اصول بنیادی و ساختار شخصیت آدلر
روانشناسی فردی آلفرد آدلر رویکردی بسیار اقتصادی و صرفهجویانه به ساختار شخصیت دارد؛ به این معنا که با تکیه بر تعداد محدودی از مفاهیم کلیدی، تبیین جامع و منسجمی از تمام رفتارهای انسانی ارائه میدهد. آدلر با نفی دیدگاههای جبرگرایانه گذشتهنگر، بر مفهوم غایتنگری تأکید میورزد. از نظر او، رویدادهای روانشناختی و رفتارهای کنونی ما بیش از آنکه تحت تأثیر مستقیم و عینی شرایط گذشته یا رویدادهای دوران کودکی باشند، توسط انتظارات فرد درباره آینده و تلاش فعالانه برای دستیابی به آرمانهای درونی شکل میگیرند. در این چارچوب، ذهن انسان به صورت خلاقانه اقدام به آفرینش هدفهای خیالی میکند که به عنوان علت ذهنی رویدادهای روانی عمل کرده و به زندگی فرد جهت، تعهد و انگیزهای پویا برای حرکت در زمان حال میبخشند.
رویدادهای روانشناختی انسان بیش از آنکه حاصل گذشته باشند، توسط انتظارات فرد درباره آینده و آفرینش هدفهای خیالی هدایت میشوند.
سیر تحول نظریه و تلاش برای کمال
سیر تحول فکری آدلر نشاندهنده پویایی اندیشه اوست؛ او در سال ۱۹۰۸ میلادی، ابتدا مفهوم تمایلات تهاجمی را مطرح کرد و آن را بر غریزه جنسی ارجح دانست. اندکی بعد، او پرخاشگری را به واژه «میل به قدرت» تبدیل نمود، اما در نهایت، انگیزه اصلی و بنیادین شخصیت انسان را تلاش برای برتری یا کمالجویی معرفی کرد. باید توجه داشت که این کمالجویی با تلاش برای کسب قدرت شخصی و غلبه بر دیگران کاملاً متفاوت و حتی متضاد است؛ هدف واقعی از تلاش برای برتری، حرکت مستمر به سمت کاملتر شدن، غلبه بر کاستیها و هدایت یک زندگی عالی و هماهنگ است که به عنوان هدف غایی زندگی انسان فعال در نظر گرفته میشود و مرزبندی شدیدی با لذتجویی دارد.
| ویژگی | تلاش برای برتری واقعی | تلاش برای قدرت شخصی |
|---|---|---|
| هدف نهایی | کاملتر شدن و زندگی عالی | غلبه بر دیگران و سلطهگری |
| رابطه با جامعه | همراستا با علاقه اجتماعی | در تضاد با علاقه اجتماعی |
| ماهیت انگیزشی | سالم و پیشبرنده روان | بیمارگون و انحصارطلبانه |
احساس حقارت و سازوکار جبران
یکی دیگر از ارکان این نظریه، تجربه احساس حقارت است. آدلر تأکید میکند که احساس حقارت به هیچ عنوان نشانهای از رشد بیمارگون یا غیرعادی بودن شخصیت نیست، بلکه نیروی محرک اصلی و علت تمام پیشرفتها و بهبودیها در کل روان انسان به شمار میرود. این احساس زمانی متولد میشود که میان اعتقادات مربوط به خویشتنپنداری (تصویر واقعی از خود) و خود آرمانی (تصویر مطلوب و آرمانی) تعارض عمیق پدید آید. انسانها برای غلبه بر این تعارض و احساس ضعف، سازوکار جبران را فعال میسازند؛ سازوکاری که منحصراً به شئون بدنی و جسمانی محدود نمیشود، بلکه در تمام ابعاد جسمانی، روانی و اجتماعی فرد نمودی واضح دارد. در نهایت، مفهوم خود خلاق به عنوان نیروی محرک و پویای اصلی سبک زندگی عمل کرده و به فرد این توانایی بینظیر را میدهد تا واقعیتهای عینی، زیستی و محیطی را تعبیر نموده و آنها را به رویدادهای شخصی و بسیار معنادار تبدیل کند.
برای مثال، تعارض عمیق میان تواناییهای فعلی فرد (خویشتنپنداری) و آرزوی قهرمان شدن (خود آرمانی)، او را برمیانگیزد تا برای جبران ضعفهایش تلاش کند.
واژگان کلیدی
- غایتنگری (Teleology)
- دیدگاهی که رفتار انسان را بر اساس اهداف و انتظارات آینده تبیین میکند.
- تلاش برای برتری (Striving for Superiority)
- پویایی اصلی شخصیت جهت کمالجویی و هدایت یک زندگی عالی و کامل.
- احساس حقارت (Feeling of Inferiority)
- احساس ناشی از تعارض میان خویشتنپنداری و خود آرمانی که سرچشمه پیشرفت است.
- خود خلاق (Creative Self)
- نیروی پویای ذهنی که واقعیتهای محیطی و زیستی را تفسیر و یکپارچه میسازد.
اشتباههای رایج
- تصور اینکه احساس حقارت نشانهای از ضعف غیرعادی یا بیمارگون است؛ در حالی که آدلر آن را علت اصلی تمام پیشرفتهای بشر میداند.
- اشتباه گرفتن تلاش برای برتری با تلاش برای کسب قدرت شخصی و غلبه بر دیگران؛ زیرا قدرت شخصی در نقطه مقابل علاقه اجتماعی قرار دارد.
- باور به اینکه جبران در روانشناسی آدلر تنها منحصر به ابعاد بدنی و جسمانی است؛ در حالی که ابعاد روانی و اجتماعی را نیز شامل میشود.
- فرض اینکه رویدادهای روانی انسان صرفاً محصول مستقیم و علّی رویدادهای گذشته و دوران کودکی هستند؛ در حالی که هدفهای خیالی آینده به رفتارها جهت میدهند.
جمعبندی این مفهوم
- نظریه شخصیت آدلر رویکردی بسیار اقتصادی است که با چند مفهوم کلیدی، کل ساختار روانی را منسجم تبیین میکند.
- رفتار انسانها بیش از آنکه تحت تأثیر گذشته باشد، توسط انتظارات آینده و هدفهای خیالی و آرمانی هدایت میشود.
- تلاش برای برتری و کمالجویی، غایت اصلی زندگی است و نباید با تلاش برای قدرت شخصی و غلبه بر دیگران اشتباه شود.
- تعارض بین خویشتنپنداری واقعی و خود آرمانی منجر به احساس حقارت میشود که محرک پیشرفت و جبران در همه ابعاد است.
- خود خلاق به عنوان نیروی ذهنی فعال، به تجربیات زیستی و محیطی فرد معنا بخشیده و سبک زندگی را برمیانگیزد.
نکتهٔ تکمیلی
جالب است بدانید که آلفرد آدلر خود در دوران کودکی با بیماریهای سختی از جمله راشیتیسم دستوپنجه نرم میکرد و مرگ برادرش را تجربه نمود. همین ضعفهای جسمانی و رویارویی زودهنگام با مرگ، الهامبخش او در ابداع مفاهیمی چون احساس حقارت و سازوکار جبران شد. آدلر نشان داد که چگونه یک کودک رنجور میتواند با استفاده از خود خلاق خود، ضعفهای فیزیکی را به انگیزهای برای تبدیل شدن به یکی از تاثیرگذارترین روانشناسان تاریخ تبدیل کند.