مفاهیم کلیدی روانشناسی رشد
پیشینه تاریخی و اهداف روانشناسی رشد
روانشناسی رشد علمی است که به مطالعه تغییرات و تحولات انسان در طول فراخنای زندگی میپردازد. نخستین گامها در مسیر مطالعه علمی رشد انسان، از طریق گردآوری و ثبت زندگینامههای طفل شکل گرفت. این یادداشتها و مشاهدات اولیه که درباره اطفال انجام میشد، ماهیتی کاملاً گمانهپردازانه داشتند. چارلز داروین از جمله اولین کسانی بود که با ارجاع به ماهیت تحولی رفتار طفل، توجه پژوهشگران را به این حوزه جلب نمود. پس از آن، روانشناسانی چون جی. استانلی هال با علاقه به مطالعه دوران پیری، گامهای علمی برجستهای برداشتند و مطالعات طولی را در این زمینه آغاز کردند.
تلاشهای ایتارد برای آموزش ویکتور نشان داد که صدمات مغزی شدید یا انزوای اولیه عمیق، مانع از تحقق کامل ظرفیتهای رشدی میشود.
یکی از نمونههای کلاسیک و تاریخی در بررسی محدودیتها و ظرفیتهای رشد، ویکتور، کودک وحشی آویدون بود. او تحت آموزشهای فشرده ژان مارک ایتارد قرار گرفت، اما در نهایت نتوانست تمامی امیدها و انتظارات آموزشی وی را برآورده سازد. تحلیلگران رشدی معتقدند ویکتور احتمالاً از صدمه مغزی ارگانیک، اختلال درخودماندگی (اوتیسم) یا سوءرفتار شدید در دوران نوزادی رنج میبرده است. به طور کلی، اختلال درخودماندگی یک اختلال مغزی است که با فقدان پاسخدهی اجتماعی به عنوان مشخصه بارز شناخته میشود.
متخصصان این حوزه ۴ هدف علمی اساسی شامل توصیف، تبیین، پیشبینی و اصلاح رفتار را دنبال میکنند. این ۴ هدف هرگز مستقل از یکدیگر عمل نکرده و همواره با یکدیگر همراه هستند؛ به طوری که میتوان پیوستگی آنها را در فرایند تحول زبان کودک مشاهده کرد.
۴ هدف علمی روانشناسی رشد شامل توصیف، تبیین، پیشبینی و اصلاح رفتار همواره با یکدیگر همراه بوده و فرآیندهای رشد را تحلیل میکنند.
تمایز تغییرات کمی و کیفی و مفهوم رسش
در تحلیل ابعاد رشد، تفکیک تغییرات کمی و کیفی از اهمیت بالایی برخوردار است. تغییر کمی به تغییرات عددی در مقدار یا تعداد مربوط میشود؛ افزایش قد، وزن و توسعه وسعت خزانه لغات نمونههای بارز آن هستند. در مقابل، تغییر کیفی به تغییر در نوع، ساختار یا سازمان رفتار اطلاق میشود که انتقال از ارتباط غیرکلامی به کلامی نمونهای از آن است.
| ویژگی | تغییر کمی | تغییر کیفی |
|---|---|---|
| ماهیت تغییر | تعداد و مقدار | نوع، ساختار و سازمان |
| مثال بارز | قد و وزن | گذار به کلام |
مفهوم دیگر، رسش (Maturation) است که به معنای نمایان شدن توالی طبیعی تغییرات جسمانی و رفتاری بوده و ریشه در آمادگی زیستی برای کسب مهارتهای جدید دارد، نه آموزش مستقیم یا تمرینهای محیطی. در نهایت، روانشناسان تاکید میکنند که تقسیم زندگی به دورههای سنی مختلف، یک سازه اجتماعی است؛ یعنی مرزهای سنی واقعی نبوده و صرفاً برداشتهای ذهنی مشترک در یک جامعه هستند.
واژگان کلیدی
- تغییر کیفی
- تغییر در نوع، ساختار یا سازمان رفتار مانند گذر از ارتباط غیرکلامی به کلامی
- تغییر کمی
- هرگونه تغییر در تعداد یا مقدار نظیر افزایش قد، وزن و وسعت خزانه لغات کودک
- رسش
- بارز شدن توالی طبیعی تغییرات جسمانی و رفتاری ناشی از آمادگی زیستی بدون نیاز به آموزش مستقیم
- سازه اجتماعی
- باوری درباره واقعیت که مبتنی بر برداشتها و مفروضات ذهنی مشترک اعضای یک جامعه است
- درخودماندگی
- یک اختلال مغزی که مشخصه اصلی آن فقدان پاسخدهی اجتماعی به دیگران است
اشتباههای رایج
- اشتباه در یکسان فرض کردن اهداف چهارگانه روانشناسی رشد به عنوان فرآیندهایی مستقل؛ در حالی که این اهداف همواره با یکدیگر همراه و پیوستهاند.
- تصور اینکه تغییر در قد، وزن یا خزانه لغات کودک تغییری کیفی است؛ در صورتی که این موارد همگی تغییرات کمی (مقداری) به شمار میروند.
- اشتباه گرفتن رسش با یادگیری؛ رسش ناشی از توالی طبیعی زیستی است و برخلاف یادگیری، محصول آموزش مستقیم و تمرین محیطی نیست.
- فرض اینکه مرزهای سنی دورههای زندگی واقعیتهای عینی و ثابت هستند؛ در حالی که تقسیم زندگی به دورههای سنی یک سازه اجتماعی فرضی است.
جمعبندی این مفهوم
- نخستین تلاشهای علمی در روانشناسی رشد از طریق ثبت زندگینامههای گمانهپردازانه اطفال آغاز شد.
- روانشناسی رشد چهار هدف اصلی توصیف، تبیین، پیشبینی و اصلاح رفتار را به صورت پیوسته دنبال میکند.
- تغییرات رشدی به دو بخش کمی (مقدار و تعداد) و کیفی (نوع، ساختار و سازمان رفتار) تقسیم میشوند.
- رسش نشاندهنده توالی طبیعی تغییرات زیستی است و از یادگیری اکتسابی متمایز میشود.
- تقسیمبندی مراحل مختلف زندگی انسان مرز مشخص عینی ندارد و یک سازه اجتماعی مبتنی بر مفروضات ذهنی جامعه است.
نکتهٔ تکمیلی
ماجرای ویکتور، کودک وحشی آویدون، در اواخر قرن هجدهم میلادی یکی از تکاندهندهترین موارد در تاریخ آموزش و روانشناسی رشد است. فرانسوا ایتارد تلاش کرد با روشهای حسی-حرکتی پیشگامانه خود ثابت کند که محیط میتواند هرگونه نقصی را برطرف کند. اگرچه ناکامی او در آموزش کامل ویکتور ناامیدکننده بود، اما روشهای ابداعی او بعداً الهامبخش مربیان بزرگی چون ماریا مونتسوری شد تا روشهای آموزشی نوین را برای کودکان دارای نیازهای ویژه و عادی طراحی کنند.