرو و خلافکاریهای کوچک کمتنشترین رویداد زندگی رتبهبندی شدهاند.
دو متغیر شناختی کلیدی در تعدیل استرس، پیشبینیپذیری (Predictability) و مهارپذیری (Controllability) هستند. پیشبینیپذیری رویداد تنشزا، حتی بدون داشتن کنترل بر آن، از شدت فشار روانی میکاهد. بر اساس فرضیه نشانه بیخطری (Safety Signal Hypothesis)، پیشبینیپذیری به فرد امکان میدهد تا پیش از وقوع عامل استرسزا، مدتی را در آسودگی موقت سپری کند. همچنین این ویژگی به فرد رخصت فعالسازی یک فرایند تمهیدی (Preparational Process) را میدهد تا با آمادگی ذهنی، آسیب وارده را کاهش دهد. در نهایت، میزان مهارپذیری یک واقعه نقشی اساسی دارد؛ هرچه یک رویداد ناگوار در ذهن شخص مهارناپذیرتر جلوه کند و کنترل او بر طول دوره اتفاق کمتر باشد، میزان تنشزایی و آسیب روانی حاصل از آن قویتر درک خواهد شد.
طبق فرضیه نشانه بیخطری، پیشبینیپذیری یک رویداد تنشزا به فرد رخصت میدهد تا با فعالسازی یک فرایند تمهیدی، از شدت آسیب روانی بکاهد و مدتی را در آسودگی سپری کند.
به عنوان مثال، در مقیاس رویدادهای زندگی هلمهولتز و راهه، رویدادی مانند مرگ همسر در بالاترین سطح تنشزایی قرار دارد، در حالی که یک خلافکاری کوچک به عنوان کمتنشترین رویداد زندگی ثبت شده است.
واژگان کلیدی
- طب رفتاری
- حوزهای میانرشتهای که از تلفیق دانش رفتاری و زیستشناختی پزشکی برای پیشگیری و کاهش بیماریها استفاده میکند.
- روانشناسی سلامت
- شاخهای از روانشناسی که به مطالعه نقش متغیرهای روانشناختی در ارتقای سلامت، پیشگیری و درمان بیماریها میپردازد.
- ارزیابی شناختی
- تفسیر و معنابخشی منحصربهفرد فرد از یک رویداد که میزان تنشزایی آن را تعیین میکند.
- فرضیه نشانه بیخطری
- نظریهای که بیان میکند پیشبینیپذیری یک محرک تنشزا به فرد اجازه میدهد پیش از وقوع آن، دورهای از آسودگی را تجربه کند.
اشتباههای رایج
- تصور اینکه طب رفتاری صرفاً به روانشناسی محدود است؛ در حالی که حوزهای میانرشتهای با مشارکت دانش پزشکی است.
- فرض اینکه روانشناسی سلامت نقشی در پیشگیری ندارد؛ در حالی که یکی از حیطههای اصلی آن پیشگیری از بیماریها است.
- باور به اینکه پیشبینیپذیری یک رویداد استرسزا شدت آسیب را افزایش میدهد؛ در حالی که پیشبینیپذیری با امکان فعالسازی فرایند تمهیدی از استرس میکاهد.
- اشتباه در رتبهبندی مقیاس هلمهولتز و راهه با فرض اینکه خلافکاری کوچک شدیدترین است؛ در حالی که مرگ همسر شدیدترین و خلافکاری کوچک کمتنشترین رویداد است.
جمعبندی این مفهوم
- طب رفتاری حوزهای میانرشتهای از تلفیق علوم رفتاری و پزشکی است و روانشناسی سلامت بر نقش عوامل روانی در سلامت تمرکز دارد.
- ارزیابی شناختی افراد از استرس نسبی است و تحت تأثیر تفاوتهای فردی مانند سن و فرهنگ قرار دارد.
- پیشبینیپذیری یک رویداد استرسزا از شدت آسیب روانی آن میکاهد و امکان آمادگی ذهنی را فراهم میکند.
- بر اساس فرضیه نشانه بیخطری، پیشبینیپذیری فرصتی برای آسودگی موقت و ریلکسیشن پیش از تنش ایجاد میکند.
- مهارپذیری طول دوره استرس عاملی کلیدی است و رویدادهای مهارناپذیر استرس شدیدتری ایجاد میکنند.
نکتهٔ تکمیلی
جالب است بدانید که مقیاس رویدادهای زندگی هلمهولتز و راهه (SRRS) که در سال ۱۹۶۷ طراحی شد، حاصل مطالعه روی بیش از ۵۰۰۰ بیمار بود. آنها دریافتند که انباشت تغییرات زندگی (چه مثبت مانند ازدواج و چه منفی مانند از دست دادن شغل) با افزایش احتمال ابتلا به بیماریهای جسمی در دو سال بعدی ارتباط مستقیم دارد. این امر نشان میدهد که حتی تغییرات مثبت نیز به دلیل نیاز به سازگاری عاطفی، استرسزا هستند.