رویکردهای ارزیابی رشد شناختی و عوامل محیطی
در مطالعه رشد شناختی کودکان، نظریهپردازان و پژوهشگران از رویکردهای متعددی بهره میبرند که میتوان آنها را به دو دسته کلی کلاسیک (سنتی) و جدید تقسیم کرد. رویکردهای رفتاری، روانسنجی، و پیاژهای در زمره سه رویکرد سنتی و کلاسیک قرار دارند. در مقابل، رویکردهای پردازش اطلاعات، عصبنگر شناختی، و اجتماعی-بافتی جزو رویکردهای جدیدتر به شمار میروند که زوایای نوینی از تحول ذهن را آشکار میسازند.
تفاوت رویکردهای پیاژهای و روانسنجی
یکی از تفاوتهای بنیادی در میان رویکردهای سنتی، تفاوت میان رویکرد پیاژهای و روانسنجی است. رویکرد پیاژهای به بررسی تغییرات یا مراحل کیفی کارکرد شناختی میپردازد و چگونگی تحول ساختار ذهن را دنبال میکند. در مقابل، رویکرد روانسنجی تفاوتهای کمی تواناییهای ذهنی را هدف قرار میدهد و تلاش میکند این تفاوتها را با استفاده از آزمونهای هوش اندازهگیری و پیشبینی کند. در این دیدگاه روانسنجی، هوش به عنوان عامل کسب، یادآوری و بهکارگیری دانش تلقی میشود و رفتار هوشمندانه همواره رفتاری هدفگرا و در جهت انطباق با محیط عمل میکند. رویکرد رفتاری نیز با تمرکز بر اصول اساسی یادگیری نظیر شرطیسازی، به بررسی چگونگی تغییر رفتار در پاسخ به تجربه میپردازد.
سنجش رشد شناختی نوباوگان و نقش محیط
برای سنجش نوباوگان، روانشناسان از مقیاسهای رشد اطفال بیلی (Bayley) استفاده میکنند. نمرات حاصل از این مقیاس تصویر دقیقی از وضعیت فعلی رشد کودک ارائه میدهند، اما ارزش اندکی در پیشبینی کارکرد شناختی آتی در سنین مدرسه دارند. این پیشبینی ضعیف عمدتاً به دلیل عدم همپوشانی ماهیت آزمونهاست؛ آزمونهای رشدی اطفال بر تواناییهای حسی-حرکتی تمرکز دارند، در حالی که آزمونهای هوش کودکان بزرگتر بیشتر بر تواناییهای کلامی تاکید میورزند. علاوه بر این، عوامل محیطی مانند فقر تأثیر شدیدی بر این روند دارند؛ به طوری که یافتهها نشان میدهند نمرات هوشبهر کودکان متعلق به خانوادههای فقیر معمولاً در سنین بین ۳ تا ۸ سالگی دچار افت چشمگیری میشود.
بهبود کارکرد شناختی با مداخلات خانه و آموزش
برای بهبود این وضعیت، نقش خانواده و مداخلات زودهنگام بسیار حیاتی است. بر اساس اصول مکانیزمهای تسهیلکننده رشد در خانه، والدین باید شرایط مطلوبی فراهم کنند؛ برای مثال، یکی از این ۶ مکانیزم اساسی، خودداری از تنبیه بیدلیل، تمسخر و ابراز ناخرسندی از پیامدهای ناخواسته اکتشافات کودک است. در کنار نقش خانواده، مداخلات زودهنگام زمانی بیشترین کارآمدی و تاثیرگذاری را دارند که جامع باشند؛ یعنی مداخلاتی موثر هستند که علاوه بر آموزش والدین، تجارب آموزشی مستقیمی را نیز برای خود کودکان فراهم آورند.
| ویژگی | رویکرد روانسنجی | رویکرد پیاژهای |
|---|---|---|
| نوع ارزیابی | کمی | کیفی |
| ابزار اصلی | آزمون هوش | مشاهده مراحل تحول |
| هدف اصلی | پیشبینی تفاوتهای فردی | توصیف تغییرات ساختاری |
عدم همپوشانی ماهیت آزمونهای اولیه (حسی-حرکتی) با آزمونهای بعدی (کلامی)، علت اصلی ارزش اندک پیشبینی مقیاسهای رشد بیلی برای عملکرد تحصیلی آینده است.
واژگان کلیدی
- رویکرد روانسنجی
- دیدگاهی در روانشناسی که تفاوتهای کمی تواناییهای ذهنی را با استفاده از آزمونهای استاندارد هوش اندازهگیری و پیشبینی میکند.
- مقیاسهای رشد اطفال بیلی
- ابزار سنجشی برای ارزیابی وضعیت فعلی رشد حسی و حرکتی نوباوگان که برای پیشبینی هوش در سنین بالاتر کارایی محدودی دارد.
- مداخلات زودهنگام
- برنامههای آموزشی و حمایتی برای کودکان در معرض خطر که از طریق آموزش مستقیم کودک و توانمندسازی والدین اجرا میشوند.
اشتباههای رایج
- اشتباه شایع این است که تصور میشود آزمون بیلی نمره هوشبهر ثابتی ارائه میدهد که هوش کودک را در دوران مدرسه به طور دقیق پیشبینی میکند؛ در حالی که این مقیاس فقط وضعیت رشدی فعلی را میسنجد.
- برخی به غلط تصور میکنند رویکرد پیاژهای تفاوتهای کمی هوش را اندازهگیری میکند، در حالی که تمرکز پیاژه بر تغییرات کیفی ساختارهای شناختی است.
- این باور نادرست وجود دارد که مداخلات زودهنگام فقط با آموزش دادن به والدین میتوانند بیشترین کارایی را داشته باشند، در حالی که مداخلات موفق باید تجارب آموزشی مستقیم به خود کودکان نیز ارائه دهند.
جمعبندی این مفهوم
- رویکرد روانسنجی به اندازهگیری کمی تفاوتهای هوش میپردازد در حالی که رویکرد پیاژهای مراحل کیفی رشد شناختی را بررسی میکند.
- رفتار هوشمندانه از منظر روانسنجی، رفتاری هدفگراست که به منظور انطباق فرد با شرایط محیطی انجام میشود.
- مقیاسهای بیلی به علت تمرکز بر جنبههای حسی-حرکتی، توانایی پیشبینی عملکرد شناختی کلامی آینده در سنین مدرسه را ندارند.
- نمرات هوشبهر در میان کودکان خانوادههای فقیر در بازه سنی ۳ تا ۸ سالگی به طور معمول دچار افت میشود.
- مداخلات زودهنگام موثر و کارآمد باید شامل آموزش والدین به همراه تجارب آموزشی مستقیم برای خود کودکان باشد.
نکتهٔ تکمیلی
جالب است بدانید که در سالهای اولیه معرفی آزمونهای نوزادان، پژوهشگران امیدوار بودند بتوانند نوابغ آینده را در گهواره شناسایی کنند. اما مطالعات طولی نشان دادند که نوزادی که خیلی سریع به اشیاء چنگ میزند یا واکنشهای بازتابی تندتری دارد، لزوماً در بزرگسالی مهارتهای کلامی یا استدلال ریاضی بالاتری نخواهد داشت. به همین دلیل امروزه از مقیاس بیلی بیشتر برای شناسایی زودهنگام تاخیرهای رشدی و ارائه مداخلات درمانی استفاده میشود تا سنجش میزان هوش در آینده.