ساختار و سطوح ذهن در روانکاوی
مدل توپوگرافیک: سطوح سگانه ذهن
در مدل توپوگرافیک، ذهن شامل سه سطح هشیار، نیمههشیار و ناهشیار است. سطح هشیار کوچکترین بخش ذهن است و تنها حدود ۱/۱۰ از شخصیت را پوشش میدهد و در درمان روانکاوی کمترین اهمیت را دارد. نیمههشیار شامل اطلاعاتی است که در لحظه به آنها آگاهی نداریم، اما به راحتی و با اندکی تلاش به هشیاری میآیند. ناهشیار وسیعترین بخش ذهن بوده و شامل تجارب سرکوبشده و موهبت نوعپیدایش است. موهبت نوعپیدایش (phylogenetic endowment) شامل تجربیات نیاکان است که برای پر کردن شکافهای تجارب فردی به کار میرود و با ناهشیار جمعی یونگ که مفهوم محوری نظریه اوست تفاوت دارد. اطلاعات برای انتقال از ناهشیار به نیمههشیار از تصفیهکننده اولیه، و برای ورود به هشیاری از تصفیهکننده دوم یا نهایی عبور میکنند.مدل ساختاری: نهاد، خود و فراخود
فروید در مدل ساختاری، شخصیت را به سه بخش تقسیم کرد: نهاد (Id)، خود (Ego) و فراخود (Superego). نوزاد در بدو تولد سراپا نهاد است. نهاد منبع زیستمایه بوده، بر اساس اصل لذت و فرایند نخستین (primary-process thought) یعنی کنشهای بازتابی و خیالبافی برای کاهش فوری تنش عمل میکند. نهاد مأمور بقای ارگانیسم است.| ساختار شخصیت | اصل حاکم | تفکر منطقی | بعد اخلاقی |
|---|---|---|---|
| نهاد (Id) | اصل لذت | ✗ | ✗ |
| خود (Ego) | اصل واقعیت | ✓ | ✗ |
| فراخود (Superego) | کمالگرایی | ✗ | ✓ |
رابطه میان Ego (خود) و Id (نهاد) مانند سوارکار و اسب سرکش است؛ اسب قدرت محرک را فراهم میکند و سوارکار جهت حرکت را تعیین مینماید.
برای مثال، احساس گناه شدیدی که یک فرد پس از انجام یک خطای کوچک حس میکند، ناشی از عملکرد سختگیرانه و غیرقابل سازش بخش وجدان در فراخود اوست.
مفروضههای فلسفی و تحولی شخصیت
این نظریه کاملاً علتنگر و جبرگرایانه (psychological determinism) است و تفکر را خدمتگزار ناهشیار نهاد میداند، برخلاف رویکردهای پدیدارشناختی آیندهنگر کسانی چون هایدگر، جورج کلی و کورت لوین که بر زمان حال فرد تأکید داشتند.واژگان کلیدی
- نهاد (Id)
- بخش کاملاً ناهشیار شخصیت و مخزن غرایز که با اصل لذت و فرایند نخستین عمل میکند.
- خود (Ego)
- بخش اجرایی شخصیت که با واقعیت ارتباط دارد و تکانههای نهاد را به صورت منطقی ارضا میکند.
- فراخود (Superego)
- ناظر اخلاقی شخصیت متشکل از وجدان و خودآرمانی که کمال مطلق را میطلبد.
- موهبت نوعپیدایش (Phylogenetic Endowment)
- بخشی از محتویات ناهشیار که از تجربیات نیاکان در طول نسلها به ارث رسیده است.
اشتباههای رایج
- اشتباه اول: تصور اینکه فراخود با واقعیت سازش میکند؛ در حالی که فراخود همانند نهاد نامعقول و غیرمنعطف است و کمال اخلاقی محض را میطلبد.
- اشتباه دوم: باور به اینکه احساس گناه ناشی از خودآرمانی و احساس حقارت ناشی از وجدان است؛ در حالی که گناه ناشی از وجدان و حقارت حاصل شکست در دستیابی به خودآرمانی است.
- اشتباه سوم: پنداشتن اینکه خود قصد مهار یا نابودی دائمی نهاد را دارد؛ اما خود در حقیقت وظیفه دارد نیازهای نهاد را در زمان و مکان مناسب ارضا کند.
جمعبندی این مفهوم
- روانکاوی فروید اولین نظریه جامع شخصیت است که بر اساس جبرگرایی روانشناختی عمل میکند.
- ذهن شامل سه سطح هشیار (محدودترین بخش)، نیمههشیار (دسترسی آسان) و ناهشیار (بزرگترین بخش) است.
- نهاد با فرایند نخستین و اصل لذت، و خود با فرایند ثانوی و اصل واقعیت کار میکند.
- فراخود از دو بخش وجدان (منشأ گناه) و خودآرمانی (منشأ احساس حقارت) تشکیل شده است.
- در یک ارگانیسم سالم، ساختار خود وظیفه ادغام هماهنگ خواستهای نهاد، فراخود و واقعیت را بر عهده دارد.
نکتهٔ تکمیلی
جالب است بدانید که استعاره معروف «کوه یخ» برای توصیف هشیاری و ناهشیاری، اگرچه با نام فروید گره خورده است، اما در حقیقت اولین بار توسط گوستاو فخنر مطرح شد. فروید این ایده را گرفت و آن را برای تبیین عمیقترین بخشهای ذهن انسان به کار برد تا نشان دهد که بخش اعظم انگیزههای ما مانند کوه یخ، زیر آب ناهشیاری پنهان است.