سنجش شخصیت

7 مفهوم در این درس

آزمونک سریع

با چند پرسش تصادفی، آمادگی‌ات را بسنج

در حال آماده‌سازی آزمونک…

نظریه‌های بنیادی شخصیت و رفتارگرایی

گوردون آلپورت در بررسی تعاریف علمی شخصیت، حداقل ۵۰ نوع تعریف متفاوت را شناسایی و آن‌ها را به دو دسته صوری (تئوری ماسک) و عمیق (تئوری سابستانس) تقسیم کرد. واژه انگلیسی پرسونالیتی (Personality) ریشه در کلمه لاتین پرسونا (Persona) به معنای ماسک بازیگران تئاتر در یونان باستان دارد که نشان‌دهنده رفتار ظاهری، صوری و ارزش اجتماعی فرد است. تئوری صوری بر رفتارهای بیرونی تمرکز دارد؛ اما انتقاد اساسی به آن، وابستگی شدید توصیف شخصیت به سوگیری‌ها و تفاوت‌های فردی شخص مشاهده‌کننده است. همچنین، رفتارهای ظاهری یکسان نظیر درستکاری، شجاعت یا خودخواهی ممکن است علل متفاوتی داشته باشند و تئوری صوری نمی‌تواند شناخت عمقی و اصولی ارائه دهد. در مقابل، روان‌شناسان تمایل بیشتری به پذیرش تئوری عمقی دارند تا عوامل پویای رفتار مانند غریزه، انگیزه‌ها، عواطف و مکانیزم‌های دفاعی را دریابند. با این حال، عیب اصلی فرضیه‌های تئوری عمقی، پیچیدگی، ابهام و تأثیرپذیری بسیار زیاد آن‌ها از نظر شخصی روان‌شناس است.

دیدگاه رفتارگرایی و عادت

از نظر روان‌شناسان رفتارگرا، شخصیت هر فرد حاصل مجموعه رفتارهای اوست که به تدریج بر اثر عادت شکل گرفته‌اند. در این دیدگاه، واحد ساختاری شخصیت عادت است. عادات زمانی یاد گرفته شده و مستحکم می‌شوند که پاسخ ارائه‌شده از سوی فرد، شدت هیجان یا محرک درونی موجود را کاهش دهد (نه اینکه هیجان را بازتولید یا تقویت کند). خصوصیات شخصی فرد (ارثی و اکتسابی) حدود محرک‌های درونی را معلوم کرده و در نوع پاسخ و مقدار یادگیری تأثیر فراوانی دارند. افراد یک جامعه در عین حال که به دلیل تشابه عوامل محیطی دارای عادات مشابهی هستند، به علت تفاوت‌های فردی، عادات متمایز و منحصر‌به‌فردی نیز دارند.

نظریه صفات و تیپ‌شناسی

نظریه‌پردازان صفات، واحد ساختاری شخصیت را صفت ظاهری می‌دانند. تئوری صفات در ابتدا به عنوان یک نظریه صوری مطرح بود و بر خصوصیات ظاهری تمرکز داشت. کتل صفات را به دو دسته تقسیم کرد: صفات ظاهری که زودگذر و تحت تأثیر محیط هستند، و صفات عمقی که به نسبت ثابت‌تر، مستمرتر و دائمی‌تر هستند. صفات شخصیتی می‌توانند عمومی (مشترک در بین گروهی از مردم به دلیل تشابه ارثی و محیطی) یا کاملاً فردی و منحصر‌به‌فرد باشند. کتل و آیزنک با استفاده از روش‌های آماری همبستگی و تحلیل عوامل تلاش کردند این صفات را شناسایی کنند. در پله‌ای بالاتر، تیپ مفهومی وسیع‌تر از صفت است که از مجموعه‌ای از صفات همسو (مانند خجالت و گوشه‌گیری) شکل می‌گیرد. رواج تیپ‌شناسی به دلیل سادگی آن است، اما نمی‌تواند تمام رفتارهای پیچیده بشر را با چند طبقه ساده توجیه کند. برای مثال، بر اساس تیپ‌شناسی کارل یونگ، افراد بشر لزوماً در یکی از دو گروه مطلق درون‌گرا یا برون‌گرا قرار نمی‌گیرند، بلکه در پیوستاری بین دو قطب درون‌گرا (متمایل به افکار و عواطف خود و تنهایی) و برون‌گرا (متمایل به تماس با اجتماع) توزیع می‌شوند.

واحد ساختاری شخصیت در دیدگاه رفتارگرایی عادت، در نظریه صفات اولیه صفت ظاهری، و در نظریه ساختاری آلپورت صفات یا آمادگی‌های شخصی است.

ویژگیتئوری صوری (ماسک)تئوری عمقی (سابستانس)
تمرکز ارزیابیرفتار ظاهری و ارزش اجتماعی فردعوامل پویای غریزی و مکانیزم‌های دفاعی
مبنای توصیفاتکا بر رفتارهای ظاهری و بیرونیکاوش در انگیزه‌ها و عواطف درونی
عیب اصلیسوگیری مشاهده‌گر و عدم درک علل متفاوتپیچیدگی، ابهام و تأثیر زیاد نظر روان‌شناس

برای مثال، برای کاهش اضطراب ناشی از یک محرک تنش‌زا، پاسخ فرد که منجر به آرامش او می‌شود، به صورت یک عادت رفتاری مستحکم در شخصیت او ثبت می‌گردد.

واژگان کلیدی

تئوری صوری (Mask Theory)
نظریه‌ای که شخصیت را بر اساس رفتارهای بیرونی، نقاب اجتماعی و جنبه‌های ظاهری توصیف می‌کند.
تئوری عمقی (Substance Theory)
نظریه‌ای که به کاوش در عوامل درونی، فرآیندهای پویا، غریزه‌ها و انگیزه‌های پنهان رفتار می‌پردازد.
عادت (Habit)
واحد ساختاری شخصیت از دیدگاه رفتارگرایی که در اثر کاهش شدت هیجان یا محرک درونی مستحکم می‌شود.
صفات عمقی (Source Traits)
صفات شخصیتی پایدار، مستمر و بنیادی که زیربنای رفتارهای ظاهری را تشکیل می‌دهند.
تیپ (Type)
سازه شخصیتی وسیع‌تری نسبت به صفت که از ترکیب و همسویی مجموعه‌ای از صفات خاص پدید می‌آید.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه است که تصور شود رفتارهای ظاهری یکسان همواره علل مشابهی دارند؛ رفتارهای ظاهری ممکن است ریشه‌ها و انگیزه‌های کاملاً متفاوتی داشته باشند.
  • اشتباه است اگر عادت‌های رفتاری را ناشی از بازتولید یا افزایش هیجان بدانیم؛ عادات زمانی شکل می‌گیرند و مستحکم می‌شوند که پاسخ ارائه‌شده شدت هیجان موجود را کاهش دهد.
  • نباید تصور کرد افراد یک جامعه به دلیل محیط یکسان، عادات کاملاً مشابهی دارند؛ خصوصیات ارثی و تفاوت‌های فردی حدود محرک‌های درونی و یادگیری را متمایز می‌سازند.
  • این باور غلط است که افراد به طور مطلق درون‌گرا یا برون‌گرا هستند؛ از نظر یونگ، افراد در یک پیوستار بین این دو قطب توزیع می‌شوند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • آلپورت تعاریف شخصیت را به دو دسته صوری (تمرکز بر رفتار بیرونی) و عمیق (بررسی انگیزه‌ها و ساختار درونی) تقسیم کرد.
  • تئوری صوری به دلیل سوگیری مشاهده‌گر و تئوری عمقی به دلیل ابهام و پیچیدگی فرضیه‌ها مورد انتقاد قرار گرفته‌اند.
  • رفتارگرایان شخصیت را مجموعه‌ای از عادات می‌دانند که در اثر کاهش شدت محرک‌های هیجانی درونی یاد گرفته می‌شوند.
  • در نظریه صفات، صفات ظاهری متأثر از محیط و گذرا هستند، در حالی که صفات عمقی ثبات و دوام بالایی دارند.
  • تیپ شخصیتی ساختار وسیعی است که از پیوند صفات همسو شکل گرفته و یونگ افراد را در پیوستار درون‌گرایی-برون‌گرایی توصیف می‌کند.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید واژه پرسونا در یونان باستان نه تنها برای توصیف نقش بازیگران تئاتر به کار می‌رفت، بلکه به عنوان یک تقویت‌کننده صوتی فیزیکی عمل می‌کرد. ماسک‌های تئاتر دهانه‌ای شیپوری‌شکل داشتند که به بازیگر کمک می‌کرد صدای خود را به ردیف‌های آخر تماشاخانه‌های بزرگ برساند. این استعاره تاریخی به خوبی نشان می‌دهد که چگونه شخصیت صوری ما، ابزاری است که از طریق آن پیام خود را به دنیای بیرونی منعکس می‌کنیم، در حالی که ماهیت درونی و انگیزه‌های عمیق ما پشت این نقاب پنهان باقی می‌مانند.

سنجش عینی شخصیت و اصول روان‌سنجی

سنجش شخصیت در روان‌شناسی بالینی شامل مشاهدات کلینیکی (مستقیم) و آزمون‌های عینی است. متخصصان بالینی روش بالینی را بهترین روش ارزیابی شخصیت می‌دانند و معتقدند آزمون‌های مداد-کاغذی به تنهایی برای درک مراجع کافی نیستند.

مشاهده کلینیکی و روش‌های جامعه‌سنجی

در موقعیت طبیعی، مراجع متوجه مشاهده نمی‌شود (مانند مطالعات گزل و پیاژه روی کودکان با استفاده از آیینه یک‌طرفه یا فیلم‌برداری). در مقابل، در موقعیت آزمایشی، روان‌شناس محیط را دستکاری کرده و مراجع معمولاً با آگاهی از ارزیابی، تحت شرایط خاص یا فشار سنجیده می‌شود. روش دیگر ارزیابی گروهی، سوسیومتری (جامعه‌سنجی) مورنو است. اساس این روش بر این فرض استوار است که اعضای یک گروه جذب یکدیگر شده و زیرگروه تشکیل می‌دهند. از اعضا خواسته می‌شود شریک خود را (مثلاً در دوستی) انتخاب کنند تا ساختار عاطفی گروه در سوسیوم‌گرام ترسیم شود (نه اینکه به ویژگی‌های خود امتیاز دهند). همچنین مقیاس‌های درجه‌ای مانند مقیاس رشد اجتماعی واینلند (Vineland) بسیار کاربرد دارند، هرچند استانداردسازی آن‌ها کمتر از آزمون‌های شخصیت موفقیت‌آمیز بوده است.

آزمون‌های عینی و اصول ساخت و اعتبار آزمون

آزمون‌های عینی (مداد-کاغذی) نوعی مصاحبه میزان‌شده با گزینه‌های مشخص و پایایی بالا هستند. اولین نمونه آن‌ها مقیاس اطلاعات فردی وودورت (۱۹۱۸) بود. محدودیت این آزمون‌ها این است که دلایل رفتار را مشخص نکرده و پویایی‌های روانی را نشان نمی‌دهند. همچنین دریافت نمره کل یکسان توسط دو نفر، لزوماً به معنای تشابه صفات شخصیتی آن‌ها نیست.

برای ساخت آزمون، در اعتباریابی محتوایی پیشرفته ابتدا باید ابعاد تعریف شده و پس از مشورت با متخصصان، تحلیل روان‌سنجی انجام گیرد. در روش ملاک‌یابی تجربی، بدون فرض راستگویی بیمار، تنها توانایی تفکیک گروه‌های بالینی ملاک است. در رویکرد تحلیل عاملی (مانند پرسشنامه‌های گیلفورد)، تحلیل اکتشافی غیرنظری بوده و با همه گویه‌ها آغاز می‌شود، اما تحلیل تأییدی، نظری و فرضیه‌محور است. فرایند اعتباریابی سازه‌ای آزمون نیز جریانی جامع و بی‌پایان است. مفاهیم سودمندی افزایشی (میزان افزایش قدرت پیش‌بینی تشخیصی یک روش نسبت به روش دیگر) و سوگیری آزمون (تفاوت دقت پیش‌بینی بین گروه‌ها نسبت به ملاک بیرونی) نیز از مباحث کلیدی روان‌سنجی هستند.

اولین آزمون عینی در روان‌شناسی، مقیاس اطلاعات فردی وودورت (۱۹۱۸) است و فرایند اعتباریابی سازه‌ای یک آزمون جامع‌ترین بخش سنجش است که هیچ‌گاه به پایان نمی‌رسد.

روش سنجشتعریف و ویژگیمحدودیت اصلی
مشاهده طبیعیسنجش غیرمستقیم در محیط واقعی فردعدم کنترل بر متغیرهای مزاحم
ملاک‌یابی تجربیانتخاب سؤالات بر اساس تفکیک گروه‌هابی‌توجهی به انگیزه و چرایی پاسخ مراجع
سوسیومتری مورنوترسیم روابط عاطفی گروه در سوسیوم‌گرامعدم ارزیابی ویژگی‌های درونی فرد

برای مثال، در روش مشاهده طبیعی، روان‌شناس رشد رفتار تعاملی یک کودک را بدون اطلاع او و از پشت آیینه یک‌طرفه در مهدکودک ثبت و ارزیابی می‌کند.

واژگان کلیدی

سوسیومتری (Sociometry)
روش ارزیابی گروهی مورنو که بر اساس انتخاب شریک توسط اعضا، روابط عاطفی گروه را در سوسیوم‌گرام تحلیل می‌کند.
ملاک‌یابی تجربی (Empirical Criterion Keying)
روش طراحی آزمون که در آن سودمندی سؤالات منحصراً بر اساس توانایی تفکیک گروه‌های تشخیصی مختلف تعیین می‌شود.
سودمندی افزایشی (Incremental Validity)
میزان توانایی یک ابزار ارزیابی در افزایش قدرت پیش‌بینی تشخیصی بالینی در مقایسه با سایر روش‌های موجود.
سوگیری آزمون (Test Bias)
یک مقوله اعتباری که نشان‌دهنده تفاوت معنادار در دقت پیش‌بینی عملکرد ملاک نسبت به یک ملاک بیرونی بین گروه‌های مختلف است.
اعتباریابی سازه‌ای (Construct Validation)
جامع‌ترین فرایند تعیین اعتبار یک آزمون که جریانی مداوم و بی‌پایان پس از انتشار آزمون دارد.

اشتباه‌های رایج

  • این باور غلط است که آزمون‌های مداد-کاغذی عینی، بهترین روش ارزیابی شخصیت هستند؛ در حالی که روش بالینی جامع‌ترین روش شناخته می‌شود.
  • اشتباه است که تصور شود در روش سوسیومتری مورنو، افراد به ویژگی‌های درونی خود امتیاز می‌دهند؛ بلکه اعضا شرکای دلخواه خود را انتخاب می‌کنند.
  • نباید تصور کرد نمره کل یکسان در آزمون عینی به معنای تشابه کامل صفات شخصیتی افراد است؛ زیرا رفتارهای فرعی آن‌ها ممکن است کاملاً متفاوت باشد.
  • این تصور غلط است که در روش ملاک‌یابی تجربی، راستگویی یا دروغگویی مراجع اهمیت دارد؛ بلکه توانایی تفکیک گروه‌ها تنها ملاک است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • روان‌شناسان روش‌های عینی را به دو گروه مشاهدات کلینیکی (مستقیم) و آزمون‌های عینی تقسیم می‌کنند و روش بالینی را بهترین روش می‌دانند.
  • مشاهده مستقیم در موقعیت طبیعی بدون اطلاع فرد و در موقعیت آزمایشی با دستکاری محیط و تحت شرایط فشار انجام می‌شود.
  • سوسیومتری روابط عاطفی اعضای گروه را در سوسیوم‌گرام تحلیل می‌کند و واینلند معروف‌ترین نمونه مقیاس درجه‌ای است.
  • اولین آزمون عینی مقیاس وودورت (۱۹۱۸) بود؛ آزمون‌های عینی پایداری بالایی دارند اما انگیزه پنهان پشت پاسخ‌ها را نشان نمی‌دهند.
  • فرایند اعتباریابی سازه‌ای جریانی سخت و بی‌پایان است، و سوگیری آزمون تفاوت دقت پیش‌بینی بین گروه‌ها را نشان می‌دهد.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید مقیاس اطلاعات فردی وودورت که در سال ۱۹۱۸ طراحی شد، پاسخی به نیاز ارتش ایالات متحده در جریان جنگ جهانی اول بود. ارتش می‌خواست سربازانی را که در معرض خطر ابتلا به شوک ناشی از گلوله‌باران (که امروزه به عنوان اختلال استرس پس از سانحه یا PTSD شناخته می‌شود) بودند، به سرعت غربالگری کند. اگرچه این پرسشنامه بسیار ساده بود و فرضیات زیادی درباره راستگویی سربازان داشت، اما راه را برای ایجاد تمام سیاهه‌های شخصیتی پیشرفته و عینی بعدی هموار کرد.

سیاهه‌های بالینی و مقیاس‌های عینی

سیاهه‌ها و مقیاس‌های بالینی از پرکاربردترین ابزارهای عینی در روان‌شناسی بالینی برای تشخیص اختلالات و ارزیابی علائم روان‌پزشکی هستند. یکی از معروف‌ترین این ابزارها، پرسشنامه شخصیتی چندوجهی مینه‌سوتا (MMPI) است که اولین بار در سال ۱۹۴۰ توسط هته‌وی و مک‌کین‌لی برای کمک به تشخیص‌های روان‌پزشکی طراحی شد. پاسخ‌دهی به سؤالات این آزمون برخلاف مقیاس لیکرت، به صورت صحیح یا غلط (بله یا خیر) است. در نسخه تجدیدنظر شده (MMPI-۲)، اگرچه کل سؤالات دفترچه ۵۶۷ مورد است، اما جهت نمره‌گذاری مقیاس‌های بالینی غایی تنها از ۳۷۰ سؤال استفاده می‌شود. در استانداردسازی این نسخه، ۵۵۰ سؤال آزمون پایه نسخه اولیه حفظ شد و تنها در ۸۲ مورد اصلاحات عبارتی صورت گرفت. در طراحی اولیه سؤالات، ملاک گزینش این بود که گویه‌ها بتوانند گروه بالینی را از غیربالینی جدا کنند.

مقیاس‌های بالینی MMPI-۲

این آزمون دارای مقیاس‌های بالینی متنوعی است؛ از جمله: مقیاس خودبیمارانگاری (Hs) که نگرانی افراطی بیمار درباره کارکرد بدن را می‌سنجد (بی‌توجهی به رسوم اجتماعی معرف انحراف روانی-اجتماعی یا Pd است)؛ مقیاس ۳ یا هیستری (Hy) که معرف استفاده ناهشیار مراجع از مشکلات جسمی برای فرار از تعارض‌ها و مسئولیت‌ها است؛ مقیاس ضعف روانی یا پسیکاستنی (Pt) که نماد ضعف روانی است (نماد Ma معرف مقیاس هیپومانی یا شیدایی خفیف است که با پرش افکار و هیجان‌زدگی مشخص می‌شود)؛ مقیاس درون‌گرایی اجتماعی (Si) که نشان‌دهنده کم‌رویی، انزواطلبی، احساس ناامنی و بی‌توجهی به دیگران است. همچنین، نمره‌گذاری مقیاس ۵ (MF) دارای ویژگی‌های خاصی است؛ به عنوان مثال نمره خام بالا در این مقیاس توسط یک زن، نشان‌دهنده علاقه او به فعالیت‌های سنتی مردانه، اعتماد به نفس بالا، روحیه منطقی، خودانگیخته و غیرهیجانی است (نه مبالغه در رفتارهای سنتی زنانه و وابستگی).

مقیاس SCL-۹۰-R و سایر ابزارها

ابزار بالینی مهم دیگر، SCL-۹۰-R است که یک مقیاس سنجش شخصیت نیست، بلکه سطح فعلی نشانه‌های بیماری را در بازه زمانی یک هفته گذشته مراجع ارزیابی می‌کند. اجرای این مقیاس ۹۰ گویه‌ای بسیار سریع بوده و به طور معمول ۱۲ تا ۱۵ دقیقه زمان می‌برد. این مقیاس بر اساس روش تحلیل عاملی ساخته شده و طبق راهنما برای افراد مبتلا به روان‌پریشی شدید، مشکلات عضوی یا عقب‌ماندگی ذهنی مناسب نیست. نمره‌گذاری مقیاس‌های SCL-۹۰-R همانند آزمون MMPI-۲ بر اساس نمرات استاندارد با میانگین ۵۰ و انحراف معیار ۱۰ انجام می‌شود و فرم کوتاه آن تحت عنوان BSI (سیاهه کوتاه نشانه‌های بیماری) شناخته می‌شود. در این ابزار، شاخص GSI (شدت کلی) بهترین نشان‌دهنده عمق اختلال و درماندگی مراجع است، شاخص PSDI معرف شدت نشانه‌های مثبت (ضریب ناراحتی) بوده و شاخص PST نشان‌دهنده تعداد کل پاسخ‌های مثبت (تعداد علائم ابراز شده) است. در کنار این سیاهه‌ها، پرسشنامه شخصیتی NEO قرار دارد که پنج بعد بزرگ شخصیت را می‌سنجد؛ ویژگی‌هایی مثل زیبایی‌شناسی، ارزش‌ها و احساسات زیرمجموعه بعد استقبال از تجربه (یا گشودگی) سنجیده می‌شوند و ویژگی کم‌رویی (در کنار اضطراب، نفرت، افسردگی، تکانش‌گری و آسیب‌پذیری) زیرمجموعه بعد روان‌رنجورخویی (Neuroticism) است. همچنین، مقیاس‌های خلقی نظیر مقیاس هامیلتون (HPRSD) و مقیاس مونتگمری-آسبرگ (MADRS) به طور عمده جهت ارزیابی و ردیابی نتایج درمانی افسردگی (نه فوبی اجتماعی) مورد استفاده قرار می‌گیرند.

مقیاس SCL-۹۰-R ابزار ارزیابی شخصیت نیست، بلکه یک سیاهه علائم با نمره‌گذاری استاندارد (میانگین ۵۰ و انحراف معیار ۱۰) است که نشانه‌های بیماری را در یک هفته گذشته می‌سنجد.

آزمونتعداد گویه‌های بالینیروش پاسخ‌دهیشاخص اصلی عمق اختلال
MMPI-۲۳۷۰ سؤالصحیح / غلطبرافراشتگی مقیاس‌های بالینی دهگانه
SCL-۹۰-R۹۰ سؤالدرجه‌بندی علائمشاخص شدت کلی (GSI)
NEOوجوه شش‌گانه هر بعددرجه‌بندی چندگزینه‌اینمرات ابعاد پنج‌گانه شخصیت

برای مثال، روان‌شناس بالینی برای ردیابی سریع اثربخشی دارودرمانی یک بیمار افسرده طی هفته‌های گذشته، از مقیاس SCL-۹۰-R به دلیل سرعت اجرای آن استفاده می‌کند.

واژگان کلیدی

خودبیمارانگاری (Hs)
مقیاس بالینی در آزمون MMPI که نشان‌دهنده نگرانی افراطی و بیمارگونه فرد درباره کارکرد و سلامت بدن خود است.
هیستری (Hy)
مقیاس ۳ بالینی در آزمون MMPI که بیانگر استفاده ناهشیار از مشکلات جسمی به عنوان سپری برای فرار از تعارض‌ها است.
شاخص شدت کلی (GSI)
بهترین شاخص منفرد در مقیاس SCL-۹۰-R که معرف عمق اختلال، درماندگی و استرس کلی مراجع است.
استقبلال از تجربه (Openness)
بعدی از آزمون NEO که ویژگی‌هایی مانند تخیل، زیبایی‌شناسی، ارزش‌ها، احساسات، کنش‌ها و ایده‌ها را می‌سنجد.
روان‌رنجورخویی (Neuroticism)
بعدی از آزمون NEO که زیرمجموعه‌هایی نظیر اضطراب, نفرت، افسردگی، کم‌رویی، تکانش‌گری و آسیب‌پذیری را اندازه می‌گیرد.

اشتباه‌های رایج

  • این اشتباه شایع وجود دارد که تصور می‌شود تمام ۵۶۷ سؤال MMPI-۲ برای نمره‌گذاری مقیاس‌های بالینی نهایی به کار می‌رود؛ در حالی که تنها از ۳۷۰ سؤال استفاده می‌شود.
  • نباید گمان کرد نمره خام بالا در مقیاس ۵ (MF) توسط یک زن، نشان‌دهنده مبالغه در نقش سنتی زنانه است؛ بلکه نشان‌دهنده علاقه به فعالیت‌های سنتی مردانه و اعتماد به نفس بالا است.
  • اشتباه است که مقیاس SCL-۹۰-R را یک پرسشنامه شخصیت بدانیم؛ این ابزار صرفاً سطح نشانه‌های بیماری را در یک هفته اخیر می‌سنجد.
  • این باور غلط است که مقیاس‌های هامیلتون و مونتگمری-آسبرگ برای سنجش فوبی اجتماعی استفاده می‌شوند؛ این ابزارها برای ردیابی افسردگی هستند.

جمع‌بندی این مفهوم

  • آزمون MMPI در سال ۱۹۴۰ با هدف تشخیص‌های روان‌پزشکی و بر اساس تفکیک تجربی گروه‌ها ساخته شد و پاسخ‌دهی آن صحیح/غلط است.
  • در MMPI-۲ تعداد ۳۷۰ سؤال از کل ۵۶۷ سؤال برای نمره‌گذاری مقیاس‌های بالینی دهگانه (مانند Hs، Hy، Pt و Si) به کار می‌رود.
  • مقیاس SCL-۹۰-R ابزاری ۹۰ گویه‌ای برای سنجش علائم بیماری در یک هفته اخیر با میانگین ۵۰ و انحراف معیار ۱۰ است.
  • در SCL-۹۰-R، شاخص GSI عمق اختلال، شاخص PSDI شدت نشانه‌های مثبت و شاخص PST تعداد کل علائم را نشان می‌دهد.
  • بعد گشودگی در آزمون NEO مواردی چون زیبایی‌شناسی و ارزش‌ها، و بعد روان‌رنجورخویی مواردی چون کم‌رویی و اضطراب را می‌سنجد.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که طراحان آزمون MMPI، یعنی هته‌وی و مک‌کین‌لی، با وجود روان‌شناس بودن اولی و روان‌پزشک بودن دومی، از همکاران بسیار صمیمی دانشگاه مینه‌سوتا بودند. آن‌ها این آزمون را به عنوان پاسخی به مصاحبه‌های بالینی طولانی و بسیار ذهنی روان‌پزشکی آن دوران ابداع کردند. روش ملاک‌یابی تجربی که آن‌ها به کار بردند، انقلابی در روان‌سنجی بود؛ چرا که بدون اهمیت دادن به راستگویی ظاهری بیمار، به صورت کاملاً تجربی نشان داد که بیماران واقعی با تشخیص‌های خاص، الگوهای پاسخ‌دهی کاملاً متمایزی از افراد بهنجار دارند که به سختی قابل جعل است.

سنجش فرافکن و آزمون رورشاخ

آزمون‌های فرافکن روش‌هایی غیرمستقیم هستند که مراجع را از اهداف سنجش بی‌خبر می‌گذارند تا سانسور اطلاعات کاهش یابد. اساس این سنجش بر ابهام محرک استوار است؛ هرچه محرک مبهم‌تر باشد، فرد بیشتر از تجارب و فرآیندهای ذهنی خود برای توجیه آن استفاده می‌کند. بدون ساخت بودن محرک ملاکی فرعی است و ملاک اصلی، نوع پاسخ مورد نیاز است. مفهوم فرافکنی توسط فروید به عنوان یک مکانیسم دفاعی وارد روان‌شناسی شد، هرچند نظریات او جزء ویژگی‌های اصلی این آزمون‌ها نیست. این ابزارها نسبت به آزمون‌های عینی، پایایی و استانداردسازی کمتری دارند.

طبقه‌بندی تکنیک‌های فرافکن

تکنیک‌های فرافکن شامل سه دسته‌اند: ۱. روش‌های تداعی (Association): مانند رورشاخ، هولتزمن (HIT) و تداعی کلمات (که تأخیر زیاد در پاسخ طبق نظر یونگ نشانه عقده روانی است)؛ ۲. روش‌های ساختی (Construction): مانند آزمون TAT، نقاشی خانواده (DAF)، تصاویر سگ بلاکی، نقاشی درخت-خانه-انسان (HTP)، تست دنیای جوهلر و تست دهکده آرتوس؛ و ۳. روش‌های تکمیل‌کردنی (Completion): نظیر آزمون جملات ناتمام راتر که حد وسط آزمون‌های عینی و فرافکن و نماینده رویکرد مستقیم است.

آزمون لکه‌های جوهر رورشاخ

آزمون رورشاخ شامل ۱۰ کارت متقارن (۵ کارت سیاه و ۵ کارت رنگی) است و رفتارهایی مثل چرخاندن کارت نشانه سوءظن است. چهار بخش اصلی تفسیری آن عبارتند از:

مکان (Location): شامل پاسخ کل (W: توانایی انتزاع و حل مسئله؛ نسبت W/M شاخص اشتیاق است)، جزء معمولی (D: در کودکان کمتر از بزرگسالان است)، جزء غیرمعمولی (Dd: جزئیات غیرعادی که در اسکیزوفرنی و افراد وسواسی زیاد است)، و فضای سفید (S: نشان‌دهنده منفی‌گرایی، سرپیچی و عدم کنترل خشم).

تعیین‌کننده‌ها (Determinants): شامل حرکت انسان (M: بازدارنده رفتارهای بیرونی، خلاقیت و تفکر درون‌گرا؛ حد افراطی در مانیک)، حرکت حیوان (FM: فراوانی بالا نشانه دلیل‌تراشی و واپس‌روی)، حرکت غیرجاندار (m: رویدادهای خارج از کنترل)، و پاسخ‌های رنگ (C) و فرم (F). افرادی با کنترل تکانه ضعیف، پاسخ‌های فرم و رنگ محض (F و C) بالا و اسکیزوفرن‌های حاد پاسخ F کمتری دارند. اگر پاسخ‌های رنگی و حرکتی هر دو صفر باشند، معرف ریخت شخصیتی کوته‌نگر و مهار بیش از حد است.

محتوا (Content) و عمومی بودن: شامل محتوای انسانی (H: همبسته با افزایش سن و هوش بالا؛ کم بودن آن نشانه کناره‌گیری و همدلی پایین است)، اجزای ناکامل انسان خیالی (Hd)، اجزای حیوانی خیالی (Ad: نشانه اضطراب) و محتوای حیوانی (A: بالا بودن آن نشانه دید قالبی است). پاسخ‌های متداول (P) بالا نشانه همنوایی، و P پایین نشانه انحراف از ادراک معمول است. پاسخ ابتکاری (O) فراوانی پایین اما کیفیت انطباقی دارد. در سیستم اکسنر، تعداد کل پاسخ‌ها (R) اگر پایین باشد نشانه دفاعی بودن، افسردگی، ضایعه مغزی یا تمارض است. فرافکنی رنگ (CP) نیز انتساب رنگ به بخش‌های سیاه یا خاکستری است. همچنین سوگیری متخصص در تفسیر بر اساس تجارب غیرعلمی، همبستگی فریبنده نام دارد.

در آزمون رورشاخ، پاسخ‌های M (حرکت انسان) با خلاقیت و درونی‌سازی پیوند دارند، در حالی که پاسخ‌های S (فضای سفید) نشان‌دهنده منفی‌گرایی و دشواری در کنترل خشم هستند.

نماد پاسخبخش نمره‌گذاریتفسیر و معنای بالینی
Wمکان (پاسخ کل)توانایی انتزاع، ترکیب و حل مسئله
Ddمکان (جزء غیرمعمولی)تمرکز وسواسی یا ناهماهنگی اسکیزوفرنیک
FMتعیین‌کننده‌ها (حرکت حیوان)استفاده از مکانیزم دلیل‌تراشی و واپس‌روی

برای مثال، بیمار وسواسی برای کاهش اضطراب خود، به جای دیدن شکل کلی لکه (W)، بر جزئیات بسیار ریز و غیرعادی مرزهای لکه (Dd) تمرکز می‌کند.

واژگان کلیدی

تکنیک‌های تداعی (Association Techniques)
طبقه‌ای از روش‌های فرافکن شامل رورشاخ، هولتزمن و تداعی کلمات که بر پاسخ‌های سریع به محرک‌ها تکیه دارند.
تعیین‌کننده‌ها (Determinants)
ویژگی‌های فیزیکی لکه‌های رورشاخ (فرم، رنگ، سایه، حرکت) که فرد را به ارائه پاسخ‌های خاص ترغیب می‌کنند.
پاسخ حرکت انسان (M)
شاخصی در رورشاخ که بازدارنده رفتارهای بیرونی بوده و با خلاقیت، تفکر درون‌گرا و پیوند با واقعیت همبستگی دارد.
فرافکنی رنگ (CP)
پدیده‌ای بالینی در آزمون رورشاخ که در آن فرد ویژگی‌های رنگی را به بخش‌های سیاه یا خاکستری لکه نسبت می‌دهد.
همبستگی فریبنده (Illusory Correlation)
سوگیری تفسیری متخصصان بالینی در ردیابی علائم رورشاخ بر اساس تجارب تکراری غیرعلمی خود.

اشتباه‌های رایج

  • این باور غلط است که بدون ساخت بودن کامل محرک، مهم‌ترین ملاک فرافکن بودن یک آزمون است؛ بلکه نوع پاسخ مورد نیاز ملاک اصلی است.
  • اشتباه است اگر آزمون‌های ساختی مثل تست دنیای جوهلر یا دهکده آرتوس را جزء فنون فرافکن تکمیل‌کردنی به شمار آوریم.
  • نباید تصور کرد در رورشاخ، پاسخ جزء غیرمعمولی (Dd) بر اساس ادراک لبه‌ها و مرزهای بیرونی لکه ثبت می‌شود؛ بلکه به جزئیات بسیار غیرعادی لکه اشاره دارد.
  • این تصور اشتباه است که تعداد پاسخ‌های متداول بالا (High P) نشانه انحراف از شیوه معمول ادراک است؛ این شاخص نشانه همنوایی با توده مردم است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • آزمون‌های فرافکن روش‌هایی غیرمستقیم هستند که در آن‌ها ابهام محرک، فرد را وادار به استفاده از منابع احساسی و ذهنی خود می‌کند.
  • تکنیک‌های فرافکن به سه گروه تداعی (رورشاخ و هولتزمن)، ساختی (TAT و HTP) و تکمیل‌کردنی (جملات ناتمام) تقسیم می‌شوند.
  • رورشاخ شامل ۱۰ کارت (۵ سیاه و ۵ رنگی) است و پاسخ‌های آن در ابعاد مکان، تعیین‌کننده‌ها، مضمون و رواج نمره‌گذاری می‌شوند.
  • در رورشاخ، پاسخ W نشانه انتزاع، Dd نشانه جزئیات غیرعادی، S نشانه خشم و M نشانه خلاقیت و درونی‌سازی عمل است.
  • پایین بودن تعداد کل پاسخ‌ها (R) نشانه دفاعی بودن است و انتساب رنگ به بخش‌های سیاه فرافکنی رنگ (CP) نام دارد.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید هرمن رورشاخ، روان‌پزشک سوئیسی طراح این آزمون، در دوران دبیرستان در میان دوستانش به نام «کلک» (Klek) معروف بود؛ کلمه‌ای که در زبان آلمانی به معنای لکه جوهر است! او علاقه زیادی به بازی قدیمی آلمانی به نام کلکسوگرافی (Klecksographie) داشت که در آن افراد با ریختن جوهر روی کاغذ و تا کردن آن، اشکال متقارن می‌ساختند و درباره آن‌ها داستان‌سرایی می‌کردند. سال‌ها بعد، رورشاخ این سرگرمی دوران کودکی خود را به یکی از پیچیده‌ترین و پربحث‌ترین ابزارهای روان‌سنجی بالینی در تاریخ تبدیل کرد.

نظریه انگیزشی مورای و آزمون TAT

پس از ارزیابی هوش، مبنای تشخیص اختلالات رفتاری، کاوش درباره انگیزه‌ها و تعارضات حاصل از آن‌هاست که علت اصلی پاتولوژی‌ها قلمداد می‌شوند. برای تشخیص علت‌شناختی درست، بررسی سه عامل احتیاجات بیمار، محرومیت‌ها و واکنش‌های او در برابر ناکامی‌ها ضروری است.

نظریه شخصیت هنری مورای

نظریه شخصیت هنری مورای تمرکز خود را بر انگیزه‌ها قرار می‌دهد. مورای اصطلاح احتیاج (Need) و کورت لوین اصطلاح نیرو را برای انگیزه به کار بردند. احتیاج از نظر مورای سازه‌ای فرضی با ماهیت بیوشیمیایی نامعلوم است که بیشتر بر اثر علل عاطفی یا تصورات ذهنی برانگیخته می‌شود. ارگانیسم در مواجهه با نیاز برانگیخته، ممکن است به سمت موقعیت حرکت کند یا از آن فرار کند. مورای شخصیت را شامل ۱۳ احتیاج اولیه (فیزیولوژیک) و ۲۸ احتیاج ثانویه (روان‌شناختی) می‌داند. اگر شیء یا فردی نیاز لذت‌بخشی بیدار کند، ارزش مثبت و در غیر این صورت ارزش منفی دارد. محیط یا پرس (Press) ماهیت پدیدارشناختی (فنومنولوژیک) دارد؛ یعنی ادراک محرک‌های محیطی کاملاً به نیازهای درونی فرد بستگی دارد. رابطه محکم اشیاء خاص با برانگیختگی نیازها، عادت و رفتار مستمر را شکل می‌دهد.

آزمون اندریافت موضوع (TAT) و سایر ابزارها

بر اساس روابط احتیاج و فشار محیط که واحد اصلی شخصیت و کاملاً قابل سنجش هستند، مورای آزمون فرافکن TAT را در سال ۱۹۳۵ طراحی کرد تا تعارضات و نیازهای ناهشیار را بسنجد. طبق تحقیق مک‌کلیند، این آزمون رفتار آشکار فرد را در واقعیت پیش‌بینی می‌کند. TAT دارای ۳۱ کارت (شامل کارت‌های تصویردار و یک کارت کاملاً سفید) است، اما در بالینی عملی معمولاً فقط ۶ تا ۱۲ کارت ارائه می‌شود. داستان مراجع باید شامل وضعیت فعلی، افکار قهرمان، رویدادهای گذشته و پیامد داستان باشد. نمره‌گذاری کمی بیشتر در پژوهش‌ها استفاده می‌شود تا شواهد بالینی تحریف نشوند. تحلیل داستان با همانندسازی با قهرمان شروع شده، سپس به نیازها و بعد به فشارهای محیطی می‌رسد. نبود قهرمان نشانه نقص مکانیسم همانندسازی است. بر اساس لیندزی، به کارگیری عبارات قالبی نشانه پارانویا، و تأکید بر سوانح فیزیکی نشانه اضطراب است. همچنین ذکر اعضای خانواده به تعداد ۳ بار یا بیشتر نشانگر نیاز به وابستگی است. آزمون‌های مشابه دیگر شامل CAT (اندریافت کودکان) برای سنین ۳ تا ۱۰ سال با تصاویر حیوانات (بر اساس روانکاوی) و آزمون دیداری حرکتی بندر گشتالت (سنجش رشد حرکتی در کودکان و ضایعات مغزی در بزرگسالان) است.

مورای شخصیت انسان را حاصل تفاعل احتیاج (Need) و فشار محیط (Press) می‌داند و آزمون TAT را برای سنجش این تعامل طراحی کرد.

مفهومنظریه‌پردازاصطلاح کلیدی برای انگیزه
نظریه شخصیت مورایهنری مورایاحتیاج (شامل ۱۳ نیاز اولیه و ۲۸ نیاز ثانویه)
روان‌شناسی گشتالتکورت لویننیرو (برای توصیف سائق فعالیت انسان)
رفتارگراییروان‌شناسان رفتاریکاهش هیجان محرک درونی و ایجاد عادت

برای مثال، وقتی مراجع در پاسخ به کارت سفید آزمون TAT داستانی از تلاش قهرمان برای کسب موفقیت با کمک خانواده می‌سازد، نیاز به پیشرفت و وابستگی او آشکار می‌شود.

واژگان کلیدی

احتیاج (Need)
پدیده‌ای فرضی در نظریه مورای با ماهیت بیوشیمیایی نامعلوم که به عنوان سائق رفتار انسان بر اثر عوامل عاطفی یا ذهنی برانگیخته می‌شود.
فشار محیط (Press)
محرک‌های محیطی دارای ماهیت پدیدارشناختی (فنومنولوژیک) که ادراک آن‌ها کاملاً به نیازهای فرد بستگی دارد.
آزمون اندریافت موضوع (TAT)
آزمون فرافکنی طراحی شده توسط مورای بر اساس روابط احتیاج و فشار محیط برای استخراج تعارض‌ها و نیازهای ناهشیار فرد.
آزمون اندریافت کودکان (CAT)
آزمون فرافکن شخصیت با تصاویر حیوانات برای رده سنی ۳ تا ۱۰ سال که بر اساس مفاهیم روانکاوی تدوین شده است.
آزمون بندر گشتالت (Bender-Gestalt)
آزمون دیداری حرکتی که در کودکان برای رشد حرکتی و در بزرگسالان برای تشخیص ضایعات مغزی استفاده می‌شود.

اشتباه‌های رایج

  • این باور غلط است که از دیدگاه مورای، احتیاج یک پدیده کاملاً عینی و بیوشیمیاییِ شناخته‌شده است؛ بلکه یک سازه فرضی است.
  • نباید گمان کرد در نظریه مورای تعداد نیازها شامل ۲۸ نیاز اولیه و ۱۳ نیاز ثانویه است؛ بلکه برعکس، ۱۳ نیاز اولیه و ۲۸ نیاز ثانویه است.
  • این تصور غلط است که در بالینی عملی، متخصصان ملزم به ارائه تمامی ۳۱ کارت TAT هستند؛ در عمل تنها از ۶ تا ۱۲ کارت استفاده می‌شود.
  • اشتباه است اگر تصور شود ترتیب تفسیر TAT از فشارهای خارجی شروع شده و به قهرمان ختم می‌شود؛ بلکه با همانندسازی با قهرمان آغاز می‌شود.
  • نباید کاربرد بندر گشتالت را معکوس فرض کرد؛ این آزمون در کودکان برای رشد دیداری-حرکتی و در بزرگسالان برای ضایعات مغزی کاربرد دارد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • روان‌شناسان بالینی انگیزه‌ها و کشمکش‌ها را پایه بیماری می‌دانند و به ردیابی نیازها، محرومیت‌ها و واکنش‌ها می‌پردازند.
  • مورای انگیزه را معادل احتیاج (۱۳ نیاز اولیه و ۲۸ نیاز ثانویه) و لوین آن را معادل نیرو تعریف کردند.
  • محیط یا پرس ماهیت پدیدارشناختی دارد و تفاعل نیاز و فشار واحد اصلی شخصیت و مبنای آزمون TAT است.
  • آزمون TAT دارای ۳۱ کارت است اما معمولاً ۶ تا ۱۲ کارت ارائه می‌شود و روند تفسیر با شناسایی قهرمان داستان آغاز می‌گردد.
  • نبود قهرمان در داستان TAT نشانه نقص همانندسازی است و بندر گشتالت برای سنجش رشد حرکتی کودکان و ضایعات مغزی بزرگسالان است.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید هنری مورای قبل از ورود به دنیای روان‌شناسی، تحصیلات خود را در رشته‌های شیمی و پزشکی عمومی گذرانده و پی‌اچ‌دی بیوشیمی از دانشگاه کمبریج داشت! این پیش‌زمینه علمی قوی، دلیل آن بود که او در تعریف مفهوم «احتیاج» همواره تأکید می‌کرد که این نیروها باید ریشه بیوشیمیایی دقیقی در مغز داشته باشند، هرچند که علم زمان او هنوز قادر به اندازه‌گیری مستقیم آن نبود. همچنین، او یکی از کلیدی‌ترین اعضای سازمان خدمات استراتژیک ارتش آمریکا (OSS) در طول جنگ جهانی دوم بود و از سیستم شخصیتی خود برای ارزیابی و انتخاب جاسوسان نظامی استفاده می‌کرد.

ارزیابی شخصیت با آزمون‌های NEO و آیزنک

پرسشنامه شخصیتی پنج عاملی NEO: حیطه‌ها و جنبه‌ها

پرسشنامه‌های عینی ابزارهای مهمی در سنجش ویژگی‌های شخصیتی بهنجار هستند. پرسشنامه شخصیتی NEO ویژگی‌های شخصیتی را در پنج حیطه اصلی می‌سنجد که هرکدام شامل جنبه‌های فرعی متفاوتی هستند. حیطه روان‌رنجورخویی (Neuroticism) شامل جنبه‌های اضطراب، نفرت، افسردگی، کم‌رویی، تکانش‌گری و آسیب‌پذیری است. حیطه موافقت (Agreeableness) شامل ویژگی‌هایی نظیر اعتماد، صراحت، نوع‌دوستی، فرمان‌بری و تواضع است (نوع‌دوستی متعلق به تجربه‌گرایی نیست). در حیطه تجربه‌گرایی (Openness)، جنبه‌های تخیل، زیبایی‌شناسی، ارزش‌ها، احساسات، کنش‌ها و ایده‌ها قرار دارند (این موارد متعلق به برون‌گرایی نیستند). در نهایت، حیطه جدیت/وظیفه‌شناسی (Conscientiousness) شامل صلاحیت، نظم، وظیفه‌شناسی و پیشرفت‌گرایی است. بزرگ‌ترین محدودیت پرسشنامه NEO این است که بر مبنای مدل شخصیت بهنجار تهیه شده و کارایی آن برای مقاصد و اهداف تشخیصی بالینی هنوز اثبات نشده است.

حیطه NEOجنبه‌های فرعی کلیدیمحدودیت اصلی ابزار
روان‌رنجورخوییاضطراب، تکانش‌گری، آسیب‌پذیریتهیه‌شده بر مبنای شخصیت بهنجار و عدم اثبات کارایی در تشخیصی بالینی
موافقتاعتماد، نوع‌دوستی، تواضع
تجربه‌گراییتخیل، زیبایی‌شناسی، ارزش‌ها
جدیتنظم، وظیفه‌شناسی، پیشرفت‌گرایی
آزمون شخصیتی آیزنک: مقیاس‌های P، E، N و L

آزمون شخصیتی آیزنک (EPQ) شخصیت را بر اساس ابعاد زیستی ارزیابی می‌کند. نمره مقیاس پرخاشگری یا روان‌پریش‌خویی (P) در این آزمون نشان‌دهنده ویژگی‌های خصومت، خشم، پرخاشگری و هم‌زمان توانایی کنترل تکانه در آزمودنی است. بالا بودن مقیاس P بازتاب‌دهنده ویژگی‌های جامعه‌ستیزی است و می‌تواند به عنوان ابزاری کمکی در تشخیص اختلال شخصیت ضداجتماعی به کار رود (نه جامعه‌پسندی بالا). مقیاس E میزان برون‌گرایی و درون‌گرایی را همراه با هم می‌سنجد; در این مقیاس، نزدیکی به قطب درون‌گرایی نشان‌دهنده تمایل آزمودنی به تنهایی، فعالیت‌های انفرادی و درون‌نگری است. مقیاس N میزان روان‌آزردگی (ناپایداری هیجانی یا استرس روان‌شناختی) را در برابر ثبات هیجانی می‌سنجد. در نهایت، مقیاس L (Lie) به عنوان مقیاس دروغ‌سنج برای شناسایی آزمودنی‌هایی طراحی شده است که پاسخ‌های خود را جهت کسب مقبولیت اجتماعی و خودتنظیمی کاذب جعل می‌کنند تا خود را بهتر جلوه دهند.

مقیاس P در آزمون آیزنک هر دو بعد روان‌پریش‌خویی و کنترل تکانه را سنجیده و بالا بودن آن نشان‌دهنده ویژگی‌های جامعه‌ستیزی است.

واژگان کلیدی

روان‌پریش‌خویی (Psychoticism)
بعدی از شخصیت در نظریه آیزنک که با خصومت، پرخاشگری، کنترل ضعیف تکانه و ویژگی‌های جامعه‌ستیزی مشخص می‌شود.
مقبولیت اجتماعی (Social Desirability)
تمایل آزمودنی به تحریف پاسخ‌ها در آزمون‌های عینی برای خوب نشان دادن خود که توسط مقیاس L سنجیده می‌شود.
مدل شخصیت بهنجار
چارچوب نظری پرسشنامه NEO که ویژگی‌های سالم شخصیت را می‌سنجد و فاقد مقیاس‌های تشخیصی بالینی است.

اشتباه‌های رایج

  • طبقه بندی ویژگی نوع‌دوستی در حیطه تجربه‌گرایی؛ نوع‌دوستی از جنبه‌های فرعی حیطه موافقت است.
  • پندار اینکه جنبه‌های تخیل و زیبایی‌شناسی متعلق به برون‌گرایی هستند؛ این جنبه‌ها متعلق به حیطه تجربه‌گرایی می‌باشند.
  • استفاده خودسرانه از پرسشنامه NEO برای تشخیص بیماری‌های روانی در کلینیک؛ این پرسشنامه برای سنجش شخصیت بهنجار است.
  • تصور اینکه بالا بودن نمره مقیاس P در آزمون آیزنک نشانه جامعه‌پسندی بالا است؛ این نمره نشان‌دهنده جامعه‌ستیزی و نشانه تشخیصی ضداجتماعی است.
  • این باور غلط که مقیاس E در آیزنک هیچ اطلاعاتی درباره درون‌نگری نمی‌دهد؛ نمرات پایین در این مقیاس تمایل به درون‌نگری را نشان می‌دهد.

جمع‌بندی این مفهوم

  • حیطه روان‌رنجورخویی در پرسشنامه NEO شامل جنبه‌های اضطراب، تکانش‌گری و آسیب‌پذیری است.
  • جنبه‌های تخیل، زیبایی‌شناسی و ارزش‌ها متعلق به تجربه‌گرایی و نوع‌دوستی متعلق به موافقت است.
  • NEO برای ارزیابی شخصیت بهنجار است و کارایی آن در تشخیص اختلالات روانی اثبات نشده است.
  • مقیاس P آیزنک روان‌پریش‌خویی و کنترل تکانه را سنجیده و با ویژگی‌های جامعه‌ستیزی مرتبط است.
  • مقیاس L آزمون آیزنک تلاش آزمودنی برای جعل پاسخ‌ها جهت دستیابی به مقبولیت اجتماعی را می‌سنجد.

نکتهٔ تکمیلی

جالب است بدانید که هانس آیزنک یکی از اولین پیشگامانی بود که مبانی عصب‌شناختی را برای ابعاد شخصیت مطرح کرد. او معتقد بود تفاوت میان افراد درون‌گرا و برون‌گرا در میزان برانگیختگی پایه سیستم فعال‌ساز مشبک صعودی (ARAS) مغز نهفته است. بر اساس این نظریه، مغز درون‌گراها به طور طبیعی برانگیختگی پایه‌ای بالایی دارد، بنابراین آن‌ها از محرک‌های شدید بیرونی اجتناب می‌کنند تا بیش از حد برانگیخته نشوند (پناه بردن به درون‌نگری)؛ در حالی که برون‌گراها برانگیختگی پایه پایینی دارند و برای رسیدن به سطح مطلوب هوشیاری، فعالانه به دنبال هیجان و محرک‌های بیرونی هستند.

شاخص‌های روایی MCMI و آزمون رورشاخ

شاخص‌های روایی و اصلاحی در آزمون MCMI

در ارزیابی‌های روان‌شناختی بالینی، کنترل سوگیری‌های پاسخ‌دهی مراجعان اهمیت ویژه‌ای دارد. در آزمون بالینی چندمحوری میلون (MCMI)، چهار مقیاس یا شاخص روایی و اصلاحی برای بررسی صداقت و سبک پاسخ‌دهی مراجع طراحی شده است. این شاخص‌ها عبارتند از: یک، شاخص اعتبار که با مقیاس V نشان داده می‌شود و دقت پاسخ‌دهی مراجع را ارزیابی می‌کند. دو، شاخص افشاگری که با مقیاس X مشخص می‌شود و نشان‌دهنده میزان گشودگی و تمایل بیمار به افشای مشکلاتش است. سه، شاخص مطلوب بودن که با مقیاس Y اندازه‌گیری می‌شود و تلاش بیمار برای خوب جلوه دادن خود را می‌سنجد. چهار، شاخص تحقیر که با مقیاس Z ارزیابی می‌شود و تمایل بیمار به اغراق در مشکلات و نشان دادن خود به عنوان فردی آسیب‌دیده یا تحقیرشده را ثبت می‌کند.

شاخص MCMIنام مقیاسوظیفه سنجش بالینی
اعتبارمقیاس Vبررسی روایی پروتکل و پاسخ‌های نامحتمل
افشاگریمقیاس Xمیزان باز بودن و بیان مشکلات توسط بیمار
مطلوب بودنمقیاس Yتمایل به مقبولیت اجتماعی و پنهان‌کاری آسیب‌ها
تحقیرمقیاس Zبزرگ‌نمایی آسیب‌ها و ابراز درماندگی مفرط
آزمون فرافکن رورشاخ: مزایا و پیش‌فرض‌ها

در کنار آزمون‌های عینی، آزمون‌های فرافکن تصویر متفاوتی از ساختار روان ارائه می‌دهند. بر اساس رویکرد آزمون شخصیتی فرافکن رورشاخ (لکه‌های جوهر)، یکی از بزرگ‌ترین مزایا و نقاط قوت این ابزار، توانایی فوق‌العاده آن در روشن ساختن دیدگاه‌های فرد نسبت به خود و محیط پیرامونش است. پیش‌فرض بنیادین در آزمون رورشاخ این است که ادراک فرد از خود و جهان اطراف، تأثیر عمیقی بر شیوه پاسخ او به کارت‌های آزمون دارد؛ به عبارتی دیگر، فرض بر این است که آزمودنی دقیقاً بر اساس ادراکی که از خود و محیط پیرامون خود دارد، به کارت‌های مبهم آزمون پاسخ می‌دهد و این پاسخ‌ها بازتاب ساختار ناهشیار او هستند.

تفاوت رویکرد عینی و فرافکن در ارزیابی

در نهایت، ترکیب آزمون‌های عینی مانند میلون با ابزارهای فرافکنی مانند رورشاخ، سنجش بالینی را کامل‌تر می‌کند. آزمون میلون با تکیه بر مقیاس‌های روایی V، X، Y و Z سوگیری‌های آگاهانه و ناآگاهانه بیمار را در خودگزارش‌دهی کنترل می‌کند؛ در حالی که رورشاخ بدون تکیه بر چنین مقیاس‌های روایی مستقیم، از طریق پاسخ‌های مراجع به کارت‌های مبهم، فرآیند فرافکنی ادراک او از خود و محیط را منعکس می‌سازد تا ساختار درونی شخصیت مراجع نمایان شود.

در آزمون MCMI، شاخص مطلوب بودن با مقیاس Y و شاخص تحقیر با مقیاس Z سنجیده می‌شود که نشان‌دهنده سوگیری‌های متضاد مراجع در گزارش علائم است.

واژگان کلیدی

شاخص افشاگری (Scale X)
مقیاسی در آزمون میلون که مشخص می‌کند بیمار تا چه اندازه در بیان علائم و مشکلات روانی خود روراست یا پنهان‌کار بوده است.
شاخص تحقیر (Scale Z)
مقیاسی در آزمون میلون که میزان بزرگ‌نمایی و غلو کردن بیمار در ابراز دردهای روانی خود را ارزیابی می‌کند.
آزمون فرافکن رورشاخ
آزمون شخصیتی غیرساختاریافته متشکل از ده کارت لکه جوهر قرینه که ناهشیار و ادراک فرد از جهان را می‌سنجد.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه گرفتن کدهای مطلوب بودن و تحقیر در MCMI؛ مطلوب بودن با مقیاس Y و تحقیر با مقیاس Z سنجیده می‌شود (نه برعکس).
  • این فرض نادرست که مقیاس X در MCMI اعتبار پاسخ‌ها را می‌سنجد؛ مقیاس V شاخص اعتبار است و مقیاس X شاخص افشاگری است.
  • تصور اینکه در آزمون رورشاخ، ادراک فرد از خود و جهان تأثیری بر شیوه پاسخ او به کارت‌ها ندارد؛ اساس رورشاخ بر این فرآیند فرافکنی استوار است.

جمع‌بندی این مفهوم

  • آزمون MCMI دارای چهار شاخص اصلاحی V، X، Y و Z برای کنترل سبک پاسخ‌دهی است.
  • شاخص مطلوب بودن (Y) و تحقیر (Z) به ترتیب تلاش برای خوب یا بد نشان دادن علائم را ارزیابی می‌کنند.
  • مقیاس V شاخص روایی و اعتبار آزمون و مقیاس X شاخص افشاگری مراجع است.
  • آزمون رورشاخ ابزاری فرافکن است که دیدگاه‌های عمیق فرد نسبت به خود و محیطش را فاش می‌کند.
  • پیش‌فرض رورشاخ این است که پاسخ مراجع به کارت‌ها تحت تأثیر ادراک درونی او از جهان است.

نکتهٔ تکمیلی

آزمون رورشاخ که در سال ۱۹۲۱ توسط هرمان رورشاخ روان‌پزشک سوئیسی ابداع شد، در ابتدا به عنوان ابزاری برای تشخیص اسکیزوفرنی طراحی شده بود و نه ارزیابی شخصیت. هرمان رورشاخ متوجه شد که بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی، لکه‌های مبهم جوهر را به شکل بسیار متفاوتی نسبت به افراد عادی ادراک و تفسیر می‌کنند. او شیفته این شد که چگونه فرآیند ادراک (چگونه مراجع تصویر را می‌بیند) بیش از محتوا (چه چیزی را می‌بیند) ساختار روانی را فاش می‌سازد. سیستم جامع اکسنر (Exner Comprehensive System) بعدها توانست با استانداردسازی نمره‌گذاری این آزمون، رورشاخ را به یکی از معتبرترین ابزارهای سنجش بالینی در جهان تبدیل کند.

خلاصهٔ درس

پشت نقاب شخصیت چه می‌گذرد؟

Clinical Psychology · Personality Assessment

نظریه‌های بنیادی و رفتارگرایی

  • آلپورت شخصیت را به دو دسته صوری (نقاب) و عمقی تقسیم کرد.
  • واژه پرسونالیتی از پرسونا (ماسک تئاتر یونان) گرفته شده است.
  • در رفتارگرایی، عادت با کاهش شدت هیجان درونی آموخته می‌شود.
  • کتل صفات را به دو نوع ظاهری (گذرا) و عمقی (پایدار) تقسیم کرد.
  • یونگ افراد را روی پیوستار درون‌گرایی-برون‌گرایی توصیف می‌کند.
عادت (Habit)
واحد ساختاری شخصیت در رفتارگرایی

نکته: ماسک پرسونا در یونان باستان برای تقویت فیزیکی صدای بازیگر استفاده می‌شد.

سنجش عینی و روش‌های بالینی

  • متخصصان بالینی، روش بالینی را برتر از آزمون عینی می‌دانند.
  • در مشاهده طبیعی مراجع متوجه سنجش و دوربین یا آیینه نمی‌شود.
  • اساس سوسیومتری مورنو بر انتخاب شریک و تحلیل روابط عاطفی است.
  • اولین آزمون عینی، مقیاس اطلاعات فردی وودورت (۱۹۱۸) نام داشت.
  • در ملاک‌یابی تجربی، توانایی تفکیک گروه‌های بالینی ملاک است.
سوسیومتری (Sociometry)
ترسیم روابط عاطفی اعضای گروه

نکته: اعتباریابی سازه‌ای آزمون فرآیندی مداوم و بی‌پایان پس از انتشار است.

سیاهه‌های بالینی و آزمون NEO

  • در آزمون MMPI-۲ تنها از ۳۷۰ سؤال برای نمره‌گذاری استفاده می‌شود.
  • مقیاس خودبیمارانگاری (Hs) نگرانی بدنی و هیستری (Hy) فرار از تعارض است.
  • نمره خام بالا در مقیاس MF زن، نشانگر اعتمادبه‌نفس بالا است.
  • سیاهه SCL-۹۰-R علائم بیماری مراجع را در یک هفته اخیر می‌سنجد.
  • شاخص GSI در SCL-۹۰-R، نشان‌دهنده عمق اختلال و درماندگی است.
شاخص شدت کلی (GSI)
نشان‌دهنده عمق اختلال و درماندگی

نکته: مقیاس‌های هامیلتون و مونتگمری-آسبرگ برای ردیابی درمان افسردگی هستند.

سنجش فرافکن و آزمون رورشاخ

  • در رورشاخ، پاسخ W نشانه انتزاع و Dd نشانه جزئیات غیرعادی است.
  • پاسخ S (فضای سفید) در رورشاخ نشانگر منفی‌گرایی و کنترل خشم است.
  • پاسخ M (حرکت انسان) با خلاقیت و تفکر درون‌گرا همبستگی دارد.
  • تعداد کل پاسخ‌ها (R) اگر پایین باشد نشانه دفاعی بودن بیمار است.
  • انتساب رنگ به بخش‌های سیاه یا خاکستری لکه را فرافکنی رنگ گویند.
همبستگی فریبنده (Illusory Correlation)
سوگیری تفسیری

نکته: آزمون جملات ناتمام راتر حد وسط روش‌های عینی و فرافکن به شمار می‌رود.

نظریه مورای، آیزنک و میلون

  • مورای شخصیت را تعامل احتیاج (نیاز) و فشار محیط (پرس) می‌داند.
  • در آزمون TAT داستان مراجع بر اساس نیازها و فشارهای قهرمان است.
  • آزمون بندر گشتالت رشد حرکتی کودکان و ضایعات مغزی را می‌سنجد.
  • مقیاس P در آیزنک خصومت و مقیاس L مقبولیت اجتماعی را می‌سنجد.
  • در آزمون میلون، شاخص Y مطلوب‌بودن و شاخص Z تحقیر را می‌سنجد.
روان‌پریش‌خویی (Psychoticism)
بعد زیستی آیزنک معرف خصومت

نکته: مقبولیت اجتماعی با مقیاس L آیزنک یا مقیاس Y میلون سنجیده می‌شود.

نکات کلیدی

  • عادات رفتاری حاصل کاهش محرک یا هیجان درونی هستند، نه بازتولید آن.
  • در آزمون عینی، نمره کل یکسان لزوماً به معنای تشابه کامل شخصیت نیست.
  • آزمون SCL-۹۰-R سطح علائم یک هفته اخیر را می‌سنجد، نه ویژگی‌های شخصیت.
  • تعداد نیازهای مورای شامل ۱۳ نیاز اولیه و ۲۸ نیاز ثانویه است، نه برعکس.
  • پرسشنامه NEO برای ارزیابی شخصیت بهنجار است، نه تشخیص بالینی اختلالات.
  • در آزمون میلون، شاخص Y مطلوب‌بودن و شاخص Z تحقیر را می‌سنجد (نه برعکس).

یک تست از این درس

خودت را بسنج

در ارتباط با ویژگی‌های ارزیابی شخصیت در آزمون‌های فرافکن و نظریه نیاز مورای، کدام مورد درست است؟

  1. آزمون‌های فرافکن بخشی از شخصیت را ارزیابی می‌کنند و دستورالعمل‌های استانداردسازی بیشتری دارند؛ و روابط میان احتیاج و پرس به عنوان واحد شخصیت، به هیچ وجه قابل بررسی یا سنجش علمی نیست.
  2. آزمون‌های فرافکن کل شخصیت را ارزیابی می‌کنند اما دستورالعمل‌های استانداردسازی کمتری دارند؛ و روابط میان احتیاج و پرس به عنوان واحد شخصیت، کاملاً قابل بررسی، مشاهده و سنجش علمی است.
  3. آزمون‌های فرافکن کل شخصیت را ارزیابی می‌کنند اما دستورالعمل‌های استانداردسازی کمتری دارند؛ و روابط میان احتیاج و پرس به عنوان واحد شخصیت، به هیچ وجه قابل بررسی یا سنجش علمی نیست.
  4. آزمون‌های فرافکن بخشی از شخصیت را ارزیابی می‌کنند و دستورالعمل‌های استانداردسازی بیشتری دارند؛ و روابط میان احتیاج و پرس به عنوان واحد شخصیت، کاملاً قابل بررسی, مشاهده و سنجش علمی است.
دیدن پاسخ و توضیح

پاسخ درست: گزینه ۲

آزمون‌های فرافکن به دلیل تنوع پاسخ‌دهی، کل شخصیت فرد را ارزیابی می‌کنند، اما در مقایسه با ابزارهای عینی، دستورالعمل‌های استانداردسازی کمتری دارند. همچنین روابط میان احتیاج و پرس (محیط) که واحد اصلی شخصیت را شامل می‌شود، کاملاً قابل بررسی، مشاهده و سنجش علمی هستند، پس گزینه دوم درست است. بررسی سایر گزینه‌ها: گزینه اول: آزمون‌های فرافکن کل شخصیت را ارزیابی می‌کنند و استانداردسازی کمتری دارند؛ روابط میان احتیاج و پرس نیز کاملاً قابل سنجش علمی است. گزینه سوم: روابط میان احتیاج و پرس کاملاً قابل بررسی و سنجش علمی است. گزینه چهارم: آزمون‌های فرافکن کل شخصیت را ارزیابی می‌کنند و استانداردسازی کمتری دارند.

تمرین بیشتر در اپ

درس‌های دیگر این بخش · روانشناسی بالینی